نوشته‌ها

, ,

نقش تصویرسازی ذهنی و تجسم خلاق در قانون جذب – تکنیک تجسم خلاق

چطور تصویرسازی کنم؟

نقش تصویرسازی ذهنی و تجسم خلاق در قانون جذب – تکنیک تجسم خلاق

به چیزهایی فکر کنید که دوست دارید در زندگی‌تان داشته باشید شغل جدی، شروع کردن یک کسب‌وکار تازه، یک رابطه خوب، احساس آرامش، بهبود مهارت‌های ذهنی یا کسب یک مهارت ورزشی؟

کلید استفاده موفقت آمیز از تجسم خلاقان است که ذهنتان را ساکت کنید تا امواج مغزی‌تان به سطح آلفا برسند. اغلب اوقات قبل از اینکه به خواب فروبروید، در حال مدیتیشن یا شاید زمان که در کنار رودخانه‌ای نشسته‌اید این حالت را تجربه می‌کنید. شاید فکر کنید وقتی از تجسم خلاق استفاده می‌کنید باید شروع کنید به خیال‌بافی و به همه‌چیزهای خوبی که دوست دارید، فکر کنید اما هدف اصلی از تجسم خلاق این است که اجازه بدهید همه افکار مخفی‌تان نمایان شوند. در این حالت به‌احتمال‌زیاد به چیزهایی فکر می‌کنید که برایتان خوب هستند و واقعاً موجب خوشحالی‌تان می‌شوند.

مثلاً اگر در محل کار باکسی دعوایتان شده است به‌جای احساسات همیشگی بدخواهی و تنفر نسبت به فرد موردنظر، خودتان را در حالی تجسم کنید که با آرامش کامل با او گفتگو می‌کنید. هر حرف بدی را که تابه‌حال میانتان ردوبدل شده است به فراموشی بسپارد و در ذهنتان برای آن فرد طلب خیروبرکت کنید. به‌این‌ترتیب احتمالاً دفعه بعدی که با آن فرد ملاقات می‌کنید سد ذهنی که قبلاً میان شما دو نفر وجود داشت از بین می‌رود و تعجب می‌کنید که به چه سرعتی تغییرات مثبت ایجاد می‌شوند.

گاوین تذکر می‌دهد که هدف از تجسم خلاق این نیست که دیگران را با ذهنتان کنترل کنید. و اصلاً این قانون برای مقاصد منفی یا سود جویانه کار نمی‌کند. بلکه این قانون برای از بین بردن موانع درونی‌مان است تا به هماهنگی طبیعی برسیم.

علم تجسم خلاق

تجسم خلاق چطور کار می‌کند؟

دنیا از انرژی تشکیل‌شده است. اگر هر ماده‌ای را به بخش‌های کوچک و کوچک‌تر تقسیم کنید خواهید دید که همه از انرژی تشکیل‌شده‌اند و وقتی این انرژی‌ها را به شکل خاصی در کنار هم قرار می‌دهیم دچار این توهم می‌شویم که مواد، ثابت هستند.

هر ماده‌ای از میزان خاصی از ارتعاش برخوردار است. یک‌تخته سنگ، یک گل و یک انسان هرکدام انرژی‌هایی هستند که ارتعاش مخصوص به خودشان رادارند. انرژی هر چیزی چیزهایی را که به همان اندازه ارتعاش داشته باشند به خودش جذب می‌کند. مثلاً یک فکر نوعی انرژی متحرک است که به دنبال نمونه فیزیکی‌اش می‌گردد.

وقتی ما اتفاقات و حالت‌های مثبت را خلاقانه تجسم می‌کنیم یا دو موردشان از عبارات تأکیدی مثبت استفاده می‌کنیم انرژی فکری خاصی را به هستی ارسال می‌کنیم. و هستی به شکل اتفاقی که در راستای انرژی فکری‌مان قرار دارند به افکار ما پاسخ می‌دهد. تجسم خلاق درواقع کاشتن ذر زندگی موردعلاقه است.

نکته‌های دیگری هم در این کتاب ذکرشده‌اند که بعضی از آن‌ها را در اینجا آورده‌ام.

پیشنهاد میکنم این مقاله راه هم از دست ندهید : هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

عبارت تأکیدی مثبت: لازم نیست حتماً تصویرهایی را در ذهنتان ببینید تا بتوانید از تجسم خلاق استفاده کنید. بعضی از مردم نمی‌توانند این کار را کنند و در عوض به چیزهایی که دوست دارند فقط فکر می‌کنند یا یک عبارت تأکیدی مثبت را در مورد چیزی که می‌خواهند به کار می‌برند (مثلاً: من لایق بهترین‌ها هستم و بهترین‌ها به‌سوی من می‌آیند). گاوین می‌گوید عبارات تأکیدی به چیزی که تجسم می‌کنید استحکام می‌بخشد. این عبارت‌ها باید به زمان حال بوده و فعل داشته باشند. و اگر از خدا، شعور بی‌نهایت کیهانی یا هستی هم کمک بخواهید انرژی فکر تان بیشتر خواهد شد.

پذیرفتن لیاقت خودتان: شاید احساس کنید که لیاقت برآورده شدن همه آرزوهایتان را ندارید. قبل از اینک چیزی را تجسم کنید باید آن را بپذیرید. و اول‌ازهمه خودتان را دوست داشته باشید.

باور: لازم نیست باورهای معنوی یا متافیزیکی داشته باشید تا تجسم خلاق مفید واقع شود. همه قدرتی که برای موفقیت در این کار لازم دارید در وجود خودتان هست.

سلامت و ثروت: شما می‌توانید از طریق تجسم سلامتی،‌ بیماری‌ها خودتان و دیگران را شفا بدهید و با تجسم کردن چیزهایی که مرتباً در این دنیا در حال خلق و تجدید شدن هستند می‌توانید از فراوانی نعمت در این دنیا آگاه شوید.

 

, , ,

استفاده از تصویرسازی ذهنی برای وارسی نشانه‌ها در قانون جذب

چطور با تصویر سازی ذهنی به موفقیت برسیم؟

استفاده از تصویرسازی ذهنی برای وارسی نشانه‌ها در قانون جذب

چگونه تصویر ذهنی بسازیم؟

تصویرسازی ذهنی دو مرحله دارد.

مرحله اول : یافتن یک شباهت یا ارتباط بین مفهومی که قرار است آموخته شود و ارتباط دادن آن با یک مفهوم، واژه یا کد آشنا به ذهن

کمتر کسی پیدا می شود که در این مرحله مشکلی داشته باشد. حتی بجرات می توان گفت که تمام افراد در این زمینه دارای تجاربی هم هستند.

مشکل ، در اجرای مرحله دوم است.( برای رفع این مشکل، فعالیتهایی پیشنهاد خواهد شد.)

مرحله دوم : ایجاد یک تصویر کاملا صاف و شفاف در ذهن و دیدن چنین تصویری با چشم ذهن به مدت فقط چند ثانیه.

مثال : می خواهیم کلمه انگلیسی ( bud ) به معنی غنچه را یاد بگیریم. در زبان فارسی این کلمه مانند( باد ) تلفظ می شود .} مرحله اول ‍‍{

}مرحله دوم{ تصویری از این رابطه در ذهن می سازیم. مثلا می توانیم تصور کنیم که باد می وزد و میلیونها غنچه به سمت ما حرکت می کنند. باید بوی خوش غنچه را استشمام کنیم . باید زیباترین غنچه ممکن را با چشم ذهن بطور کاملا شفاف ببینیم. حتی می توانیم طعم گوارای غنچه را مزمزه کنیم و برای هر گلبرگ آن طعمی متنوع بیافرینیم. می توانیم رقص موجی آن را که همراه باد بالا و پایین می رود با چشم ذهن ببینیم. تماس گلبرگ های لطیف و ابریشمی غنچه را بر پوست خود احساس کنیم. اگر دوستدار موسیقی باشیم، می توانیم آهنگ ملایمی را هم با غنچه همراه کنیم.

نکاتی که باید در جریان تصویرسازی رعایت کنیم:

۱- خودتان در تصویر ذهنی حضور داشته باشید.

۲- تصویر خنده دار و مسخره باشد.

۳- تصویر غیر طبیعی باشد.

۴- تصویر حرکت داشته باشد.

۵- از رنگهای غیر طبیعی استفاده کنید)مثلا : خون آبی راه راه – خورشید سبز – برف سیاه(

۶- از اصل جابجایی استفاده کنید)مثلا: غذاخوردن با مداد به جای قاشق (این تکنیک برای اسامی معنی بسیار خوب است.

۷- در ساختن تصویر مبالغه کنید.( خیلی زیاد – خیلی بزرگ…)

۸- تصویر ذهنی را با چشم ذهن واضح و فقط برای چند ثانیه ببینید.(تصویر را به مدت طولانی نگه ندارید.)

۹- برای یک مفهوم، فقط از یک تصویر استفاده کنید ( تصویر را عوض نکنید )

۱۰- پشت سر هم تصویر نسازید.(بین هر دو تصویر کمی تامل کنید)

۱۱- ابتدا با کلماتی تصویر بسازید که قابل تجسم است (مانند: درخت – ماه.. و سپس با کلماتی مانند درد، عقل…)

۱۲- تصویر ذهنی را خودتان بسازید.

 در این روش، حتی مفاهیم را بدون دیدن آنها می توان آموخت. مثلا اگر بخواهیم برای یادگیری لغات زبان خارجی از این روش استفاده کنیم، می توانیم بدون دیدن، آنها را یاد بگیریم( نکته جالب این که دانشمندان اسکاتلندی معتقدند هر لغت دارای طعم بخصوصی است و فکر کردن به لغت بدون دیدن آن حس چشایی را تحریک می کند!)

درحالی‌که ممکن است به این نتیجه رسیده باشید که فهرستی که قبلاً به آن اشاره کردم بسیار مفید است، اما این‌ها روش‌های نشأت گرفته از مغز سمت چپ هستند که می‌خواهند بیماری شمارا تحلیل و معنا کنند.

اما راه ساده‌تری برای آشنایی و درک نشانه‌ها این است که در آرامش قرار بگیرید، توجه خودتان را به آن بدهید، بگذارید تصویری به ذهنتان خطور کند که بتواند مبین نشانه بیماری باشد و بعد با آن به شکلی تصوری صحبت کنید. از او بپرسید که چرا صورت خارجی گرفته است، از شما چه می‌خواهد، از شما چه انتظاری دارد و می‌خواهد برای شما چه کند.

وقتی بدین گونه با تصویرسازی ذهنی کار می‌کنید باید به چند نکته توجه داشته باشید. یکی از این نکات تفاوت میان تشخیص و معنای شخصی شما از بیماری‌تان است. من قبلاً درباره‌ی ضرورت اینکه باید از شرایط پزشکی خود و از راه چاره‌های درمانی‌تان اطلاع موثقی داشته باشید بحث کرده‌ام.

درحالی‌که هیچ‌کس نباید به‌ اجبار تحت درمان پزشکی قرار بگیرد، معتقدم که باید به ارزیابی پزشکی متعارف اقدام کنید. اما وقتی درباره‌ی شرایط خود علم و اطلاع لازم را به دست آورید باید به برداشت شخصی خود از این نشانه‌ها توجه کنید. برای رسیدن به این مهم باید موقتاً تشخیصی را که به شما داده‌اند کنار بگذارید.

اغلب اشخاص و ازجمله آن‌ها پزشکان، متوجه نیستند که تشخیص، یک موضوع حقیقی نیست.

تشخیص وسیله‌ای است که بر اساس آن در یک نظام پزشکی معین یافته‌های خود را توضیح می‌دهیم. ممکن است بیمارانی با بیماری واحد و نشانه‌های مشابه وقتی به پزشکان مختلف مراجعه می‌کنند، به آن‌ها تشخیص‌های متفاوتی ارائه شود.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: استفاده از قدرت تجسم و تصویرسازی

اشخاص در برخورد با انواع بیماری‌ها و انواع روش‌های درمانی واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند. همیشه استثنائات مهمی وجود دارد که باید لحاظ شود. باید درباره بیماری خود اطلاعات مفصلی داشته باشید و بااین‌حال از پزشک خود درباره بیماران استثنایی که داشته است سؤال کنید.

آیا بعضی از بیماران در مقایسه با سایرین بهتر ظاهر می‌شوند؟ چه عاملی است که این تفاوت را ایجاد می‌کند؟ اگر بیماری مهلکی دارید بپرسید آیا تاکنون کسی توانسته این بیماری را به‌ سلامت پشت سر بگذارد؟ آیا پزشک به تلاش‌های شما برای رسیدن به التیام توجه می‌کند یا آن را غیرواقع بینانه ارزیابی می‌کند؟

 

نکته‌ای که در اینجا می‌خواهم به آن اشاره‌کنم این است که تشخیص مهم است زیرابه شما امکان می‌دهد تا گزینه‌های درمان پزشکی خود را ارزیابی کنید.

اما وقتی از تصویرسازی برای وارسی نشانه‌هایتان استفاده می‌کنید، به نشانه‌های خود به شکلی که آن‌ها را می‌بینید دقیق شوید و موقتاً آنچه را که در این خصوص به شما گفته‌اند کنار بگذارید.

اگر پشت‌درد و ساق درد دارید و به شما گفته‌ اند که ناشی از دیسک کمر شماست، از درد و نه از دیسک برای توجه کردن استفاده کید. اگر دارای بیماری بدون نشانه هستید، به آن بخشی از بدنتان که بیمار است توجه کنید.

دانلود کتاب قانون جذب

, , , ,

چگونه مشاور درون در ناخودآگاه به ما کمک می‌کند؟

نقش مشاور درون در تصویر سازی

چگونه مشاور درون به من کمک می‌کند؟

اگر قسمت اول این مقاله را نخوانده اید پیشنهاد مینکم حتما ابتدا این مقاله را مطالعه کنید : نقش مشاور درون در تصویر سازی ذهنی

قبل از هر چیز و از همه مهم‌تر این است که مشاور درون می‌تواند به شما کمک کند تا از ماهیت بیماری خودآگاه شوید و بدانید که شما در ایجاد این بیماری چه سهم و نقشی دارید و برای رسیدن به بهبودی چه اقدامی می‌توانید صورت دهید.

دوم، مشاور درون منبع حمایت و آسایش است. بسیاری از مردم وقتی با منبع درون آشنا می‌شوند به احساسی از آرامش می‌رسند.

این احساسات به‌خودی‌خود قدمی در جهت رسیدن به التیام هستند، به‌خصوص اگر به دلایل مختلف گرفتار افسردگی باشید و از ناراحتی خود رنج ببرید.

خانم سعیدی یک روان‌درمانگر بود که مراحل دشوار متارکه با همسرش را پشت سر می‌گذاشت.

او دو فرزند داشت که باید از آن‌ها مراقبت می‌کرد، زندگی شغلی‌اش بسیار شلوغ و پرمشغله بود. او تحت تأثیر این فشارها در فاصله دو قاعدگی‌اش خونریزی شدیدی پیداکرده بود. داروهایی که مصرف کرده بود این خونریزی را متوقف نکرده بودند. به او پیشنهاد عمل جراحی‌شده بود که این هم به‌هیچ‌وجه برایش قابل‌قبول نبود. وقتی کلارا با مشاور درونی‌اش در تماس شد زیر گریه زد. و بعد احساس کرد که دل مشاور درونش به حال او سوخته است.

خانم سعیدی به مشاور درونش توضیح داد که تا چه اندازه زحمت می‌کشد و در چه موقعیت دشواری قرار دارد. حالا خانم سعیدیبدن اینکه به احساس دلسوزی برای خود برسد. این صحبت و اعتراف او را در موقعیتی قرارداد که توانست برمشکلاتش غلبه کند. خونریزی او هم متوقف گردید.

سوم، کار کردن با یک مشاور می‌تواند مستقیماً نشانه‌های بیماری را برطرف سازد و بهبودی را به همراه بیاورد. بهبودی اغلب با درک عملکرد نشانه‌ها و تغییر دادن شرایط جسمانی و ذهنی حاصل می‌شود.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : ذهنیت زندگی ساز بر اساس قانون جذب

شاید دانستن این مطلب برایتان جالب باشد که وقتی می‌خواهید بدانید مشاور به شما چه می‌گوید، مجبور نیستید به توصیه‌هایش عمل کنید. آنچه را که مشاور می‌گوید باید مورد تجزیه‌ و تحلیل دقیق قرار گیرد.

باید به توصیه‌ای که به شما می‌کند به‌دقت گوش فرا دهید و آن توصیه را سبک و سنگین بکنید. به جنبه‌های مثبت و منفی توصیه او بها بدهید و خودتان تصمیم بگیرید که آیا می‌خواهید به این توصیه عمل بکنید یا نه. انتخاب و مسئولیت به هر صورت بر عهده شماست.

مسئولیت خود را به مشاور درونی‌تان واگذار نکنید، اما به توصیه‌های او بها بدهید.

ممکن است اگر مشاور درون به شما توصیه‌هایی می‌کند که خطراتى در پى دارد، مشاور را بیازمایید. فرض کنید مشاور به شما می‌گوید که براى رسیدن به احساس بهتر باید تغییر شکل بدهید.

اگر احساس می‌کنید با تغییر دادن شغل حالتان حتماً بهتر می‌شود این کار را بکنید اما ممکن است نخواهید بدون در نظر گرفتن همه جوانب تغییرى به این بزرگى در زندگی‌تان ایجاد کنید. در این شرایط به مشاور بگویید که روى توصیه او فکر می‌کنید اما برایتان تبعیت از دستور او دشوار است.

با او درباره‌ی نگرانی‌هایتان حرف بزنید. بگذارید مشاور درون شما از نگرانی‌هایتان به‌طور کامل مطلع شود.

شاید به توصیه جدیدى برسد که برایتان قابل‌قبول‌تر باشد. اگر پس از بررسى مفصل و کامل توصیه هنوز بر این باور بودید که عمل کردن به آن بسیار خطرناک است، از مشاور درون خود بخواهید به شما ثابت کند که می‌توان حالتان را بهتر کند

دانلود کتاب قانون جذب

 

, , ,

استفاده مربیان از نیروی تلقین و تصویر سازی روی تیم های ورزشی

چطور یک مربی در ساخت تصویر یک تیم موثر است؟

استفاده مربیان از نیروی تلقین و تصویر سازی روی تیم های ورزشی

لازم ذکر است که در دنیا ورزش‌های حرفه‌ای برخی از مربیان کارکشته و حرفه‌ای با استفاده از معجزه و جادوی تلقین بدین شکل به‌سادگی شکست را در کمال ناباوری تبدیل به پیروزی می‌کنند.

در این رابطه می‌توان از یک مربی سرشناس فوتبال بنام نوت را کنه مثال آورد. این فرد مربی تیم نوتر دام بوده و همیشه القائات برانگیزاننده‌اش را متناسب با شرایط روحی اعضای تیمش انتخاب می‌کرد.

برای مثال یکی از شگردهای انگیزه‌بخش این مربی معروف به‌قرار زیر است. داستان ازاین‌قرار است که تیم فوتبال نوتر دام در یک بازی سخت در برابر تیم مقابل در نیمه اول بازی شکست سنگینی را متحمل شده و این نتیجه بازیکنان این تیم را سرشکسته و مأیوس و درعین‌حال ترسان راهی رخت‌کن می‌کند.

چون این بازیکنان به‌شدت از مربی خود حرف‌شنوی داشتند. بهر شکل، پس از گذشت دقایقی از اضطراب بازیکنان، را کنه به‌آرامی در رختکن تیمش را بازکرده و ضمن آنکه نگاه معنی‌دار و سرزنش آمیزش را متوجه یکایک بازیکنان می‌کند سپس به‌سرعت با بر زبان آوردن این عبارت که گمان می‌کردم که این رختکن به بازیکنان نوتر دام تعلق دارد .

بدین‌وسیله از حاضرین در این مکان پوزش طلبیده و با بستن در از کنار بازیکنانش دور می‌شود که این حرکت ظریف این مربی کارکشته چنان این بازیکنان سرخورده را به سر غیرت می‌آورد که در نیمه دوم بازی گل‌باران کردن تیم مقابل به معنی واقعی کلمه آنرا لوله می‌کنند. بله همان‌طور که این مورد مثالی نشان می‌دهد، انگیزه، الهام و نیروی تلقین از چنین قدرتی برخوردار است.

لازم به ذکر است که نه‌تنها همکارانم همپایان را کنه قدرت الهام‌بخشی منحصربه‌فرد او را مورد تأیید قرار داده‌اند بلکه برخی از این مربیان نیز جهت رقم زدن نتیجه‌ای ناممکن عملاً با گذاشتن نوار سخنرانی الهام‌بخش راکِ این نوار را پیش از مسابقه برای بازیکنانشان پخ کره و بدین‌وسیله انگیزه بردشان را دوچندان می‌کنند، از نمونه این مربیان مقلد و باورمند می‌توان به مربی تیم گانزاگا اشاره کرد.

این تیم در کمال ناباوری موفق به شکست تیم قدر واشنگتن شده و زمانی که از مربی تیم پیروز پرسیدند که راز این پیروزیش در چه بوده است او در جواب گفت که هیچ راز و رمز و جادوجنبلی در کار نبود و او جهت انگیزه ‌بخشیدن به بازیکنانش نیم ساعت قبل از مسابقه از بازیکنانش خواسته است که به حرفهای محرک و الهام‌بخش راکنه بزرگ گوش فرا دهند و راز بردشان نیز در این کار نهفته است.

نکته بسیار مهمی که در رابطه با خودالقایی (تلقین به نفس) و دگر القایی (تحت تأثیر ذهنیات دیگران بوده) همواره باید آویز گوش سعادت طلبان باشد این است که فکر ذهنیت و باور درست به‌مثل یک گلوله برف غلطان می‌باشد که هرچقدر به حرکت و حیاتش ادامه دهد به مان نسبت نیز از قدرت نقش‌آفرینی و اثرگذاری بیشتری برخوردار است و این واقعیت دلایل خاص خود را دارد که ازجمله آن‌ها می‌توان به دهان‌بینی و احساسی اندیشی ناخودآگاهی اشاره کرد.

از طرف دیگر همان‌طور که پیشتر گفته شد ذات انسان به‌گونه‌ای است که در بین جمع احساس آرامش بیشتری را تجربه می‌کند بدین معنی که در این نوع گرایش‌ها و رفتار آدمی مفهوم زبانزد خواهی نشوی رسوا، هم‌رنگ جماعت شو نقش‌آفرینی می‌کند.

از نمونه بارز این ادعای ما می‌توان به رکورد بزرگ امریکا در سالهای دهه سی قرن گذشته اشاره کرد که بسیاری از مردم را به خاک سیاه نشانده و زندگیشان را فلج کرد، اشاره کرد. اکنون پرسشی که مطرح می‌شود آیت است که چه عواملی سبب تداوم این رکود اقتصادی شده است؟

همان‌طور که گفته شد ماهیت افکار و ذهنیات به‌گونه‌ای است که از خاصی سرایت کنندگی برخوردار است. دران سالهای سیاه، مردم و فعالان اقتصادی به‌کرات عباراتی چون این روزها پول آب‌شده و به زیرزمین رفته است، زمانه سختی شده است و همه بانک‌ها در حال ورشکستگی هستند و دیگر هرگز کسب‌وکار گذشته جان نخواهد گرفت را بر سر زبان‌ها انداخته و این موج منفی ایجادشده در اثر گذشت زمان ذهن‌های بیشتری را مسموم کرد و وحشت فراگیری را در دل مردم دران سالهای سیاه ریشه‌دار کرد که حاصل آن قربانی شدن بسیاری از شرکت‌ها، کارفرمایان و مردم عادی بود.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: استفاده از قدرت تجسم و تصویرسازی در قانون جذب

همان‌طور که این واقعیت نشان می‌دهد هرچقدر باور فرد مداوم، متراکم و خالصانه باشد به همان نسبت نیز شانس عملی شدن این باور بیشتر می‌شود و این باور هم می‌تواند درونی باشد و هم بیرونی، چون باور مثل یک گلوله برف غلطان است که در صورت داشتن حیات به‌طور خودکار به‌مثل یک دیگ در حال جوش، به شکل بخار از دیگ خارج می‌شود تا بدین‌وسیله دیگ منفجر نشود.

بله باور جوشان نیز درنهایت رنگ عمل به خود گرفته و بدین‌وسیله فرد را به رویاهایش می‌رساند. لازم به ذکر است که حاصل باور منفی، منفی بوده و عکس این مسئله نیز درست است پس همیشه خودباوری، اعتمادبه‌نفس، خوش‌بینی و لازمه‌های پویایی و خودشکوفایی را به ذهن خود تزریق کنید.

اما آنچه درباره رکود اقتصادی و وقوع جنگ می‌توان گفت این است که ازآنجاکه این وقایع شوم حاصل ذهنیات و باورهای مردم است که ازآنجاکه این وقایع شوم هرگز فکر این مسائل را به ذهنتان راه ندهید تا بدین‌وسیله برای همیشه از شرشان در امان باشید.

در این رابطه دیدگاه روانشناسان برجسته بنام دکتروالتراسکات نیز که برای سالهای طولانی، رئیس دانشگاه نورث وسترن بوده است قابل‌تأمل بوده و آن اینکه به باور این روانشناس در رابطه با شکست و پیروزی در دنیای فعالیت‌های اقتصادی اهمیت نگرش ذهنی آشکارا بیشتر از توانایی‌های ذهنی است.

برای اینکه قدرت باور، هرچه بیشتر برایتان روشن شود بهتر است که نگاهی گذرا به واقعیت زیر انداخته شود، داستان ازاین‌قرار است که هنرپیشه معروفی بنام اورسن ولز با دراماتیزه کردن کتابی تحت عنوان «جنگ دنیاها» از طریق رادیو به همراه گروه بازیگرش این نمایش را برای شنوندگان در ۲۰ اکتبر سال ۱۹۳۸ اجرا می‌کند.

داستان ازاین‌قرار بود که بر اساس این نمایش رادیویی ساکنان کره مریخ به ساکنان زمین حمله‌ور شده و همه هست و نیستشان را به باد فنامی دهند این نمایش چنان مردمان شرق آمریکا را وحشت‌زده کرد که آن‌ها سراسیمه و هراسان به ایستگاه‌های پلیس هجوم برده و جهت فرار از چنگال این مهاجمان مریخی در بزرگ را ها ترافیک سنگینی ایجاد کرده و به علت هجوم به تلفن‌خانه‌ها نیز خطوط ارتباطی را نیز از کار انداختند.

جان کلام اینکه این داستان خیالی چنان ترسی را در وجود مردم جاری کرده بود که آن‌ها را وادار به رفتارهایی از نوع فوق کرده بود و این واقعیت تاریخ یبار دیگر قدرت معجزه آفرین باور صرف را به اثبات می‌رساند. به‌طور خلاصه باید گفت که انسان محصول افکارش بوده و شهر محصول تفکر شهروندانش بوده و کشور نیز بازتاب از ذهنیت مردمانش است. پس جهت تسخیر خوشبختی باورهای مثبت را در ذهنتان ریشه‌دار سازید.

دانلود کتاب قانون جذب