نوشته‌ها

, ,

نیروی موفقیت – به موفقیت خود ایمان داشته باشید

به موفقیت خود ایمان داشته باشید

نیروی موفقیت – به موفقیت خود ایمان داشته باشید

 

موفقیت به مفهوم داشتن بسیاری از مواهب نظیر: رفاه در زندگی، خانه مناسب امنیت مالی و بهره مند ساختن فرزندان از بیشترین امتیاز ها و… می باشد. موفقیت یعنی پیروزی، موفقیت یا کامیابی هدف زندگی است.

هر انسانی خواهان موفقیت بوده و طالب بهترین چیزهایی است که روزگار میتواند به او بدهد،‌ هیچکس دوست ندارد احساس حقارت کند.

ایمان قادر است کوه را جابه جا کند در این مورد نباید ایمان را با آرزو اشتباه گرفت. با آرزو کردن نمی توان کوهی را از جا به حرکت درآورد. با آرزوی صرف نمی توان به مقام رهبری دست یافت.

اما با ایمان می توانید کوهی را جابه جا کنید. اگر ایمان داشته باشید که موفق می شوید، حتماً موفق خواهید شد.

عامل اصلی و اساسی در دستیابی انسان به فضا این باور بود که فضا را می توان تسخیر کرد. بدون اعتقاد راسخ و خلل ناپذیر به توانایی فتح فضا، دانشمندان ما شهامت، علاقه وشور برا ی اقدام نداششتند. اعتقاد به پیروزی، بخش اصلی و بسیار ضرور از سرنوشت انسان های موفق است. به موفقی خود ایمان داشته باشید و یقین بدانید که حتماً موفق خواهید شد.

در زمان گفت وگو با افراد ناموفق دلایل و توجیه بسیاری در مورد عدم موفقیت آن‌ها می‌شنویم و هر چه در زمان گفت وگو با این افراد جلوتر می رویم حقیقتی آشکارتر می شود. گه گاه از زبان آن‌ها چنین جملاتی می‌شنویم: راستش را بخواهی خودم می دانستم عملی نیست یا وقتی کارها بروفق مراد پیش نرفت، چندان تعجب نکردم. طرز فکر «امتحان میکنم ولی می دانم عملی نیست» نتیجه ای جز ناکامی به بار نمی آورد.

 

بی اعتقادی یک نیروی مخرب است. سبب بسیاری از شکست ها، بی اعتقادی، عدم اطمینان، گرایش ناخودآگاه به شکست و نداشتن رغبت چندان به پیروزی است. کافی است تردید به خود راه دهید تاشکست بخورید و به پیروزی بیندیشید تا موفق شوید.

احترام گذاشتن به چهره های پیشرو خوب است، اما ستایش کردن،‌ هرگز! باور کنید بیشتر از آن‌ها هم می توان رفت، بسی فراتر از آن‌ها.

باورها شکل دهنده و تنظیم کننده رفتار انسان ها هستند. هر انسانی محصول افکار خویش است. باید بزرگ اندیش بود و اندیشه ها را رو به رشد تنظیم کرد،‌ با اعتقاد راسخ به موفقیت، موانع رابه کناری زد، باید بزرگ اندیشید و بزرگ شد.

به خود ایمان بیاورید تا اتفاقات خوب رخ دهد.

در مقاله نیروی موفقیت – به موفقیت خود ایمان داشته باشید همینطور به شما میگوییم که ذهن شما یک کارگاه فکر است. کارگاهی فعال که هر روزه افکار فراوان تولید می کند. تولید در این کارگاه ذهنی، تحت نظر دونفر سر کارگر صورت میگیرد که یکی از آن ها را آقای کامیابی و دیگری را آقای ناکام می نامیم.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: شناخت باورها – چطور ساختار باورهایمان را بشناسیم

آقای کامیاب در کار تولید ذهنیات مثبت است. تخصص او تولید دلایل بر واجد صلاحیت بودن، موفقیت و توانایی های شماست. سرکارگر دیگر، آقای ناکام، افکار منفی و تحقیر آمیزی می سازد. او در توجیه ناتوانایی ها و نارسایی های شما خبره است. شعار تخصصی او «شکست می خوریم است».

آقای کامیاب و آقای ناکام بسیار فرمان بردارند و به کوچیک ترن اشاره ای به جنبش و فعالیت در می آیند. هرگاه اشاره مثبت باشد، آقا کامیاب قدم پیش میگذارد ومشغول کارمی شود وهرگاه اشاره منفی باشد، سروکله آقای ناکام پیدا میشود.

به همان طریق که آقای ناکام می تواند به شما نشان دهد چرا نشد به فلانی جنس بفروشید، آقای کامیاب نشان می‌دهد که چگونه می توانستید آن را بفروشید.

آقای ناکام متقاعدتان می کند که شکست می خورید در حالی که که آقای کامیاب نشان میدهد چرا و چگونه پیروز خواهید شد. کار عاقلانه آن است به آقای ناکام را اخراج کنید، زیرا به او که دائماً در گوشتان می خواند: نمی توانید،‌شکست می خورید و … نیازی ندارید ولی آقای کامیاب را تمام وقت به کار بگیرید و هر زمان فکری وارد ذهن تان می شود،‌از آقای کامیاب بخواهید به آن مشغول شود. او نشان میدهد که چگونه موفق خواهید شد.

 

آنان که فرصت را تبدیل به ثروت می کنند افراد فهیمی هستند که یاد می گیرند چگونه به خود قوت قلب دهند و برای نیل به پیروزی تلاش می کنند. قدم به درون بگذارید.

دروازه های پیروزی گشاده تر از هر زمان دیگری است. از هم اکنون خود را در شمار افراد منتخبی قرار دهید که می خواهند از روزگار کام ستانند. اینجا نخستین ایستگاه موفقیت است، ولی ایستگاه مهمی است.

ایستگاه اول، ایمان داشتن به توانایی های خویش است. به موفقیت خود ایمان داشته باشید.

چگونه بر نیروی ایمان خود بیفزاییم

الف: به پیروز بیندیشید هر گز به شکست فکر نکنید. وقتی با وضعیت دشواری روبرو می شوید به خود بگویید: ((موفق خواهم شد و نه احتمالاً شکست می خورم. وقتی فرصتی به شما رو می آورد فکر کنید می توانید انجامش دهم و نه «نمی توانم».

ب: دائم به خود گوشزد کنید که از آن چه تصور میکنید بهتر هستید. افراد موفق آدم های معمولی هستند که از اعتماد به نفس و ایمان بیشتری برخوردارند هرگز خود را دست کم نگیرید.

ج: بزرگ اندیش باشید. میزان موفقیت شما را میزان بینش شما تعیین می کند.

این نکته را هم فراموش نکنید: بیشتر ایده‌ها و نقشه‌های بزرگ اگر آسان‌تر از ایده‌ها و نقشه‌های کوچک نباشند، دشوارتر از آن‌ها نخواهند بود.

شخصی که به مدارج عالی در مدیریت بازرگانی، تجارت، مهندسی و یا هر رشته دیگری دست می‌یابد.

به‌طورجدی و دائمی از یک برنامه خودسازی و رشد پیرو کرده است.

یک برنامه آموزشی باید سه هدف را دنبال کند: اول، هدف را تعیین کند چه باید کرد؟ دوم، روشی را پیشنهاد کند: چگونه باید آن را انجام داد؟ و سوم: در عمل مفید افتد: یعنی نتیجه دهد. هر نوع ارتباط با دیگران به شما امکان می‌دهد که اصول موفقیت را در عمل ببیند.

تلاش کنید که رعایت این اصول را به‌صورت عادت درآوردید.

هرچه بیشتر آنها را تمرین کنید، عمل مطلوب، زوتر به‌صورت یک عادت ثانویه درمی‌آید. بیشتر ما دوستانی داریم که به پرورش گل و گیاه علاقه‌مند هستند و بارها از زبان آنان می‌شنویم: تماشای این گیاهان در حال رشد چه لذتی دارد!

 

ببینید چطور به آب و خاک واکنش نشان می دهند، ببنید چقدر از هفته گذشته بزرگتر شده اند! بی تردید تماشا نتایج همیاری انسان و طیعت شگفت آور است، ما حتی یک دهم لذت و افسونی را که به انسان از مشاهده رشد خود در یک برنامه منظم و خود جوش پرورش فکر دست می‌دهد، ندارد.

چقدر جالب است که انسان شکوفای، اعتماد به نفس، نفوذ و موفقیت خویش را از امروز تا فردا و از این ماه تاه ماه بعد نظاره کند.

در این دنیا هیچ‌چیز – به‌راستی هیچ‌چیز – رضایت‌بخش‌تر از آن نیست که بدانید در مسیر موفقیت و سعادت گام برمی‌دارید و فتح هیچ قله‌ای لذت‌بخش‌تر از دستیابی به جواهر وجود انسانی نیست.

, , ,

نقش ایمان و اعتقاد در زندگی از دیدگاه جان آساراف(آموزش دهنده قانون جذب)

نقش اعتقاد و ایمان

نقش ایمان و اعتقاد در زندگی از دیدگاه جان آساراف(آموزش دهنده قانون جذب)

بزرگترین کشف نسل من این است که می شود با تغییر ذهنیت، زندگی را تغییر داد.

وقتی خیابانگرد بودم، اعتقاداتی داشتم که بدون اصلاح آنها هرگز صاحب عزت نفس نمی شدم. در خیابانگردی هم صاحب اعتقاداتی شدم که بعدها به راستی کمکم کردند. به عنوان مثال، من در سال های خیابانگردی بیشتر نقش هماهنگ کننده را داشتم. بنابراین سازماندهی صحیح برای رسیدن به هدف را یاد گرفتم. تدارکات، تامین نیروی انسانی، نگه داشتن حساب و کتاب ها و فرار از قانون را در این مدت تمرین کرده بودم. اعتقاد داشتم که یک طراح خوب، یک تصویرساز بزرگ، یک انسان متفکر و یا مدیر با استعداد هستم و در دو شرکت ریماکس و بامبو هم این ها را به اثبات رساندم. خیابان یادم داد که به شمع درونم اعتماد کنم، خطر کنم، بحث کنم و در کارم تجدیدنظر کنم.

هر آدمی هزاران اعتقاد منفی و مثبت دارد که رفتار و ادراک او را تعیین می کنند. هیچ کس نمی تواند با داشتن اعقادات منفی، مثبت بر اساس اعتقادات اوست. برای نمونه، هر قدر برای خودتان بیشتر ارزش قایل باشید، ثروتمند می شوید. اعتقادات درباره سلامت و تغذیه، ظاهر را شکل می دهد. فرض کنید صورت غذای یک رستوران مقابلتان است. انتخاب می کنید، سفارش می دهید و غذایی را میل می کنید که با اعتقادات شما در زمینه سلامت و تغذیه همخوانی دارد. نتیجه این تصمیم، کسب انرزی است. مدتی بعد هم ظاهرتان را تغییر می دهد. روی سلامت شما هم تاثیر می گذارد. می بینید که یک تصمیم کوچک چه محدوده عظیمی را تحت تاثیر قرار می دهد. تصمیم های غلط در محدوده ای طولانی از زمان، زندگی را ویران می کند.

یادتان باشد که اعتقادات، آدم را به سمت آرزوها یا سمت مخالف آن هدایت می کند. فیل ها را با یک طناب معمولی می بندند که راحت پاره می شود. وقتی فیل کوچک است، فیل بان آن را با زنجیری ضخیم می بندد که حتی ممکن است قوزک پای حیوان زخم شود. ظرف مدت کوتاهی حیوان شرطی می شود که تکان دادن پای زنجیر شده اش با دردی شدید همراه است. از آن به بعد پایش را تکان نمی دهد. با یک طناب نازک هم کنترل می شود، چون حیوان جرات تکان دادن پایش را ندارد. به این نحو است که یک فیل پنج تنی را با طناب به میله ی چادر می بندند. بسیاری از اعتقادات ما همان طناب نازک هستند که نمی گذارند به آرزوهایمان برسیم. برای همین است که مردم از رابطه ای ناکارآمد دل نمی کنند، به شغلی که دوستش ندارند ادامه می دهند، به سلامت خود بی توجه می مانند و… خبر خوب این است که اعتقادات را می شود تغییر داد. می توان رها شد. می توان اعتقادات را انتخاب کرد.

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قانون باورها در مورد جذب پول و ثروت

بیشتر مردم می دانند که می توانند اعتقادات خود را اصلاح کنند. کسی که با این مساله مواجه شده باشد، می داند که چقدر آرامش بخش و قدرت مند است. البته شاید ترسناک و شبیه پرواز بدون بال باشد. اما ملاک درست یا غلط بودن اعتقادات چیست؟ ملاک، خودمان هستیم. خودمان هستیم که روش پیشیان مان را ادامه می دهیم یا مسیری دیگر را انتخاب می کنیم. هرکس صلاح خود را بهتر داند و خود باید تصمیم بگیرد.

وقتی ما ازدواج می کنیم و تصمیم می گیریم زن و شوهر بمانیم، باید بدانیم که هر لحظه با هم بودن یعنی هر لحظه یک تصمیم گرفتن. وقتی زن و شوهر چنین تصمیمی بگیرند، رابطه عمیق تر و هدفمندتر می شود و صرفا بر اساس سوابق با هم ادمه نمی دهند. انتخابی که تا این حد آگاهانه باشد، به رابطه غنا می بخشد.

این در مورد همه اعتقادات صادق است. حتی به خدا هم باید آگاهانه اعتقاد داشت. این به زندگی معنی می دهد. من بعضی اعتقاداتم را که در خیابان کسب کردم، مثل خطر کردن، اعتماد به شم و شهودم، اعتمادبه نفس و تصویر ساختنم، حفظ کردم و اعتقادات عقب مانده ام را دور ریختم اعتقاداتی مثل اینکه خیلی باهوش نیستم، مردم دوستم ندارند و نباید به دیگران تغییر کرد. تغییر از درون به بیرون سیر می کند.

البته این مثل زدن کلید برق نیست. اگر با این اعتقادات زندگی کرده باشید، اگر قطعی به نظر می آیند و اگر زندگی تان به آن ها وابسته است، بی شک تغییرشان وقت گیر خواهد بود. وقتی اعتقاد محکم باشد، اعمال و رفتار به طور خودکار براساس آن صورت می گیرد و حالت دیگری امکان ندارد.

برخی اعتقادات چنان محکم هستند که تغییر آن ها کفر محسوب می شود. ولی همان طور که تمام وجود آدمی بدنش نیست، همه آدم هم اعتقاداتش نیست. ضمن اینکه برخی اعتقادات آدم را به هدف نمی رسانند.

ببینید اعتقادات تان شما را به کجا می برند. به سرزمین آرزوها می رسانند؟ یا محدودتان می کنند؟ اعتقادات مثل چشم بند عمل می کنند. می توانند کاری کنند که جز آن ها هیچ نبینید، حتی اگر کاذب باشند. این ها فقط ادراک ما از حقیقت هستند که از آموزش ها، تجربه و بررسی های گذشته سرچشمه می گیرند.

 

درست است که مردم بدون خیالات و رویاهایشان احساس پوچی می کنند، ولی بدون حرکت و اقدام نیز رویاهایشان نابود می شود. _ جانت کول

 

دانلود کتاب قانون جذب