,

قانون ارتعاش – همه‌چیز در کائنات دائم در حال ارتعاش و حرکت است

ارتعاش در کائنات چیست؟

قانون ارتعاش – همه‌چیز در کائنات دائم در حال ارتعاش و حرکت است

هم جنبه‌ی مادی و هم جنبه‌ی غیرمادی عالم ما از انرژی و هوش ساخته‌شده‌اند که به نحوی می‌جنبند. هیچ‌چیزی در استراحت مطلق نیست. تفاوت بین مادی و غیرمادی در سرعت ارتعاش آن است. به‌عنوان مال، امواج رادیویی وجود دارد ولی ما آن را حس نمی‌کنیم.

میز، جامد و ساکن به نظرمی آید. اما اگر با میکروسکوپی قوی به آن نگاه کنید، می‌بینید که مولکول‌ها فاصله و حرکت‌دارند. با میکروسکوپ، ارتعاشات بسیار آهسته‌ی مولکول‌های میز دیده می‌شوند. این مسئله درباره‌ی بدن انسان هم صدق می‌کند. همان‌طور که گفتم ، گرچه بدن انسان ثابت به نظرمی آید، اما بدن امروز او بدن دیروزش نیست. هر ثانیه ده میلیون سلول از دست می‌دهیم و می‌سازیم، گرچه این مطلب قابل‌دیدن نیست.

افکار و احساسات هم انرژی هستند.

وقتی نسبت به احساسات کسی حساس می‌شوید یا از احساسات خودتان آگاه می‌شوید، متوجه ارتعاش شده‌اید. وقتی می‌گوید (احساس خوبی دارم)، برداشت مثبت یا منفی ذهن خود را از این ارتعاش بیان می‌کنید. حتی می‌توانید خوبی و بدی ارتعاش را خودتان تعیین کنید، یعنی فکر کنید بد است یا خوب است.

انتخاب فکر دست خودتان است. شما تعیین می‌کنید چه نوع انرژی‌ای دریافت کنید یا بفرستید. اگر منفی را انتخاب کنید، فرکانس منفی ارسال می‌کنید و با آن هماهنگ می‌شوید. وقتی مثبت را انتخاب کنید، قضیه برعکس می‌شود و با فرکانس مثبت هماهنگ می‌شوید. اینکه کدام بد است و کدام خوب، دست شماست. مغز هم در این میان ابزار شماست و به‌عنوان مرکز کنترلی عمل می‌کند که کنترلش هم‌دست شماست.

مغز قوی‌ترین پردازشگر الکترومغناطیسی است. اگر از آن برای افکار مثبت استفاده کنید، همه‌چیز به سمت عینیت یافتن آن فکر مثبت حرکت می‌کند. هرقدر بیشتر تمرکز کنید، فرکانس قوی‌تر می‌شود. درست مثل‌اینکه با ذره‌بین آتش روشن کنید.

بیان متفاوتی از این قانون می‌گوید که (هر چیزی، شبیه خود را جذب می‌کند) یعنی آدم‌ها آن نوع انرژی را که شبیه انرژی خودشان است، جذب می‌کنند. آدم‌هایی که افکار مشابه دارند، جلب یکدیگر می‌شوند. در کار و ازدواج هم همین مطلب صادق است.

در زیر یک مثال از قانون ارتعاش در زندگی آقای جان آساراف یکی از کسانی که در فیلم راز در مورد قانون ارتعاش و قانون جذب صحبت میکرد را برایتان آورده ام.
تجربه‌ی من در babmboo.com یکی از بهترین مثال‌ها در مورد جذب است که در زندگی‌ام دیده‌ام. این شرکت، ده فناوری جدید را درزمینه ی گشت‌های مجازی ارائه کرد. برای اولین بار کاری کرد که مردم در اینترنت بتوانند ویدیو تماشا کنند و جایی را که تابه‌حال ندیده‌اند، بدون مسافرت به آنجا ببینند. Babmboo.com در حقیقت یک بنگاه املاک بود و به‌راستی موفق شد. من خوش‌اقبال بودم که در این گروه خلاق عضو شدم.

من عضویت در babmboo.com را مدیون لن مک کوردی هستم که او را چند سال قبل از آن هنگام به هم زدن یک شراکت دیده بودم. لن کارهای فسخ شراکت ما را حل‌وفصل می‌کرد و به من گفت که تحت تأثیر رفتارم قرارگرفته است.

چون من کاملاً کنترل خودم را در دست داشتم و آرام، محکم و سخاوتمندانه از کاری که دیگر مناسبم نبود فاصله می‌گرفتم و این در حالی بود که داشتم سیصد هزار دلار ضرر می‌کردم. برای همین او وقتی دنبال کسی برای راه‌اندازی کسب‌وکار پسرانش می‌گشت، من را انتخاب کرد.

کارش درست بود. این شرکت ضمن خلاقیت بسیار جذاب بود. همیشه جذاب بود و فکرهای نو داشت. ما کاری می‌کردیم که مردم خود و توانمندی‌های خود را باور کنند. نحوه‌ی فروش ما بر اساس رشد فردی بود و از شیوه‌های فروش استفاده نمی‌کردیم. ما به مردم همین چیزها را یاد می‌دادیم که (شما می‌توانید هر چه را بخواهید داشته باشید) در عرض نه ماه، صدها هزار مشتری داشتیم و ماهیانه چندین میلیون دلار درمی‌آوردیم.

پیشنهاد میکنم این مقاله مهم را هم از دست ندهید : قانون ارتعاش چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب

اسم خودمان را (تیم یک مایل در چهار دقیقه) گذاشته بودیم. بعد از موفقیت افسانه‌ای (راجر بنیستر) – رکوردشکنی که برای اولین بار یک مایل را در کمتر از چهار دقیقه دوید – خیلی‌ها توانستند این کار را بکنند؛ چون یک نفر توانسته بود. یعنی همه فهمیدند این کار شدنی است. ما عهده کرده بودیم کاری را که غیرممکن به نظر میاید، انجام بدهیم. ما می‌خواستیم رکورد خودمان را بشکنیم. به مردم آموزش می‌دادیم و بعد امتحان می‌گرفتیم که بعد از قبولی در امتحان، عضو تیم می‌شدند.

این نوع انرژی خیلی جذاب است. بسیاری از اعضای babmboo.com باکسانی که پیش از آن با ما همکاری می‌کردند، دوست بودند. انگار همه دوست داشتند بخشی از این انرژی خلاق باشند.

در سال ۲۰۰۰ که شرکت با (آیپیکس) شریک شد، فرهنگ سازمان چنان به سمت منفی سیر کرد که دیگر دوستش نداشتم، جدایی از آن آدم‌ها برایم تلخ بود ولی چاره‌ای نداشتم. شم و شهودم این‌طور حکم می‌کرد.

ازلحاظ منطقی اگر هر چیزی شبیه خودش را جذب کند، دو چیز مخالف هم باید یکدیگر را دفع کنند. این مسئله سبب شد از بامبو روم و همین را هنگام جدایی از همسرم نیز دیده بودم. اما تا همسر فعلی‌ام را ندیده بودم، به قانون جذب در روابط عاشقانه توجه نکرده بودم. شبیه جنون نیست؟ نباید به جذب در عشق توجه کنیم؟ منظورم آن نیست که قبل از‌ آن توجهم به کسی جلب نشده بود؛ چون شده بود. آن‌قدر شده بود که دوباره ازدواج‌کرده بودم!

این ربطی به قانون جذب ندارد. پس از دومین طلاق، متوجه شدم که باید رادار روابطم را درست کنم. از اشتباهات گذشته عبرت گرفتم. ازدواج‌هایم انفجاری و به دلایلی غیر از عشق بودند. به صداقت در رابطه بی‌توجهی کرده بودم به‌خصوص که به پدر و مادرم نیز در مورد احساساتم راست نگفته بودم. تصمیم گرفتم از قانون جذب استفاده کنم.

جزییات همسر مطلوبم را تصور کردم. آن‌ها را روی ورق کاغذی نوشتم و ورقه را پنهان کردم. آنچه را در درونم بود، بیرون ریخته بودم. همان کسی باشد که دلم می‌خواست، خانواده‌دوست باشد و … همه را نوشتم.

بعد تصمیم گرفتم در برخوردها عجله به خرج ندهم. یعنی سعی کردم زیاد در اوضاع دخالت نکنم. به عهده‌ی خدا گذاشتم تا هر وقت زنی مناسب من پیدا شد، خودبه‌خود بفهمم. دلیلی برای عجله وجود نداشت.

ماریا را در سالن ورزش دیدم و قرار ملاقات گذاشتیم. روزهای خوبی داشتیم و سعی می‌کردیم یکدیگر را بشناسیم. دو سال نامزد بودیم. بعد تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم. بعدها نوشته‌هایم را در مورد همسر مطلوبم به ماریا نشان دادم. از شباهت خارق‌العاده‌اش با نوشته‌ی من شگفت‌زده شد. حالا زنی داشتم که مطلوبم بود. قانون جذب کار خودش را کرده بود.

ضرب‌المثلی هست که می‌گوید (کبوتر با کبوتر باز با باز-کند همجنس با همجنس پرواز.) این هم یک را برای شرح قانون جذب است.

یک‌بار از سخنرانی به اسم رابرت آلن که درباره‌ی پول و ثروت کتاب می‌نویسد و میگفت درآمد هر شخص، میانگین درآمد ده دوست صمیمی‌اش است. یعنی محدوده‌ی شما انعکاس و فرکانس ادراک تان از واقعیت است. شما قبول دارید دوستان، تفریحات و جاهایی که برای غذا خوردن می‌روید را در نظر بیاورید. آدم‌هایی شبیه به خودتان را می‌بینید. درباره‌ی شغلتان فکر کنید: چه کسانی جذب انجام‌شده‌اند؟ تصور می‌کنید چطور جذب‌شده‌اند؟ رئیس خود را در نظر بیاورید. همه‌ی مجموعه به نحوی شبیه او هستند، حتی اگر عین او نباشند. نکته‌ای برای مدیران: اگر از رفتار زیرمجموعه‌تان راضی نیستید، اول رفتار خودتان را بررسی کنید.

, ,

دیدن نشانه های قانون جذب و داشتن حس خوب در زندگی

نقش احساس در بوجود آمدن احساس خوب در قانو نجذب

دیدن نشانه های قانون جذب و داشتن حس خوب در زندگی چطور بدست می آیند؟

وقتی از ته دل خواسته ای رو طلب میکنید ، نشانه ها همه جا دور و بر شما هستند. به مفهوم واقعی کلمه وقتی انرژی خواسته شما به گیتی ارسال میشود ، یک نوع هدایت مستقیم در طبیعت سرراه شما قرار میگیرد که اغلب آن را نمیبینند و نمیشنوند و یا اگر پیام را درک کنند :

عوام” آنرا بصورت تصادف یا شانس می نامند.
مذهبیون” آنرا ” دست غیب ” مینامند
و “دانشمندان” فیزک و کوانتوم معتقدند این ها همان “ارتباطات کیهانی” و یا “پیام های عالم هستی ” در اثر ارسال امواج انرژی ما هستند که به سوی ما می آیند و ما را برای رسیدن به سوی هدفمان راهنمایی میکنند.

فصل مشترک همه ی این اعتقادات نشان دهنده این است که :
وقتی خواسته ای را طلب میکنیم و بخصوص آن را مینویسیم، پیامی برای عالم ارسال میکنیم که : “من آماده دریافت خواسته ام هستم

خدا ، دنیا یا جهان هستی نیز

همگی با فرستادن نشانه ها به ما پاسخ میدهند که 

“پیامِ آمادگی ات را دریافت کردیم و در حال کار کردن روی آن هستیم پس در زمانبندی مناسب آن را به تو می دهیم وظیفه تو این است که آسوده خاطر و پر از عشق باشی همیشه”

باید دقت کنیم! چشم و گوش و هوش خود را بکار بیاندازیم و
نشانه ها را از اتفاقات عادی تشخیص دهیم، دنبال آن ها برویم که در انتهای راهِ نشانه ها حتماً بهشت آرزوهای ما خواهد بود.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید:قانون جذب چیست؟ چگونه از قانون جذب استفاده کنم؟

 

ﺣﺲ ﺧﻮﺏ ﻭ ﻋﺎﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﻤﻮﻥ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺍﯾﻪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﺗﻮﻥ ﺑﺮﺳﻮﻧﻪ

ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﯼ ﺧﺎﻟﻖ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﮐﻪ بی نیاز ﻣﻄﻠﻘﻪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﺗﻮﻥ ﺑﺮﺳﻮﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺰﯾﻨﺶ ﺍﺯﺷﻤﺎ ﻣﺜﻞ ﻫﺮ ﻋﺎﺷﻖ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺷﺎﺩﯼ ﺩﻝ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﻭ ﺍﺯﺗﻮﻥ ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺩﺍﺭﻩ ﻧﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮ‏!

ﭘﺲ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﻌﻒ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﻤﻠﯽ ﺷﺪﻥ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﺗﻮﻥ به ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﯽ ﺍﯾﻦ ﺣﺲ ﺧﻮﺏ ﺭﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺷﻤﺎ ﺣﺎﺿﺮ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭﺗﻮﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ.

ﯾﺎﺩﺗﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﮔﻪ ﺣﺲ ﻣﻨﻔﯽ( ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻋﺼﺒﯿﺖ ﻭ …‏) ﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﮐﻨﯿﺪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﺍﺯ ﭘﻮﻝ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﯿﺘﻮﻥ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﯾﺪ ﭘﺲ ﮔﺮﻓﺘﯿﺪ.

ﻣﺜﻼً ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺭﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺩﺍﺩﯾﺪ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﺍ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺷﺐ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﺪ ﯾﻌﻨﯽ ﮐﻠﯽ ﺍﺯ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﺮﺩﯾﺪ ﻭ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ ﺍﮔﻪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺎﻟﺘﻮﻥ ﺑﺪ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ ﺣﺲ ﻣﻨﻔﯽ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺣﺴﺎﺏ و ﮐﺘﺎﺏ، ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭ ﺷﺪﯾﺪ ﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﻭﺭ ﺑﺸﯿﺪ.
ﺳﺮﯾﻊﺗﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ فرکانسِ ﺍﺣﺴﺎﺱِ ﺧﻮﺏ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﯽ :

” ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺁﻥ ﻫﺴﺘﻢ”

دانلود کتاب قانون جذب

, ,

اثرات شگفت انگیز دعا و نفرین در زندگی!

دعا در زندگی انسان چه نقشی دارد؟

اثرات شگفت انگیز دعا و نفرین در زندگی! مطلبی بسیار جالب وحیرت انگیز از کارکرد امواج نامرئی در اطراف ما :

وقتی برای کسی از ته قلب آرزوی موفقیت شادی و سلامتی می کنید، امواج نامرئی تفکرات و انرژی شما تشخیص نمی دهد که این آرزو متوجه دیگریست.
این موج نیک خواهی ابتدا خود شما را سرشار از ماهیت خویش می کند.

در حالت دعا تمامی قوای معنوی، سلول های مغز و حتی سیستم عصبی، زیر بارش این ذرات بهشتی قرار می گیرند که خود شما آن را تولید کردید.

اگر از کسی بیزار و متنفر باشید نیز ذرات و امواج کسالت و تنفر، نخست بر خود شما می بارد و سپس در ضمیر ناخودآگاهتان رسوب می کند.

با توجه به این واقعیت، ضمیر ناخودآگاه کسی که دعا و نفرین می کند، نمیتواند تشخیص دهد که این محصولات شفا بخش و یا مسموم کننده متعلق به فرد دیگریست و باید به سوی او صادر شود بلکه در این شرایط، ضمیر ناخودآگاه، آن محصولات را ابتدا خودش جذب می کند.

همیشه به یاد داشته باشید آبی که در رودخانه جاریست، نخست بستر خود را تر و سرشار از ذات خویش میکند و در نهایت به دریا میرسد.

با انسانهای مثبت معاشرت کن؛ چون آنها بر اندیشه وعقل و رفتارت تأثیر می گذارند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: با قانون جذب چگونه انرژی مثبت پخش کنیم؟

حالا چطور با انرژی منفی و یا نفرین مقابله کنیم؟

‌‌‌اگر چیزی منفی در زندگی تان باشد و بخواهید آن را تغییر دهید مراحل کار یکسان است:

با تصور و احساس خواسته تان به آن عشق بورزید. به یاد داشته باشید هر چیز منفی به دلیل عدم حضور عشق به وقوع می پیوندد

اگر مجبور به تصور چیزی متضاد با موقعیت منفی هستید به عنوان مثال اگر بیماری دارید که مایل به ترک آن از بدن تان هستید نسبت به بدن سالم و بدون بیماری خود عشق بورزید

آفرینش یعنی تولید پدیده ای جدید که جایگزین پدیده های قبلی و قدیمی شود.

لازم نیست به این بیندیشید که مجبور به تغییر چه چیزی هستید.

آنچه باید انجام بدهید نثار عشق به خواسته هایتان است و نیروی عشق در این وضعیت قادر به جایگزین شدن در برابر نکات منفی است.

نگرانی, عصبانیت, کینه, تنفر و چیزهایی از این دست, احساسات منفی نامیده می شوند زیرا که زمان و انرژی را هدر می دهند – یعنی, منفی بودن آنها به انرژی شان اشاره دارد.
برعکس, از آنجایی که احساساتی مانند شور, شادی, هیجان و امید سطح انرژی تان را افزایش می دهد, مثبت نامیده می شوند.
نگرانی به قدری عادی است که در اصل یک عادت طبیعی انسان است.
با این حال اثرات نامطلوبی از جمله اضطراب, تنش, پیری, اعتیاد, بی خوابی و اتلاف وقت دارد و اینها در مورد تمام احساسات منفی صدق می کند.

می توانید این احساسات را با به یاد آوردن این نکته به احساسات مثبت تبدیل کنید:
معمولا اضطراب اساس احساس منفی است. اضطراب ترس از دست دادن کسی یا چیزی یا مضایقه شدن چیزی از شما است, یعنی باور به اینکه نیروی دیگری غیر از نیروی شما بر اوضاع نظارت دارد.

چه می شود اگر به جای تسلیم شدن در برابر نگرانی و اضطراب درنگ می کردید و در عوض برای کمک دعا می کردید؟
آثار دعای شما به سرعت می تواند علت اندوه و افسرگی را متوقف کند و مساعدتی واقعی و پایدار را برایتان به همراه آورد و انرژی مثبت به شما منتقل کند.

 

دانلود کتاب قانون جذب

, ,

قانون ارتعاش چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب

ارتعاش چیست؟
, , , , ,

قدرت ضمیر خودآگاه و ذهن ناخودآگاه – اسرار مغز

ذهن خودآگاه و ناخودآگاه چیست ؟

یکی از مفاهیم مورد استفاده در بررسی قدرت مغز و ذهن در رسیدن به موفقیت، مغز خودآگاه و مغز ناخودآگاه هست . حتماً شما هم اسم این دو موجود مفهومی رو شنیدی !

در این بخش می خوام اهمیت استفاده از ذهن خودآگاه و ذهن ناخودآگاه رو در کسب موفقیت با تو دوست خوبم در میان بگذارم .

مغز خودآگاه و ناخودآگاه با نام ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه و ذهن خودآگاه و ناخودآگاه هم شناخته می شوند.

ضمیر ناخودآگاه

قدرت ضمیر ناخودآگاه خود را درک کنید؛ اگر واقعاً قصد دارید که در زندگی خود به موفقیت و کامیابی دست پیدا کنید، باید بدانید که ذهن ناخودآگاهتان به چه صورت کار می کند و از خود واکنش نشان می دهد. باید به این امر اعتقاد داشته باشید که هیچ گاه برای دست یابی به رویاها و آرزوها دیر نیست.
هیچ گاه برای تبدیل شدن به آن فردی که می خواهید، دیر نیست. « جرج الیوت »

 

مغز انسان به دو قسمت تقسیم می گردد: خودآگاه و ناخودآگاه.

شاید تاکنون بارها از زبان دانشمندان شنیده باشید که افراد تنها از ۱۰% ذهن خود استفاده مینمایند. باید توجه داشت که ضمیر ناخودآگاه بسیار بزرگ تر و نیرومند تر عمل می کند و در حدود ۹۰% دیگر از واکنش های ذهنی ما را نیز همین قسمت تحت کنترل خود دارد. آیا می دانید ممکن است در زندگی شما چه اتفاقاتی روی دهد اگر بتوانید به طور کامل از ضمیر ناخودآگاه ذهن خود استفاده کنید؟

بله می توانید از قدرت جادویی آن برای پیشبرد و ارتقای زندگی خود بهره بگیرید.

  • عملکرد ضمیر ناخودآگاه

ضمیر ناخودآگاه در محل استقرار خود از ما محافظت کرده و ما را زنده نگه می دارد. هر چیزی را که در زندگی خود با حواس پنجگانه مان احساس می کنیم، تمام چیزهایی را که می بینیم، می شنویم، حس می کینم، می چشیم و بو می کنیم برای تحلیل و بررسی های آتی به ذهن فرستاده می شوند و در قسمت ضمیر ناخودآگاه ما ذخیره خواهد شد.

در این قسمت از ذهن، نوعی مرجع کامل پیرامون کلیه وقایع زندگی ما درست می شود. فرض کنید شما یک تجربه منفی را در زندگی خود بدست آورده باشید، در این شرایط خاطره آن واقعه ناگوار در ذهن شما ثبت و ضبط خواهد شد.

اگر در هر زمان دیگری با یک چنین رویدادی به طور مجدد در زندگی خود مواجه شوید، ضمیر ناخودآگاه به طور اتوماتیک آن خاطره منفی را به یاد می آورد و فوراً احساسات، تصاویر و خاطرات مشابه را به ذهن می فرستد. کلیه خاطرات گذشته را به یاد شما می آورد و به شما آموزش می دهد که چگونه می توانید با در نظر گرفتن کلیه احساسات و افکارتان به آن پاسخ دهید.

یک نمونه مناسب که می توان در این زمینه مطرح کرد، مثال همان کتری پر از آب در حال جوشیدن است. اگر دست شما یک مرتبه با کتری بسوزد در ذهن شما حک میشود که کتری داغ بوده و می تواند دست شما را بسوزاند و به شما آسیب وارد سازد.

اگر یک چنین قابلیتی را نداشتیم، آنوقت به تکرار اشتباهات خود ادامه میدادیم.

 

ضمیر ناخودآگاه این قابلیت را دارد که در آن واحد کارهای متفاوت را انجام داده و واکنش های بیشماری را بررسی کند. در عین حال شما می توانید راه بروید، تنفس کرده، و قلبتان ضربان خود را داشته باشد و… کلیه این وقایع در ذهن فرد ثبت می شود.

لازم به ذکر است که ذهن انسان به صورت ۲۴ ساعته در حال فعالیت می باشد، یکسره و بدون توقف و استراحت. یکی دیگر از نمونه های بارز ضمیر ناخودآگاه، رانندگی است.

زمانیکه شما در حال رانندگی هستید، اصلاً به نحوه عملکرد خود فکر نمی کنید و تمام اعمال خود را با فکر انجام نمی دهید، بلکه همه کارها به صورت اتوماتیک وار انجام می شوند، شما فقط رانندگی می کنید.

نکته مثبتی که در مورد ضمیر ناخواگاه وجود دارد این است که ما را قادر می سازد تا آرزوها و اهداف خود را عملی کنیم. می توانید ذهن خود را طوری برنامه ریزی کنید که سبب موفقیت شما در تمام عرصه های زندگی گردد. کلیه افکار، رفتار، و تجربیاتی که از طریق ذهن خوآگاه درک می گردند، در ضمیر ناخودآگاه شما ثبت و ضبط می شوند،

اما نکته جالبی که باید در این زمینه به خاطر داشت آن است که ضمیر ناخوآگاه هیچ گونه تفاوتی میان واقعیت ها و تصورات ذهنی فرد قائل نمی شود.

برای ضمیر ناخودآگاه فرد محدودیتی در زمینه زمان و مکان وجود ندارد. یکی از بهترین تکنیک هایی که از طریق آن می توانید ضمیر ناخودآگاه خود را برنامه ریزی کنید، این است که موفقیت را در ذهن خود به تصویر بکشید. این کار به شما کمک می کند تا بتوانید به صورت خودآگاه جذب چیزهایی بشوید که آنها را میخواهید.

به این منظور می بایست تصاویری را که برایتان خوشایند هستند در ذهن خود مجسم کنید. این تجسم هم شامل احساسات شما می شوند و هم افکارتان. فکر کردن به چیزهای خوب و مثبت همچنین می تواند ضمیر ناخودآگاه را در رسیدن به موفقیت ترغیب کند. شما این قدرت را دارید که افکار خودتان را انتخاب کنید. باید نسبت به چیزهایی که فکر می کنید، آگاه بوده و آنها را به تحت کنترل خود در آورید.

به هر چیزی که فکر می کنید، از قسمت خودآگاه مغز به قسمت ناخوداگاه فرستاده می شود و ضمیر ناخودآگاه نیز آنرا به عنوان یک حقیقت می پذیرد. البته به این سادگی هم نیست و اینجا فقط اصل کار جهت آشنایی شما دوست خوبم گفته میشه .

 

هیچ گاه به خودتان نگویید که:من شکست می خورم، توانایی انجام این کار را ندارم، و یا قابلیت انجام چنین کاری را ندارم؛ چراکه ضمیر ناخودآگاه به سرعت آنرا باور کرده و به عنوان یک حقیقت آنرا می پذیرد.

باید به ضمیر ناخودآگاه خود آموزش دهید که فقط به موفقیت، شادی، کامیابی، و سلامت و عشق فکر کند. با استفاده از ضمیر ناخودآگاه خود می توانید موفقیت، ثروت، شغل مناسب، خانه زیبا، ماشین دلخواه، و هر چیز دیگری را که فکرش را بکنید به زندگی خود وارد کنید.

میتوانید جملات مثبت خود را به طور روزانه تکرار کنید. زمانی هم که آنها را تکرار می کنید، در ذهن خود به تصویر بکشید و آنها راحس کرده و لذت ببرید. ما با قدرت و نیروی خاصی که در ضمیر ناخودآگاهمان وجود دارد، پا به دنیا می گذاریم. فقط باید یاد بگیریم که چگونه می توانیم تا بیشترین حد از آن استفاده نماییم.

اگر شما تمایل شدیدی به موفقیت داشته باشید، می توانید قدرت، نیرو و توان ضمیر ناخودآگاه خود را به منصه ظهور برسانید.

ضمیر ناخودآگاه چیست؟

امروزه ثابت شده است که در درون انسان دو لایه درونی وجود دارد که آنها را ضمیر می نامند؛ یکی ضمیر خودآگاه که کارهای ارادی و تصمیم های آگاهانه را انجام می دهد، دیگری ضمیر ناخودآگاه که هم کنترل تمام کارهای غیر ارادی سیستم بدن را انجام می دهد، مانند نفس کشیدن، گردش خون، کنترل سیستم های عصبی را بر عهده دارد و هم مسئولیت ساختن نظام باور های انسان را.

دانشمندان می گوییند، ضمیر ناخودآگاه  مانند یک کامپیوتر عظیم است که می شود آن را برنامه ریزی کرد، یعنی همان گونه که کامپیوتر دارای یک کانال ورودی اطلاعات به نام « in put » و یک کانال خروجی اطلاعات به نام «out put » می باشد.

انسان هم چنین است. همچنین می گویند خروجی های یک کامپیوتر با ورودی های آن تناسب دارد و با استفاده از این قاعده ضمیر ناخودآگاه را هم می شود برنامه ریزی کرد و متناسب با اطلاعاتی که وارد آن می کنیم، می توانیم خروجی های مورد نظر را بگیریم.

 

همان گونه که برنامه نویسی یک کامپیوتر زبان خاص خودش را دارد، ضمیر ناخودآگاه هم زبان مخصوصی برای برنامه ریزی کردنش وجود دارد و اگر برنامه نویسی ضمیر ناخودآگاه را بدانیم می توانیم زندگی خود را آنگونه که می خواهیم عوض کنیم و تحولات دلخواه را در زندگی و در روابط خود ایجاد کنیم.

روش برنامه ریزی کردن ضمیر ناخودآگاه:

ما با اطلاعاتی که وارد ضمیر ناخودآگاه خود می کنیم در واقع داریم او را برنامه ریزی نمائیم و برای ضمیر ناخودآگاه فرق نمی کند که این اطلاعات درست باشد یا غلط، به ضرر انسان باشد یا به نفع انسان!

 

کانال های ورودی اطلاعات در ضمیر ناخودآگاه

الف: اندیشه های لحظه به لحظه | ب: حواس پنجگانه

و هر آنچه که از طریق آنها دریافت می کنیم: دیده ها، تصاویر، شنیده ها و… این اطلاعات پیاپی وارد ضمیر ناخودآگاه می شوند و هر کدام مانند آجری هستند که ساختمان نظام باورهای آدمی را می سازند. اگر این اطلاعات و افکار بیشتر ضعف ها، مشکلات و بیماری ها بگردد، ضمیر ناخودآگاه  الگوهای بیماری و مشکلات را به خود جذب می کند و در برابر مشکلات آسیب پذیر می شود.

بر عکس اگر این اطلاعات و افکار بیشتر پیرامون توانائی ها، موفقیت و سلامتی بگردد، ضمیر ناخودآگاه الگوهای موفقیت و سلامتی را به خود جذب می کند.

حال که متوجه شدیم وضعیت زندگی کنونی ما، ماحصل باورهای درونی ماست که این باور هم از دستاوردهای ضمیر ناخودآگاه می باشد، چرا آگاهانه او را برنامه ریزی نکنیم و برای دست یابی به موفقیتها از این ابزار قدرتمند استفاده نکنیم؟

قبلا گفته شد که تمام سرنوشت انسان در دست ضمیر ناخودآگاه است و ما اگر بتوانیم این ضمیر را همانند یک کامپیوتر برنامه نویسی کنیم می توانیم از خود انسان دیگری بسازیم.

 

از آنجائی که خروجی و دستاوردهای ضمیر ناخودآگاه بستگی به پیام ها و اطلاعاتی دارد که وارد آن می شود لذا برای برنامه ریزی نمودن آن قبل از هر چیزی باید ورودی های ضمیر ناخودآگاه را کنترل نمود؛

چگونه ما از یک بچه کوچک مراقبت می کنیم مثلا نمی گذاریم شاهد دعوای دیگران باشد، کلمات و عبارات ناپسند را بشنود و یا اگر در بیرون از منزل تصادفی پیش آید نمی گذاریم صحنه تصادف را ببیند، ضمیر ناخودآگاه هم همینطور است.

انسان با کنترل ورودی های ضمیر ناخودآگاهش می تواند دستاوردهای زندگی خودش را کنترل کند. از نگاه روانشناسان و اندیشمندان انسان شناس می توان با اجرای اصول زیر، ضمیر ناخودآگاه را برنامه نویسی و برنامه ریزی کرد:

 

۱ اصل خود هوشیاری

خود هوشیاری به این مفهوم است که آدمی لحظه به لحظه نسبت به خود بصیرت و اشراف داشته باشد؛ و این نوعی حالت مراقبه و بیداری نسبت به خود است، مانند فرد روزه داری که دائم مواظب است که کاری نکند که روزه اش باطل شود.

در این اصل که یکی از بهترین و مهمترین راههای برنامه ریزی و کنترل ضمیر ناخودآگاه است فرد مدام توجه اش به کانالهای ورودی اطلاعات است، همان کانالهائی که قبلا بیان شد:

حواس پنجگانه  او باید هر لحظه مواظب باشد که زیبائی ها را ببیند، مثبت ها را بشنود، منظره های زیبا را تماشا کند، بوهای معطر را استشمام نماید، غذاهای خوشمزه بخورد و چیز های لطیف و دوست داشتنی را لمس کند.

این مواظبت و مراقبت لحظه به لحظه از ورودی های حواس پنجگانه حکایت از خود هوشیاری و بیداری آدمی نسبت به اطلاعات وارد شده به ضمیر ناخودآگاه اش دارد.

 

 

 

اندیشه ها همچنین انسان در کار گاه تولید فکرش باید پیاپی افکار مثبت و روحیه ساز تولید کند؛ در چنین شرایطی ضمیر ناخودآگاه  هر لحظه زیباترین پیام ها و مثبت ترین فرمان ها را در یافت خواهد کرد و بطور طبیعی خروجی های آن متناسب خواهد بود با ورودی ها.

۲ اصل استفاده از قدرت تمرکز

تمرکز روی یک چیز تاثیر زیادی روی ضمیر ناخودآگاه دارد و بازتاب آن در روحیه و فکر احساس می شود مثلا تمرکز بر روی یک منظره زیبا و یا تمرکز بر روی یک فکر مثبت در روحیه انسان تولید روحیه شاد و اندیشه مثبت می کند و بر عکس تمرکز بر یک اندیشه منفی یا دیدن منظره ای ناخوش آیند، روحیه ای غمگین و اندیشه ای منفی در انسان تولید می نماید.

برای روشن تر شدن مسئله کافی است امتحان کنید، مثلا دو بار روی دو چیز جداگانه تمرکز کنید، یکبار روی جنازه ای که در یک تصادف له شده! و بار دیگر روی صحنه ای از پیوند ازدواج یک زوج خوشبخت!

نتیجه کاملا روشن است، ما به همین دلیل از این خاصیت و از این اصل می توانیم برای برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه استفاده کنیم و مرتب با تمرکز روی افکار مثبت و خاطرات شیرین، پیام های قدرتمندی را به کامپیوتر ضمیر خود وارد نمائیم تا هم باورهای عالی در ما ایجاد شود، هم روحیه عالی پیدا کنیم و هم باعث جذب نیکی ها و زیبائیهای دنیا به سوی خود بشویم زیرا ضمیر ناخودآگاه بر اساس همان پیام های دریافتی، کائنات را با آدمی همنوا می کند که همان شرایط برای انسان بوجود آید.

اگر تمرکز بر بدبختی و عدم موفقیت باشد، آن را جذب خواهد کرد و اگر تمرکز بر موفقیت و سلامت باشد آن را جذب خواهد کرد. انسان قدرتی دارد که اگر بر هر چیزی تمرکز کند تمام سیستم بدنش متناسب با آن چیز هماهنگ می شوند، این یک اصل علمی است.

علت اینکه بعضی افراد به چیزی نمی رسند به این دلیل است که بلد نیستند که به چیز های خوب فکر کنند! اگر دانش آموزان ما یاد بگیرند که چگونه بر موفقیت تمرکز کنند، آن را بدست خواهند آورد.

 

 

 

۳اصل استفاده از قدرت سئوال

هر سئوالی که انسان از خود می پرسد باز تاب خاصی در روحیه و فکر او ایجاد می شود، فرق نمی کند که طرح این سئوال با صدای بلند و علنی باشد و یا در عمق درون؛ سئوالات هم می توانند بار منفی داشته باشند و هم بار مثبت، لفظ چرا؟ اغلب بار منفی دارد؛

اگر سئوال شود چرا؟ روحیه ای که تولید می شود یک روحیه بد است و باوری هم که تولید می کند یک باور بد است، معمولا لفظ چگونه؟ بار مثبت دارد، اگر سئوال شود چگونه؟ این سئوال بر تمام کائنات اثر می گذارد و درهای رحمت الهی را برای یک روحیه خوب و یک باور خوب باز می کند.

اگر سئوال شود چرا همه چیز خراب است؟ کائنات کاری برای ما انجام نمی دهد چرا که همه چیز خراب است! اما اگر سئوال شود چگونه شرایط را بهتر کنم؟ ضمیر ناخودآگاه به دنبال جواب این سئوال می گردد تا همه چیز را بهتر کند! بنابراین با هر سئوالی که در درون ما شکل می گیرد یک قدم به سوی برنامه ریزی نمودن ضمیر ناخودآگاه خویش قدم بر می داریم.

چرا؟ نگوئیم چون احساس بدبختی و نا امیدی ببار می آورد.چگونه؟ بگوئیم چون تغییر را به دنبال خود دارد. دانش آموزی که مثلا درس علوم را بلد نیست اگر از خود سئوال کند: چرا این درس را نمی فهمم؟ آنچه که عایدش می شود احساس یاس و ناامیدی واینکه نمیفهمد!! همین!

اما اگر از خود بپرسد: چگونه است که این درس را نمی فهمم؟ ضمیر ناخودآگاه  او به دنبال جواب می گردد تا بالاخره جواب سئوال را پیدا کند و مشکل بر طرف گردد. ۴-اصل استفاده از جملات تاکیدی مثبت هر جمله ای که در ذهن ما بگذرد، هر جمله ای که بر زبان آوریم، هر جمله ای که بنویسیم، هر جمله ای که بخوانیم و هر جمله ای که بشنویم یک پیام برای ضمیر ناخودآگاه است،

ضمن اینکه این جمله ها یا روحیه را خراب می کند و یا عالی، می تواند وضعیت و شرایطی متناسب با آن کلام را برای ما ایجاد کند، برای درک این حقیقت بهتر است به جملات زیر را بر زبان آوریم تا به شکل کاملا ملموس متوجه این حقیقت شویم:

 

-من یک برنده هستم! – من به خود افتخار می کنم! – من همیشه درسم را خوب می فهمم! – من همیشه به سلامت زندگی می کنم! – من در هر کاری پیروز هستم! – سراسر وجودم غرق انرژی و شادی است! – من جاذب سلامتی و ثروت هستم! این عبارات چه تاثیری بر ما می گذارند؟ مسلما یک تاثیر خوب! و حالا به این جمله ها دقت کنیم و چند بار آنها را مرور کنیم:

– من یک بازنده هستم! – من مایه سرافکندگی هستم! – من هیچوقت درسم را نمی فهمم! – من همیشه بیمارم! – من در تمام کارهای زندگی ام شکست می خورم! – سراسر وجودم غرق درد و غم است! چه تاثیری بر ما می گذارند؟ مسلما یک تاثیر منفی و بد!

حال اگر عموم یک ملت، یا در صد بالایی از مردم یک کشور چنین فکر کنند که: – مردم کشورمن مردمی برنده هستند! – من به مردم کشور خود افتخار می کنم! – مردم کشور من مردمی فهیم و زیرک اند. – مردم کشور من همیشه به سلامت زندگی می کنند! – مردم کشور من در هر کاری پیروز هستند! – سراسر وجود مردم کشورم غرق انرژی و شادی است! – مردم کشور من جاذب سلامتیها و ثروتها هستند! این عبارات چه تاثیری برکل ما می گذارند؟

مسلما یک تاثیر خوب! و حالا به این جمله ها دقت کنیم و باور عمومی یک ملت چنین باشد: ما یک ملت بازنده هستیم! – مردم کشور ما مایه سرافکندگی ما در دنیا هستند! – مردم کشور ما هیچوقت نمی فهمند! – مردم کشور ما من همیشه بیمار و بد بخت اند! – مردم کشور ما در تمام کار های زندگی شکست می خورند! و …. این باورها چه تاثیری برملت ما می گذارند؟ مسلما یک تاثیر منفی و بد!

حال که کلمات و عبارات به این اندازه مورد قبول ضمیر ناخودآگاه است و او را خیلی زود تحت تاثیر قرار می دهند، چرا از این ابزار قدرتمند در جهت مثبت و در جهت موفقیت استفاده نکنیم؟ روانشناسان ثابت کرده اند هر مقدار که این کلمات و پیام ها با احساس بیشتری و ایمان بیشتری بیان گردند و وارد ضمیر ناخودآگاه شوند.

تاثیر آنها نیز بیشتر می باشد، چرا که بیان این کلمات و عبارات بیان یک خواسته است و خواسته های ما تقاضا های ما از خداوند است، ما در تعالیم دینی خود هم این مسئله را داریم که با تمام وجود دعا کنید تا به هدف اجابت برسد.

حدیثی امام جعفر صادق ذکر شده است که میگوید هنگامی که دعا می کنید، آنقدر با ایمان و باور دعا کنید به گونه ای که احساس کنید دعای شما اجابت شده و حاجت شما پشت در گذاشته شده است:اذا دعوت فظن ان حاجتک هی فی الباب جوان یا دانش آموزی که خواهان موفقیت در درسهایش است.

 

اگر به ضمیر ناخودآگاهش این پیام ها را بدهد که: من یک برنده هستم، من قطعا در درسم موفق هستم “. آیا بر او تاثیر مطلوب نخواهد گذاشت

 

۵اصل تصویر سازی ذهنی

دادن یک عکس یا یک تصویر به کامپیوتر یعنی انتقال اطلاعات زیادی به او، همانگونه که یک کامپیوتر اطلاعات را در قالب تصویر دریافت می کند و آن را پردازش می نماید ضمیر ناخودآگاه هم همینطور است، هنگامی که ما تصویری را در ذهن خود خلق می کنیم دقیقا همان تصویر در ضمیر ناخودآگاه وارد می گردد و ضمیر ناخودآگاه، خود را موظف می داند که آن تصویر را در دنیای واقعی عینیت ببخشد.

حال اگر در ذهن خود تصویر زیبائی از آینده ببینیم، آن تصویر تحقق پیدا خواهد کرد و اگر در ذهن خود تصویر بدبختی ها و ناکامی ها را جای دهیم ضمیر ناخودآگاه  هم ساده لوحانه به دنبال جذب آن خواهد رفت!

اگر یک ملت همیشه در ذهن خود تصویری از عدم موفقیت بسازد، ناکامی اندک اندک به سویش خواهد آمد و بر عکس اگر تصویر یک انسان موفق و پیشتاز را در خود به نمایش در آورد موفقیت و پیشرفت در مسیر زندگی اش قرار خواهد گرفت.

نتیجه گیری

هر فکری که می کنید به ضمیر ناخودآگاه شما منتقل می شود و این دستگاه شروع به پردازش آن می کند و با اطلاعات حاصل تغییری هرچند جزیی در محیط فیزیکی شما ایجاد می کند! بله این موضوع کاملاً صحیح است تفکرات شما بعد از عبور از ضمیر ناخودآگاه تبدیل به پدیده های فیزیکی می شوند .

شاید این ضرب المثل را زیاد شنیده باشید که از هرچه بدم میاد به سرم میاد! این یک پدیده طبیعی است وقتی شما مدام درباره چیزی فکر کنید خود به خود از بخش ارادی به ضمیر ناخودآگاه منتقل می شود و این یعنی پایان کار، شما دیگر تسلطی بر این بخش ندارید فکر شما وارد یک چرخه غیر ارادی شده است و به زودی تبدیل به یک پدیده فیزیکی خواهد شد و این پدیده چیست؟

 

درست حدس زدید همان چیزی که از آن می ترسیدید دلیل اصلی این که از چیزی که می ترسید به سرتان می آید ترس نیست دلیل این است که شما از ترس دائم به آن فکر می کنید و همین فکر به مرور تبدیل به واقعیت می شود و چه کسی آن را ساخته! بله شما مقصر هستید اگر دائم به چیزی فکر کنید ضمیر ناخودآگاه شما آن را تبدیل به واقعیت می کند.

قدرت تشخیص:

بر خلاف ذهن آگاه شما ضمیر ناخودآگاه قدرت تصمیم خوب و بد را ندارد بلکه فقط مانند یک آسیاب فعالیت می کند اگر گندم در آن بریزید به شما آرد گندم و اگر جو بریزید آرد جو می دهد،

افکار خوب و بد همه از سوی ضمیر ناخودآگاه پذیرفته میشوند و در صورت پافشاری شما بر این افکار تبدیل به واقعیت می شوند پس چه بگویید من آدم بدبختی هستم و چه باور داشته باشید آدم خوشبختی هستید در هر دو صورت حق با شماست.

خوب، این ابزار در اختیار شماست و این شمایید که انتخاب می کنید چه چیزی را به دست این ماشین مغزی بسپارید! ثروت، خانواده خوب، موفقیت کاری، زیبایی ظاهری، آرامش خیال، زندگی مرفه و یا بی پولی، بدشانسی، بدبختی، انزوای اجتماعی و در کل عدم موفقیت.

تنها کاری که باید بکنید این است هدف خود را انتخاب کنید آن را بنویسید و همواره به آن فکر کنید سپس صبر داشته باشید، ایمان داشته باشید، دیر یا زود به هدف خواهید رسید به همین دلیل برای انسان هیچ چیز غیر ممکن نیست.

امیل کووه که او را پدر فن تلقین نامیده اند می گوید: اگر شما بتوانید شخصی را که دچار وسوسه بیمار گونه سرقت است به این فکر بیندازید که دیگر دست به سرقت نخواهد زد، او دیگر دست به سرقت نخواهد زد.

منظور کووه از بیان (( به فکر انداختن )) در اینجا، ایجاد تصورات قوی و افکاری است که در فرد گرایشی به عملی و واقعی شدن آنها بوجود آید.

 

کووه در این رابطه با قانون اثر مسلط چهار اصل بیان می کند:

  1. هرگاه اراده و تخیل در مبارزه باشند. تخیل پیروز خواهد شد و موضوع نهفته در آن عملی خواهد گردید.
  2. در کشاکش بین اراده و تخیل، نیروی تخیل به طور مستقیم متناسب است با مجذور اراده.
  3. هرگاه اراده و تخیل در توافق باشند، به یکدیگر اضافه نمی شوند بلکه در همدیگر ضرب می شوند.
  4. تخیل قوی به صورت رفتار درمی آید.

انسان هرگاه از لحاظ روانی آمادگی پذیرش یک تصور منفی یا مثبت را داسته باشد آن تصور به راحتی از بین نخواهد رفت و نقش آن خنثی هم نخواهد بود. بلکه همواره در رفتارهای فرد تاثیر خواهد داشت حتی اگر تلاش نماید آن را فراموش کند، باعث تداوم و تقویت بیشتر آن خواهد گردید.

نقل یک داستان کهن می تواند در درک بهتر این مسئله یاری نماید. می گویند روزی فردی به یک طالع بین مشهور مراجعه کرد و با پرداخت بهای هنگفتی از او خواست طالع و بخت او را بگوید و به گونه ای قطعی و واضح وضع او را بیان نماید.

طالع بین به او گفت در طالع شما سعادت و ثروتی عظیمی وجود دارد. اما شرط تحقق همه اینها آن است که تا ده روز اصلا به جن فکر نکنید اگر توانستید تا ده روز به جن فکر نکنید به سعادت عظیم خواهید رسید و ثروت هنگفت به ارث خواهید برد در غیر این صورت زندگی شما به روال سابق خواهد گذشت.

مرد از نزد او برخاست و از آن لحظه تا ده روز دیگر به چیزی نمی اندیشید جز جن و نیندیشیدن به جن. به این ترتیب تلاش ذهنی برای نفی و فراموشی یک تصور یا موضوع، غالبا نتیجه ای جز یاد آوری آن موضوع ندارد.

قانون کوشش معکوس

این قانون یکی دیگر از قوانین سه گانه امیل کووه است. این قانون به ریشه های تردید در انسان و موانع ذهنی بازدارنده در مخالف اراده اشاره دارد، و چگونگی کار کرد این گونه موارد روانی را مورد بررسی قرار می دهد.

این قانون میگوید اگر فکر کنیم که (( من می خواهم که فلان یا بهمان چیز واقعیت یابد )) و در همان حال تخیل بگوید (( تو می خواهی ولی این کار صورت نخواهد گرفت )) نه فقط آن چه را که می خواهیم به دست نخواهیم آورد، بلکه ضد آن تحقق خواهد یافت.

 

امیل کووه در تفهیم این قانون بکلی از تمثیل های پاسکال استفاده می کند. هر گاه یک تخته چوب به طول ده متر و عرض بیست و پنج سانتیمتر را روی زمین بگذاریم.

هر کسی قادر خواهد بود از این سر تا آن سر تخته را طی کند. اما اگر ویژگیهای تجربه را تغییر بدهیم و همین تخته چوب را در ارتفاع برجهای یک کلیسای جامع بگذاریم، به دشواری ممکن است شخصی قادر به طی مسافتی از تخته باشد.

گووه معتقد است اگر ما شروع به حرکت بر روی این تخته کنیم، هنوز دو گام پیش نرفته، برخود خواهیم لرزید، زیرا مرتبا ارتفاع بلند و ترسناک و سقوط از آنجا را به خود یادآوری می کند، به این ترتیب سقوط  خواهیم کرد. زیرا اراده برای گذر از تخته در برابر تردیدی که در مورد توانائی عبور داریم رنگ می بازد.

, , ,

خودت پنکه ات رو به کار بنداز! ارتعاشت رو بالا ببر!

خودت پنکه ات رو به کار بنداز! ارتعاشت رو بالا ببر!

بالا بردن ارتعاشات صرفا به این معناست که به تو حال و هوای خوب بدهد یا احساس توجه و انرژی و تمرکز مثبت بیشتری کنی. فقط کافی نیست خواسته هایت را شناسایی کنی٬بلکه باید هر روز هم به آن توجه مثبت داشته باشی. در این جا٬ چند استعاره یاد می گیری که کمکت میکند مثبت بمانی.

تو خودت هستی که با تصمیم گیری هایت پنکه خودت را به کار می اندازی.

 

 

خودت پنکه ات را به کار بنداز

اگر احساساتت را با پنکه مقایسه کنی٬وقتی پنکه روی درجه آخر کار میکند و باد می زند٬ تو احساس سر خوشی میکنی. به عبارت دیگر پنکه ات دارد کار میکند. وقتی کمی احساس آزردگی و رنجش می کنی٬ مثل این است که مداد لای پره های پنکه ات گذاشته ای.

وقتی با دردسر های روزانه مواجه می شوی٬کمتر وقت صرف توجه به آنها کن.تو از استعاره پنکه ات باد می زند خوشت خواهد آمدو صدای خودت را می شنوی که به خودت می گویی:

اوه! حالا پنکه ام دارد باد می زند!

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم ازدست ندهید: قانون ارتعاش چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب

 

تمام چیزهایی را که باعث می شود احساسی خوب به تو بدهد٬شناسایی کن و بیشتر به آن بپرداز.

هدف از زندگی ات چیست؟

هدف از زندگی٬شناخت و تجربه کامل لذت است.هر انسانی برای تجربه لذت راهبردهایی دارد: نقاشی٬ خوانندگی٬ورزش و ……

وقتی مشغول خواندن این مطلب هستی فکرت را باز نگه دارو مشتاق باش که یاد بگیری وهر آنچه را در هر زمینه ای از زندگی برایت لذت می آورد٬هویدا کنی.

یادت باشد هر ارتعاشی که از خودت ساطع کنی٬آینده ات را خلق می کند. مراقب باش چه چیزی را مرتعش می کنی. بر اساس این که چه طور هر چیزی احساس تو را تحریک می کند٬ تصمیم گیری کن. طولی نمی کشد توجه بیشتری به احساسات منفی ات که مایلی آن ها را تحمل کنی٬ نشان خواهی داد٬که این توجه به خود واقعی است.

بالا بردن ارتعاش برای خواسته ات حکم سوخت جت  را دارد

یکی از اصول مهمی که قانون جذب برایت کارایی داشته باشد٬این است که خواسته هایت را در خط مقدم ذهنت قرار بدهی.بدین ترتیب توجه و انرژی و تمرکز مثبت خودت را به آن معطوف می کنی….

, ,

رازهای جذب ثروت و فراوانی- راز ثروتمند شدن

رازهای جذب ثروت و فراوانی- راز ثروتمند شدن

چه چیزی باعث ثروتمند شدن افراد میشود؟ راز ثروتمند شدن چیست؟ چگونه پولدار شویم؟

نتایج تحقیقات نشان داده که ثروتمندان جدا از داشتن روشی خاص و ترفندهای مختلف برای به دست آوردن درآمد، برای خود به فلسفه و باورهایی اعتقاد دارند که در افراد عادی نمی‌توان یافت.

در اینجا به هفت باور برای ثروتمند شدن میپردازیم.

میتوان از تحقیقات و مقالات مختلف در زمینه درآمدزایی و اینکه چگونه به فردی ثروتمند تبدیل شویم نتیجه گرفت که باید در کنار فراگرفتن نحوه درآمدزایی بتوانیم باورها و تفکرات درستی را ذهن خود پرورش دهیم. یکی از بهترین راه ها برای به دست آوردن این تفکرات کسب تجربه از دانسته‌های ثروتمندان است.

استیو سایبولد، نویسنده کتاب ” افراد ثروتمند چگونه فکر می‌کنند” که از مصاحبه با بیش از ۱۲۰۰ ثروتمند از سراسر دنیا نوشته شده در این زمینه گفته است:

اگر شما باورها، فلسفه و استراتژی های افراد ثروتمند را دنبال کرده و دست به کار شوید شانس زیادی برای موفقیت و در نتیجه ثروتمند شدن دارید.

مشکل این است که خیلی از مردم این شیوه را دوست ندارند یا نمی پذیرند و سعی می‌کنند مانند دوران جوانی سایبولد به شیوه ای متفاوت از آنچه ثروتمندان می‌گویند درآمدزایی کنند. وی در این زمینه می‌گوید:

من ۲۵ سال اول جوانی خود را مانند دیگر جوانان به تفکر در مورد پول و ثروتمند شدن سپری کردم که باعث می شد همیشه محتاج به پول باشم. سپس همین‌که شیوه تفکر خود را تغییر دادم باعث شد تا به قدرت و پول برسم.

با این حساب نباید ثروتمند شدن زیاد سخت باشد همه چیز به تفکرات ما برمی‌گردد.

برای اینکه بتوانید تفکرات خود را تغییر دهید ۷ واقعیتی و باور که باعث ثروتمند شدن میشود را با شما در میان می‌گذاریم.

پول بیشتر مشکلات را برطرف می‌کند

ثروتمندها نگاهشان به پول نسبت به مردم عادی تفاوت دارد. آنها با توجه به شرایط و امکانات خوبی که می‌شود فراهم کرد به پول نگاه می‌کنند؛ مانند آزادی، رفاه، موقعیت و فراوانی. ثروتمندها از این موضوع که پول می‌تواند بسیاری از مشکلات را برطرف کند واهمه ندارند و آن را قبول کرده اند.

سایبولد درکتاب خود نوشته است:

میلیونرها می‌دانند که پول ابزار خوبی برای ایجاد شرایط و فرصت های ایده آل است. آنها همچنین به این باور رسیده اند که اگر شما بدون پول خوشحال نیستید با پول نیز خوشحال نخواهید بود. هرچند با اینکه پول در خوشحالی و لذت بردن از زندگی نقش کوچکی دارد؛ اما نباید فراموش کرد که پول یکی از ابزار مهم برای ادامه زندگی است.

در این بین افرادی خاص هستند که به پول به چشم یک دشمن و عامل بدبختی زندگیشان نگاه می‌کنند.

سایبولد در مورد این افراد نوشته است:

بسیاری از مردم رابطه‌ای خصمانه و ناکارآمد با پول دارند. اگر می‌خواهید پول زیادی به دست آورید بهتر است پول را به عنوان یک دشمن ندیده و آن را بهترین متحد و دوست خود بدانید.

ثروت ارتباط بسیار کمی با میزان تحصیلات شما دارد

موضوعی است که شاید بیشتر افراد عادی با آن مخالف باشند، اما سایبولد نظر جالبی دارد:

ثروتمندان خودساخته با این موضوع کاملا موافق هستند که رسیدن به درآمد بالا رابطه بسیار کمی با میزان تحصیلات فرد دارد و بیشتر به تمرکز و اصرار برای رسیدن به موفقیت برمی‌گردد.

سایبولد میگوید آینده خوب به باهوش بودن بستگی ندارد:

رسیدن به موفقیت به این بستگی دارد که بدانید چه میخواهید و روی آن تمرکز کنید و نگذارید زمان بردن یا سخت شدن مانعی باشد برای رسیدن به هدفتان. این روش ساده است ولی آسان نیست.

جالب است بدانید که تعداد زیادی از افراد ثروتمند تحصیلاتی کمی دارند یا آن را رها کرده‌اند.

افراد ثروتمند دانش خود را از طریق تجربه بدست آورده اند نه کسب علم در دانشگاه ها.

در کتاب سایبولد نوشته شده است:

کافی است که به خانه ی فرد ثروتمندی بروید تا یکی از اولین چیزهایی که نظر شما را به خود جلب کند کتابخانه بزرگ و عظیم وی باشد که طبیعتا مطالعه ی این کتاب ها به موفقیت اش کمک زیادی کرده است.

اگر عاشق کاری که میکنید باشید پول نیز سرا زیر خواهد شد.

هرچه شما کاری را بیشتر دوست داشته باشید به آن اهمیت بیشتری می‌دهید و سعی می‌کنید که بهتر و باکیفیت تر، حتی متمایز از دیگران آن را انجام دهید و همین امر باعث می‌شود تا شناخته تر شده و درآمد بیشتری داشته باشید.

روشهای جذب سرمایه

در نوشته های سایبولد می‌توان خواند:

بیشتر افراد به این موضوع فکر می‌کنند که اگر کاری را انجام دهند چقدر پول به دست خواهند آورد و این در حالی است که افراد ثروتمند ابتدا کاری که به انجام آن علاقه مند هستند را پیدا کرده و بعد تلاش کرده اند تا از انجام آن کسب درآمد کنند.

اگر شما کاری را که انجام می‌‌دهید با علاقه و عشق باشد بی‌شک موارد مورد نیاز برای موفقیت آسان تر خواهند بود.

سایبولد در این زمینه گفته است:

به جای آنکه به دنبال کاری باشید که بیشترین درآمد را برای شما به همراه دارد به دنبال شغلی بگردید که انجام دادن آن را دوست داشته و می‌دانید که می‌توانید در انجام آن موفق شوید.

بعد از اینکه چنین شغلی را یافتید تمام تلاش و تمرکز خود را روی موفقیت تان در آن شغل قرار دهید تا بتوانید به یکی از توانمندترین و شناخته‌ شده ترین فرد در زمینه ی شغلی خود تبدیل شوید. سپس مشاهده خواهید کرد که با میزان زیادی از ثروت و درآمد رو به رو شده‌اید.

بدون نیاز به سرمایه هم میتوان کسب درآمد کرد.

برخلاف باور خیلی از مردم که پول، کسب درآمد را به همراه خواهد داشت ثروتمندان نظر متفاوتی دارند.

سایبولد

سایبولد در کتاب خود نوشته است:

باور کلیشه ای که برای کسب درآمد نیاز به سرمایه دارید می‌تواند شما را به بهترین شکل محدود ساخته و همچنین به بدترین شکل، مخرب باشد.

واقعیت این است که شما باید برای حل مشکلات راهی داشته باشید تا بتوانید پول به دست آورید. ایده های خلاقانه می‌توانند منابع کمیابی باشند؛ اما بیشتر مردم بر روی این موضوع تمرکز کرده اند که پول از کجا می‌آید و همین امر سبب می‌شود تا ایده ها را نادیده بگیرند.

افراد ثروتمند ابتدا روی یافتن و تکامل یک ایده ی خلاقانه تمرکز می‌کنند سپس به دنبال سرمایه گذاری میروند تا بتوانند سرمایه لازم برای به تحقق نشاندن ایده هایشان را به دست آورند.

سایبولد در این مورد می‌گوید:

افراد مستعد همیشه می‌دانند که پول در هر شرایطی حاضر است زیرا افراد پولداری وجود دارند که به دنبال یک سرمایه گذاری ایده آل هستند تا بتوانند این ایده ها را تبدیل به مخازن درآمد کنند، پس کار بدون سرمایه هم میتوان انجام داد.

پول به دامان شما نخواهد افتاد باید به دنبال آن بروید

بسیاری از افراد بر این باورند که دیگران شرایط مناسب زندگی را برایشان فراهم خواهند کرد؛ اما کاملا اشتباه فکر می‌کنند.

سایبولد می‌گوید:

قرار نیست کسی شما را کشف کند، نجات دهد یا یک شبه ثروتمندتان کند.

اگر میخواهید ثروتمند شوید بهترین سرمایه گذاری این است که برای خود کسب و کار راه انداخته و برای افزایش سرمایه هم بدانیم که فقط و فقط خودتان هستید و پشتوانه ای ندارید.

این گفته کاملا صحت دارد چون بیشتر مردم صبر می‌کنند تا شرایط و موقعیت خوبی برای آنها فراهم شود. این در حالی است که افراد مستعد برای موفقیت خود هدفی را مشخص کرده و سپس از تمام قدرت خود برای رسیدن به هدفشان استفاده میکنند.

افراد ثروتمند,افزایش سرمایه,بهترین سرمایه گذاری

از دیگر خصایص افراد ثروتمند این است که نه تنها برای رسیدن به موفقیت تلاش می‌کنند بلکه نسبت به شرایط نیز بسیار هوشیار هستند.

در کتاب سایبولد می‌خوانیم:

افراد ثروتمند از خود می‌پرسند: “چرا من موفق نباشم؟” من به اندازه دیگران خوب هستم و لایق ثروتمند شدن و موفقیت هستم.

اگر من به دیگران کمک کنم که مشکلات آنها را حل کننم چرا نباید در قبالش پاداشی بگیرم؟”و از آنجا که چنین باوری را در خود پرورش داده اند همین امر سبب می‌شود تا بتوانند به موفقیت دست یابند.

سریع‌ترین راه برای ثروتمند شدن خود اشتغالی است.

متوسط مردم بر اساس میزان ساعات کاریشان حقوق می‌گیرند که به دو حالت حقوق ثابت یا ساعاتی که کار کرده‌اند تقسیم می‌شود. این در حالی است که ثروتمندان با نتیجه‌ ای کارشان درآمد دارند. جدا از این مسائل، افراد ثروتمند اصولا صاحب شغلشان هستند و تسلط کامل بر درآمدهایشان دارند.

افراد ثروتمند,افزایش سرمایه,بهترین سرمایه گذاری

سایبولد در این مورد می‌گوید:

درست است که افرادی در دنیا وجود دارند که بابت کاری که انجام می‌دهند حقوق بالایی دریافت می‌کنند، اما باید بدانید که این روش، طولانی ترین و شاید امن ترین راه رسیدن به ثروت باشد، اما ثروتمندان می‌دانند که خوداشتغالی سریع ترین روش برای رسیدن به درآمد بالا و ثروت است.

زمانی که ثروتمندان دنیا در حال رشد هستند متوسط افراد به حقوق ثابت خود دل خوش کرده‌اند و موقعیت های زندگیشان را فدای درآمد ماهانه ای که دارند می‌کنند.

در کتاب سایبولد می‌خوانید:

اکثریت مردم به دنبال این هستند که رفاه جزئی را در زندگی شان با بودن در یک شغل و کسب حقوقی مکفی تضمین کنند و اگر شانس خوبی هم داشته باشند در کار خود ارتقا یافته و درصدی به حقوق اولیه ای که دارند اضافه شود.

راههای پولدار شدن به نحوه تفکر شما باز می‌گردد

سایبولد به این موضوع تاکید کرده که هر کسی می‌تواند ثروتمند شود:

ثروتمند شدن به نحوه تفکر شما بازمی‌گردد و اینکه در مورد درآمدزایی به چه چیزهایی باور دارید. همیشه رمز موفقیت برای همه ثروتمندان یکسان بوده است و آن چیزی نیست جز تفکر.

اگر می‌خواهید مانند یک فرد ثروتمند فکر کنید، در موردشان بیشتر بدانید.

سایبولد در ادامه می‌گوید:

به گفتن اینکه ثروتمند شدن تان خارج از کنترل شما است خاتمه دهید. حقیقت این است که ثروتمند شدن به باورها و تفکرات تان برمی‌گردد.

نظر شما در مورد گفته های سایبولد چیست؟ آیا آنها را قبول دارید؟ نظر خود را با دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.

 

, ,

قانون جذب چیست؟ رابطه‌ی دقیق احساسات و قانون جذب

قانون جذب چیست؟

قانون جذب می‌گوید:

زندگی ساده است. زندگی شما تنها از دو چیز تشکیل شده است، چیزهای مثبت و چیزهای منفی. هر بخش زندگی‌تان، خواه سلامت، ثروت، روابط، کار یا شادی می‌تواند مثبت یا منفی باشد؛ یا ثروت فراوان دارید یا آه در بساط ندارید. یا سرشار از سلامتی هستید یا مریض احوالید.

روابطتان شاد است یا دشوار و در بن‌بست است. کارتان یا هیجان‌انگیز و موفق است یا رضایت‌بخش نیست و ناموفق است. یا لبریز از شادی هستید یا بیشتر مواقع احساس خوبی ندارید. یا سال‌های خوب دارید یا سال‌های بد، یا اوقات خوب یا اوقات بد، یا روزهای خوب یا روزهای بد.

اگر موارد منفی زندگی‌تان بیشتر از موارد مثبت است، پس یک جای کار می‌لنگد و خودتان هم می‌دانید. بقیه‌ی مردم را می‌بینید که شاد و موفق هستند و زندگی‌شان پر از چیزهای عالی و فوق‌العاده است، و حسی به شما می‌گوید که شما نیز لیاقت چنین زندگی‌ای را دارید.

حق با شماست؛ شما لایق یک زندگی سرشار از چیزهای خوب هستید.

اگر نمیدانید قانون جذب چیست باید بگویم شما از قانون جذب استفاده می‌کنید حتی اگر ندانید

بیشتر افرادی که زندگی فوق‌العاده‌ای دارند درست نمی‌دانند چه کرده‌اند تا به این زندگی دست‌یافته‌اند. اما حتماً کاری کرده‌اند. آن‌ها از قانون جذب که منشاء تمام موارد خوب زندگیست استفاده کرده‌اند …

بدون استثناء هر کس که زندگی فوق‌العاده‌ای دارد برای رسیدن به آن از قانون جذب استفاده کرده است.

قدرت‌های عظیم طبیعت، مانند گرانش و الکترومغناطیس، با حواس ما قابل مشاهده نیستند، اما قدرتشان بی چون‌وچرا و قطعیست. در مورد قانون جذب هم همین‌طور است. نیروی قانون جذب قابل مشاهده نیست اما در حقیقت قدرتش بسیار عظیم‌تر از هر قدرت طبیعی دیگری است.

نشانه‌های قانون جذب را در همه جای جهان می‌توان دید.

قوانین طبیعت بر کائنات حکم‌فرماست. می‌توانیم با هواپیما پرواز کنیم زیر هوانوردی هماهنگ و سازگار با قوانین طبیعت عمل می‌کند.

قوانین فیزیک برای ما تغییر نکرده‌اند تا بتوانیم پرواز کنیم، اما راهی یافته‌ایم تا مطابق قوانین طبیعت عمل کنیم. همان‌طور که قوانین فیزیک بر هوانوردی، برق، و گرانش حاکم است، قانون جذب هم بر زندگی حاکم است.

برای در اختیار گرفتن قانون جذب مثبت و تغییر زندگی‌تان، باید قانونش را درک کنید. قدرتمندترین قانون کائنات را؛ قانون جذب را.

نیروی جذب خورشید است که سیاره‌ها را در منظومه‌ی شمسی ما نگه می‌دارد، و مانع از پرت شدنشان در فضا می‌شود.

قانون جذب گرانش است که شما و هر آدم، حیوان و هر چیزی را نگه می‌دارد.

نیروی جذب سلول‌های بدنتان، مصالح خانه، و مبلی که رویش می‌نشینید را منسجم نگه می‌دارد، و ماشین را روی جاده و آب را در لیوان نگه می‌دارد.

قانون جذب است که یک نفر را به سمت علم و دیگری را به‌سوی آشپزی می‌کشد، مردم را سوی ورزش‌های مختلف یا سبک‌های مختلف موسیقی می‌کشاند. قانون جذب است که شما را جذب دوستان و کسانی که دوست دارید می‌کند.

قانون جذب دقیقا چیست؟

قانون جذبی که اینجا مطرح می‌شود با نیروی جاذبه زمین و بین مولکولی متفاوت است ولی تا حدودی شبیه آن‌ها کار می‌کند. قانون جذب قانون عشق است.

” قانون جذب یا قانون عشق … هر دو یکی و یکسان هستند “

چالز هانل

قانون جذب قانون عشق است، و قانون مطلق و قدرتمندی‌است که همه چیز را در هماهنگی و توازن نگه می‌دارد، از کهکشان‌های بی‌شمار گرفته تا اتم‌ها. بر همه چیز و از طریق همه چیز در کائنات اعمال می‌شود و تاثیر می‌گذارد.

به عبارت کلی قانون جذب می‌گوید: هر چیزی مشابهش را جذب می‌کند.

به بیان ساده‌تر معنایش در زندگی‌تان این است: هر چه بدهی، همان را می‌گیری. هر چه در زندگی بدهی همان را در زندگی دریافت می‌کنی. به‌واسطه‌ی وجود قانون جذب هرچه بدهی درست همان چیزی است که به‌سوی خود جذب می‌کنی.

” در مقابل هر کنش، واکنشی یکسان و در جهت مخالف وجود دارد “

اسحاق نیوتن – ریاضیدان و فیزیکدان

آموزش قانون جذب,قانون جذب ثروت,قانون جذب چیست؟

دریافت قانون جذب

هر عمل دادن عمل متضاد دریافت را ایجاد می‌کند و آنچه دریافت می‌کنید با آنچه داده‌اید همیشه برابر و یکسان است. هر چه در زندگی می‌بخشید باید به شما بازگردد. قانون جذب قانون ریاضی و فیزیک کائنات است.

طبق قانون جذب: اگر نیروی مثبت ببخشی، در پاسخ نیروی مثبت دریافت می‌کنی، نیروی منفی ببخشی، در پاسخ نیروی منفی دریافت می‌کنی.

قانون جذب چیست ؟ این قانون می‌گوید:

نیروی مثبت بدهید و در عوض یک زندگی پر از موارد مثبت دریافت کنید.

نیروی منفی بدهید و یک زندگی مملو از موارد منفی دریافت کنید.

اما چگونه نیروی مثبت یا منفی می‌دهید؟ از طریق افکار و احساساتتان!

نیروی منفی بدهید و یک زندگی مملو از موارد منفی دریافت کنید.

اما چگونه نیروی مثبت یا منفی می‌دهید؟ از طریق افکار و احساساتتان!

شما هرلحظه دارید فکرهای مثبت یا منفی می‌کنید و افکارتان چه مثبت باشند چه منفی تعیین می‌کنند که در زندگی چه دریافت خواهید کرد. تمام افراد، اوضاع و شرایط، و اتفاقاتی که لحظه‌لحظه‌ی زندگی‌تان را می‌سازند از طریق افکار و احساساتی که از خود بروز می‌دهید، جذبتان می‌شوند.

اتفاقات زندگی همین‌طوری و بی‌مقدمه برایتان پیش نمی‌آید؛ شما در زندگی بر اساس آنچه داده‌اید، دریافت می‌کنید.

” بدهید و به شما داده خواهد شد … زیرا با پیمانه‌ی خودتان برایتان اندازه خواهند گرفت “

حضرت عیسی (ع)

شما با افکار و احساساتتان زندگی خود را رقم می‌زنید. هر چه بیاندیشید و احساس کنید، تمام آنچه برایتان رخ می‌دهد و در زندگی تجربه می‌کنید را رقم می‌زند.

اگر فکر و احساس می‌کنید: ” امروز، روزی سخت و پرتنش پیش رو دارم ” آن‌وقت تمام افراد، شرایط، و وقایعی که روزتان را سخت و پرتنش خواهند ساخت سوی خود جذب می‌کنید.

اگر فکر و احساس کنید: “زندگی برایم خوب و خوشایند است.” قانون جذب تمام افراد، شرایط، و وقایعی را سوی شما جذب می‌کند که واقعا زندگی‌تان را خوشایند کنند.

قانون جذب دو,قانون جذب عشق

قانون جذب به شما حق انتخاب می‌دهد

قانون جذب بر مبنای آنچه می‌دهید هر آنچه در زندگی دارید را یک به یک به شما می‌دهد. شما بر مبنای افکار و احساساتی که از خود بروز می‌دهید، آهن‌ربا می‌شوید و شرایط ثروت، سلامت، روابط، و تک‌تک اتفاقات و تجارب زندگی خود را دریافت می‌کنید.

درباره‌ی پول افکار و احساسات مثبت بروز دهید، و شرایط، افراد و اتفاقات مثبتی که برایتان پول بیشتری به ارمغان می‌آورند را سوی خود جذب کنید. درباره‌ی پول افکار و احساسات منفی بروز دهید، و شرایط، افراد، و وقایعی منفی که موجب بی‌پولی می‌شوند را سوی خود می‌کشید.

اگر مایل به مطالعه بیشتر در این زمینه هستید مقالات قانون جذب را هم بخوانید.

با همان قدرتی که فکر و احساس می‌کنید قانون جذب نیز به شما پاسخ می‌دهد. این یعنی با تغییر افکار و احساساتتان و با کمک قانون جذب می‌توانید زندگی‌تان را رویایی کنید. افکار و احساسات مثبت داشته باشید و با این کار هر قسمت زندگی خود را به شاهکار تبدیل کنید.

قانون جذب و افکار

افکار شما همان کلماتی هستند که در ذهنتان می‌شنوید و بلند بر زبان می‌آورید. وقتی به کسی می‌گویید: “چه روز زیبایی.” اول این فکر را سرتان داشته‌اید و بعد بر زبان آورده‌اید.

افکار به اعتما نیز مبدل می‌شوند. وقتی صبح از رختخواب بلند می‌شوید، قبل از انجام چنین عملی، فکر بلند شدن از رختخواب را داشته‌اید. بدون فکر قبلی نمی‌توانید هیچ کاری انجام دهید.

این فکر شماست که تعیین می‌کنند اعمال و گفتارتان مثبت یا منفی باشد. اما از کجا بهفمید افکارتان مثبت است یا منفی؟

قانون جذب می‌گوید: “وقتی به آنچه می‌خواهید یا دوست دارید فکر می‌کنید، افکارتان مثبت است و وقتی به آنچه نمی‌خواهید و دوست ندارید فکر کنید، افکارتان منفی هستند. به همین سادگی و همین راحتی.

آنچه در زندگی می‌خواهید هرچه باشد، می‌خواهیدش چون دوستش دارید. لحظه‌ای در موردش فکر کنید. شما چیزهایی که دوست ندارید را نمی‌خواهید، می‌خواهید؟ هر کس تنها آنچه دوست دارد را می‌خواهد؛ هیچ‌کس آنچه دوست ندارد را نمی‌خواهد.

طبق قانون جذب هیچ‌چیز غیرممکن نیست. فرقی نمی‌کند چه کسی باشید، فرقی نمی‌کند با چه موقعیتی ممکن است روبه‌رو شوید، استفاده از قانون جذب می‌تواند آزادتان کند.

قدرت و قانون جذب

شما می‌توانید زندگی‌تان را تغییر دهید، زیرا توانایی نامحدودی دارید تا درباره‌ی آنچه دوست دارید فکر کنید و سخن بگویید، و بنابراین توانایی نامحدودی دارید تا تمام چیزهای خوب را به زندگی‌تان بیاورید!

درهرحال قدرت شما بسیار بیشتر از افکار و گفتار مثبت درباره‌ی آن چیزهایی است که دوست دارید، زیرا قانون جذب به افکار و احساسات شما واکنش نشان می‌دهد. باید عشق را احساس کنید تا بتوانید قدرتش را در اختیار بگیرید!

احساسات شما محرک هستند

افکار و گفتار بدون احساسات هیچ قدرت و تأثیری در زندگی‌تان ندارند. در روز افکار بسیاری از ذهنتان می‌گذرد که بار چندانی ندارند و به‌حساب نمی‌آیند زیرا بسیاری از افکار احساسی قوی را در درونتان برنمی‌انگیزند. آنچه احساس می‌کنید است که اهمیت دارد.

پیشنهاد می‌کنم این مطالب را هم مطالعه کنید: قانون جذب عشق و قانون جذب ثروت

تصور کنید افکار و گفتارتان به‌مثابه یک فضاپیماست، و احساساتتان مانند سوخت است. یک فضاپیما بدون سوخت وسیله‌ی نقلیه‌ای خاموش و بی‌حرکت است که کاری از آن برنمی‌آید، زیرا سوخت همان قدرتی است که فضاپیما را بلند می‌کند. در مورد افکار و گفتارتان نیز به همین منوال است.

افکار و گفتار شما وسایل نقلیه‌ای هستند که بدون احساسات نمی‌توانند کاری از پیش ببرند؛ زیرا احساسات شما قدرت افکار و گفتارتان هستند! این را من نمی‌گویم قانون جذب می‌گوید.

اگر فکر می‌کنید: “نمی‌توانم رئیسم را تحمل‌کنم.” آن فکر بیانگر احساس منفی قوی‌ای است که نسبت به رئیستان حس می‌کنید و آن احساس منفی را از خود بروز می‌دهید. درنتیجه روابطتان با رئیستان روزبه‌روز بدتر می‌شود.

خوب یعنی خوب

بیشتر مردم می‌دانند که احساس خوب و بد داشتن چه حسی دارد اما نمی‌فهمند که در بسیاری از مواقع دارند با احساسات منفی زندگی می‌کنند. مردم فکر می‌کنند احساس بد یعنی احساس منفی شدید ولی قانون جذب این را نمی‌گوید.

اگر بیشتر مواقع حس می‌کنید بد نیستید شاید فکر کنید آن احساس بد نبودن احساس مثبتی است زیرا درواقع احساس بدی ندارید. اگر احساس واقعاً بدی داشته‌اید و اکنون حس می‌کنید بد نیستید پس به‌طورقطع احساس بد نبودن بسیار بهتر از احساس خیلی بد بودن است. اما بیشتر مواقع احساس بد نبودن هم احساس منفی است.

قانون جذب چیست؟

این قانون می‌گوید:

احساس خوب یعنی احساس خوب! احساسات خوب یعنی شما شاد، مسرور، هیجان‌زده، مشتاق یا پرشور هستید. وقتی احساس می‌کنید بد نیستید، معمولی هستید، یا درواقع اصلاً حس خاصی ندارید، آن‌وقت زندگی‌تان بد نخواهد بود، معمولی خواهد بود، یا اصلاً چندان خاص نخواهد بود! احساسات خوب یعنی واقعاً احساس خوبی داشته باشید، و احساس واقعاً خوب آن چیزی است که زندگی واقعاً خوب را به ارمغان می‌آورد.

همیشه و در همه حال قانون جذب کار خود را انجام می‌دهد. فقط ما باید تعیین کنیم که موارد مثبت را جذب کنیم یا موارد منفی را.

, , , , ,

عشق باشید تا عشق جذب کنید!-جذب عشق و محبت

rhka,k [bf

عشق باشید تا عشق جذب کنید!-جذب عشق و محبت

قانون جذب عشق چیست؟

آیا می‌توان قانون جذب عشق را وارد زندگی کرد؟

می‌گوید وقتی خواب هستید می‌توانید افکار هوشیارتان را متوقف کنید، اما هرگز نمی‌توانید جلوی احساستان را بگیرید، زیرا زنده بودن به معنای احساس زندگی است. آیا در خواب هم می‌شود از قانون جذب عشق استفاده کرد؟

احساسات لحظه به لحظه شما مهمتر از هر چیز دیگریست، زیرا احساس فعلی شماست که زندگی‌تان را رقم می‌زند.

هر چه احساس بهتری داشته باشید، زندگی نیز بهتر می‌شود و هر چه احساس بدتری داشته باشید اینقدر در مشکلات فرو می‌روید تا احساستان را تغییر دهید.
چرا احساس خوب اینقدر مهم است؟

وقتی احساس خوبی دارید، افکارتان نیز ناخودآگاه خوب است. نمی‌توانید احساس خوبی داشته باشید و در عین حال افکارتان منفی باشد! و بر عکس غیر ممکن است احساس بدی داشته باشید و در همان حال افکارتان خوب باشد. وقتی از خود عشق ساطع می‌کنید دارید از قانون جذب عشق استفاده می‌کنید.
راهنمایی با دقیق‌ترین درجه:

احساس شما یک راهنمای دقیق از چیزی است که از خود بروز می‌دهید. وقتی احساس خوبی دارید دیگر لزومی ندارد نگران چیزی باشید زیرا افکار، گفتار، و اعمالتان خوب خواهد بود.

تنها با داشتن احساسی خوب می‌توانید تضمین کنید که دارید عشق می‌بخشید، و تمام آن عشق باید به شما بازگردد!

خوش باش که هر که راز داند

داند که خوشی، خوشی کشاند

شیرین چون شکر تو باش شاکر

شاکر هر دم شکر ستاند

مولانا

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : قسمت دوم قانون جذب عشق

قانون جذب عشق

از طریق محبت، تشویق، حمایت، قدرشناسی، یا هر احساس خوب دیگری به سایرین عشق بدهید، همان عشق به شما بازمی‌گردد و خود را چندین برابر می‌کند، و عشق را در هر مقوله‌ی دیگری از زندگی‌تان، از قبیل سلامتی، ثروت، شادی، و شغل وارد می‌کند.

اگر از طریق عیب‌جویی، خشم، ناشکیبایی، یا هر احساس بد دیگری نسبت به سایرین احساس منفی بدهید، و همان حس منفی دریافت خواهید کرد، تضمین می‌کنم! و هنگامی که نیروی منفی بازمی‌گردد، خود را چندین برابر می‌کند، نیروی منفی بیشتری جذب می‌کند، و بر باقی زندگی‌تان تاثیر می‌گذارد.

 

آیا همین حالا ازقانون جذب عشق همین استفاده می‌کنم؟

شما همین حالا می‌توانید بگویید در روابطتان چه داده‌اید. اگر رابطه‌ای عالی است، بدین معناست که شکرگزاری و عشقی که می‌دهید از نیروی منفی و گلایه‌های شما از آن رابطه بیشتر است.

اگر رابطه‌ای بغرنج و پر کشمکش است، بدین معناست که احساسات منفی که ناخواسته و یا شاید حتی خواسته بروز می‌دهید بیشتر از عشق است.

چگونه همین حالا از قانون جذب عشق استفاده کنم؟

می‌توانید همین حالا با جستجوی چیزهایی که در آن شخص دوست دارید، ارزش قائلید، و قدر می‌شناسید، هر رابطه‌ای را تغییر دهید. وقتی آگاهانه تلاش می‌کنید تا بیشتر از آن‌که به موارد منفی توجه کنید، دنبال چیزهایی که دوست دارید بگردید، معجزه‌ای رخ خواهد داد.

به نظرتان انگار در شخص دیگر اتفاقی باورنکردنی رخ داده است. اما این نیروی عشق است که این موارد منفی را از بین برده است.

, , ,

انرژی مثبت و قانون جذب – چطور همیشه پرانرژی باشم؟

انرژی مثبت و قانون جذب

انرژی مثبت و قانون جذب – چطور همیشه پرانرژی باشم؟

جذب افکار مثبت و جذب آنها و افکار مثبت

هر چه بیشتر قدرت قانون جذب را درک کنی، بیشتر علاقه‌مند می‌شوی که افکارت را عمدا هدایت کنی چون تو دقیقا همان چیزی را به دست می‌آوری که به آن فکر می‌کنی. چه بخواهی چه نخواهی.

بدون استثناء به هرچه فکر کنی همان را به زندگی‌ات می‌کشانی. وقتی کمی به چیزی که می‌خواهی فکر می‌کنی، آن فکر از طریق قانون جذب بزرگ‌تر و بزرگ‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر می‌شود. وقتی به چیزی که نمی‌خواهی فکر می‌کنی، بازهم قانون جذب وارد عمل می‌شود و آن چیز بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شود.

احتمالاً خودتان حس کردید وقتی از رفتار بد کسی تعریف می‌کنید کم‌کم تمام رفتار بد آن شخص یادتان می‌آید و به حدی می‌رسد که گاها کار به بغض و گریه یا عصبانیت غیرقابل‌کنترل می‌کشد.

پیشنهاد می‌کنم این مقاله راهم از دست ندهید: قدرت ضمیر خودآگاه و ذهن ناخودآگاه

صحبت ازاینجا شروع می‌شود: آره! دیدی دیروز چه جوری خودشو می‌گرفت؟ انگار چه خبر شده خونش رفته بالا شهر! اصلاً همیشه خودش رو می‌گیرد (بسط پیدا کرد) تازه دفعه‌ی قبل که بدتر بود یه جوری نگاه می‌کرد انگار (حالا کم‌کم رفتار بد شخص به یاد ما می‌آید) و هرلحظه کنترل سخت‌تر می‌شود.

یادتان باشد یک اژدها را فقط وقتی‌که بچه است می‌شود کشت. نگذارید اژدهای افکار منفی بزرگ شوند. قانون جذب ابتدا افکار مشابه را به سمت شما می‌کشاند و وقتی مجموع آن افکار به‌اندازه کافی قدرتمند شدند شما شروع به جذب رویدادهای مشابه در زندگی خود می‌کنید.

جالب اینجاست که ضمیر ناخودآگاه این‌قدر سریع با توجه به وضعیت احساسی شما خاطره‌های مشابه را یادآوری می‌کند که انگار شما دارید از روی یک لیست تمام رفتار بد آن شخص را می‌خوانید.

همه حاشیه است اصل قانون جذب یکی است

وقتی آن چیزی را که دوست داری می‌بینی و می‌گویی: “می‌خواهم این را داشته باشم” از راه قانون جذب آن را به زندگی‌ات می‌کشانی. اما وقتی چیزی را نمی‌خواهی تجربه کنی و فریاد می‌زنی “نه، نه، این را نمی‌خواهم” چه؟ آری، بازهم آن را به زندگی‌ات می‌کشانی.

تنها راه نخواستن یک‌چیز توجه نکردن به آن است.

قانون جذب است نه قانون حذف

تلاش نکنید توجیه کنید. من ۸ سال بیهوده تلاش کردم. نتیجه‌ای ندارد. به هر دلیلی به چیزی که دوست ندارید توجه کنید نتیجه‌اش مشخص است: دعوت آن چیز به زندگی. خیلی می‌شنوم: اما آخه تو نمی‌دونی! چطور یه آدم می‌تونه این‌جوری باشه.

بله من نمی‌دونم ولی تو هم نمی‌دونی دوست عزیز. نمی‌دونی که در چه وضعیتی بودم. به هر دری می‌زدم برای تغییر. با همه می‌جنگیدم. وضعیت مالی و روابط و حتی سلامتیم هرروز بدتر می‌شد. همیشه فکر می‌کردم مردم من رو نمی‌فهمند و ظاهراً خدای بزرگ و مهربان هم زیاد دوستم نداره.

بله من نمی‌دونم ولی تو هم نمی‌دونی که گفتن این چیزها دردی از تو دوست خوبم دوا نمی‌کنه. توام نمی‌دونی برای من هم سخت بود که به شرایط بیرون اعتراض نکنم.

پیشنهاد می‌کنم این مطلب را هم بخوانید: قانون جذب عشق

توام نمی‌دونی که من خیلی بیشتر از تو شکایت می‌کردم و الان هم نمی‌دونی که دوست دارم برم وسط خیابون داد بزنم خدایا شکرت؛ شکرت که این‌قدر من را در سختی نگه داشتی تا مجبورشم خودم را تغییر دهم نه بقیه را.

 

شکرت که این‌قدر جهان را زیبا آفریدی شکرت که به هم سختی دادی تا برای رسیدن به آسودگی خیلی چیزها را یاد بگیرم.

بله من نمی‌دونم و نمی‌خواهم بدونم چه کسی به چه دلیلی شکایت می‌کند چون تاثیر گوش دادن به شکایات را توی زندگیم نمی‌خواهم. اگر کسی بوده تابه‌حال که با شکایت کردن و درد دل کردن مشکلش حل‌شده، من حاضرم گوش شنوای تمام درد دل‌های دنیا باشم.

 

معمولاً تمام درد دل‌ها از یه ناراحتی کوچیک شروع می‌شود و این‌قدر ما افکار مشابه را جذب می‌کنیم که به شیون و گریه و امثالهم ختم می‌شود.

طناب جذب

قانون جذب مثل ریسمان  است. فقط می‌کشد! شما با طناب نمی‌توانید چیزی را هل بدید و از زندگی خود دور کنید. قانون جذب هم همین‌گونه است. طنابی است بدون استراحت که به هر چیزی فکر کنید سریعاً آن را به‌طرف شما می‌کشد.

این قانون حتی اگر از وجود آن خبر نداشته باشیم کار می‌کند. حتی اگر آن را رد کنیم کار می‌کند. شما لازم نیست استاد فیزیک باشید و یا قانون جاذبه را بشناسید تا وقتی از ساختمان به پایین می‌پرید استخوان‌هاتون بشکنه!

قانون جذب و انرژی مثبت

وقتی به چیزهایی که اینجا خواندی فکر می‌کنی و کم‌کم رابطه‌ی متقابل بین افکار و گفته‌هایت با چیزهایی که در زندگی به دست می‌آوری می‌بینی، از قدرت قانون جذب آگاه می‌شوی و وقتی عمدا افکارت را هدایت می‌کنی و روی چیزهایی که در زندگی می‌خواهی تمرکز می‌کنی، کم‌کم همان زندگی‌ای را که خواهانش هستی می‌آفرینی.

دوست خوبم این را از اعماق وجودت بخوان

تو این‌جایی تا دنیایی را که خودت انتخاب می‌کنی در اطرافت خلق کنی؛ درعین‌حال که به دنیا اجازه می‌دهی آن‌طور که دیگران انتخاب کرده‌اند نیز وجود داشته باشد و هرچند انتخاب آن‌ها خلاف نظر تو باشد.

انتخاب آن‌ها جلوی تو را نمی‌گیرد.

تو بهترینی. خدای بزرگ و مهربان وقتی تو را آفرید خودش را بهترین خالق خواند. این یعنی تو خیلی خوبی؛ خیلی! بهترینی؛ به بهترین‌ها فکر کن و بهترین‌ها را جذب کن