, ,

نقش تصویرسازی ذهنی و تجسم خلاق در قانون جذب – تکنیک تجسم خلاق

چطور تصویرسازی کنم؟

نقش تصویرسازی ذهنی و تجسم خلاق در قانون جذب – تکنیک تجسم خلاق

به چیزهایی فکر کنید که دوست دارید در زندگی‌تان داشته باشید شغل جدی، شروع کردن یک کسب‌وکار تازه، یک رابطه خوب، احساس آرامش، بهبود مهارت‌های ذهنی یا کسب یک مهارت ورزشی؟

کلید استفاده موفقت آمیز از تجسم خلاقان است که ذهنتان را ساکت کنید تا امواج مغزی‌تان به سطح آلفا برسند. اغلب اوقات قبل از اینکه به خواب فروبروید، در حال مدیتیشن یا شاید زمان که در کنار رودخانه‌ای نشسته‌اید این حالت را تجربه می‌کنید. شاید فکر کنید وقتی از تجسم خلاق استفاده می‌کنید باید شروع کنید به خیال‌بافی و به همه‌چیزهای خوبی که دوست دارید، فکر کنید اما هدف اصلی از تجسم خلاق این است که اجازه بدهید همه افکار مخفی‌تان نمایان شوند. در این حالت به‌احتمال‌زیاد به چیزهایی فکر می‌کنید که برایتان خوب هستند و واقعاً موجب خوشحالی‌تان می‌شوند.

مثلاً اگر در محل کار باکسی دعوایتان شده است به‌جای احساسات همیشگی بدخواهی و تنفر نسبت به فرد موردنظر، خودتان را در حالی تجسم کنید که با آرامش کامل با او گفتگو می‌کنید. هر حرف بدی را که تابه‌حال میانتان ردوبدل شده است به فراموشی بسپارد و در ذهنتان برای آن فرد طلب خیروبرکت کنید. به‌این‌ترتیب احتمالاً دفعه بعدی که با آن فرد ملاقات می‌کنید سد ذهنی که قبلاً میان شما دو نفر وجود داشت از بین می‌رود و تعجب می‌کنید که به چه سرعتی تغییرات مثبت ایجاد می‌شوند.

گاوین تذکر می‌دهد که هدف از تجسم خلاق این نیست که دیگران را با ذهنتان کنترل کنید. و اصلاً این قانون برای مقاصد منفی یا سود جویانه کار نمی‌کند. بلکه این قانون برای از بین بردن موانع درونی‌مان است تا به هماهنگی طبیعی برسیم.

علم تجسم خلاق

تجسم خلاق چطور کار می‌کند؟

دنیا از انرژی تشکیل‌شده است. اگر هر ماده‌ای را به بخش‌های کوچک و کوچک‌تر تقسیم کنید خواهید دید که همه از انرژی تشکیل‌شده‌اند و وقتی این انرژی‌ها را به شکل خاصی در کنار هم قرار می‌دهیم دچار این توهم می‌شویم که مواد، ثابت هستند.

هر ماده‌ای از میزان خاصی از ارتعاش برخوردار است. یک‌تخته سنگ، یک گل و یک انسان هرکدام انرژی‌هایی هستند که ارتعاش مخصوص به خودشان رادارند. انرژی هر چیزی چیزهایی را که به همان اندازه ارتعاش داشته باشند به خودش جذب می‌کند. مثلاً یک فکر نوعی انرژی متحرک است که به دنبال نمونه فیزیکی‌اش می‌گردد.

وقتی ما اتفاقات و حالت‌های مثبت را خلاقانه تجسم می‌کنیم یا دو موردشان از عبارات تأکیدی مثبت استفاده می‌کنیم انرژی فکری خاصی را به هستی ارسال می‌کنیم. و هستی به شکل اتفاقی که در راستای انرژی فکری‌مان قرار دارند به افکار ما پاسخ می‌دهد. تجسم خلاق درواقع کاشتن ذر زندگی موردعلاقه است.

نکته‌های دیگری هم در این کتاب ذکرشده‌اند که بعضی از آن‌ها را در اینجا آورده‌ام.

پیشنهاد میکنم این مقاله راه هم از دست ندهید : هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

عبارت تأکیدی مثبت: لازم نیست حتماً تصویرهایی را در ذهنتان ببینید تا بتوانید از تجسم خلاق استفاده کنید. بعضی از مردم نمی‌توانند این کار را کنند و در عوض به چیزهایی که دوست دارند فقط فکر می‌کنند یا یک عبارت تأکیدی مثبت را در مورد چیزی که می‌خواهند به کار می‌برند (مثلاً: من لایق بهترین‌ها هستم و بهترین‌ها به‌سوی من می‌آیند). گاوین می‌گوید عبارات تأکیدی به چیزی که تجسم می‌کنید استحکام می‌بخشد. این عبارت‌ها باید به زمان حال بوده و فعل داشته باشند. و اگر از خدا، شعور بی‌نهایت کیهانی یا هستی هم کمک بخواهید انرژی فکر تان بیشتر خواهد شد.

پذیرفتن لیاقت خودتان: شاید احساس کنید که لیاقت برآورده شدن همه آرزوهایتان را ندارید. قبل از اینک چیزی را تجسم کنید باید آن را بپذیرید. و اول‌ازهمه خودتان را دوست داشته باشید.

باور: لازم نیست باورهای معنوی یا متافیزیکی داشته باشید تا تجسم خلاق مفید واقع شود. همه قدرتی که برای موفقیت در این کار لازم دارید در وجود خودتان هست.

سلامت و ثروت: شما می‌توانید از طریق تجسم سلامتی،‌ بیماری‌ها خودتان و دیگران را شفا بدهید و با تجسم کردن چیزهایی که مرتباً در این دنیا در حال خلق و تجدید شدن هستند می‌توانید از فراوانی نعمت در این دنیا آگاه شوید.

 

, ,

شما فراتر از چیزی هستید که می‌ اندیشید!

چطور میشه انسان به قابلیت های خودش پی ببرد

شما فراتر از چیزی هستید که می‌ اندیشید!

این راز من است، خیلی هم ساده است: فقط با دل می‌شود درست دید. آنچه اساسی است با چشم دیده نمی‌شود.

آنتوان دو سنت اگزوپری

شما که هستید؟ به‌احتمال‌زیاد در پاسخ به این سؤال، انگشت شست یا اشاره‌ی خود را روی سینه می‌گذارید. اگر بگویم نه، این‌که فقط جسم شماست، آن‌وقت به‌احتمال‌زیاد نامتان را می‌گویید. پاسخ بازهم نادرست است. نام از هنگام تولد به میان می‌آید، گرچه قبل از آن‌هم شما وجود داشته‌اید؛ حتی قبل از اینکه پدر و مادرتان از وجود شما خبر داشته باشند.

لحظه‌ای درباره‌ی خلقت خود فکر کنید. تکامل، راهی چند میلیارد ساله را رفت تا به انسان رسید. نسل به نسل، هوش مخلوقات بیشتر شده است.

سپس دو سلول به هم چسبیدند و به شکلی معجزه‌آسا تقسیم شدند و جسم و مغزی ساختند که آرزوی تمام مخلوقات این سیاره است. این موجود جدید با تبدیل‌شدن به توده‌ای از نیروی هوشمند بالغ شد، که البته به چشم ما جامد به نظر می‌رسد.

اما انسان فقط جسم و مغز نیست. جسم و مغز بخشی از شما هستند.

این‌ها لازمه‌ی بودن است. بدون هوش و خلاقیت نمی‌توان انسان بود. احتمال اینکه این جهان پیچیده و منظم اتفاقی به وجود آمده باشد، به این اندازه است که انفجاری در یک چاپخانه به خلق لغت‌نامه و بستر منجر شده باشد.

فکر کنید: همه‌چیز در چاپخانه آماده است، بعد انفجاری رخ می‌دهد، کاغذها به هوا می‌روند، مرکب به درودیوار می‌پاشد، تکه‌های فلز این‌طرف و آن‌طرف می‌روند و …یک لغت‌نامه‌ی خوشگل جلد شده و بی غلط می‌پرد بیرون. غیرممکن است.

اگر به کشفیات علمی شک دارید، فرض کنید ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که دائم بزرگ می‌شود، هرلحظه بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. این را از مطالعه‌ی کهکشان‌ها متوجه شده‌ایم که مدام از هم فاصله می‌گیرند. اگر به گذشته بازگردیم چه می‌شود؟

کهکشان‌ها به هم می‌چسبند، طوری که به قول دانشمندان به «وحدت» ابتدایی می‌رسند. اگر ابتدایی وجود داشته، پس این ابتدا خالقی هم داشته است. مگر اینکه بگوییم خودبه‌خود به وجود آمده است. امکان دارد؟ منطقی نیست.

اگر منطقی باشد، باید تمام قوانین شیمی و فیزیک را دور بریزیم. اگر قبول کنیم که خدایی نیست. یعنی قبول کرده‌ایم تمام قوانین علمی حرف مفت است.

برای بعضی، دنیای مادی همین‌طور که هست یک آیه است. «مایکل به» در کتاب «جعبه‌ی سیاه داروین» که در سال ۱۹۹۶ نوشته است، به پیچیدگی‌های خون و به‌ویژه لخته شدن آن می‌پردازد. من ساده عرض می‌کنم (به پروفسور بیوشیمی است و از لغات تخصصی متعددی استفاده کرده است) که او قبول ندارد لخته شدن خون حاصل انتخاب اصلح داروین است. او اعتقاد دارد که این قضیه به‌دقت طراحی‌شده است. (این طراحی کار چه کسی است؟)

پیشنهاد میکنم این مقاله شگفت انگیز  راهم از دست ندهید: چگونه مشاور درون در ناخودآگاه به ما کمک می‌کند؟

اگر شما به آن طراح که به نظر من خداوند است اعتقاد ندارید، این کتاب به هیچ دردتان نمی‌خورد. من مصرانه معتقدم ما خلق شده‌ایم و به خالق خود متصل هستیم. هر وقت و هر جا که بخواهیم، می‌توانیم صدایش کنیم. مهم این است که خود را جدا ندانید.

یک قطره از اقیانوس در هر نقطه از اقیانوس که باشد، همه‌ی محتویات اقیانوس را در خود دارد. آب است چون ما اسمش را آب گذاشته‌ایم، ولی درواقع از دواتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن ساخته‌شده است و این پیوند،‌ یک ذخیره‌ی انرژی است.

اگر پیوند محکم باشد، به شکل مایع یا جامد است. اگر آب را حرارت بدهیم بخار می‌شود، یعنی آب هست ولی داخل هواست. وقتی می‌میریم نیز همین اتفاق می‌افتد. اتم‌ها و مولکول‌های ما به منشأ خود برمی‌گردند.

من رابطه‌ی میان جسم و ذهن را به هواپیمای جنگنده‌ی اِف ۱۶ تشبیه می‌کنم. هرقدر بهتر کارایی‌اش را بدانیم، راحت‌تر پرواز می‌کند. آموزش خلبانی آن را در نظر بیاورید. ما هم باید همین‌طور هدایت خود را یاد بگیریم.

مثل آموزش خلبانی، این آموزش هم‌پایه‌ای دارد. شما به‌راستی کیستید؟

شما انرژی هوشمندی در یک قالب به نام بدن هستید.

همانند هر وسیله‌ی نقلیه‌ای یک موتور (مغز) و یک بدنه (بدن) دارید.

ذهنی آگاه دارید که شش عملکرد هوشمند دارد.

ذهنی ناآگاه با سه عملکرد دارید.

ساختاری شبیه رایانه دارید که خارج شدن از مسیر را کشف کرده است و اصطلاحات را به‌طور خودکار انجام می‌دهد.

نظام و اسلوبی دارید که مثل یک موتور جستجوگر به بررسی تمام اطلاعات پیرامون می‌پردازد و توجهتان را به آنچه مهم‌تر است، جلب می‌کند.

توان بالقوه‌تان بی‌نهایت است.

بسیاری از مردم توانمندی‌های خود را نمی‌شناسند. گمان می‌کنند قدرت ذهن همان ضریب استعداد تحصیلی است. ضریب استعداد تحصیلی که روزگاری آن را ضریب هوش می‌دانستند، فقط یکی از انواع هوش را نشان می‌دهد. هوش انواع دیگری هم دارد.

هوش معنوی: میزان درک از ارتباط با خداوند.

هوش هیجانی: مجموعه‌ای از چند هوش (کلامی، منطقی، موسیقایی، حرکتی و …)

استعداد تحصیلی (IQ).

هوش حسی: توانایی درک لرزش درونی خود یا انسانی دیگر.

ما از این توانایی‌ها برای هدایت آن بخش از جهان که دیده نمی‌شود ولی وجود دارد، استفاده می‌کنیم.

, , ,

استفاده از تصویرسازی ذهنی برای وارسی نشانه‌ها در قانون جذب

چطور با تصویر سازی ذهنی به موفقیت برسیم؟

استفاده از تصویرسازی ذهنی برای وارسی نشانه‌ها در قانون جذب

چگونه تصویر ذهنی بسازیم؟

تصویرسازی ذهنی دو مرحله دارد.

مرحله اول : یافتن یک شباهت یا ارتباط بین مفهومی که قرار است آموخته شود و ارتباط دادن آن با یک مفهوم، واژه یا کد آشنا به ذهن

کمتر کسی پیدا می شود که در این مرحله مشکلی داشته باشد. حتی بجرات می توان گفت که تمام افراد در این زمینه دارای تجاربی هم هستند.

مشکل ، در اجرای مرحله دوم است.( برای رفع این مشکل، فعالیتهایی پیشنهاد خواهد شد.)

مرحله دوم : ایجاد یک تصویر کاملا صاف و شفاف در ذهن و دیدن چنین تصویری با چشم ذهن به مدت فقط چند ثانیه.

مثال : می خواهیم کلمه انگلیسی ( bud ) به معنی غنچه را یاد بگیریم. در زبان فارسی این کلمه مانند( باد ) تلفظ می شود .} مرحله اول ‍‍{

}مرحله دوم{ تصویری از این رابطه در ذهن می سازیم. مثلا می توانیم تصور کنیم که باد می وزد و میلیونها غنچه به سمت ما حرکت می کنند. باید بوی خوش غنچه را استشمام کنیم . باید زیباترین غنچه ممکن را با چشم ذهن بطور کاملا شفاف ببینیم. حتی می توانیم طعم گوارای غنچه را مزمزه کنیم و برای هر گلبرگ آن طعمی متنوع بیافرینیم. می توانیم رقص موجی آن را که همراه باد بالا و پایین می رود با چشم ذهن ببینیم. تماس گلبرگ های لطیف و ابریشمی غنچه را بر پوست خود احساس کنیم. اگر دوستدار موسیقی باشیم، می توانیم آهنگ ملایمی را هم با غنچه همراه کنیم.

نکاتی که باید در جریان تصویرسازی رعایت کنیم:

۱- خودتان در تصویر ذهنی حضور داشته باشید.

۲- تصویر خنده دار و مسخره باشد.

۳- تصویر غیر طبیعی باشد.

۴- تصویر حرکت داشته باشد.

۵- از رنگهای غیر طبیعی استفاده کنید)مثلا : خون آبی راه راه – خورشید سبز – برف سیاه(

۶- از اصل جابجایی استفاده کنید)مثلا: غذاخوردن با مداد به جای قاشق (این تکنیک برای اسامی معنی بسیار خوب است.

۷- در ساختن تصویر مبالغه کنید.( خیلی زیاد – خیلی بزرگ…)

۸- تصویر ذهنی را با چشم ذهن واضح و فقط برای چند ثانیه ببینید.(تصویر را به مدت طولانی نگه ندارید.)

۹- برای یک مفهوم، فقط از یک تصویر استفاده کنید ( تصویر را عوض نکنید )

۱۰- پشت سر هم تصویر نسازید.(بین هر دو تصویر کمی تامل کنید)

۱۱- ابتدا با کلماتی تصویر بسازید که قابل تجسم است (مانند: درخت – ماه.. و سپس با کلماتی مانند درد، عقل…)

۱۲- تصویر ذهنی را خودتان بسازید.

 در این روش، حتی مفاهیم را بدون دیدن آنها می توان آموخت. مثلا اگر بخواهیم برای یادگیری لغات زبان خارجی از این روش استفاده کنیم، می توانیم بدون دیدن، آنها را یاد بگیریم( نکته جالب این که دانشمندان اسکاتلندی معتقدند هر لغت دارای طعم بخصوصی است و فکر کردن به لغت بدون دیدن آن حس چشایی را تحریک می کند!)

درحالی‌که ممکن است به این نتیجه رسیده باشید که فهرستی که قبلاً به آن اشاره کردم بسیار مفید است، اما این‌ها روش‌های نشأت گرفته از مغز سمت چپ هستند که می‌خواهند بیماری شمارا تحلیل و معنا کنند.

اما راه ساده‌تری برای آشنایی و درک نشانه‌ها این است که در آرامش قرار بگیرید، توجه خودتان را به آن بدهید، بگذارید تصویری به ذهنتان خطور کند که بتواند مبین نشانه بیماری باشد و بعد با آن به شکلی تصوری صحبت کنید. از او بپرسید که چرا صورت خارجی گرفته است، از شما چه می‌خواهد، از شما چه انتظاری دارد و می‌خواهد برای شما چه کند.

وقتی بدین گونه با تصویرسازی ذهنی کار می‌کنید باید به چند نکته توجه داشته باشید. یکی از این نکات تفاوت میان تشخیص و معنای شخصی شما از بیماری‌تان است. من قبلاً درباره‌ی ضرورت اینکه باید از شرایط پزشکی خود و از راه چاره‌های درمانی‌تان اطلاع موثقی داشته باشید بحث کرده‌ام.

درحالی‌که هیچ‌کس نباید به‌ اجبار تحت درمان پزشکی قرار بگیرد، معتقدم که باید به ارزیابی پزشکی متعارف اقدام کنید. اما وقتی درباره‌ی شرایط خود علم و اطلاع لازم را به دست آورید باید به برداشت شخصی خود از این نشانه‌ها توجه کنید. برای رسیدن به این مهم باید موقتاً تشخیصی را که به شما داده‌اند کنار بگذارید.

اغلب اشخاص و ازجمله آن‌ها پزشکان، متوجه نیستند که تشخیص، یک موضوع حقیقی نیست.

تشخیص وسیله‌ای است که بر اساس آن در یک نظام پزشکی معین یافته‌های خود را توضیح می‌دهیم. ممکن است بیمارانی با بیماری واحد و نشانه‌های مشابه وقتی به پزشکان مختلف مراجعه می‌کنند، به آن‌ها تشخیص‌های متفاوتی ارائه شود.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: استفاده از قدرت تجسم و تصویرسازی

اشخاص در برخورد با انواع بیماری‌ها و انواع روش‌های درمانی واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند. همیشه استثنائات مهمی وجود دارد که باید لحاظ شود. باید درباره بیماری خود اطلاعات مفصلی داشته باشید و بااین‌حال از پزشک خود درباره بیماران استثنایی که داشته است سؤال کنید.

آیا بعضی از بیماران در مقایسه با سایرین بهتر ظاهر می‌شوند؟ چه عاملی است که این تفاوت را ایجاد می‌کند؟ اگر بیماری مهلکی دارید بپرسید آیا تاکنون کسی توانسته این بیماری را به‌ سلامت پشت سر بگذارد؟ آیا پزشک به تلاش‌های شما برای رسیدن به التیام توجه می‌کند یا آن را غیرواقع بینانه ارزیابی می‌کند؟

 

نکته‌ای که در اینجا می‌خواهم به آن اشاره‌کنم این است که تشخیص مهم است زیرابه شما امکان می‌دهد تا گزینه‌های درمان پزشکی خود را ارزیابی کنید.

اما وقتی از تصویرسازی برای وارسی نشانه‌هایتان استفاده می‌کنید، به نشانه‌های خود به شکلی که آن‌ها را می‌بینید دقیق شوید و موقتاً آنچه را که در این خصوص به شما گفته‌اند کنار بگذارید.

اگر پشت‌درد و ساق درد دارید و به شما گفته‌ اند که ناشی از دیسک کمر شماست، از درد و نه از دیسک برای توجه کردن استفاده کید. اگر دارای بیماری بدون نشانه هستید، به آن بخشی از بدنتان که بیمار است توجه کنید.

دانلود کتاب قانون جذب

, , , ,

چگونه مشاور درون در ناخودآگاه به ما کمک می‌کند؟

نقش مشاور درون در تصویر سازی

چگونه مشاور درون به من کمک می‌کند؟

اگر قسمت اول این مقاله را نخوانده اید پیشنهاد مینکم حتما ابتدا این مقاله را مطالعه کنید : نقش مشاور درون در تصویر سازی ذهنی

قبل از هر چیز و از همه مهم‌تر این است که مشاور درون می‌تواند به شما کمک کند تا از ماهیت بیماری خودآگاه شوید و بدانید که شما در ایجاد این بیماری چه سهم و نقشی دارید و برای رسیدن به بهبودی چه اقدامی می‌توانید صورت دهید.

دوم، مشاور درون منبع حمایت و آسایش است. بسیاری از مردم وقتی با منبع درون آشنا می‌شوند به احساسی از آرامش می‌رسند.

این احساسات به‌خودی‌خود قدمی در جهت رسیدن به التیام هستند، به‌خصوص اگر به دلایل مختلف گرفتار افسردگی باشید و از ناراحتی خود رنج ببرید.

خانم سعیدی یک روان‌درمانگر بود که مراحل دشوار متارکه با همسرش را پشت سر می‌گذاشت.

او دو فرزند داشت که باید از آن‌ها مراقبت می‌کرد، زندگی شغلی‌اش بسیار شلوغ و پرمشغله بود. او تحت تأثیر این فشارها در فاصله دو قاعدگی‌اش خونریزی شدیدی پیداکرده بود. داروهایی که مصرف کرده بود این خونریزی را متوقف نکرده بودند. به او پیشنهاد عمل جراحی‌شده بود که این هم به‌هیچ‌وجه برایش قابل‌قبول نبود. وقتی کلارا با مشاور درونی‌اش در تماس شد زیر گریه زد. و بعد احساس کرد که دل مشاور درونش به حال او سوخته است.

خانم سعیدی به مشاور درونش توضیح داد که تا چه اندازه زحمت می‌کشد و در چه موقعیت دشواری قرار دارد. حالا خانم سعیدیبدن اینکه به احساس دلسوزی برای خود برسد. این صحبت و اعتراف او را در موقعیتی قرارداد که توانست برمشکلاتش غلبه کند. خونریزی او هم متوقف گردید.

سوم، کار کردن با یک مشاور می‌تواند مستقیماً نشانه‌های بیماری را برطرف سازد و بهبودی را به همراه بیاورد. بهبودی اغلب با درک عملکرد نشانه‌ها و تغییر دادن شرایط جسمانی و ذهنی حاصل می‌شود.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : ذهنیت زندگی ساز بر اساس قانون جذب

شاید دانستن این مطلب برایتان جالب باشد که وقتی می‌خواهید بدانید مشاور به شما چه می‌گوید، مجبور نیستید به توصیه‌هایش عمل کنید. آنچه را که مشاور می‌گوید باید مورد تجزیه‌ و تحلیل دقیق قرار گیرد.

باید به توصیه‌ای که به شما می‌کند به‌دقت گوش فرا دهید و آن توصیه را سبک و سنگین بکنید. به جنبه‌های مثبت و منفی توصیه او بها بدهید و خودتان تصمیم بگیرید که آیا می‌خواهید به این توصیه عمل بکنید یا نه. انتخاب و مسئولیت به هر صورت بر عهده شماست.

مسئولیت خود را به مشاور درونی‌تان واگذار نکنید، اما به توصیه‌های او بها بدهید.

ممکن است اگر مشاور درون به شما توصیه‌هایی می‌کند که خطراتى در پى دارد، مشاور را بیازمایید. فرض کنید مشاور به شما می‌گوید که براى رسیدن به احساس بهتر باید تغییر شکل بدهید.

اگر احساس می‌کنید با تغییر دادن شغل حالتان حتماً بهتر می‌شود این کار را بکنید اما ممکن است نخواهید بدون در نظر گرفتن همه جوانب تغییرى به این بزرگى در زندگی‌تان ایجاد کنید. در این شرایط به مشاور بگویید که روى توصیه او فکر می‌کنید اما برایتان تبعیت از دستور او دشوار است.

با او درباره‌ی نگرانی‌هایتان حرف بزنید. بگذارید مشاور درون شما از نگرانی‌هایتان به‌طور کامل مطلع شود.

شاید به توصیه جدیدى برسد که برایتان قابل‌قبول‌تر باشد. اگر پس از بررسى مفصل و کامل توصیه هنوز بر این باور بودید که عمل کردن به آن بسیار خطرناک است، از مشاور درون خود بخواهید به شما ثابت کند که می‌توان حالتان را بهتر کند

دانلود کتاب قانون جذب

 

, , ,

استفاده مربیان از نیروی تلقین و تصویر سازی روی تیم های ورزشی

چطور یک مربی در ساخت تصویر یک تیم موثر است؟

استفاده مربیان از نیروی تلقین و تصویر سازی روی تیم های ورزشی

لازم ذکر است که در دنیا ورزش‌های حرفه‌ای برخی از مربیان کارکشته و حرفه‌ای با استفاده از معجزه و جادوی تلقین بدین شکل به‌سادگی شکست را در کمال ناباوری تبدیل به پیروزی می‌کنند.

در این رابطه می‌توان از یک مربی سرشناس فوتبال بنام نوت را کنه مثال آورد. این فرد مربی تیم نوتر دام بوده و همیشه القائات برانگیزاننده‌اش را متناسب با شرایط روحی اعضای تیمش انتخاب می‌کرد.

برای مثال یکی از شگردهای انگیزه‌بخش این مربی معروف به‌قرار زیر است. داستان ازاین‌قرار است که تیم فوتبال نوتر دام در یک بازی سخت در برابر تیم مقابل در نیمه اول بازی شکست سنگینی را متحمل شده و این نتیجه بازیکنان این تیم را سرشکسته و مأیوس و درعین‌حال ترسان راهی رخت‌کن می‌کند.

چون این بازیکنان به‌شدت از مربی خود حرف‌شنوی داشتند. بهر شکل، پس از گذشت دقایقی از اضطراب بازیکنان، را کنه به‌آرامی در رختکن تیمش را بازکرده و ضمن آنکه نگاه معنی‌دار و سرزنش آمیزش را متوجه یکایک بازیکنان می‌کند سپس به‌سرعت با بر زبان آوردن این عبارت که گمان می‌کردم که این رختکن به بازیکنان نوتر دام تعلق دارد .

بدین‌وسیله از حاضرین در این مکان پوزش طلبیده و با بستن در از کنار بازیکنانش دور می‌شود که این حرکت ظریف این مربی کارکشته چنان این بازیکنان سرخورده را به سر غیرت می‌آورد که در نیمه دوم بازی گل‌باران کردن تیم مقابل به معنی واقعی کلمه آنرا لوله می‌کنند. بله همان‌طور که این مورد مثالی نشان می‌دهد، انگیزه، الهام و نیروی تلقین از چنین قدرتی برخوردار است.

لازم به ذکر است که نه‌تنها همکارانم همپایان را کنه قدرت الهام‌بخشی منحصربه‌فرد او را مورد تأیید قرار داده‌اند بلکه برخی از این مربیان نیز جهت رقم زدن نتیجه‌ای ناممکن عملاً با گذاشتن نوار سخنرانی الهام‌بخش راکِ این نوار را پیش از مسابقه برای بازیکنانشان پخ کره و بدین‌وسیله انگیزه بردشان را دوچندان می‌کنند، از نمونه این مربیان مقلد و باورمند می‌توان به مربی تیم گانزاگا اشاره کرد.

این تیم در کمال ناباوری موفق به شکست تیم قدر واشنگتن شده و زمانی که از مربی تیم پیروز پرسیدند که راز این پیروزیش در چه بوده است او در جواب گفت که هیچ راز و رمز و جادوجنبلی در کار نبود و او جهت انگیزه ‌بخشیدن به بازیکنانش نیم ساعت قبل از مسابقه از بازیکنانش خواسته است که به حرفهای محرک و الهام‌بخش راکنه بزرگ گوش فرا دهند و راز بردشان نیز در این کار نهفته است.

نکته بسیار مهمی که در رابطه با خودالقایی (تلقین به نفس) و دگر القایی (تحت تأثیر ذهنیات دیگران بوده) همواره باید آویز گوش سعادت طلبان باشد این است که فکر ذهنیت و باور درست به‌مثل یک گلوله برف غلطان می‌باشد که هرچقدر به حرکت و حیاتش ادامه دهد به مان نسبت نیز از قدرت نقش‌آفرینی و اثرگذاری بیشتری برخوردار است و این واقعیت دلایل خاص خود را دارد که ازجمله آن‌ها می‌توان به دهان‌بینی و احساسی اندیشی ناخودآگاهی اشاره کرد.

از طرف دیگر همان‌طور که پیشتر گفته شد ذات انسان به‌گونه‌ای است که در بین جمع احساس آرامش بیشتری را تجربه می‌کند بدین معنی که در این نوع گرایش‌ها و رفتار آدمی مفهوم زبانزد خواهی نشوی رسوا، هم‌رنگ جماعت شو نقش‌آفرینی می‌کند.

از نمونه بارز این ادعای ما می‌توان به رکورد بزرگ امریکا در سالهای دهه سی قرن گذشته اشاره کرد که بسیاری از مردم را به خاک سیاه نشانده و زندگیشان را فلج کرد، اشاره کرد. اکنون پرسشی که مطرح می‌شود آیت است که چه عواملی سبب تداوم این رکود اقتصادی شده است؟

همان‌طور که گفته شد ماهیت افکار و ذهنیات به‌گونه‌ای است که از خاصی سرایت کنندگی برخوردار است. دران سالهای سیاه، مردم و فعالان اقتصادی به‌کرات عباراتی چون این روزها پول آب‌شده و به زیرزمین رفته است، زمانه سختی شده است و همه بانک‌ها در حال ورشکستگی هستند و دیگر هرگز کسب‌وکار گذشته جان نخواهد گرفت را بر سر زبان‌ها انداخته و این موج منفی ایجادشده در اثر گذشت زمان ذهن‌های بیشتری را مسموم کرد و وحشت فراگیری را در دل مردم دران سالهای سیاه ریشه‌دار کرد که حاصل آن قربانی شدن بسیاری از شرکت‌ها، کارفرمایان و مردم عادی بود.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: استفاده از قدرت تجسم و تصویرسازی در قانون جذب

همان‌طور که این واقعیت نشان می‌دهد هرچقدر باور فرد مداوم، متراکم و خالصانه باشد به همان نسبت نیز شانس عملی شدن این باور بیشتر می‌شود و این باور هم می‌تواند درونی باشد و هم بیرونی، چون باور مثل یک گلوله برف غلطان است که در صورت داشتن حیات به‌طور خودکار به‌مثل یک دیگ در حال جوش، به شکل بخار از دیگ خارج می‌شود تا بدین‌وسیله دیگ منفجر نشود.

بله باور جوشان نیز درنهایت رنگ عمل به خود گرفته و بدین‌وسیله فرد را به رویاهایش می‌رساند. لازم به ذکر است که حاصل باور منفی، منفی بوده و عکس این مسئله نیز درست است پس همیشه خودباوری، اعتمادبه‌نفس، خوش‌بینی و لازمه‌های پویایی و خودشکوفایی را به ذهن خود تزریق کنید.

اما آنچه درباره رکود اقتصادی و وقوع جنگ می‌توان گفت این است که ازآنجاکه این وقایع شوم حاصل ذهنیات و باورهای مردم است که ازآنجاکه این وقایع شوم هرگز فکر این مسائل را به ذهنتان راه ندهید تا بدین‌وسیله برای همیشه از شرشان در امان باشید.

در این رابطه دیدگاه روانشناسان برجسته بنام دکتروالتراسکات نیز که برای سالهای طولانی، رئیس دانشگاه نورث وسترن بوده است قابل‌تأمل بوده و آن اینکه به باور این روانشناس در رابطه با شکست و پیروزی در دنیای فعالیت‌های اقتصادی اهمیت نگرش ذهنی آشکارا بیشتر از توانایی‌های ذهنی است.

برای اینکه قدرت باور، هرچه بیشتر برایتان روشن شود بهتر است که نگاهی گذرا به واقعیت زیر انداخته شود، داستان ازاین‌قرار است که هنرپیشه معروفی بنام اورسن ولز با دراماتیزه کردن کتابی تحت عنوان «جنگ دنیاها» از طریق رادیو به همراه گروه بازیگرش این نمایش را برای شنوندگان در ۲۰ اکتبر سال ۱۹۳۸ اجرا می‌کند.

داستان ازاین‌قرار بود که بر اساس این نمایش رادیویی ساکنان کره مریخ به ساکنان زمین حمله‌ور شده و همه هست و نیستشان را به باد فنامی دهند این نمایش چنان مردمان شرق آمریکا را وحشت‌زده کرد که آن‌ها سراسیمه و هراسان به ایستگاه‌های پلیس هجوم برده و جهت فرار از چنگال این مهاجمان مریخی در بزرگ را ها ترافیک سنگینی ایجاد کرده و به علت هجوم به تلفن‌خانه‌ها نیز خطوط ارتباطی را نیز از کار انداختند.

جان کلام اینکه این داستان خیالی چنان ترسی را در وجود مردم جاری کرده بود که آن‌ها را وادار به رفتارهایی از نوع فوق کرده بود و این واقعیت تاریخ یبار دیگر قدرت معجزه آفرین باور صرف را به اثبات می‌رساند. به‌طور خلاصه باید گفت که انسان محصول افکارش بوده و شهر محصول تفکر شهروندانش بوده و کشور نیز بازتاب از ذهنیت مردمانش است. پس جهت تسخیر خوشبختی باورهای مثبت را در ذهنتان ریشه‌دار سازید.

دانلود کتاب قانون جذب

, , ,

به جز تکرار جملات تاکیدی چه چیزی در ایجاد باور موثر است؟

نقش جملات تاکیدی در تولید باورها

به جز تکرار جملات تاکیدی چه چیزی در ایجاد باور موثر است؟

تلقین‌پذیر بودن ذهن آدمی و قرابت تلقین‌پذیری با کارکرد ناخودآگاهی این است که انسان به‌طور ذاتی مرجع باور است و این واقعیت را تبلیغات فروش محور به‌سادگی ثابت می‌کند. لازم به ذکر است که منظور از مرجع گرایی اشخاص صاحب صلاحیت و اهلیت است.

برای مثال به اشخاصی چون پزشک، رئیس‌جمهور، قاضی و غیره، مراجع قدرت گفته می‌شود لذا بدین علت است که فرد به‌سادگی دستور یک فرد مرجع را به مرحله اجرا می‌گذارد. به هر شکل چون آگهی تبلیغاتی نیز از چنین موقعیتی برخوردارند بدین علت فرد به‌سادگی ادعاهای این تبلیغات را باور می‌کند.

همین‌طور در طی ادوار تاریخی مردان خدا و پیامبران ادیان مختلف با تلقین و تزریق پیوسته آموزه‌های مذهبی خود بدین‌وسیله باورهای آسمانی را در مریدان خود ریشه‌دار کرده‌اند. جان کلام اینکه همان‌طور که واقعیات فوق نشان می‌دهد انسان به‌طور ذاتی مستعد باورپذیری بوده و این باورها هم می‌تواند شخصی باشد و هم بازتابی و بیرونی.

بنابراین واقعیت، اگر فرد بتواند باورهای اصیلی را در ذهنش کارد دران صورت شکل هیجانی شده این باورها می‌تواند بخش خردگرای وجود آدمی را ساکت کرده و بدین‌وسیله بدون هیچ مانعی به این رو‌یای فرد بال پرواز بدهد.

در کتاب‌های اسمانی چون انجیل و تورات و غیره به‌کرات از قدرت باور و تلقین به نفس یادشده است.

برای مثال درکل سفر پیدایش حکایتی از حضرت یعقوب نقل‌شده است که او باجان بخشیدن به یک باور غریب صرف، بدین‌وسیله بار خودش را از زاویه مادی بسته است بدین معنی که ازآنجاکه دران زمان احشام و حیوانات خانگی خال‌خالی و تن «راه‌راهی» از طرفداران و خریداران بیشتری برخوردار بودند،

بدین علت حضرت یعقوب جهت پرورش دادن حیوانات و گوساله‌های بدن را راهی اقدام به تراشیدن پوست درختان کنار آبگیر کرده تا این چوب‌ها و اشکال در چشم حیوانات باردار به شکل رگه رگه و راه‌راه جلوه‌گر شوند تا این حیوانات نیز محصولات بارداری‌شان را بدین شکل عرضه کنند. همین‌طور از حکایت مذهبی می‌توان به مورد حضرت داوود اشاره کرد که با تکیه‌بر قدرت القائی‌اش بدین‌وسیله توانست که با پرت کردن  سنگریزه با فلاخن به‌سوی گولیات (غول تا بن دندان مسلح) را به کام مرگ فرستاده و از شر آن خلاصی یابد.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید: خود القایى یا تلقین به نفس قدرت است!

همین‌طور از موارد واقعی تاریخی می‌توان به ژاندارک دوشیزه ریزنقش اورلئان اشاره کرد که مدعی بود که از طریق نداهای اسمانی به وی الهام شده است که وظیفه و رسالت نجات فرانسه از چنگال انگلیس به عهده این دخترک گذاشته است.

خودالقایی (تلقین به نفس) این دخترک روستایی چنان قوی بود که نه‌تنها این باور محیرالعقول تا عمق استخوانش نفوذ کرده بود بلکه او این باور را به‌سادگی موفق به آزاد کردن سرزمین فرانسه از چنگال انگلیسی‌ها شد.

لازم به ذکر است که اسناد گویای این مورد به شکل فیلم، تاریخ کشورها و غیره در دسترس دیرباوران است.

در این رابطه نظر‌گاه پدر روانشناسی مدرن در آمریکا یعنی ویلیام جیمز نیز قابل‌تأمل بوده و آن این است که به باور این صاحب‌نظر در موقعیت‌های تردیدآمیز هدف محور، در بسیاری از موارد تنها مؤلفه تعیین‌کننده مؤلفه ایمان راسخ کرد

است چون این نوع باور قلبی و ایمان تزلزل‌ناپذیر، قوای ابر انسانی فرد را تحریک کرده و بدین‌وسیله هدف ظاهراً دشوار فرد را محقق می‌سازد.

دانلود کتاب قانون جذب

, , ,

هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

خواستن برای رسیدن

هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

افکار و اندیشه‌ها قدرتی دارند که می‌توانند اشیاء و پدیده‌های جهان واقعی را بسازند و جذب کنند.

«تو همه چیز را به طرف خودت جذب می‌کنی. مردم، شغل، شرایط زندگی، وضع سلامتی، ثروت، قرض، شادی، ماشینی که سوار می‌شوی و اجتماعی که در آن زندگی می‌کنی. مثل آهن‌ربا همه اینها را به طرف خودت جذب می‌کنی. به هر چه فکر کنی همان اتفاق می‌افتد. کل زندگی تو تجلی افکاری است که در ذهنت جریان دارند.»

آرزوها در سه گام به دست می‌آیند :

نخست : خواستن – «به دنیا فرمان بده»

دوم : باور – «باور داشته باش که به خواسته‌ات خواهی رسید »

سوم: تجسم – «احساس کن که به خواسته‌ات رسیده‌ای» احساس به فکر نیرو می‌بخشد.

دنیا حسی است و تنها با تصور نمی‌توانی خواسته‌ات را به دست آوری.

«پس از همین حالا احساس خوبی داشته باش.»

تحقق آرزوها به نیرویی که به آنها می‌دهی بستگی دارد، پس هرگاه به اندازه کافی به افکار خود انرژی بدهی تحقق خواهد یافت .

 

ما در خلق زندگی خودمون و دنیایی که در اون زندگی می کنیم مسئولیم

تو نمیتونی رها شی و نمیتونی به خواسته هات برسی
مگر اینکه به قدرتی بالاتر از خودت اعتماد کنی

اگه زندگیتو در پناه الهی و همراه با شکرگزاری و لذت سپری کنی در واقع تونستی از قانون جذب به بهترین شکل استفاده کنی و معجزات زیادی رو وارد زندگیت کنی.

تو تنها کسی هستی که میتونی زندگی مورد علاقتو اونجور که میخوای تغییر بدی

امروز بررسی کن و ببین کدوم قسمت از زندگیت باب میلت نیست و دوست داری تغییری در روند بهتر شدن کیفیتش انجام بدی

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : ﻫﺮ ﮐﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ،ﺑﺎﻭﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ

 نکته: همشو یادداشت کن و بعد اقدام به جذب خواسته های قلبیت کن

قانون جذب رو جدی بگیر بهش ایمان بیار و اطمینان کسب کن که میتونی اون چیزی که واقعاً میل قلبیته رو تو زندگیت جذبش کنی!

وقتی برای هدفی شوق و ذوق شدیدی وجود داشته باشه صد در صد به اون خواسته میرسی!

چرا که وقتی احساس عالی و هماهنگ با زندگی در جریانه
ترس و تردید کنار میره
و موانع به نوعی میشن کمک و راهنما در مسیر رسیدن به اون هدفت

خیلی ها میگن ما انرژی مثبت که میدیم هیچ جذبی اتفاق نمیوفته برا همین دوباره منفی میشیم

خب اون موقع که مثبتی مسلماً برای یه هدفی مثبت میشی و این برات وابستگی میاره.

ولی وقتی بعدش منفی میشی بدون هیچ توقعی از رسیدن به هدفی وارد این حالت میشی و همچنان در اون غرق میمونی.

خیلی هاتون میگین قانون جذب میگه احساس کن باور کن دریافت کن پس چرا نمیشه..

خب دوست عزیز وقتی یک ساعت مثبتی؛ بعد فقط داری فکر میکنی پس چرا نشد و میری دوباره تو فاز منفی معلومه که نمیشه.

راه حل اینه تلاشتو بیشتر کنی
یعنی؛در طول روز دو برابرِ فکرهای منفیت مثبت باش اوایل برات خسته کنندس ولی وای به اون روز که پر انرژی مثبت بودن برات تبدیل به یه عادت بشه.

پس دوبرابر پرانرژی باش تا تغییر برخورد اطرافیانت رو ببینی

پرانرژی باش تا تغییر برخورد طبیعت و دنیا رو با خودت ببینی.

 

دانلود کتاب قانون جذب

,

استفاده از قدرت تجسم و تصویرسازی در قانون جذب

چطور تجسم و تصویرسازی ذهنی کنم؟

چطور از قدرت تجسم و تصویرسازی در قانون جذب استفاده کنم؟

دلیل قدرتمند بودن تجسم این است که وقتی تو تصویری ذهنی از آنچه میخواهی خلق کنی،افکار و احساسات داشتن آن را در زمان حال در خود ایجاد میکنی.
تجسم صرفا تفکر متمرکز قدرتمند در غالب تصاویری است که به همان نسبت هم احساس ایجاد میکند. تو با قدرت تجسم فرکانسی قوی به کائنات میفرستی قانون جذب این علائم مهم را میگیرد و تصاویر را به همان نحوی که در ذهنت دیده ای به تو برمیگرداند، از طریق تجسم تو در واقع به مسایل تحقق میبخشی.

مثالی درباره ذهن

محمققان ورزشکاران المپیک را آوردیم و آنها را مجبور کردیم که در ذهن خودشان تمرین دویدن را مجسم کنند سپس به انان دستگاه پیشرفته بیوفیدبک وصل کردیم.در کمال تعجب دقیقا همان ماهیچه هایی که در موقع دویدن در زمین مسابقه تحریک میشد،در حالت تجسم هم تحریک شد.
چطور ممکن است اینطور شده باشد؟
چون ذهن نمیتواند بین کاری که تو واقعا انجام میدهییا صرفا جنبه تمرینی دارد،فرقی بگذارد، اگر تو در ذهنت حضور داشته باشی،در جسمت هم حضور خواهی داشت

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : تو چگونه می توانی زندگیت را تغییر دهی؟

راجع به مخترعان و اختراع آنان فکر کن.برادران رایت و هواپیما،جرج ایستمن و فیلم کداک،توماس ادیسون و لامپ،الکساندر گراهام بل و تلفن،تنها دلیل اختراع یا خلق هر چیزی این بوده که فردی تصویر آن را در ذهنش دیده بوده است.
او آن را به وضوح دید و با نگه داشتن تصویر و نتیجه ی نهایی آن در ذهنش تمام نیروهای کاینات اختراع وی را از طریق او به دنیا ارایه دادند.

تو باید بدانی که نه تنها ذهنی همچون ذهن مخترعان و انسانهای بزرگ داری بلکه حتی بیشترش را هم داری، وقتی تصویری ذهنی داشتی و آن تصویر را مجسم کردی،همیشه و منحصرا روی نتیجه نهایی انگشت بگذار

مثال:
همین حالا به پشت دستانت نگاه کن.رنگ پوست،خال،رگهای خونی،انگشتر،ناخن تمام جزییات را به خاطر بسپار دقیقا قبل از اینکه چشمانت را ببندی،ببین که دستها،انگشتان تو،فرمان اتومبیلی نو را گرفته است

وقتی چشمانت را در دنیای فیزیکی باز میکنی و احساست طوری است که تو را از جا می پراند،تجسم تو واقعی بوده است.
این حوزه ای است که همه چیز در آن خلق میشود،به این دلیل است که تو احساس میکنی انگار دیگر به آن نیاز نداری،چون از طریق تجسم با حوزه ی اصلی خلقت همنوا شده ای.

در واقع احساس است که موجب جذب میشود نه صرفا تصور یا فکر
عده زیادی چنین میپندارند که:
اگر فکر مثبت داشته باشیم،یا داشتن هر آنچه را میخواهیم مجسم کنیم کافی است.اما اگر تو این کار را بکنی ولی احساس وفور نعمت،لذت و عشق نکنی. قدرت جذب برای خلق شکل نمیگیرد

حالا با تمام وجود احساس کن که در آن اتومبیل نشسته ای نه اینکه بگویی:
ای کاش آن اتومبیل را داشتم یا روزی آن اتومبیل نصیبم میشود. چون این احساس کاملا مشخص است که با آن مربوط نیست، ربطی به حال ندارد مربوط به آینده است. اگر تو در آن حالت بمانی همیشه در آینده نیز چنین خواهد بود

من نمیتوانم بگویم این چه قدرتی است فقط میدانم که وجود دارد
(الکساندر گراهام بل)

همه به نحوی مجسم میکنند،چه بدانند و چه ندانند تجسم بزرگترین راه موفقیت است
(جنیو یو برند)

مثالی جهت آموزش تجسم خلاق و متحرک:

اگر تو تصویری غیر متحرک را در ذهن خود خلق کنی،حفظ آن تصویر مشکل است. بنابراین تا میتوانی تصویرهایت را متحرک کن.
برای به تصویر کشیدن این نظریه آشپزخانه را مجسم کن. مجسم کن وارد آشپزخانه شده ای، به سمت یخچال می روی،درش را باز میکنی، به داخل آن نگاهی می اندازی و یک بطری آب خنک پیدا میکنی، وقتی بطری را در دست گرفتی سردی آن را حس میکنی

 

دانلود کتاب قانون جذب

, , , , ,

راه های دست یابی به ضمیر ناخودآگاه از طریق قانون جذب

تصویر سازی ذهنی

راه های دست یابی به ضمیر ناخودآگاه از طریق قانون جذب

از راه های متعددی می توان به ضمیر نا خودآگاه دست پیدا کرد. بعضی آدم ها دوست دارند ببینند و بعضی دوست دارند لمس کنند.

هر پیام نوشتاری، شنیداری  یا لمسی، یک اتصال داخل مغز را تقویت می کند. برای اصلاح برنامه باید با وارد کردن اطلاعات مثبت جدید، ناخودآگاه را بمباران کرد. با وارد کردن مکرر اطلاعات نوشتاری، دیداری و شنیداری تا رمانی که مثبت فکر کردن حالت خودکار پیدا کند،بمباران انجام می شود.

وقتی افکار مثبت خلق و تثبیت شدند، به طور مداوم حاضر به خدمت خواهند بود تا به اهداف خو برسید. هنگام بازسازی اعتقادات باید تا حد امکان اعتقادات جدید را محکم کرد. برای این کار می شود جملات مثبت را مثل مشق شب نوشت.

به عنوان مثال، وقتی من با ورزشکارها کار می کنم هرگز نمی گویم«این کار را نکن » یا « فلان کار را انجام بده »، چون ذهن آنان روی انجام ندادن متمرکز می شود.

فعل جملات مثبت باید به زمان حال باشد. ذهن آدم ها فرقی بین گذشته و آینده قایل نیست. اگر بگوییم«من تاجر برجسته ای خواهم شد»، ضمیر نا خوداگاه ما انجام کاری را در آ ینده ثبت می کند. باید زمان فعل جمله حال باشد: «من تاجر موفقی هستم.»

من سال ها قبل یاد گرفتم که نوشتن، ابزاری قدرتمند برای تغییر است. اول اعتقادات منفی ام را کشف کردم. به شما هم این کار را یاد می دهم. خیال می کردم باهوش نیستم. می بایست این اعتقاد را می ساختم: «من خیلی باهوشم. در یاد گرفتن و پیشرفت کردن بسیار با استعداد هستم. همه ابزار ها را برای بهترین بودن دارم.»

بعد بارها این اعتقادات را نوشتم، شاید مدت دو هفته روزی بیست بار می نوشتم و چندین بار می خواندم.

این نوع نوشتن نوعی آموزش به ضمیر ناخودآگاه است. این کار تلقین نیست، ارسال اطلاعات جدید است. با تکرار اعتقادات جدید وارد ناخودآگاه می شود و تک تک سلول ها را با خود هماهنگ می کند. بعد رفتار و جذب خود به خود رخ می دهند.

یک راه دیگر برای تکرار، ضبط کردن است.یعنی از اعتقادات جدیدتان حرف بزنید، آن ها را ضبط کنید و هر روز حداقل دوبار به آن گوش بدهید.

این روش برای هر نوع اعتقادی، از موفقیت تجاری گرفته تا روابط موفق یا خلاقیت، جواب می دهد. این نوار می تواند ساده یا همراه با آهنگ، کوتاه یا طولانی باشد.

وقتی تکمیل شد، می شود هنگام رانندگی، قبل از خواب یا به محض بیدارشدن در صبح، به آن گوش داد. ابتکار دست خودتان است!

به عنوان مثال، اگر می خواهید اعتقادات شما در مورد سلامت تان عوض شود، نوار به راستی جواب می دهد. برای نوشتن متن تصور کنید زندگی در چنان حالی چطور است و همه اش را با فعل زمان حال توضیح بدهید.

این کار فقط یک قانون دارد: همه چیز را طوری توضیح بدهید که انگار از قبل وجود داشته است. شاید آن متن این طوری باشد:

دوست دارم بدوم، چون بدن آماده ای دارم. ضربان قلبم را حس می کنم. نفس های عمیق می کشم. عضلات ران و ساقم قوی هستند. من آدم سالمی هستم و به جسمم چون جایگاه مناسبی برای روحم است، احترام می گذارم. من آماده ام و بهتر از همیشه می دوم. هرروز سرعت و قدرتم بیشتر می شود…

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قدرت ضمیر خودآگاه و ذهن ناخودآگاه – اسرار مغز

 

وقتی با نوار مشغول برنامه ریزی مجدد هستید، می توانید تصویرسازی کنید چون می دانند بهتر از تمرین جسمی قوای نهفته را آزاد می کند.

 

با تصور مکرر نتیجه مطلوب، فضای شناخت در ناخودآگاه ایجاد می شود. از این راه، بدن به رفتار عادت می کند و انتظار آن را دارد.

 

مسیرها و شبکه های جدید هم  در مغز ساخته می شوند تا مغز به طور خودکار دنبال لوازم دستیابی به هدف بگردد. شبکه های جدید هم رفتار را به مسیر دیدگاه نو هدایت می کنند.

برای اینکه با گوش دادن به نوار تصویر بسازید، چشم ها را ببیدید و تصویر آنچه را می شنوید، به ذهن بیاورید. البته هنگام رانندگی یا دویدن این کار را نکنید! این طور یک فیلم ذهنی می سازید که می توانید چندین بارآن را تماشا کنید.

البته برای تصویرسازی، نوار ضرورتی ندارد. تصویرسازی به سادگی خلق اعتقادات جدید است، انگار که به یک نمایش نامه رنگ، صدا، بو یا… اضافه کنیم.

تاجران دفتر کاری زیبا، کارمندانی پرکار، فهرست های سنگین دریافتی و سیل سفارش را می بینند.

می شود با تصور رفتارهای قدیم و حذف آن ها با رفتار جدید، روش هایی تازه ساخت. آنتونی رابینز به این روش «ویژه» می گوید.

چون وقتی الگوی جدید را در ذهن تان می آورید که الگوی قدیم را کنار می زند و جایش را می گیرد، صدای «ویژه» درمی آورید.

بعضی آدم ها تصویرساز خوبی نیستند و با کمک نوار بهتر تصویرسازی می کنند. اما تصویرسازی سخت نیست. یک بار امتحان کنید. چشم ها را ببندید و فرض کنید در یک روز گرم بهاری که نسیم می ورزد، به دامن طبیعت رفته اید.

چه شد؟ تصویر را دیدید؟ اگر نه، صدای گنجشک ها را شنیدید، بوی علف را به مشام کشیدید یا نسیم را روی صورت تان حس کردید؟ اگر تصویر را ندیدید، نگران نباشید.

شنیدن، احساس کردن و بو کردن هم مثل تصویرسازی موثر هستند. اصل این است که فضا را هرچه بهتر احساس کنید. این کار میزان انرژی ما و پیام های ارسالی به کائنات را افزایش می دهد.