, ,

شناخت باورها – چطور ساختار باورهایمان را بشناسیم

شناسایی باورهای محدود کننده

شناخت باورها – چطور ساختار باورهایمان را بشناسیم

 باورها را چگونه شناسایی می‌کنید؟

ابتدا به تعریف باور می پردازیم و اینکه باور چیست؟ درباره باور تعریف های خیلی زیادی وجود دارد ولی مهمترین و کاربردی ترین تعریفی که وجود دارد این است که وقتی میگوییم باور من نسبت به یک موضوع این است یعنی اینکه بدون لحظه ای فکر و درنگ کردن انتخاب انجام دهیم، حرف بزنیم و رفتار کنیم.

مسلماً، وقتی با باوری ناخودآگاه کار می‌کنید، نمی‌توانید از شخصی که با او کار می‌کنید بپرسید، ((باوری که شمارا محدود کرده است چیست؟)) چون او می‌داند، یکی از این دو عکس‌العمل را دریافت خواهید کرد؛ یا به شما پاسخ می‌دهد یا نمی‌دهد. اگر به شما پاسخ دهد، ممکن است یا یک‌چیز حواس‌پرت کن اظهار کند یا یک دیوار دود ارائه دهد.

اگر به شما پاسخی ندهد به یک بن‌بست رسیده است چون هیچ نظری ندارد. اغلب توضیح باور برای یک فرد سخت است چون باورها بیشتر بخشی از تجربه‌های روزانه هستند و این سخت است که به عقب برگردیم و آن‌ها را به‌خوبی شناسایی کنیم.

اغلب می‌توانید باکار از طریق دیوار دود باورهای محدودکننده را پیدا کنید. وقتی بن‌بست اتفاق افتاده است ممکن است پاسخ‌هایی شبیه به این دریافت کنید:” نمی‌دانم…”یا”متأسفم، هیچی به ذهنم نمی‌آید “یا ” دارم دیوانه می‌شوم، فایده‌ای ندارد.” به نحو تناقض‌آمیزی، این‌ها همان جوان‌هایی است که شما می‌خواهید، چون به شما اجازه می‌دهد بداند که عملاً به بیرون کشیدن باوری محدودکننده نزدیک هستید.

اغلب باورهای محدودکننده به روش‌هایی که برعکس متامدل است بیان می‌شوند.۸ الگوی زبانی متداولی که باورها را نشان می‌دهد افعال وجهی و نام‌گذاری‌ها هستند. چنان‌که انتظار می‌رود این‌ها می‌توانند با توانستن یا نتوانستن انجام کار، بایدها یا نبایدهای انجام کار، یا بایستن و نبایستن انجام کار، مرتبط باشند. ممکن است بشنوید، ” من این‌جوری هستم،” ” من در دیکته ضعیف هستم،” ” من یک آدم چاق هستم.

” این‌ها جملات هستند که باورهای هویتی را نشان می‌دهند که فکر افراد راجع به خودشان و کاری که برای تغییر می‌توانند انجام دهند را محدود می‌کند.

همچنین باورها ممکن است به شیوه‌ی علت و معلول بیان شوند، که اغلب در قالب جملاتی “اگر…آنگاه ” بیان می‌شوند. ” اگر نمازم را نخوانم، آنگاه مجازات خواهم شد. اگر عرض وجود کنم، پذیرفته نخواهم شد”.

“درست زمانی که شروع به موفقیت کردم، همه‌چیز خراب شد.”

بالاخره، باورها اغلب می‌توانند با شناسایی یک وضعیت مشکل که فرد به شیوه‌های گوناگون ازجمله NLP نتوانسته آن را تغییر دهد شناسایی می‌شود. وقتی می‌پرسید، ((منظورت چیست که نتوانسته‌ای این را تغییر بدهی؟)) بعضی وقتی در پاسخ یک باور هویتی می‌شنوید.

می‌توانید از فرد بپرسید،” به‌جای آنچه می‌خواهی و چه چیز شمارا از داشتن آن بازمی‌دارد؟” می‌توانید جوابی را که می‌گیرید تثبیت کنید (یک احساس بد، یک باخت، یا هر چیزی) و آن را در خاطرات گذشته‌ی فرد که پایه این باور را شکل داده جستجو کنیم وقتی برخی شیوه‌های مختلف کاربر روی باورها در NLP را شرح دادیم روش‌های شناسایی باورها روشن‌تر می‌شوند. اگر بخواهید هویت یا باور محدودکننده‌ای را که دارید تغییر دهید:

۱) لازم است بدانید که چگونه این کار را بکنید.

۲) باید با خواستن نتیجه‌ی موردنظرتان همسو باشید.

۳) همچنین باید باور داشته باشید که می‌توانید تغییر کنید.

اگر هرکدام از این موارد وجود نداشته باشد، تغییر کامل نخواهد شد. می‌توانید انجام کاری را بخواهید، باور داشته باشید که می‌توانید آن را انجام دهید؛ اما اگر ندانید چگونه، فیزیولوژی مناسب را داشته باشید، یا استراتژی مناسب نداشته باشید، به مشکل برمی‌خورید.

از طرف دیگر، می‌توانید تمام قابلیت‌ها، تمام آموزش‌ها و هر آنچه نیاز دارید تا بر چیزی اثربخش باشید،‌ اما اگر با آن غیرهمسو باشید یا اگر باور نداشته باشید که می‌توانید این کار را انجام دهید، نمی‌توانید تغییر موردنظرتان را داشته باشید.

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید: باور چیست؟ نقش کلیدی و مهم باور در قانون جذب

ساختار باورها و واقعیت

از چه طریقی پی می‌برید که فردی چگونه چیزی را باور می‌کند؟ آیا او از طریق احساسات چیزها را باور می‌کند؟ و اگر او چیزی را از طریق احساسات باور می‌کند، چگونه به این احساسات می‌رسد؟ آیا احساس او ناشی از چیزی است که دیده یا شنیده است؟ سیستم هدایت اصلی او در این استراتژی چیست؟

نمی‌دانم با چند نفر برخورد داشته‌ام که می‌گویند:” نمی‌دانم، میلیون‌ها بار به خودم گفته‌ام که اگر دوباره در آن وضعیت قرار بگیرم چنین احساسی نخواهم داشت.”یا ” به خودم قول داده‌ام، وقتی می‌خواهم با آن شخص صحبت کنم عصبانی نشوم، اما همین‌که به او می‌رسم، باز همان احساس رادارم. “قول دادن به خود که تغییر می‌کنم کارکردی ندارد چون استراتژی به وجود آمدن احساس با آن چیزی که فرد به خودش می‌گوید ارتباطی ندارد.

این هم به تصویر از خود وهم به آن احساس، یا مقایسه‌ی میان دو تصویر یا برخی از استراتژی‌های دیگر ارتباط دارد. افراد دیگری خواهند گفت” راستش من بارها و بارها سعی کرده‌ام چیزها را در ذهنم مجسم کنم، اما چیزی به من می‌گوید تأثیری ندارد. من اصلاً این را نمی‌فهمم چون من خیلی خوب می‌توانم تصاویر روشنی بسازم. می‌توانم خودم را ببینم که دارم تشویق می‌شوم و کارها خوب پیش می‌رود، اما چیزی به من می‌گوید من شکست خواهم خورد.

” اگر حواستان به این ارتباطات درونی باشد و مراقب آن‌ها باشید، خواهید فهمید که چگونه فردی باورهای محدودکننده‌اش را ساخته است.

اغلب افراد حس‌های خود را از تصاویر درونی که می‌سازند می‌گیرند. خوب است بدانید که بعضی وقت‌ها مهم‌ترین چیز نوع تصاویری است که وجود دارد. گاهی ” تفاوتی که باعث یک تفاوت ” در ساب مدالیته ها می‌شود بسیار ظریف است که روشن می‌کند آیا شما درباره‌ی چیزی احساس قوی خواهید داست یا خیر.

برای اینکه بدانید دقیقاً باید چگونه مداخله کنید مهم است که شما اطلاعات باکیفیت بالا (رفتاری) جمع‌آوری کنید. خیلی از آن ال پیست‌ها در یک قیدوبند قرار می‌گیرند چون با این بارکار می‌کنند که NLP بسیار سریع است که اگر بیش از ۲۰ دقیقه وقت آن‌ها را بگیرد، آن‌ها دارند آن را اشتباه انجام می‌دهند. این باور می‌تواند به آن‌ها کمک کند که سرعتشان را افزایش دهند.

بااین‌حال، بعضی‌اوقات می‌ارزد که وقت قابل‌ملاحظه‌ای صرف پیدا کردن حساس‌ترین ویژگی‌های یک باور محدودکننده کنیم. لزوماً چگونگی افزودن منابع خیلی مهم نمی‌باشد. روند افزودن منابع بدون توجه به نوع تکنیکی که استفاده می‌شود نسبت به دانستن اینکه چه چیز باید تغییر کند اهمیت کمتری دارد. دو فصل بعدی درباره‌ی چگونگی پیدا کردن روشی است که افراد باورها و واقعیت خود را شکل داده‌اند.

داشتن توانایی شناسایی ساختار فکری یک فرد به شما توانایی دانستن دقیق چگونگی مداخله‌ی مؤثر را می‌دهد.

برای اینکه مقاله باور چیست را به صورت pdf داشته باشید ار طریق لینک زیر اقدام کنید.

, , , ,

چگونه مشاور درون در ناخودآگاه به ما کمک می‌کند؟

نقش مشاور درون در تصویر سازی

چگونه مشاور درون به من کمک می‌کند؟

اگر قسمت اول این مقاله را نخوانده اید پیشنهاد مینکم حتما ابتدا این مقاله را مطالعه کنید : نقش مشاور درون در تصویر سازی ذهنی

قبل از هر چیز و از همه مهم‌تر این است که مشاور درون می‌تواند به شما کمک کند تا از ماهیت بیماری خودآگاه شوید و بدانید که شما در ایجاد این بیماری چه سهم و نقشی دارید و برای رسیدن به بهبودی چه اقدامی می‌توانید صورت دهید.

دوم، مشاور درون منبع حمایت و آسایش است. بسیاری از مردم وقتی با منبع درون آشنا می‌شوند به احساسی از آرامش می‌رسند.

این احساسات به‌خودی‌خود قدمی در جهت رسیدن به التیام هستند، به‌خصوص اگر به دلایل مختلف گرفتار افسردگی باشید و از ناراحتی خود رنج ببرید.

خانم سعیدی یک روان‌درمانگر بود که مراحل دشوار متارکه با همسرش را پشت سر می‌گذاشت.

او دو فرزند داشت که باید از آن‌ها مراقبت می‌کرد، زندگی شغلی‌اش بسیار شلوغ و پرمشغله بود. او تحت تأثیر این فشارها در فاصله دو قاعدگی‌اش خونریزی شدیدی پیداکرده بود. داروهایی که مصرف کرده بود این خونریزی را متوقف نکرده بودند. به او پیشنهاد عمل جراحی‌شده بود که این هم به‌هیچ‌وجه برایش قابل‌قبول نبود. وقتی کلارا با مشاور درونی‌اش در تماس شد زیر گریه زد. و بعد احساس کرد که دل مشاور درونش به حال او سوخته است.

خانم سعیدی به مشاور درونش توضیح داد که تا چه اندازه زحمت می‌کشد و در چه موقعیت دشواری قرار دارد. حالا خانم سعیدیبدن اینکه به احساس دلسوزی برای خود برسد. این صحبت و اعتراف او را در موقعیتی قرارداد که توانست برمشکلاتش غلبه کند. خونریزی او هم متوقف گردید.

سوم، کار کردن با یک مشاور می‌تواند مستقیماً نشانه‌های بیماری را برطرف سازد و بهبودی را به همراه بیاورد. بهبودی اغلب با درک عملکرد نشانه‌ها و تغییر دادن شرایط جسمانی و ذهنی حاصل می‌شود.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : ذهنیت زندگی ساز بر اساس قانون جذب

شاید دانستن این مطلب برایتان جالب باشد که وقتی می‌خواهید بدانید مشاور به شما چه می‌گوید، مجبور نیستید به توصیه‌هایش عمل کنید. آنچه را که مشاور می‌گوید باید مورد تجزیه‌ و تحلیل دقیق قرار گیرد.

باید به توصیه‌ای که به شما می‌کند به‌دقت گوش فرا دهید و آن توصیه را سبک و سنگین بکنید. به جنبه‌های مثبت و منفی توصیه او بها بدهید و خودتان تصمیم بگیرید که آیا می‌خواهید به این توصیه عمل بکنید یا نه. انتخاب و مسئولیت به هر صورت بر عهده شماست.

مسئولیت خود را به مشاور درونی‌تان واگذار نکنید، اما به توصیه‌های او بها بدهید.

ممکن است اگر مشاور درون به شما توصیه‌هایی می‌کند که خطراتى در پى دارد، مشاور را بیازمایید. فرض کنید مشاور به شما می‌گوید که براى رسیدن به احساس بهتر باید تغییر شکل بدهید.

اگر احساس می‌کنید با تغییر دادن شغل حالتان حتماً بهتر می‌شود این کار را بکنید اما ممکن است نخواهید بدون در نظر گرفتن همه جوانب تغییرى به این بزرگى در زندگی‌تان ایجاد کنید. در این شرایط به مشاور بگویید که روى توصیه او فکر می‌کنید اما برایتان تبعیت از دستور او دشوار است.

با او درباره‌ی نگرانی‌هایتان حرف بزنید. بگذارید مشاور درون شما از نگرانی‌هایتان به‌طور کامل مطلع شود.

شاید به توصیه جدیدى برسد که برایتان قابل‌قبول‌تر باشد. اگر پس از بررسى مفصل و کامل توصیه هنوز بر این باور بودید که عمل کردن به آن بسیار خطرناک است، از مشاور درون خود بخواهید به شما ثابت کند که می‌توان حالتان را بهتر کند

دانلود کتاب قانون جذب

 

, , , , ,

باور چیست؟ چطور میتونم باور قوی داشته باشم؟-قانون باور

چطور باورم رو قوی کنم؟،چطور باورهایم را عوض کنم؟

باور چیست؟ چطور میتونم باور قوی داشته باشم؟-قانون باور

هر انسانی در طی زندگیش با یک سری اصول و قواعدی بزرگ میشود و با توجه به محیطی که در آن بزرگ شده و نوع تفکر خانواده اون فرد محل تحصیل ، نوع دوستان ، محیط جامعه و شهر و روستایی که در اون زندگی میکنه موثر هست.

 

چطور میتونم باورها رو بشناسم و اونها رو تغییر بدم؟

 

باور یعنی اون اعتقادات و اون طرز فکر هایی که غالب شده بر فرد و تمام گفتار و رفتار و کردار یک فرد با توجه به اون شکل گرفته .

باور از سطح های مختلفی شکل گرفته و میزان عمق هر باوری با باورهای دیگر متفاوت هست.

معیارهایی که روی باور یک نفر تاثیر مستقیم داره از موارد زیر میتونه باشه :

  • اگرچه فردی سن بالاتر داشته باشد باور نهادینه تر میشود و تغییر در اون آسان نیست !
  • میزان برخورد فرد با رویداد هایی که براش پیش میاید
  • محیط و افرادی که فرد در درون اون قرار گرفته باعث میشه که یک باور بسیار قوی در اون شکل بگیره ، مثلا کسی که در بازار کار میکنه به عنوان حتی یک پادو و فروشنده به این باور قوی رسیده که باید پول هر روز دخل رو تبدیل به جنس کرد و دوباره جایگزین اجناس فروخته شده در مغارزه یا بانک کرد.
  • رسانه های صوتی و تصویری و همینطور شبکه های اجتماعی ، بسیار موثر هست همینطور که از موارد بسیار دقیقی برای القا یک سری باورها برای عوام مردم در موردی که بخوان میتوانند استفاده کنند
  • فردی که توسط خودآگاهی به تشکیل باور در درون خودش اقدام میکنه و با تمرین و تکرار (همونطور که در دوره بهش اشاره کردم) تمام باورهاش رو دگرگون میکنه .

اما چیزی که خیلی مهم هست اینه که ما تا باورهامون رو تشخیص ندیم و ندونیم که چه باور های مخرب و چه باورهای مثبت و خوبی در خودمون داریم نمیتوینم به کار کردن و ساخت یک بنای مهم روی خودمون بپردازیم.

 

حالا چطور باور های خودمون رو بشناسیم

تو مقاله قبلی به این اشاره کردم که چقدر مهم هست ما به رفتارها و گفتار خودمون توجه کنیم و اونها رو بشناسیم و چه قدر این مورد میتونه مهم باشه.

 

برای شناخت باورها من یک مثال واقعی از یکی از مراجعین که برای مشاوره اومده بود و با اجازه ایشون  میزنم و اون اینه که آقای مرادی (فردی بسیار با اخلاق و دوست داشتنی اهل یزد)در مورد رفتار با مدیرش همیشه مشکل داره هر بار که میخواد با اون صحبت کنه و دقیقا اون روزی که تصمیم داره راجع به اضافه حقوق یا مرخصی و ارتقائ شغلی صحبت کنه مدیر یا حالش خوب نیست و یا اینکه یک قرارداد کاری رو از دست داده و خیلی موارد دیگه !

 

اما مشکل به اینجا ختم نمیشه و آقای مرادی وقتی ادامه صحبت میده متوجه میشم که قبل اینکه به کار کارمندی روی بیارد انواع کارهای مختلف رو هم انجام داده و بدون اینکه اونها رو به پایان بروسونه در نهایت نیمه کاره رها کرده و موفق نشده !

من خیلی تعجب میکردم وقتی ایشون صحبت میکردن معلوم بود که انسانی هستن که بسیار با اراده و با انگیزه هستن اما در برخودر با این یک سری موضوعات این مشکل ها براش پیش اومده بوده!

در صورتی که مدیر محلی که آقای مرادی در اون کار میکرد اصلا به این شکل نبوده و بقیه افراد بسیار  راضی خرسند بودن از رفتار مدیر، و همینطور هیچ مشکلی نداشتند.

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قانون باور چطور میشه به قانون جذب 

 

به نظر شما ایراد کار آقای مرادی چی بوده؟

چون این مورد به صورت مثال بیان شده و من تمام زوایای شخصیتی ایشون رو ذکر نکردم فقط به بررسی یا دو باوری که در این فرد شکل گرفته میپردازم.

در مورد باور اولی وقتی بیشتر به این موضوع پرداختیم متوجه شدم که آقای مرادی از مدیرعامل خودش یک چهره خشن و همیشه عصبانی تصویر کرده و وقتی که در ذهن خودش با مدیر صحبت میکنه همیشه این تصویر جلو چشمانش هست و علاوه بر اینم خیلی ناراحت کننده هست تبدیل به واقعیت میشده همیشه براش.

من تو دوره هم ذکر کردم که قانون جذب به این نگاه نمیکنه که ما چی میخوایم ، مثبت میخوایم یا منفی ، بزرگ میخوایم یا کوچیک ! اون همون رو با همون کیفیت که در خواست کردیم برامون میفرسته ( توضیحات بیشتر در مورد قانون جذب رو در مقاله قانون جذب چیست بخوانید)

آقای مرادی با این باور ارتعاشی به کائنات ارسال کرده بود که باعث بوجود آمدن این موارد به زندگی و کارش شده بود .

بنابراین باور آقای مرادی این است که همه مدیر ها افراد عصبانی هستند و کمترین توجه رو به پرسنل خود نمیکنند.

 

در این مثال خیلی دقیق دیدیم که یک باور محدود کننده چقدر میتونه روی کیفیت زندگی و کار افراد تاثیر بگذارد و باعث تغییر در زندگی افراد میشود.

 

خب برای شناسایی دقیق این باورها و مثالهایی بیشتر منتظر مقالات بعدی من باشید.

دوستان عزیز سوالات خودتون رو در پایین همین مقاله و قسمت دیدگاهها بیان کنید تا پاسخ شما رو قرار بدم.

مطالب این سایت توسط بهنام جعفری تهیه و نوشته شده و این مقالات رو شما در جای دیگه مطالعه نخواهید کرد.

در ضمن فایل صوتی این مقاله و همینطور مقالات دیگر در کانال فوق العاده قانون باور و جذب در تلگرام وجود دارد .