, , ,

چه زمانی راز آشکار می‌شود و قانون جذب کار میکند؟

چطور از قانون جذب استفاده کنم؟

چه زمانی راز آشکار می‌شود و قانون جذب کار میکند؟

هر چیزی که وارد زندگی‌ات می‌شود خودت آن را به درون زندگی‌ات جذب می‌کنی و آن چیز به خاطر تصویرهای ذهنی‌ات به طرفت جذب می‌شود. این تصاویر همان افکار تو هستند. به هر چیزی که فکر می‌کنی به‌طرف جذب می‌شود.”

شاعرهایی مانند ویلیام شکسپیر، رابرت براونینگ، ویلیام بلیک این قانون را در اشعارشان سروده‌اند.

متفکران بزرگی مانند سقراط، افلاطون، رالف والدو امرسون،‌ فیثاقورث، سر فرانسیسن بیکن،‌ سر ایزاک نیوتون، یوهان ولفگانگ فون گوته، ویکتور هوگو با نوشته‌ها و تعالیمشان آن را با مردم در میان گذاشته‌اند. نام آن‌ها جاودان شده و به‌صورت افسانه، قرن‌ها باقی‌مانده است.

مذاهبی مانند هندوییسم، سنت هرمسی، بودایی، یهود، مسیحیت و اسلام و تمدن‌هایی مانند بابل و مصر باستان این قانون را از طریق نوشته‌ها و داستان‌هایشان در اختیار مردم گذاشته‌اند. در تمام دوران‌ها این قانون به شکل‌های مختلف در نوشته‌های قدیمی ثبت‌شده است. در ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح این راز را بر روی سنگ حک کرده‌اند.

 این قانون از آغاز زندگی وجود داشته است.

باب پراکتور:

“فکر می‌کنی چرا درآمدد ۱ درصد از جمعیت حدود ۹۶ درصد از تمام پولی است که همه مردم به دست می‌آوردند؟ آیا فکر می‌کنی این مسئله تصادفی است؟ نه، برنامه‌ریزی‌شده است. این افراد چیزی را می‌داند. آن‌ها این راز را می‌دانند و حالا تو هم با راز آشنا می‌شوی.”

افرادی که ثروت را به زندگی‌شان جذب کرده‌اند به‌صورت خودآگاه یا ناخودآگاه از راز استفاده کرده‌اند. آن‌ها به فراوانی و ثروت فکر می‌کنند و اجازه نمی‌دهند هیچ فکری که با فراوانی و ثروت در تضاد باشد در ذهنشان ریشه بدواند. افکار حاکم بر ذهن آن‌ها همه در ارتباط با ثروت است. آن‌ها ثروت را می‌شناسند و جز این، فکر دیگری در ذهنشان وجود ندارد. چه از این موضوع آگاه باشند یا نباشند افکار غالب ذهنشان که مربوط به ثروت است ثروت را به طرفشان جذب می‌کند.

دلیل ثروتمند شدن آن‌ها فعال شدن قانون جذب است.

هر چیزی شبیه خودش را جذب می‌کند

جان آساراف: ” ساده‌ترین شکلی که قانون جذب را برای خودم تجسم می‌کنم این است که خودم را یک آهن‌ربا تصور می‌کنم: همان‌طور که آهن‌ربا آهن را جذب می‌کند، من هم شبیه افکار خودم را به‌طرف خودم جذب می‌کنم.”

تو قوی‌ترین آهنربا در این دنیا هستی. تو یک قدرت مغناطیسی درونی داری که از هر چیز دیگری در این دنیا (دنیای جسمانی) قوی‌تر است و این نیروی بی‌انتهای مغناطیسی از افکار تو منتشر می‌شود. قانون جذب می‌گوید هر چیزی مثل خودش را جذب می‌کند. همین‌طور وقتی تو فکر می‌کنی، افکاری شبیه خودت را جذب می‌کنی.

زندگی تو در حال حاضر انعکاس افکار گذشته توست این افکار مواردی را که خیلی مهم می‌دانسته‌ای و نیز چیزهایی که آن‌ها را زیاد هم مهم به‌حساب نمی‌آوری شامل می‌شود. از زندگیت به‌راحتی می‌شود دید که افکار غالب تو در هر جنبه‌ای چه بوده‌اند، چون این همان افکاری که آن‌ها را تجربه کرده‌ای.

تابه‌حال که این‌طور بوده است! حالا که داری راز را یادم بگیری می‌توانی همه‌چیز را (به اذن خدا) عوض کنی.

افکار مانند فرکانس عمل می‌کنند وقتی روی یک فکر متمرکز هستی، تمام چیزهایی را که روی آن فرکانس قرار دارند جذب خواهی نمود.

باب پراکتور:”خودت را تجسم کن که در وفور نعمت زندگی می‌کنی، درنتیجه وفور نعمت را به‌طرف خود جذب می‌کنی. این روش همیشه و در مورد هر شخصی جواب می‌دهد. وقتی خودت را ببینی که در وفور نعمت زندگی می‌کنی، از طریق قانون جذب باقدرت و آگاهانه شکل زندگیت را تعیین می‌کنی.

به همین راحتی است. در این صورت با این سؤال بدیهی مواجه می‌شویم:” پس چرا همه مردم آن‌طور که دلشان می‌خواهند و آرزو می‌کنند، نمی‌توانند زندگی کنند؟”

جان آساراف:

“مسئله‌اینجاست که بیشتر مردم به چیزهایی فکر می‌کنند که نمی‌خواهند و تعجب می‌کنند که چرا این چیزها مدام در زندگی‌شان پیدا می‌شوند.”

تنها دلیل اینکه مردم به چیزهایی که می‌خواهند نمی‌رسند این است که بیشتر به چیزهایی فکر می‌کنند که نمی‌خواهند تا چیزهایی که می‌خواهند. به افکارت توجه کن و به جمله‌هایی که می‌گویی گوش کن، قانون جذب همیشه افکار تو را عملی می‌کند، خواه مثبت و خواه منفی. قانون جذب مسلم است و اشتباه نمی‌کند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قدرت شکرگزاری- توضیح شکرگزاری از کتاب راز

وقتی افکارت را روی چیزهایی که می‌خواهی متمرکز می‌کنی و با تمام ارادهِ روی آن‌ها تمرکز می‌کنی و در حالت تمرکز باقی می‌مانی، در این لحظه با قوی‌ترین نیروی دنیا آن‌ها را جذب می‌کنی. قانون جذب کلمه‌هایی مثل نمی‌خواهم، نه، یا هیچ یا هر کلمه منفی دیگر را به‌حساب نمی‌آورد. بنابراین وقتی این کلمات منفی را به زبان می‌آوری، قانون جذب معادل داخل دابل کوتیشن آن‌ها را می‌فهمد و انجام می‌دهد.

نمی‌خواهم چیزی روی لباسم بریزم و کثیفش کنم.

“می‌خواهم روی لباسم چیز بریزم و کثیفش کنم”

نمی‌خواهم موی سرم بد کوتاه شود.

” می‌خواهم موی سرم بد کوتاه شود”

نمی‌خواهم دیر برسم.

“می‌خواهم دیر برسم”

نمی‌خواهم رفتار اون با من بی‌ادبانه باشه.

“می‌خواهم رفتار اون و آدمای دیگه با من بی‌ادبانه باشه ”

نمی‌خواهم در رستوران جای ما رو به مشتری دیگه بده.

“می‌خواهم همیشه رستوران‌ها جای ما رو به بقیه بدن”

نمی‌خواهم آنفولانزا بگیرم.

“می‌خواهم آنفولانزا و بیماری‌های دیگه بگیرم”

با من این‌طور حرف نزن.

“دوست دارم با من همین‌طوری حرف بزنی ”

قانون جذب به تو همان چیزی را می‌دهد که به آن فکر می‌کنی. همین و بس.

باب پراکتور:” قانون جذب همیشه عمل می‌کند، چه آن را باور داشته باشی یا نداشته باشی، چه آن را بفهمی یا نمی‌فهمی.”

تنها دانستن این قانون آن را فعال نمی‌کند. قانون جذب همیشه در زندگی تو و هر کس دیگری در سرتاسر تاریخ مؤثر بوده است. وقتی از این قانون بزرگ باخبر می‌شوی، متوجه می‌شوی که به طور باورنکردنی قوی هستی و می‌توانی بافکر کردن،‌آن زندگی که می‌خواهی برای خودت بسازی.

چه این را تشخیص بدهیم یا ندهیم بیشتر اوقات مشغول فکر کردن هستیم. وقتی باکسی صحبت می‌کنی یا گوش می‌دهی، داری فکر می‌کنی. وقتی روزنامه می‌خوانی یا تلویزیون تماشا می‌کنی، داری فکر می‌کنی، وقتی خاطرات گذشته را مرور می‌کنی، داری فکر می‌کنی، وقتی به مسئله‌ای که به آینده‌ات مربوط می‌شود، می‌پردازی داری فکر می‌کنی. وقتی رانندگی می‌کنی داری فکر می‌کنی.

وقتی صبح برای رفتن سرکار آماده می‌شوی داری فکر می‌کنی. برای بسیاری از ما تنها موقعی که فکر نمی‌کنیم، زمانی است که خواب هستیم. اما نیروی جذب روی آخرین افکاری که قبل از خوابیدن داشته‌ایم عمل می‌کنند.

کاری کن که آخرین افکارت قبل از خوابیدن افکار خوبی باشند. زندگی تو در دست خودت است. بدون در نظر گرفتن اینکه الآن کجا هستی و تابه‌حال چه اتفاقاتی در زندگی‌ات اتفاق افتاده است می‌توانی آگاهانه فکرهایت را انتخاب کنی وزندگی‌ات را تغییر بدهی.

چیزی به اسم موقعیت غیرقابل تغییر وجود ندارد. تو می‌توانی تک‌تک شرایط زندگی‌ات را تغییر بدهی! چه درگذشته نسبت به افکارت آگاه بوده‌ای یا نبوده‌ای، حالا داری از آن‌ها آگاه می‌شوی. درست همین‌الان با دانستن راز از خواب عمیق بیدار و متوجه افکارت شو. حالا که راز را می‌دانی از دانش، قانون و قدرتی که به‌واسطه افکارت داری باخبر می‌شوی.

چیزی نیست که قانون جذب شامل ‌آن نشود. زندگی تو آیینهِ افکاری است کهِ دائم در ذهن داری. تمام موجودات زنده روی کره زمین از طریق قانون جذب عمل می‌کنند. تفاوت انسان با سایر موجودات در این است که او ذهنی دارد که دارای قدرت تشخیص است.

انسان می‌تواند از اراده‌اش برای انتخاب فکرهایش استفاده کند. انسان دارای قدرت تفکر با قصد قبلی و ساختن تمام زندگی به فکرش است.

 

,

قدرت تمرکز – به هر آنچه تمرکز کنیم، تبدیل به ایده‌ی واقعیت می‌شود

چطور تمرکز بیشتری داشته باشیم؟

قدرت تمرکز – به هر آنچه تمرکز کنیم، تبدیل به ایده‌ی واقعیت می‌شود

اگر بخواهید، نمی‌توانید در هرلحظه‌ای افسرده شوید؟ بدون شک، می‌توانید فقط بر مسائل وحشتناک گذشته‌تان تمرکز کنید. همه ما تجارب بدی درگذشته‌مان داریم. این‌طور نیست؟ اگر بر آن‌ها تمرکز کنید، آن‌ها را مجسم نمایید و به آن‌ها بیندیشید، خیلی زود آن را احساس خواهید کرد.

تاکنون فیلم وحشتناک دیده‌اید؟ صدها بار به تماشای آن فیلم وحشتناک ننشسته‌اید؟ البته که نه! چرا؟ چون از مرور آن فیلم احساس خوبی ندارید! پس چرا دائماً آن فیلم را در ذهنتان مرور می‌کنید؟ چرا خودتان را در کمترین نقش‌های دلخواهتان می‌بینید که در مقابل کمترین نقش‌های مقابل بازی می‌کنید؟ چرا بارها و بارها فاجعه‌های تجاری یا تصمیم‌های شغلی بد را تکرار می‌کنید؟

البته فیلم‌های درجه ((ب))، فقط محدود به تجربه‌ی گذشته‌تان نمی‌شوند. همین‌الان می‌توانید هرچیزی که در حال حاضر موجب بروز احساس بدی در شما می‌شود، تمرکز کنید؛

حتی می‌توانید به چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده است، بیندیشید و پیشاپیش حس بدی نسبت به آن پیدا کنید! هرچند ممکن است الآن به چنین چیزی بخندید، اما متأسفانه بسیاری از ما هرروز چنین کاری می‌کنیم.

آیا می‌خواستید همین الآن احساس هیجان و شادی داشته باشید؟ آیا زمانی که بسیار هیجان‌زده بودید را به یاد می‌آورید؟ می‌توانید روی آ ن تمرکز کنید؟ آیا می‌توانید آن را با همان جزئیات دقیقی که در مورد آن احساسات داشتید، به یادآورید؟ شرط می‌بندیم که می‌توانید.

آیا می‌توانید همین الآن روی مسائل هیجان‌انگیز زندگی‌تان یا آنچه حس می‌کنید در زندگی‌تان فوق‌العاده است، تمرکز کنید؟ دوباره می‌گویم، شما می‌توانید روی مسائلی که هنوز اتفاق نیفتاده‌اند، تمرکز کنید و پیشاپیش حس خوبی نسبت به آن‌ها داشته باشید این قدرت اهداف است. به خاطر در بخش دوازدهم به این مباحث خواهیم پرداخت.

به هر آنچه تمرکز کنیم، تبدیل به ایده‌ی واقعیت می‌شود

واقعیت این است که چند چیز مطلق هستند. معمولاً احساستان نسبت به مسائل و مفهوم یک تجربه‌ی خاص، بستگی به توجه و تمرکز شما دارد. ((الیزابت))، همان زنی که بی‌نظمی چند شخصیتی داشت،‌دچار رنج و عذاب بود. راه گریز او، خلق یک شخصیت جدید برای هر حادثه‌ای بود که باید به‌صورت احساسی حل‌ و فصل می‌شد.

با این کار، او می‌توانست با مشاهده‌ی مشکل از دید فرد دیگری، توجهش را تغییر دهد او می‌توانست با مشاهده‌ی مشکل از دید فرد دیگری، توجهش را تغییر دهد؛

اما او حتی پس از یکی شدن شخصیت‌هایش بازهم رنج می‌کشید. او آموخت که چگونه با تغییر آگاهانه جسم و توجهش، حالت خود زا تغییر دهد و بدین‌ وسیله کنترل زندگی‌اش را در دست گیرد.

تمرکز، واقعیت نیست، فقط یک دیدگاه است. تمرکز، فقط دیدگاهی از واقعیت مسائل است. این دیدگاه (قدرت تمرکزمان) را به‌عنوان عدسی‌های یک دوربین تصور کنید. لنزهای دوربین، فقط تصویر و زاویه‌ی آنچه بر آن تمرکز و توجه کرده‌ایم را نشان می‌دهند.

به این خاطر، تصاویر شما می‌توانند به‌آسانی واقعیت را تغییر دهند و فقط بخش کوچکی از یک تصویر بزرگ را به نمایش بگذارند.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید: هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

تصور کنید با دوربین به یک مهمانی رفته‌اید، در گوشه‌ای نشسته‌اید و به گروهی از افراد که مشغول بحث با یکدیگر هستند،‌توجه دارید. آن مهمانی چه گونه است؟ ممکن است ناخوشایند و بی‌نتیجه باشد و هیچ‌یک از آن افراد لذت نبردند.

آنچه باید به یاد داشته باشیم این است که نحوه‌ی نشان دادن و ارائه‌ی مسائل در ذهنتان، احساسمان را مشخص می‌کند. اما چه اتفاقی می‌افتاد اگر دوربینتان را روی گوشه‌ی دیگر اتاق زوم می‌کردید که افراد در اینجا می‌خندیدند، شوخی می‌کردند و لحظات خوبی داشتند؟

این تصویر، مهم‌ترین بخش مهمانی را نشان می‌داد که در آن‌همه رفتاری مسالمت‌آمیز داشتند!

به این خاطرات که در مورد زندگینامه‌های غیر معتبر، جنجال‌های زیادی وجود دارد: این زندگینامه‌ها، فقط دیدگاه یک فرد از زندگی فرد دیگری است. اغلب، افراد حسودی که به خراب کردن افراد و مسائل علاقه‌منداند، چنین دیدگاه‌هایی ارائه می‌دهند. مشکل این است، دیدگاه زندگی‌نامه فقط به زاویه‌ی دوربین نویسنده محدود است و همه ما میدانیم که دوربین‌ها واقعیت را تحریف می‌کنند و به شکل دیگری نشان می‌دهند. یک نمای نزدیک می‌تواند همه‌چیز را بزرگ‌تر از واقعیت نشان دهد.

با استفاده‌ی ماهرانه از دوربین، می‌توانید بخش‌های مهم واقعیت را کوچک کنید یا به‌صورت مبهم نشان دهید.

دانلود کتاب قانون جذب

 

 

 

, ,

نقش برنامه ریزی در قانون جذب و رسیدن به خواسته ها

تاثیر برنامه ریزی در قانون جذب

نقش برنامه ریزی در قانون جذب و رسیدن به خواسته ها

برنامه‌ریزی راهبردی در زمان و هزینه صرفه جویی می‌کنددلیل مفید بودن برنامه‌ریزی راهبردی این است که در زمان و هزینه بسیار صرفه جویی می‌کند.

با فکر کردن در مورد سؤالات و مفاهیم کلیدی، خیلی زود خود را در موقعیتی می یابید که وظایف مهم بیشتری را در جهت هدف‌های اصلی تان به انجام می رسانید و هم‌زمان نیز کمتر فعالیت‌هایی را که چندان مفید نیستند انجام می‌دهید.

شما کارهای درست بیشترو کارهای غلط کمتری انجام خواهید داد و هدف‌های مشخصی برای شرکت و افراد آن تعیین خواهید کرد. همچنین توانایی خود را برای سنجش و پی گیری نتایج بهبود می‌بخشید و به این ترتیب به تمام امور زندگی شخصی و حرفه‌ای‌تان سرعت می‌دهید.

هدف از برنامه‌ریزی راهبردی گروهی افزایش سود سهام است. منظور از سهام میزان سرمایه سهام دار و فعالیت‌های شرکت است. هدف از برنامه‌ریزی راهبردی در تجارت، تجدید نظر در سازمان‌دهی فعالیت‌های گروه یا شرکت است تا کیفیت و کمیت خروجی نسبت به ورودی بالاتر برود و سود اوری بیشتر شود.

به طور کلی هدف از برنامه‌ریزی راهبردی این است که شرکت نیروی انسانی و منابع موجود بهره برداری موثرتری بکند.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید: انتخاب هدف – هدفگذاری براساس قانون جذب

در این صورت عملکرد شرکت بهتر از قبل می‌شود و از رقبای خود جلو می‌افتد. میزان ارتقا عملکرد از طریق میزان افزایش فروش، مشارکت در بازار، سودآوری، سود سهام و نیز موقعیتی مناسب تر برای آینده شرکت قابل سنجش خواهد بود.

طراحی زندگی شخصی و شغلی‌تان

برنامه‌ریزی راهبردی فردی بسیار مشابه برنامه‌ریزی راهبردی گروهی است با این تفاوت که در برنامه‌ریزی راهبردی فردی به جای افزایش سود سهام، هدف افزایش بازده انرژی شماست. به عبارت دیگر این برنامه‌ریزی بازده زندگی‌تان را بیشتر می‌کند.

در تجارت مبنا سرمایه است، درصورتی‌که در مورد فرد، معیار صفات و ویژگی‌های انسانی است. سرمایه شخصی شما عبارت است از انرژی ذهنی، احساسی و فیزیکی که باید آن‌ها را در زندگی شغلی‌تان سرمایه‌گذاری کنید.

هدفتان باید این باشد که در هر کاری که انجام می‌دهید بالاترین بازده ممکن را از سرمایه های فردیتان به دست آورید. اینکه چگونه روی وجود خودتان سرمایه‌گذاری کرده‌اید درآمد شما را تعیین می‌کند‌‌‌‌‌. این نکته اصلی برنامه‌ریزی راهبردی فردی است.

اگر می بینید در زندگی شخصی و حرفه‌ای نتیجه دلخواهتان حاصل نمی‌شود، باید بدانید که زمان بررسی مجدد برنامه‌ریزی راهبردی فرا رسیده است. موقعی که احساس یاس و نارضایتی به شما دست می دهد، علامت این است که باید بنشینید و مواضع خود را زیر سؤال ببرید.

اگر کارتان را با تنش و عصبانیت انجام می‌دهید و متوجه شده‌اید که سخت کوشی شما پاداش مناسبی در بر ندارد، باید کنار بکشید و مجددا برنامه‌ریزی خود را بررسی کنید.

 

تمرکز خود را بیشتر کنید

در اینجا چند سؤال اضافی به‌عنوان بخشی از برنامه‌ریزی راهبردی فردی که باید مدام از خود بپرسید و به آن‌ها جواب بدهید مطرح می‌شود:

_اگر می‌توانستید با یک حرکت عصای جادویی آنچه را که در زندگی‌تان آرزو دارید به دست آورید، آرزویتان چه بود؟

_اگر می‌توانستید شیوه زندگی‌تان را تمام و کمال در اختیار داشته باشید، چگونه زندگی می‌کردید؟

_اگر می‌توانستید تقویم ایده الی برای خودتان درست کنید، چگونه هرروز، هر هفته، هرماه و هرسال را می‌گذراندید؟

_اگر همین امروز یک‌میلیون دلار پول نقد دریافت کنید، چه تغییراتی در زندگی‌تان می‌دهید؟ اولین کاری که می‌کنید چیست؟

_کدام بخش از کارتان را بهتر انجام می‌دهید و از آن بیشتر لذت می‌برید؟ بهترین عملکرد شما در چه بخشی است؟ به چه فعالیت‌هایی بیشتر علاقه دارید؟

_اگر همین امروز اطلاع پیدا کنید که فقط شش ماه از زندگی‌تان باقی‌مانده، چه می‌کنید و چگونه وقت باقی‌مانده را سپری می‌کنید؟

_ درصورتی‌که دست‌یابی شما به بزرگ‌ترین چیزی که در ذهنتان دارید کاملاً تضمین‌شده باشد، این ایده آل چه خواهد بود؟

اگر به این سؤالات صادقانه پاسخ دهید، آگاهی‌تان نسبت به خودتان که چه می‌خواهید و که هستید فوق‌العاده بیشتر می‌شود. با این کار همیشه به کارهایی برمی‌خورید که باید هر چه سریع‌تر آن‌ها را متوقف کنید. به‌علاوه متوجه خواهید شد که برخی کارها را باید بیشتر انجام بدهید و فعالیت‌های جدیدی را نیز آغاز کنید.

برنامه‌ریزی راهبردی فردی زندگی شمارا به هفت بخش تقسیم می‌کند. با این تقسیمات می‌توانید تشخیص دهید در هر بخش چه می‌خواهید و برای دست‌یابی به آنچه باید بکنید. هفت بخش زندگی شما به شرح زیر است:

حرفه و آینده کاری:

چگونه می‌توانید به موفقیت و رضایت کامل برسید و در حوزه خود بهترین بشوید؟

زندگی خانوادگی و شخصی:

چگونه می‌توانید بین موفقیت بیرونی و روابط شخصی توازن برقرار می‌کنید؟

پول و سرمایه‌گذاری:

چگونه می‌توانید فعالیت‌های مالی خود را تحت کنترل درآوردید و استقلال مالی به دست آورید؟

سلامتی و تناسب‌اندام:

چگونه می‌توانید به سطوح بالایی از انرژی، سلامت عمومی و تناسب‌اندام دست‌یابید و آن را حفظ کنید؟

پرورش و رشد فردی:

چگونه می‌توانید دانش و مهارت‌های کلیدی را تشخیص دهید و آن‌ها را کسب کنید تا بتوانید زندگی فوق‌العاده‌ای داشته باشید؟

فعالیت‌های اجتماعی و گروهی:

ساختار زندگی خود را چگونه پایه‌ریزی می‌کنید تا بتوانید برجهان تأثیری واقعی و پایدار از خود باقی می‌گذارید.

رشد معنوی و آرامش درونی:

چگونه می‌توانید زندگی درونی و تفکر خود را ساماندهی می‌کنید تا تمام توان بالقوه خو را به‌عنوان یک انسان به فعل درآورید؟

در هر بخش به خود نمره بدهید، از ۱ تا ۱۰. سپس درمی‌یابید که بیشترین تنش و ناراحتی شما به دلیل ضعف در بخش‌هایی است که پایین‌ترین نمره را گرفته‌اید. پس از تشخیص این قسمت‌ها می‌توانید اقدامات لازم برای کنترل آن‌ها را تعیین و کار را شروع کنید.

دانلود کتاب قانون جذب

,

مراحل اقدام در قانون جذب- تبدیل دانسته ها به عمل

تبدیل دانسته ها به عمل

مراحل اقدام در قانون جذب- تبدیل دانسته ها به عمل را میخوام با داستانی جالب برای شما عزیزان شروع کنم !
کالین پسری ده ساله
بعد از دیدن راز با خانواده به سفری یک هفته ای برای دیدن دیسنی لند رفتند، روز اول را در صف های طولانی سپری کردند. همان شب کالین قبل از خواب فکر کرد:
“خیلی دوست دارم فردا سوار تمام وسایل شوم و هرگز مجبور نباشم توی صف معطل شوم.

صبح روز بعد کالین و خانواده اش دم در اپکات سنتر بودند که در پارک باز شد و یکی از کارکنان به سوی آنها آمد و گفت میتوانند خانواده ممتاز اپکات برای یک روز باشند.
یعنی آنها میتوانستند بی معطلی از تمام وسایل استفاده کنند.

به محض اینکه فکر شک و تردید به ذهنت آمد، فوری رهایش کن آن را پی کار خودش بفرست و جمله ی:
من میدانم هم اکنون آن را دریافت میکنم را جایگزین آن کن و احساسش کن

تجسم همه چیز است.در واقع از پیش دیدن جذابیتهای زندگی در آینده است.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید : قانون جذب چیست؟ چگونه از قانون جذب استفاده کنم؟

مثالی در رابطه با قدرت تجسم:

این مثال مربوط به تجربه مادری در مورد خانه ای جدید است.
علاوه بر او چند نفر دیگر هم طالب آن خانه بخصوص بودند.
آن مادر اراده کرد تا با استفاده از قانون جذب خانه را مال خودش کند. او نشست و چندین و چند بار اسم خودش و نشانی همان خانه را نوشت. سپس تصور کرد که تمام مبلمانش را در خانه ی جدید گذاشته در عرض چند ساعتی که این کارها را انجام داد تلفنی به او زدند که پیشنهاد او را قبول کردند.

تکنیک مشخص کن چه میخواهی، باور کن که میتوانی آن را داشته باشی، باور کن که لیاقتش را داری و باور کن که برایت عملی میشود.
سپس هر روز چند دقیقه ای چشمانت را ببند و آنچه را از قبل میخواستی مجسم کن و احساس کن که از قبل آن را داری.
حالا از آن حالت بیرون بیا و حواست را متمرکز مواردی کن که بابتش خدا را شاکر هستی و واقعا لذت ببر، سپس از آن حال و هوای خاص در بیا.
آن را در کائنات رها کن و اعتماد کن که کائنات میداند که آن را چگونه برایت آشکار کند.

تکنیک

هر روز چشمانت را ببند و اهدافت را طوری که گویی از قبل به نتیجه رسیده اند، مجسم کن.

یکی از رازها این است که وقتی فکری الهام بخش به ذهنت رسید به آن اعتماد داشته باشی و در موردش اقدام کنی.

و این نکته رو باید یادآور بشم که هر کاری که به صورت تکرار انجام بدیم تبدیل به عادت میشود و با انجام دادن کار با انجام عادت تبدیل به باور خواهد شد، کاری که تبدیل به بارو بشود و وارد ضمیر ناخودآکاه ما وارد شود و انجام کار از خودآگاهی تبدیل به ناخودآگاهی و لیاقت خواهد شد.

 

دانلود کتاب قانون جذب

, , ,

نقش قانون جذب در تلاش برای رسیدن به زندگی بهتر

Hard-Work with law attraction
نقش قانون جذب در تلاش برای رسیدن به زندگی بهتر و دستیابی به گنج تنها منحصر به خیالپردازی صرف نشده و این رویاباوری همیشه باید همراه با همت و حمیت باشد تا آن رویا رنگ واقعیت به خودش بگیرد.

برای اینکه اصالت ایده پردازی و خیالپردازی اصولی، هرچه بیشتر برای خواننده روشن شود لازم است که به دیدگاه توماس ادیسون در این رابطه بپردازیم.

زمانی که از این مخترع بزرگ پرسیدند که منشائ خاستگاه ایده‌ها و اختراعاتش چیست؟ او درپاسخ گفت که خواستگاه ایده هافضا می‌باشد و از آنجا که این مخترع بزرگ بیش از هر قرد دیگری شایسته اظهار نظر است، بنابراین باید یقین حاصل کرد که ایده‌های بکر فضایی هستند.

جان کلام اینکه (گنج بی پایان) در درون و ذات فرد وجود داشته و فرد جهت تصاحب این گنج بی کران اولا باید به مهارت اده پردازی مسلط شود و ایده‌های بکر تراش خورده‌اش را همراه عزمی تنزل ناپذیر سازد تا بدین وسیله به سادگی به همه خواسته‌ها در زندگی برسد.

لازم به ذکر است که پزشک نامداری به نام پارسلوس (PARACELSUS) نیز عظمت و قدرت پایان ناپذیر روح و روان آدمی را مورد تایید قرار داده است و بر این باور است که هیچ کس توان محصور کردن این قدرت را ندارد. با این همه این ادیشمند برایان باور است که ایده جهت تحقق باید بر ایمان راسخ و تزلزل ناپذیر استوار باشد و این نوع ایمان نیز از خودشناسی و خو انسان نگاری فرد ناشی می‌شود، چون این نگرش انسان است که پیوسته حقوق ذاتی انسان را به وی گوشزد میکندو و در عین خال فردیت و خویت آدمی را تضمیتن می‌کند و فردیت باوری نیزبه معنی در برابر تعرضات و یورش‌های پیرامون می‌باشد.

اکنون ممکن است این پرسش توسط شما ایجاد شود که چرا ایده پردازی در قیاس با تلاش‌های فیزیکی جهت نیل به کامیابی از اهمیت بیشتری برخوردار است؟

پاسخ این است که تا زمانی که فکر خلق چیزی در ذهن فرد جان نگیرید آن چیز هرگز رنگ واقعیت گیرید وچون کار پس از شکل گیری ایده وارد فرآیند تولید وآفرینش می‌شود پس در هر حالتی اصالت و اولیت با قدرت فکر و ایده پردازی است گذسته از این تاکنون هیچ کس در دنیا با کار کردن و جان کندن صرف راه به جایی نبرده است، لذا بدین علت است مه فرد جهت رسیدن به قله سعادت در هر زمینه هرگز نباید از تفکر خلاق و ایده‌های بکر غافل شود.

پیشنهاد می‌کنم این مطالب را هم مطالعه کنید: قانون جذب  قانون جذب ثروت و ذهنیت زندگی ساز بر اساس قانون جذب .

نکتهٔ مهم دیگری که همواره  برای تلاش برای رسیدن به راز زندگی بهتر باید آویزه گوش زندگی باوران باشد این است که از دست ایده خشک و خالی نیز کاری آیید.

به عبارت ساده تر اساسا بدون مولفه اشتیاق و عطش سوزان هدف و آرزو محور اساسا ایده ای پدیدار نمی‌آید که قابل تحقق باشد، چون این اشتیاق سرکش هدف محور است که ذهن ناخودآگاه انسان را در این زراسا فعال می‌کند و چون این بخش از ذهن به کخزن اطلاعات انباشته شده در طی دوران حیات فرد دسترسی دارن روشن است که بدون اشتیاق و میل سرکش اساسا نه ایده ای خلق می‌شود و نه این ایده زنگ واقعیت به خود می‌گیرید، پس هدفتان را مبتنی بر عشق وسوزان سازید.

از طرف دیگر از آنجا که تحقق رویا در گروی اقدام و عمل است این مولفه نیز ناشی از عشقی سوزان و پشتکاری وصف ناپذیر حاصل می‌گردد.

در هر صورت فرد می‌تواند با استفاده از قدرت پویای باور بدین صورت قوای درونیش رابه حرکت و جنب وجوش واداشته و با یک کاسه کردن لاین توانایی‌های آن‌ها را متوجه هدفش کند.

متاسفانه برخی از اشخاص این مکانیسم را دشوار تلقی کرده و پیامد این نگرش نمی توانداز این قدرت بیکران در زندگی استفاده کند و این در حالی است کهلکثر بالغین این راهکار را به طور نا خودآگاه در دوران جوانی به مرحله اجرا می‌گزارند.

در این رابطه میتون از فرایند ازدواج مثال آورد که فردجهت رسیدن به این هدفش اولا بلند مدت برای این مهم برنامه ریزی کرده و ثانیا جهت بدست آوردن دل معشوقش این هدف را بر عشقی سوزان استوار می‌سازد تا بدین وسیله صداقت و پاکدلیش رابه طرف مقابلش ثابت کند وتنها در این شرایط است که فرد می‌تواند به محبوبش برسد.

هدف جویی نیز شباهت آشکاری به فرآیند ازدواج دارد،بنابراین هرگونه عذر و بهانه در این رابطه بهانه ای بیش نیست.

اکنون پرسشی که برای شما شاید پیش بیاید این است که ایا به صرف باور قلبی و عشقی سرکش می‌توان به ثروت رسید؟

پاسخ منفی است چون هدف جویی لازمه‌های خاص خودش را دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به مشخص بودن هدف طراحی حرکت، زمان رسیدن به هدف و غیره اشاره کرد.

برای مثال اگر فردی خواهان ثروتمند شدن به این صورت است اندازه ثروت مورد نظرش چقدر است؟

چون با ذهنیت کلی به سادگی نمی‌تواند به هدف نایل شد.

از انجا که مردم هدف گذاری مبهم انجام می‌دهند و چون بسیاری از مردم در اهداف خود کلی نگر هستند بدین علت بیش از ۹۰% مردم به اهداف خود نمی‌رسند و این در حالی است که هدف دقیق بر ریزبینی استوار بوده و در ریزبینی نیز فرد باید به طور کانل به پرسش‌ها پاسخ دهد.

خلاصه کلام اینکه آدم شاخص و کامیاب باآدم معمولی از زمین تا آسمان تفاوت داشته و از آنجا که آدم معمولی خواهان حفظ وضع موجود است بدین علت این فرد با نوآوری،خوباوری و حود اتکایی و ایده آفرینی بیگانه است و این در حالی است که دستاوردهای بزرگ در گروی ویژگی‌هایی از نوع فوق است.

, , , , ,

باور چیست؟ چطور میتونم باور قوی داشته باشم؟-قانون باور

چطور باورم رو قوی کنم؟،چطور باورهایم را عوض کنم؟

باور چیست؟ چطور میتونم باور قوی داشته باشم؟-قانون باور

هر انسانی در طی زندگیش با یک سری اصول و قواعدی بزرگ میشود و با توجه به محیطی که در آن بزرگ شده و نوع تفکر خانواده اون فرد محل تحصیل ، نوع دوستان ، محیط جامعه و شهر و روستایی که در اون زندگی میکنه موثر هست.

 

چطور میتونم باورها رو بشناسم و اونها رو تغییر بدم؟

 

باور یعنی اون اعتقادات و اون طرز فکر هایی که غالب شده بر فرد و تمام گفتار و رفتار و کردار یک فرد با توجه به اون شکل گرفته .

باور از سطح های مختلفی شکل گرفته و میزان عمق هر باوری با باورهای دیگر متفاوت هست.

معیارهایی که روی باور یک نفر تاثیر مستقیم داره از موارد زیر میتونه باشه :

  • اگرچه فردی سن بالاتر داشته باشد باور نهادینه تر میشود و تغییر در اون آسان نیست !
  • میزان برخورد فرد با رویداد هایی که براش پیش میاید
  • محیط و افرادی که فرد در درون اون قرار گرفته باعث میشه که یک باور بسیار قوی در اون شکل بگیره ، مثلا کسی که در بازار کار میکنه به عنوان حتی یک پادو و فروشنده به این باور قوی رسیده که باید پول هر روز دخل رو تبدیل به جنس کرد و دوباره جایگزین اجناس فروخته شده در مغارزه یا بانک کرد.
  • رسانه های صوتی و تصویری و همینطور شبکه های اجتماعی ، بسیار موثر هست همینطور که از موارد بسیار دقیقی برای القا یک سری باورها برای عوام مردم در موردی که بخوان میتوانند استفاده کنند
  • فردی که توسط خودآگاهی به تشکیل باور در درون خودش اقدام میکنه و با تمرین و تکرار (همونطور که در دوره بهش اشاره کردم) تمام باورهاش رو دگرگون میکنه .

اما چیزی که خیلی مهم هست اینه که ما تا باورهامون رو تشخیص ندیم و ندونیم که چه باور های مخرب و چه باورهای مثبت و خوبی در خودمون داریم نمیتوینم به کار کردن و ساخت یک بنای مهم روی خودمون بپردازیم.

 

حالا چطور باور های خودمون رو بشناسیم

تو مقاله قبلی به این اشاره کردم که چقدر مهم هست ما به رفتارها و گفتار خودمون توجه کنیم و اونها رو بشناسیم و چه قدر این مورد میتونه مهم باشه.

 

برای شناخت باورها من یک مثال واقعی از یکی از مراجعین که برای مشاوره اومده بود و با اجازه ایشون  میزنم و اون اینه که آقای مرادی (فردی بسیار با اخلاق و دوست داشتنی اهل یزد)در مورد رفتار با مدیرش همیشه مشکل داره هر بار که میخواد با اون صحبت کنه و دقیقا اون روزی که تصمیم داره راجع به اضافه حقوق یا مرخصی و ارتقائ شغلی صحبت کنه مدیر یا حالش خوب نیست و یا اینکه یک قرارداد کاری رو از دست داده و خیلی موارد دیگه !

 

اما مشکل به اینجا ختم نمیشه و آقای مرادی وقتی ادامه صحبت میده متوجه میشم که قبل اینکه به کار کارمندی روی بیارد انواع کارهای مختلف رو هم انجام داده و بدون اینکه اونها رو به پایان بروسونه در نهایت نیمه کاره رها کرده و موفق نشده !

من خیلی تعجب میکردم وقتی ایشون صحبت میکردن معلوم بود که انسانی هستن که بسیار با اراده و با انگیزه هستن اما در برخودر با این یک سری موضوعات این مشکل ها براش پیش اومده بوده!

در صورتی که مدیر محلی که آقای مرادی در اون کار میکرد اصلا به این شکل نبوده و بقیه افراد بسیار  راضی خرسند بودن از رفتار مدیر، و همینطور هیچ مشکلی نداشتند.

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قانون باور چطور میشه به قانون جذب 

 

به نظر شما ایراد کار آقای مرادی چی بوده؟

چون این مورد به صورت مثال بیان شده و من تمام زوایای شخصیتی ایشون رو ذکر نکردم فقط به بررسی یا دو باوری که در این فرد شکل گرفته میپردازم.

در مورد باور اولی وقتی بیشتر به این موضوع پرداختیم متوجه شدم که آقای مرادی از مدیرعامل خودش یک چهره خشن و همیشه عصبانی تصویر کرده و وقتی که در ذهن خودش با مدیر صحبت میکنه همیشه این تصویر جلو چشمانش هست و علاوه بر اینم خیلی ناراحت کننده هست تبدیل به واقعیت میشده همیشه براش.

من تو دوره هم ذکر کردم که قانون جذب به این نگاه نمیکنه که ما چی میخوایم ، مثبت میخوایم یا منفی ، بزرگ میخوایم یا کوچیک ! اون همون رو با همون کیفیت که در خواست کردیم برامون میفرسته ( توضیحات بیشتر در مورد قانون جذب رو در مقاله قانون جذب چیست بخوانید)

آقای مرادی با این باور ارتعاشی به کائنات ارسال کرده بود که باعث بوجود آمدن این موارد به زندگی و کارش شده بود .

بنابراین باور آقای مرادی این است که همه مدیر ها افراد عصبانی هستند و کمترین توجه رو به پرسنل خود نمیکنند.

 

در این مثال خیلی دقیق دیدیم که یک باور محدود کننده چقدر میتونه روی کیفیت زندگی و کار افراد تاثیر بگذارد و باعث تغییر در زندگی افراد میشود.

 

خب برای شناسایی دقیق این باورها و مثالهایی بیشتر منتظر مقالات بعدی من باشید.

دوستان عزیز سوالات خودتون رو در پایین همین مقاله و قسمت دیدگاهها بیان کنید تا پاسخ شما رو قرار بدم.

مطالب این سایت توسط بهنام جعفری تهیه و نوشته شده و این مقالات رو شما در جای دیگه مطالعه نخواهید کرد.

در ضمن فایل صوتی این مقاله و همینطور مقالات دیگر در کانال فوق العاده قانون باور و جذب در تلگرام وجود دارد .