, , , ,

ضمیرناخودآگاه چیست؟ – چگونگی کارکرد ضمیر ناخودآگاه

ضمیرناخودآگاه چیست؟

ضمیرناخودآگاه چیست؟ – چگونگی کارکرد ضمیر ناخودآگاه

در این مقاله به تعریف ضمیرناخودآگاه و اینکه ضمیر ناخودآگاه چیست ؟ و همینطور کار کرد ضمیر ناخودآگاه می پردازیم.

ضمیرناخودآگاه دارای قدرت بیکرانی است که اگر بدانیم چطور از آن اسفاده کنیم و  به رفتار و فکرهایی که به آن عادت می‌کنیم پاسخ می‌دهد. این بخش از ذهن، کاملاً خنثی است و خوشحال است که هر عادتی را «چه خوب و چه بد» نرمال و طبیعی می‌داند. ما با بی‌خیالی در هر دقیقه از زندگی‌مان به افکار منفی اجازه می‌دهیم که وارد ضمیر ناخودآگاهمان شوند و بعد وقتی همین افکار در تجربیات و روابط روزانه‌مان بروز پیدا می‌کنند تعجب می‌کنیم.

وقتی ضمیر ناخودآگاه شاهد یک اتفاق باشد از آن عکس می‌گیرد و آن را به یاد می‌آورد و ضمیر ناخودآگاه برعکس عمل می‌کند یعنی قبل از اینکه یک اتفاق بیفتد آن را می‌بینند (به همین دلیل است که نیروی شهود اشتباه نمی‌کند.)

 

البته بعضی چیزها برایمان اتفاق می‌افتند که ما هیچ نقشی در ایجاد کردنشان نداشته‌ایم و چنین مواردی نادر هستند. اما اکثر مواقع اتفاقات بدی که برایمان می‌افتند از قبل در ضمیر ناخودآگاهمان وجود داشتند و منتظر فرصتی بودند تا بروز پیدا کنند.

این‌یک واقعیت تلخ است اما اینکه بدانیم ضمیرناخودآگاه چیست و  آشنایی با ضمیر ناخودآگاه باعث پیشرفتمان می‌شود: به این معنی که ما فقط با کنترل کردن تصاویری که وارد ضمیر ناخودآگاهمان می‌کنیم می‌توانیم زندگی‌مان را از نو بسازم.

این نکته به‌علاوه دستورالعمل‌ها و جملات تلفیقی مثبت که بهترین تأثیر را روی ضمیرناخوداگاهتان خواهند داشت کتاب مورفی را به ابزاری برای آزادی تبدل کرده‌اند.

درک ضمیر ناخودآگاه به‌عنوان یک مکانیسم عکس‌برداری، دغدغه و تلاش سخت را برای تغییر دادن زندگی‌تان از بین می‌برد زیرا فقط کافی است تصاویر قبلی را با تصاویر جدید جایگزین کنید سپس خواهید دید که به چه سادگی زندگی‌تان تغییر می‌کند.

ایمان همراه با آرامش = نتایج مثبت

ضمیر ناخودآگاه با ضمیرخوداگاه تفاوت زیادی دارد. یکی اینکه نمی‌توان به هیچ کاری مجبورش کرد. اگر با آرامش به این مسئله ایمان داشته باشید که می‌تواند به‌آسانی کاری را که به او محول کرده‌اید انجام بدهد به بهترین شکل پاسخ می‌دهد.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: راه های دست یابی به ضمیر ناخودآگاه از طریق قانون جذب

سخت تلاش کردن که ممکن است برای انجام کاری که به ضمیر ناخودآگاهتان این‌طور القاء می‌کند که مشکلات زیادی درراه رسیدن به هدفتان وجود دارد.

علاوه بر ایمان همراه با آرامش، احساساتت نیز باعث افزایش سادگی کار ضمیر ناخودآگاه می‌شوند. یک ایده یا فکر به‌تنهایی ممکن است ضمیر خودآگاه را تحریک کند اما ضمیر ناخودآگاه دوست دارد همه‌چیز با احساسات همراه شود.

وقتی یک فکر به احساس و یک تصویر به اشتیاق تبدیل می‌شود ضمیرناخوداگاه باسرعت و فراوانی، چیزی را که می‌خواهید به شما تحویل می‌دهد.

مورفی می‌گوید ایمان به عملکرد ضمیر ناخودآگاه از دانستن شیوه کارکرد آن مهم‌تر است. ویلیام جیمز، پدر روانشناسی امریکا، معتقد بود که بزرگ‌ترین کشف قرن نوزدهم کشف قدرت ضمیر ناخودآگاه بود که به قدرت ایمان اضافه شد.

ضمیرناخودآگاه چیست؟ -چگونگی کارکرد ضمیر ناخودآگاه شاید این مسئله که شما می‌توانید با تغییر دادن فضای ذهنتان زندگی‌تان را تغییر بدهید در کنار کشف قاره‌های جدید، الکتریسیته یا نیروی بخار در کتاب‌های تاریخ نیامده باشد اما همه افراد بزرگ از آن باخبر هستند.

باور به اینکه دانستن اینکه ضمیرناخودآگاه چیست باعث موفقیت میشود

مورفی می‌گوید: قانون ذهن شما همان قانون باور است. اعتقادات ما زندگی‌مان را می‌سازند. ویلیام جیمز متوجه شده بود هر چه که مردم انتظارش را داشته باشند اتفاق می‌افتد و اصلاً مهم نیست درزمانی که به چیز مورد نظرشان فکرمیکنند آن چیز وجود دارد یا خیر.

ما در غرب به حقیقت بیشترین بها را می‌دهیم اما با اینکه حقیقت، مهم است در مقایسه باقدرت حقیقی باور، ضعیف است. هر چیزی که به ضمیر ناخودآگاهتان بدهید، راست یا دروغ، خوب یا بد، به‌عنوان حقیقت می‌پذیرد. حواستان باشد که در مورد بدبختی شوخی نکنید زیرا ضمیر ناخودآگاه اصلاً شوخ‌طبع نیست.

انسانی که ازنظر روانی آشفته است با فردی که ازنظر روانی سالم است ازنظر قدرت باور، برابری می‌کند.

وقتی یک دیوانه در آسایشگاه روانی می‌گوید که الویس پرسلی است «دروغ نمی‌گوید» زیرا واقعاً فکر می‌کند که پرسلی است. ما باید از همین قدرت برای اهداف سازنده استفاده کنیم. آرزو نکنیم بلکه مطمئن باشیم همسر  ایده آل یا نابغه دنیای تجارت هستیم.

راهش فقط این است که هدفی را که تقریباً احمقانه و غیرممکن به نظر می‌رسد انتخاب کنیم و به آن باور و ایمان داشته باشیم؛ مثلاً چیزی که یک سال پیش ازنظرمان غیرممکن بود و درعین‌حال آرزوی قلبی ماست.

, , ,

عادت ها چطور در مغز ما شکل میگیرند؟ نقش عادت در زندگی

نقش عادت ها در زندگی

عادت ها چطور در مغز ما شکل میگیرند؟ نقش عادت در زندگی

تعریف عادت  و اینکه عادت چیست را در این مقاله به صورت مختصر بررسی میکنیم.

وقتی کاری را برای اولین بار انجام می‌دهیم، یک ارتباط فیزیکی و یک‌رشته‌ی عصبی نازک ایجاد می‌کنیم که به ما امکان می‌دهد در آینده مجدداً به آن احساس یا رفتار دسترسی داشته باشیم. این‌گونه تصور کنید: هر بار که رفتاری را تکرار می‌کنیم، این ارتباط تقویت می‌شود و ما یک‌رشته‌ی دیگر به رابطه‌ی عصبی‌مان اضافه می‌کنیم.

تعریف عادت و اینکه عادت چیست و پیوند عصبی وقتی که یک عادت در ذهن شکل میگیرید را در این مقاله به صورت مختصر بررسی میکنیم.

با تکرار احساسات مناسب، می‌توانیم هم‌زمان رشته‌های زیادی را اضافه کنیم، قدرت کشش این الگوی احساسی یا رفتاری را ارتقا دهیم تا آنکه درنهایت، برای این رفتار یا احساس یک‌رشته‌ی اصلی داشته باشیم.

در اینجاست که دائماً خود را مجبور به بروز این احساسات یا رفتارها می‌کنیم. به عبارت دیگر، این ارتباط به چیزی مبدل می‌شود که ما آن را ((سوپر اتوبان)) می‌نامیم، همچنین این ارتباط، موجب می‌شود که یک رفتار را پیوسته نشان دهیم.

این پیوند عصبی، یک واقعیت بیولوژیکی و کاملاً فیزیکی است. به این خاطر است که فکر می‌کنیم بروز تغییر، معمولاً بی‌تأثیر است.

پیوندهای عصبی ما ابزاری برای بقا است و در سیستم‌های عصبی‌مان، به‌صورت ارتباطات فیزیکی هستند، نه خاطرات نامحسوس! مایکل مرزنیخ از دانشگاه کالیفرنیای سان فرانسیسکو، به‌صورت علمی ثابت کرده که هر چه بیشتر یک رفتار را تکرار کنیم، آن الگو قوی‌تر خواهد شد. مرزنیخ، اعصاب مربوط به یکی از انگشتان میمون را در مغز او مشخص کرد. سپس میمون را آموزش داد که برای گرفتن غذایش فقط از آن انگشت استفاده کند.

مرزنیخ برای بار دیگر اعصاب مربوط به لمس دست را در مغز میمون آزمایش کرد و متوجه شد بخش پاسخ‌دهنده با سیگنال انگشت در اثر استفاده‌ی زیاد، حدود شش‌صد درصد رشد کرده بود. بدین ترتیب، میمون هنوز هم این رفتار را ادامه می‌داد، حتی درحالی‌که دیگر به خاطر این رفتار به او جایزه‌ای داده نمی‌شد، چون دیگر مسیر فیزیکی این پاسخ به‌صورت قدرتمندی شکل‌گرفته بود. نمونه‌ی این امر در رفتار انسانی، افرادی هستند که سیگار را ترک کرده‌اند، اما هنوز فشار و ناراحتی را احساس می‌کنند. چرا این امر مهم است؟ این فرد به‌صورت فیزیکی به سیگار کشیدن مرتبط می‌شود.

این نکته توضیح می‌دهد که چرا درگذشته به‌سختی می‌توانستید در الگوهای احساسی یا رفتاری‌تان تغییر ایجاد کنید. شما صرفاً یک عادت نداشتید، بلکه درون سیستم عصبی‌تان شبکه‌ای از پیوندهای عصبی قوی داشته‌اید. ما با بروز مداوم احساسات یا رفتارها، به‌صورت ناخودآگاه چنین پیوندهای عصبی را به وجود می‌آوریم.

چگونه عادت های بد خود را ترک کنیم و اگر مدت‌ها است که یک احساس یا رفتار خاص را نشان نمی‌دهید، اگر مدت زیادی است که از روش قدیمی‌تان بهره نمی‌برید، ارتباطات عصبی تضعیف می‌شوند و نابود می‌گردند. بنابراین، رفتارها یا الگوهای احساس تضعیف‌کننده از بین خواهند رفت. معنای دیگر این نکته آن است که اگر از احساس و شور و حرارتتان استفاده نکنید، آن‌ها کاهش خواهند یافت. به یاد داشته باشید شجاعت، اگر به کار گرفته نشود، کم می‌شود.

تعهد، اگر اعمال نشود، ضعیف می‌گردد. عشق، اگر تقسیم نشود، هدر می‌رود.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: چه عادت ها و مهارتهایی که باعث رشد تاثیر قانون جذب میشوند؟

 

علم پیوند عصبی، شش مرحله را نشان می‌دهد که به‌صورت خاص برای تغییر یک رفتار از طریق شکستن الگوهایی تضعیف‌کننده طراحی‌شده است؛ اما در ابتدا باید بدانیم که مغز چگونه یک پیوند عصبی ایجاد می‌کند. هر بار که درد یا لذتی را تجربه می‌کنید، مغز به‌سرعت به دنبال دلیل آن می‌گردد و از سه معیار زیر استفاده می‌کند:

۱-مغزتان به دنبال چیزی بی‌نظیر است. برای آنکه مغز گزینه‌های موجود را غربال کند، می‌کوشد تا به کشف عامل غیرمعمول بپردازد. منطقی است که اگر احساسی غیرعادی داشته باشید، چون یک دلیل غیرعادی نیز وجود دارد.

۲-مغرتان به دنبال چیزی است که هم‌زمان صورت می‌گیرد. این نکته در چرخه‌ی روان‌شناسی به‌عنوان ((قانون ساحر)) خوانده می‌شود. آیا این امر بدان معنا نیست که آنچه در لحظه‌ی درد یا لذت شدید یا نزدیکان رخ می‌دهد، احتمالاً علت آن احساس می‌باشد؟

۳-مغزتان به دنبال رابطه‌ای منطقی است. اگر درد یا لذتی را احساس می‌کنید، مغزتان به‌سرعت به موارد بی‌نظیری که در اطرافتان به‌صورت هم‌زمان روی می‌دهند، توجه می‌کند. اگر عاملی که این دو معیار را برآورده می‌سازد، پیوسته در هنگام احساس درد یا لذت روی دهد، می‌توانید مطمئن شوید که مغرتان آن را به‌عنوان دلیل خواهد شناخت. البته در اینجا این چالش وجود دارد که وقتی درد یا لذتی را تجربه می‌کنیم، می‌کوشیم انسجام آن را تعمیم دهیم.

البته این امر مهم نیست، بلکه نفوذ و تأثیر آن بسیار اهمیت دارد. شما می‌توانید نسبت به پول، پیوندهای لذت‌بخش‌تر یا دردناک‌تر داشته باشید؛ اما اگر فقط یکی از این پیوندها قوی‌تر باشد، آن پیوند عصبی غلط می‌تواند توانایی شمارا برای کسب موفقیت مالی از بین ببرد.

وقتی به نقطه‌ای می‌رسید که رنجی را احساس می‌کنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ من این نکته را ((مانع درد)) می‌نامم. اغلب وقتی چنین شرایطی ایجاد می‌گردد، ما می‌ایستیم و نمی‌دانیم چه‌کاری باید انجام دهیم. معمولاً ما آنچه کمتر ناراحتمان می‌کند را انتخاب می‌کنیم.

داشتن یک ذهن خوب کافی نیست، مهم آن است که آن را خوب به کار ببرید. (رنه دیسکاتس)

 

به‌هرحال برخی افراد اجازه می‌دهند این درد تمام وجود آن‌ها را در برگیرد و آن‌ها را آشفته کند و در این حالت، آن‌ها ناتوانی را تجربه می‌کنند. شما با استفاده از شش مرحله NAC، می‌دانید این الگوهای تضعیف‌کننده را از بین ببرید.

بدین ترتیب، شما مسیرهایی را ایجاد خواهید کرد و دیگر فقط آرزوی ترک یک رفتار نامطلوب یا غلبه بر آن را در کوتاه‌مدت ندارید، بلکه درواقع خودتان را مجهز می‌کنید تا با هماهنگی با انتخاب‌های جدید و تقویت کنندتان رفتار نمایید بدون تغییر رنج‌ها و لذت‌ها تان در سیستم عصبی، هیچ تغییری پایدار نخواهد بود.

پس‌ازآنکه این شش مرحله را خواندید و درک کردید، من شمارا دچار چالش می‌کنم تا آنچه می‌خواهید اکنون در زندگی‌تان تغییر دهید را برگزینید.

هر بار که خشم خودتان را نشان می‌دهید یا بر سر فرد موردعلاقه‌تان فریاد می‌زنید، این ارتباط عصبی را تقویت می‌کنید و احتمال انجام این کار را افزایش می‌دهید.

خبر خوب این است که تحقیقات نشان داده‌اند وقتی میمون را مجبور کردیم دیگر از انگشت خود استفاده نکند، بخشی از مغز که این ارتباطات عصبی را به وجود می‌آورد، کوچک و بنابراین، پیوندهای عصبی‌اش تضعیف شدند. این نکته برای کسانی که می‌خواهند عادتی را ترک کنند، خبر بسیار خوبی است!

 

 

, , ,

کارگاهی به وسعت ذهن – قوانینی که منجر به موفقیت میشود

قدرت ذهن وتجسم خلاق

کارگاهی به وسعت ذهن – قوانینی که منجر به موفقیت میشود

خیال کارگاهی است که در آن تمام برنامه‌های ناشی از انسان شکل می‌گیرد. عمل به کمک قوه‌ی تخیل ذهن جاری می‌شود.

گفته‌اند که انسان می‌تواند هر چه را که در ذهن تصور کند و در خیال ببینید ایجاد نماید.

انسان به کمک خیال در ۵۰ سال گذشته بیش از تمام طول تاریخ زندگی بشری قبل از آن نیروهای طبیعت را کشف و از آن به سود خود استفاده کرده است. انسان چنان فضا را در تسخیر خود درآورده که پرندگان را به احساس ضعف و حقارت مجبور کرده است.

انسان توانسته از فاصله میلیون‌ها کیلومتری خورشید را بررسی نماید، به‌سرعت سفر خود افزوده آن‌گونه که می‌تواند با سرعتی بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر در ساعت سفر کند. تنها محدودیت انسان محدوده‌ی منطق استدلال و استفاده و پرورش قوه‌ی تخیل است.

اما این انسان هنوز در استفاده از قوه‌ی خیال خود راهی دراز در پیش دارد. انسان به‌تازگی این را دریافته که تصوری دارد و استفاده از آن را به‌تازگی شروع کرده است.

 دو شکل تصور

ذهن خیالی انسان به دو شکل تصور خلاق و تصور مصنوعی عمل می‌کند. تصور مصنوعی. به کمک این ذهنیت انسان مفاهیم، نظر‌گاه‌ها و یا برنامه‌های گذشته را با ترکیبی جدید اراده می‌دهد. درواقع این ذهنیت چیزی را خلق نمی‌کند بلکه صرفاً به استناد تجربه، آموزش و مشاهدات دریافتی گذشته کار می‌کند. این ذهنیتی است که اغلب مخترعین از آن استفاده می‌کنند.

تصور خلاق. به کمک ذهن خلاق انسان بافراست لایتناهی در ارتباط می‌شود. انسان به کمک این ذهنیت الهامات را دریافت می‌کند. به‌وسیله این ذهنیت است که نظرگاه‌های جدید به انسان منتقل می‌شود به کمک این ذهنیت است که شخص می‌تواند با ذهن نیمه هوشیار سایرین ارتباط برقرار سازد.

تصور خلاق حالت خود به خودی دارد. موضوعی است که آن را در فصل‌های بعد به‌طور کامل توضیح داده‌ام. این ذهنیت تنها زمانی عمل می‌کند که ذهن هوشیار به‌سرعت در حال فعالیت است.

گوش‌به‌زنگی ذهن خلاق در صورت استفاده از آن افزایش می‌باید. رهبران بزرگ صنعت،‌ اقتصاد و امور مالی،‌هنرمندان،موسیقی‌دان‌ها، شعرا و غیره ازآن‌جهت کبیر شده‌اند که از تصور خلاق خود استفاده کرده‌اند.

درست به همان شکل که وقتی از عضله‌ای بیشتر استفاده می‌کنیم قوی‌تر،‌ می‌شود، استفاده از ذهنیت خلاق و مصنوعی نیز آن را قوی‌تر می‌کند.

میل تنها یک انگیزه است، موضوعی مجرد است و به‌خودی‌خود ارزش ندارد مگر آنکه آن را به معادل فیزیکی خود تبدیل کنیم.

درحالی‌که تصور مصنوعی در جریان تبدیل انگیزه و میل به پول اغلب مورداستفاده قرار می‌گیرد. باید به این حقیقت توجه داشت که ممکن است مجبور شوید که با شرایط و موقعیت‌هایی روبرو گردید که به تصور خلاق نیز نیاز داشته باشید.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید: با قدرت شگفت انگیز مغزتان آشنا هستید؟ شگفتی مغز انسان

تصور خود را تمرین دهید

ممکن است تصور شما اگر از آن استفاده نکنید ضعیف شود. اما می‌توانید با استفاده از آن، آن را قوی کنید. این ذهنیت از بین نمی‌رود هرچند که ممکن است در صورت استفاده نکردن مرتب از آن ضعیف شود.

در حال حاضر توجه خود را به رشد تصور مصنوعی محدود کنید زیرا این ذهنیتی است که از آن در جریان تبدیل میل به پول استفاده بیشتری خواهید کرد.

تبدیل انگیزه ناملموس میل به یک واقعیت ملموس یعنی پول مستلزم داشتن برنامه‌یا چند برنامه است. این برنامه را باید به کمک تصور و بیشتر با قوه‌ی ذهنی مصنوعی ایجاد کنید. تمام مقاله را یک‌بار بخوانید و دوباره به این فصل رجوع کنید و بی‌رنگ برای تبدیل میل خود به پول برنامه‌یا برنامه‌هایی تدارک ببینید.

دستورالعمل‌های دقیق برای تهیه‌ی برنامه تقریباً در همه مقاله توضیح داده‌شده‌اند. دستورالعملی را که بیش از دیگران نیاز شمارا برآورده می‌سازد انتخاب کنید.

بعد، برنامه خود را روی برگ کاغذی بنویسید. به‌محض اینکه این کار را انجام می‌دهید به میل ناملموس خود شکلی حقیقی می‌دهید. بار دیگر جمله قبلی را به صدای بلند و شمرده بخوانید.

به خاطر داشته باشید به‌محض آنکه میل خود را خلاصه می‌کنید و طرحی برای تحقق آن می‌ریزید، به‌محض آنکه خواسته خود را روی کاغذ می‌آورید و طرحی برای تحقق آن می‌ریزید، قدم‌های نخست را برداشته‌اید. همین اندازه برای تبدیل اندیشه شما به معادل فیزیکی آن کافی است.

قوانینی که به موفقیت منجر می‌شوند

زمینی که روی آن زندگی می‌کنید، خود شما و سایرین حاصل تغییرات تکاملی هستید که از نظم و ترتیبی بدیع برخوردار است. از آن گذشته زمین، هر یک از میلیاردها سلول بدن شما و هریک از اتم‌های ماده ابتدا شکلی از انرژی ناملموس داشته‌اند.

میل به انگیزه فکری است. انگیزه‌های فکری اشکالی از انرژی هستند. وقتی باانگیزه فکری میل به انباشت پول شروع می‌کنید از همان قوانینی که طبیعت برای ایجاد این جهان از آن استفاده کرد سود می‌جویید. می‌توانید از قوانین خدشه‌ناپذیر استفاده کنید.

اما ابتدا باید با این قوانین آشنا شوید و طرز استفاده از آن‌ها را بیاموزید. امیدوارم بتوانم شمارا در موقعیتی قرار دهم تا از سر همه موفقیت‌هایی که تاکنون به‌دست‌آمده باخبر شوید. شاید این گفته من عجیب به نظر برسد اما ((سّر)) به مفهوم ((سّر)) وجود خارجی ندارد. طبیعت آن را در زمینی که روی آن زندگی می‌کنیم، در ستاره‌ها و سیاره‌ها و در هر تیغه علف و در هر شکلی از زندگی که آن را می‌بینیم تبلیغ کرده است.

اصولی که هم‌اکنون می‌خوانید شمارا به درک تصور و تخیل کمک می‌کند. وقتی مطلب را دوباره و چندباره بخوانید می‌بینید که آن را به‌خوبی درک می‌کنید. تصور شما وسیع‌تر می‌شود. از همه این‌ها مهم‌تر تا زمانی که سه بار این مقاله را نخوانده‌اید به اصول مطرح‌شده تردید نکنید.

استفاده عملی از تصور

نقطه شروع هر موفقیت،‌ وجود یک نظری یا نظر‌گاه است که این نیز ناشی از تصور می‌باشد. اگر موافقید برخی از این نظر‌گاه‌ها را بررسی کنیم به این امید که بامطالعه این نمونه‌ها اطلاعاتی قطعی درباره نقش تصور در انباشت ثروت به دست آورید.

 

 

 

 

, ,

توانایی ذهن و ارتباط فیزیکی و رشته‌ های عصبی در مغز

از قدرت ذهن و مغز چطور میشود استفاده کرد؟

توانایی ذهن و ارتباط فیزیکی و رشته‌ های عصبی در مغز

وقتی کاری را برای اولین بار انجام می‌دهیم، یک ارتباط فیزیکی و یک‌رشته‌ی عصبی نازک ایجاد می‌کنیم که به ما امکان می‌دهد در آینده مجدداً به آن احساس یا رفتار دسترسی داشته باشیم.

این‌گونه تصور کنید:

هر بار که رفتاری را تکرار می‌کنیم، این ارتباط تقویت می‌شود و ما یک‌رشته‌ی دیگر به رابطه‌ی عصبی‌مان اضافه می‌کنیم.

با تکرار احساسات مناسب، می‌توانیم هم‌زمان رشته‌های زیادی را اضافه کنیم، قدرت کشش این الگوی احساسی یا رفتاری را ارتقا دهیم تا آنکه درنهایت، برای این رفتار یا احساس یک‌رشته‌ی اصلی داشته باشیم.

در اینجاست که دائماً خود را مجبور به بروز این احساسات یا رفتارها می‌کنیم. به عبارت دیگر، این ارتباط به چیزی مبدل می‌شود که ما آن را ((سوپر اتوبان)) می‌نامیم، همچنین این ارتباط، موجب می‌شود که یک رفتار را پیوسته نشان دهیم.

این پیوند عصبی، یک واقعیت بیولوژیکی و کاملاً فیزیکی است. به این خاطر است که فکر می‌کنیم بروز تغییر، معمولاً بی‌تأثیر است. پیوندهای عصبی ما ابزاری برای بقا است و در سیستم‌های عصبی‌مان، به‌صورت ارتباطات فیزیکی هستند، نه خاطرات نامحسوس!

مایکل مرزنیخ از دانشگاه کالیفرنیای سان فرانسیسکو، به‌صورت علمی ثابت کرده که هر چه بیشتر یک رفتار را تکرار کنیم، آن الگو قوی‌تر خواهد شد. مرزنیخ، اعصاب مربوط به یکی از انگشتان میمون را در مغز او مشخص کرد. سپس میمون را آموزش داد که برای گرفتن غذایش فقط از آن انگشت استفاده کند.

مرزنیخ برای بار دیگر اعصاب مربوط به لمس دست را در مغز میمون آزمایش کرد و متوجه شد بخش پاسخ‌دهنده با سیگنال انگشت در اثر استفاده‌ی زیاد، حدود شش‌صد درصد رشد کرده بود. بدین ترتیب، میمون هنوز هم این رفتار را ادامه می‌داد، حتی درحالی‌که دیگر به خاطر این رفتار به او جایزه‌ای داده نمی‌شد، چون دیگر مسیر فیزیکی این پاسخ به‌صورت قدرتمندی شکل‌گرفته بود.

نمونه‌ی این امر در رفتار انسانی، افرادی هستند که سیگار را ترک کرده‌اند، اما هنوز فشار و ناراحتی را احساس می‌کنند. چرا این امر مهم است؟ این فرد به‌صورت فیزیکی به سیگار کشیدن مرتبط می‌شود. این نکته توضیح می‌دهد که چرا درگذشته به‌سختی می‌توانستید در الگوهای احساسی یا رفتاری‌تان تغییر ایجاد کنید.

شما صرفاً یک عادت نداشتید، بلکه درون سیستم عصبی‌تان شبکه‌ای از پیوندهای عصبی قوی داشته‌اید. ما با بروز مداوم احساسات یا رفتارها، به‌صورت ناخودآگاه چنین پیوندهای عصبی را به وجود می‌آوریم. اگر مدت‌ها است که یک احساس یا رفتار خاص را نشان نمی‌دهید، اگر مدت زیادی است که از روش قدیمی‌تان بهره نمی‌برید، ارتباطات عصبی تضعیف می‌شوند و نابود می‌گردند.

بنابراین، رفتارها یا الگوهای احساس تضعیف‌کننده از بین خواهند رفت. معنای دیگر این نکته آن است که اگر از احساس و شور و حرارتتان استفاده نکنید، آن‌ها کاهش خواهند یافت. به یاد داشته باشید شجاعت، اگر به کار گرفته نشود، کم می‌شود. تعهد، اگر اعمال نشود، ضعیف می‌گردد. عشق، اگر تقسیم نشود، هدر می‌رود.

داشتن یک ذهن خوب کافی نیست، مهم آن است که آن را خوب به کار ببرید. (رنه دیسکاتس)

علم پیوند عصبی، شش مرحله را نشان می‌دهد که به‌صورت خاص برای تغییر یک رفتار از طریق شکستن الگوهایی تضعیف‌کننده طراحی‌شده است؛ اما در ابتدا باید بدانیم که مغز چگونه یک پیوند عصبی ایجاد می‌کند. هر بار که درد یا لذتی را تجربه می‌کنید، مغز به‌سرعت به دنبال دلیل آن می‌گردد و از سه معیار زیر استفاده می‌کند:

۱-مغزتان به دنبال چیزی بی‌نظیر است. برای آنکه مغز گزینه‌های موجود را غربال کند، می‌کوشد تا به کشف عامل غیرمعمول بپردازد. منطقی است که اگر احساسی غیرعادی داشته باشید، چون یک دلیل غیرعادی نیز وجود دارد.

۲-مغرتان به دنبال چیزی است که هم‌زمان صورت می‌گیرد. این نکته در چرخه‌ی روان‌شناسی به‌عنوان ((قانون ساحر)) خوانده می‌شود. آیا این امر بدان معنا نیست که آنچه در لحظه‌ی درد یا لذت شدید یا نزدیکان رخ می‌دهد، احتمالاً علت آن احساس می‌باشد؟

۳-مغزتان به دنبال رابطه‌ای منطقی است. اگر درد یا لذتی را احساس می‌کنید، مغزتان به‌سرعت به موارد بی‌نظیری که در اطرافتان به‌صورت هم‌زمان روی می‌دهند، توجه می‌کند. اگر عاملی که این دو معیار را برآورده می‌سازد، پیوسته در هنگام احساس درد یا لذت روی دهد، می‌توانید مطمئن شوید که مغرتان آن را به‌عنوان دلیل خواهد شناخت. البته در اینجا این چالش وجود دارد که وقتی درد یا لذتی را تجربه می‌کنیم، می‌کوشیم انسجام آن را تعمیم دهیم.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : ۵ راز امواج ذهنی (سابلیمینال) در زندگی و جذب

البته این امر مهم نیست، بلکه نفوذ و تأثیر آن بسیار اهمیت دارد. شما می‌توانید نسبت به پول، پیوندهای لذت‌بخش‌تر یا دردناک‌تر داشته باشید؛ اما اگر فقط یکی از این پیوندها قوی‌تر باشد، آن پیوند عصبی غلط می‌تواند توانایی شمارا برای کسب موفقیت مالی از بین ببرد.

وقتی به نقطه‌ای می‌رسید که رنجی را احساس می‌کنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ من این نکته را ((مانع درد)) می‌نامم. اغلب وقتی چنین شرایطی ایجاد می‌گردد، ما می‌ایستیم و نمی‌دانیم چه‌کاری باید انجام دهیم. معمولاً ما آنچه کمتر ناراحتمان می‌کند را انتخاب می‌کنیم. به‌هرحال برخی افراد اجازه می‌دهند این درد تمام وجود آن‌ها را در برگیرد و آن‌ها را آشفته کند و در این حالت، آن‌ها ناتوانی را تجربه می‌کنند.

شما با استفاده از شش مرحله NAC، می‌دانید این الگوهای تضعیف‌کننده را از بین ببرید. بدین ترتیب، شما مسیرهایی را ایجاد خواهید کرد و دیگر فقط آرزوی ترک یک رفتار نامطلوب یا غلبه بر آن را در کوتاه‌مدت ندارید، بلکه درواقع خودتان را مجهز می‌کنید تا با هماهنگی با انتخاب‌های جدید و تقویت کنندتان رفتار نمایید بدون تغییر رنج‌ها و لذت‌ها تان در سیستم عصبی، هیچ تغییری پایدار نخواهد بود.

پس‌ازآنکه این شش مرحله را خواندید و درک کردید، من شمارا دچار چالش می‌کنم تا آنچه می‌خواهید اکنون در زندگی‌تان تغییر دهید را برگزینید. دست‌به‌کار شوید و هر یک از مراحلی را که می‌خواهید بیاموزید، دنبال کنید. بدین ترتیب، نه‌ فقط یک بخش کتاب را مطالعه کرده‌اید، بلکه درنتیجه‌ی خواندن این بخش، تغییراتی را به وجود آورده‌اید. پس بیایید شروع کنیم.

هر بار که خشم خودتان را نشان می‌دهید یا بر سر فرد موردعلاقه‌تان فریاد می‌زنید، این ارتباط عصبی را تقویت می‌کنید و احتمال انجام این کار را افزایش می‌دهید. خبر خوب این است که تحقیقات نشان داده‌اند وقتی میمون را مجبور کردیم دیگر از انگشت خود استفاده نکند، بخشی از مغز که این ارتباطات عصبی را به وجود می‌آورد، کوچک و بنابراین، پیوندهای عصبی‌اش تضعیف شدند. این نکته برای کسانی که می‌خواهند عادتی را ترک کنند، خبر بسیار خوبی است!

 

دانلود کتاب قانون جذب

,

با قدرت شگفت انگیز مغزتان آشنا هستید؟ شگفتی مغز انسان

قدرت شگفت انگیز مغز انسان

با قدرت شگفت انگیز مغزتان آشنا هستید؟ شگفتی مغز انسان

با چه موهبت فوق العاده ای به دنیا آمده ایم! آموخته ام که مغزمان می‌تواند به ما کمک کند تا به تمام خواسته هامان دست یابیم. ظرفیت و توانایی مغزمان تقریباً غیر قابل سنجش است. بیشتر ما اطلاعات بسیار کمی در مورد نحوه‌ی کارآیی آن داریم، پس بیایید اندکی به این قدرت بی‌نظیر و نحوه‌ی شرطی کردن آن برای ایجاد نتایج مورد نظرمان در زندگی توجه کنیم. تصور کنید که مغزتان مشتاقانه منتظر دستورات شماست و آماده است تا خواست شمارا اجرا کند.

مغز فقط به اندکی سوخت احتیاج دارد. درواقع، به اکسیژن خونتان و اندکی گلوکز. از لحاظ قدرت و حساسیت، مغز می‌تواند حتی با بزرگ ترین تکنولوژی کامپیوترهای مدرن مقابله کنند. مغز می‌تواند در هرثانیه تا سی بیلیون بایت اطلاعات را پردازش کند و حدوداً به اندازه ی شش هزار مایل، کابل و سیم دارد. سیستم عصبی انسان حدوداً دارای بیست و هشت بیلیون نورون است. درواقع، همان سلول های عصبی که برای هدایت جریان طراحی‌شده اند.

سیستم‌های عصبی ما، بدون نورون‌ها نمی‌توانند اطلاعات دریافتی از ارگان و بخش ها را تفسیر کنند و به مغز ارسال سازند و همچنین دستورات مغز را به سایر اندام ها برسانند. هر یک از این نورون‌ها، یک کامپیوتر کوچک هستند که میتوانند حدود یک بیلیون بایت اطلاعات را پردازش کنند. این نورون‌ها به‌صورت مستقل عمل می‌کنند، اما از طریق یک شبکه ی فوق العاده شگفت آور صدهزار مایلی، رشته‌های عصبی با یکدیگر در ارتباطند.

قدرت مغزتان براز پردازش اطلاعات فوق العاده است؛ بخصوص زمانی که آن را با قدرت کامپیوتر مقایسه کنید، خواهید فهمید که یک کامپیوتر، حتی سریع ترین کامپیوتر ها میتوانند هر بار فقط یک ارتباط ایجاد کنند. در مقایسه با عکس العمل یک نورون که ظرف کمتر از بیست میلی ثانیه به هزاران هزارنورون دیگر منتقل می‌گردد؛ یعنی ده برابر کمتر از پلک زدن.

یک نورون برای ارسال یک سیگنال در مقایسه با کامپیوتر به یک میلیون بار زمان کمتری نیاز دارد. بنابراین، مغز می‌تواند در کمتر از یک ثانیه، چهره ی افراد آشنا را تشخیص دهد. درواقع، قدرتی ماورای تونایی قدرتمندترین کامپیوتر ها.

مغز به این خاطر چنین سرعتی دارد، چون برخلاف کامپیوترها، بیلیون‌ها نورون هم‌زمان به ساخت یک شکل می پرازند. بنابراین، چرا ما با داشتن چنین قدرت فراوانی نمی‌توانیم همیشه شاد باشیم؟

چرا نمی‌توانیم رفتارهایی، مثل سیگار کشیدت، اعتیاد، پرخوری یا طفره رفتن را تغیر دهیم؟ چرا نمی‌توانیم به‌سرعت افسردگی مان را را نماییم، نا امیدی را ترک کنیم یا هر روز از زندگی لذت ببریم؟ ما می‌توانیم! هر یک از ما در این سیاره، یک کامپیوتر فوق العاده قدرتمند داریم؛ اما متأسفانه هیچ کس دستورالعمل استفاده از آن را به ما نداده است. بیشتر ما نمی‌دانیم مغزمان چگونه کار می‌کند.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید : قدرت درون و قانون جذب -چطور نیروی درونی خود را فعال کنیم؟

بنابراین، می‌کوشیم روشمان را تغییر دهیم، درحالی‌که رفتارهای ما از سیستم عصبی‌مان نشأت می‌گیرند و به‌صورت ارتباطات نورونی- می باشند که من آن را پیوند عصبی می‌نامم.

علم نورون‌ها (عصب‌ها): بلیط شما برای تغییری پایدار

پیشرفت‌های قابل‌توجهی درزمینه‌ی شناخت ذهن انسان به خاطر ارتباط بین دو بخش کاملاً متفاوت به‌دست‌آمده‌اند: بیولوژی نورون‌ها، نحوه‌ی مطالعه‌ی کارایی مغزمان و علوم کامپیوتری رابطه بین این علوم، ((علم نورون‌ها)) را به وجود آورده است. دانشمندان نورون شناس، پیوندهای نورونی را موردبررسی قرار داده و دریافته‌اند که نورون‌ها پیوسته پیام‌های الکتروشیمیایی را به مسیرهای عصبی ارسال می‌کنند و بدین ترتیب، در مسیر آن‌ها هیچ‌گونه ترافیکی وجود ندارد. این ارتباطات در یک‌لحظه صورت می‌گیرند. هر ایده یا خاطره‌ای در مسیر خود حرکت می‌کند و هم‌زمان با آن‌ها بیلیون‌ها پیام دیگر در مسیرهای جداگانه‌ی خودشان حرکت می‌کنند.

ما با این حرکات می‌توانیم در ذهنمان از خاطره‌ی یک جنگل کاج باران‌خورده، به ملودی فراموش‌نشدنی یک آهنگ، برنامه‌ی گذراندن عصر با فرد موردعلاقه‌مان یا اندازه و بافت انگشت شصت دست نوزادان بپردازیم.

این سیستم پیچیده، علاوه بر اینکه به ما امکان می‌دهد از زیبایی‌های جهانمان لذت ببریم، به ما یاری می‌رساند در این جهان زنده بمانیم. هر بار که رنج یا لذتی را تجربه می‌کنیم، ذهنمان به دنبال دلیل آن می‌گردد و آن را در سیستم‌های عصبی‌مان ثبت می‌کند تا بتوانیم در آینده تصمیم‌گیری‌های بهتری داشته باشیم. به‌عنوان‌مثال: بدون وجود یک پیوند عصبی در ذهن، نمی‌توانیم به یاد داشته باشیم که تماس دستمان با شعله موجب سوختگی شدید می‌گردد.

احتمالاً در صورت عدم وجود یک پیوند عصبی، بارها و بارها این اشتباه را انجام می‌دادیم تا آنکه درنهایت، دستمان به‌شدت دچار آسیب می‌شد. پس می‌توان گفت پیوندهای عصبی به‌سرعت سیگنال‌هایی را به مغزمان ارسال می‌کنند که به ما یاری می‌رسانند به خاطراتمان دسترسی داشته باشیم و در زندگی‌مان با اطمینان مانور دهیم.

طبیعت برای یک ذهن عاری از احساس، محزون است و برای یک ذهن روشن، تمام دنیا در نور می‌درخشد. (رالف والدو امرسون)

این مقاله شگفت انگیز ادامه دارد…

 

مطالب قانون باور و جذب را دانلود میکنم

, , ,

قانون جذب چطور تبدیل به قانون شده‌ است !

قانون جذب چطور قانون شد؟

قانون جذب چطور تبدیل به قانون شده‌ است ! این روزها تعاریف متعددی از قانون جذب و اینکه این قانون چیست و چگونه کار می‌کند می‌شنویم و می‌خوانیم اما همه تعریف موجود به نوعی تفسیر یک نوع موضوع و مطلب است و یا صرفاً ترجمه از متون انگلیسی تعریف قانون جذب است.

من در این مقاله سعی دارم که به بررسی جامع از قانون جذب بپردازم و مشخص کنم که این قانون چیست و چگونه کار می‌کند و چطور می‌شود از قانون جذب در زندگی کار ، تحصیل ،بهبود روابط، عشق و هر آنچه که شما به آن فکر می‌کنید استفاده کرد.

اما در این مقاله امکان اینکه تمام متمرکز روی راهکارها شوم وجود ندارد و تعاریف و نحوه کاربرد قانون جذب را در جهان از جهت‌های مختلفی بررسی می‌کنم تا شما هم با آن آشنا شود ، همچنین میتوانید وارد کانال تلگرام آموزش قانون باور و جذب بشوید وفایل صوتی این مقاله رو آنجا همواره با مثال‌های متعدد بررسی کردم گوش بدید.

قبل شروع تعاریف من یک خواهشی از تمام دوستان دارم اینکه شما برای اینکه با یک آموزش جدید دانایی تان رو افزایش بدهید باید بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای شروع به مطالعه این قوانین و آموزش‌ها بپردازید و بعد از اینکه خواندن این مقاله به پایان رسید آن وقت با دانایی‌های قبلی تون شروع به مقایسه و استدلال آن‌ها بپردازید.

برای هر آموزشی توجه به همین مورد میتونه بسیار تاثیر گزاری در اون آموزش باشه و شما یادگیریتون چندین برابر بشود و آن هم فقط همین هست که هر آموزشی که میخواید ببینید بدون توجه به دانسته‌های قبلی یا به عنوان بسیار رایج تر (با خالی کردن لیوان ) خودتون بپردازید تا بدون هیچ گونه قضاوتی نسبت به آطلاعات آموزشی و کسی که آموزش می‌دهد شروع کنید.

زیرا که وقتی شما خوتون رو پر از اطلاعات بدونید  اون روز، روز افول شماست چونکه تمام دانشمندان جهان بعد از بدست آورن کلی علم و دانش به این نتیجه رسیده‌اند که هیچ نمی‌دانند!!

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : قانون جذب به صورت کوتاه،خلاصه و کارآمد-جذب خواسته ها

حالا به تعریف قانون جذب می‌پردازیم . قانون جذب چیست؟ به نظر شما این قانون چیست ؟ چطور کار می‌کند؟

قانون جذب یکی از قوانین بسیار کاربردی در دنیا و جهان است که خیلی از افراد و دانشمندان تمایلی نداند که به صورت رسمی این قانون را اعلام کنند و به صورت آکادمیک نشان دهند! می‌پرسید چرا ؟ معلوم است خیلی از افرادی که منافعشان درگیر است و در حال استفاده بهینه و شبانه روزی از این قانون هستند به خط میفتد اگر عوام مردم جهان با این قانون آشنا شوند .

دیگر قدرت به دست آن‌ها نیست و هرکسی می‌تواند موفق و ثروتمند شود و این برای برخی افراد که از این موضوع خوششان نمیاد منسب نیست.

چون همانطور که ما در آموزه‌های دینی داریم اگر ثروت وجود نداشته باشد ایمان و اعتماد از بین می‌رود و فرد نمی‌تواند قدرت اعمال در سیاست و فعالیت‌های اجتماعی را عملا ندارد.

پس بنابراین فهمیدیم که یک قانونی مثل قانون جذب دقیقا مثل قانون جاذبه و با همان کیفیت و دقت عمل خواهد کرد اگر ما آن را بشناسیم و باتوجه به دستورالعمل‌هایی که در ادامه می‌دهم رفتار کنیم.

من همیشه برای توضیح قانون جذب یک مثال می‌زنم و اون هم این هست که قانون جذب رو به ارتباط بین یک فرستند و گیرنده تشبیه می‌کنم که این ارتباط بوسیله ارتعاش و طبق یک فرکانس خاص برای افراد بوجود میاد ، شاید بپرسید که گیرنده و فرستنده در این مثال چه کسانی هستند ؟ سوال خوبی هست ! فرستنده ما به عنوان انسان هستیم که این ارتعاش رو به یک نفر دیگر می‌دهیم و یا به جهان و کائنات ارسال می‌کنم که اون نقش گیرنده رو ایفا میکند.

ما هر روز مدام در حال ارسال ارتعاش‌های مثبت و منفی به جهان ، کائنات و افراد هستیم ، چه بخواهیم و چه نخواهیم هر روز قانون جذب در تعامل هستیم .

همیشه وقتی که این موضوع رو مطرح می‌کنم تعدادی  از عزیزان سوال می‌پرسند که چطور میشه بدون اینکه من از این قانون اطلاعی داشته باشم بتونم از اون استاده کنم؟ در جواب میگم که وقتی شما یک توپ رو از بالا به پایین پرت می‌کنید چه بخواید چه نخواید اون توپ به پایین میفته و چه قبول داشته باشید و چه قبول نداشته باشید .

یعنی چه قبول کنیم و یا نه قانون جذب هر روز مدام در حال اتفاق افتادن در زندگی ما است.

لذا نظر من این دنیا شامل یک سری قوانین است که به صورت کاملاً منظم و حساب‌شده در حال انجام کار خود هستند و حتی کوچک‌ترین خللی در آن مشاهده نمی‌شود ، بنابراین اگر کسی روش کار با آن را بداند و آموخته باشد می‌تواند به درستی از یکایک این قوانین به بهترین شکل استفاده کرده و نتیجهٔ آن را در زندگی مشاهده کند.

به عنوان مثال وقتی شما یک دستگاه گیرنده دیجیتال خریداری می‌کنید در داخل آن یک کتابچه راهنمایی قرار داده‌شده تا شما بتوانید از تمامی قابلیت‌های آن درست و  به خوبی استفاده کنید و مانع از این شوید که در بسیاری از اوقات دچار سردرگمی بشوید و از بروز حادثه‌های احتمالی در استفاده از آن و برای خود دستگاه بشوید.

پس ببینید برای یک دستگاه بسیار ساده ما با یک دستورالعمل مواجه می‌شویم ، چطور انتظار دارید در برخورد با بقیه انسان‌ها و همین طور این جهان ما قانون و دستورالعملی نداشته باشیم که بتوانیم از آن استفاده کنیم؟/

بنابراین خیلی مهم است که این قانون رو بشناسیم و بتوانیم از آن در زندگی استفاده کنیم.

 

دانلود کتاب قانون جذب

, , , ,

آهنگ زندگی -رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب(قسمت دوم)

چطور آهنگ زندگی خود را تنظیم کنیم؟

آهنگ زندگی
رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب(قسمت دوم)بینشی درباره ی رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب

قسمت دوم
این عجیب نیست که زندگی با وجود تصمیم های درست، کلیتی نادرست داشته باشد..
وقتی در یک غار بی نور گم شده باشی، تلاش می کنی راه خود را به سوی فضای باز و روشن بیابی، در این شرایط لازم است دقت کنی که هر گام خود را بدرستی و با دقت برداری و همه ی اصول غارنوردی را رعایت کنی، اما آیا برداشتن بی شمار گام درست و اصولی تو را به مقصد خواهد رساند؟
در اینجا چیزی بیشتر ازهر”گام درست” نیاز است و آن گام برداشتن در “مسیر درست” است.
زمانی زندگی برایت دلنشین و رضایت بخش خواهد بود که گام های درستت را در مسیر این رضایت خاطر برداشته باشی. چون رضایت خاطر داشتن از سفر، حاصل راضی بودن از نحوه ی برداشتن هر گام نیست ، بلکه حاصل راضی بودن از آب و هوا، طبیعت و زیبایی های جاده است.
چه زمانی از عملکرد خویش راضی خواهی بود؟
این درست مثل نقاشی می ماند.
نقاش زمانی از نقاشی خود رضایت خواهد داشت که از نحوه ی کشیدن هر قلم راضی باشد، نه
بلکه زمانی راضی خواهد بود که کل نقاشی به دلش بنشیند.
عملکردت باید به دلت بنشیند.
و اکنون این سوال:

چگونه ممکن است وقتی همه قسمت های تشکیل دهنده چیزی مطلوب باشد کلیت آن مطلوب نباشد؟!

موجود طبیعی

شاید باید پرسید چرا انتظار داریم اگر همه اجزای موجودیتی درست باشد و درست کار کند، آن موجودیت باید مطلوب و رضایت بخش باشد؟
این انتظار ناشی از عادتی است که از مشاهده مصنوعات اطراف خود بدست آورده ایم.

مثلا وقتی ماشین ما درست کار نمی کند، بدون معطلی به بررسی قطعات تشکیل دهنده آن می پردازیم. بدون شک یک یا چند قطعه باید وجود داشته باشد که درست کار نمی کنند……..
یا اگر یکی از قطعات ساعت، عملکرد درستی نداشته باشد هیچ شکی باقی نمی ماند که ساعت خوبی نخواهیم داشت..
اما این موضوع درباره خیلی از چیزها هم صدق نمی کند. مثل هنر و همه شاخه های آن.
اگر همه بیت های یک شعر درست و بر اساس قاعده های ادبی سروده شده باشد نمی توان نتیجه گرفت آن شعر، حتماً شعر خوبی است.
آیا سخنی که تک تک جملات آن درست است، حتماً پیامی خوب خواهد داشت؟
آیا این جمله ها درست هستند:
“جنگ های بزرگ که در آنها کشتار جمعی شکل می گیرد سبب کاهش جمعیت جهان می شود ”

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : آهنگ زندگی چیست؟ رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب

جمله درستی است.

“جمعیت روی زمین زیاد است”
این هم درست است.

” با کنترل جمعیت می توان زندگی بهتری برای بشریت فراهم آورد”
بله این هم جمله ای درست است.

و در نتیجه آیا این یک سخنرانی خوب است؟

جمعیت روی زمین زیاد است، با کنترل جمعیت می توان زندگی بهتری برای بشریت فراهم آورد،
جنگ هایی که در آنها کشتار جمعی شکل می گیرد سبب کاهش جمعیت جهان می شود.
نوه گم شده آدولف هیتلر

بعضی از موجودیت ها اگر همه اجزای آنها درست باشند، درست خواهند بود و اما در مورد برخی دیگر این کافی نیست. این دو دسته از موجودات تفاوتشان در مصنوعی یا طبیعی بودن است.
یعنی اینکه درست بودن جزء شرط کافی برای درست بودت کل است فقط در مورد موجودات مصنوعی صدق می کند. موجودات طبیعی ممکن است با وجود درستی اعضاء خود در کل، خوب نباشند.
اما اینکه چه موجودیتی مصنوعی است و چه موجودیتی طبیعی، درکی که من دارم مربوط به متفاوت بودن ماهیت شکل گیری و به وجود آمدن آن ها است.

فرق میان موجودات طبیعی وموجودات مصنوعی:

موجودات طبیعی آفرینشی خلاقانه دارند. آفرینشی که هرگز تکرار پذیر نیست یعنی دو موجود طبیعی حتی از یک نوع هم که باشند هرگز یکدیکر را تکرار نخواهند کرد و هیچ موجود طبیعی از روی دیگری ساخته نمی شود. این می تواند درخت، کوه، پرنده، شعر یا موسیقی و نقاشی خلاقه یا هر چیز خلاقه دیگری باشد.
اما موجودات مصنوعی از روی یک الگوی از پیش تعیین شده ساخته می شوند، آنها قابلیت تکرار و کپی شدن را دارند.
خلقت موجود طبیعی دارای خلاقیت است اما خلقت موجود مصنوعی الگوپذیر و فاقد خلاقیت است.
از نگاه من خود الگوی طراحی شده اولیه برای تولید محصولات مصنوعی هم می تواند موجود طبیعی است و هنر خلاقه طراحی باشد.
اما آنچه که از روی این طرح ساخته می شود حتی اگر یک مورد بیشتر هم نباشد باز هم
محصول مصنوعی و تکرار پذیر است.

دانلود کتاب قانون جذب

, , ,

نقش ایمان و اعتقاد در زندگی از دیدگاه جان آساراف(آموزش دهنده قانون جذب)

نقش اعتقاد و ایمان

نقش ایمان و اعتقاد در زندگی از دیدگاه جان آساراف(آموزش دهنده قانون جذب)

بزرگترین کشف نسل من این است که می شود با تغییر ذهنیت، زندگی را تغییر داد.

وقتی خیابانگرد بودم، اعتقاداتی داشتم که بدون اصلاح آنها هرگز صاحب عزت نفس نمی شدم. در خیابانگردی هم صاحب اعتقاداتی شدم که بعدها به راستی کمکم کردند. به عنوان مثال، من در سال های خیابانگردی بیشتر نقش هماهنگ کننده را داشتم. بنابراین سازماندهی صحیح برای رسیدن به هدف را یاد گرفتم. تدارکات، تامین نیروی انسانی، نگه داشتن حساب و کتاب ها و فرار از قانون را در این مدت تمرین کرده بودم. اعتقاد داشتم که یک طراح خوب، یک تصویرساز بزرگ، یک انسان متفکر و یا مدیر با استعداد هستم و در دو شرکت ریماکس و بامبو هم این ها را به اثبات رساندم. خیابان یادم داد که به شمع درونم اعتماد کنم، خطر کنم، بحث کنم و در کارم تجدیدنظر کنم.

هر آدمی هزاران اعتقاد منفی و مثبت دارد که رفتار و ادراک او را تعیین می کنند. هیچ کس نمی تواند با داشتن اعقادات منفی، مثبت بر اساس اعتقادات اوست. برای نمونه، هر قدر برای خودتان بیشتر ارزش قایل باشید، ثروتمند می شوید. اعتقادات درباره سلامت و تغذیه، ظاهر را شکل می دهد. فرض کنید صورت غذای یک رستوران مقابلتان است. انتخاب می کنید، سفارش می دهید و غذایی را میل می کنید که با اعتقادات شما در زمینه سلامت و تغذیه همخوانی دارد. نتیجه این تصمیم، کسب انرزی است. مدتی بعد هم ظاهرتان را تغییر می دهد. روی سلامت شما هم تاثیر می گذارد. می بینید که یک تصمیم کوچک چه محدوده عظیمی را تحت تاثیر قرار می دهد. تصمیم های غلط در محدوده ای طولانی از زمان، زندگی را ویران می کند.

یادتان باشد که اعتقادات، آدم را به سمت آرزوها یا سمت مخالف آن هدایت می کند. فیل ها را با یک طناب معمولی می بندند که راحت پاره می شود. وقتی فیل کوچک است، فیل بان آن را با زنجیری ضخیم می بندد که حتی ممکن است قوزک پای حیوان زخم شود. ظرف مدت کوتاهی حیوان شرطی می شود که تکان دادن پای زنجیر شده اش با دردی شدید همراه است. از آن به بعد پایش را تکان نمی دهد. با یک طناب نازک هم کنترل می شود، چون حیوان جرات تکان دادن پایش را ندارد. به این نحو است که یک فیل پنج تنی را با طناب به میله ی چادر می بندند. بسیاری از اعتقادات ما همان طناب نازک هستند که نمی گذارند به آرزوهایمان برسیم. برای همین است که مردم از رابطه ای ناکارآمد دل نمی کنند، به شغلی که دوستش ندارند ادامه می دهند، به سلامت خود بی توجه می مانند و… خبر خوب این است که اعتقادات را می شود تغییر داد. می توان رها شد. می توان اعتقادات را انتخاب کرد.

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قانون باورها در مورد جذب پول و ثروت

بیشتر مردم می دانند که می توانند اعتقادات خود را اصلاح کنند. کسی که با این مساله مواجه شده باشد، می داند که چقدر آرامش بخش و قدرت مند است. البته شاید ترسناک و شبیه پرواز بدون بال باشد. اما ملاک درست یا غلط بودن اعتقادات چیست؟ ملاک، خودمان هستیم. خودمان هستیم که روش پیشیان مان را ادامه می دهیم یا مسیری دیگر را انتخاب می کنیم. هرکس صلاح خود را بهتر داند و خود باید تصمیم بگیرد.

وقتی ما ازدواج می کنیم و تصمیم می گیریم زن و شوهر بمانیم، باید بدانیم که هر لحظه با هم بودن یعنی هر لحظه یک تصمیم گرفتن. وقتی زن و شوهر چنین تصمیمی بگیرند، رابطه عمیق تر و هدفمندتر می شود و صرفا بر اساس سوابق با هم ادمه نمی دهند. انتخابی که تا این حد آگاهانه باشد، به رابطه غنا می بخشد.

این در مورد همه اعتقادات صادق است. حتی به خدا هم باید آگاهانه اعتقاد داشت. این به زندگی معنی می دهد. من بعضی اعتقاداتم را که در خیابان کسب کردم، مثل خطر کردن، اعتماد به شم و شهودم، اعتمادبه نفس و تصویر ساختنم، حفظ کردم و اعتقادات عقب مانده ام را دور ریختم اعتقاداتی مثل اینکه خیلی باهوش نیستم، مردم دوستم ندارند و نباید به دیگران تغییر کرد. تغییر از درون به بیرون سیر می کند.

البته این مثل زدن کلید برق نیست. اگر با این اعتقادات زندگی کرده باشید، اگر قطعی به نظر می آیند و اگر زندگی تان به آن ها وابسته است، بی شک تغییرشان وقت گیر خواهد بود. وقتی اعتقاد محکم باشد، اعمال و رفتار به طور خودکار براساس آن صورت می گیرد و حالت دیگری امکان ندارد.

برخی اعتقادات چنان محکم هستند که تغییر آن ها کفر محسوب می شود. ولی همان طور که تمام وجود آدمی بدنش نیست، همه آدم هم اعتقاداتش نیست. ضمن اینکه برخی اعتقادات آدم را به هدف نمی رسانند.

ببینید اعتقادات تان شما را به کجا می برند. به سرزمین آرزوها می رسانند؟ یا محدودتان می کنند؟ اعتقادات مثل چشم بند عمل می کنند. می توانند کاری کنند که جز آن ها هیچ نبینید، حتی اگر کاذب باشند. این ها فقط ادراک ما از حقیقت هستند که از آموزش ها، تجربه و بررسی های گذشته سرچشمه می گیرند.

 

درست است که مردم بدون خیالات و رویاهایشان احساس پوچی می کنند، ولی بدون حرکت و اقدام نیز رویاهایشان نابود می شود. _ جانت کول

 

دانلود کتاب قانون جذب

,

قدرت درون و قانون جذب -چطور نیروی درونی خود را فعال کنیم؟

استفاده از قانون ذهن و نیروی دهن در جهت خواسته ها

قدرت درون و قانون جذب -چطور نیروی درونی خود را فعال کنیم؟

اطاعت از قدرت درون ، برای تمام کاستی ها و نیازهای انسان کافی است، قدرت درون که به انسان شکل داده و او را برای رشد در جهتی خاص هدفمند کرده، شرایط جامعه و زندگی و دولت و صنعت را هم کنترل می کند.

قدرتی که در درون شماست، در اشیای اطراف شما هم هست و هنگامی که با این قدرت به جلو حرکت می کنید، وجودتان با وجود تمام هستی یگانه می شود و اشیا و جامعه خودشان را برای منفعت رسانی به شما سازماندهی می کنند.

سرشت انسان برای رشد و تکامل طراحی شده است و تمام اشیای بیرونی که بخشی از سیستم کاینات هستند، برای ارتقا رشد به او کمک می کنند.

به محض این که یک انسان قدرت درونش را بیدار می کند و به مسیر پیشرفت پا می گذارد، پی می برد که نه تنها خدا برای اوست، بلکه طبیعت، جامعه و همنوعانش نیز در خدمت او هستند و چنانچه از این قدرت پیروی کند، تمام اشیا و کاینات در جهت کمک به او کار می کنند.

در قانون جذب آرزوی شما باید به صورت فرمان به کائنات باشد نه به صورت عجز و ناله و گدامنشانه!پس خواهش و التماس نباشد.

در ذاتِ خواهش و درخواست یک جور امکان و احتمال نشدن و رخ ندادن نهفته است و این احتمال را به صفر برسانید.

پس چه کنیم؟

فرمان بدهید و امر کنید و بگویید این خواسته من، این آرزوی من، اجابت شود همین الان و بعد یقین بدانید که امر و دستور شما اجابت می شود. درست مثل فرماندهی که می داند سربازانش بی چون و چرا از دستور او اطاعت می کنند.

به قدرت فرماندهی و فرمانروایی خود ایمان و یقین داشته باشید.

قانون جذب فقط به خواسته ها و دستورات و اوامر فرماندهان در برآوردن آرزو گوش می دهد.
درخواست های التماس گران و بینوایان و گدامسلکان هم به صورت افزایش فقر و ناداری اجابت می شود.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : قانون ارتعاش چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب

همراه با چند جمله الهام بخش و زیبا برخیزید و بدرخشید روزی مملو از آرامش دوستی و موفقیت براتون آرزو می کنم …

یادمون باشه؛
تصویر زندگیمون، همون چیزیه که با قلم افکارمون
ترسیم میکنیم. اگر نقصی توی تصویر زندگیمون میبینیم،
بهتره با پاکنی از جنس انرژی و اندیشه مثبت اون رو پاک کنیم و مجددا با قلم افکارمون
شروع به طراحی و رفع اون نقص کنیم.

یادمون باشه؛
که بزرگترین مسائل رو آدمها
خودشون با طرز فکر و دیدشون نسبت به دنیای اطراف میسازن. پس بهتره عدسی و لنز دوربین فکرمون رو
با دستمالی از جنس محبت و عاطفه و عشق و بخشش، پاک کنیم تا عکس زندگیمون شفافتر و زیباتر بیفته…

دانلود کتاب قانون جذب

, ,

قانون جذب کائنات چطور درست کار میکند؟

استفاده از قانون جذب

قانون جذب کائنات چطور درست کار میکند؟ این سوالی است که خیلی ها که با این قانون آشنا هستند از خود میپرسند وهمینطور خیلی وقت ها از طرف شما عزیزان در پیام ها میبینم که سوال هست اینجا توضیحاتی در باره خواهم داد.

تعیین هر واقعه ای از زندگیت را از قبل، از طریق افکارت جزو عادات روزانه ات قرار بده.

با فکر از قبل،پیش پیش نیروهای کائنات را در هر کاری که میکنی و هر جا که میروی تنظیم کن. در این صورت به گونه ای هدفمند زندگیت را خلق کرده ای

درخواست از کائنات برای هر آنچه میخواهی،موقعیتی به دستت میدهد تا در مورد آنچه میخواهی شفاف باشی

باور ؛مستلزمِ اقدام،صحبت و فکر است. طوری که انگار هر آنچه را خواسته ای از قبل دریافت کرده ای

وقتی تو فرکانس دریافت چیزی را از خود ساطع میکنی،قانون جذب باعث تحریک مردم،وقایع و شرایط برای تو به منظور دریافت آن می شود.

برای وزن کم کردن روی کاهش وزن تمرکز نکن در عوض روی وزن دلخواهت تمرکز کن ببین در مورد وزن دلخواهت چه احساسی داری همان احساس را داشته باش تا آن را به سوی خود فرا بخوانی برای تجربه قانون جذب اول از چیزی کوچک مثل جای پارک که آسان است شروع کن. مقتدرانه قصد کن تا چیزی کوچک را جذب کنی.

وقتی آن قدرتی را که داری تجربه و باور کردی به سراغ چیزهای مهمتر برو

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندید : قانون جذب و احساس خوب – انرژی فکر و راههای نرفته!

وقتی میخواهی اوضاع را تغییر دهی،در وهله اول باید طرز فکرت را عوض کنی.اگر هر وقت سری به صندوق پستی ات میزنی انتظار صورت حسابی را داشته باشی،حدس بزن چه میشود
صورت حساب آنجاست.تو در آن طرز فکر انتظار چیز مهمی را نداری.به فکر بدهکاری هستی.
بنابراین سر و کله بدهکاری پیدا میشود

قانون جذب همیشه فرمانبردار افکار توست

در حق خودت لطفی بکن و انتظار چک داشته باش

توقع داشتن نیروی جذب قوی و مقتدری است چون چیزها را به سوی تو میکشاند.

میل شدید،تو را با آنچه در اشتیاقش هستی ،مرتبط میکند و توقع و انتظار هم ان را به سوی زندگیت میکشاند
(باب پراکتر)

انتظار آنچه را میخواهی داشته باش نه عکس آن

هر چه هستیم نتیجه همان است ک فکرش را کرده ایم

(بودا پیش از میلاد)

در پایان هر روز قبل از به خواب رفتن،راجع به وقایع روز خود فکر کن.
اگر لحظات یا وقایعی بوده که آن طور که دلت میخواست انجام نشده،آن را به گونه ای در ذهنت مرور کن که موجب شوق و شور در تو شود.

با این کار فرکانس آن روز را پاک میکنی و علامت و فرکانسی جدید از خودت ساطع میکنی.به این ترتیب عمدا تصاویر جدیدی برای اینده ات خلق کرده ای.

 

دانلود کتاب قانون جذب