, ,

شما فراتر از چیزی هستید که می‌ اندیشید!

چطور میشه انسان به قابلیت های خودش پی ببرد

شما فراتر از چیزی هستید که می‌ اندیشید!

این راز من است، خیلی هم ساده است: فقط با دل می‌شود درست دید. آنچه اساسی است با چشم دیده نمی‌شود.

آنتوان دو سنت اگزوپری

شما که هستید؟ به‌احتمال‌زیاد در پاسخ به این سؤال، انگشت شست یا اشاره‌ی خود را روی سینه می‌گذارید. اگر بگویم نه، این‌که فقط جسم شماست، آن‌وقت به‌احتمال‌زیاد نامتان را می‌گویید. پاسخ بازهم نادرست است. نام از هنگام تولد به میان می‌آید، گرچه قبل از آن‌هم شما وجود داشته‌اید؛ حتی قبل از اینکه پدر و مادرتان از وجود شما خبر داشته باشند.

لحظه‌ای درباره‌ی خلقت خود فکر کنید. تکامل، راهی چند میلیارد ساله را رفت تا به انسان رسید. نسل به نسل، هوش مخلوقات بیشتر شده است.

سپس دو سلول به هم چسبیدند و به شکلی معجزه‌آسا تقسیم شدند و جسم و مغزی ساختند که آرزوی تمام مخلوقات این سیاره است. این موجود جدید با تبدیل‌شدن به توده‌ای از نیروی هوشمند بالغ شد، که البته به چشم ما جامد به نظر می‌رسد.

اما انسان فقط جسم و مغز نیست. جسم و مغز بخشی از شما هستند.

این‌ها لازمه‌ی بودن است. بدون هوش و خلاقیت نمی‌توان انسان بود. احتمال اینکه این جهان پیچیده و منظم اتفاقی به وجود آمده باشد، به این اندازه است که انفجاری در یک چاپخانه به خلق لغت‌نامه و بستر منجر شده باشد.

فکر کنید: همه‌چیز در چاپخانه آماده است، بعد انفجاری رخ می‌دهد، کاغذها به هوا می‌روند، مرکب به درودیوار می‌پاشد، تکه‌های فلز این‌طرف و آن‌طرف می‌روند و …یک لغت‌نامه‌ی خوشگل جلد شده و بی غلط می‌پرد بیرون. غیرممکن است.

اگر به کشفیات علمی شک دارید، فرض کنید ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که دائم بزرگ می‌شود، هرلحظه بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. این را از مطالعه‌ی کهکشان‌ها متوجه شده‌ایم که مدام از هم فاصله می‌گیرند. اگر به گذشته بازگردیم چه می‌شود؟

کهکشان‌ها به هم می‌چسبند، طوری که به قول دانشمندان به «وحدت» ابتدایی می‌رسند. اگر ابتدایی وجود داشته، پس این ابتدا خالقی هم داشته است. مگر اینکه بگوییم خودبه‌خود به وجود آمده است. امکان دارد؟ منطقی نیست.

اگر منطقی باشد، باید تمام قوانین شیمی و فیزیک را دور بریزیم. اگر قبول کنیم که خدایی نیست. یعنی قبول کرده‌ایم تمام قوانین علمی حرف مفت است.

برای بعضی، دنیای مادی همین‌طور که هست یک آیه است. «مایکل به» در کتاب «جعبه‌ی سیاه داروین» که در سال ۱۹۹۶ نوشته است، به پیچیدگی‌های خون و به‌ویژه لخته شدن آن می‌پردازد. من ساده عرض می‌کنم (به پروفسور بیوشیمی است و از لغات تخصصی متعددی استفاده کرده است) که او قبول ندارد لخته شدن خون حاصل انتخاب اصلح داروین است. او اعتقاد دارد که این قضیه به‌دقت طراحی‌شده است. (این طراحی کار چه کسی است؟)

پیشنهاد میکنم این مقاله شگفت انگیز  راهم از دست ندهید: چگونه مشاور درون در ناخودآگاه به ما کمک می‌کند؟

اگر شما به آن طراح که به نظر من خداوند است اعتقاد ندارید، این کتاب به هیچ دردتان نمی‌خورد. من مصرانه معتقدم ما خلق شده‌ایم و به خالق خود متصل هستیم. هر وقت و هر جا که بخواهیم، می‌توانیم صدایش کنیم. مهم این است که خود را جدا ندانید.

یک قطره از اقیانوس در هر نقطه از اقیانوس که باشد، همه‌ی محتویات اقیانوس را در خود دارد. آب است چون ما اسمش را آب گذاشته‌ایم، ولی درواقع از دواتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن ساخته‌شده است و این پیوند،‌ یک ذخیره‌ی انرژی است.

اگر پیوند محکم باشد، به شکل مایع یا جامد است. اگر آب را حرارت بدهیم بخار می‌شود، یعنی آب هست ولی داخل هواست. وقتی می‌میریم نیز همین اتفاق می‌افتد. اتم‌ها و مولکول‌های ما به منشأ خود برمی‌گردند.

من رابطه‌ی میان جسم و ذهن را به هواپیمای جنگنده‌ی اِف ۱۶ تشبیه می‌کنم. هرقدر بهتر کارایی‌اش را بدانیم، راحت‌تر پرواز می‌کند. آموزش خلبانی آن را در نظر بیاورید. ما هم باید همین‌طور هدایت خود را یاد بگیریم.

مثل آموزش خلبانی، این آموزش هم‌پایه‌ای دارد. شما به‌راستی کیستید؟

شما انرژی هوشمندی در یک قالب به نام بدن هستید.

همانند هر وسیله‌ی نقلیه‌ای یک موتور (مغز) و یک بدنه (بدن) دارید.

ذهنی آگاه دارید که شش عملکرد هوشمند دارد.

ذهنی ناآگاه با سه عملکرد دارید.

ساختاری شبیه رایانه دارید که خارج شدن از مسیر را کشف کرده است و اصطلاحات را به‌طور خودکار انجام می‌دهد.

نظام و اسلوبی دارید که مثل یک موتور جستجوگر به بررسی تمام اطلاعات پیرامون می‌پردازد و توجهتان را به آنچه مهم‌تر است، جلب می‌کند.

توان بالقوه‌تان بی‌نهایت است.

بسیاری از مردم توانمندی‌های خود را نمی‌شناسند. گمان می‌کنند قدرت ذهن همان ضریب استعداد تحصیلی است. ضریب استعداد تحصیلی که روزگاری آن را ضریب هوش می‌دانستند، فقط یکی از انواع هوش را نشان می‌دهد. هوش انواع دیگری هم دارد.

هوش معنوی: میزان درک از ارتباط با خداوند.

هوش هیجانی: مجموعه‌ای از چند هوش (کلامی، منطقی، موسیقایی، حرکتی و …)

استعداد تحصیلی (IQ).

هوش حسی: توانایی درک لرزش درونی خود یا انسانی دیگر.

ما از این توانایی‌ها برای هدایت آن بخش از جهان که دیده نمی‌شود ولی وجود دارد، استفاده می‌کنیم.

همه به این مقاله 5 ستاره داده اند شما چند امتیاز میدهید؟
  • امتیاز به این مقاله!
5.0
امتیاز کاربر 4.27 (11 رای)
درحال ارسال
امتیاز نظرات ( امتیاز دهی)
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درحال ارسال