, ,

کائنات چطور جواب سوالات ما را خواهد داد؟

کائنات و نقش آن در قانون جذب

کائنات چطور جواب سوالات ما را خواهد داد؟

چیکار باید بکنم تا بهترین جواب را در سریعترین زمان ممکن بهم بده؟

چیکار کنم کائنات زود به سوالام جواب بده؟

فرمول بدست آوردن جواب درست و دقیق سوالات چگونه هست؟
وقتی این سوالات رو نوشتید خوب روشون تمرکز کنید و سعی کنید به جوابشون فکر کنید بعد برید دنبال کارهاتون یه چند ساعت بعد برگردید و دوباره روی سوالها تمرکز کنید و تلاش کنید جواب رو بدست بیارید و در این حین بنویسید خداوندا جواب درست این سوالات پیش توست برام بفرست

همینجوری ادامه بدید تا فرمول بدست آوردن جواب هر سوالی رو کشف کنید

اگر موفق شدید این فرمول رو کشف کنید نود درصد راه موفقیت رو بدست آورده اید

چون تمام راز همینه
که بپرسی و جواب بگیری و بعد بری جلو و دوباره بپرسی جواب بگیری بری جلو تشخیص تفکرات درست و خوب خیلی مهمه و باید بخوبی بتونید افکار خوب رو تشخیص بدید

برای اینکه افکار درست و خوب رو از افکار نادرست و غلط تشخیص بدید بشینید سوال طرح کنید و همون سوالی رو که نوشتم رو بنویسید

چه عواملی باعث شدند در چند سال گذشته به خواسته هام نرسم؟
چه عواملی باعث شدند بیمار بشم؟
چه عواملی باعث شدند ناامید بشم؟
جوابهایی که برای این سوالات می نویسید همون باورها و تفکرات نادرست هستند
اون جوابها را یادداشت کنید و براشون نقد بنویسید و بعد جملات تاکیدی را بنویسید و اون جملات تاکیدی را تا می تونید مرور کنید تا وارد ذهنتون بشه و بعد هر بار که شروع می کنید به نوشتن اون تفکرات درست رو بنویسید

 مثلا به این شکل

من برای فعال کردن ایده کاری خود نیاز به هیچ سرمایه ای ندارم و براحتی می توانم آن ایده را بخوبی فعال کنم و به سودهای میلیاردی برسم
من ایده ای را می خواهم که نیاز به سرمایه اولیه نداشته باشه
من ایده ای را میخواهم که علاوه بر نیاز نداشتن به سرمایه اولیه دقیقا منطبق با استعدادذاتی و علاقه ام باشه و برایم سودهای میلیاردی بیاره
من ایده ای را می خواهم که بحال مردم بسیار مفید باشه و گرههای زندگی اونا رو باز کنه و براشون بسیار مفید باشه

ببینید دوستان باید شکل و فرم خواسته خود را از ابعاد مختلف دقیق بیان کنید و هر چقدر ایده ای که می خواهید را دقیق وصف و توصیف کنید خداوند جواب دقیقتری را بهتون خواهد داد و ایده ای دقیقا منطبق با هر آنچه که خواسته اید را براتون خلق خواهد کرد تعداد ایده هایی که سودهای میلیاردی دارند چند صدهزار میلیارد تاست
پس نگران این نباشید که ممکنه خدا ایده ای برای من نداشته باشه تا من بتونم میلیاردر بشم

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قانون ارتعاش – همه‌چیز در کائنات دائم در حال ارتعاش و حرکت است

همه شماها صددرصد می تونید میلیاردر بشید بشرطی که دقیق بدانید چه می خواهیدحالا هر کدامتان شرایطی را دارید که ممکنه موانعی در تحقق خواسته هاتون ایجاد بشه مثلا یکی همون نداشتن سرمایه اولیه برای رفع اون موانع بخداوند بنویسید که ایده ای را با این شکل فرم براتون بده که نیاز به سرمایه اولیه نداشته باشه
یا مثلا دوست و رفیقی ندارید که کمک کارتون باشه بنویسید ایده ای را میخوام که به تنهایی بتونم عملی اش بکنم و نیاز به کمک دیگران نداشته باشم
هر گونه بنویسید ایده رو همون شکلی تحویل میگیرید

حالا برای دست یابی به هر جوابی باید سوال رو طوری طرح کنید که جوابش دقیقا قلب هدف و خواستتون رو نشانه بگیره و دقیقا جواب مد نظر شما را براتون بده

فقط یاد بگیرید چگونه بهترین سوال را طرح کنید

برای اینم سوال طرح کنید خداوندا چگونه می تونم بهترین سوالات را طرح کنم تا بهترین و دقیق ترین جوابها رو بگیرم؟
سوالات و مطالب بالا رو با دقت مطالعه کنید سوالات رو یادداشت کنید و شروع کنید به تمرین کردن ، همین که بیکار شدید شروع کنید مطالب رو مطالعه کردن

تمرین سوال طرح کردن را بکنید
برای این هم تکنیک #سناریو_نویسی رو هم در کتاب و هم در کانال فراسوی راز توضیح دادم
میتونید انجام بدید فوق العاده کاربردیه

و مهمتر از همه راهکارهای تشخیص افکار درست و خوب رو کشف کنید
اگر شروع نکنید به طرح سوال
اگر شروع نکنید به نوشتن
اگر شروع نکنید به تمرین کردن
موفقیتی براتون در کار نخواهد بود

پس همین الان شروع کنید در تک تک جمله های بالا کلی مطلب برای آموختن هست  اونا رو بخوبی تحلیل کنید
هر کجا ابهامی وجود داشت سوال کنید
خواهشمندم همه کانالها و گروههایی را که ذهنتون رو مشغول می کنند رو همین الان پاک کنید و تمام توجهتون رو بذارید روی هر آنچه که می خواهید

, ,

قانون ارتعاش و جذب چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب(قسمت دوم)

قانون ارتعاش چیست؟

قانون ارتعاش و جذب چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب(قسمت دوم)

شخصیت های مثبت و منفی

انسان های به طور کلی از نظر شخصیتی به دو دسته مثبت (خوش بین) یا منفی (بدبین) تقسیم می شوند.

آن نوع افراد که افکار مثبت دارند، همیشه به جوانب خوب زندگی نگاه می کنند بدی را به چشم خوبی بنگرند. افکارشان همیشه مثبت است و دنیا از وجودشان بهره مند می شود. از آنجایی که ارتعاش این افراد مثبت است، سایر شخصیت های مثبت را هم به خود جذب می کنند.

از طرف دیگر، شخصیت های منفی همواره به جوانب تیره و اندوه بار زندگی نگاه می کنند. حتی خوبی در نظرشان بدی جلوه می کند. زندگی آنها بر مبنای بدبینی و منفی بافی استوار است و از این رو همواره مصیبت و بدبختی گریبانگیرشان می شود. به دلیل ارتعاش منفی ای که این اشخاص از خود ساطع می کنند، افراد تیره روز و مصیبت زده به سوی شان جذب می شوند.

طرزفکر این افرد مانند شصی است که اگر از او احوالش را جویا شوید، جواب می دهد:

امروز حالم خوب است، اما شاید فردا حالم بدباشد!

شخصیت های منفی، اطرافیان خود را افسروده و دلتنگ می کنند. چهره های آنان نماد افکار منفی درون ذهن شان است. هر روز می توان این افراد را درحال گذر از خیابان ها مشاهده کرد: صورت های مغموم و اخم آلودی که هیچ اثری از لبخند یا نشاط درآنها دیده نمی شود. به نظر می رسد که ایشان از غوطه خوردن دردوزخی که برای خود ساخته اند، لذت می برند!

قانون تضاد و قانون نسبیت گویای این است که در برابر هر مثبت، یک منفی وجود دارد. بنابراین وجود هر دوی این شخصیت ها لازم هستند تا شما بتوانید میان آنها تمایز قائل شده و شخصیتی را که دوست دارید، انتخاب کنید.

شما مختارید که هر یک از این دو شخصیت را برای خود برگزینید. از این رو اگر شخصی از شخصیت منفی خود به تنگ بیاید، با آگاهی و تلاش می تواند شخصیت مثبتی را در خود ایجادکند.

قانون ارتعاش با رایه ی آگاهی لازم به مردم، به‌آنها کمک می کند تا شخصیتی را که آرزو دارند، برای خود برگزینند.

ذهن در درون خود می تواند بهشت را به دوزخ، و دوزخ را به بهشت تبدیل کند. (جان میلتن)

 

پیشنهاد میکنم قسمت اول این مقاله را هم مطالعه کنید : قانون ارتعاش و جذب چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب(قسمت اول)

مغز… بدن

شاید باورتان نشود، اما بدن انسان یکی از کارآمدترین وسایل الکتریکی در کل هستی است. همینطور مغز انسان کارآمدترین وسیله ی الکتریکی ای است  که تاکنون آفریده شده است.

درمغز، همه ی فرکانس ها از یک سطح به سطح دیگر تبدیل می شوند. برای مثال، احساسات در مغز به فعالیت عضلانی تبدیل میشوند.صدا ،دما ، نور و فکر نیزبه نوبه ی خود به فرکانس های دیگر تبدیل می شوند و روی بدن تاثیر می گذارند.

داخل مغز ، مراکزی وجود دارند که عملکرد همه ی اعضا و بخش های بدن را کنترل و تنظیم می کنند . با تحریک صحیح این مراکز می توان عملکرد اعضای بدن را کنترل کرد.ما در سمینارهای خود این پدیده ی خارق العاده را کنترل ارتعاشی بدن می نامیم.

در نهایت، مغز یک دستگاه ارتعاشی است. پس برای شناخت عملکرد آن باید قانون ارتعاش را بشناسید.

ما از اوایل دهه ی۱۹۴۰ با دستگاه های EEG یا نوار مغزی و ECG  یا نوار قلبی آشنا شده ایم.EEG فعالیت الکتریکی مغز، و ECG تغییرات الکتریکی قلب را در زمان تپش نشان می دهد.

بنابراین ارتعاشات قطعا مقوله ی تازه ای برای ما نیستند.در واقع همه ی ما از انها اگاهی داریم. اما مشکلی که با ان مواجهیم این است که اکثریت  مردم از نقشی که ارتعاشات انها در زندگی شان ایفا می کند، اگه نیستند.

متاسفانه افراد زیادی را در ارتعاشات بد و نابسامان می بینیم که سعی دارند به زور نتایج خوبی را از ان خود کنند. اما این اشخاص به دلیل ارتعاش منفی شان، دایما حوادث ناگوار و انسان های منفی را به سمت خود جذب می کنند و تلاش انها برای کسب خوشبختی و نتایج مطلوب، هیچ ثمری ندارد.

این قبیل افراد را می توان به شخصی تشبیه کرد که از بالای یک ساختمان خود را به پایین می اندازد، اما توقع دارد به بالا صعود کند.

نتیجه کاملا قابل پیش بینی و اسف بار است!

همه چیز انرژی است،همه چیز در ارتعاش است

برای درک بهتر این که چگونه می توانید وقایع زندگی خود را تحت کنترل درآورید ، باید به فرض اولیه ای رجوع کنید که با ان شروع کردیم:یعنی همه چیز در ارتعاش است و هیچ چیز ساکن نیست. امروزه دانشمندان از این اصل حمایت می کنند و هر کشف تازه ی علمی به اعتبار ان می افزاید.

همانطور که گفته شد،شما به لطف اراده ی ازاد و سایر ویژگی های مغز شگفت انگیزتان می توانید در زندگی،ارتعاش را تحت امر خود در آورید.تنها عاملی که نمی گذارد از این نیروی عظیم به نفع خود استفاده کنیم، غفلت و بی خبری ما نسبت به قانون ارتعاش است.

, ,

قانون ارتعاش و جذب چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب(قسمت اول)

چطور با ارتعاش به جذب خواسته برسیم؟

قانون ارتعاش و جذب چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب(قسمت اول)

دکتر ورنر فون بر اون در مصاحبه ای که در فوریه ی ۱۹۷۶ با او انجام گرفت، چنین گفت: پس از سال ها تحقیق درباره ی اسرار شگفت انگیز عالم، به خداوند ایمان راسخ آورده ام. عظمت و شکوه جهان باعث شده تا به خالق آن ایمان بیاوریم.

اصلا نمی توانم تصور کنم که این دنیا بدون اراده ی الهی خلق شده باشد. قوانین طبیعی جهان به قدری دقیق هستند که می توانیم بدون اشکال  سفینه ای بسازیم که به ماه سفر کند و زمان دقیق این سفر را با دقت کسری از ثانیه بسنجیم.

کسی باید این قوانین را وضع کرده باشد . دکتر فون براون در ادامه گفن که اگر  شناخت  درستی نسبت به دانش و دین داشته باشیم ، متوجه می شویم که این دو نه تنها با یکدیگر دارند.

به واسطه ای دانش، اگاهی ها ما درباره ی خلقت بیشتر می شود ؛ در حالی که با مطالعه ی دین شناخت بیشتری نسبت به خالق حاصل می کنیم. انسان با استفاده از ابزار دانش سعی در مهار کردن نیروهای طبیعی اطراف خود را دارد، در حالی که از طریق دین در جهت کنترل نیروهای طبیعی درون تلاش می کند. او سپس اضافه کرد: بدون ایمان حتی ممکن نبود یک دستاورد بزرگ هم در تاریخ بشر روی دهد…

هر فردی که تلاش می کند کاری را به انجام برساند، باید تا اندازه ای به خود ایمان داشته باشد. در به ثمر رساندن اموری که فراتر از توان اوست هم باید به خدا ایمان داشته باشد.

سال ها پیش از ان که کسی بتواند تصور سفر انسان به ماه را در ذهن جای دهد، از دکتر فون براون سؤال شد:چطور می شود یک موشک را روی ماه نشاند؟ او به سادگی جواب داد با اراده.

بی شک فون براون مردی برجسته و هوشمند بود و درک بالایی از زندگی و قوانین کائنات داشت. در واقع بسیاری از کارشناسان خبره، او را پدر برنامه های فضایی ایالات متحده می دانند. او مانند همه ی انسان های بزرگ، شناخت عمیقی نسبت به قوانین معنوی زندگی داشت که یکی از آن قوانین ، قانون جذب است.اکنون می خواهم که توضیح این قانون بپردازم.

 

در حقیقت، درک این قانون استثنایی ، کلید درک کل این کتاب است . زیرا قانون جذب ،‌اساس موفقیت فردی شماست . اما برای این که به خوبی این قانون را درک کنید ابتدا لازم است به اختصار قانون دیگری به نام قانون ارتعاش را برایتان شرح دهم.

قانون ارتعاش به توضیح  تفاوت میان ذهن و ماده، یا جهان مادی و معنوی می پردازیم.

براساس قانون ارتعاش ، هر چیزی در لرزش یا حرکت است و هیچ چیز ساکن نیست؛ از متراکم ترین ماده تا رقیق ترین آن، همه چیز دایماً در حال اتعاش است.

از پایین ترین سطح ارتعاش تا بالاترین سطح آن ، میلیون ها میلیون سطح وجود دارد؛ از الکترون گرفته تا کل جهان هستی، همه چیز در ارتعاش است.انرژی در همه ی سطوح ارتعاش بروز می کند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قانون ارتعاش چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب

شدت ارتعاش، فرکانس نامیده می شود و هر چه این فرکانس شدیدتر باشد، نیروی آن بیشتر است. از آنجایی که فکر ، یکی از شدیدترین انواع ارتعاش است، از نیروی بالایی در سطح طبیعت برخوردار است و بنابراین همه ی ما باید آن را دریابیم.

البته بسته به این که چه منظوری از شرح نیروی ارتعاش داشته باشیم، می توانیم آن را به طرق مختلفی تشریح کنیم و از آنجایی که در این فصل تنها قصد داریم به موضوع افکار بپردازیم، از طریق آن به شرح قانون ارتعاش خواهیم پرداخت.

ارتعاش

ارتعاش یعنی:

حرکت به جلو و عقب، نوسان،لرزش،جنبش،تکان،چرخش،به لرزش واداشتن.

برای این که تصویر بهتری از مفهوم ارتعاش داشته باشید، یکی از دستهایتان را به سمت صورت تان آورده در جلوی خود ثابت نگه دارید. با وجود این که دست تان ثابت است و هیچ حرکتی در آن مشاهده نمی شود، اما الکترون هایی که آن را تشکیل می دهند با  سرعت۳۰۰۰۰۰ کیلومتر در ثانیه ، جنبش، حرکت و ارتعاش دارند.

دستی که ساکن به نظر می رسد، درحقیقت دایما در حال حرکت است . البته ، این حرکت با چشم غیر مسلح قابل رؤیت نیست، اما با یک میکروسکوپ قوی می توان به وضوح حرکت را در آن مشاهده کرد.

حالا دست تان را تکان بدهید. اگرچه دست شما تاکنون هم طبق قانون ارتعاش در حال جنبش بود، اما اکنون شما شدت ارتعاش آن را افزایش داده اید.

, ,

سایبرنتیک یا علم فرمایش مغز چیست؟ شناخت توانایی های مغز

سایبرنتیک یا علم فرمایش مغز چیست؟ شناخت توانایی های مغز

این لغت از کلمه یونانی (استیرس من) نشئت  می گیرد  و در مفهوم  مدرنش  معمولا به  سیستم های کنترل و ارتباط در ماشین ها  و حیوانات مربوط می شود. مثلا اینکه چطور یک کامپیوتر یا یک موش خودش را برای رسیدن به یک هدف سازمان دهی می کند. مالتساین دانش را در مورد  انسان ها  به اجرا  در آورد و به  این ترتیب سایکوسایبرنتیک شکل گرفت.

اگر چه این کتاب از پیشرفت ماشین های پیچیده الهام گرفته شده است قبول ندارد که انسان را می توان در حد یک ماشین های پیچیده الهام گرفته شده است قبول ندارد که انسان را می توان در حد یک ماشین پایین آورئ. سایکو سایبرنتیک بین شکافی که در تصور مکانیکی از  عملکرد مغز وجود دارد(حرف های کلیشه ای مانند مغز شما مثل یک کامپیوتر عالی است.)

مالتس می گوید انسان ها یک جوهره یا نیروی حیات دارند که باعث می شود نتوان آنها را صرفا مغز یا بدن های فیزیکی دانست. یونگ این جوهره را لیبیدو نامید و برگسون نام الان ویتال را روی آن گذاشت .

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم  از دست ندهید : شناخت توانایی های مغز – نورون‌هایی که تمدن را شکل داده‌اند

انسان را نمی توان با سیمی که از طریقش جریان پیدا می کند تعریف کرد. ما بیشتر سیستم هایی هستیم که در حال تغییر و تحویل دائمی هستیم.

بعضی از خواننده ها از این تفاوت میان مغز و ذهن خوششان نمی آید اما این تعریف در ارتباط با جمله کلیدی مالتس معنا پیدا می کند که می گفت : انسان یک ماشین نیست بلکه از یک ماشین استفاده می کند. این تفاوت برای درک موضوع مهمتر این مقاله یعنی تعیین اهداف و رسیدن به آنها ، ضروری است.

کاربرد تکنولوژی موشک ها هدایت شونده در ارتباط با انسان ها

موسس سایبرنتیکس یک ریاضی دان آمریکایی به نام نوربرت وینر بود که در طول جنگ جهانی دوم مشغول کار روی تکنولوژی موشک های هدایت شونده بود. وینر با تأکید بر شباهت های میان ماشین ها، حیوانات، انسان ها ، و جوامع و پیش بینی روزی که ماشین ها بتوانند مانند انسان ها فکر کنند از زمان  خودش بسیار جلوتر بود . او کامپیوتر ها و مغز انسان ها  را  سیستم هایی می دانست  که اطلاعات را می گیرند و روش های جدیدی برای ارتباط  با دنیای  بیرون  می سازند .

بازخورد محیط بیرونی مورد استفاده قرار میگیرد تا ارتباطات بعدی با این  محیط، بهتر صورت بگیرند.

این چرخه کنترل ، ارتباط ، بازخورد ، مشخصه اصلی یک سیستم کنترل دارای بازخورد است که باید به یک هدف از پیش تعیین شده دست پیدا کند.

,

قانون ارتعاش – همه‌چیز در کائنات دائم در حال ارتعاش و حرکت است

ارتعاش در کائنات چیست؟

قانون ارتعاش – همه‌چیز در کائنات دائم در حال ارتعاش و حرکت است

هم جنبه‌ی مادی و هم جنبه‌ی غیرمادی عالم ما از انرژی و هوش ساخته‌شده‌اند که به نحوی می‌جنبند. هیچ‌چیزی در استراحت مطلق نیست. تفاوت بین مادی و غیرمادی در سرعت ارتعاش آن است. به‌عنوان مال، امواج رادیویی وجود دارد ولی ما آن را حس نمی‌کنیم.

میز، جامد و ساکن به نظرمی آید. اما اگر با میکروسکوپی قوی به آن نگاه کنید، می‌بینید که مولکول‌ها فاصله و حرکت‌دارند. با میکروسکوپ، ارتعاشات بسیار آهسته‌ی مولکول‌های میز دیده می‌شوند. این مسئله درباره‌ی بدن انسان هم صدق می‌کند. همان‌طور که گفتم ، گرچه بدن انسان ثابت به نظرمی آید، اما بدن امروز او بدن دیروزش نیست. هر ثانیه ده میلیون سلول از دست می‌دهیم و می‌سازیم، گرچه این مطلب قابل‌دیدن نیست.

افکار و احساسات هم انرژی هستند.

وقتی نسبت به احساسات کسی حساس می‌شوید یا از احساسات خودتان آگاه می‌شوید، متوجه ارتعاش شده‌اید. وقتی می‌گوید (احساس خوبی دارم)، برداشت مثبت یا منفی ذهن خود را از این ارتعاش بیان می‌کنید. حتی می‌توانید خوبی و بدی ارتعاش را خودتان تعیین کنید، یعنی فکر کنید بد است یا خوب است.

انتخاب فکر دست خودتان است. شما تعیین می‌کنید چه نوع انرژی‌ای دریافت کنید یا بفرستید. اگر منفی را انتخاب کنید، فرکانس منفی ارسال می‌کنید و با آن هماهنگ می‌شوید. وقتی مثبت را انتخاب کنید، قضیه برعکس می‌شود و با فرکانس مثبت هماهنگ می‌شوید. اینکه کدام بد است و کدام خوب، دست شماست. مغز هم در این میان ابزار شماست و به‌عنوان مرکز کنترلی عمل می‌کند که کنترلش هم‌دست شماست.

مغز قوی‌ترین پردازشگر الکترومغناطیسی است. اگر از آن برای افکار مثبت استفاده کنید، همه‌چیز به سمت عینیت یافتن آن فکر مثبت حرکت می‌کند. هرقدر بیشتر تمرکز کنید، فرکانس قوی‌تر می‌شود. درست مثل‌اینکه با ذره‌بین آتش روشن کنید.

بیان متفاوتی از این قانون می‌گوید که (هر چیزی، شبیه خود را جذب می‌کند) یعنی آدم‌ها آن نوع انرژی را که شبیه انرژی خودشان است، جذب می‌کنند. آدم‌هایی که افکار مشابه دارند، جلب یکدیگر می‌شوند. در کار و ازدواج هم همین مطلب صادق است.

در زیر یک مثال از قانون ارتعاش در زندگی آقای جان آساراف یکی از کسانی که در فیلم راز در مورد قانون ارتعاش و قانون جذب صحبت میکرد را برایتان آورده ام.
تجربه‌ی من در babmboo.com یکی از بهترین مثال‌ها در مورد جذب است که در زندگی‌ام دیده‌ام. این شرکت، ده فناوری جدید را درزمینه ی گشت‌های مجازی ارائه کرد. برای اولین بار کاری کرد که مردم در اینترنت بتوانند ویدیو تماشا کنند و جایی را که تابه‌حال ندیده‌اند، بدون مسافرت به آنجا ببینند. Babmboo.com در حقیقت یک بنگاه املاک بود و به‌راستی موفق شد. من خوش‌اقبال بودم که در این گروه خلاق عضو شدم.

من عضویت در babmboo.com را مدیون لن مک کوردی هستم که او را چند سال قبل از آن هنگام به هم زدن یک شراکت دیده بودم. لن کارهای فسخ شراکت ما را حل‌وفصل می‌کرد و به من گفت که تحت تأثیر رفتارم قرارگرفته است.

چون من کاملاً کنترل خودم را در دست داشتم و آرام، محکم و سخاوتمندانه از کاری که دیگر مناسبم نبود فاصله می‌گرفتم و این در حالی بود که داشتم سیصد هزار دلار ضرر می‌کردم. برای همین او وقتی دنبال کسی برای راه‌اندازی کسب‌وکار پسرانش می‌گشت، من را انتخاب کرد.

کارش درست بود. این شرکت ضمن خلاقیت بسیار جذاب بود. همیشه جذاب بود و فکرهای نو داشت. ما کاری می‌کردیم که مردم خود و توانمندی‌های خود را باور کنند. نحوه‌ی فروش ما بر اساس رشد فردی بود و از شیوه‌های فروش استفاده نمی‌کردیم. ما به مردم همین چیزها را یاد می‌دادیم که (شما می‌توانید هر چه را بخواهید داشته باشید) در عرض نه ماه، صدها هزار مشتری داشتیم و ماهیانه چندین میلیون دلار درمی‌آوردیم.

پیشنهاد میکنم این مقاله مهم را هم از دست ندهید : قانون ارتعاش چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب

اسم خودمان را (تیم یک مایل در چهار دقیقه) گذاشته بودیم. بعد از موفقیت افسانه‌ای (راجر بنیستر) – رکوردشکنی که برای اولین بار یک مایل را در کمتر از چهار دقیقه دوید – خیلی‌ها توانستند این کار را بکنند؛ چون یک نفر توانسته بود. یعنی همه فهمیدند این کار شدنی است. ما عهده کرده بودیم کاری را که غیرممکن به نظر میاید، انجام بدهیم. ما می‌خواستیم رکورد خودمان را بشکنیم. به مردم آموزش می‌دادیم و بعد امتحان می‌گرفتیم که بعد از قبولی در امتحان، عضو تیم می‌شدند.

این نوع انرژی خیلی جذاب است. بسیاری از اعضای babmboo.com باکسانی که پیش از آن با ما همکاری می‌کردند، دوست بودند. انگار همه دوست داشتند بخشی از این انرژی خلاق باشند.

در سال ۲۰۰۰ که شرکت با (آیپیکس) شریک شد، فرهنگ سازمان چنان به سمت منفی سیر کرد که دیگر دوستش نداشتم، جدایی از آن آدم‌ها برایم تلخ بود ولی چاره‌ای نداشتم. شم و شهودم این‌طور حکم می‌کرد.

ازلحاظ منطقی اگر هر چیزی شبیه خودش را جذب کند، دو چیز مخالف هم باید یکدیگر را دفع کنند. این مسئله سبب شد از بامبو روم و همین را هنگام جدایی از همسرم نیز دیده بودم. اما تا همسر فعلی‌ام را ندیده بودم، به قانون جذب در روابط عاشقانه توجه نکرده بودم. شبیه جنون نیست؟ نباید به جذب در عشق توجه کنیم؟ منظورم آن نیست که قبل از‌ آن توجهم به کسی جلب نشده بود؛ چون شده بود. آن‌قدر شده بود که دوباره ازدواج‌کرده بودم!

این ربطی به قانون جذب ندارد. پس از دومین طلاق، متوجه شدم که باید رادار روابطم را درست کنم. از اشتباهات گذشته عبرت گرفتم. ازدواج‌هایم انفجاری و به دلایلی غیر از عشق بودند. به صداقت در رابطه بی‌توجهی کرده بودم به‌خصوص که به پدر و مادرم نیز در مورد احساساتم راست نگفته بودم. تصمیم گرفتم از قانون جذب استفاده کنم.

جزییات همسر مطلوبم را تصور کردم. آن‌ها را روی ورق کاغذی نوشتم و ورقه را پنهان کردم. آنچه را در درونم بود، بیرون ریخته بودم. همان کسی باشد که دلم می‌خواست، خانواده‌دوست باشد و … همه را نوشتم.

بعد تصمیم گرفتم در برخوردها عجله به خرج ندهم. یعنی سعی کردم زیاد در اوضاع دخالت نکنم. به عهده‌ی خدا گذاشتم تا هر وقت زنی مناسب من پیدا شد، خودبه‌خود بفهمم. دلیلی برای عجله وجود نداشت.

ماریا را در سالن ورزش دیدم و قرار ملاقات گذاشتیم. روزهای خوبی داشتیم و سعی می‌کردیم یکدیگر را بشناسیم. دو سال نامزد بودیم. بعد تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم. بعدها نوشته‌هایم را در مورد همسر مطلوبم به ماریا نشان دادم. از شباهت خارق‌العاده‌اش با نوشته‌ی من شگفت‌زده شد. حالا زنی داشتم که مطلوبم بود. قانون جذب کار خودش را کرده بود.

ضرب‌المثلی هست که می‌گوید (کبوتر با کبوتر باز با باز-کند همجنس با همجنس پرواز.) این هم یک را برای شرح قانون جذب است.

یک‌بار از سخنرانی به اسم رابرت آلن که درباره‌ی پول و ثروت کتاب می‌نویسد و میگفت درآمد هر شخص، میانگین درآمد ده دوست صمیمی‌اش است. یعنی محدوده‌ی شما انعکاس و فرکانس ادراک تان از واقعیت است. شما قبول دارید دوستان، تفریحات و جاهایی که برای غذا خوردن می‌روید را در نظر بیاورید. آدم‌هایی شبیه به خودتان را می‌بینید. درباره‌ی شغلتان فکر کنید: چه کسانی جذب انجام‌شده‌اند؟ تصور می‌کنید چطور جذب‌شده‌اند؟ رئیس خود را در نظر بیاورید. همه‌ی مجموعه به نحوی شبیه او هستند، حتی اگر عین او نباشند. نکته‌ای برای مدیران: اگر از رفتار زیرمجموعه‌تان راضی نیستید، اول رفتار خودتان را بررسی کنید.

, ,

دیدن نشانه های قانون جذب و داشتن حس خوب در زندگی

نقش احساس در بوجود آمدن احساس خوب در قانو نجذب

دیدن نشانه های قانون جذب و داشتن حس خوب در زندگی چطور بدست می آیند؟

وقتی از ته دل خواسته ای رو طلب میکنید ، نشانه ها همه جا دور و بر شما هستند. به مفهوم واقعی کلمه وقتی انرژی خواسته شما به گیتی ارسال میشود ، یک نوع هدایت مستقیم در طبیعت سرراه شما قرار میگیرد که اغلب آن را نمیبینند و نمیشنوند و یا اگر پیام را درک کنند :

عوام” آنرا بصورت تصادف یا شانس می نامند.
مذهبیون” آنرا ” دست غیب ” مینامند
و “دانشمندان” فیزک و کوانتوم معتقدند این ها همان “ارتباطات کیهانی” و یا “پیام های عالم هستی ” در اثر ارسال امواج انرژی ما هستند که به سوی ما می آیند و ما را برای رسیدن به سوی هدفمان راهنمایی میکنند.

فصل مشترک همه ی این اعتقادات نشان دهنده این است که :
وقتی خواسته ای را طلب میکنیم و بخصوص آن را مینویسیم، پیامی برای عالم ارسال میکنیم که : “من آماده دریافت خواسته ام هستم

خدا ، دنیا یا جهان هستی نیز

همگی با فرستادن نشانه ها به ما پاسخ میدهند که 

“پیامِ آمادگی ات را دریافت کردیم و در حال کار کردن روی آن هستیم پس در زمانبندی مناسب آن را به تو می دهیم وظیفه تو این است که آسوده خاطر و پر از عشق باشی همیشه”

باید دقت کنیم! چشم و گوش و هوش خود را بکار بیاندازیم و
نشانه ها را از اتفاقات عادی تشخیص دهیم، دنبال آن ها برویم که در انتهای راهِ نشانه ها حتماً بهشت آرزوهای ما خواهد بود.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید:قانون جذب چیست؟ چگونه از قانون جذب استفاده کنم؟

 

ﺣﺲ ﺧﻮﺏ ﻭ ﻋﺎﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﻤﻮﻥ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺍﯾﻪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﺗﻮﻥ ﺑﺮﺳﻮﻧﻪ

ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﯼ ﺧﺎﻟﻖ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﮐﻪ بی نیاز ﻣﻄﻠﻘﻪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﺗﻮﻥ ﺑﺮﺳﻮﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺰﯾﻨﺶ ﺍﺯﺷﻤﺎ ﻣﺜﻞ ﻫﺮ ﻋﺎﺷﻖ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺷﺎﺩﯼ ﺩﻝ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﻭ ﺍﺯﺗﻮﻥ ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺩﺍﺭﻩ ﻧﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮ‏!

ﭘﺲ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﻌﻒ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﻤﻠﯽ ﺷﺪﻥ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﺗﻮﻥ به ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﯽ ﺍﯾﻦ ﺣﺲ ﺧﻮﺏ ﺭﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺷﻤﺎ ﺣﺎﺿﺮ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭﺗﻮﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ.

ﯾﺎﺩﺗﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﮔﻪ ﺣﺲ ﻣﻨﻔﯽ( ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻋﺼﺒﯿﺖ ﻭ …‏) ﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﮐﻨﯿﺪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﺍﺯ ﭘﻮﻝ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﯿﺘﻮﻥ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﯾﺪ ﭘﺲ ﮔﺮﻓﺘﯿﺪ.

ﻣﺜﻼً ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺭﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺩﺍﺩﯾﺪ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﺍ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺷﺐ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﺪ ﯾﻌﻨﯽ ﮐﻠﯽ ﺍﺯ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﺮﺩﯾﺪ ﻭ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ ﺍﮔﻪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺎﻟﺘﻮﻥ ﺑﺪ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ ﺣﺲ ﻣﻨﻔﯽ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺣﺴﺎﺏ و ﮐﺘﺎﺏ، ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭ ﺷﺪﯾﺪ ﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﻭﺭ ﺑﺸﯿﺪ.
ﺳﺮﯾﻊﺗﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ فرکانسِ ﺍﺣﺴﺎﺱِ ﺧﻮﺏ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﯽ :

” ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺁﻥ ﻫﺴﺘﻢ”

دانلود کتاب قانون جذب

, ,

اثرات شگفت انگیز دعا و نفرین در زندگی!

دعا در زندگی انسان چه نقشی دارد؟

اثرات شگفت انگیز دعا و نفرین در زندگی! مطلبی بسیار جالب وحیرت انگیز از کارکرد امواج نامرئی در اطراف ما :

وقتی برای کسی از ته قلب آرزوی موفقیت شادی و سلامتی می کنید، امواج نامرئی تفکرات و انرژی شما تشخیص نمی دهد که این آرزو متوجه دیگریست.
این موج نیک خواهی ابتدا خود شما را سرشار از ماهیت خویش می کند.

در حالت دعا تمامی قوای معنوی، سلول های مغز و حتی سیستم عصبی، زیر بارش این ذرات بهشتی قرار می گیرند که خود شما آن را تولید کردید.

اگر از کسی بیزار و متنفر باشید نیز ذرات و امواج کسالت و تنفر، نخست بر خود شما می بارد و سپس در ضمیر ناخودآگاهتان رسوب می کند.

با توجه به این واقعیت، ضمیر ناخودآگاه کسی که دعا و نفرین می کند، نمیتواند تشخیص دهد که این محصولات شفا بخش و یا مسموم کننده متعلق به فرد دیگریست و باید به سوی او صادر شود بلکه در این شرایط، ضمیر ناخودآگاه، آن محصولات را ابتدا خودش جذب می کند.

همیشه به یاد داشته باشید آبی که در رودخانه جاریست، نخست بستر خود را تر و سرشار از ذات خویش میکند و در نهایت به دریا میرسد.

با انسانهای مثبت معاشرت کن؛ چون آنها بر اندیشه وعقل و رفتارت تأثیر می گذارند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: با قانون جذب چگونه انرژی مثبت پخش کنیم؟

حالا چطور با انرژی منفی و یا نفرین مقابله کنیم؟

‌‌‌اگر چیزی منفی در زندگی تان باشد و بخواهید آن را تغییر دهید مراحل کار یکسان است:

با تصور و احساس خواسته تان به آن عشق بورزید. به یاد داشته باشید هر چیز منفی به دلیل عدم حضور عشق به وقوع می پیوندد

اگر مجبور به تصور چیزی متضاد با موقعیت منفی هستید به عنوان مثال اگر بیماری دارید که مایل به ترک آن از بدن تان هستید نسبت به بدن سالم و بدون بیماری خود عشق بورزید

آفرینش یعنی تولید پدیده ای جدید که جایگزین پدیده های قبلی و قدیمی شود.

لازم نیست به این بیندیشید که مجبور به تغییر چه چیزی هستید.

آنچه باید انجام بدهید نثار عشق به خواسته هایتان است و نیروی عشق در این وضعیت قادر به جایگزین شدن در برابر نکات منفی است.

نگرانی, عصبانیت, کینه, تنفر و چیزهایی از این دست, احساسات منفی نامیده می شوند زیرا که زمان و انرژی را هدر می دهند – یعنی, منفی بودن آنها به انرژی شان اشاره دارد.
برعکس, از آنجایی که احساساتی مانند شور, شادی, هیجان و امید سطح انرژی تان را افزایش می دهد, مثبت نامیده می شوند.
نگرانی به قدری عادی است که در اصل یک عادت طبیعی انسان است.
با این حال اثرات نامطلوبی از جمله اضطراب, تنش, پیری, اعتیاد, بی خوابی و اتلاف وقت دارد و اینها در مورد تمام احساسات منفی صدق می کند.

می توانید این احساسات را با به یاد آوردن این نکته به احساسات مثبت تبدیل کنید:
معمولا اضطراب اساس احساس منفی است. اضطراب ترس از دست دادن کسی یا چیزی یا مضایقه شدن چیزی از شما است, یعنی باور به اینکه نیروی دیگری غیر از نیروی شما بر اوضاع نظارت دارد.

چه می شود اگر به جای تسلیم شدن در برابر نگرانی و اضطراب درنگ می کردید و در عوض برای کمک دعا می کردید؟
آثار دعای شما به سرعت می تواند علت اندوه و افسرگی را متوقف کند و مساعدتی واقعی و پایدار را برایتان به همراه آورد و انرژی مثبت به شما منتقل کند.

 

دانلود کتاب قانون جذب

, ,

قانون ارتعاش چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب

ارتعاش چیست؟
, , , , ,

قدرت ضمیر خودآگاه و ذهن ناخودآگاه – اسرار مغز

ذهن خودآگاه و ناخودآگاه چیست ؟

یکی از مفاهیم مورد استفاده در بررسی قدرت مغز و ذهن در رسیدن به موفقیت، مغز خودآگاه و مغز ناخودآگاه هست . حتماً شما هم اسم این دو موجود مفهومی رو شنیدی !

در این بخش می خوام اهمیت استفاده از ذهن خودآگاه و ذهن ناخودآگاه رو در کسب موفقیت با تو دوست خوبم در میان بگذارم .

مغز خودآگاه و ناخودآگاه با نام ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه و ذهن خودآگاه و ناخودآگاه هم شناخته می شوند.

ضمیر ناخودآگاه

قدرت ضمیر ناخودآگاه خود را درک کنید؛ اگر واقعاً قصد دارید که در زندگی خود به موفقیت و کامیابی دست پیدا کنید، باید بدانید که ذهن ناخودآگاهتان به چه صورت کار می کند و از خود واکنش نشان می دهد. باید به این امر اعتقاد داشته باشید که هیچ گاه برای دست یابی به رویاها و آرزوها دیر نیست.
هیچ گاه برای تبدیل شدن به آن فردی که می خواهید، دیر نیست. « جرج الیوت »

 

مغز انسان به دو قسمت تقسیم می گردد: خودآگاه و ناخودآگاه.

شاید تاکنون بارها از زبان دانشمندان شنیده باشید که افراد تنها از ۱۰% ذهن خود استفاده مینمایند. باید توجه داشت که ضمیر ناخودآگاه بسیار بزرگ تر و نیرومند تر عمل می کند و در حدود ۹۰% دیگر از واکنش های ذهنی ما را نیز همین قسمت تحت کنترل خود دارد. آیا می دانید ممکن است در زندگی شما چه اتفاقاتی روی دهد اگر بتوانید به طور کامل از ضمیر ناخودآگاه ذهن خود استفاده کنید؟

بله می توانید از قدرت جادویی آن برای پیشبرد و ارتقای زندگی خود بهره بگیرید.

  • عملکرد ضمیر ناخودآگاه

ضمیر ناخودآگاه در محل استقرار خود از ما محافظت کرده و ما را زنده نگه می دارد. هر چیزی را که در زندگی خود با حواس پنجگانه مان احساس می کنیم، تمام چیزهایی را که می بینیم، می شنویم، حس می کینم، می چشیم و بو می کنیم برای تحلیل و بررسی های آتی به ذهن فرستاده می شوند و در قسمت ضمیر ناخودآگاه ما ذخیره خواهد شد.

در این قسمت از ذهن، نوعی مرجع کامل پیرامون کلیه وقایع زندگی ما درست می شود. فرض کنید شما یک تجربه منفی را در زندگی خود بدست آورده باشید، در این شرایط خاطره آن واقعه ناگوار در ذهن شما ثبت و ضبط خواهد شد.

اگر در هر زمان دیگری با یک چنین رویدادی به طور مجدد در زندگی خود مواجه شوید، ضمیر ناخودآگاه به طور اتوماتیک آن خاطره منفی را به یاد می آورد و فوراً احساسات، تصاویر و خاطرات مشابه را به ذهن می فرستد. کلیه خاطرات گذشته را به یاد شما می آورد و به شما آموزش می دهد که چگونه می توانید با در نظر گرفتن کلیه احساسات و افکارتان به آن پاسخ دهید.

یک نمونه مناسب که می توان در این زمینه مطرح کرد، مثال همان کتری پر از آب در حال جوشیدن است. اگر دست شما یک مرتبه با کتری بسوزد در ذهن شما حک میشود که کتری داغ بوده و می تواند دست شما را بسوزاند و به شما آسیب وارد سازد.

اگر یک چنین قابلیتی را نداشتیم، آنوقت به تکرار اشتباهات خود ادامه میدادیم.

 

ضمیر ناخودآگاه این قابلیت را دارد که در آن واحد کارهای متفاوت را انجام داده و واکنش های بیشماری را بررسی کند. در عین حال شما می توانید راه بروید، تنفس کرده، و قلبتان ضربان خود را داشته باشد و… کلیه این وقایع در ذهن فرد ثبت می شود.

لازم به ذکر است که ذهن انسان به صورت ۲۴ ساعته در حال فعالیت می باشد، یکسره و بدون توقف و استراحت. یکی دیگر از نمونه های بارز ضمیر ناخودآگاه، رانندگی است.

زمانیکه شما در حال رانندگی هستید، اصلاً به نحوه عملکرد خود فکر نمی کنید و تمام اعمال خود را با فکر انجام نمی دهید، بلکه همه کارها به صورت اتوماتیک وار انجام می شوند، شما فقط رانندگی می کنید.

نکته مثبتی که در مورد ضمیر ناخواگاه وجود دارد این است که ما را قادر می سازد تا آرزوها و اهداف خود را عملی کنیم. می توانید ذهن خود را طوری برنامه ریزی کنید که سبب موفقیت شما در تمام عرصه های زندگی گردد. کلیه افکار، رفتار، و تجربیاتی که از طریق ذهن خوآگاه درک می گردند، در ضمیر ناخودآگاه شما ثبت و ضبط می شوند،

اما نکته جالبی که باید در این زمینه به خاطر داشت آن است که ضمیر ناخوآگاه هیچ گونه تفاوتی میان واقعیت ها و تصورات ذهنی فرد قائل نمی شود.

برای ضمیر ناخودآگاه فرد محدودیتی در زمینه زمان و مکان وجود ندارد. یکی از بهترین تکنیک هایی که از طریق آن می توانید ضمیر ناخودآگاه خود را برنامه ریزی کنید، این است که موفقیت را در ذهن خود به تصویر بکشید. این کار به شما کمک می کند تا بتوانید به صورت خودآگاه جذب چیزهایی بشوید که آنها را میخواهید.

به این منظور می بایست تصاویری را که برایتان خوشایند هستند در ذهن خود مجسم کنید. این تجسم هم شامل احساسات شما می شوند و هم افکارتان. فکر کردن به چیزهای خوب و مثبت همچنین می تواند ضمیر ناخودآگاه را در رسیدن به موفقیت ترغیب کند. شما این قدرت را دارید که افکار خودتان را انتخاب کنید. باید نسبت به چیزهایی که فکر می کنید، آگاه بوده و آنها را به تحت کنترل خود در آورید.

به هر چیزی که فکر می کنید، از قسمت خودآگاه مغز به قسمت ناخوداگاه فرستاده می شود و ضمیر ناخودآگاه نیز آنرا به عنوان یک حقیقت می پذیرد. البته به این سادگی هم نیست و اینجا فقط اصل کار جهت آشنایی شما دوست خوبم گفته میشه .

 

هیچ گاه به خودتان نگویید که:من شکست می خورم، توانایی انجام این کار را ندارم، و یا قابلیت انجام چنین کاری را ندارم؛ چراکه ضمیر ناخودآگاه به سرعت آنرا باور کرده و به عنوان یک حقیقت آنرا می پذیرد.

باید به ضمیر ناخودآگاه خود آموزش دهید که فقط به موفقیت، شادی، کامیابی، و سلامت و عشق فکر کند. با استفاده از ضمیر ناخودآگاه خود می توانید موفقیت، ثروت، شغل مناسب، خانه زیبا، ماشین دلخواه، و هر چیز دیگری را که فکرش را بکنید به زندگی خود وارد کنید.

میتوانید جملات مثبت خود را به طور روزانه تکرار کنید. زمانی هم که آنها را تکرار می کنید، در ذهن خود به تصویر بکشید و آنها راحس کرده و لذت ببرید. ما با قدرت و نیروی خاصی که در ضمیر ناخودآگاهمان وجود دارد، پا به دنیا می گذاریم. فقط باید یاد بگیریم که چگونه می توانیم تا بیشترین حد از آن استفاده نماییم.

اگر شما تمایل شدیدی به موفقیت داشته باشید، می توانید قدرت، نیرو و توان ضمیر ناخودآگاه خود را به منصه ظهور برسانید.

ضمیر ناخودآگاه چیست؟

امروزه ثابت شده است که در درون انسان دو لایه درونی وجود دارد که آنها را ضمیر می نامند؛ یکی ضمیر خودآگاه که کارهای ارادی و تصمیم های آگاهانه را انجام می دهد، دیگری ضمیر ناخودآگاه که هم کنترل تمام کارهای غیر ارادی سیستم بدن را انجام می دهد، مانند نفس کشیدن، گردش خون، کنترل سیستم های عصبی را بر عهده دارد و هم مسئولیت ساختن نظام باور های انسان را.

دانشمندان می گوییند، ضمیر ناخودآگاه  مانند یک کامپیوتر عظیم است که می شود آن را برنامه ریزی کرد، یعنی همان گونه که کامپیوتر دارای یک کانال ورودی اطلاعات به نام « in put » و یک کانال خروجی اطلاعات به نام «out put » می باشد.

انسان هم چنین است. همچنین می گویند خروجی های یک کامپیوتر با ورودی های آن تناسب دارد و با استفاده از این قاعده ضمیر ناخودآگاه را هم می شود برنامه ریزی کرد و متناسب با اطلاعاتی که وارد آن می کنیم، می توانیم خروجی های مورد نظر را بگیریم.

 

همان گونه که برنامه نویسی یک کامپیوتر زبان خاص خودش را دارد، ضمیر ناخودآگاه هم زبان مخصوصی برای برنامه ریزی کردنش وجود دارد و اگر برنامه نویسی ضمیر ناخودآگاه را بدانیم می توانیم زندگی خود را آنگونه که می خواهیم عوض کنیم و تحولات دلخواه را در زندگی و در روابط خود ایجاد کنیم.

روش برنامه ریزی کردن ضمیر ناخودآگاه:

ما با اطلاعاتی که وارد ضمیر ناخودآگاه خود می کنیم در واقع داریم او را برنامه ریزی نمائیم و برای ضمیر ناخودآگاه فرق نمی کند که این اطلاعات درست باشد یا غلط، به ضرر انسان باشد یا به نفع انسان!

 

کانال های ورودی اطلاعات در ضمیر ناخودآگاه

الف: اندیشه های لحظه به لحظه | ب: حواس پنجگانه

و هر آنچه که از طریق آنها دریافت می کنیم: دیده ها، تصاویر، شنیده ها و… این اطلاعات پیاپی وارد ضمیر ناخودآگاه می شوند و هر کدام مانند آجری هستند که ساختمان نظام باورهای آدمی را می سازند. اگر این اطلاعات و افکار بیشتر ضعف ها، مشکلات و بیماری ها بگردد، ضمیر ناخودآگاه  الگوهای بیماری و مشکلات را به خود جذب می کند و در برابر مشکلات آسیب پذیر می شود.

بر عکس اگر این اطلاعات و افکار بیشتر پیرامون توانائی ها، موفقیت و سلامتی بگردد، ضمیر ناخودآگاه الگوهای موفقیت و سلامتی را به خود جذب می کند.

حال که متوجه شدیم وضعیت زندگی کنونی ما، ماحصل باورهای درونی ماست که این باور هم از دستاوردهای ضمیر ناخودآگاه می باشد، چرا آگاهانه او را برنامه ریزی نکنیم و برای دست یابی به موفقیتها از این ابزار قدرتمند استفاده نکنیم؟

قبلا گفته شد که تمام سرنوشت انسان در دست ضمیر ناخودآگاه است و ما اگر بتوانیم این ضمیر را همانند یک کامپیوتر برنامه نویسی کنیم می توانیم از خود انسان دیگری بسازیم.

 

از آنجائی که خروجی و دستاوردهای ضمیر ناخودآگاه بستگی به پیام ها و اطلاعاتی دارد که وارد آن می شود لذا برای برنامه ریزی نمودن آن قبل از هر چیزی باید ورودی های ضمیر ناخودآگاه را کنترل نمود؛

چگونه ما از یک بچه کوچک مراقبت می کنیم مثلا نمی گذاریم شاهد دعوای دیگران باشد، کلمات و عبارات ناپسند را بشنود و یا اگر در بیرون از منزل تصادفی پیش آید نمی گذاریم صحنه تصادف را ببیند، ضمیر ناخودآگاه هم همینطور است.

انسان با کنترل ورودی های ضمیر ناخودآگاهش می تواند دستاوردهای زندگی خودش را کنترل کند. از نگاه روانشناسان و اندیشمندان انسان شناس می توان با اجرای اصول زیر، ضمیر ناخودآگاه را برنامه نویسی و برنامه ریزی کرد:

 

۱ اصل خود هوشیاری

خود هوشیاری به این مفهوم است که آدمی لحظه به لحظه نسبت به خود بصیرت و اشراف داشته باشد؛ و این نوعی حالت مراقبه و بیداری نسبت به خود است، مانند فرد روزه داری که دائم مواظب است که کاری نکند که روزه اش باطل شود.

در این اصل که یکی از بهترین و مهمترین راههای برنامه ریزی و کنترل ضمیر ناخودآگاه است فرد مدام توجه اش به کانالهای ورودی اطلاعات است، همان کانالهائی که قبلا بیان شد:

حواس پنجگانه  او باید هر لحظه مواظب باشد که زیبائی ها را ببیند، مثبت ها را بشنود، منظره های زیبا را تماشا کند، بوهای معطر را استشمام نماید، غذاهای خوشمزه بخورد و چیز های لطیف و دوست داشتنی را لمس کند.

این مواظبت و مراقبت لحظه به لحظه از ورودی های حواس پنجگانه حکایت از خود هوشیاری و بیداری آدمی نسبت به اطلاعات وارد شده به ضمیر ناخودآگاه اش دارد.

 

 

 

اندیشه ها همچنین انسان در کار گاه تولید فکرش باید پیاپی افکار مثبت و روحیه ساز تولید کند؛ در چنین شرایطی ضمیر ناخودآگاه  هر لحظه زیباترین پیام ها و مثبت ترین فرمان ها را در یافت خواهد کرد و بطور طبیعی خروجی های آن متناسب خواهد بود با ورودی ها.

۲ اصل استفاده از قدرت تمرکز

تمرکز روی یک چیز تاثیر زیادی روی ضمیر ناخودآگاه دارد و بازتاب آن در روحیه و فکر احساس می شود مثلا تمرکز بر روی یک منظره زیبا و یا تمرکز بر روی یک فکر مثبت در روحیه انسان تولید روحیه شاد و اندیشه مثبت می کند و بر عکس تمرکز بر یک اندیشه منفی یا دیدن منظره ای ناخوش آیند، روحیه ای غمگین و اندیشه ای منفی در انسان تولید می نماید.

برای روشن تر شدن مسئله کافی است امتحان کنید، مثلا دو بار روی دو چیز جداگانه تمرکز کنید، یکبار روی جنازه ای که در یک تصادف له شده! و بار دیگر روی صحنه ای از پیوند ازدواج یک زوج خوشبخت!

نتیجه کاملا روشن است، ما به همین دلیل از این خاصیت و از این اصل می توانیم برای برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه استفاده کنیم و مرتب با تمرکز روی افکار مثبت و خاطرات شیرین، پیام های قدرتمندی را به کامپیوتر ضمیر خود وارد نمائیم تا هم باورهای عالی در ما ایجاد شود، هم روحیه عالی پیدا کنیم و هم باعث جذب نیکی ها و زیبائیهای دنیا به سوی خود بشویم زیرا ضمیر ناخودآگاه بر اساس همان پیام های دریافتی، کائنات را با آدمی همنوا می کند که همان شرایط برای انسان بوجود آید.

اگر تمرکز بر بدبختی و عدم موفقیت باشد، آن را جذب خواهد کرد و اگر تمرکز بر موفقیت و سلامت باشد آن را جذب خواهد کرد. انسان قدرتی دارد که اگر بر هر چیزی تمرکز کند تمام سیستم بدنش متناسب با آن چیز هماهنگ می شوند، این یک اصل علمی است.

علت اینکه بعضی افراد به چیزی نمی رسند به این دلیل است که بلد نیستند که به چیز های خوب فکر کنند! اگر دانش آموزان ما یاد بگیرند که چگونه بر موفقیت تمرکز کنند، آن را بدست خواهند آورد.

 

 

 

۳اصل استفاده از قدرت سئوال

هر سئوالی که انسان از خود می پرسد باز تاب خاصی در روحیه و فکر او ایجاد می شود، فرق نمی کند که طرح این سئوال با صدای بلند و علنی باشد و یا در عمق درون؛ سئوالات هم می توانند بار منفی داشته باشند و هم بار مثبت، لفظ چرا؟ اغلب بار منفی دارد؛

اگر سئوال شود چرا؟ روحیه ای که تولید می شود یک روحیه بد است و باوری هم که تولید می کند یک باور بد است، معمولا لفظ چگونه؟ بار مثبت دارد، اگر سئوال شود چگونه؟ این سئوال بر تمام کائنات اثر می گذارد و درهای رحمت الهی را برای یک روحیه خوب و یک باور خوب باز می کند.

اگر سئوال شود چرا همه چیز خراب است؟ کائنات کاری برای ما انجام نمی دهد چرا که همه چیز خراب است! اما اگر سئوال شود چگونه شرایط را بهتر کنم؟ ضمیر ناخودآگاه به دنبال جواب این سئوال می گردد تا همه چیز را بهتر کند! بنابراین با هر سئوالی که در درون ما شکل می گیرد یک قدم به سوی برنامه ریزی نمودن ضمیر ناخودآگاه خویش قدم بر می داریم.

چرا؟ نگوئیم چون احساس بدبختی و نا امیدی ببار می آورد.چگونه؟ بگوئیم چون تغییر را به دنبال خود دارد. دانش آموزی که مثلا درس علوم را بلد نیست اگر از خود سئوال کند: چرا این درس را نمی فهمم؟ آنچه که عایدش می شود احساس یاس و ناامیدی واینکه نمیفهمد!! همین!

اما اگر از خود بپرسد: چگونه است که این درس را نمی فهمم؟ ضمیر ناخودآگاه  او به دنبال جواب می گردد تا بالاخره جواب سئوال را پیدا کند و مشکل بر طرف گردد. ۴-اصل استفاده از جملات تاکیدی مثبت هر جمله ای که در ذهن ما بگذرد، هر جمله ای که بر زبان آوریم، هر جمله ای که بنویسیم، هر جمله ای که بخوانیم و هر جمله ای که بشنویم یک پیام برای ضمیر ناخودآگاه است،

ضمن اینکه این جمله ها یا روحیه را خراب می کند و یا عالی، می تواند وضعیت و شرایطی متناسب با آن کلام را برای ما ایجاد کند، برای درک این حقیقت بهتر است به جملات زیر را بر زبان آوریم تا به شکل کاملا ملموس متوجه این حقیقت شویم:

 

-من یک برنده هستم! – من به خود افتخار می کنم! – من همیشه درسم را خوب می فهمم! – من همیشه به سلامت زندگی می کنم! – من در هر کاری پیروز هستم! – سراسر وجودم غرق انرژی و شادی است! – من جاذب سلامتی و ثروت هستم! این عبارات چه تاثیری بر ما می گذارند؟ مسلما یک تاثیر خوب! و حالا به این جمله ها دقت کنیم و چند بار آنها را مرور کنیم:

– من یک بازنده هستم! – من مایه سرافکندگی هستم! – من هیچوقت درسم را نمی فهمم! – من همیشه بیمارم! – من در تمام کارهای زندگی ام شکست می خورم! – سراسر وجودم غرق درد و غم است! چه تاثیری بر ما می گذارند؟ مسلما یک تاثیر منفی و بد!

حال اگر عموم یک ملت، یا در صد بالایی از مردم یک کشور چنین فکر کنند که: – مردم کشورمن مردمی برنده هستند! – من به مردم کشور خود افتخار می کنم! – مردم کشور من مردمی فهیم و زیرک اند. – مردم کشور من همیشه به سلامت زندگی می کنند! – مردم کشور من در هر کاری پیروز هستند! – سراسر وجود مردم کشورم غرق انرژی و شادی است! – مردم کشور من جاذب سلامتیها و ثروتها هستند! این عبارات چه تاثیری برکل ما می گذارند؟

مسلما یک تاثیر خوب! و حالا به این جمله ها دقت کنیم و باور عمومی یک ملت چنین باشد: ما یک ملت بازنده هستیم! – مردم کشور ما مایه سرافکندگی ما در دنیا هستند! – مردم کشور ما هیچوقت نمی فهمند! – مردم کشور ما من همیشه بیمار و بد بخت اند! – مردم کشور ما در تمام کار های زندگی شکست می خورند! و …. این باورها چه تاثیری برملت ما می گذارند؟ مسلما یک تاثیر منفی و بد!

حال که کلمات و عبارات به این اندازه مورد قبول ضمیر ناخودآگاه است و او را خیلی زود تحت تاثیر قرار می دهند، چرا از این ابزار قدرتمند در جهت مثبت و در جهت موفقیت استفاده نکنیم؟ روانشناسان ثابت کرده اند هر مقدار که این کلمات و پیام ها با احساس بیشتری و ایمان بیشتری بیان گردند و وارد ضمیر ناخودآگاه شوند.

تاثیر آنها نیز بیشتر می باشد، چرا که بیان این کلمات و عبارات بیان یک خواسته است و خواسته های ما تقاضا های ما از خداوند است، ما در تعالیم دینی خود هم این مسئله را داریم که با تمام وجود دعا کنید تا به هدف اجابت برسد.

حدیثی امام جعفر صادق ذکر شده است که میگوید هنگامی که دعا می کنید، آنقدر با ایمان و باور دعا کنید به گونه ای که احساس کنید دعای شما اجابت شده و حاجت شما پشت در گذاشته شده است:اذا دعوت فظن ان حاجتک هی فی الباب جوان یا دانش آموزی که خواهان موفقیت در درسهایش است.

 

اگر به ضمیر ناخودآگاهش این پیام ها را بدهد که: من یک برنده هستم، من قطعا در درسم موفق هستم “. آیا بر او تاثیر مطلوب نخواهد گذاشت

 

۵اصل تصویر سازی ذهنی

دادن یک عکس یا یک تصویر به کامپیوتر یعنی انتقال اطلاعات زیادی به او، همانگونه که یک کامپیوتر اطلاعات را در قالب تصویر دریافت می کند و آن را پردازش می نماید ضمیر ناخودآگاه هم همینطور است، هنگامی که ما تصویری را در ذهن خود خلق می کنیم دقیقا همان تصویر در ضمیر ناخودآگاه وارد می گردد و ضمیر ناخودآگاه، خود را موظف می داند که آن تصویر را در دنیای واقعی عینیت ببخشد.

حال اگر در ذهن خود تصویر زیبائی از آینده ببینیم، آن تصویر تحقق پیدا خواهد کرد و اگر در ذهن خود تصویر بدبختی ها و ناکامی ها را جای دهیم ضمیر ناخودآگاه  هم ساده لوحانه به دنبال جذب آن خواهد رفت!

اگر یک ملت همیشه در ذهن خود تصویری از عدم موفقیت بسازد، ناکامی اندک اندک به سویش خواهد آمد و بر عکس اگر تصویر یک انسان موفق و پیشتاز را در خود به نمایش در آورد موفقیت و پیشرفت در مسیر زندگی اش قرار خواهد گرفت.

نتیجه گیری

هر فکری که می کنید به ضمیر ناخودآگاه شما منتقل می شود و این دستگاه شروع به پردازش آن می کند و با اطلاعات حاصل تغییری هرچند جزیی در محیط فیزیکی شما ایجاد می کند! بله این موضوع کاملاً صحیح است تفکرات شما بعد از عبور از ضمیر ناخودآگاه تبدیل به پدیده های فیزیکی می شوند .

شاید این ضرب المثل را زیاد شنیده باشید که از هرچه بدم میاد به سرم میاد! این یک پدیده طبیعی است وقتی شما مدام درباره چیزی فکر کنید خود به خود از بخش ارادی به ضمیر ناخودآگاه منتقل می شود و این یعنی پایان کار، شما دیگر تسلطی بر این بخش ندارید فکر شما وارد یک چرخه غیر ارادی شده است و به زودی تبدیل به یک پدیده فیزیکی خواهد شد و این پدیده چیست؟

 

درست حدس زدید همان چیزی که از آن می ترسیدید دلیل اصلی این که از چیزی که می ترسید به سرتان می آید ترس نیست دلیل این است که شما از ترس دائم به آن فکر می کنید و همین فکر به مرور تبدیل به واقعیت می شود و چه کسی آن را ساخته! بله شما مقصر هستید اگر دائم به چیزی فکر کنید ضمیر ناخودآگاه شما آن را تبدیل به واقعیت می کند.

قدرت تشخیص:

بر خلاف ذهن آگاه شما ضمیر ناخودآگاه قدرت تصمیم خوب و بد را ندارد بلکه فقط مانند یک آسیاب فعالیت می کند اگر گندم در آن بریزید به شما آرد گندم و اگر جو بریزید آرد جو می دهد،

افکار خوب و بد همه از سوی ضمیر ناخودآگاه پذیرفته میشوند و در صورت پافشاری شما بر این افکار تبدیل به واقعیت می شوند پس چه بگویید من آدم بدبختی هستم و چه باور داشته باشید آدم خوشبختی هستید در هر دو صورت حق با شماست.

خوب، این ابزار در اختیار شماست و این شمایید که انتخاب می کنید چه چیزی را به دست این ماشین مغزی بسپارید! ثروت، خانواده خوب، موفقیت کاری، زیبایی ظاهری، آرامش خیال، زندگی مرفه و یا بی پولی، بدشانسی، بدبختی، انزوای اجتماعی و در کل عدم موفقیت.

تنها کاری که باید بکنید این است هدف خود را انتخاب کنید آن را بنویسید و همواره به آن فکر کنید سپس صبر داشته باشید، ایمان داشته باشید، دیر یا زود به هدف خواهید رسید به همین دلیل برای انسان هیچ چیز غیر ممکن نیست.

امیل کووه که او را پدر فن تلقین نامیده اند می گوید: اگر شما بتوانید شخصی را که دچار وسوسه بیمار گونه سرقت است به این فکر بیندازید که دیگر دست به سرقت نخواهد زد، او دیگر دست به سرقت نخواهد زد.

منظور کووه از بیان (( به فکر انداختن )) در اینجا، ایجاد تصورات قوی و افکاری است که در فرد گرایشی به عملی و واقعی شدن آنها بوجود آید.

 

کووه در این رابطه با قانون اثر مسلط چهار اصل بیان می کند:

  1. هرگاه اراده و تخیل در مبارزه باشند. تخیل پیروز خواهد شد و موضوع نهفته در آن عملی خواهد گردید.
  2. در کشاکش بین اراده و تخیل، نیروی تخیل به طور مستقیم متناسب است با مجذور اراده.
  3. هرگاه اراده و تخیل در توافق باشند، به یکدیگر اضافه نمی شوند بلکه در همدیگر ضرب می شوند.
  4. تخیل قوی به صورت رفتار درمی آید.

انسان هرگاه از لحاظ روانی آمادگی پذیرش یک تصور منفی یا مثبت را داسته باشد آن تصور به راحتی از بین نخواهد رفت و نقش آن خنثی هم نخواهد بود. بلکه همواره در رفتارهای فرد تاثیر خواهد داشت حتی اگر تلاش نماید آن را فراموش کند، باعث تداوم و تقویت بیشتر آن خواهد گردید.

نقل یک داستان کهن می تواند در درک بهتر این مسئله یاری نماید. می گویند روزی فردی به یک طالع بین مشهور مراجعه کرد و با پرداخت بهای هنگفتی از او خواست طالع و بخت او را بگوید و به گونه ای قطعی و واضح وضع او را بیان نماید.

طالع بین به او گفت در طالع شما سعادت و ثروتی عظیمی وجود دارد. اما شرط تحقق همه اینها آن است که تا ده روز اصلا به جن فکر نکنید اگر توانستید تا ده روز به جن فکر نکنید به سعادت عظیم خواهید رسید و ثروت هنگفت به ارث خواهید برد در غیر این صورت زندگی شما به روال سابق خواهد گذشت.

مرد از نزد او برخاست و از آن لحظه تا ده روز دیگر به چیزی نمی اندیشید جز جن و نیندیشیدن به جن. به این ترتیب تلاش ذهنی برای نفی و فراموشی یک تصور یا موضوع، غالبا نتیجه ای جز یاد آوری آن موضوع ندارد.

قانون کوشش معکوس

این قانون یکی دیگر از قوانین سه گانه امیل کووه است. این قانون به ریشه های تردید در انسان و موانع ذهنی بازدارنده در مخالف اراده اشاره دارد، و چگونگی کار کرد این گونه موارد روانی را مورد بررسی قرار می دهد.

این قانون میگوید اگر فکر کنیم که (( من می خواهم که فلان یا بهمان چیز واقعیت یابد )) و در همان حال تخیل بگوید (( تو می خواهی ولی این کار صورت نخواهد گرفت )) نه فقط آن چه را که می خواهیم به دست نخواهیم آورد، بلکه ضد آن تحقق خواهد یافت.

 

امیل کووه در تفهیم این قانون بکلی از تمثیل های پاسکال استفاده می کند. هر گاه یک تخته چوب به طول ده متر و عرض بیست و پنج سانتیمتر را روی زمین بگذاریم.

هر کسی قادر خواهد بود از این سر تا آن سر تخته را طی کند. اما اگر ویژگیهای تجربه را تغییر بدهیم و همین تخته چوب را در ارتفاع برجهای یک کلیسای جامع بگذاریم، به دشواری ممکن است شخصی قادر به طی مسافتی از تخته باشد.

گووه معتقد است اگر ما شروع به حرکت بر روی این تخته کنیم، هنوز دو گام پیش نرفته، برخود خواهیم لرزید، زیرا مرتبا ارتفاع بلند و ترسناک و سقوط از آنجا را به خود یادآوری می کند، به این ترتیب سقوط  خواهیم کرد. زیرا اراده برای گذر از تخته در برابر تردیدی که در مورد توانائی عبور داریم رنگ می بازد.

, , ,

خودت پنکه ات رو به کار بنداز! ارتعاشت رو بالا ببر!

خودت پنکه ات رو به کار بنداز! ارتعاشت رو بالا ببر!

بالا بردن ارتعاشات صرفا به این معناست که به تو حال و هوای خوب بدهد یا احساس توجه و انرژی و تمرکز مثبت بیشتری کنی. فقط کافی نیست خواسته هایت را شناسایی کنی٬بلکه باید هر روز هم به آن توجه مثبت داشته باشی. در این جا٬ چند استعاره یاد می گیری که کمکت میکند مثبت بمانی.

تو خودت هستی که با تصمیم گیری هایت پنکه خودت را به کار می اندازی.

 

 

خودت پنکه ات را به کار بنداز

اگر احساساتت را با پنکه مقایسه کنی٬وقتی پنکه روی درجه آخر کار میکند و باد می زند٬ تو احساس سر خوشی میکنی. به عبارت دیگر پنکه ات دارد کار میکند. وقتی کمی احساس آزردگی و رنجش می کنی٬ مثل این است که مداد لای پره های پنکه ات گذاشته ای.

وقتی با دردسر های روزانه مواجه می شوی٬کمتر وقت صرف توجه به آنها کن.تو از استعاره پنکه ات باد می زند خوشت خواهد آمدو صدای خودت را می شنوی که به خودت می گویی:

اوه! حالا پنکه ام دارد باد می زند!

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم ازدست ندهید: قانون ارتعاش چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب

 

تمام چیزهایی را که باعث می شود احساسی خوب به تو بدهد٬شناسایی کن و بیشتر به آن بپرداز.

هدف از زندگی ات چیست؟

هدف از زندگی٬شناخت و تجربه کامل لذت است.هر انسانی برای تجربه لذت راهبردهایی دارد: نقاشی٬ خوانندگی٬ورزش و ……

وقتی مشغول خواندن این مطلب هستی فکرت را باز نگه دارو مشتاق باش که یاد بگیری وهر آنچه را در هر زمینه ای از زندگی برایت لذت می آورد٬هویدا کنی.

یادت باشد هر ارتعاشی که از خودت ساطع کنی٬آینده ات را خلق می کند. مراقب باش چه چیزی را مرتعش می کنی. بر اساس این که چه طور هر چیزی احساس تو را تحریک می کند٬ تصمیم گیری کن. طولی نمی کشد توجه بیشتری به احساسات منفی ات که مایلی آن ها را تحمل کنی٬ نشان خواهی داد٬که این توجه به خود واقعی است.

بالا بردن ارتعاش برای خواسته ات حکم سوخت جت  را دارد

یکی از اصول مهمی که قانون جذب برایت کارایی داشته باشد٬این است که خواسته هایت را در خط مقدم ذهنت قرار بدهی.بدین ترتیب توجه و انرژی و تمرکز مثبت خودت را به آن معطوف می کنی….