تصویر سازی ذهنی

راه های دست یابی به ضمیر ناخودآگاه از طریق قانون جذب

راه های دست یابی به ضمیر ناخودآگاه از طریق قانون جذب

از راه های متعددی می توان به ضمیر نا خودآگاه دست پیدا کرد. بعضی آدم ها دوست دارند ببینند و بعضی دوست دارند لمس کنند.

هر پیام نوشتاری، شنیداری  یا لمسی، یک اتصال داخل مغز را تقویت می کند. برای اصلاح برنامه باید با وارد کردن اطلاعات مثبت جدید، ناخودآگاه را بمباران کرد. با وارد کردن مکرر اطلاعات نوشتاری، دیداری و شنیداری تا رمانی که مثبت فکر کردن حالت خودکار پیدا کند،بمباران انجام می شود.

وقتی افکار مثبت خلق و تثبیت شدند، به طور مداوم حاضر به خدمت خواهند بود تا به اهداف خو برسید. هنگام بازسازی اعتقادات باید تا حد امکان اعتقادات جدید را محکم کرد. برای این کار می شود جملات مثبت را مثل مشق شب نوشت.

به عنوان مثال، وقتی من با ورزشکارها کار می کنم هرگز نمی گویم«این کار را نکن » یا « فلان کار را انجام بده »، چون ذهن آنان روی انجام ندادن متمرکز می شود.

فعل جملات مثبت باید به زمان حال باشد. ذهن آدم ها فرقی بین گذشته و آینده قایل نیست. اگر بگوییم«من تاجر برجسته ای خواهم شد»، ضمیر نا خوداگاه ما انجام کاری را در آ ینده ثبت می کند. باید زمان فعل جمله حال باشد: «من تاجر موفقی هستم.»

من سال ها قبل یاد گرفتم که نوشتن، ابزاری قدرتمند برای تغییر است. اول اعتقادات منفی ام را کشف کردم. به شما هم این کار را یاد می دهم. خیال می کردم باهوش نیستم. می بایست این اعتقاد را می ساختم: «من خیلی باهوشم. در یاد گرفتن و پیشرفت کردن بسیار با استعداد هستم. همه ابزار ها را برای بهترین بودن دارم.»

بعد بارها این اعتقادات را نوشتم، شاید مدت دو هفته روزی بیست بار می نوشتم و چندین بار می خواندم.

این نوع نوشتن نوعی آموزش به ضمیر ناخودآگاه است. این کار تلقین نیست، ارسال اطلاعات جدید است. با تکرار اعتقادات جدید وارد ناخودآگاه می شود و تک تک سلول ها را با خود هماهنگ می کند. بعد رفتار و جذب خود به خود رخ می دهند.

یک راه دیگر برای تکرار، ضبط کردن است.یعنی از اعتقادات جدیدتان حرف بزنید، آن ها را ضبط کنید و هر روز حداقل دوبار به آن گوش بدهید.

این روش برای هر نوع اعتقادی، از موفقیت تجاری گرفته تا روابط موفق یا خلاقیت، جواب می دهد. این نوار می تواند ساده یا همراه با آهنگ، کوتاه یا طولانی باشد.

وقتی تکمیل شد، می شود هنگام رانندگی، قبل از خواب یا به محض بیدارشدن در صبح، به آن گوش داد. ابتکار دست خودتان است!

به عنوان مثال، اگر می خواهید اعتقادات شما در مورد سلامت تان عوض شود، نوار به راستی جواب می دهد. برای نوشتن متن تصور کنید زندگی در چنان حالی چطور است و همه اش را با فعل زمان حال توضیح بدهید.

این کار فقط یک قانون دارد: همه چیز را طوری توضیح بدهید که انگار از قبل وجود داشته است. شاید آن متن این طوری باشد:

دوست دارم بدوم، چون بدن آماده ای دارم. ضربان قلبم را حس می کنم. نفس های عمیق می کشم. عضلات ران و ساقم قوی هستند. من آدم سالمی هستم و به جسمم چون جایگاه مناسبی برای روحم است، احترام می گذارم. من آماده ام و بهتر از همیشه می دوم. هرروز سرعت و قدرتم بیشتر می شود…

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قدرت ضمیر خودآگاه و ذهن ناخودآگاه – اسرار مغز

 

وقتی با نوار مشغول برنامه ریزی مجدد هستید، می توانید تصویرسازی کنید چون می دانند بهتر از تمرین جسمی قوای نهفته را آزاد می کند.

 

با تصور مکرر نتیجه مطلوب، فضای شناخت در ناخودآگاه ایجاد می شود. از این راه، بدن به رفتار عادت می کند و انتظار آن را دارد.

 

مسیرها و شبکه های جدید هم  در مغز ساخته می شوند تا مغز به طور خودکار دنبال لوازم دستیابی به هدف بگردد. شبکه های جدید هم رفتار را به مسیر دیدگاه نو هدایت می کنند.

برای اینکه با گوش دادن به نوار تصویر بسازید، چشم ها را ببیدید و تصویر آنچه را می شنوید، به ذهن بیاورید. البته هنگام رانندگی یا دویدن این کار را نکنید! این طور یک فیلم ذهنی می سازید که می توانید چندین بارآن را تماشا کنید.

البته برای تصویرسازی، نوار ضرورتی ندارد. تصویرسازی به سادگی خلق اعتقادات جدید است، انگار که به یک نمایش نامه رنگ، صدا، بو یا… اضافه کنیم.

تاجران دفتر کاری زیبا، کارمندانی پرکار، فهرست های سنگین دریافتی و سیل سفارش را می بینند.

می شود با تصور رفتارهای قدیم و حذف آن ها با رفتار جدید، روش هایی تازه ساخت. آنتونی رابینز به این روش «ویژه» می گوید.

چون وقتی الگوی جدید را در ذهن تان می آورید که الگوی قدیم را کنار می زند و جایش را می گیرد، صدای «ویژه» درمی آورید.

بعضی آدم ها تصویرساز خوبی نیستند و با کمک نوار بهتر تصویرسازی می کنند. اما تصویرسازی سخت نیست. یک بار امتحان کنید. چشم ها را ببندید و فرض کنید در یک روز گرم بهاری که نسیم می ورزد، به دامن طبیعت رفته اید.

چه شد؟ تصویر را دیدید؟ اگر نه، صدای گنجشک ها را شنیدید، بوی علف را به مشام کشیدید یا نسیم را روی صورت تان حس کردید؟ اگر تصویر را ندیدید، نگران نباشید.

شنیدن، احساس کردن و بو کردن هم مثل تصویرسازی موثر هستند. اصل این است که فضا را هرچه بهتر احساس کنید. این کار میزان انرژی ما و پیام های ارسالی به کائنات را افزایش می دهد.

به این مقاله امتیاز بدهید
  • میتوانید 5 ستاره بدهید!
5
درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
3.88 (8 رای)
امتیاز نظرات 0 (0 امتیاز دهی)

همچنین شاید مطالب زیر مورد پسندتان باشد...

پاسخی را بگذارید

درحال ارسال