, ,

قانون ارتعاش و جذب چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب(قسمت دوم)

قانون ارتعاش چیست؟

قانون ارتعاش و جذب چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب(قسمت دوم)

شخصیت های مثبت و منفی

انسان های به طور کلی از نظر شخصیتی به دو دسته مثبت (خوش بین) یا منفی (بدبین) تقسیم می شوند.

آن نوع افراد که افکار مثبت دارند، همیشه به جوانب خوب زندگی نگاه می کنند بدی را به چشم خوبی بنگرند. افکارشان همیشه مثبت است و دنیا از وجودشان بهره مند می شود. از آنجایی که ارتعاش این افراد مثبت است، سایر شخصیت های مثبت را هم به خود جذب می کنند.

از طرف دیگر، شخصیت های منفی همواره به جوانب تیره و اندوه بار زندگی نگاه می کنند. حتی خوبی در نظرشان بدی جلوه می کند. زندگی آنها بر مبنای بدبینی و منفی بافی استوار است و از این رو همواره مصیبت و بدبختی گریبانگیرشان می شود. به دلیل ارتعاش منفی ای که این اشخاص از خود ساطع می کنند، افراد تیره روز و مصیبت زده به سوی شان جذب می شوند.

طرزفکر این افرد مانند شصی است که اگر از او احوالش را جویا شوید، جواب می دهد:

امروز حالم خوب است، اما شاید فردا حالم بدباشد!

شخصیت های منفی، اطرافیان خود را افسروده و دلتنگ می کنند. چهره های آنان نماد افکار منفی درون ذهن شان است. هر روز می توان این افراد را درحال گذر از خیابان ها مشاهده کرد: صورت های مغموم و اخم آلودی که هیچ اثری از لبخند یا نشاط درآنها دیده نمی شود. به نظر می رسد که ایشان از غوطه خوردن دردوزخی که برای خود ساخته اند، لذت می برند!

قانون تضاد و قانون نسبیت گویای این است که در برابر هر مثبت، یک منفی وجود دارد. بنابراین وجود هر دوی این شخصیت ها لازم هستند تا شما بتوانید میان آنها تمایز قائل شده و شخصیتی را که دوست دارید، انتخاب کنید.

شما مختارید که هر یک از این دو شخصیت را برای خود برگزینید. از این رو اگر شخصی از شخصیت منفی خود به تنگ بیاید، با آگاهی و تلاش می تواند شخصیت مثبتی را در خود ایجادکند.

قانون ارتعاش با رایه ی آگاهی لازم به مردم، به‌آنها کمک می کند تا شخصیتی را که آرزو دارند، برای خود برگزینند.

ذهن در درون خود می تواند بهشت را به دوزخ، و دوزخ را به بهشت تبدیل کند. (جان میلتن)

 

پیشنهاد میکنم قسمت اول این مقاله را هم مطالعه کنید : قانون ارتعاش و جذب چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب(قسمت اول)

مغز… بدن

شاید باورتان نشود، اما بدن انسان یکی از کارآمدترین وسایل الکتریکی در کل هستی است. همینطور مغز انسان کارآمدترین وسیله ی الکتریکی ای است  که تاکنون آفریده شده است.

درمغز، همه ی فرکانس ها از یک سطح به سطح دیگر تبدیل می شوند. برای مثال، احساسات در مغز به فعالیت عضلانی تبدیل میشوند.صدا ،دما ، نور و فکر نیزبه نوبه ی خود به فرکانس های دیگر تبدیل می شوند و روی بدن تاثیر می گذارند.

داخل مغز ، مراکزی وجود دارند که عملکرد همه ی اعضا و بخش های بدن را کنترل و تنظیم می کنند . با تحریک صحیح این مراکز می توان عملکرد اعضای بدن را کنترل کرد.ما در سمینارهای خود این پدیده ی خارق العاده را کنترل ارتعاشی بدن می نامیم.

در نهایت، مغز یک دستگاه ارتعاشی است. پس برای شناخت عملکرد آن باید قانون ارتعاش را بشناسید.

ما از اوایل دهه ی۱۹۴۰ با دستگاه های EEG یا نوار مغزی و ECG  یا نوار قلبی آشنا شده ایم.EEG فعالیت الکتریکی مغز، و ECG تغییرات الکتریکی قلب را در زمان تپش نشان می دهد.

بنابراین ارتعاشات قطعا مقوله ی تازه ای برای ما نیستند.در واقع همه ی ما از انها اگاهی داریم. اما مشکلی که با ان مواجهیم این است که اکثریت  مردم از نقشی که ارتعاشات انها در زندگی شان ایفا می کند، اگه نیستند.

متاسفانه افراد زیادی را در ارتعاشات بد و نابسامان می بینیم که سعی دارند به زور نتایج خوبی را از ان خود کنند. اما این اشخاص به دلیل ارتعاش منفی شان، دایما حوادث ناگوار و انسان های منفی را به سمت خود جذب می کنند و تلاش انها برای کسب خوشبختی و نتایج مطلوب، هیچ ثمری ندارد.

این قبیل افراد را می توان به شخصی تشبیه کرد که از بالای یک ساختمان خود را به پایین می اندازد، اما توقع دارد به بالا صعود کند.

نتیجه کاملا قابل پیش بینی و اسف بار است!

همه چیز انرژی است،همه چیز در ارتعاش است

برای درک بهتر این که چگونه می توانید وقایع زندگی خود را تحت کنترل درآورید ، باید به فرض اولیه ای رجوع کنید که با ان شروع کردیم:یعنی همه چیز در ارتعاش است و هیچ چیز ساکن نیست. امروزه دانشمندان از این اصل حمایت می کنند و هر کشف تازه ی علمی به اعتبار ان می افزاید.

همانطور که گفته شد،شما به لطف اراده ی ازاد و سایر ویژگی های مغز شگفت انگیزتان می توانید در زندگی،ارتعاش را تحت امر خود در آورید.تنها عاملی که نمی گذارد از این نیروی عظیم به نفع خود استفاده کنیم، غفلت و بی خبری ما نسبت به قانون ارتعاش است.

, ,

قانون ارتعاش و جذب چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب(قسمت اول)

چطور با ارتعاش به جذب خواسته برسیم؟

قانون ارتعاش و جذب چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب(قسمت اول)

دکتر ورنر فون بر اون در مصاحبه ای که در فوریه ی ۱۹۷۶ با او انجام گرفت، چنین گفت: پس از سال ها تحقیق درباره ی اسرار شگفت انگیز عالم، به خداوند ایمان راسخ آورده ام. عظمت و شکوه جهان باعث شده تا به خالق آن ایمان بیاوریم.

اصلا نمی توانم تصور کنم که این دنیا بدون اراده ی الهی خلق شده باشد. قوانین طبیعی جهان به قدری دقیق هستند که می توانیم بدون اشکال  سفینه ای بسازیم که به ماه سفر کند و زمان دقیق این سفر را با دقت کسری از ثانیه بسنجیم.

کسی باید این قوانین را وضع کرده باشد . دکتر فون براون در ادامه گفن که اگر  شناخت  درستی نسبت به دانش و دین داشته باشیم ، متوجه می شویم که این دو نه تنها با یکدیگر دارند.

به واسطه ای دانش، اگاهی ها ما درباره ی خلقت بیشتر می شود ؛ در حالی که با مطالعه ی دین شناخت بیشتری نسبت به خالق حاصل می کنیم. انسان با استفاده از ابزار دانش سعی در مهار کردن نیروهای طبیعی اطراف خود را دارد، در حالی که از طریق دین در جهت کنترل نیروهای طبیعی درون تلاش می کند. او سپس اضافه کرد: بدون ایمان حتی ممکن نبود یک دستاورد بزرگ هم در تاریخ بشر روی دهد…

هر فردی که تلاش می کند کاری را به انجام برساند، باید تا اندازه ای به خود ایمان داشته باشد. در به ثمر رساندن اموری که فراتر از توان اوست هم باید به خدا ایمان داشته باشد.

سال ها پیش از ان که کسی بتواند تصور سفر انسان به ماه را در ذهن جای دهد، از دکتر فون براون سؤال شد:چطور می شود یک موشک را روی ماه نشاند؟ او به سادگی جواب داد با اراده.

بی شک فون براون مردی برجسته و هوشمند بود و درک بالایی از زندگی و قوانین کائنات داشت. در واقع بسیاری از کارشناسان خبره، او را پدر برنامه های فضایی ایالات متحده می دانند. او مانند همه ی انسان های بزرگ، شناخت عمیقی نسبت به قوانین معنوی زندگی داشت که یکی از آن قوانین ، قانون جذب است.اکنون می خواهم که توضیح این قانون بپردازم.

 

در حقیقت، درک این قانون استثنایی ، کلید درک کل این کتاب است . زیرا قانون جذب ،‌اساس موفقیت فردی شماست . اما برای این که به خوبی این قانون را درک کنید ابتدا لازم است به اختصار قانون دیگری به نام قانون ارتعاش را برایتان شرح دهم.

قانون ارتعاش به توضیح  تفاوت میان ذهن و ماده، یا جهان مادی و معنوی می پردازیم.

براساس قانون ارتعاش ، هر چیزی در لرزش یا حرکت است و هیچ چیز ساکن نیست؛ از متراکم ترین ماده تا رقیق ترین آن، همه چیز دایماً در حال اتعاش است.

از پایین ترین سطح ارتعاش تا بالاترین سطح آن ، میلیون ها میلیون سطح وجود دارد؛ از الکترون گرفته تا کل جهان هستی، همه چیز در ارتعاش است.انرژی در همه ی سطوح ارتعاش بروز می کند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قانون ارتعاش چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب

شدت ارتعاش، فرکانس نامیده می شود و هر چه این فرکانس شدیدتر باشد، نیروی آن بیشتر است. از آنجایی که فکر ، یکی از شدیدترین انواع ارتعاش است، از نیروی بالایی در سطح طبیعت برخوردار است و بنابراین همه ی ما باید آن را دریابیم.

البته بسته به این که چه منظوری از شرح نیروی ارتعاش داشته باشیم، می توانیم آن را به طرق مختلفی تشریح کنیم و از آنجایی که در این فصل تنها قصد داریم به موضوع افکار بپردازیم، از طریق آن به شرح قانون ارتعاش خواهیم پرداخت.

ارتعاش

ارتعاش یعنی:

حرکت به جلو و عقب، نوسان،لرزش،جنبش،تکان،چرخش،به لرزش واداشتن.

برای این که تصویر بهتری از مفهوم ارتعاش داشته باشید، یکی از دستهایتان را به سمت صورت تان آورده در جلوی خود ثابت نگه دارید. با وجود این که دست تان ثابت است و هیچ حرکتی در آن مشاهده نمی شود، اما الکترون هایی که آن را تشکیل می دهند با  سرعت۳۰۰۰۰۰ کیلومتر در ثانیه ، جنبش، حرکت و ارتعاش دارند.

دستی که ساکن به نظر می رسد، درحقیقت دایما در حال حرکت است . البته ، این حرکت با چشم غیر مسلح قابل رؤیت نیست، اما با یک میکروسکوپ قوی می توان به وضوح حرکت را در آن مشاهده کرد.

حالا دست تان را تکان بدهید. اگرچه دست شما تاکنون هم طبق قانون ارتعاش در حال جنبش بود، اما اکنون شما شدت ارتعاش آن را افزایش داده اید.

, ,

قانون جذب چیست؟ آموزش قانون جذب به صورت کامل

قانون جذب

قانون جذب چیست؟ آموزش قانون جذب به صورت کامل

قانون جذب نظریه ای بر این اساس است که شما هرگز نبیاد روی جنبه های منفی زندگی توقف و درنگ کنید. این قانون میگوید افکار شما روی سرنوشت تان تأثیر می گذارند. در حقیقت، قانون جذب چیز تازه ای نیست. تنها مورد جدید این است که این اواخر، در اولویت قرار داده شده است و بسیاری ازمردم امروزه آن را پیگیری می کنند.

برای فهم قانون جذب، ابتدا باید اصول این قانون گرانش، قوانین آیرودینامیک و قانون جذب قوانینی هستند که جهان محل سکونت ما را اداره می کنند. در میان این ها، قانون جذب، قانونی است که موجب گردش زندگی شما می شود. احتمال دارد شما متوجه این واقعیت نشوید. به هر حال، چه آن را بپذیرید و چه نپذیرید، این قانون نقش مهمی در زندگی هر فردی دارد.

هر چیزی مشابه خود را جذب می کند. افرادی که به سمت تان جذب می شوند، در گفتار و پندار و کردار خیلی شبیه شما هستند. این قضیه درباره شرایط و مواردی که برایتان پیش می آیند نیز صدق می کند. این قانون و نیرو موجب ارتباط افرادی با منافع و علایق مشابه به سمت ما می شود.

در اینجا ۱۰ نکته را ذکر میکنیم که هنگام تمرین قانون جذب، باید در ذهن خود داشته باشید. این ۱۰ نکته طلایی عبارت اند از:

  1. بدانید چه می خواهید.
  2. فقط روی چیزهایی که در زندگی می خواهید، تمرکز کنید.
  3. تصور کنید اکنون خواسته حقیقی تان را دارید.
  4. احساس کنید که در حال حاضر خواسته خود را دارید و آن حس عالی و شعف انگیز را تجسم کنید.
  5. هرگز نتیجه را به مورد خاصی محدود نکنید.
  6. هنگامی که فرصتی به شما رو می کند، بدون تردید از ان استفاده کنید.
  7. ایمان داشته باشید که آنچه در خواست می کنید، در راه است.
  8. طوری عمل کنید که گویی خواسته حقیقی تان را اکنون دارید.
  9. کارهایی را که موجب خوشحالی تان می شوند ، انجام دهید.
  10. بابت چیزهایی که در حال حاضر در زندگی خود دارید، سپاسگزار و قدردان باشید.

به محض دستیابی به خواسته تان، باید قدردانی خود را از این بابت نشان دهید. اگر در قبال هر چه در زندگی به دست می آورید سپاسگزار باشید، قانون جذب به راستی باعث شگفتی تان خواهد شد؛ زیرا هرچه قدردان تر باشید، چیزهای بیشتری دریافت می کنید.

این راز طبیعی قانون جذب است؛ بنابراین اگر میخواهید قانون جذب کارهای شگفت انگیزی برایتان انجام دهد، در ذهن خود برای داشته های کنونی تان شکرگزاری کنید و همیشه در زندگی خود دورنمای مثبتی داشته باشید.

چگونه از قانون جذب استفاده کنم؟

همه می خواهند موفق شوند و تمام چیزهای خوب زندگی را به دست آورند، اما فقط تمایل و تفکر راه به جایی نمی برد. شما باید هنر جذب کردن را به کار بگیرید. باید چیزهایی را که می خواهید به سمت خود جذب کنید.

قانون جذب هیچ گاه تغییر نمی کند و همواره ثابت است. عامل متغیر در این قانون هیچ فرد دیگری جز خود شما نیست؛ بنابراین باید خودتان را تغییر دهید تا قانون جذب برایتان کار کند. هر چه بیشتر خود را تغییر دهید، قانون جذب نیرومندتر می شود و چیزهایی که می خواهید به سمت تان سرازیر می شوند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قانون جذب چطور تبدیل به قانون شده‌ است !

شاید این سخن را شنیده باشید که به محض کشف قانون جذب، همه چیز فورا در زندگی شما تغییر خواهد کرد؛ ولی من به شما اطمینان می دهم که این افسانه ای بیش نیست. تنها چیزی که موجب می شود این قانون برای شما کار کند، تغییری است که در خودتان به وجود می آورید.

فقط به یاد داشته باشید که اگر بهترین ها را از زندگی می خواهید، سبک زندگی رؤیایی خود را در پیش بگیرید و هنگامی که زندگی می خواهید، سبک زندگی رؤیایی خود را پیش بگیرید و هنگامی که زندگی کردن به نحوه دلخواه خود را شروع کردید، می توانید به خود اطمینان دهید که قانون جذب برای شما شروع به کار کرده است. پس نگرش و رفتار خود را تغییر دهید. کلامتان را تغییر دهید. باورهایتان را تغییر دهید. عادت هایتان را تغییر دهید…

نگذارید این قانون به صورت یک راز بماند

شما باید درباره قانون جذب برای دیگران صحبت کنید و به آنان آموزش دهید. هرچه بیشتر برای آموزش آن تلاش کنید، توانایی شما در فهم و درک پیچیدگی های آن بالاتر می رود.

آموزش فقط برای آموختن نیست، بلکه برای یادگرفتن است. بنابراین سعی کنید تا حد ممکن به افراد بیشتری این علم را بیاموزید. هنگامی که این قانون را به ارفراد دیگر توضیح می دهید می توانید مفاهیم این قانون را بهتر درک کنید.

, ,

چقدر طول میکشه که به جذب دلخواهمون برسیم؟‌‌زمان بندی کائنات

چقدر طول میکشه که به جذب دلخواهمون برسیم؟

چقدر طول میکشه که به جذب دلخواهمون برسیم؟‌‌زمان بندی کائنات

این جواب رو فقط خود کائنات میدونه وهیچ کس نمیتونه زمان رسیدن به خواسته های یه نفر دیگه رو یا خودشو تخمین بزنه

اما یک نکته وجود داره دوستان:

یکی از مراحل قانون جذب اینه که هرقدر احساستون عالیتر باشه وباورتون قویتر زودتر به ارتعاشتون جواب داده میشه واین در اشخاص متفاوته!

برای یک نفر ممکنه چند ماه و برا یه نفر دیگه بیش از چند ماه واین به خود فرد بستگی داره.

شما کار خودتونو که داشتن احساس عالی وموندن در اون هست رو خوب انجام بدین و مدام برای دریافتش بی تابی نکنین و بقیه کار رو به جهان هستی بسپرین به زمان بندی خداوند ایمان داشته باشین.

عالم هستی کارشو خوب بلده ودر بهترین زمان شما رو سورپرایز میکنه

‌‌براى درست کردن دنیای خودت اول باید ذهنتو درست کنی!

اگه میخوای در دنیاى بیرونى آرامش داشته باشی،باید اول اون آرامشو تو ذهنت پیداش کنی.

اگه میخوای دنیا از طمع ، نفرت و حسادت رها باشه باید اول،ذهن خودتو از این کیفیت هاى منفى رها کنی.

تا وقتیکه یه سری موانع تو ذهنت باشه،همونا رو تو دنیای بیرونت جذبش میکنی.

دوستان برای بهتر شدن استفاده از قانون جذب کائنات لطفاً بیایین همه از همین الان از خودمون شروع کنیم به تغییر دنیای درونمون برای زیبا کردن دنیای بیرونمون و بدونیم اینجوری کمکى کردیم تا دنیای انسان های دیگه هم زیباتر بشه.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید: قانون جذب چیست؟ چگونه از قانون جذب استفاده کنم؟

‌‌‌تو به همانی تبدیل می شوی که فکر می کنی فکار تو فوق العاده قدرتمند است.

آنها مثل ویروسی هستند که سریع روی هر چیزی در زندگیت تاثیر می گذارند.

طرز فکر تو نه تنها روی وقایع زندگی ات تاثیر می گذارد، بلکه چگونگی تجربه ی آن وقایع و هر آنچه را جذب و نصیب خودت می کنی، تعیین می کند.

پس حالا که طرز تفکر تو مساله ی مهم است، لازم است که افکاری مناسب در سر بپرورانی اگر تو مثبت فکر کنی، می توانی فعالانه از این امکان کاینات به نفع خود استفاده کنی.

 

دوستان ‌‌اگه میخواین  آموزش قانون جذب رو ادامه بدید و رویدادهای دیگران در زندگیتون نقشی نداشته باشه خودتونو در مدار اونا قرار ندین !

یعنی : ارتعاش آرامش بفرستین وقتی اینو باخودتون میگین وخواهانش هستین جهان هستی شما رو به طرفی میکشونه که آرامش دارین و سر راه شما کسی که آرامش ذهن و روحتون رو بهم بریزه نیست.

این حرف به این معنی نیست که دیگه دوست شما از زندگیتون میره بیرون یا به شما زنگ نمیزنه.

این یعنی دوستتون به شما زنگ میزنه ولی دیگه از زندگیش شکایت نمیکنه نه اینکه در زندگیش تغییری به وجود اومده باشه حتمنا نه!

بلکه اون با کسی صحبت میکنه که ارتعاشی غیر از آرامش میفرسته وشما دیگه چیز بدی ازش نخواهید شنید اگر هم بگه خیلی کمه و تاثیری روی شما نمیذاره.

 

خوشبختی درون توست هیچ جای دیگر دنبالش نگرد آرامشت را به هیچ‌کس و  هیچ‌چیز وابسته نکن خوشبختی در وجود تو توسط خداوند به ودیعه گذاشته شده .

فقط باید پیدایش کنی ودر آرامش قراربگیری وقتی ایمان داشته باشی که خداوند همیشه پشتیبان توست وهرمشکلی که پیش بیاید برایش راه حلی وجود دارد و وقتی کسی یا چیزی  میرود جایش را به چیز وکس بهتری می دهد آنوقت در آرامش معنوی قرارمی گیری وخوشبختی تو نمایان می شود..

 

امروز روز بسیار عالی است باخودتان عهد ببندید که سال نو را با افکار واندیشه ها وباورهای تازه خواهید ساخت وبه جلو خواهید شتافت اهدافتان را واضح کنید همین امروز روی کاغذ بیاورید ومتعهد شوید که در راه درست قدم بر خواهید داشت شما باید امسال پیشرفت کنید شما باید رفتارتان را مطابق با خواسته تان پیش ببرید قرار نیست کسی باشید که دیروز بودید شما لایق پیشرفت وبهترین موهبت هاهستید شما باید مزه آرامش وآسایش را بچشید…

 

“پس امروز را نقطه شروع قرار بده

امروز روز شماست روز تحول بیرون ودرون شماست”

 

, , ,

فقط تمرکز مهم نیست ! عامل مهم در جذب خواسته ها

نقش عوامل غیر از تمرکز در قانون جذب

فقط تمرکز مهم نیست ! عامل مهم در جذب خواسته ها

ما با جمع‌آوری اطلاعات از طریق پنج حسمان، دنیا را تجربه می‌نماییم. به‌هرحال، هرکدام از ما به شکل خاصی تمرکز می‌کنیم یا درک حسی داریم. به‌عنوان‌مثال: برخی افراد تحت تأثیر چیزهایی که می‌بینند قرار می‌گیرند. یعنی سیستم بینایی آن‌ها بر وجودشان حاکم است.

در برخی دیگر از افراد، صداها، بزرگ‌ترین تجارب زندگی‌شان را موجب می‌شود، درحالی‌که برای بقیه‌ی افراد، احساسات پایه‌ی تجربیاتشان است.

این عوامل بنیادی و مهم، عناصر درک حسی خوانده می‌شوند. به‌عنوان‌مثال: می‌توانید تصویر را در ذهنتان بسازید و بعد برای تغییر احساستان نسبت به آن، بعضی از جوانب آن را تغییر دهید. می‌توانید آن تصویر را روشن و درخشان کنید و به این شکل به‌سرعت شدت احساستان را نسبت به آن تجربه تغییر دهید.

این نکته به‌عنوان تغییر عناصر درک حسی معروف است. شاید بتوان ریچارد بندلر ر بزرگ‌ترین متخصص درزمینه‌ی عناصر درک حس خواند. او یکی از پایه‌گذاران برنامه‌ی زبان‌شناسی- عصبی بود.

پایه‌ی متخصصان امروزه، کارهای بنیادی ارسطو درزمینه‌ی پنج حس می‌باشد که به‌عنوان الگوهای ادراک تقسیم‌بندی می‌شوند. شما می‌توانید با ایجاد عناصر درک حسی، شدت احساستان را نسبت به مسائل، کمتر یا بیشتر کنید. آن‌ها براحساستتان (لذت، سرخوردگی، شگفتی یا ناامیدی)‌ نسبت به همه‌چیز، تأثیر می‌گذارند. شما با درک آن‌ها، نه‌فقط قادر خواهید بود احساستان را نسبت به تجربیات زندگی تغییر دهید، بلکه می‌توانید مفاهیم آن‌ها و درنتیجه کاری که در مورد آن‌ها انجام می‌دهید را عوض کنید.

می‌توانید این عناصر درک حسی را مثل بارکد روی محصولات در نظر بگیرید که امروزه جایگزین برچسب قیمت محصولات شده‌اند. به نظر نمی‌رسد این خطوط سیاه مفهومی داشته باشند، اما وقتی دستگاه اسکنر روی آن‌ها قرار می‌گیرد، این کدها، نوع جنس، بهای آن و تأثیر آن محصول در لیست خرید را بیان می‌کنند. عناصر درک حسی هم این‌گونه عمل می‌کنند.

وقتی دستگاه اسکنر را روسی این کدها می‌کشیم، مغز را تحریک می‌کنیم و ماهیت این لوازم، احساسمان نسبت به آن‌ها و کاری که باید انجام دهیم را به مغز میگوییم. شما بارکدهای خاص خودتان رادارید و وقتی می‌پرسید که از کدام‌یک از آن‌ها استفاده کنید، فهرستی از آن‌ها به شما ارائه می‌گردد.

به‌عنوان‌مثال: اگر بخواهید روی درک حسی تصوری‌تان تمرکز کنید، لذتی که از یک خاطره‌ی خاص می‌برید، احتمالاً به‌طور مستقیم از عناصر درک حسی: اندازه، روشنی،‌وضوح، فاصله و مقدار حرکت تصویری که از آن خاطره دارید، ناشی می‌شود؛ ولی اگر آن را با عناصر درک حسی شنیداری احساس می‌کنید،‌ احساستان به بلندی، تن و ضرب‌آهنگ زیروبم صدا و دیگر ویژگی‌هایی گه به آن نسبت می‌دهید، بستگی خواهد داشت.

به‌عنوان‌مثال: برای تشویق برخی افراد، ابتدا آن‌ها باید روی یک کانال خاص تنظیم شوند. اگر کانال موردعلاقه‌شان تصویری است، پس تمرکز بر ویژگی‌های تصویری شرایط، احساس شدیدتری به آن‌ها می‌دهد. کانال‌های افراد دیگر، شنیداری یا حرکتی است. بهترین استراتژی برای برخی افراد، مثل یک قفل رمزی است.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : سه روش ساده برای جذب خواسته ها در زندگی

ابتدا قفل تصوری، بعد شنیداری و سپس حرکتی،‌ باید به ترتیب و به شکلی درست از این قفل‌ها استفاده کنید.

با درک این نکته، متوجه می‌شوید که افراد در گفتار روزمره‌شان، سیستم‌ها و احساسی را که دارند به شما می‌گویند. به نحوه‌ی تشریح تجربیاتشان گوش دهید. به‌عنوان‌مثال: در دو مجله‌ی قبل، من از واژه‌های ((تنظیم و گوش دادن)) استفاده کرده‌ام، این‌ها نمونه‌های شنیداری هستند.

چند بار شنیده‌اید که فردی بگوید: ((انجام این کار را نمی‌توانم تصور کنم؟)) آیا آن‌ها مشکل را به شما می‌گویند؟ اگر آن‌ها انجام آن کار را تصور کنند، این احساس را پیدا می‌کنند که گویی آن کار را انجام داده‌اند.

شاید کسی به شما گفته: ((شما کارهای نامتناسبی انجام می‌دهید.)) شاید درست می‌گویند! شاید تصاویر درون ذهنتان را بزرگ‌تر از واقعیت می‌کنید و بدین‌صورت، تجربه‌تان را تشدید می‌نمایید. اگر کسی بگوید ((احساس عدم هماهنگی دارم))، شما باید به او کمک کنید تا مجدداً هماهنگ شود.

بدین ترتیب، می‌تواند حالت خود را تغییر دهد. توانایی ما برای تغییر احساسمان، به توانایی‌مان برای تغییر عناصر درک حسی‌مان بستگی دارد. باید بیاموزیم تا عناصر ویژگی‌های متفاوتی که به‌وسیله‌ی آن‌ها تجربیاتمان را ارائه می‌دهیم، تحت کنترل داشته باشیم و آن‌ها را به‌گونه‌ای تغییر دهیم که نتایجمان را حمایت کنند. به‌عنوان‌مثال: تاکنون احساس کرده‌اید که نیاز داشته باشید از یک مشکل فاصله بگیری؟

می‌خواهم کار انجام دهید. به شرایطی که اخیراً شمارا دچار مشکل کرده، بیندیشید. تصویری از آن در ذهنتان به وجود آورید، سپس آن تصویر را از خود دور سازید، ماورای آن بایستید و بادید جدیدی از بالا به آن مشکل بنگرید. شدت احساسی‌تان چگونه می‌شود؟ شدت احساس بیشتر افراد افت می‌کند.

اگر تصویر تاریک‌تر یا کوچک‌تر شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ اکنون تصویر شکل را بزرگ‌تر، روشن‌تر و نزدیک‌تر کنید. در بیشتر افراد، این امر موجب تشدید احساسشان می‌شود. مشکل را عقب بزنید و ببینید که نور خورشید آن را ذوب می‌کند. ایجاد تغییری ساده در هر یک از این ویژگی‌ها، مثل تغییر مواد غذایی یک دستور آشپزی است. آن‌ها درنهایت آنچه در جسمتان تجربه می‌کنید را اصلاح می‌کنند، من در کتاب ((قدرت نامحدود)) در مورد عناصر درک حسی صحبت کرده‌ام.

چون می‌خواهم این شناخت را کاملاً به دست آورید، این مطالب را در اینجا جمع آوردی کرده‌ام. درک این نکته برای فهمیدن بقیه‌ی مباحث این مقاله، در قانون جذب بسیار مهم است. به یاد داشته باشید با تغییر عناصر درک حسی، به‌سرعت احساس شما نسبت به مسائل تغییر می‌کند. به‌عنوان‌مثال: به اتفاقی که دیروز برایتان افتاده، بیندیشید. در یک‌لحظه، آن تجربه را به تصویر بکشید.

تصویری از این خاطره بسازید و ان را پشت سرتان قرار دهید. به‌تدریج آن را عقب‌تر ببرید. تا آنکه به فاصله‌ی چندین مایل، پشت سرتان قرار گیرد و تبدیل به یک نقطه‌ی کوچک و تیره در دوردست شود. آیا احساس می‌کنید که این اتفاق دیروز رخ‌داده است یا مدت‌ها پیش؟ اگر این خاطره مهم است، آن را برگردانید. در غیر این صورت، درهمان جا می‌ماند! چه کسی باید روی این خاطره تمرکز کند؟ به این شکل شما تجربیات فوق‌العاده و باورنکردنی در زندگی‌تان خواهید داشت.

حالات معمولی بر اساس موارد زیر هستند:

*عناصر درک حسی تصویری

واقعاً روزم را روشن و پرنور می‌سازد.

دیدگاه بهتری در مورد مسائل به من می‌دهد.

اولین اولویت است.

این فرد گذشته‌ی پرماجرایی دارد.

بیایید به تصویر بزرگ، نگاهی بیندازیم.

این مشکل به من خیره شده است.

*عناصر درک حسی شنیداری

او دائماً مرا نسبت به آن مسئله ، راکد و بی‌حرکت می‌کند.

مشکل آن است که او سر من فریاد می‌زند.

بلند و واضح صدای تو را شنیدم.

این امر موجب توقف کارهامان شد.

این مرد واقعاً عجیب و غیرمعمولی است.

عالی است.

*عناصر حسی حرکتی

این مرد ریاکار است.

فشار وجود ندارد/ فشار وجود دارد.

این امر برای من اهمیت دارد.

حس می‌کنم همه‌چیز را بر پشتم حمل می‌کنم.

این کنسرت واقعاً داغ بود.

من کاملاً در این پروژه غرق‌شده‌ام.

به یکی از این موارد که خیلی وقت پیش برایتان رخ‌داده بیندیشید. آن تجربه را به یاد آورید. آن را جلو بیاورید. جلو خودتان قرار دهید. آن را رنگی و سه‌بعدی کنید. اکنون آن تجربه را به‌گونه‌ای حس کنید که انگار آنجا بوده‌اید. آیا حس می‌کنید که این اتفاق مدت‌ها پیش رخ‌داده یا همین حالا؟ می‌بینید حتی تجربه‌تان از زمان، با تغییر عناصر درک حسی تغییر می‌کند.

 

دانلود کتاب قانون جذب

, , ,

نقش مشاور درون در تصویر سازی ذهنی

مشاور درون در تصویرسازی ذهنی

نقش مشاور درون در تصویر سازی ذهنی

در این مقاله در مورد نقش یک انسان دیگری که در ناخودآگاه ما وجود دارد و گاهی اوقات مشاوره دهنده ما هست و سازنده تصویرسازی ما و درنهایت رسیدن به خواسته های ما میشود را بررسی میکنیم.

صحبت کردن با یک مشاور یا راهنمای درونی موضوع جدیدی نیست. اغلب سنت‌های فلسفی، دینی و روانی، به شکلی به موضوع راهنمای درون اشاره‌کرده‌اند.

در بسیاری از فرهنگ‌ها از آیین‌هایی استفاده می‌کنند که شامل موسیقی، آواز خواندن، روزه گرفتن، رقصیدن و قربانی کردن می‌شود. در آیین‌ها از این عوامل برای رسیدن به پندارهایی استفاده می‌شود که اشخاص را در وقت نیاز راهنمایی کند.

بومیان آمریکایی بدون اسلحه و بدون آب و غذا به جنگل و مناطق وحشی می‌رفتند تا درانجا باروح هادی و راهنما در تماس شوند.

آن‌ها این‌گونه نیرو می‌گرفتند و می‌فهمیدند که در زندگی باید از کدام جهت حرکت کنند. جادوگر قبیله هم برای درمان یکی از افراد بیمار قبیله به این شکل راهنمایی می‌گرفت.

به کودکان کاتولیک می‌گویند که فرشته‌ی مقدس راهنمایی دارد که از آن‌ها حمایت می‌کند و در وقت نیاز می‌تواند از او استفاده کند.

در بسیاری از ادیان و مذاهب دیگر هم به این موضوع اشاره‌شده است.

بچه‌ها یا زمینه‌های دینی مختلف اغلب هم‌بازی‌های خیالی که ساخته‌وپرداخته ذهنشان است، دارند. با این هم‌بازی‌های خیالی بازی می‌کنند، حرف می‌زنند و در حال بازی از آن‌ها حمایت می‌کنند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

شماره قابل‌ملاحظه‌ای از اشخاص مختلف به من گفته‌اند که با همسر و یا سایر عزیزان ازدست‌رفته‌شان صحبت می‌کنند. در جریان این صحبت از آن‌ها راهنمایی می‌گیرند و این همان کاری است که اشخاص وقتی با مشاور درون خود در تماس می‌شوند انجام می‌دهند.

تمامی این تجربه‌ها به یک باور شایع و رایج اشاره دارند: هر وقت بخواهیم و پذیرای آن باشیم راهنمایی در اختیار ما است. ملاقات با یک مشاور درونی به شکلی که توضیح دادیم، این مهم را امکان‌پذیر می‌سازد.

شم و شهود را قدرت دانستن بدون توسل به دلیل تعریف کرده‌اند که با دیدن درون، شنیدن و احساس کردن از درون رابطه دارد. این می‌تواند یکی از وظایف و عملکردهای مغز نیم‌کره‌ی راست سر باشد.

به کمک مغز سمت راست به سرنخ‌های احساسی و ارتباطی دست پیدا می‌کنیم، تحت تأثیر آنچه غریزه نامیده می‌شود راهنمایی می‌شویم.

با سکوت کردن و با توجه نمودن به اندیشه‌های درونی می‌توانیم از استعدادهای این بخش فراموش‌شده‌ی ذهن به مؤثرترین شکل ممکن استفاده کنیم.

لازم نیست باور خاصی درباره‌ی مشاور درون داشته باشید تا از آن استفاده کنید، اما بهتر است کاری که می‌کنید و شیوه‌ای که از آن استفاده می‌نمایید به شکلی برایتان معنی‌دار باشد.

اما شما هر باوری که داشته باشید – اینکه این مشاور روح است یا فرشته راهنما،‌یا یک خیال و توهم، رابط میان‌مغز سمت راست و سمت چپ و یا نمادی به نشانه درایت درون – اشکالی تولید نمی‌کند. حقیقت این است که کسی به‌درستی نمی‌داند این مشاور درون به‌واقع چیست و از چه ماهیتی برخوردار است. هرکدام از ما می‌توانیم در این خصوص برای خود تصمیم بگیریم. اما برای من همین اندازه کافی است که می‌دانم مشاور درون می‌تواند اشخاص را راهنمایی کند نا به علل بیماری خود پی ببرند.

منتظر ادامه این مقاله جذاب در مورد نقش مشاور درون در تصوی رسازی ذهنی و جذب خواسته ها باشید.

مطالب قانون باور و جذب را دانلود میکنم

, , ,

چه عادت ها و مهارتهایی که باعث رشد تاثیر قانون جذب میشوند؟

چطور از عادت های خوب برای جذب استفاده کنیم

چه عادت ها و مهارتهایی که باعث رشد تاثیر قانون جذب میشوند؟

برای رشد و پرورش تمام توانایی فردی و حرفه‌ای‌تان نخست ارزش‌های مربوط به آنها را مشخص کنید. همان‌طور که می‌دانید ارزش‌هایتان را از اعمال و نحوه عکس‌العمل‌های خود به دنیای اطرافتان تشخیص دهید. ارزش‌ها ریشه انگیزه‌ها و رفتارهای ما هستند.

بعضی از ارزش‌های شما در ارتباط با رشد فردی عبارت‌اند از: برتری، خود شکوفایی، میزان تحصیلات، مهارت، موفقیت و تسلط بر خود. برای من مهم‌ترین ارزش درزمینه ی رشد فردی شکوفا کردن تمام توانایی‌هایم است.

باور من این است که هر کس می‌تواند کارهای شگرفی در زندگی‌اش انجام دهد و اینکه در درون هر فرد غولی خوابیده و منتظر بیرون آمدن است. همچنین معتقدم هر کس می‌تواند بسیار بیشتر از گذشته‌اش پرثمر باشد فقط باید بداند چطور این کار را بکند. این ارزش بنیادی من است. ارزش بنیادی شما چیست؟

تصویر ذهنی روشنی در مورد رشد و پرورش خود داشته باشید

یک تصویر ذهنی بلندمدت برای رشد توانایی‌هایتان بسازید. پنج یا ده سال بعد را در نظر بگیرید و مجسم کنید که در تمامی زمینه‌های مهم زندگی‌تان به رشد کامل رسیده‌اند. ایده آل سازی کنید و خود را ازهرجهت برجسته ببینید و در این مورد مصالحه نکنید.

به چه پایه‌ای از مهارت و توانایی در رشته خود دست‌یافته‌اید؟ درنتیجه عملکرد عالی در کارتان به چه مرتبه‌ای از مقام و موقعیت رسیده‌اید؟ مشغول انجام چه نوع کاری هستید و در چه سطحی؟ فکر و احساستان در مورد خودتان از اینکه یکی از بهترین در حوزه خود هستید چگونه است؟ اگر هیچ‌گونه محدودیتی نداشت باشید، چه تصویر ذهنی از رشد و پرورش خود در طی ماه‌ها و سال‌های آینده دارید؟

هدف‌های رشد و پرورش خود را مشخص کنید

اکنون تصویر آینده را به هدف‌های مشخصی تبدیل کنید. یک روش شروع مؤثر این است:

ده هدف را که می‌خواهید در راستای پرورش شخصی و حرفه‌ای طی ماه‌ها و سال های آینده به آنها برسید بنویسید. جمله‌ها را به زمان حال بنویسید، درست مانند اینکه اکنون به آن شخصی که در ذهن خوددارید بدل شده‌اید. دقیقاً مشخص کنید می‌خواهید قادر به انجام چه کارهایی باشید و دوست دارید چگونه باشید. دقیقاً تشریح کند هنگامی‌که در کار وزندگی خود به سطحی عالی ارتقا یافتید چگونه به نظر می‌رسید.

سپس این ده هدف را مرور کنید و از بین آن هدفی را که اگر به آن دست‌یابید بیشترین تأثیر مثبت را بر زندگی شغلی‌تان می‌گذارد انتخاب کنید. دور این هدف دایره‌ای بکشید و سپس آن را به یک صفحه جدید کاغذ منتقل کنید.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: مراحل اقدام در قانون جذب- تبدیل دانسته ها به عمل

یک برنامه زمان‌بندی‌شده برای تحقق این هدف بنویسید. برای رسیدن به هدف مزبور و هدف‌های فرعی مربوط به آن مهلت تعیین کنید.

یک لیست ازآنچه که فکر می‌کنید باید انجام بدهید تا درزمینه ی موردنظر به برتری برسید تهیه کنید. با اولویت‌بندی موارد ثبت‌شده در لیست آن را به یک برنامه تبدیل کنید. مواردی مانند کتاب، وسایل، تجهیزات و سایر منابعی را که برای شروع کار روی خود و هدفتان به آنها نیاز دارید تهیه کنید.

کار را بلافاصله بر روی حداقل یک مورد از موارد ذکرشده در برنامه شروع کنید تا فرایند آغاز شود. تصمیم بگیرید هرروز اقدامی در این زمینه انجام دهید تا به نتیجه مطلوب برسید و تا هنگامی‌که به انسان ایده آل خود تبدیل نشده‌اید کارکردن بر روی خود را متوقف نکنید.

جیم کری، هنرپیشه معروف، به هنگام شروع کار تصویر ذهنی و هدفش در آینده این بود که برای بازی در یک فیلم مبلغ ۱۰ میلیون دلار به او پرداخت شود. او کی به همین مبلغ نوشته بود و همه‌جا آن را همراه خود داشت. مرتباً به چک نگاه می‌کرد و هرگز شکی به خود راه نمی‌داد که روزی برای بازی در یک فیلم ۱۰ میلیون دلاری به دست می‌آورد.

ولی شناخت استعدادش و اعتقاد به آن کافی نبود. او روی هنری کارکرد، هر نقشی را که به او پیشنهاد شد پذیرفت و با تمام قوا و به بهترین وجه آن نقش را بازی کرد. وی مهارت خود را در صحبت کردن، ایفای نقش و سرگرم کردن تماشاچیان گسترش داد، توانایی خود را در تنوع نقش مرتباً افزایش داد‌ و هر درسی که می‌توانستید بیاموزد و هر بخشی از بازی حرفه‌ای را که می‌توانست از اطرافیانش یاد بگیرد آموخت.

پس از سال‌ها کار دشوار بالاخره رؤیای او به حقیقت پیوست و برای بازی در نقش «جوکر» در فیلم «بتمن برای همیشه» ۱۰ میلیون دلار گرفت. قبل از سن چهل‌سالگی به‌جایی رسید که برای بازی در هر فیلم ۲۰ میلیون دلار به او پرداخت می‌شد.

این هنرپیشه هرسال در یک یا دو فیلم بازی می‌کند و اکنون یکی از موفق‌ترین ستاره‌های هالیوود بلکه دنیاست علتش هم این است که او تصویر روشن و ایده الی از آینده خود داشت و هرگز آن را ازنظر دور نکرد. از همه مهم‌تر اینکه او کارکردن روی هود و هنرش را تا جایی ادامه داد که تبدیل به هنرپیشه‌ای شد که ارزشش برای بازی در هر فیلم به ۲۰ میلیون دلار رسید.

 وقتی دقیقا بدانید چه میخواهید به آن دست خواهید یافت و هنگامی که از این دو مورد بسار مهمی که در این مقاله گفته شد استفاده کنید نتیجه شگفت انگیز آن را در زندگی خواهید دید.

دانلود کتاب قانون جذب

, , , ,

آهنگ زندگی -رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب(قسمت دوم)

چطور آهنگ زندگی خود را تنظیم کنیم؟

آهنگ زندگی
رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب(قسمت دوم)بینشی درباره ی رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب

قسمت دوم
این عجیب نیست که زندگی با وجود تصمیم های درست، کلیتی نادرست داشته باشد..
وقتی در یک غار بی نور گم شده باشی، تلاش می کنی راه خود را به سوی فضای باز و روشن بیابی، در این شرایط لازم است دقت کنی که هر گام خود را بدرستی و با دقت برداری و همه ی اصول غارنوردی را رعایت کنی، اما آیا برداشتن بی شمار گام درست و اصولی تو را به مقصد خواهد رساند؟
در اینجا چیزی بیشتر ازهر”گام درست” نیاز است و آن گام برداشتن در “مسیر درست” است.
زمانی زندگی برایت دلنشین و رضایت بخش خواهد بود که گام های درستت را در مسیر این رضایت خاطر برداشته باشی. چون رضایت خاطر داشتن از سفر، حاصل راضی بودن از نحوه ی برداشتن هر گام نیست ، بلکه حاصل راضی بودن از آب و هوا، طبیعت و زیبایی های جاده است.
چه زمانی از عملکرد خویش راضی خواهی بود؟
این درست مثل نقاشی می ماند.
نقاش زمانی از نقاشی خود رضایت خواهد داشت که از نحوه ی کشیدن هر قلم راضی باشد، نه
بلکه زمانی راضی خواهد بود که کل نقاشی به دلش بنشیند.
عملکردت باید به دلت بنشیند.
و اکنون این سوال:

چگونه ممکن است وقتی همه قسمت های تشکیل دهنده چیزی مطلوب باشد کلیت آن مطلوب نباشد؟!

موجود طبیعی

شاید باید پرسید چرا انتظار داریم اگر همه اجزای موجودیتی درست باشد و درست کار کند، آن موجودیت باید مطلوب و رضایت بخش باشد؟
این انتظار ناشی از عادتی است که از مشاهده مصنوعات اطراف خود بدست آورده ایم.

مثلا وقتی ماشین ما درست کار نمی کند، بدون معطلی به بررسی قطعات تشکیل دهنده آن می پردازیم. بدون شک یک یا چند قطعه باید وجود داشته باشد که درست کار نمی کنند……..
یا اگر یکی از قطعات ساعت، عملکرد درستی نداشته باشد هیچ شکی باقی نمی ماند که ساعت خوبی نخواهیم داشت..
اما این موضوع درباره خیلی از چیزها هم صدق نمی کند. مثل هنر و همه شاخه های آن.
اگر همه بیت های یک شعر درست و بر اساس قاعده های ادبی سروده شده باشد نمی توان نتیجه گرفت آن شعر، حتماً شعر خوبی است.
آیا سخنی که تک تک جملات آن درست است، حتماً پیامی خوب خواهد داشت؟
آیا این جمله ها درست هستند:
“جنگ های بزرگ که در آنها کشتار جمعی شکل می گیرد سبب کاهش جمعیت جهان می شود ”

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : آهنگ زندگی چیست؟ رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب

جمله درستی است.

“جمعیت روی زمین زیاد است”
این هم درست است.

” با کنترل جمعیت می توان زندگی بهتری برای بشریت فراهم آورد”
بله این هم جمله ای درست است.

و در نتیجه آیا این یک سخنرانی خوب است؟

جمعیت روی زمین زیاد است، با کنترل جمعیت می توان زندگی بهتری برای بشریت فراهم آورد،
جنگ هایی که در آنها کشتار جمعی شکل می گیرد سبب کاهش جمعیت جهان می شود.
نوه گم شده آدولف هیتلر

بعضی از موجودیت ها اگر همه اجزای آنها درست باشند، درست خواهند بود و اما در مورد برخی دیگر این کافی نیست. این دو دسته از موجودات تفاوتشان در مصنوعی یا طبیعی بودن است.
یعنی اینکه درست بودن جزء شرط کافی برای درست بودت کل است فقط در مورد موجودات مصنوعی صدق می کند. موجودات طبیعی ممکن است با وجود درستی اعضاء خود در کل، خوب نباشند.
اما اینکه چه موجودیتی مصنوعی است و چه موجودیتی طبیعی، درکی که من دارم مربوط به متفاوت بودن ماهیت شکل گیری و به وجود آمدن آن ها است.

فرق میان موجودات طبیعی وموجودات مصنوعی:

موجودات طبیعی آفرینشی خلاقانه دارند. آفرینشی که هرگز تکرار پذیر نیست یعنی دو موجود طبیعی حتی از یک نوع هم که باشند هرگز یکدیکر را تکرار نخواهند کرد و هیچ موجود طبیعی از روی دیگری ساخته نمی شود. این می تواند درخت، کوه، پرنده، شعر یا موسیقی و نقاشی خلاقه یا هر چیز خلاقه دیگری باشد.
اما موجودات مصنوعی از روی یک الگوی از پیش تعیین شده ساخته می شوند، آنها قابلیت تکرار و کپی شدن را دارند.
خلقت موجود طبیعی دارای خلاقیت است اما خلقت موجود مصنوعی الگوپذیر و فاقد خلاقیت است.
از نگاه من خود الگوی طراحی شده اولیه برای تولید محصولات مصنوعی هم می تواند موجود طبیعی است و هنر خلاقه طراحی باشد.
اما آنچه که از روی این طرح ساخته می شود حتی اگر یک مورد بیشتر هم نباشد باز هم
محصول مصنوعی و تکرار پذیر است.

دانلود کتاب قانون جذب

, , ,

آهنگ زندگی چیست؟ رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب

رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب

آهنگ زندگی چیست؟ رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب

قسمت اول

چگونه می توانم بدانم که کاری که می خواهم انجام دهم زندگی مرا خوب تر خواهد کرد یا نه؟
تلاش برای پاسخ به این سوال، مبنای بسیاری از دانستنی های امروز بشر را تشکیل داده است.
هر یک شاخه های گوناگون دانش بشری درباره انسان تلاش می کنند که مجموعه ای از قواعد را کشف کنند که براساس آنها عملکرد درست از غلط یا مفید از مضر برای زندگی انسانی قابل تشخیص باشد .
در طول زندگی بسیاری از قواعد زندگی را خود به تجربه در می یابیم، بسیاری را به ما آموخته اند و بسیاری دیگر را نیز میتوانیم از این پس بیاموزیم.

چه یک دانشجوی سخت کوش مدرسه زندگی باشیم و چه فردی بازیگوش که تنها به فکر سپری کردن زمان زندگی است، همواره درحال یادگرفتنیم، چه بخواهیم چه نخواهیم یاد میگیریم چه چیزی سازنده است و چه چیزی مخرب، چه چیزی کار می کند و چه چیزی کار نمی کند و چه می تواند موثرتر واقع شود.

همه و همه ی این ها مجموعه ای از قواعد و اصول را برای هرکس ترسیم می کند که انتظار دارد با رعایت آنها زندگی موفق تری داشته باشد.

دانش بازی شناسی زندگی نیز، یکی از همین تلاش هاست که بدنبال درک زندگی از طریق همسان پنداری آن با بازی های گروهی است و نحوه ی عملکرد و قوانین حاکم بر زندگی را قواعد این بازی بزرگ می داند .
خود من به عنوان یک دانش آموز و همچنین معلم این دانش، در طی سالیان گذشته زمان زیادی را به بررسی و تحقیق درباره قواعد زندگی اختصاص داده ام.

چه از طریق این دانش و چه از طریق هر دانش یا تجربه ای دیگر هرچه بیشتر درباره ی بازی زندگی و قواعد آن بدانیم بیشتر درباره عملکردهای درست و غلط در موقعیت های مختلف خواهیم دانست و انتظار می رود با بازی کردن بر اساس قواعد بازی، زندگی بهتری را تجربه کنیم.
اما آیا عملکرد درست به زندگی خوب منجر می شود؟ همیشه اینگونه نیست!

هیچ قطعیتی وجود ندارد که مجموعه عملکردهای درست در هر نقطه از زندگی، یک زندگی خوب را بیافرینند.
شاید عجیب بنظر برسد اما هیچ هم عجیب نیست.
خوب شاید کمی عجیب باشد اما اگر فرصت دهید می توانیم آن را ببینیم…..

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : قدرت احساس و نقش آن در قانون جذب

وقتی از زندگی و از نتیجه عملکرد خویش رضایت خاطر نداریم، به گذشته برمی گردیم و سعی می کنیم درستی و نادرستی هریک از تصمیم های خود را مورد بازبینی قرار دهیم.
البته اگر بخواهیم از گذشته درس بگیریم…….
معمولاً در بیشتر موارد، موفق می شویم که تصمیم هایی را کشف کنیم که براساس قواعد بازی گرفته نشده اند. این خوب است ما با کشف هر اشتباه چیزی درباره زندگی می آموزیم. اینکه چگونه می توان قواعد بازی را نادیده گرفت و یا حتی شاید، قاعده ی ندانسته ای بر ما آشکار شود……

گاهی با یک نگاه می توانیم دریابیم که قواعد ساده ای را زیر پا گذاشته ایم،
مثلاً در آن مورد خاص “برد – برد” تصمیم نگرفته ایم، یا
در مورد دیگر به اندازه کافی شفاف نبوده ایم،
یا اینکه بر سرکلام خود باقی نمانده بودیم،
جای دیگری بازی را شخصی کرده بودیم،
یا بجای تلاش کردن برای رسیدن به قراری مشترک، تلاش کرده بودیم که به درک مشترکی برسیم و یا . . .

در این مواقع بخودمان می گوییم اگر بجای فلان کار، کاری دیگر می کردم، الان در این موقعیت ناخوشایند نبودم. البته این تا حدودی درست است یعنی
آنقدر درست است که، می توانم بگویم اگر برخلاف قواعد بازی زندگی بازی کنی، بی تردید نتیجه قشنگی از بازی نخواهی گرفت.
و اما آنقدر درست نیست که بتوانم بگویم با فرض اینکه همه قواعد لازم را هم می دانستی،
اگر همه تصمیم ها و اقدام هایت براساس قواعد بازی و درست باشد، آنگاه نتیجه بازی برایت دلپذیر و خوشایند خواهد بود……

ممکن است مقاطعی باشد که هرچه به گذشته نگاه کنی می بینی تصمیم ها و انتخاب هایت درست بوده اند اما اکنون از نتیجه کار و وضع موجود رضایت نداری. البته اگر دچار خودستایی مزمن نباشی چنین حالتی بسیار نادر است. چون بطور معمول آنقدر اشتباه داریم که مشکلی برای گفتن جمله ی ” این بار پشت دستم را داغ می کنم تا دیگر مرتکب آن اشتباه نشوم” نداشته باشیم……..

اگر هیچ یک از تصمیم ها و عملکرد ها غلط نبوده باشند پس چطور ممکن است که نتیجه غلط شده باشد؟!!!!!!!!!!!

, ,

قانون خلا چیست؟ و نقش آن در دستیابی به خواسته ها

دستیابی به خواسته ها

قانون خلا چیست؟ و نقش آن در دستیابی به خواسته ها ، بطور کلی طبیعت از خلا و جاهای خالی بیزار است و چون ذات کائنات خوبی است لذا جاهای خالی همیشه با خوبی پر میشود و وظیفه من و تو در خلق آرزوهامون اینه که به این ساختار طبیعت ایمان و باور داشته باشیم.

هرچه خلاء بیشتر باشد، هر چه خالی بیشتر باشد جذب بیشتر است. اگر من می‌خواهم موهبت‌های الهی را جذب کنم ابتدا باید جایی خالی باز کنم. اگر می‌خواهید نیایش‌ها و دعاهایتان اجابت شود، اول باید جا باز کنید.

همه ما خواهان آرزوهای مثبت و خوب هستیم. همسر خوب، کار خوب، سلامتی، رفاه، آسایش، شادی، موفقیت. و برای جذب موارد مثبت به زندگیمون، باید خود و محیط زندگیمون رو آماده دریافت موهبت های مثبت کنیم. برای اینکار باید وجود و محیط زندگیمون را از هر گونه انرژی منفی پاک کنیم

 خلا به دو حالت است:

۱٫خلا درونی.
۲٫خلا بیرونی.

 

۱٫ خلا درونی:

احساسات منفی مثل خشم، کینه، نفرت، انزجار، انتقام، حسادت، ترس و… انرژی های منفی هستند که مانع از تجلی آرزوهایتان و جریان آزاد انرژی های مثبت توانگری، خوشبختی و سلامتی در زندگیتان می شوند.

بدون خلا درونی شما قادر به دریافت آرزوهایتان نخواهید بود. با پاکسازی و خالی کردن درونتان از احساسات منفی، انرژی های مثبت زندگی در وجودتان به جریان می افتند و راه تجلی آرمانهای الهی تان باز می شود.

۲٫ خلا بیرونی:

دومین شکل قانون خلا، خلا بیرونی است. برای دریافت هر خواسته ای باید مکانی خالی و مورد نیاز برای دریافت و نگهداری آن خواسته، داشته باشید.

در جهان هستی جذب دو طرفه است. یعنی هم تشنه دنبال آب و هم آب دنبال تشنه می گردد. زن دنبال مرد و مرد دنبال زن می گردد. گل، پروانه را جذب میکند و پروانه گل را… زمانی شما جذب آرزویی می شوید که آن آرزو نیز خواهان شما باشد.

آرزوهای شما از احساس نیاز درونی شما منشاء می گیرند. و احساس نیاز از فضای خالی آن خواسته بوجود می آید. و این نیاز باعث طلب کردن خواسته ای_ آگاهانه و ناآگاهانه _توسط شما میشود.

پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید: قانون انتظار چیست؟ 

و متقابلا، انرژی آرزوی شما به شدت علاقه دارد به سمت آن فضای خالی جذب و آن را پر نماید. حال اگر فضای آن نیاز، از قبل توسط چیزی دیگر پر شده باشد، کل این چرخه جذب، کارکرد طبیعیش را از دست می دهد.

یک لیوان رو در نظر بگیرید که از آب کهنه پر شده. آیا میتوانید آب تازه را در آن بریزید؟ نه. چرا؟ زیرا برای ریختن آب تازه در لیوان باید اول آب کهنه را خالی کنید تا فضای خالی برای آب تازه بوجود بیاید.

برای رسیدن به کفش و لباس نو باید گنجه لباسهای خود را از لباسهای قدیمی و کهنه خالی کنید.

برای رسیدن به همسر ایده آل باید از شر روابط نامشروع و بد فعلی رها شوید.

برای رسیدن به ثروت باید وسایل و اشیای کهنه و فرسوده رو دور بریزید.

برای رسیدن به شغل ایده آل باید از کار بد و اعصاب خرد کن فعلی رها شوید.

برای رسیدن به سلامتی و شادی باید انرژی های منفی مثل خشم، کینه، نفرت، انزجار رو از درونتون خالی کنید.

دانلود کتاب قانون جذب