, ,

چطور مثبت اندیش باشیم؟ مثبت اندیشی یا واقع گرایی ؟

واقع گرایی یا مثبت اندیشی

چطور مثبت اندیش باشیم؟ مثبت اندیشی یا واقع گرایی ؟

اگر شما هم به دنبال کسب موفقیت و آغاز راه هستید شاید درگیر این چالش باشید که من باید خوشبین و مثبت اندیش باشم و یا واقع گرا باشم و واقعیت های جامعه و بازار را ببینم؟

به نظر شما برای موفقیت کدامیک از این دیدگاه ها درست است؟

سالها پیش در اثر اعتماد به یکی از دوستان نزدیکم دچار ورشکستگی وحشتناکی شدم. وضعیت مالی ام بسیار به هم ریخت. در اثر چکهای برگشتی و پیگیری طلبکارها، بازداشت شدم. واقعیت تلخی بود.

به نظر شما چه چیز باعث شد بتوانم از آن وضعیت خارج شوم و دوباره در مسیر موفقیت با سرعت حرکت کنم؟

شاید باورش سخت باشد اما اگر شما نتوانید درست فکر کنید، نتوانید افکارتان را مدیریت کنید و نتوانید ذهنیت مثبت را در خود تقویت کنید، هیچگاه نمی توانید در دنیای واقعی، موفقیت بزرگی برای خود رقم بزنید.

 

مثبت اندیشی به معنای خود را گول زدن نیست، مثبت اندیشی به معنای ندیدن مشکلات نیست.

بلکه مثبت اندیشی یعنی: باور داشته باشید برای هر مشکلی راهی هست، باور داشته باشید راه رسیدن به خواسته های تان عزم و اراده خودتان است.

باور داشته باشید زندگی را خودمان خلق می کنیم. باور داشته باشید که تنها خودتان مسول تمام اتفاقات زندگیتان هستید.

باور داشته باشید که در هر سن و در هر موقعیتی میتوانید از نو شروع کنید.

باور داشته باشید که انسان ها قصد آزار شما را ندارند بلکه آن ها هم مشکلات خودشان را دارند.

و از همه مهمتر: باور داشته باشید که همه چیز در دست قدرت لایزال خداوند است.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: ضمیر ناخودآگاه و ضمیر خودآگاه چیست؟ قدرت ضمیرناخودآگاه

موفقیت قبل از اینکه در دنیای واقعی شکل گیرد باید در درون شما، پذیرفته شده باشد و شما به آن ایمان داشته باشید. ایمان به موفقیت فقط با مثبت اندیشی به دست می آید‌. اما آیا فقط با مثبت اندیشی چیزی بدست می آید؟

به نظر شما اگر فقط به افکار مثبت بسنده کنید به چیزی که می خواهید می رسید؟

یقینا تا اقدامی نکنید افکار مثبت شما، چیزی نصیبتان نمی کند. اینجاست که پای واقعیت ها به میان می آید و چالش اصلی شروع می شود. بسیاری از انسانها در این مرحله سردرگم می شوند و دست از تلاش بر می دارند. چرا که واقعیت ها از افکار و خواسته هایشان بسیار فاصله دارد.

من بعنوان کسی که دوبار تجربه ورود به دنیای موفقیت و خروج از بحران و ورشکستگی را داشته ام به شما می گویم هرچقدر هم که اندیشه شما بزرگ و رویایی باشد و واقعیت زندگی تان بر خلاف آن باشد، اگر به خواسته هایتان ایمان داشته باشید و در شرایط سخت برای تحقق آن تلاش کنید و هرگز خسته نشوید، مطمئن باشید رویاهایتان محقق می شود.

همیشه انسانهایی موفق هستند که مثبت اندیشی را توام با واقعیت گرایی دارند. در عین اینکه همواره مثبت فکر می کنند و رویاهایشان را برای خود مجسم‌می سازند، واقعیت ها را می پذیرند و تلاش می کنند واقعیتها را به گونه ای تغییر دهند که آنها را حتی در حد یک گام به رویاهایشان نزدیکتر کند.

رمز موفقیت آنها در این است که آنقدر پشتکار به خرج می دهند که آن گامهای کوچک به تدریج واقعیتهای بیرونی را با اندیشه های مثبت درونی شان همراستا کند و بالاخره به خواسته شان دست یابند. شاید این فرایند سالها به طول بینجامد اما افرادی که عاشق موفقیت هستند هرگز تسلیم نمی شوند و دست از تلاش برنمی دارند.

پس یادتان باشد برای دستیابی به موفقیتهای واقعی و بزرگ باید مثبت اندیشی را توام با واقع گرایی داشت.

, , ,

موفقیت چیست؟ نقش تفکر در موفقیت فردی

نقش برنامه ریزی در موفقیت

موفقیت چیست؟ نقش تفکر در موفقیت فردی

موانع نمی‌توانند به من صدمه بزنند. هر مانعی محکوم‌به حل شدن قطعی است. آن‌که ستاره‌ای را هدف قرار داده، شکست را نمی‌پذیرد و جهتش را عوض نمی‌کند. (لئوناردو داوینچی)

موفقیت کلمه‌ای است که بیش‌ازحد، از آن استفاده می‌شود. هرکسی نظری و تعریقی از آن دارد. در بیشتر موارد با درآمد و ثروت معادل شناخته می‌شود. البته حسابی پول درآوردن جالب است. ولی آدم‌های پولداری که مشکل جسمی یا روانی دارند، کم نیستند. بیشتر اوقات، پول رابطه با همسر یا با فرزند را به هم می‌زند. خیلی‌ها سلامت خود را فدای پول می‌کنند. هرکس سلامتی‌اش را برای پول درآوردن به خطر بیندازد، تمام پولی که درآورده را برای بازیافتن آن از دست خواهد داد. در مورد رابطه با همسر و فرزند هم همین‌طور است.

بسیاری از مردم همه‌چیزشان را برای پول فدا می‌کنند. خیال می‌کنند وقتی پولدار شدند، وقت برای خانواده، سلامت و خدا خواهند داشت. اما بیشتر آنان چنین فرصتی پیدا نمی‌کنند، یعنی پول نمی‌گذارند که پیدا کنند. وقتی به خودشان می‌آیند که دیگر دیر شده است. باید بین موفقیت در تمامی وجوه زندگی تعادل برقرار باشد.

یکی از دوستان صمیمی من به نام مایکل استفونیک، بیست سال زحمت کشید تا میلیاردر شد، اما رابطه‌اش با زن و فرزندانش به هم خورد. ناگهان هم کاشف به عمل آمد که تومور مغزی دارد و به‌زودی کور می‌شود یا می‌میرد. مجبور بود به عمل جراحی تن بدهد، عملی که پنجاه‌درصد احتمال موفقیت داشت.

ظرف ۷۲ ساعت شرکتش را برای فروش گذاشت و به‌سرعت آماده‌ی مردن شد.

پس از ده ساعت عمل جراحی، یک تومور بزرگ و خوش‌خیم از سرش بیرون آوردند. مایکل سه هفته در بیمارستان بود، بعد مرخص شد و به خانه رفت.

به مدت چند ماه، آدم‌هایی که او فراموششان کرده بود – یعنی اعضای خانواده‌اش – از او پرستاری کردند. حالا مایکل به‌عنوان مشاور صنایعی که خودش پایه‌گذاری کرده بود، خیلی عالی کار می‌کند. حالا خیلی به‌سلامت، فرزندان، همسر و دوستانش توجه دارد.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: نقش برنامه ریزی در قانون جذب و رسیدن به خواسته ها

گاهی وقتی زندگی به دو مرزی خاص می‌رسد، مسائل مهم خودنمای می‌کنند.

زندگی هرروز به مرز می‌رسد و هرکسی کاری می‌کند. زندگی تجارتی است که پول رایج در آن، وقت است. یعنی عمرمان را برای به دست آوردن بعضی چیزها خرج می‌کنیم.

تصور کنید شما به‌جای مایکل بودید، چه احساسی داشتید و چه واکنشی نشان می‌دادید؟ آرزو نمی‌کردید به عقب برگردید و تجدیدنظر کنید؟

برنامه‌ریزی برای موفقیت همه‌جانبه

موفقیت گاهی معجزه‌آسا و گاهی با برنامه‌ریزی و قدم‌به‌قدم کسب می‌شود. کمتر کسی می‌داند که چگونه می‌توان موفق بود. کمتر کسی هم بعد از موفقیت، در مورد علل آن مطالعه کرده است. درنتیجه، بیشتر مردم نمی‌دانند چه توانمندی‌هایی دارند. حتی آدم‌های موفق هم نمی‌دانند. می‌دانند چه کرده‌اند،‌اما نمی‌دانند چرا و چگونه.

شما هم می‌توانید همه‌چیز داشته باشید، که البته فقط محدود به پول نیست. درواقع بیشتر آدم‌ها این حرف را قبول ندارند. محیط تولد و شرایط آن را عامل وضعیت زندگی فعلی خود می‌دانند. ولی حقیقت این است که ما خودمان شرایط و واقعیت را می‌سازیم.

اما چند نفر هستند که بر شرایط غلبه می‌کنند و به آرزوهای خود می‌رسند؟

همه‌ی آدم‌های موفق روزهای سختی داشته‌اند. نکته اینجا است که این سختی‌ها را پایان کار ندانسته‌اند.

اگر من رفاقتم را با ولگردها ادامه می‌دادم، اگر می‌گذاشتم مشکلات سلامتیم، من را عقب نگه دارد، اگر وقتی در کسب‌وکار حس کردم که جواب رد گرفته‌ام جا می‌زدم، اگر بعد از ماجراهای بدی که در ادامه شرح خواهم داد به سراغ باج‌گیری و دله دزدی بر می‌گشتم، اگر بعد از ازدواج دوم قید عشق را می‌زدم، اگر، اگر، … اگر فقط یک نفر بود که برای بدبخت بودن دلیل موجهی داشت، آن‌یک نفر من بودم. ولی من بدبخت نماندم. من یاد گرفتم که دنیا حساب‌وکتاب دارد و هر کاری راهی دارد.

حداقلش این است که مجبور نیستند درجا بزنید. خدا به شما قدرت خلق کردن داده است. هرقدر خودتان را بهتر بشناسید، بیشتر باور می‌کنید که می‌شود همه‌چیز داشت.

هرچه حساب‌وکتاب دنیا بیشتر دستتان بیاید و خودتان را بهتر بشناسید، بیشتر به توانمندی خود در ساختن زندگی شگفت‌آور پی خواهید برد.

این مقاله ادامه دارد ….

, ,

قدرت احساس و نقش آن در قانون جذب

قدرت احساس و نقش آن در قانون جذب
, , ,

ﻫﺮ ﮐﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ،ﺑﺎﻭﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ – تاثیر کلام

چطور با تغییر کلام و واژه زندگیمان را تغییر دهیم؟

ﻫﺮ ﮐﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ،ﺑﺎﻭﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ – تاثیر کلام

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ : ‏« ﻣﻦ ﺁﺩﻡ ﺯﺭﻧﮕﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ‏» ، ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺣﮑﻢ ﻣﺤﮑﻮﻣﯿﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡﻣﻮﺍﺭﺩ ﻣﻨﻔﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯾﺖ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﮐﻨﺪ؛

ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮔﻔﺖ ﻭ ﮔﻮﯼ ﺫﻫﻨﯽ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﺍﺭﯼ، ﮐﻼﻡ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻮﺿﻊ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﭼﻮﻥ ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ، ﭼﻨﺪﺑﺮﺍﺑﺮﺵ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ

ﺍﻭﻝ ﺫﻫﻨﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﮐﻦ ﻭ ﺑﺒﯿﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺧﻮﺩﮔﻮﯾﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﻣﺜﺒﺖ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻣﻨﻔﯽ؛ ﭼﻮﻥﺯﯾﺮﺑﻨﺎﯼ ﻫﺴﺘﯽ، ﺗﻔﮑﺮ ﺍﺳﺖ .

ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﻋﺎﻟﯽ ﻭ ﻣﺜﺒﺖ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﭘﯿﺶﺑﯿﺎﯾﺪ . ﻧﮕﺮﺵ ﻭ ﺫﻫﻨﯿﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺪﻩ ﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﻮﺩ ﺩﺭﺻﺪ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﺕﺑﻪ ﻧﻮﻉ ﻧﮕﺮﺵ ﺗﻮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽﺑﺴﺘﮕﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﻩ ﺩﺭﺻﺪ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﺑﯿﺮﻭﻧﯽ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : محل تولد باورها و اعتقادات کجاست؟

 

 

شما حتی بدون تلفظ کلمات هم خلق می‌کنید.

در طول زندگی خود، در حالی که تجربیات شخصی خود را دارید و زندگی دیگران را می‌بینید، اغلب چیزهایی را می‌بینید که آن‌ها را نمی‌خواهید و هر زمان که آن اتفاق در زندگی‌تان می‌افتد، درخواست‌هایی به کائنات می‌فرستید.

به طور مثال گاهی اوقات زندگی سخت می‌شود و شما می‌گویید: «من این را نمی‌خواهم! و حالا می‌فهمم که در عوض چه چیزی را می‌خواهم …!»

شما وقتی با چیزهایی که نمی‌خواهید روبرو می‌شوید، واضح‌تر می‌دانید که چه چیزهایی را می‌خواهید. چه شما از آن آگاه باشید چه نباشید، هر روز، آرزوهای جدیدی می‌کنید که زندگی‌تان مسبب آن بوده است.

خیلی از انسان‌ها از این فرآیند آگاه نیستند. حتی وقتی این توضیحات را می‌شنوند، اهمیت این تضادها را در زندگی‌شان درک نمی‌کنند.

اما شما قبل از آمدن به این سیاره می‌دانستید که این تضادها برایتان الزامی است و حتی بسیار جالب و شادی آور است.

در آن هنگام می‌دانستید که تنها راه گسترش و جاودانگی جهان وجود تضادهاست ؛ بنابراین از دیدگاه غیرمادی، می‌توانید تصویر کاملی از آفرینش و توسعه را ببینید.
پس: از تضادهای زندگیتان واهمه نداشته باشید.

شما با کلام خود میتوانید روند حوادث را تغییر دهید.

آیا هیچوقت به این موضوع فکر کرده اید که اراده ی شما،تولیدکننده افکارتان است نه اتفاقات روزمره…!!؟ افکار و تصاویر ذهنی خود را کنترل کنید و اراده خود را بر آنها تحمیل کنید…! هرگز اجازه ندهید فردی یا موضوعی افکار شما را دستخوش نوسان کند یا تصویر ذهنی نامطلوبی برای شما بسازد…!

بجای تصاویر درهم و منفی،تصاویری زیبا در ذهنتان بسازید آنگاه خواهید دید که ذهن شما چه پیشگوی قابلیست….! وقتی به چیزی فکر میکنید در واقع برایش کارت دعوت میفرستید…!  کارت دعوت افکار مثبتت رو بفرست…

 

نکته :اگر شما به خود فقط یک بار بگویید، این کار را نمیتوانم انجام دهم

باید یک نفر دیگرهفده بار به شما بگوید که شما میتوانید این کار را انجام دهید تا اثر همان یک دفعه را خنثی کند.

نتیجه اینکه قدرت نفوذ کلام شما برای خودتان هفده مرتبه از قدرت کلام دیگران برای شما قوی تر است…

پس مثبت حرف بزنیم.

 

دانلود کتاب قانون جذب

,

با قانون جذب چگونه انرژی مثبت پخش کنیم؟

انرژی کلمات و انرژی مثبت

با قانون جذب چگونه انرژی مثبت پخش کنیم؟ در این مقاله شگفت انگیز به این بحث مهم میپردازیم  که آن چه می گوییم در حقیقت فکری است که بیان می شود. کلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند که به زندگی و امورمان شکل می دهند.

من و تو، ما و شما به طور حتم می توانیم با استفاده از کلمه ها و اصطلاح های مثبت در سطی وسیع انرژی مثبت را بین همه پخش کنیم.

امروزه ثابت شده که کلمات منفی نیروی منفی به سمت شخص می فرستند و او را به سمت منفی و بیماری سوق می دهند!

به طور مثال وقتی به ما می گویند خسته نباشی دراصل خستگی را به یادمان می آورند و ناخودآگاه احساس خستگی می کنیم (با خودتان امتحان کنید) اما اگر به جای آن از یک عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نیروی ازدست رفته، ترمیم و خستگی جسم را از بین می برد بلکه نیروی مثبت و سازنده ای را به افراد هدیه می دهیم.

برای مثال:

به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت

به جای دستت درد نکنه ؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی

به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟

به جای لعنت بر پدر کسی که اینجا آشغال بریزد ؛ بگوییم: رحمت بر پدر کسی که اینجا آشغال نمی ریزد.

به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده

به جای فقیر هستم؛‌ بگوییم : ثروت کمی دارم

به جای بد نیستم؛ بگوییم : خوب هستم

به جای فراموش نکنی؛ بگوییم : یادت باشه

به جای داد نزن؛ ‌بگوییم : آرام باش

به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌ بگوییم : من سالم و با نشاط هستم

به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود

به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود

به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم : از این که وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم

به جای گرفتارم؛ بگوییم : ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود

به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما

به جای شکست خورده؛ بگوییم : با تجربه

به جای مگه مشکل داری ؛ بگوییم : مگه مسئله ای داری؟

به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست

به جای مشکل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم

شما هم می‌توانید به این لیست مواردی رو اضافه کرده و برای دیگران بفرستید…

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید: استفاده از قدرت تجسم و تصویرسازی در قانون جذب

اما نکته مهم تری که میخوام بهش اشاره کنم احساس در این کلمات هست مثلا وقتی شما میگید خسته نباشی و احساس خستگی رو به فرد منتقل کنید خیلی تاثیرش بیشتر خواهد شد ،‌اما اگر به جای آن جایگزینی انتخاب کنیم مثل خدا قوت و یا شاد باشید در این دو حالت هم باید احساس وجود داشته باشد و اگر نه صرفا یک واژه هست که تاثیر چندانی نخواهد داشت.

وقتی بعد از مدتی همدیگر را می‌بینیم، به جای توجه کردن به نقاط ضعف همدیگر و نام بردن از آن ها مثل:

چقدر چاق شدی؟”، “چقدر لاغر شدی؟”، “چقدر خسته به نظر می‌آیی؟” ، “چرا موهات را این قدر کوتاه کردی؟”، “چرا ریشت را بلند کردی؟” ، “چرا گرفته ای ؟”، “چرا رنگت پریده؟”، “چرا تلفن نکردی؟”، “چرا حال مرا نپرسیدی؟” و …

 

بهتر است بگوییم :

“سلام به روی ماهت”، “چقدر خوشحال شدم تو را دیدم” و عبارات دیگری که نه تنها بیانگر نقاط ضعف طرف مقابل ما نیست بلکه نوعی اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء می کند. البته اگر اصراری نداشته باشیم که حتماً درباره ی همدیگر اظهار نظر کنیم، وگرنه می‌شود که درباره ی موضوعات مشترک، البته در محوریت مثبت با هم صحبت کنیم.

دانلود کتاب قانون جذب

, , , , ,

راه های دست یابی به ضمیر ناخودآگاه از طریق قانون جذب

تصویر سازی ذهنی

راه های دست یابی به ضمیر ناخودآگاه از طریق قانون جذب

از راه های متعددی می توان به ضمیر نا خودآگاه دست پیدا کرد. بعضی آدم ها دوست دارند ببینند و بعضی دوست دارند لمس کنند.

هر پیام نوشتاری، شنیداری  یا لمسی، یک اتصال داخل مغز را تقویت می کند. برای اصلاح برنامه باید با وارد کردن اطلاعات مثبت جدید، ناخودآگاه را بمباران کرد. با وارد کردن مکرر اطلاعات نوشتاری، دیداری و شنیداری تا رمانی که مثبت فکر کردن حالت خودکار پیدا کند،بمباران انجام می شود.

وقتی افکار مثبت خلق و تثبیت شدند، به طور مداوم حاضر به خدمت خواهند بود تا به اهداف خو برسید. هنگام بازسازی اعتقادات باید تا حد امکان اعتقادات جدید را محکم کرد. برای این کار می شود جملات مثبت را مثل مشق شب نوشت.

به عنوان مثال، وقتی من با ورزشکارها کار می کنم هرگز نمی گویم«این کار را نکن » یا « فلان کار را انجام بده »، چون ذهن آنان روی انجام ندادن متمرکز می شود.

فعل جملات مثبت باید به زمان حال باشد. ذهن آدم ها فرقی بین گذشته و آینده قایل نیست. اگر بگوییم«من تاجر برجسته ای خواهم شد»، ضمیر نا خوداگاه ما انجام کاری را در آ ینده ثبت می کند. باید زمان فعل جمله حال باشد: «من تاجر موفقی هستم.»

من سال ها قبل یاد گرفتم که نوشتن، ابزاری قدرتمند برای تغییر است. اول اعتقادات منفی ام را کشف کردم. به شما هم این کار را یاد می دهم. خیال می کردم باهوش نیستم. می بایست این اعتقاد را می ساختم: «من خیلی باهوشم. در یاد گرفتن و پیشرفت کردن بسیار با استعداد هستم. همه ابزار ها را برای بهترین بودن دارم.»

بعد بارها این اعتقادات را نوشتم، شاید مدت دو هفته روزی بیست بار می نوشتم و چندین بار می خواندم.

این نوع نوشتن نوعی آموزش به ضمیر ناخودآگاه است. این کار تلقین نیست، ارسال اطلاعات جدید است. با تکرار اعتقادات جدید وارد ناخودآگاه می شود و تک تک سلول ها را با خود هماهنگ می کند. بعد رفتار و جذب خود به خود رخ می دهند.

یک راه دیگر برای تکرار، ضبط کردن است.یعنی از اعتقادات جدیدتان حرف بزنید، آن ها را ضبط کنید و هر روز حداقل دوبار به آن گوش بدهید.

این روش برای هر نوع اعتقادی، از موفقیت تجاری گرفته تا روابط موفق یا خلاقیت، جواب می دهد. این نوار می تواند ساده یا همراه با آهنگ، کوتاه یا طولانی باشد.

وقتی تکمیل شد، می شود هنگام رانندگی، قبل از خواب یا به محض بیدارشدن در صبح، به آن گوش داد. ابتکار دست خودتان است!

به عنوان مثال، اگر می خواهید اعتقادات شما در مورد سلامت تان عوض شود، نوار به راستی جواب می دهد. برای نوشتن متن تصور کنید زندگی در چنان حالی چطور است و همه اش را با فعل زمان حال توضیح بدهید.

این کار فقط یک قانون دارد: همه چیز را طوری توضیح بدهید که انگار از قبل وجود داشته است. شاید آن متن این طوری باشد:

دوست دارم بدوم، چون بدن آماده ای دارم. ضربان قلبم را حس می کنم. نفس های عمیق می کشم. عضلات ران و ساقم قوی هستند. من آدم سالمی هستم و به جسمم چون جایگاه مناسبی برای روحم است، احترام می گذارم. من آماده ام و بهتر از همیشه می دوم. هرروز سرعت و قدرتم بیشتر می شود…

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قدرت ضمیر خودآگاه و ذهن ناخودآگاه – اسرار مغز

 

وقتی با نوار مشغول برنامه ریزی مجدد هستید، می توانید تصویرسازی کنید چون می دانند بهتر از تمرین جسمی قوای نهفته را آزاد می کند.

 

با تصور مکرر نتیجه مطلوب، فضای شناخت در ناخودآگاه ایجاد می شود. از این راه، بدن به رفتار عادت می کند و انتظار آن را دارد.

 

مسیرها و شبکه های جدید هم  در مغز ساخته می شوند تا مغز به طور خودکار دنبال لوازم دستیابی به هدف بگردد. شبکه های جدید هم رفتار را به مسیر دیدگاه نو هدایت می کنند.

برای اینکه با گوش دادن به نوار تصویر بسازید، چشم ها را ببیدید و تصویر آنچه را می شنوید، به ذهن بیاورید. البته هنگام رانندگی یا دویدن این کار را نکنید! این طور یک فیلم ذهنی می سازید که می توانید چندین بارآن را تماشا کنید.

البته برای تصویرسازی، نوار ضرورتی ندارد. تصویرسازی به سادگی خلق اعتقادات جدید است، انگار که به یک نمایش نامه رنگ، صدا، بو یا… اضافه کنیم.

تاجران دفتر کاری زیبا، کارمندانی پرکار، فهرست های سنگین دریافتی و سیل سفارش را می بینند.

می شود با تصور رفتارهای قدیم و حذف آن ها با رفتار جدید، روش هایی تازه ساخت. آنتونی رابینز به این روش «ویژه» می گوید.

چون وقتی الگوی جدید را در ذهن تان می آورید که الگوی قدیم را کنار می زند و جایش را می گیرد، صدای «ویژه» درمی آورید.

بعضی آدم ها تصویرساز خوبی نیستند و با کمک نوار بهتر تصویرسازی می کنند. اما تصویرسازی سخت نیست. یک بار امتحان کنید. چشم ها را ببندید و فرض کنید در یک روز گرم بهاری که نسیم می ورزد، به دامن طبیعت رفته اید.

چه شد؟ تصویر را دیدید؟ اگر نه، صدای گنجشک ها را شنیدید، بوی علف را به مشام کشیدید یا نسیم را روی صورت تان حس کردید؟ اگر تصویر را ندیدید، نگران نباشید.

شنیدن، احساس کردن و بو کردن هم مثل تصویرسازی موثر هستند. اصل این است که فضا را هرچه بهتر احساس کنید. این کار میزان انرژی ما و پیام های ارسالی به کائنات را افزایش می دهد.