, , ,

قانون جذب و سه نظریه درباره پدیده فراحسی

پدیده فراحسی

قانون جذب و سه نظریه درباره پدیده فراحسی

فرا روانشناسان با دو مسئله اساسی روبه‌رو هستند: اول این‌که ثابت کنند نیروهای ذهنی وجود دارند و دوم درصورتی‌که وجود دارند، توضیح دهند که آن‌ها چطور عمل می‌کنند.
اغلب محققان فراوانی انرژی و وقت خود را به‌طور کامل صرف مشکل اول کرده‌اند، اما به علت به دست نیامدن یک نظریه به منطق در ارتباط با پدیده‌ی فراحسی در کل مسئله شک و تردید به وجود آمده است.

منتقدان به این نکته اشاره می‌کنند که از دیدگاه علمی قدرت‌های ذهنی آن‌قدر بعید به نظر می‌رسند که سایر اطلاعات به‌دست‌آمده در خصوص مثبت بودن نتایج آزمایشگاهی بتا باید ازنظر صحت و عدم تقلب در آن‌ها موردبررسی قرار گیرند.
اما درواقع این‌طور به نظر می‌رسد که، تله‌پاتی، نهان بینی و حس پیش‌بینی وقوع وقایع در این با قوانین اولیه فیزیکی که بر زندگی ما حاکم هستند،‌ تناقض دارند. چگونه ممکن است که اطلاعات از شخص به شخص دیگر انتقال یابد؟ و یا وقوع حادثه‌ای بدون تماس با کانال‌های حسی به فرد الهام شود؟

چون ازنظر معیارهای علم فیزیک هیچ نوع علائم و یا نشانه‌ای نمی‌تواند سریع‌تر از نور حرکت کند و چنانچه چنین عاملی وجود داشته باشد، طی این روند نیروی خود را از دست خواهد داد. پس چگونه فرا روانشناسان قادر خواهند بود به‌طور منطقی استدلال کنند در ادراک وقوع حوادث در آینده، اطلاعات مربوط به یک حادثه قبل از اینکه آن حادثه رخ دهد، به شخص می‌رسد؟

آن‌ها چطور می‌توانند چگونگی حالتی را توضیح دهند که در آن پیام به‌صورت تله‌پاتی به هدف موردنظر می‌رسد و باوجود مسافت‌های طولانی کم‌وکاستی در آن حاصل نمی‌شود؟
برخی از محققان پدیده‌های ذهنی با عنوان کردن تئوری‌هایی به این قبیل نظریه‌ها پاسخ می‌دهند یا دست‌کم با تغییر و توضیح آن نظریه‌ها، این‌گونه پرسش‌ها را تفسیر می‌کنند. آن‌ها این طرز استدلال می‌کنند که عملیات ذهنی با افکار علمی مدرن سازگاری ندارند به عقیده این محققان برخی از توصیف‌های فیزیکی جهان نیز ممکن است مثل مدل‌های رفتاری در پدیده‌های ذهنی عمل کنند و یا شباهت‌هایی با آن داشته باشند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : قانون ارتعاش چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب

در میان این مدل‌ها می‌توان از الکترومغناطیس هندسه چندبعدی و مکانیک کوانتومی نام برد.
امواج نامرئی
کش الکترومغناطیس در قرن نوزدهم نشانگر این بود که چگونه علائم به‌صورت امواج از یک منبع فرستنده به‌طرف منبع دریافت‌کننده حرکت می‌کند و این کشف یکی از مدل‌های اولیه برای توضیح پدیده فراحسی بود.
فیزیکدانان کشف کردند که نور، یعنی انرژی گرمایی و سایر پدیده‌های مشابه، در یک طیف الکترومغناطیسی طوری قرار می‌گیرند که در یکسر آن امواجی با فرکانس بی‌نهایت کوتاه بلندمدت مانند اشعه ایکس و در انتهای دیگران امواج بی‌نهایت بلند کوتاه‌مدت مانند امواج رادیویی راه دور تولید می‌شود.
به‌غیراز یکی دو مورد استثنای نظیر نور و گرما احساس کردن دیگر پرتوهای الکترومغناطیس از قدرت انسان خارج است. شاید همان‌طور که نخستین محققان این پدیده اذعان کردند اطلاعات ذهنی نیز به‌طور نامرئی و مانند امواج رادیویی سفر می‌کنند و تنها آن دسته از افراد که بتوانند گیرنده‌های ذهنی خودشان را روی آن طول‌موج میزان کنند، قادر به دریافت آن خواهند شد.

به‌هرحال امواج فراروانی با فرکانس پایین و در انتهای طیف الکترومغناطیس قرار می‌گیرند.
بااین‌حال وجود امواج فراروانی هنوز کشف نشده و این مدل ارائه‌شده هنوز برای بیان خصوصیاتی چون سریع‌تر از سرعت نور حرکت کردن و نیروی غیرقابل کاهش داشتن که به ادراک وقوع حوادث در آینده و تله‌پاتی منجر شود کافی نبود و با شکست روبه‌رو شده است.
ابعاد فراروانی
در یک مدل جدید که درباره وجود تأثیرات ذهنی ارائه‌شده ، آن اثرات را در بعدی خارج از چهار بعد فضا و زمان اما در ارتباط با آن‌ها طوری قرار می‌دهد که ما قادر به درک آن هستیم. به این صورت که اگر خطی با داشتن تنها یک بعد ارتفاع به‌طرف فضا حرکت کند، شکل آن در طول زمان به‌صورت یک هواپیما یعنی شکلی با دو بعد ارتفاع و عرض درخواهد آمد. این هواپیما وقتی از ابعاد فضا و زمان عبور کند دارای عمق نیز می‌شود و همچنان که حرکت می‌کند شکل یک مکعب سه‌بعدی را به وجود می‌آورد.

این سه بعد، تنها ابعادی هستند که ما می‌توانیم آن‌ها را ببینیم، ولی تجربه ما از بعد زمان آن‌چنان واضح نیست. وجود این مکعب در طول زمان نوعی تناسب و هماهنگی چهارمی را به شکل افزوده و شکل جدیدی به وجود آورده که به‌عنوان ماوراء مکعب شناخته‌شده که از چشم انسان نامرئی، ولی از دیدگاه قوانین ریاضی قابل‌رؤیت است.
برخی از ریاضیدان‌ها این نظریه‌ها را مطرح کردند که ممکن است جهان دارای بیش از چهار بعد باشد. درواقع شاید یازده بعد و یا حتی بیست‌وشش بد دارد. تعدادی از نظریه‌پردازان امور ذهنی این تئوری را به‌گونه‌ای مطرح می‌کنند که ضمیر خودآگاه انسان متعلق به یکی از این ابعاد اضافی دیگر است که از دنیای چهاربعدی ما عبور می‌کند. اگر چنین باشد، چهار بعد (سخت) و هماهنگ فضا و زمان با بعد پنجم (نرم) به فراوانی ادغام خواهند شد.
اگر ذهن ما بتواند به نحوی وارد این فرا بعد فوق‌العاده شود، آنگاه خواهیم توانست روشی را که در آن اطلاعات خارج از آن قوانین طبیعی که تبادل پیدا می‌کند و همان محدوده فهم ما هستند، را شرح دهیم.

هرچند چون هیچ مدرک قابل قبولی از این فرا ابعاد فوق‌العاده حمایت نمی‌کند، بنابراین فکر یک هواپیمای خودآگاه نیز چیزی بیش از یک تصور خیالی نیست.
ارتباط کوانتومی
در حال حاضر یکی از معروف‌ترین استعارات ارتباط فرا ذهنی، دیدگاه مکانیک کوانتومی است که بر پایه دیدگاه‌های متضاد جهانی قرار دارد. این علم وضعیت ماده را در سطح زیر اتمی آن شرح می‌دهد. این سطح مکانی‌ است که مواد اصلی نه به‌صورت ذرات هستند و نه به شکل امواج، بلکه به هر دو حالت عمل می‌کنند و سطحی است که درباره‌ی آن به‌طور قاطع نمی‌توان گفت که ماده در آن وجود دارد. شاید بهتر است با نهادن آن در قالب احتمالات ریاضی گفته شود که ماده تمایل به بودن دارد.
دنیای کوچک سطوح زیر اتمی از قوانین متفاوتی جدا و از دنیای بزرگی که ما می‌شناسیم پیروی می‌کند. که جهان متصل به روشی پنهان است که این روش می‌تواند یک سطح نیمه کوانتوم که ضمیر خودآگاه ما را نیز شامل می‌شود فرض شود. اگر چنین باشد آنگاه پدیده نهان بینی که گمان می‌رود فرد را قادر می‌سازد از حادثه‌ای که مایل‌ها دور از او قرار دارد مطلع شود، قابل‌درک می‌سازد.

همه به این مقاله 5 امتیاز داده اند شما چطور!
  • امتیاز به این مقاله!
5.0
امتیاز کاربر 5 (3 رای)
درحال ارسال
امتیاز نظرات ( امتیاز دهی)
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درحال ارسال