قانون جذب

به قسمت مقالات تخصصی قانون جذب سایت قانون باور و جذب خوش آمدید.

من معتقد هستم  قانون جذب مهمترین قانون کائنات هست که اگر کسی این قانون را درست و از منابع معتبر یاد گرفته باشه اولا سپاسگذار و شکر گذار یادگیری علم قانون جذب هست  و دوما حسرت میخوره که ای کاش زودتر با این موضوع به صورت درست و علمی آشنا میشد.

زندگی همه چیز را به ما عرضه می‌کند تا بتوانیم آنچه دوست داریم را برگزینیم. قانون جذب و باور هم همیشه روی زندگی ما تأثیر می‌ گذارد که با آن می توانیم هر  آنچه را که مورد تمرکزمان واقع شود، جذب کنیم و بدست بیاریم .

بعد از قانون جاذبه یکی از بزرگترین و حساس ترین قوانین جهان است که هر روز همه ما انسانها خواسته و یا نا خواسته با آن سرو کار دارند و از خاصیت ها و انرژی آن استفاده میکنند.

با مطالعه مقالات این بخش یادمیگیرید همه چیز در این دنیا حاصل انرژی هست . ما می تونیم با داشتن افکار مثبت و سازنده و البته جذاب که از راه تکرار و تمرین حاصل می شود همه جا این انرژی را پخش وساطع  کنیم. پس بیایید به یکدیگر انرژی مثبت بدهیم و انرژی بگیریم .

سعی کردیم مقالات مفید، کاربردی و به روز را در این قسمت از سایت قانون باور و جذب به صورت رایگان در اختیار شما قرار دهیم. در بخش مقالات، عناوینی بسیار پرطرفدار همچون قانون جذب چیست، قانون جذب عشق و قانون جذب ثروت وجود داره که روزانه هزاران بازدید از نقاط مختلف جهان دارد. تمام تلاش تیم توانمند قانونه باور و جذب جمع آوری کامل ترین بانک مقالات برای شما دوستداران علوم ذهنی  و قوانین کیهانی و جذب است.

در قانون جذب عشق می آموزیم از این موهبت زندگی که همه جور آدمی در دور و بر خود می یابیم می توانیم بهره ببریم و در میان این آدم ها آنچه دوست داریم برگزینیم و از آنچه دوست نداریم روی برگردانیم.

از موهبت زندگی این است که همه جور آدمی را دور و برتان قرار داده، بنابراین می‌توانید در آن آدم‌ها آنچه دوست دارید را انتخاب کنید و از آنچه دوست ندارید روی برگردانید. قرار نیست برای خصوصیاتی که در شخصی نمی‌پسندید، در خودتان عشق ایجاد کنید، بلکه کافی است بدون نشان دادن احساس خاصی از آن روی برگردانید.

قانون جذب ثروت نیز بر این اساس است که اگر احساس خوب نسبت به پول داشته باشیم آن را جذب می کنیم و با نگرانی آن را از خود دور می کنیم و رسیدن به آن ثروت را از بین می بریم.

من قدم به قدم و آگاهانه امروزم را خلق کردم و ایمان‌ دارم اگر شما دقیقا همان کارها را انجام دهید به موفقیت‌های بزرگی در زندگی خود خواهد رسید. من با افتخار همه شما را به ساخت زندگی آگاهانه دعوت می‌کنم.

آرزوی محمد پور بزرگ و بهنام جعفری درخشش ایران و ایرانیان است و سایت قانون باور و جذب وسیله ما برای رسیدن به این هدف …

, ,

نقش تصویرسازی ذهنی و تجسم خلاق در قانون جذب – تکنیک تجسم خلاق

چطور تصویرسازی کنم؟

نقش تصویرسازی ذهنی و تجسم خلاق در قانون جذب – تکنیک تجسم خلاق

به چیزهایی فکر کنید که دوست دارید در زندگی‌تان داشته باشید شغل جدی، شروع کردن یک کسب‌وکار تازه، یک رابطه خوب، احساس آرامش، بهبود مهارت‌های ذهنی یا کسب یک مهارت ورزشی؟

کلید استفاده موفقت آمیز از تجسم خلاقان است که ذهنتان را ساکت کنید تا امواج مغزی‌تان به سطح آلفا برسند. اغلب اوقات قبل از اینکه به خواب فروبروید، در حال مدیتیشن یا شاید زمان که در کنار رودخانه‌ای نشسته‌اید این حالت را تجربه می‌کنید. شاید فکر کنید وقتی از تجسم خلاق استفاده می‌کنید باید شروع کنید به خیال‌بافی و به همه‌چیزهای خوبی که دوست دارید، فکر کنید اما هدف اصلی از تجسم خلاق این است که اجازه بدهید همه افکار مخفی‌تان نمایان شوند. در این حالت به‌احتمال‌زیاد به چیزهایی فکر می‌کنید که برایتان خوب هستند و واقعاً موجب خوشحالی‌تان می‌شوند.

مثلاً اگر در محل کار باکسی دعوایتان شده است به‌جای احساسات همیشگی بدخواهی و تنفر نسبت به فرد موردنظر، خودتان را در حالی تجسم کنید که با آرامش کامل با او گفتگو می‌کنید. هر حرف بدی را که تابه‌حال میانتان ردوبدل شده است به فراموشی بسپارد و در ذهنتان برای آن فرد طلب خیروبرکت کنید. به‌این‌ترتیب احتمالاً دفعه بعدی که با آن فرد ملاقات می‌کنید سد ذهنی که قبلاً میان شما دو نفر وجود داشت از بین می‌رود و تعجب می‌کنید که به چه سرعتی تغییرات مثبت ایجاد می‌شوند.

گاوین تذکر می‌دهد که هدف از تجسم خلاق این نیست که دیگران را با ذهنتان کنترل کنید. و اصلاً این قانون برای مقاصد منفی یا سود جویانه کار نمی‌کند. بلکه این قانون برای از بین بردن موانع درونی‌مان است تا به هماهنگی طبیعی برسیم.

علم تجسم خلاق

تجسم خلاق چطور کار می‌کند؟

دنیا از انرژی تشکیل‌شده است. اگر هر ماده‌ای را به بخش‌های کوچک و کوچک‌تر تقسیم کنید خواهید دید که همه از انرژی تشکیل‌شده‌اند و وقتی این انرژی‌ها را به شکل خاصی در کنار هم قرار می‌دهیم دچار این توهم می‌شویم که مواد، ثابت هستند.

هر ماده‌ای از میزان خاصی از ارتعاش برخوردار است. یک‌تخته سنگ، یک گل و یک انسان هرکدام انرژی‌هایی هستند که ارتعاش مخصوص به خودشان رادارند. انرژی هر چیزی چیزهایی را که به همان اندازه ارتعاش داشته باشند به خودش جذب می‌کند. مثلاً یک فکر نوعی انرژی متحرک است که به دنبال نمونه فیزیکی‌اش می‌گردد.

وقتی ما اتفاقات و حالت‌های مثبت را خلاقانه تجسم می‌کنیم یا دو موردشان از عبارات تأکیدی مثبت استفاده می‌کنیم انرژی فکری خاصی را به هستی ارسال می‌کنیم. و هستی به شکل اتفاقی که در راستای انرژی فکری‌مان قرار دارند به افکار ما پاسخ می‌دهد. تجسم خلاق درواقع کاشتن ذر زندگی موردعلاقه است.

نکته‌های دیگری هم در این کتاب ذکرشده‌اند که بعضی از آن‌ها را در اینجا آورده‌ام.

پیشنهاد میکنم این مقاله راه هم از دست ندهید : هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

عبارت تأکیدی مثبت: لازم نیست حتماً تصویرهایی را در ذهنتان ببینید تا بتوانید از تجسم خلاق استفاده کنید. بعضی از مردم نمی‌توانند این کار را کنند و در عوض به چیزهایی که دوست دارند فقط فکر می‌کنند یا یک عبارت تأکیدی مثبت را در مورد چیزی که می‌خواهند به کار می‌برند (مثلاً: من لایق بهترین‌ها هستم و بهترین‌ها به‌سوی من می‌آیند). گاوین می‌گوید عبارات تأکیدی به چیزی که تجسم می‌کنید استحکام می‌بخشد. این عبارت‌ها باید به زمان حال بوده و فعل داشته باشند. و اگر از خدا، شعور بی‌نهایت کیهانی یا هستی هم کمک بخواهید انرژی فکر تان بیشتر خواهد شد.

پذیرفتن لیاقت خودتان: شاید احساس کنید که لیاقت برآورده شدن همه آرزوهایتان را ندارید. قبل از اینک چیزی را تجسم کنید باید آن را بپذیرید. و اول‌ازهمه خودتان را دوست داشته باشید.

باور: لازم نیست باورهای معنوی یا متافیزیکی داشته باشید تا تجسم خلاق مفید واقع شود. همه قدرتی که برای موفقیت در این کار لازم دارید در وجود خودتان هست.

سلامت و ثروت: شما می‌توانید از طریق تجسم سلامتی،‌ بیماری‌ها خودتان و دیگران را شفا بدهید و با تجسم کردن چیزهایی که مرتباً در این دنیا در حال خلق و تجدید شدن هستند می‌توانید از فراوانی نعمت در این دنیا آگاه شوید.

 

, ,

تأثیر افکار مثبت در زندگی – ما حاصل افکارمان هستیم

تأثیر افکار در زندگی

تأثیر افکار مثبت در زندگی – ما حاصل افکارمان هستیم

در این مقاله به توضیح اینکه ما حاصل افکار خودمان هستیم می پردازیم.
کتاب جیمز آلن بر یک حقیقت انکارناپذیر استوارشده است: افکار خوب، یک انسان خوب را شکل می‌دهند و افکار منفی، یک انسان تیره‌بخت را می‌سازد.
آلن معتقد است انسانی که گرفتار افکار منفی باش فکر می‌کند دنیا محیطی پر از ترس و اضطراب است. اما در مقابل برای کسی که بتواند افکار منفی و مضر را کنترل کند دنیا مهربان می‌شود و همیشه هستی آماده کمک به او برای رسیدن به اهداف و خواسته‌هایش هستند.

انسان فقط آرزوهایش را جذب نمی‌کند بلکه آنچه باعث ترس می‌شود نیز به سمت او می‌آید. توضیح جیمز آلن در این مورد بسیار ساده است: افکاری که توجه انسان را جلب می‌کنند، چه مثبت و چه منفی، به ذهن ناخودآگاه می‌روند تا وارد دنیای واقعی شوند. همان‌طور که امرسون می‌گوید: انسان همان چیزی می‌شود که در طول روز به آن فکرمیکنند.

خودمان شرایطمان را می‌سازیم
بخشی از شهرت کتاب آلن به خاطر این است که درجایی از کتابش می‌گوید: شرایط انسان او را نمی‌سازند، بلکه شرایط باعث می‌شوند توانایی‌های انسان آشکار می‌شوند.
این‌یک اظهارنظر ناراحت‌کننده به نظر می‌رسد، توجیهی برای نادیده گرفتن کسانی که فقیر هستند. شاید هم توجیهی برای سوءاستفاده و تائید کسانی که در شرایط ایدئال زندگی هستند در مقابل کسانی که موفقیتی کسب نمی‌کنند.

البته این اظهارنظرها در برابر گفته معروف آلن، سطحی و بدون تفکر هستند زیرا واقعاً هر پیشامدی که برای ما رخ دهد، حتی اتفاقات بد و ناگوار، فرصتی برای رشد و اعتلای ما هستند. اگر حوادث زندگی فقط موفقیت و شانس را برای انسان‌ها رقم می‌زند انسان هیچ‌وقت رشد نمی‌کرد. درواقع به نظر می‌رسد پیشامدهای زندگی برای این هستند که بهترین توانایی‌های ما را به ظهور برسانند. اگر ما به این نتیجه برسیم که در حقمان ظلم شده غیرممکن است بتوانیم آگاهانه برای رهایی از یک وضعیت نامساعد تلاش کنیم.

به‌هرحال همان‌طور که هر زندگینامه نویسی می‌داند ،سال‌های ابتدایی زندگی انسان و شرایطی که او در این سال‌ها دارد، صرف‌نظر از خوب یا بد این شرایط، اغلب بهترین موهبتی هستند که به یک فرد داده می‌شوند.
جنبه تفکر برانگیز کتاب جیمز آلن این است که می‌گوید خودمان مسئول شرایط زندگی‌مان هستیم و نمی‌توانیم دیگران را سرزنش کنیم. مهم‌ترین نکته این است که همه‌چیز در زندگی به خودمان بستگی دارد. درحالی‌که قبلاً فقط به محدودیت‌ها و ترس‌هایمان فکر می‌کردم، حالا به توانایی‌هایمان پی می‌بریم.

پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید:موفقیت چیست؟ نقش تفکر در موفقیت فردی

با تغییر ذهنتان، دنیایتان را تغییر دهید
البته جیمز آلن انکار نمی‌کند که ممکن است فقر و تنگدستی برای هر انسانی اتفاق بیفتد اما معتقد است واکنش‌های پرخاش جویانه و غیرمنطقی مثل متهم کردن دیگران فقط باعث افزایش مشکلات موجود می‌شوند. آنچه توانایی انسان را نشان می‌دهد این است که وقتی در شرایط سخت قرار می‌گیرد، چطور انگیزه‌ای برای پیشرفت پیدا می‌کند. به‌طور خلاصه ، یک انسان یا جامعه زمانی موفق شناخته می‌شود که بتواند برخورد درستی با شکست‌هایش داشته باشد و دوباره در مسیر پیشرفت و موفقیت قرار بگیرد.

جیمز آلن معتقد است (انسان همیشه بی‌صبرانه می‌خواهد شرایط زندگی‌اش را بهتر کند اما اصلاً به فکر این نیست که خودش را اصلاح کند. به همین دلیل همیشه در یک نقطه می‌ماند)

اگر همچنان در مسیر در اشتباه گام برداریم، خوش‌شانسی و موفقیت برایمان پیش نمی‌آید. انسان همیشه خودش به شکل ناخودآگاه، بخت و موفقیت خودش را رقم می‌زند.

آرامش لازمه موفقیت

تأثیر بودائیسم در افکار جیمز آلن علی‌الخصوص درجایی که به تفکر درست اشاره می‌کند یا می‌گوید که بهترین راه برای کسب موفقیت، داشتن ذهنی آرام است کاملاً مشخص می‌شود. انسان آرام و هدفمند در زندگی طوری رفتار می‌کند که گویی این ویژگی‌های او ذاتی هستند. اما درواقع این حالت‌ها نتیجه خویشتن‌داری یک انسان هستند.
این افراد اطلاعات پیشرفته‌ای درباره کارکرد فکر دارند که ناشی از سال‌ها تفکرشان درباره فکر است. به نظر آلن این انسان‌ها جذاب‌اند چون با تندباد حوادث متلاطم نمی‌شوند و به همین دلیل به آن‌ها توجه زیادی می‌شود چون خودشان سرنوشتشان را می‌سازند. افراد باری به هر جهت هم برای موفقیت می‌جنگند اما موفقیت از انسان‌های ناپایدار درو می‌شود.

, , ,

قانون جذب و سه نظریه درباره پدیده فراحسی

پدیده فراحسی

قانون جذب و سه نظریه درباره پدیده فراحسی

فرا روانشناسان با دو مسئله اساسی روبه‌رو هستند: اول این‌که ثابت کنند نیروهای ذهنی وجود دارند و دوم درصورتی‌که وجود دارند، توضیح دهند که آن‌ها چطور عمل می‌کنند.
اغلب محققان فراوانی انرژی و وقت خود را به‌طور کامل صرف مشکل اول کرده‌اند، اما به علت به دست نیامدن یک نظریه به منطق در ارتباط با پدیده‌ی فراحسی در کل مسئله شک و تردید به وجود آمده است.

منتقدان به این نکته اشاره می‌کنند که از دیدگاه علمی قدرت‌های ذهنی آن‌قدر بعید به نظر می‌رسند که سایر اطلاعات به‌دست‌آمده در خصوص مثبت بودن نتایج آزمایشگاهی بتا باید ازنظر صحت و عدم تقلب در آن‌ها موردبررسی قرار گیرند.
اما درواقع این‌طور به نظر می‌رسد که، تله‌پاتی، نهان بینی و حس پیش‌بینی وقوع وقایع در این با قوانین اولیه فیزیکی که بر زندگی ما حاکم هستند،‌ تناقض دارند. چگونه ممکن است که اطلاعات از شخص به شخص دیگر انتقال یابد؟ و یا وقوع حادثه‌ای بدون تماس با کانال‌های حسی به فرد الهام شود؟

چون ازنظر معیارهای علم فیزیک هیچ نوع علائم و یا نشانه‌ای نمی‌تواند سریع‌تر از نور حرکت کند و چنانچه چنین عاملی وجود داشته باشد، طی این روند نیروی خود را از دست خواهد داد. پس چگونه فرا روانشناسان قادر خواهند بود به‌طور منطقی استدلال کنند در ادراک وقوع حوادث در آینده، اطلاعات مربوط به یک حادثه قبل از اینکه آن حادثه رخ دهد، به شخص می‌رسد؟

آن‌ها چطور می‌توانند چگونگی حالتی را توضیح دهند که در آن پیام به‌صورت تله‌پاتی به هدف موردنظر می‌رسد و باوجود مسافت‌های طولانی کم‌وکاستی در آن حاصل نمی‌شود؟
برخی از محققان پدیده‌های ذهنی با عنوان کردن تئوری‌هایی به این قبیل نظریه‌ها پاسخ می‌دهند یا دست‌کم با تغییر و توضیح آن نظریه‌ها، این‌گونه پرسش‌ها را تفسیر می‌کنند. آن‌ها این طرز استدلال می‌کنند که عملیات ذهنی با افکار علمی مدرن سازگاری ندارند به عقیده این محققان برخی از توصیف‌های فیزیکی جهان نیز ممکن است مثل مدل‌های رفتاری در پدیده‌های ذهنی عمل کنند و یا شباهت‌هایی با آن داشته باشند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : قانون ارتعاش چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب

در میان این مدل‌ها می‌توان از الکترومغناطیس هندسه چندبعدی و مکانیک کوانتومی نام برد.
امواج نامرئی
کش الکترومغناطیس در قرن نوزدهم نشانگر این بود که چگونه علائم به‌صورت امواج از یک منبع فرستنده به‌طرف منبع دریافت‌کننده حرکت می‌کند و این کشف یکی از مدل‌های اولیه برای توضیح پدیده فراحسی بود.
فیزیکدانان کشف کردند که نور، یعنی انرژی گرمایی و سایر پدیده‌های مشابه، در یک طیف الکترومغناطیسی طوری قرار می‌گیرند که در یکسر آن امواجی با فرکانس بی‌نهایت کوتاه بلندمدت مانند اشعه ایکس و در انتهای دیگران امواج بی‌نهایت بلند کوتاه‌مدت مانند امواج رادیویی راه دور تولید می‌شود.
به‌غیراز یکی دو مورد استثنای نظیر نور و گرما احساس کردن دیگر پرتوهای الکترومغناطیس از قدرت انسان خارج است. شاید همان‌طور که نخستین محققان این پدیده اذعان کردند اطلاعات ذهنی نیز به‌طور نامرئی و مانند امواج رادیویی سفر می‌کنند و تنها آن دسته از افراد که بتوانند گیرنده‌های ذهنی خودشان را روی آن طول‌موج میزان کنند، قادر به دریافت آن خواهند شد.

به‌هرحال امواج فراروانی با فرکانس پایین و در انتهای طیف الکترومغناطیس قرار می‌گیرند.
بااین‌حال وجود امواج فراروانی هنوز کشف نشده و این مدل ارائه‌شده هنوز برای بیان خصوصیاتی چون سریع‌تر از سرعت نور حرکت کردن و نیروی غیرقابل کاهش داشتن که به ادراک وقوع حوادث در آینده و تله‌پاتی منجر شود کافی نبود و با شکست روبه‌رو شده است.
ابعاد فراروانی
در یک مدل جدید که درباره وجود تأثیرات ذهنی ارائه‌شده ، آن اثرات را در بعدی خارج از چهار بعد فضا و زمان اما در ارتباط با آن‌ها طوری قرار می‌دهد که ما قادر به درک آن هستیم. به این صورت که اگر خطی با داشتن تنها یک بعد ارتفاع به‌طرف فضا حرکت کند، شکل آن در طول زمان به‌صورت یک هواپیما یعنی شکلی با دو بعد ارتفاع و عرض درخواهد آمد. این هواپیما وقتی از ابعاد فضا و زمان عبور کند دارای عمق نیز می‌شود و همچنان که حرکت می‌کند شکل یک مکعب سه‌بعدی را به وجود می‌آورد.

این سه بعد، تنها ابعادی هستند که ما می‌توانیم آن‌ها را ببینیم، ولی تجربه ما از بعد زمان آن‌چنان واضح نیست. وجود این مکعب در طول زمان نوعی تناسب و هماهنگی چهارمی را به شکل افزوده و شکل جدیدی به وجود آورده که به‌عنوان ماوراء مکعب شناخته‌شده که از چشم انسان نامرئی، ولی از دیدگاه قوانین ریاضی قابل‌رؤیت است.
برخی از ریاضیدان‌ها این نظریه‌ها را مطرح کردند که ممکن است جهان دارای بیش از چهار بعد باشد. درواقع شاید یازده بعد و یا حتی بیست‌وشش بد دارد. تعدادی از نظریه‌پردازان امور ذهنی این تئوری را به‌گونه‌ای مطرح می‌کنند که ضمیر خودآگاه انسان متعلق به یکی از این ابعاد اضافی دیگر است که از دنیای چهاربعدی ما عبور می‌کند. اگر چنین باشد، چهار بعد (سخت) و هماهنگ فضا و زمان با بعد پنجم (نرم) به فراوانی ادغام خواهند شد.
اگر ذهن ما بتواند به نحوی وارد این فرا بعد فوق‌العاده شود، آنگاه خواهیم توانست روشی را که در آن اطلاعات خارج از آن قوانین طبیعی که تبادل پیدا می‌کند و همان محدوده فهم ما هستند، را شرح دهیم.

هرچند چون هیچ مدرک قابل قبولی از این فرا ابعاد فوق‌العاده حمایت نمی‌کند، بنابراین فکر یک هواپیمای خودآگاه نیز چیزی بیش از یک تصور خیالی نیست.
ارتباط کوانتومی
در حال حاضر یکی از معروف‌ترین استعارات ارتباط فرا ذهنی، دیدگاه مکانیک کوانتومی است که بر پایه دیدگاه‌های متضاد جهانی قرار دارد. این علم وضعیت ماده را در سطح زیر اتمی آن شرح می‌دهد. این سطح مکانی‌ است که مواد اصلی نه به‌صورت ذرات هستند و نه به شکل امواج، بلکه به هر دو حالت عمل می‌کنند و سطحی است که درباره‌ی آن به‌طور قاطع نمی‌توان گفت که ماده در آن وجود دارد. شاید بهتر است با نهادن آن در قالب احتمالات ریاضی گفته شود که ماده تمایل به بودن دارد.
دنیای کوچک سطوح زیر اتمی از قوانین متفاوتی جدا و از دنیای بزرگی که ما می‌شناسیم پیروی می‌کند. که جهان متصل به روشی پنهان است که این روش می‌تواند یک سطح نیمه کوانتوم که ضمیر خودآگاه ما را نیز شامل می‌شود فرض شود. اگر چنین باشد آنگاه پدیده نهان بینی که گمان می‌رود فرد را قادر می‌سازد از حادثه‌ای که مایل‌ها دور از او قرار دارد مطلع شود، قابل‌درک می‌سازد.

,

قانون ارتعاش – همه‌چیز در کائنات دائم در حال ارتعاش و حرکت است

ارتعاش در کائنات چیست؟

قانون ارتعاش – همه‌چیز در کائنات دائم در حال ارتعاش و حرکت است

هم جنبه‌ی مادی و هم جنبه‌ی غیرمادی عالم ما از انرژی و هوش ساخته‌شده‌اند که به نحوی می‌جنبند. هیچ‌چیزی در استراحت مطلق نیست. تفاوت بین مادی و غیرمادی در سرعت ارتعاش آن است. به‌عنوان مال، امواج رادیویی وجود دارد ولی ما آن را حس نمی‌کنیم.

میز، جامد و ساکن به نظرمی آید. اما اگر با میکروسکوپی قوی به آن نگاه کنید، می‌بینید که مولکول‌ها فاصله و حرکت‌دارند. با میکروسکوپ، ارتعاشات بسیار آهسته‌ی مولکول‌های میز دیده می‌شوند. این مسئله درباره‌ی بدن انسان هم صدق می‌کند. همان‌طور که گفتم ، گرچه بدن انسان ثابت به نظرمی آید، اما بدن امروز او بدن دیروزش نیست. هر ثانیه ده میلیون سلول از دست می‌دهیم و می‌سازیم، گرچه این مطلب قابل‌دیدن نیست.

افکار و احساسات هم انرژی هستند.

وقتی نسبت به احساسات کسی حساس می‌شوید یا از احساسات خودتان آگاه می‌شوید، متوجه ارتعاش شده‌اید. وقتی می‌گوید (احساس خوبی دارم)، برداشت مثبت یا منفی ذهن خود را از این ارتعاش بیان می‌کنید. حتی می‌توانید خوبی و بدی ارتعاش را خودتان تعیین کنید، یعنی فکر کنید بد است یا خوب است.

انتخاب فکر دست خودتان است. شما تعیین می‌کنید چه نوع انرژی‌ای دریافت کنید یا بفرستید. اگر منفی را انتخاب کنید، فرکانس منفی ارسال می‌کنید و با آن هماهنگ می‌شوید. وقتی مثبت را انتخاب کنید، قضیه برعکس می‌شود و با فرکانس مثبت هماهنگ می‌شوید. اینکه کدام بد است و کدام خوب، دست شماست. مغز هم در این میان ابزار شماست و به‌عنوان مرکز کنترلی عمل می‌کند که کنترلش هم‌دست شماست.

مغز قوی‌ترین پردازشگر الکترومغناطیسی است. اگر از آن برای افکار مثبت استفاده کنید، همه‌چیز به سمت عینیت یافتن آن فکر مثبت حرکت می‌کند. هرقدر بیشتر تمرکز کنید، فرکانس قوی‌تر می‌شود. درست مثل‌اینکه با ذره‌بین آتش روشن کنید.

بیان متفاوتی از این قانون می‌گوید که (هر چیزی، شبیه خود را جذب می‌کند) یعنی آدم‌ها آن نوع انرژی را که شبیه انرژی خودشان است، جذب می‌کنند. آدم‌هایی که افکار مشابه دارند، جلب یکدیگر می‌شوند. در کار و ازدواج هم همین مطلب صادق است.

در زیر یک مثال از قانون ارتعاش در زندگی آقای جان آساراف یکی از کسانی که در فیلم راز در مورد قانون ارتعاش و قانون جذب صحبت میکرد را برایتان آورده ام.
تجربه‌ی من در babmboo.com یکی از بهترین مثال‌ها در مورد جذب است که در زندگی‌ام دیده‌ام. این شرکت، ده فناوری جدید را درزمینه ی گشت‌های مجازی ارائه کرد. برای اولین بار کاری کرد که مردم در اینترنت بتوانند ویدیو تماشا کنند و جایی را که تابه‌حال ندیده‌اند، بدون مسافرت به آنجا ببینند. Babmboo.com در حقیقت یک بنگاه املاک بود و به‌راستی موفق شد. من خوش‌اقبال بودم که در این گروه خلاق عضو شدم.

من عضویت در babmboo.com را مدیون لن مک کوردی هستم که او را چند سال قبل از آن هنگام به هم زدن یک شراکت دیده بودم. لن کارهای فسخ شراکت ما را حل‌وفصل می‌کرد و به من گفت که تحت تأثیر رفتارم قرارگرفته است.

چون من کاملاً کنترل خودم را در دست داشتم و آرام، محکم و سخاوتمندانه از کاری که دیگر مناسبم نبود فاصله می‌گرفتم و این در حالی بود که داشتم سیصد هزار دلار ضرر می‌کردم. برای همین او وقتی دنبال کسی برای راه‌اندازی کسب‌وکار پسرانش می‌گشت، من را انتخاب کرد.

کارش درست بود. این شرکت ضمن خلاقیت بسیار جذاب بود. همیشه جذاب بود و فکرهای نو داشت. ما کاری می‌کردیم که مردم خود و توانمندی‌های خود را باور کنند. نحوه‌ی فروش ما بر اساس رشد فردی بود و از شیوه‌های فروش استفاده نمی‌کردیم. ما به مردم همین چیزها را یاد می‌دادیم که (شما می‌توانید هر چه را بخواهید داشته باشید) در عرض نه ماه، صدها هزار مشتری داشتیم و ماهیانه چندین میلیون دلار درمی‌آوردیم.

پیشنهاد میکنم این مقاله مهم را هم از دست ندهید : قانون ارتعاش چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب

اسم خودمان را (تیم یک مایل در چهار دقیقه) گذاشته بودیم. بعد از موفقیت افسانه‌ای (راجر بنیستر) – رکوردشکنی که برای اولین بار یک مایل را در کمتر از چهار دقیقه دوید – خیلی‌ها توانستند این کار را بکنند؛ چون یک نفر توانسته بود. یعنی همه فهمیدند این کار شدنی است. ما عهده کرده بودیم کاری را که غیرممکن به نظر میاید، انجام بدهیم. ما می‌خواستیم رکورد خودمان را بشکنیم. به مردم آموزش می‌دادیم و بعد امتحان می‌گرفتیم که بعد از قبولی در امتحان، عضو تیم می‌شدند.

این نوع انرژی خیلی جذاب است. بسیاری از اعضای babmboo.com باکسانی که پیش از آن با ما همکاری می‌کردند، دوست بودند. انگار همه دوست داشتند بخشی از این انرژی خلاق باشند.

در سال ۲۰۰۰ که شرکت با (آیپیکس) شریک شد، فرهنگ سازمان چنان به سمت منفی سیر کرد که دیگر دوستش نداشتم، جدایی از آن آدم‌ها برایم تلخ بود ولی چاره‌ای نداشتم. شم و شهودم این‌طور حکم می‌کرد.

ازلحاظ منطقی اگر هر چیزی شبیه خودش را جذب کند، دو چیز مخالف هم باید یکدیگر را دفع کنند. این مسئله سبب شد از بامبو روم و همین را هنگام جدایی از همسرم نیز دیده بودم. اما تا همسر فعلی‌ام را ندیده بودم، به قانون جذب در روابط عاشقانه توجه نکرده بودم. شبیه جنون نیست؟ نباید به جذب در عشق توجه کنیم؟ منظورم آن نیست که قبل از‌ آن توجهم به کسی جلب نشده بود؛ چون شده بود. آن‌قدر شده بود که دوباره ازدواج‌کرده بودم!

این ربطی به قانون جذب ندارد. پس از دومین طلاق، متوجه شدم که باید رادار روابطم را درست کنم. از اشتباهات گذشته عبرت گرفتم. ازدواج‌هایم انفجاری و به دلایلی غیر از عشق بودند. به صداقت در رابطه بی‌توجهی کرده بودم به‌خصوص که به پدر و مادرم نیز در مورد احساساتم راست نگفته بودم. تصمیم گرفتم از قانون جذب استفاده کنم.

جزییات همسر مطلوبم را تصور کردم. آن‌ها را روی ورق کاغذی نوشتم و ورقه را پنهان کردم. آنچه را در درونم بود، بیرون ریخته بودم. همان کسی باشد که دلم می‌خواست، خانواده‌دوست باشد و … همه را نوشتم.

بعد تصمیم گرفتم در برخوردها عجله به خرج ندهم. یعنی سعی کردم زیاد در اوضاع دخالت نکنم. به عهده‌ی خدا گذاشتم تا هر وقت زنی مناسب من پیدا شد، خودبه‌خود بفهمم. دلیلی برای عجله وجود نداشت.

ماریا را در سالن ورزش دیدم و قرار ملاقات گذاشتیم. روزهای خوبی داشتیم و سعی می‌کردیم یکدیگر را بشناسیم. دو سال نامزد بودیم. بعد تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم. بعدها نوشته‌هایم را در مورد همسر مطلوبم به ماریا نشان دادم. از شباهت خارق‌العاده‌اش با نوشته‌ی من شگفت‌زده شد. حالا زنی داشتم که مطلوبم بود. قانون جذب کار خودش را کرده بود.

ضرب‌المثلی هست که می‌گوید (کبوتر با کبوتر باز با باز-کند همجنس با همجنس پرواز.) این هم یک را برای شرح قانون جذب است.

یک‌بار از سخنرانی به اسم رابرت آلن که درباره‌ی پول و ثروت کتاب می‌نویسد و میگفت درآمد هر شخص، میانگین درآمد ده دوست صمیمی‌اش است. یعنی محدوده‌ی شما انعکاس و فرکانس ادراک تان از واقعیت است. شما قبول دارید دوستان، تفریحات و جاهایی که برای غذا خوردن می‌روید را در نظر بیاورید. آدم‌هایی شبیه به خودتان را می‌بینید. درباره‌ی شغلتان فکر کنید: چه کسانی جذب انجام‌شده‌اند؟ تصور می‌کنید چطور جذب‌شده‌اند؟ رئیس خود را در نظر بیاورید. همه‌ی مجموعه به نحوی شبیه او هستند، حتی اگر عین او نباشند. نکته‌ای برای مدیران: اگر از رفتار زیرمجموعه‌تان راضی نیستید، اول رفتار خودتان را بررسی کنید.

, ,

روش تغییر- چطور زندگیمان را تغییر دهیم!

روش تغییر

روش تغییر- چطور زندگیمان را تغییر دهیم!

یکی از ویژگی‌های شگفت‌انگیز تغییر، چگونگی ورود آن به زندگی انسان است. بسیاری از زنان و زوج‌هایی که صاحب بچه می‌شوند، از کمبود وقت و محدود شدن آزادی‌شان پس از تولد بچه گلایه دارند و دچار مشکل می‌شوند. آن‌ها برای این‌که بتوانند شیرینی بچه‌دار شدن را حس کنند، باید بتوانند از زندگی قبلی‌شان که یقیناً آزادی عمل بیشتری در آن داشتند، جدا شوند و آن را به فراموشی بسپارند.

تغییر تنها متغیر ثابت زندگی است

بهتر است با توجه به پیامدهای بلندمدت تغییرات به آن‌ها نگاه کنیم. بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی ۳۰ سالگی را نقطه تغییر انسان و مرحله گذر او از جوانی به بزرگ‌سالی می‌دانند. درگذشته ۲۱ سالگی را زمان بروز چنین تغییری می‌دانستند. مردم به سراغ بریجز می‌آیند و می‌گویند: (من فکر می‌کنم که در حال گذر از سنین جوانی به بزرگ‌سالی و پختی هستم.)

اما واقعیت این است که تغییر در تمام طول زندگی انسان رخ می‌دهد و مختص سن خاصی نیست.

در ادامه ،نظرات  بریجز را درباره  سه مرحله‌ای که  در هر تغییری  وجود دارد  برایتان  آورده‌ام .

پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید:تو چگونه می توانی زندگیت را #تغییر دهی؟

بریجز  این سه   مرحله را از  روی  مراحل   رشد  انسان  گرفته است   که انسان   شناسان   آن  را تعیین  کرده‌اند   و در مراسم   و آیین‌های بعضی   از قبیله‌ها نیز  دیده  می‌شوند.

 

پایان دادن به شرایط قبلی

برای شروع جدید، باید بتوانید به شرایط قبلی‌تان پایان بدهید. این اصل در بین انسان‌هایی که در قبیله‌ها زندگی می‌کنند نیز پذیرفته‌شده است. وقتی قرار باشد یکی از آن‌ها یک تغییر درونی را تجربه کند از زندگی عادی‌اش فاصله می‌گیرد. در زنگی امروزی ممکن است ما به رهایی از تجربه‌های معمولی زندگی نیاز داشته باشیم.

بعدازاین مرحله، دچار عدم هویت می‌شویم. انگیزه‌های قدیمی‌مان از بین می‌روند.

بلافاصله بعدازاین وضعیت وارد مرحله رفع توهم می‌شویم، یعنی متوجه می‌شویم نگاه ما به دنیا انعکاس واقعیت نبود.

این مرحله هم می‌تواند اولین گام برای تغییر باشد و هم آخرین گام چون زمینه را برای یک شروع دوباره و رسیدن به یک درک جدید از جهان فراهم می‌کند.

وقتی لازم باشد به شرایط قبلی‌مان پایان بدهیم، هر یک از ما روشی را در پی می‌گیریم. اما هر بار که می‌خواهیم این کار را انجام بدهیم ممکن است ناراحتی‌ها و احساسات بد دوباره زنده شوند. مثلاً اگر در زمان کودکی طوری با شما رفتار می‌کردند که احساس بی‌لیاقتی می‌کردید، هر شکستی که در بزرگ‌سالی تجربه می‌کنید این احساس را در شما زنده می‌کند.

هرچند که ممکن است پایان دادن به یک وضعیت، خاطرات ناراحت‌کننده را به یادتان بیاورد، باید بدانید که پایان دادن به یک مرحله از زندگی، پایان دادن به خود زندگی نیست.

در فرهنگ‌های قبیله‌ای این تغییرات طی یک مراسم به نمایش درآمده و بازی می‌شنود تا افراد پایان یک مرحله را پایان زندگی ندانند بلکه آن را یک مرحله لازم برای آغاز یک زندگی جدید بدانند.

 دوره خنثی

معمولاً همه ما دوست داریم که هرچه زودتر از آن مرحله سخت که بلافاصله پس از شوک ناشی از پایان دادن به مرحله قبلی است، عبور کنیم. اما از طرفی ممکن است این مرحله، ارزشمندترین مقطع زندگی‌تان باشد.

چون شما در دوره خنثی، بسیار آزاد و پذیرای هر ایده‌ای هستید و می‌توانید به‌تمامی راه‌ها موجود در زندگی فکر کنید. ویلیام بریجز برای این مرحله برزخ مانند، پیشنهاد‌هایی آورد:

سعی کنید مدتی تنها باشید. جایی بروید که در آن بتوانید بدون اینکه کاری انجام دهید، فقط فکر کنید. اما انتظار نداشته باشید که اتفاق خاصی بیفتد. هدف از انجام این کار این است که بتوانید به رؤیاهایتان فکر کنید.

دفتر خاطراتی از این روزهای خنثی تهیه یا حتی سعی کنید زندگی‌نامه خودتان را بنویسید. به خودتان فرصت بدهید تا بتوانید تمامی رویدادهای زندگی‌تان را دوباره به یاد بیاورید.

 هدف و خواسته واقعی‌تان را کشف کنید. ببینید واقعاً هدفتان از زندگی چیست.

اگر قرار باشد همین امروز زندگی‌تان به پایان برسد، چه‌کاری هست که دوست دارید آن را انجام بدهید اما انجام نداده‌اید؟

بسیاری از شخصیت‌های بزرگ تاریخ (مثل سنت پل، حضرت محمد، دانته، بودا) نیاز انسان را به اینکه از محیط همیشگی‌اش خارج‌شده به جنگل یا بیابان رود و با خودش خلوت کند درک کرده بودند.

البته هدف شما این نیست که جهان را نجات بدهید، اما باید بدانید هزاران سال است که انسان نیاز دارد گاهی عقب‌نشینی کرده و خودش را دوباره بشناسد.

شروع دوباره

اما سؤالی که پیش می‌آید این است که چطور می‌توانیم زمان مناسب را برای پایان دادن به دوره خنثی بشناسیم؟ درواقع چه وقت باید دوره جدید زندگی‌مان آغاز کنیم؟

شروع دوباره را می‌توانیم با نگاه به گذشته آغاز کنیم. مثلاً ممکن است همسر ایده آل مان را در میهمانی ببینیم که اصلاً دوست نداشتیم در آن شرکت کنیم. یا وقتی به دیدن دوستمان می‌رویم به شکل اتفاقی مقاله‌ای را ببینیم و با خواندن آن زندگی‌مان تغییر کند.

وقتی برای تغییر و پیشرفت آمادگی داریم، موقعیت‌های مناسب در مسیرتان قرار می‌گیرند. اما یک تذکر ضروری این است که خیلی به خودتان سخت نگیرید و با شرایط قبلی‌تان کمی پیوستگی منطقی داشته باشید.

با دیدگاه‌هایی که در شرایط برزخ یا دوره خنثی به ذهنتان خطور می‌کنند راحت برخورد کنید و اگر سرعت بروز تغییر مطابق میلتان نبود، ناامید نشوید.

 

, , ,

دو قانون معنوی موفقیت دیپاک چوپرا- قانون میل و هدف ، قانون ایمان

دو قانون دیپاک چوپرا

دو قانون معنوی موفقیت دیپاک چوپرا- قانون میل و هدف ، قانون ایمان

در این مقاله به توضیح موفقیت معنوی از دیدگاه چوپرا می پردازیم.

قانون میل و هدف

این قانون پیچیده ترین و جذاب ترین قانون این مقاله است. چوپرا معتقد است برخلاف درخت که فقط یک هدف دارد (اینکه در خاک ریشه بدهد، رشد کند و عمل فتوسنتز را به انجام برساند) هوش و دستگاه عصبی انسان به او امکان می دهند که از طریق شکل دادن به ذهن و قوانین طبیعت به هرچه میخواهد دست پیدا کند.

این کار از طریق توجه و هدفمندی حاصل می‌شود.

همان‌طور که توجه به چیزی باعث انرژی‌دار شدن و وسعت آن می‌شود، هدفمندی، انرژی واکنش را باهم ترکیب کرده و هدف موردنظر را به واقعیت تبدیل می‌کند. اما چطور این اتفاق میافتد؟ نویسنده برای بیان چگونگی این حالت، ذهن انسان را با یک دریاچه مقایسه می‌کند.

چوپرا می‌گوید اگر ذهن انسان آرام باشد می‌توانیم یک هدف را به‌صورت سنگریزه‌ای در آن بیندازیم تا موج‌هایی را در سطح آرام ذهن ایجاد کنند که به‌راحتی قابل‌مشاهده هستند.

 

اما اگر ذهن انسان مثل یک دریای طوفانی، ناآرام باشد حتی اگر یک آسمان‌خراش را هم در آن بیندازیم هیچ اتفاقی نمی‌افتد! اگر در حالت آرامش ذهنی هدفی را در ذهن تصور کنیم می‌توانیم برای رسیدن به هدفمان بر قدرت بی‌پایان هستی تکیه کنیم. درواقع ما فقط هدفمان را تعیین کرده و به هستی اجازه می‌دهیم که به جزئیات کار شکل بدهد.

پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید:کارگاهی به وسعت ذهن – قوانینی که منجر به موفقیت میشود

 

قانون بی‌اعتنایی توأم باایمان

وقتی هدفی دارید باید قبل از اینکه به هدفتان برسید نسبت به آن بی‌اعتنا باشید و نگران نباشید و ممکن است روی رسیدن به هدف خاص تمرکز کنید اما اگر همواره به یک هدف خاص فکر کنید این ترس و عدم اطمینان در وجودتان شکل می‌گیرد که آیا به هدفتان می‌رسید یا خیر.

انسانی که با خود برترش هماهنگ باشد طوری به هدفش فکرمی‌کند که نگران نتیجه نهایی نباشد.

دیپاک چوپرا این اصل را این‌طور توضیح می‌دهد:

فقط از طریق بی‌اعتنایی توأم باایمان است که انسان می‌تواند از زندگی لذت ببرد و بانشاط باشد. در این حالت نشانه‌های موفقیت و ثروت بدون دردسر آشکار می‌شوند. بدون تکیه‌بر قانون بی‌اعتنایی توأم باایمان، انسان ندانی ناامید و ناتوانی است که اسیر خواسته‌های دنیوی می‌شود، همیشه نگران چیزهای کم‌اهمیت است در ناامیدی به سر می‌برد و اسیر روزمرگی می‌شود. ذهن چنین انسانی پر از اندیشه‌های مربوط به فقر است.

اگر از قانون بی‌اعتنایی توأم ایمان پیروی نکنیم تصور خواهیم کرد که باید راه‌حل مشکلاتمان را خودمان پیدا کنیم. اما با تکیه‌بر این اصل، هستی راه‌حل مشکلات را وارد زندگی‌مان می‌کنند.

ممکن است کمی طول بکشد تا معنی آن را درک کنی اما ثابت‌قدم باشید؛ این قوانین حتماً زندگی‌تان را تغییر خواهند داد. اگر این مقاله ر ا چند بار خوانید، هر بار معانی و مفاهیم جدیدی را درک می‌کنید؛ این، نشانه یک اثر برتر است.

نکته‌های نهایی

خصوصیت برتر مقاله هایی که در قرن اخیر درباره موضوع خودیاری نوشته‌شده‌اند این است که پیام‌های معنوی را از طریق دستورالعمل‌های مادی به خوانده منتقل می‌کنند. مثلاً مقاله‌ای را با موضوع موفقیت تهیه می‌کنیم و می‌بینیم که درباره هوش کامل و سودمند هستی صحبت می‌کند و می‌گوید قانون موفقیت این است که سعی کنیم کارمای خوبی داشته باشیم و سپس آن‌قدر به هدف هامان ایمان داشته باشیم که منتظر باشیم تا هستی ما را به خواسته‌مان برساند.

اغلب دیپاک چوپرا را محکوم می‌کنند که ارزش‌های معنوی را برای رسیدن به ثروت تبلیغ می‌کند. این موضوع کاملاً درست است اما جای هیچ شرمندگی نیست. وقتی خود هستی منبع بیکران ثروت و توانگری است زندگی در فقر و نداری، هدر دادن عمر است.

موضوع اصلی این مقاله وحدت همه موجودات جهان است. بااینکه بیشتر از لفظ موفقیت در این مقاله استفاده‌شده است مسئله اصلی، قدرت است. هرچه انسان بیشتر با هستی هماهنگ باشد قدرتمندتر می‌شود. درحالی‌که اگر غیرازاین باشد، انسان در تضاد با هستی قرار می‌گیرد و ضعیف می‌شود.

این مقاله به‌عنوان بهترین اثر درزمینه بهبود شخصیت، به انسان می‌آموزد که برای موفقیت باید به‌جای سروری و حکومت بر هستی،‌با آن هماهنگ و یکی باشد.

, , , ,

ضمیرناخودآگاه چیست؟ – چگونگی کارکرد ضمیر ناخودآگاه

ضمیرناخودآگاه چیست؟

ضمیرناخودآگاه چیست؟ – چگونگی کارکرد ضمیر ناخودآگاه

در این مقاله به تعریف ضمیرناخودآگاه و اینکه ضمیر ناخودآگاه چیست ؟ و همینطور کار کرد ضمیر ناخودآگاه می پردازیم.

ضمیرناخودآگاه دارای قدرت بیکرانی است که اگر بدانیم چطور از آن اسفاده کنیم و  به رفتار و فکرهایی که به آن عادت می‌کنیم پاسخ می‌دهد. این بخش از ذهن، کاملاً خنثی است و خوشحال است که هر عادتی را «چه خوب و چه بد» نرمال و طبیعی می‌داند. ما با بی‌خیالی در هر دقیقه از زندگی‌مان به افکار منفی اجازه می‌دهیم که وارد ضمیر ناخودآگاهمان شوند و بعد وقتی همین افکار در تجربیات و روابط روزانه‌مان بروز پیدا می‌کنند تعجب می‌کنیم.

وقتی ضمیر ناخودآگاه شاهد یک اتفاق باشد از آن عکس می‌گیرد و آن را به یاد می‌آورد و ضمیر ناخودآگاه برعکس عمل می‌کند یعنی قبل از اینکه یک اتفاق بیفتد آن را می‌بینند (به همین دلیل است که نیروی شهود اشتباه نمی‌کند.)

 

البته بعضی چیزها برایمان اتفاق می‌افتند که ما هیچ نقشی در ایجاد کردنشان نداشته‌ایم و چنین مواردی نادر هستند. اما اکثر مواقع اتفاقات بدی که برایمان می‌افتند از قبل در ضمیر ناخودآگاهمان وجود داشتند و منتظر فرصتی بودند تا بروز پیدا کنند.

این‌یک واقعیت تلخ است اما اینکه بدانیم ضمیرناخودآگاه چیست و  آشنایی با ضمیر ناخودآگاه باعث پیشرفتمان می‌شود: به این معنی که ما فقط با کنترل کردن تصاویری که وارد ضمیر ناخودآگاهمان می‌کنیم می‌توانیم زندگی‌مان را از نو بسازم.

این نکته به‌علاوه دستورالعمل‌ها و جملات تلفیقی مثبت که بهترین تأثیر را روی ضمیرناخوداگاهتان خواهند داشت کتاب مورفی را به ابزاری برای آزادی تبدل کرده‌اند.

درک ضمیر ناخودآگاه به‌عنوان یک مکانیسم عکس‌برداری، دغدغه و تلاش سخت را برای تغییر دادن زندگی‌تان از بین می‌برد زیرا فقط کافی است تصاویر قبلی را با تصاویر جدید جایگزین کنید سپس خواهید دید که به چه سادگی زندگی‌تان تغییر می‌کند.

ایمان همراه با آرامش = نتایج مثبت

ضمیر ناخودآگاه با ضمیرخوداگاه تفاوت زیادی دارد. یکی اینکه نمی‌توان به هیچ کاری مجبورش کرد. اگر با آرامش به این مسئله ایمان داشته باشید که می‌تواند به‌آسانی کاری را که به او محول کرده‌اید انجام بدهد به بهترین شکل پاسخ می‌دهد.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: راه های دست یابی به ضمیر ناخودآگاه از طریق قانون جذب

سخت تلاش کردن که ممکن است برای انجام کاری که به ضمیر ناخودآگاهتان این‌طور القاء می‌کند که مشکلات زیادی درراه رسیدن به هدفتان وجود دارد.

علاوه بر ایمان همراه با آرامش، احساساتت نیز باعث افزایش سادگی کار ضمیر ناخودآگاه می‌شوند. یک ایده یا فکر به‌تنهایی ممکن است ضمیر خودآگاه را تحریک کند اما ضمیر ناخودآگاه دوست دارد همه‌چیز با احساسات همراه شود.

وقتی یک فکر به احساس و یک تصویر به اشتیاق تبدیل می‌شود ضمیرناخوداگاه باسرعت و فراوانی، چیزی را که می‌خواهید به شما تحویل می‌دهد.

مورفی می‌گوید ایمان به عملکرد ضمیر ناخودآگاه از دانستن شیوه کارکرد آن مهم‌تر است. ویلیام جیمز، پدر روانشناسی امریکا، معتقد بود که بزرگ‌ترین کشف قرن نوزدهم کشف قدرت ضمیر ناخودآگاه بود که به قدرت ایمان اضافه شد.

ضمیرناخودآگاه چیست؟ -چگونگی کارکرد ضمیر ناخودآگاه شاید این مسئله که شما می‌توانید با تغییر دادن فضای ذهنتان زندگی‌تان را تغییر بدهید در کنار کشف قاره‌های جدید، الکتریسیته یا نیروی بخار در کتاب‌های تاریخ نیامده باشد اما همه افراد بزرگ از آن باخبر هستند.

باور به اینکه دانستن اینکه ضمیرناخودآگاه چیست باعث موفقیت میشود

مورفی می‌گوید: قانون ذهن شما همان قانون باور است. اعتقادات ما زندگی‌مان را می‌سازند. ویلیام جیمز متوجه شده بود هر چه که مردم انتظارش را داشته باشند اتفاق می‌افتد و اصلاً مهم نیست درزمانی که به چیز مورد نظرشان فکرمیکنند آن چیز وجود دارد یا خیر.

ما در غرب به حقیقت بیشترین بها را می‌دهیم اما با اینکه حقیقت، مهم است در مقایسه باقدرت حقیقی باور، ضعیف است. هر چیزی که به ضمیر ناخودآگاهتان بدهید، راست یا دروغ، خوب یا بد، به‌عنوان حقیقت می‌پذیرد. حواستان باشد که در مورد بدبختی شوخی نکنید زیرا ضمیر ناخودآگاه اصلاً شوخ‌طبع نیست.

انسانی که ازنظر روانی آشفته است با فردی که ازنظر روانی سالم است ازنظر قدرت باور، برابری می‌کند.

وقتی یک دیوانه در آسایشگاه روانی می‌گوید که الویس پرسلی است «دروغ نمی‌گوید» زیرا واقعاً فکر می‌کند که پرسلی است. ما باید از همین قدرت برای اهداف سازنده استفاده کنیم. آرزو نکنیم بلکه مطمئن باشیم همسر  ایده آل یا نابغه دنیای تجارت هستیم.

راهش فقط این است که هدفی را که تقریباً احمقانه و غیرممکن به نظر می‌رسد انتخاب کنیم و به آن باور و ایمان داشته باشیم؛ مثلاً چیزی که یک سال پیش ازنظرمان غیرممکن بود و درعین‌حال آرزوی قلبی ماست.

, ,

سه قانون معنوی موفقیت دیپاک چاپرا- قانون ظرفیت ، قانون بخشش و قانون تلاش

قانون ظرفیت ، بخشش و تلاش

سه قانون معنوی موفقیت دیپاک چاپرا- قانون ظرفیت ، قانون بخشش و قانون تلاش

در این مقاله به بررسی موفقیت در قانون ظرفیت، بخشش و تلاش می پردازیم

هزاران سال است که کارما (یا همان قانون علت و معلول) و دارما (هدف زندگی) در زندگی انسان‌ها حاکم هستند و دو قانون از هفت قانون معنوی موفقیت چاپرا همین دو هستند. در اینجا به بررسی پنج قانون دیگر می‌پردازیم.

قانون ظرفیت ناب و خالص هستی

ظرفیت ناب و خالص هستی همان جائی است که همه‌چیز از آن سرچشمه می‌گیرد و «آنچه پنهان است آشکار می‌شود.» انسان در این عرصه آگاهی خالص، به دانش ناب، توازن، شکست‌ناپذیری و شادی می‌رسد. وقتی به ظرفیت خالص هستی دست پیدا می‌کنیم خود ناب و والایمان را درک کرده و میتوانیم بفهمیم که زندگی از طریق نفس محدودمان چه‌کار بیهوده‌ای است.

درحالی‌که نفس انسان همیشه محتاط و ترسو است، خود برتر در آرامش به سر می‌برد:

«خود برتر تحت تأثیر انتقاد قرار نمی‌گیرد، از مشکلات نمی‌ترسد و خودش را از هیچ‌کس کمتر نمی‌داند. بااین‌حال فروتن است و خودش را برتر از کسی نمی‌داند. چون می‌داند که همه انسان‌ها در سیرت، یکی و در صورت متفاوت هستند.»

وقتی نقاب نفس از بین می‌رود دانش، آَشکار می‌شود و بینش انسان وسعت پیدا می‌کند. چاپرا به کارلوس کاستاندا اشاره می‌کند که می‌گوید: اگر بتوانیم دست از نفس و اهمیتی که به خودمان می‌دهیم برداریم،‌ بزرگی و عظمت هستی را خواهیم دید.

در درجه اول از طریق مدیتیشن و سکوت می‌توانم به ظرفیت ناب هستی دست پیدا کنیم اما از طریق قضاوت نکردن درباره طبیعت و تحسین آن‌هم می‌توانیم به این ظرفیت ناب دسترسی داشته باشیم. اگر با این ظرفیت ناب هستی آشنا شوید همیشه می‌توانید مستقل از شرایطی که در آن قرار دارید و مستقل از احساسات، مردم و اشیاء،‌به این ظرفیت ناب دسترسی پیدا کنید. همه ثروت‌ها و خلاقیت‌ها از این منبع سرچشمه می‌گیرند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست  ندهید:موفقیت چیست؟ نقش تفکر در موفقیت فردی

در این قسمت به بررسی اثر قانون بخشش در موفقیت می پردازیم

 قانون بخشش

آیا هرگز به این موضوع توجه کرده‌اید که هر چه بیشتر می‌بخشید، بیشتر به دست می‌آورید؟ چاپرا می‌گوید دلیل اینکه این قانون همیشه درست است و هیچ استثنایی ندارد این است که ذهن و بدن انسان همیشه در حال بخشش به هستی و گرفتن از آن‌ها است. خلق کردن، عشق ورزیدن و رشد کردن باعث می‌شود که آن جریان ادامه داشته باشد. اما اگر انسان بخشش به دیگران را متوقف کند، این جریان ‌هم متوقف‌شده و مانند خون، لخته می‌شود.

هر چه بیشتر بخشش‌کنیم، بیشتر در چرخه انرژی هستی قرار می‌گیریم و درنتیجه بیشتر دریافت می‌کنیم. آن دریافت ممکن است به شکل عشق،‌ مادیات و حتی خوشبختی باشد. ثروت و مادیات عاملی است که باعث می‌شود جهان به حرکت ادامه دهد، اما به شرطی که همان‌قدر که می‌گیریم همان‌قدر هم ببخشیم.

اگر تصمیم می‌گیرید چیزی را ببخشید، این کار ا با لذت و شادی انجام بدهید. اگر می‌خواهد خیروبرکت وارد زندگی‌تان شود با فرستادن موجی از افکار مثبت برای مردم، خیروبرکت را وارد زندگی‌تان کنید. اگر پولی ندارید که به دیگران ببخشید به آن‌ها خدمت کنید.

انسان هیچ‌وقت برای بخشش، محدود نیست. چون طبیعت انسان بر پایه فراوانی و نامحدود بودن است. طبیعت، هر آنچه انسان نیاز داشته باشد فراهم می‌کند. و ظرفیت ناب هستی، هوش و خلاقیت لازم را برای تولید بیشتر فراهم می‌کند.

قانون کمترین تلاش

همان‌طور که شنا کردن، طبیعت ماهی و نورافشانی طبیعت خورشید است، طبیعت انسان این است که با کمترین تلاش رؤیاهایش به واقعیت تبدیل شوند. قانون حداقل تلاش ودائی (ودا کتاب مقدس قدیمی هندوها است «مترجم») می‌گوید: کمتر تلاش کن و بیشتر به دست بیاور. اما آیا این یک نظریه انقلابی است یا یک نظریه احمقانه؟ آیا کار سخت، برنامه‌ریزی و تلاش، وقت تلف کردن هستند؟

چاپرا معتقد است که اگر انگیزه رفتارهای انسان نه از تمایلات نفسانی بلکه از عشق سرچشمه بگیرد چنان انرژی ایجاد می‌شود که می‌تواند هر چه انسان می‌خواهد برایش فراهم کند.

در مقابل حس قدرت‌طلبی وبرتری بر دیگران یا نیاز به اینکه مورد تأیید دیگران قرار بگیریم باعث می‌شود انرژی انسان تحلیل برود. انسان معمولاً تلاش می‌کند که چیزی را ثابت کند اما اگر بتواند بر اساس خود برترش عمل کند فقط به این فکر خواهد کرد که کجا و چگونه به تکامل و فراوانی برسد.

اولین گام این است که پذیرفتن را تمرین کنیم. اگر مرتباً با هستی در جدال باشیم نمی‌توانیم از قدرت بی‌پایان آن بهره‌مند شویم. حتی در سخت‌ترین و بدترین لحظات زندگی به خودتان بگویید: این لحظه همان‌طوری هست که باید باشد. دومین کاری که باید انجام دهید این است به دنبال دفاع کردن از خودتان و توجیه رفتارهایتان نباشید.

اگر همواره بخواهید از عقیده خودتان دفاع کنید و دیگران را مقصر جلوه دهید، امکان کسب تجربه‌ها و دانش جدید را از خودتان سلب می‌کنید.

این مقاله ادامه دارد…

, ,

خلاصه کتاب راز به زبان ساده _ تأثیر راز در قانون جذب

خلاصه کتاب راز

خلاصه کتاب راز به زبان ساده _ تأثیر راز در قانون جذب

در این مقاله به تعریف راز می پردازیم و همینطور تأثیر قانون راز در زندگی چیست؟

مایکل بنارد بک ویت: ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که علاوه بر قانون جاذبه قوانین دیگری هم وجود دارند. اگر از ساختمانی پرت بشوی اهمیتی ندارد که انسان خوبی هستی یا اینکه انسان بدی هستی درهرصورت به زمین برخورد خواهی کرد.

قانون جذب یک قانون طبیعی است و مانند قانون جاذبه زمین بی‌طرف است. این قانون دقیق و بی‌عیب است.

 

اغلب وقتی مردم برای اولین بار این قسمت از راز را می‌شنوند، آن دسته از وقایع تاریخی را به یاد می‌آورند که در آن‌ها انسان‌های بی‌شماری نابودشده‌اند. برای آن‌ها قابل‌درک نیست که این‌همه انسان این حادثه را به‌طرف خودشان جذب کرده باشند.

طبق قانون جذب افکار آن‌ها طوری بوده روی فرکانس آن حادثه تنظیم‌شده بوده. اما نه به این معنا که آن‌ها به آن حادثه به‌خصوص فکر می‌کرده‌اند بلکه به این معنی که فرکانس افکارشان با فرکانس آن حادثه به‌خصوص فکر کرده‌اند بلکه به این معنی که فرکانس افکارشان با فرکانس آن حادثه مطابقت داشته است.

اگر  باور داشته باشند که می‌توانند در زمان و مکان نامناسب گرفتار شوند و هیچ کنترلی روی شرایط خارجی ندارند، اگر مدام در مورد ترس،‌جدایی و ناتوانی فکر کنند این نوع افکار می‌توانند آن‌ها را به سمت گرفتار شدن در موقعیت نامناسب بکشانند.

هیچ‌چیز نمی‌تواند وارد زندگی تو شود مگر اینکه خودتو بافکر کردن مداوم آن را طلب کنی.

دکتر جو ویتالی: اگر اولین بار است که این موضوع را می‌شنوی،‌ممکن است بگویی: وای پس باید فکرهایم را کنترل کنم! کار زیادی باید انجام دهم، ولی این‌طور نیست و این کار خیلی لذت‌بخش است.

لذت کار در این است که برای رسیدن به راز، راه‌های میانبر زیادی وجود دارد و تو باید میانبرهایی را انتخاب کنی که بهتر جواب می‌دهند.

 

قانون جذب واقعاً بی‌عیب و نقص است.

بگذار یک گام به جلوتر برویم. اگر احساسات تو درواقع پیامی از طرف دنیا باشند تا به کمک آن‌ها بدانی که داری به چه فکرمی‌کنی، چه؟

همه ما روزهایی را تجربه کرده‌ایم که کارها یکی بعد از دیگری خراب می‌شوند. این واکنش زنجیر ای، چه از آن آگاه باشیم یا نباشیم، با یک فکر شروع می‌شود. این‌یک فکرمنفی افکار منفی بیشتری را جذب می‌کند، فرکانس تو در این افکار منفی زندانی می‌شد درنهایت،‌اولین کار خراب می‌شود.

بعد وقتی نسبت به این کاری که خراب‌شده واکنش نشان می‌دهیم کارهای بیشتری خراب می‌شوند. واکنش های ما تنها کارهای خراب و کارهای منفی بیشتر را جذب می‌کنند.

 

و این واکنش زنجیره‌ای همچنان ادامه پیدا م کند تا زمانی که با عوض کردن آگاهانه افکارمان، خود را از فرکانس آن خلاص کنیم. می‌توانی افکارت را به سمت افکاری که می‌خواهی هدایت کنی و از طریق احساسات متوجه شوی که فرکانست را عوض کرده‌ای. قانون جذب این فرکانس جدید را دریافت می‌کند و با نشان دادن شکل جدیدی از زندگی به افکارت پاسخ می‌دهد.

برای اطلاعات بیشتر در مورد خلاصه کتاب راز به زبان ساده _ تأثیر راز در قانون جذب پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید: چه زمانی راز آشکار می‌شود و قانون جذب کار میکند؟

حالا دیگر وقتش رسیده که احساسات خودت را مهار کنی و از آن‌ها برای سریع‌تر رسیدن به چیزی که در زندگی می‌خواهی استفاده کنی.

خب حالا چه احساسی داری؟ چند دقیقه وقت گذار و به احساس فکر کن. اگر آن‌طور که می‌خواهی احساس خوبی نداری، وی درک احساس درونی‌ات تمرکز کن و قاطعانه آن‌ها را بهتر کن. وقتی باهدف بهتر کردن روحیه خودت، به‌شدت روی احساساتت تمرکز کنی، می‌توانی هر چه قدرتمندتر احساساتت را بهتر کنی. یک‌راه این است که چشم‌هایت را ببندی تا حواست پرت نشود، کاملاً روی احساساتت تمرکز کن و مدت یک دقیقه لبخند بزن.

مایکل برنارد بک ویت: باور کردن قانون جذب آسان نیست اما وقتی آن را قبول کنیم، نتایج حیرت‌انگیزی برای ما به بار می‌آورد. این قانون می‌گوید می‌توانی هر چیز بدی را که افکارت در زندگی‌ات به وجود آورده‌اند آگاهانه با تغییر دادن افکارت خنثی کنی.

 

در دنیا نیروی قوی‌تر از نیروی عشق نیست. احساس عشق بالاترین دامنه فرکانسی است که می‌توانی از خود منتشر کنی. اگر بتوانی تمام افکارت را در لفافی از عشق بپیچی، اگر بتوانی همه‌چیز و همه‌کس را دوست داشته باشی، زندگی‌ات متحول خواهد شد.

درواقع بعضی از بزرگ‌ترین متفکران دوران‌های گذشته از قانون جذب به‌عنوان قانون عشق نام‌برده‌اند. اگر دراین‌باره فکر کنی، دلیل این کار آن‌ها را می فهمی. اگر نسبت به انسان دیگری افکار خصمانه داشته باشی،‌این خودتو هستی که نتیجه افکار را خواهی دید. تو با نتیجه افکارت نمی‌توانی به او صدمه بزنی بلکه تنها به خودت صدمه خواهی زد.

اما وقتی نسبت به کسی افکار محبت‌آمیز داشته باشی فکرمیکنی چه کسی سود می‌برد؟ خود تو! بنابراین هر چه عشق و محبت بیشتری احساس کنی، قدرت بیشتری را تحت کنترل خودت درخواهی آورد.

«قانونی که به فکر آسان قدرت محرکه لازم را می‌دهد تا به موضوع موردنظر در دنیای مادی مرتبط شود و بنابراین اجازه نمی‌دهد آنان صاحب آن فکر هیچ نوع تجربه‌ای ناسازگار و ضد آن فکر را داشته باشد قانون جذب است که درواقع اسم دیگر آن قانون عشق است. این قانون و بنیادی به‌طور ذاتی در همه‌چیز، در تمام نام‌های فلسفی، در تمام مذاهب و علوم وجود دارد.

از قانون عشق نمی‌شود فرار کرد. این احساس است که به فکر نیروی حیات می‌دهد. احساس اشتیاق است و اشتیاق همان عشق است. فکری که سرشار از عشق باشد شکست‌ناپذیر می‌شود» چارلز هانل مارسی شیموف: وقتی شروع کدی به فهمیدن و حقیقتاً تسلط پیدا کردی روی افکار و احساساتت، آن‌وقت است که می‌فهمی چطور واقعیت خودت را خلق می‌کنی. آن‌وقت است که به آزادی می‌رسی و آن‌وقت است که تمام قدرت تو خودش را نشان می‌دهد.

, ,

قانون جذب پول – چگونه یک کیف پول جادویی بخرید!

قانون جذب پول و ثروت

قانون جذب پول – چگونه یک کیف پول جادویی بخرید!

اگر می‌خواهید پول به خود جذب نمایید، بهتر است نیرویی بیشتر صرف تصور همان چیزهایی کنید که پول را برای تهیه آنها نیاز دارید. اگر در زندگی‌تان از پول فراوانی برخوردار نیستید، به احتمال زیاد احساس و اعتقادی درست درباره پول ندارید. بهتر است به این فکر کنید که با پول چه کار خواهید کرد و چه چیزهایی خواهید خرید. باید بیاموزید که با احساساتتان صادق باشید و به آنچه در شما احساس خوب ایجاد می‌کنند، بیاندیشید.

افکاری که در شما احساس خوب ایجاد می‌کنن، در واقع نشانگر خاستگاه نیروهای شماست.

اگه الان کیف پول دارید باز هم به بازار برید و یک کیف پول جادویی برای خودتان تهیه کنید کیفی که بهت حس خوبی بده کیفی که قبل از خرید به شما 😉چشمک بزنه و بگه من همونم که دنبالشی من رو بخرید
(این همون کیف پول جادویی شماست.)
ازین پس هر روز مقداری پول در اون کیف جادویی قرار بدید .

و با احساسی عالی همراه با عشقی که به پول دارید تکرار کنید :

پول عزیزم ممنون که در زندگیم جاری هستی دوستت دارم و عاشقتم
و بعد خطاب به کیفتون بگین

“کیف پولم جادویی و همواره پر از پول هست”

 

اما قانون جذب پول یکم علمی تر میگه که گاهی ﺟﺬﺏ ﭘﻮﻝ ﭘﻮﻝ ﺩﺭ ﻣﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﯽ ﻣﺘﻨﺎﻗﺾ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽ کند.
ﺩﯾﺪﻥ ﭘﻮﻝ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ «ﺍﻣﻨﯿﺖ‏» ﯾﺎ ﺑﺮﻋﮑﺲ ﺍﺣﺴﺎﺱ ‏«ﻧﺪﺍﺭﯼ ‏» ﺩﺭ ﻣﺎ ﺩﺍﻣﻦ ﺑﺰند.

ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﭘﻮﻝ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﻣﯽﺗﻮﺍنی ﭼﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﺨﺮید ﻭ ‏«ﺷﺎﺩ‏» شوید ﯾﺎ ﺑﺮﻋﮑﺲ، ﺁﻥ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﯼ ﮐﻢ بدانی ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ کنید ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩت نمیرسید ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻏﻢ ﻭ ﻣﺤﺮﻭﻣﯿﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﺗﺎﻥ را بگیرد . اما شما باید مدام احساس مثبت و خوب جذب پول را در ذهن و تصاویر روزانه خود مشاهده کنید.

ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﭘﻮﻝ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺷﮑﻢ ﺧﻮﺩ

( ﭼﺎﮐﺮﺍﯼ ﺳﻮﻡ ‏) ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﺮﻣﺎ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﯾﺎ ﺑﺮﻋﮑﺲ ﺩﺭ ﮔﻠﻮﯼ ﺧﻮﺩ
( ﭼﺎﮐﺮﺍﯼ ﭘﻨﺠﻢ ‏) ﺑﻐﻀﯽ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺣﺲ ﮐﻨﯿﺪ.
ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﯾﮕﺮ، ﻣﺎ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ‏« ﭘﻮﻝ ‏» ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻣﻨﻔﯽ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ.
ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺍﺭﺗﻌﺎشی ﺍﺯ ﻣﺎ ﺳﺎﻃﻊ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ اگر ﻓﺮﮐﺎﻧﺴﯽ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ،آن را ﺟﺬﺏ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ.
ﭘﺲ ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﭘﻮﻝ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﮔﺮﻣﺎ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﭘﻮﻝ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻭ ﺷﺎﺩﯼ ﻭﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽﺗﺎﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﭘﻮﻝ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ ﯾﺎ ﺣﺲ ‏« ﻣﺤﺮﻭﻣﯿﺖ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ‏» ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﭘﻮﻝ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺩﻭﺭ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﻓﻘﺮ ﻭ ﻣﺤﺮﻭﻣﯿﺖ ﻭ ﻏﺼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻨﯿﺪ.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

 

ﺭﺍﻫﮑﺎﺭﻫﺎﯼ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﻋﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﭘﻮﻝ:

ﺭﺍﻫﮑﺎﺭﺍﻭﻝ:ﺑﻪ ﻭﺟﻪ ﻣﺜﺒﺖ ﭘﻮﻝ ﺑﻨﮕﺮﯾﺪ.

۱-ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺩﻭﺭﻭ ﺩﺍﺭﺩ!
ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺳﻤﺖ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻣﺜﺒﺖ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺳﻤﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ.
لطفا ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﻣﻄﻠﺐ،ﺑﻪ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﻣﻨﻔﯽ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺭﺍ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﯿﺪ.

۲-ﺍﺳﮑﻨﺎﺱﻫﺎ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺮﺗﺐ ﻭ ﺗﻤﯿﺰ ﺩﺭ ﮐﯿﻒ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﯿﺪ.
ﻫﺮﮔﺰ ﺁﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﭽﺎﻟﻪ ﺩﺭ ﺟﯿﺐ ﺗﺎﻥ ﻧﭽﭙﺎﻧﯿﺪ!
ﺍﺳﮑﻨﺎﺱﻫﺎ ﺭﺍ ﻃﻮﺭﯼ ﺩﺭ ﮐﯿﻒ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﯿﻒ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ،ﺳﻤﺖ ﻣﺜﺒﺖ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺑﻪﺳﻮﯼ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺷﺪ.

۳- ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﭘﻮﻟﯽ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﺪ، ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﮐﯿﻒ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﻪﺁﺭﺍﻣﯽ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺳﺎﻟﻢ ﻭ ﺗﺎﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﮐﻨﯿﺪ.
ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺤﻮﯼ ﺑﻪﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺩﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﺜﺒﺖ ﭘﻮﻝ ﺑﺎﻻ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﺘﻮﺍﻧﯿﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ.
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺵ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺎﺭﺕ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﻫﻢ ﮐﺎﺭﺑﺮﺩ ﺩﺍﺭﺩ،ﺭﻭﯼ ﯾﮏﻃﺮﻑ ﮐﺎﺭﺕ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺍﺳﻢ ﺷﻤﺎ ﺩﺭﺝﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺍﯾﻦ ﺳﻤﺖ ﻣﺜﺒﺖﮐﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ.
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ، ﺩﻗﺖ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺳﻄﺢ ﻣﺜﺒﺖ ﮐﺎﺭﺕ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺑﺎﻻ ﺑﺎﺷﺪ.
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻫﮑﺎﺭ ﮐﻮﭼﮏ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﭘﻮﻝ ﯾﺎ ﮐﺎﺭﺕ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﻧﮕﺮﯾﺪ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺛﺮﻭﺕ ، ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻭ ﺷﺎﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﺍﺷﺖ.

ﺍﯾﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﭘﻮﻝ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﻤﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻮﺩ.

ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﭘﻮﻝ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ ﯾﺎ ﺣﺲ ‏«ﻣﺤﺮﻭﻣﯿﺖ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ» ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ،ﭘﻮﻝ ﺍﺯﺷﻤﺎ ﺩﻭﺭ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﻓﻘﺮ ﻭﻣﺤﺮﻭﻣﯿﺖ ﻭ ﻏﺼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻨﯿﺪ.

 

اما برگردیم سراغ  تکنیک قانون جذب پول – چگونه یک کیف پول جادویی بخرید!

ابتدای صفحه بنویسید :

پول هایی که امروز از طرف کائنات به حسابم واریز شد خدایا شکرت :

بعد شروع کنید به نوشتنِ اعداد و حروف و حتما قید کنید به تومان هست یا به دلار..

مثال :

۱۰۰۰۰۰ تومان صدهزارتومن_ ۲۰۰۰۰۰ تومان دویست هزار تومان _ ۳۰۰۰۰۰ تومان سیصد هزار تومان و همینطور صدتومن صدتومن بالا برید
یک عبارت تأکیدی انتخاب کنین و برای هر صد تومانی که بالا میره اون عبارت رو تکرار کنید مثلاً :
خدایاشککککرت که از زمین و آسمون برام پول میباره یا خدایاشکرت که پولدارترینم یا عبارت دلخواه خودتون رو بگید.

وقتی یک صفحه پر شد روز بعد از صفحه ی بعد مقدار رو افزایش بدین و ادامه بدین به زیاد کردن پولتون…

 نکته مهم :
تند تند و با عجله ننویسید و در کمال ارامش و خیلی اروم بتویسید تا حین نوشتن تجسم کنید که الان همچین پولی واقعا وارد حسابتون شده و خوشحالید و جمله تاکیدی میگیو و اینم بدونید که حتما باید در حین نوشتن تک تک ارقام حس شادی و عشق به پول و اینکه واققعاً این پول وارد حسابتون شد را داشته باشید و از لحظه ی اول تا آخر تمرین لبخند بزنید و شاد باشید و خداروشکر کنید. نوشتن بدون احساس بی فایده است.

امیدوارم از روش قانون جذب پول – چگونه یک کیف پول جادویی بخرید! بتونید ثروت زیادی رو در زندگیتون جاری کنید.

و الهی همیشه زندگیتون پر از برکت و فراوانی باشه دوستای خوبم

بهنام جعفری