, ,

قانون جذب چیست؟ آموزش قانون جذب به صورت کامل

قانون جذب

قانون جذب چیست؟ آموزش قانون جذب به صورت کامل

قانون جذب نظریه ای بر این اساس است که شما هرگز نبیاد روی جنبه های منفی زندگی توقف و درنگ کنید. این قانون میگوید افکار شما روی سرنوشت تان تأثیر می گذارند. در حقیقت، قانون جذب چیز تازه ای نیست. تنها مورد جدید این است که این اواخر، در اولویت قرار داده شده است و بسیاری ازمردم امروزه آن را پیگیری می کنند.

برای فهم قانون جذب، ابتدا باید اصول این قانون گرانش، قوانین آیرودینامیک و قانون جذب قوانینی هستند که جهان محل سکونت ما را اداره می کنند. در میان این ها، قانون جذب، قانونی است که موجب گردش زندگی شما می شود. احتمال دارد شما متوجه این واقعیت نشوید. به هر حال، چه آن را بپذیرید و چه نپذیرید، این قانون نقش مهمی در زندگی هر فردی دارد.

هر چیزی مشابه خود را جذب می کند. افرادی که به سمت تان جذب می شوند، در گفتار و پندار و کردار خیلی شبیه شما هستند. این قضیه درباره شرایط و مواردی که برایتان پیش می آیند نیز صدق می کند. این قانون و نیرو موجب ارتباط افرادی با منافع و علایق مشابه به سمت ما می شود.

در اینجا ۱۰ نکته را ذکر میکنیم که هنگام تمرین قانون جذب، باید در ذهن خود داشته باشید. این ۱۰ نکته طلایی عبارت اند از:

  1. بدانید چه می خواهید.
  2. فقط روی چیزهایی که در زندگی می خواهید، تمرکز کنید.
  3. تصور کنید اکنون خواسته حقیقی تان را دارید.
  4. احساس کنید که در حال حاضر خواسته خود را دارید و آن حس عالی و شعف انگیز را تجسم کنید.
  5. هرگز نتیجه را به مورد خاصی محدود نکنید.
  6. هنگامی که فرصتی به شما رو می کند، بدون تردید از ان استفاده کنید.
  7. ایمان داشته باشید که آنچه در خواست می کنید، در راه است.
  8. طوری عمل کنید که گویی خواسته حقیقی تان را اکنون دارید.
  9. کارهایی را که موجب خوشحالی تان می شوند ، انجام دهید.
  10. بابت چیزهایی که در حال حاضر در زندگی خود دارید، سپاسگزار و قدردان باشید.

به محض دستیابی به خواسته تان، باید قدردانی خود را از این بابت نشان دهید. اگر در قبال هر چه در زندگی به دست می آورید سپاسگزار باشید، قانون جذب به راستی باعث شگفتی تان خواهد شد؛ زیرا هرچه قدردان تر باشید، چیزهای بیشتری دریافت می کنید.

این راز طبیعی قانون جذب است؛ بنابراین اگر میخواهید قانون جذب کارهای شگفت انگیزی برایتان انجام دهد، در ذهن خود برای داشته های کنونی تان شکرگزاری کنید و همیشه در زندگی خود دورنمای مثبتی داشته باشید.

چگونه از قانون جذب استفاده کنم؟

همه می خواهند موفق شوند و تمام چیزهای خوب زندگی را به دست آورند، اما فقط تمایل و تفکر راه به جایی نمی برد. شما باید هنر جذب کردن را به کار بگیرید. باید چیزهایی را که می خواهید به سمت خود جذب کنید.

قانون جذب هیچ گاه تغییر نمی کند و همواره ثابت است. عامل متغیر در این قانون هیچ فرد دیگری جز خود شما نیست؛ بنابراین باید خودتان را تغییر دهید تا قانون جذب برایتان کار کند. هر چه بیشتر خود را تغییر دهید، قانون جذب نیرومندتر می شود و چیزهایی که می خواهید به سمت تان سرازیر می شوند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قانون جذب چطور تبدیل به قانون شده‌ است !

شاید این سخن را شنیده باشید که به محض کشف قانون جذب، همه چیز فورا در زندگی شما تغییر خواهد کرد؛ ولی من به شما اطمینان می دهم که این افسانه ای بیش نیست. تنها چیزی که موجب می شود این قانون برای شما کار کند، تغییری است که در خودتان به وجود می آورید.

فقط به یاد داشته باشید که اگر بهترین ها را از زندگی می خواهید، سبک زندگی رؤیایی خود را در پیش بگیرید و هنگامی که زندگی می خواهید، سبک زندگی رؤیایی خود را پیش بگیرید و هنگامی که زندگی کردن به نحوه دلخواه خود را شروع کردید، می توانید به خود اطمینان دهید که قانون جذب برای شما شروع به کار کرده است. پس نگرش و رفتار خود را تغییر دهید. کلامتان را تغییر دهید. باورهایتان را تغییر دهید. عادت هایتان را تغییر دهید…

نگذارید این قانون به صورت یک راز بماند

شما باید درباره قانون جذب برای دیگران صحبت کنید و به آنان آموزش دهید. هرچه بیشتر برای آموزش آن تلاش کنید، توانایی شما در فهم و درک پیچیدگی های آن بالاتر می رود.

آموزش فقط برای آموختن نیست، بلکه برای یادگرفتن است. بنابراین سعی کنید تا حد ممکن به افراد بیشتری این علم را بیاموزید. هنگامی که این قانون را به ارفراد دیگر توضیح می دهید می توانید مفاهیم این قانون را بهتر درک کنید.

, , ,

قانون جذب در روابط چیست؟ آیا با قانون جذب میتوان روابط را جذب کرد؟

قانون جذب در روابط

قانون جذب در روابط چیست؟ آیا با قانون جذب میتوان روابط را جذب کرد؟

آقای مایکل لوسیر میگوید :

واکنش قانون جذب درست مثل واکنش ذهن توست. قانون جذب آنچه را تو نمی‌خواهی می‌شنود. وقتی به ندای درونت گوش می‌دهی که افعال و عبارات منفی به کار می‌برد؛ در واقع توجه و انرژی خودت را به چیزهایی می‌دهی که آنها را نمی‌خواهی

اگر کنجکاوی بدانی که در هر زمینه‌ای از زندگی‌ات امواج مثبت می‌فرستی یا منفی کافی‌ست به آن زمینه نگاهی بیندازی و ببینی چه چیزی دریافت می‌کنی. این جورشدن و تطابقی بی‌نقص است

توجه به تضاد و شناسایی آن به عنوان چیزی که دلت آن را نمی‌خواهد؛ تو را در قبال آنچه می‌خواهی روشن‌تر می‌کند. با تضاد، خواسته‌های خود را مشخص کن. در یک برگه آنچه را نمی‌خواهی بنویس و در روبروی آن آنچه را که می‌خواهی . بعد بر روی آنچه نخواسته‌ای خط بکش

تمام چیزهایی را که باعث می‌شود احساسی خوب به تو بدهد؛ شناسایی کن و بیشتر به آن بپرداز. یادت باشد هر ارتعاشی که از خودت ساطع کنی، آینده‌ات را خلق می‌کند.

شما میتوانید بطور کامل همه روابطتان را تغییر دهید. بی توجه به اینکه این روابط در حال حاضر به چه شکلی هستند

تک تک رابطه هایی که دارید بازتاب آن چیزی است که در درونتان احساس میکنید. شما مغناطیسی هستید که همه چیز را به سمت خود جذب میکنید ، از طریق سیگنالهایی که از راه افکار و احساساتتان منتشر میکنید

هر رابطه ای که دارید و هر تعاملی که با افراد دارید بازتاب افکار و احساسات درونی شما در آن لحظه است. برای تغییر تک تک روابطی که در زندگیتان دارید :

۱)عاشق خودتان شوید خودتان را در هر لحظه دوست داشته باشید، به خودتان احترام بگذارید، بدانید که اکنون یک انسان کاملید و از خودتان تشکر کنید.
۲)لیستی از صدها مورد شگفت انگیز در مورد خودتان تهیه کنید و هر روز چیزی به آن بیفزایید.
۳)بدانید که شما کاملید و هیچ فکر منفی در مورد خودتان نکنید. بدانید که شما با ارزشید و لیاقت هر چیز عالی را دارید.
۴)فقط روی موارد مثبت دیگران تمرکز کنید و فقط این موارد را ببینید.
۵)هیچ وقت کسی را مورد قضاوت قرار ندهید و سرزنش نکنید.
۶)نیت کنید که فقط بهترینها را در همه چیز و همه کس ببینید.
۷)شادی را در درجه اول اهمیت زندگیتان قرار دهید. شادی یک احساس درونی است.
۸)از اینکه مسئولیت شاد کردن دیگران را داشته باشید خود را رها کنید. به آنها احترام بگذارید و دوستشان داشته باشید اما اجازه دهید خودشان به فکر شاد کردن خودشان باشند.
۹)توجه تان را از مواردی که در دیگران باعث آزار شما میشوند دور کنید
۱۰)انتظار نداشته باشید مردم به آن طریقی که شما میخواهید رفتار کنند در این صورت خوشحالتر خواهید بود. خودتان را آزاد بگذارید و بدانید که شما تنها کسی هستید که میتوانید شادیتان را کنترل کنید و خودتان انتخابش کنید. مهم نیست دیگران چکار میکنند.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید : چگونه یک فرد خاص را جذب کنم – جذب عشق

اما نکته ای که باید در جذب روابط رعایت کنید این است که زندگی همانند دوچرخه است.

برای به حرکت درآوردن آن نیاز به رعایت تمرکز و و تعادل داریم.

و همچنین باید فشار حاصل بر رکاب جهت حرکت؛ به سمت جلو (آینده) باشد و هرچقدر هم رکاب را به عقب (گذشته)سوق دهید، حرکتی حاصل نمی شود.

در ضمن اگر پاهایمان را روی هر دو رکاب بگذاریم و همزمان به هردو فشار وارد کنیم باز هم دوچرخه ی زندگیِ مان هرگز به حرکت درنمی آید. مسلماً تنها آن رکابی سبب حرکت ما است که جلوتر از آن یکی قرار دارد و این یعنی حتی رکاب عقبی که گذشته زندگی ما را شامل می شود هیچ ارتباطی به حرکت ما ندارد اما به محض حرکت با رکاب جلویی، آن رکاب عقبی هم شروع به فعالیت می کند و نقشش را به خوبی در جهت سودمندی ایفا می کند. که در واقع آن رکاب عقبی همان تجربیات مثبت و منفی گذشته است که با بهره گیری مثبت از آن می توان بهتر در مسیر زندگی راه رفت.بعد از حرکت به سمت جلو حالا می توانی حتی بدون رکاب زدن هم به حرکت ادامه دهی و این یعنی در لحظه ی اکنونِ حال زندگی کردن.

نکته حائز اهمیت نیز این است که اگر فردی بتواند در این مسیر بدون نگه داشتن فرمانِ دوچرخه آن را هدایت کند، ما او را دوچرخه سوار “حرفه ای” می نامیم. پس برای حرفه ای زندگی کردن هم فرمان دوچرخه ی زندگی ات را رها کن و بگذار “عشق” وارد عمل شود. و تو با خیالی آسوده تنها از دوچرخه سواری(زندگی کردن) لذت ببر.

, ,

نقش برنامه ریزی در رسیدن به هدف و جذب خواسته ها

نقش برنامه ریزی در رسیدن به اهداف

نقش برنامه ریزی در رسیدن به هدف و جذب خواسته ها

تنها از طریق طرحی می‌توانیم به اهدافمان برسیم که به آن ایمان داشته و دقیقاً بر اساس آن عمل کنیم. هیچ راه دیگری برای رسیدن به موفقیت وجود ندارد.

(استفن ای برنن)

در این قسمت به تعریف برنامه ریزی و همینطور به اینکه چطور باید از برنامه ریزی در زندگی استفاده کرد،می پردازیم.

بسیاری از مردم فکر می‌کنند که داشتن یک هدف مشخص، مثبت اندیشی و خوش‌بینی نسبت به این هدف،‌تنها لازمه موفقیت و خوشبخت بودن است. اگرچه انتخاب مقصد خیلی اهمیت دارد، اما تنها نقطه آغاز کار به‌حساب می‌آید. حالا کار اصلی شروع می‌شود.

حال زمان آن است که به خود و دیگران نشان دهید در مورد هدفتان جدی و مصمم هستید.

واقعیت این است که تنها ۳ درصد مردم اهداف مشخص و مکتوب و طرح‌هایی برای رسیدن به آن دارند. تنها ۳ درصد از مردم هرروز روی مهم‌ترین اهدافشان کار می‌کنند. تنها افراد برتر هستند که بیشتر اوقات به اهداف خود فکر می‌کنند.

اکثر مردم به‌جای هدف، آرزو دارند. آن‌ها امید، رؤیا و خیال‌هایی دارند. من به این رؤیاها، ((دود سیگار)) میگویم. آن‌ها خیلی زود از شور و شوق می‌افتند و شفافیت و مسیر خاصی ندارند.

خانه رؤیاها، کسب‌وکار، رابطه و کار رؤیاهای شما تنها یک رؤیاست مگر این‌که به آن ((گوشت و استخوان)) اضافه کنید. تنها زمانی که برنامه‌ریزی کنید و جزئیات سفرتان را تهیه نمایید، می‌توانید از رسیدن به مقصد بر اساس برنامه خود اطمینان داشته باشید.

چطور برنامه ریزی زندگی ما را به خواسته ها می رساند و نقش برنامه ریزی در رسیدن به هدف چیست؟

هم به یک معیار و هم به یک روش نیاز دارید.

اهداف خود را ازنظر کمی و کیفی تعریف کنید. وقتی هدفی را به‌صورت کیفی تعریف می‌کنید، مشخص می‌نمایید که پس از رسیدن به آن، چه فکر و احساسی خواهید داشت. در زمان تعریف بهترین هدف خود، غرور، رضایت، سرور، شادی، عشق، صلح و لذتی را که از رسیدن به آن خواهید داشت، احساس می‌کنید. با تصور اینکه به هدفتان رسیده‌اید، این احساسات را در خود ایجاد می‌نمایید.

شما اهدافتان را از طریق افزودن ارقامی خاص به‌صورت کمی تعریف می‌کنید. این کار هدفی را در اختیار شما قرار می‌دهد که می‌توانید آن را دنبال کرده و پیشرفت نمایید. اگر نتوانید آن را اندازه بگیرید، توان اداره کردنش را نیز نخواهید داشت.

برای مثال، تمام مردم می‌خواهند ازنظر مالی مستقل باشند. اما وقتی از آن‌ها بپرسید این استقلال یعنی چه، بهترین جوابی که به شما خواهند داد این است: ((می‌خواهم میلیونر شوم.))

اما این هدف، بسیار مبهم است. ((استقلال مالی)) یعنی اینکه شما به‌قدری ثروت داشته باشید که دیگر هرگز نگران پول نباشید. بنابراین سؤال این است، چه رقمی؟ واقعاً چقدر پول‌دارید؟

پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید:نقش برنامه ریزی در قانون جذب و رسیدن به خواسته ها

تعیین هدف به روشی ساده

قبل از اینکه به‌سوی مقصدتان پرواز کنید، می‌توانید مجموعه‌ای از مراحل برنامه‌ریزی را برای افزایش احتمال موفقیت سفرتان دنبال کنید.

  1. دقیقاً تصمیم بگیرید که در هر حوزه‌ای از زندگی، چه می‌خواهید. هدفتان را به‌قدری واضح و مشخص تعریف کنید که یک کودک بتواند آن را درک کند و به کودکی دیگر توضیح دهد.

برای مثال به‌جای اینکه بگویید ((می‌خواهم کلی پول درآوردم.))

باید دقیقاً مشخص کنید که ((کلی)) یعنی چقدر نمی‌توانید برای هدفی نامشخص و مبهم، انگیزه داشته و مصمم باشید.

  1. هدف خود را بنویسید و آن را قابل‌اندازه‌گیری کنید. هدفی که نوشته‌نشده باشد، تنها یک آرزوست. یعنی ((هدفی بدون انرژی در ورای آن)). وقتی آن را قابل‌اندازه‌گیری می‌کنید، هدفی مشخص برای دستیابی می‌سازید.
  2. یک‌ضرب الاجل تعیین کنید. زمان دقیق دستیابی به هدفتان را مشخص نمایید. ضمیر ناخودآگاه، ضرب‌الاجل‌ها را دوست دارد زیرا توانایی‌های ذهنیتان را برانگیخته و شمارا به جلو هدایت می‌کنند.
  3. تمام موانعی را که باید برای رسیدن به هدف، از سر راه بردارید، شناسایی کنید. ممکن است چه مشکلاتی پیش بیاید؟ چه چیزهایی بین شما و هدفتان قرارگرفته است؟ چرا تاکنون به هدفتان نرسیده‌اید؟ چه چیز شمارا عقب نگه‌داشته و یا می‌تواند عقب نگه دارد؟

افکارتان را روی کاغذ بیاورید! هرچه بیشتر مشکلات و دشواری‌هایی که ممکن است سر راهتان قرار بگیرید، مشخص کنید.

آمادگی بهتری برای حل‌وفصل ‌آنها خواهید داشت.

  1. دانش و مهارت‌هایی را که برای دستیابی به هدف بدان نیاز خواهید داشت تعیین کنید. به خاطر داشته باشید برای انجام کاری که تاکنون هرگز به آن دست نیافته‌اید، باید چیزهایی را یاد بگیرید که قبل از این نیاموخته و انجام نداده‌اید. دستاوردهای شما تا بدن جا برای رسیدن به آینده کافی نیست. هر هدفی جدید نیازمند کسب و به‌کارگیری بخش جدیدی از دانش یا مهارت است. در مورد شما، این دانش یا مهارت چه چیز می‌تواند باشد؟ در پاسخ‌های خود شفافیت داشته باشید.
  2. افرادی را مشخص کنید که برای رسیدن به هدفتان به کمک و همکاری آن‌ها نیاز دارید. برای دستیابی به اهداف بزرگ، نیازمند کمک افراد بسیاری هستید. هرچه این افراد را بهتر تعیین کنید،‌ احتمال استفاده بهتر و بیشتر از کمک و حمات آن‌ها افزایش می‌یابد.
  3. فهرستی از پاسخ‌های خود به شش سؤال فوق تهیه کنید و بر اساس اولویت آن‌ها را مرتب سازید. ابتدا باید چه‌کاری کنید؟

مهم‌ترین نکته چیست؟ فهرستی از فعالیت‌هایی که به ترتیب اولویت تهیه‌شده، یک طرح است، مجموعه‌ای گام‌به‌گام از کارهایی که سرانجام شمارا به هدف و مقصدتان می‌رساند.

با استفاده از هفت مرحله مذکور،‌ می‌توانید به هر هدفی که برای خود تعیین کرده‌اید، برسید.

 

 

, , ,

چه زمانی راز آشکار می‌شود و قانون جذب کار میکند؟

چطور از قانون جذب استفاده کنم؟

چه زمانی راز آشکار می‌شود و قانون جذب کار میکند؟

هر چیزی که وارد زندگی‌ات می‌شود خودت آن را به درون زندگی‌ات جذب می‌کنی و آن چیز به خاطر تصویرهای ذهنی‌ات به طرفت جذب می‌شود. این تصاویر همان افکار تو هستند. به هر چیزی که فکر می‌کنی به‌طرف جذب می‌شود.”

شاعرهایی مانند ویلیام شکسپیر، رابرت براونینگ، ویلیام بلیک این قانون را در اشعارشان سروده‌اند.

متفکران بزرگی مانند سقراط، افلاطون، رالف والدو امرسون،‌ فیثاقورث، سر فرانسیسن بیکن،‌ سر ایزاک نیوتون، یوهان ولفگانگ فون گوته، ویکتور هوگو با نوشته‌ها و تعالیمشان آن را با مردم در میان گذاشته‌اند. نام آن‌ها جاودان شده و به‌صورت افسانه، قرن‌ها باقی‌مانده است.

مذاهبی مانند هندوییسم، سنت هرمسی، بودایی، یهود، مسیحیت و اسلام و تمدن‌هایی مانند بابل و مصر باستان این قانون را از طریق نوشته‌ها و داستان‌هایشان در اختیار مردم گذاشته‌اند. در تمام دوران‌ها این قانون به شکل‌های مختلف در نوشته‌های قدیمی ثبت‌شده است. در ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح این راز را بر روی سنگ حک کرده‌اند.

 این قانون از آغاز زندگی وجود داشته است.

باب پراکتور:

“فکر می‌کنی چرا درآمدد ۱ درصد از جمعیت حدود ۹۶ درصد از تمام پولی است که همه مردم به دست می‌آوردند؟ آیا فکر می‌کنی این مسئله تصادفی است؟ نه، برنامه‌ریزی‌شده است. این افراد چیزی را می‌داند. آن‌ها این راز را می‌دانند و حالا تو هم با راز آشنا می‌شوی.”

افرادی که ثروت را به زندگی‌شان جذب کرده‌اند به‌صورت خودآگاه یا ناخودآگاه از راز استفاده کرده‌اند. آن‌ها به فراوانی و ثروت فکر می‌کنند و اجازه نمی‌دهند هیچ فکری که با فراوانی و ثروت در تضاد باشد در ذهنشان ریشه بدواند. افکار حاکم بر ذهن آن‌ها همه در ارتباط با ثروت است. آن‌ها ثروت را می‌شناسند و جز این، فکر دیگری در ذهنشان وجود ندارد. چه از این موضوع آگاه باشند یا نباشند افکار غالب ذهنشان که مربوط به ثروت است ثروت را به طرفشان جذب می‌کند.

دلیل ثروتمند شدن آن‌ها فعال شدن قانون جذب است.

هر چیزی شبیه خودش را جذب می‌کند

جان آساراف: ” ساده‌ترین شکلی که قانون جذب را برای خودم تجسم می‌کنم این است که خودم را یک آهن‌ربا تصور می‌کنم: همان‌طور که آهن‌ربا آهن را جذب می‌کند، من هم شبیه افکار خودم را به‌طرف خودم جذب می‌کنم.”

تو قوی‌ترین آهنربا در این دنیا هستی. تو یک قدرت مغناطیسی درونی داری که از هر چیز دیگری در این دنیا (دنیای جسمانی) قوی‌تر است و این نیروی بی‌انتهای مغناطیسی از افکار تو منتشر می‌شود. قانون جذب می‌گوید هر چیزی مثل خودش را جذب می‌کند. همین‌طور وقتی تو فکر می‌کنی، افکاری شبیه خودت را جذب می‌کنی.

زندگی تو در حال حاضر انعکاس افکار گذشته توست این افکار مواردی را که خیلی مهم می‌دانسته‌ای و نیز چیزهایی که آن‌ها را زیاد هم مهم به‌حساب نمی‌آوری شامل می‌شود. از زندگیت به‌راحتی می‌شود دید که افکار غالب تو در هر جنبه‌ای چه بوده‌اند، چون این همان افکاری که آن‌ها را تجربه کرده‌ای.

تابه‌حال که این‌طور بوده است! حالا که داری راز را یادم بگیری می‌توانی همه‌چیز را (به اذن خدا) عوض کنی.

افکار مانند فرکانس عمل می‌کنند وقتی روی یک فکر متمرکز هستی، تمام چیزهایی را که روی آن فرکانس قرار دارند جذب خواهی نمود.

باب پراکتور:”خودت را تجسم کن که در وفور نعمت زندگی می‌کنی، درنتیجه وفور نعمت را به‌طرف خود جذب می‌کنی. این روش همیشه و در مورد هر شخصی جواب می‌دهد. وقتی خودت را ببینی که در وفور نعمت زندگی می‌کنی، از طریق قانون جذب باقدرت و آگاهانه شکل زندگیت را تعیین می‌کنی.

به همین راحتی است. در این صورت با این سؤال بدیهی مواجه می‌شویم:” پس چرا همه مردم آن‌طور که دلشان می‌خواهند و آرزو می‌کنند، نمی‌توانند زندگی کنند؟”

جان آساراف:

“مسئله‌اینجاست که بیشتر مردم به چیزهایی فکر می‌کنند که نمی‌خواهند و تعجب می‌کنند که چرا این چیزها مدام در زندگی‌شان پیدا می‌شوند.”

تنها دلیل اینکه مردم به چیزهایی که می‌خواهند نمی‌رسند این است که بیشتر به چیزهایی فکر می‌کنند که نمی‌خواهند تا چیزهایی که می‌خواهند. به افکارت توجه کن و به جمله‌هایی که می‌گویی گوش کن، قانون جذب همیشه افکار تو را عملی می‌کند، خواه مثبت و خواه منفی. قانون جذب مسلم است و اشتباه نمی‌کند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قدرت شکرگزاری- توضیح شکرگزاری از کتاب راز

وقتی افکارت را روی چیزهایی که می‌خواهی متمرکز می‌کنی و با تمام ارادهِ روی آن‌ها تمرکز می‌کنی و در حالت تمرکز باقی می‌مانی، در این لحظه با قوی‌ترین نیروی دنیا آن‌ها را جذب می‌کنی. قانون جذب کلمه‌هایی مثل نمی‌خواهم، نه، یا هیچ یا هر کلمه منفی دیگر را به‌حساب نمی‌آورد. بنابراین وقتی این کلمات منفی را به زبان می‌آوری، قانون جذب معادل داخل دابل کوتیشن آن‌ها را می‌فهمد و انجام می‌دهد.

نمی‌خواهم چیزی روی لباسم بریزم و کثیفش کنم.

“می‌خواهم روی لباسم چیز بریزم و کثیفش کنم”

نمی‌خواهم موی سرم بد کوتاه شود.

” می‌خواهم موی سرم بد کوتاه شود”

نمی‌خواهم دیر برسم.

“می‌خواهم دیر برسم”

نمی‌خواهم رفتار اون با من بی‌ادبانه باشه.

“می‌خواهم رفتار اون و آدمای دیگه با من بی‌ادبانه باشه ”

نمی‌خواهم در رستوران جای ما رو به مشتری دیگه بده.

“می‌خواهم همیشه رستوران‌ها جای ما رو به بقیه بدن”

نمی‌خواهم آنفولانزا بگیرم.

“می‌خواهم آنفولانزا و بیماری‌های دیگه بگیرم”

با من این‌طور حرف نزن.

“دوست دارم با من همین‌طوری حرف بزنی ”

قانون جذب به تو همان چیزی را می‌دهد که به آن فکر می‌کنی. همین و بس.

باب پراکتور:” قانون جذب همیشه عمل می‌کند، چه آن را باور داشته باشی یا نداشته باشی، چه آن را بفهمی یا نمی‌فهمی.”

تنها دانستن این قانون آن را فعال نمی‌کند. قانون جذب همیشه در زندگی تو و هر کس دیگری در سرتاسر تاریخ مؤثر بوده است. وقتی از این قانون بزرگ باخبر می‌شوی، متوجه می‌شوی که به طور باورنکردنی قوی هستی و می‌توانی بافکر کردن،‌آن زندگی که می‌خواهی برای خودت بسازی.

چه این را تشخیص بدهیم یا ندهیم بیشتر اوقات مشغول فکر کردن هستیم. وقتی باکسی صحبت می‌کنی یا گوش می‌دهی، داری فکر می‌کنی. وقتی روزنامه می‌خوانی یا تلویزیون تماشا می‌کنی، داری فکر می‌کنی، وقتی خاطرات گذشته را مرور می‌کنی، داری فکر می‌کنی، وقتی به مسئله‌ای که به آینده‌ات مربوط می‌شود، می‌پردازی داری فکر می‌کنی. وقتی رانندگی می‌کنی داری فکر می‌کنی.

وقتی صبح برای رفتن سرکار آماده می‌شوی داری فکر می‌کنی. برای بسیاری از ما تنها موقعی که فکر نمی‌کنیم، زمانی است که خواب هستیم. اما نیروی جذب روی آخرین افکاری که قبل از خوابیدن داشته‌ایم عمل می‌کنند.

کاری کن که آخرین افکارت قبل از خوابیدن افکار خوبی باشند. زندگی تو در دست خودت است. بدون در نظر گرفتن اینکه الآن کجا هستی و تابه‌حال چه اتفاقاتی در زندگی‌ات اتفاق افتاده است می‌توانی آگاهانه فکرهایت را انتخاب کنی وزندگی‌ات را تغییر بدهی.

چیزی به اسم موقعیت غیرقابل تغییر وجود ندارد. تو می‌توانی تک‌تک شرایط زندگی‌ات را تغییر بدهی! چه درگذشته نسبت به افکارت آگاه بوده‌ای یا نبوده‌ای، حالا داری از آن‌ها آگاه می‌شوی. درست همین‌الان با دانستن راز از خواب عمیق بیدار و متوجه افکارت شو. حالا که راز را می‌دانی از دانش، قانون و قدرتی که به‌واسطه افکارت داری باخبر می‌شوی.

چیزی نیست که قانون جذب شامل ‌آن نشود. زندگی تو آیینهِ افکاری است کهِ دائم در ذهن داری. تمام موجودات زنده روی کره زمین از طریق قانون جذب عمل می‌کنند. تفاوت انسان با سایر موجودات در این است که او ذهنی دارد که دارای قدرت تشخیص است.

انسان می‌تواند از اراده‌اش برای انتخاب فکرهایش استفاده کند. انسان دارای قدرت تفکر با قصد قبلی و ساختن تمام زندگی به فکرش است.

 

, ,

چقدر طول میکشه که به جذب دلخواهمون برسیم؟‌‌زمان بندی کائنات

چقدر طول میکشه که به جذب دلخواهمون برسیم؟

چقدر طول میکشه که به جذب دلخواهمون برسیم؟‌‌زمان بندی کائنات

این جواب رو فقط خود کائنات میدونه وهیچ کس نمیتونه زمان رسیدن به خواسته های یه نفر دیگه رو یا خودشو تخمین بزنه

اما یک نکته وجود داره دوستان:

یکی از مراحل قانون جذب اینه که هرقدر احساستون عالیتر باشه وباورتون قویتر زودتر به ارتعاشتون جواب داده میشه واین در اشخاص متفاوته!

برای یک نفر ممکنه چند ماه و برا یه نفر دیگه بیش از چند ماه واین به خود فرد بستگی داره.

شما کار خودتونو که داشتن احساس عالی وموندن در اون هست رو خوب انجام بدین و مدام برای دریافتش بی تابی نکنین و بقیه کار رو به جهان هستی بسپرین به زمان بندی خداوند ایمان داشته باشین.

عالم هستی کارشو خوب بلده ودر بهترین زمان شما رو سورپرایز میکنه

‌‌براى درست کردن دنیای خودت اول باید ذهنتو درست کنی!

اگه میخوای در دنیاى بیرونى آرامش داشته باشی،باید اول اون آرامشو تو ذهنت پیداش کنی.

اگه میخوای دنیا از طمع ، نفرت و حسادت رها باشه باید اول،ذهن خودتو از این کیفیت هاى منفى رها کنی.

تا وقتیکه یه سری موانع تو ذهنت باشه،همونا رو تو دنیای بیرونت جذبش میکنی.

دوستان برای بهتر شدن استفاده از قانون جذب کائنات لطفاً بیایین همه از همین الان از خودمون شروع کنیم به تغییر دنیای درونمون برای زیبا کردن دنیای بیرونمون و بدونیم اینجوری کمکى کردیم تا دنیای انسان های دیگه هم زیباتر بشه.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید: قانون جذب چیست؟ چگونه از قانون جذب استفاده کنم؟

‌‌‌تو به همانی تبدیل می شوی که فکر می کنی فکار تو فوق العاده قدرتمند است.

آنها مثل ویروسی هستند که سریع روی هر چیزی در زندگیت تاثیر می گذارند.

طرز فکر تو نه تنها روی وقایع زندگی ات تاثیر می گذارد، بلکه چگونگی تجربه ی آن وقایع و هر آنچه را جذب و نصیب خودت می کنی، تعیین می کند.

پس حالا که طرز تفکر تو مساله ی مهم است، لازم است که افکاری مناسب در سر بپرورانی اگر تو مثبت فکر کنی، می توانی فعالانه از این امکان کاینات به نفع خود استفاده کنی.

 

دوستان ‌‌اگه میخواین  آموزش قانون جذب رو ادامه بدید و رویدادهای دیگران در زندگیتون نقشی نداشته باشه خودتونو در مدار اونا قرار ندین !

یعنی : ارتعاش آرامش بفرستین وقتی اینو باخودتون میگین وخواهانش هستین جهان هستی شما رو به طرفی میکشونه که آرامش دارین و سر راه شما کسی که آرامش ذهن و روحتون رو بهم بریزه نیست.

این حرف به این معنی نیست که دیگه دوست شما از زندگیتون میره بیرون یا به شما زنگ نمیزنه.

این یعنی دوستتون به شما زنگ میزنه ولی دیگه از زندگیش شکایت نمیکنه نه اینکه در زندگیش تغییری به وجود اومده باشه حتمنا نه!

بلکه اون با کسی صحبت میکنه که ارتعاشی غیر از آرامش میفرسته وشما دیگه چیز بدی ازش نخواهید شنید اگر هم بگه خیلی کمه و تاثیری روی شما نمیذاره.

 

خوشبختی درون توست هیچ جای دیگر دنبالش نگرد آرامشت را به هیچ‌کس و  هیچ‌چیز وابسته نکن خوشبختی در وجود تو توسط خداوند به ودیعه گذاشته شده .

فقط باید پیدایش کنی ودر آرامش قراربگیری وقتی ایمان داشته باشی که خداوند همیشه پشتیبان توست وهرمشکلی که پیش بیاید برایش راه حلی وجود دارد و وقتی کسی یا چیزی  میرود جایش را به چیز وکس بهتری می دهد آنوقت در آرامش معنوی قرارمی گیری وخوشبختی تو نمایان می شود..

 

امروز روز بسیار عالی است باخودتان عهد ببندید که سال نو را با افکار واندیشه ها وباورهای تازه خواهید ساخت وبه جلو خواهید شتافت اهدافتان را واضح کنید همین امروز روی کاغذ بیاورید ومتعهد شوید که در راه درست قدم بر خواهید داشت شما باید امسال پیشرفت کنید شما باید رفتارتان را مطابق با خواسته تان پیش ببرید قرار نیست کسی باشید که دیروز بودید شما لایق پیشرفت وبهترین موهبت هاهستید شما باید مزه آرامش وآسایش را بچشید…

 

“پس امروز را نقطه شروع قرار بده

امروز روز شماست روز تحول بیرون ودرون شماست”

 

, , ,

فقط تمرکز مهم نیست ! عامل مهم در جذب خواسته ها

نقش عوامل غیر از تمرکز در قانون جذب

فقط تمرکز مهم نیست ! عامل مهم در جذب خواسته ها

ما با جمع‌آوری اطلاعات از طریق پنج حسمان، دنیا را تجربه می‌نماییم. به‌هرحال، هرکدام از ما به شکل خاصی تمرکز می‌کنیم یا درک حسی داریم. به‌عنوان‌مثال: برخی افراد تحت تأثیر چیزهایی که می‌بینند قرار می‌گیرند. یعنی سیستم بینایی آن‌ها بر وجودشان حاکم است.

در برخی دیگر از افراد، صداها، بزرگ‌ترین تجارب زندگی‌شان را موجب می‌شود، درحالی‌که برای بقیه‌ی افراد، احساسات پایه‌ی تجربیاتشان است.

این عوامل بنیادی و مهم، عناصر درک حسی خوانده می‌شوند. به‌عنوان‌مثال: می‌توانید تصویر را در ذهنتان بسازید و بعد برای تغییر احساستان نسبت به آن، بعضی از جوانب آن را تغییر دهید. می‌توانید آن تصویر را روشن و درخشان کنید و به این شکل به‌سرعت شدت احساستان را نسبت به آن تجربه تغییر دهید.

این نکته به‌عنوان تغییر عناصر درک حسی معروف است. شاید بتوان ریچارد بندلر ر بزرگ‌ترین متخصص درزمینه‌ی عناصر درک حس خواند. او یکی از پایه‌گذاران برنامه‌ی زبان‌شناسی- عصبی بود.

پایه‌ی متخصصان امروزه، کارهای بنیادی ارسطو درزمینه‌ی پنج حس می‌باشد که به‌عنوان الگوهای ادراک تقسیم‌بندی می‌شوند. شما می‌توانید با ایجاد عناصر درک حسی، شدت احساستان را نسبت به مسائل، کمتر یا بیشتر کنید. آن‌ها براحساستتان (لذت، سرخوردگی، شگفتی یا ناامیدی)‌ نسبت به همه‌چیز، تأثیر می‌گذارند. شما با درک آن‌ها، نه‌فقط قادر خواهید بود احساستان را نسبت به تجربیات زندگی تغییر دهید، بلکه می‌توانید مفاهیم آن‌ها و درنتیجه کاری که در مورد آن‌ها انجام می‌دهید را عوض کنید.

می‌توانید این عناصر درک حسی را مثل بارکد روی محصولات در نظر بگیرید که امروزه جایگزین برچسب قیمت محصولات شده‌اند. به نظر نمی‌رسد این خطوط سیاه مفهومی داشته باشند، اما وقتی دستگاه اسکنر روی آن‌ها قرار می‌گیرد، این کدها، نوع جنس، بهای آن و تأثیر آن محصول در لیست خرید را بیان می‌کنند. عناصر درک حسی هم این‌گونه عمل می‌کنند.

وقتی دستگاه اسکنر را روسی این کدها می‌کشیم، مغز را تحریک می‌کنیم و ماهیت این لوازم، احساسمان نسبت به آن‌ها و کاری که باید انجام دهیم را به مغز میگوییم. شما بارکدهای خاص خودتان رادارید و وقتی می‌پرسید که از کدام‌یک از آن‌ها استفاده کنید، فهرستی از آن‌ها به شما ارائه می‌گردد.

به‌عنوان‌مثال: اگر بخواهید روی درک حسی تصوری‌تان تمرکز کنید، لذتی که از یک خاطره‌ی خاص می‌برید، احتمالاً به‌طور مستقیم از عناصر درک حسی: اندازه، روشنی،‌وضوح، فاصله و مقدار حرکت تصویری که از آن خاطره دارید، ناشی می‌شود؛ ولی اگر آن را با عناصر درک حسی شنیداری احساس می‌کنید،‌ احساستان به بلندی، تن و ضرب‌آهنگ زیروبم صدا و دیگر ویژگی‌هایی گه به آن نسبت می‌دهید، بستگی خواهد داشت.

به‌عنوان‌مثال: برای تشویق برخی افراد، ابتدا آن‌ها باید روی یک کانال خاص تنظیم شوند. اگر کانال موردعلاقه‌شان تصویری است، پس تمرکز بر ویژگی‌های تصویری شرایط، احساس شدیدتری به آن‌ها می‌دهد. کانال‌های افراد دیگر، شنیداری یا حرکتی است. بهترین استراتژی برای برخی افراد، مثل یک قفل رمزی است.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : سه روش ساده برای جذب خواسته ها در زندگی

ابتدا قفل تصوری، بعد شنیداری و سپس حرکتی،‌ باید به ترتیب و به شکلی درست از این قفل‌ها استفاده کنید.

با درک این نکته، متوجه می‌شوید که افراد در گفتار روزمره‌شان، سیستم‌ها و احساسی را که دارند به شما می‌گویند. به نحوه‌ی تشریح تجربیاتشان گوش دهید. به‌عنوان‌مثال: در دو مجله‌ی قبل، من از واژه‌های ((تنظیم و گوش دادن)) استفاده کرده‌ام، این‌ها نمونه‌های شنیداری هستند.

چند بار شنیده‌اید که فردی بگوید: ((انجام این کار را نمی‌توانم تصور کنم؟)) آیا آن‌ها مشکل را به شما می‌گویند؟ اگر آن‌ها انجام آن کار را تصور کنند، این احساس را پیدا می‌کنند که گویی آن کار را انجام داده‌اند.

شاید کسی به شما گفته: ((شما کارهای نامتناسبی انجام می‌دهید.)) شاید درست می‌گویند! شاید تصاویر درون ذهنتان را بزرگ‌تر از واقعیت می‌کنید و بدین‌صورت، تجربه‌تان را تشدید می‌نمایید. اگر کسی بگوید ((احساس عدم هماهنگی دارم))، شما باید به او کمک کنید تا مجدداً هماهنگ شود.

بدین ترتیب، می‌تواند حالت خود را تغییر دهد. توانایی ما برای تغییر احساسمان، به توانایی‌مان برای تغییر عناصر درک حسی‌مان بستگی دارد. باید بیاموزیم تا عناصر ویژگی‌های متفاوتی که به‌وسیله‌ی آن‌ها تجربیاتمان را ارائه می‌دهیم، تحت کنترل داشته باشیم و آن‌ها را به‌گونه‌ای تغییر دهیم که نتایجمان را حمایت کنند. به‌عنوان‌مثال: تاکنون احساس کرده‌اید که نیاز داشته باشید از یک مشکل فاصله بگیری؟

می‌خواهم کار انجام دهید. به شرایطی که اخیراً شمارا دچار مشکل کرده، بیندیشید. تصویری از آن در ذهنتان به وجود آورید، سپس آن تصویر را از خود دور سازید، ماورای آن بایستید و بادید جدیدی از بالا به آن مشکل بنگرید. شدت احساسی‌تان چگونه می‌شود؟ شدت احساس بیشتر افراد افت می‌کند.

اگر تصویر تاریک‌تر یا کوچک‌تر شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ اکنون تصویر شکل را بزرگ‌تر، روشن‌تر و نزدیک‌تر کنید. در بیشتر افراد، این امر موجب تشدید احساسشان می‌شود. مشکل را عقب بزنید و ببینید که نور خورشید آن را ذوب می‌کند. ایجاد تغییری ساده در هر یک از این ویژگی‌ها، مثل تغییر مواد غذایی یک دستور آشپزی است. آن‌ها درنهایت آنچه در جسمتان تجربه می‌کنید را اصلاح می‌کنند، من در کتاب ((قدرت نامحدود)) در مورد عناصر درک حسی صحبت کرده‌ام.

چون می‌خواهم این شناخت را کاملاً به دست آورید، این مطالب را در اینجا جمع آوردی کرده‌ام. درک این نکته برای فهمیدن بقیه‌ی مباحث این مقاله، در قانون جذب بسیار مهم است. به یاد داشته باشید با تغییر عناصر درک حسی، به‌سرعت احساس شما نسبت به مسائل تغییر می‌کند. به‌عنوان‌مثال: به اتفاقی که دیروز برایتان افتاده، بیندیشید. در یک‌لحظه، آن تجربه را به تصویر بکشید.

تصویری از این خاطره بسازید و ان را پشت سرتان قرار دهید. به‌تدریج آن را عقب‌تر ببرید. تا آنکه به فاصله‌ی چندین مایل، پشت سرتان قرار گیرد و تبدیل به یک نقطه‌ی کوچک و تیره در دوردست شود. آیا احساس می‌کنید که این اتفاق دیروز رخ‌داده است یا مدت‌ها پیش؟ اگر این خاطره مهم است، آن را برگردانید. در غیر این صورت، درهمان جا می‌ماند! چه کسی باید روی این خاطره تمرکز کند؟ به این شکل شما تجربیات فوق‌العاده و باورنکردنی در زندگی‌تان خواهید داشت.

حالات معمولی بر اساس موارد زیر هستند:

*عناصر درک حسی تصویری

واقعاً روزم را روشن و پرنور می‌سازد.

دیدگاه بهتری در مورد مسائل به من می‌دهد.

اولین اولویت است.

این فرد گذشته‌ی پرماجرایی دارد.

بیایید به تصویر بزرگ، نگاهی بیندازیم.

این مشکل به من خیره شده است.

*عناصر درک حسی شنیداری

او دائماً مرا نسبت به آن مسئله ، راکد و بی‌حرکت می‌کند.

مشکل آن است که او سر من فریاد می‌زند.

بلند و واضح صدای تو را شنیدم.

این امر موجب توقف کارهامان شد.

این مرد واقعاً عجیب و غیرمعمولی است.

عالی است.

*عناصر حسی حرکتی

این مرد ریاکار است.

فشار وجود ندارد/ فشار وجود دارد.

این امر برای من اهمیت دارد.

حس می‌کنم همه‌چیز را بر پشتم حمل می‌کنم.

این کنسرت واقعاً داغ بود.

من کاملاً در این پروژه غرق‌شده‌ام.

به یکی از این موارد که خیلی وقت پیش برایتان رخ‌داده بیندیشید. آن تجربه را به یاد آورید. آن را جلو بیاورید. جلو خودتان قرار دهید. آن را رنگی و سه‌بعدی کنید. اکنون آن تجربه را به‌گونه‌ای حس کنید که انگار آنجا بوده‌اید. آیا حس می‌کنید که این اتفاق مدت‌ها پیش رخ‌داده یا همین حالا؟ می‌بینید حتی تجربه‌تان از زمان، با تغییر عناصر درک حسی تغییر می‌کند.

 

دانلود کتاب قانون جذب

, , ,

استفاده از تصویرسازی ذهنی برای وارسی نشانه‌ها در قانون جذب

چطور با تصویر سازی ذهنی به موفقیت برسیم؟

استفاده از تصویرسازی ذهنی برای وارسی نشانه‌ها در قانون جذب

چگونه تصویر ذهنی بسازیم؟

تصویرسازی ذهنی دو مرحله دارد.

مرحله اول : یافتن یک شباهت یا ارتباط بین مفهومی که قرار است آموخته شود و ارتباط دادن آن با یک مفهوم، واژه یا کد آشنا به ذهن

کمتر کسی پیدا می شود که در این مرحله مشکلی داشته باشد. حتی بجرات می توان گفت که تمام افراد در این زمینه دارای تجاربی هم هستند.

مشکل ، در اجرای مرحله دوم است.( برای رفع این مشکل، فعالیتهایی پیشنهاد خواهد شد.)

مرحله دوم : ایجاد یک تصویر کاملا صاف و شفاف در ذهن و دیدن چنین تصویری با چشم ذهن به مدت فقط چند ثانیه.

مثال : می خواهیم کلمه انگلیسی ( bud ) به معنی غنچه را یاد بگیریم. در زبان فارسی این کلمه مانند( باد ) تلفظ می شود .} مرحله اول ‍‍{

}مرحله دوم{ تصویری از این رابطه در ذهن می سازیم. مثلا می توانیم تصور کنیم که باد می وزد و میلیونها غنچه به سمت ما حرکت می کنند. باید بوی خوش غنچه را استشمام کنیم . باید زیباترین غنچه ممکن را با چشم ذهن بطور کاملا شفاف ببینیم. حتی می توانیم طعم گوارای غنچه را مزمزه کنیم و برای هر گلبرگ آن طعمی متنوع بیافرینیم. می توانیم رقص موجی آن را که همراه باد بالا و پایین می رود با چشم ذهن ببینیم. تماس گلبرگ های لطیف و ابریشمی غنچه را بر پوست خود احساس کنیم. اگر دوستدار موسیقی باشیم، می توانیم آهنگ ملایمی را هم با غنچه همراه کنیم.

نکاتی که باید در جریان تصویرسازی رعایت کنیم:

۱- خودتان در تصویر ذهنی حضور داشته باشید.

۲- تصویر خنده دار و مسخره باشد.

۳- تصویر غیر طبیعی باشد.

۴- تصویر حرکت داشته باشد.

۵- از رنگهای غیر طبیعی استفاده کنید)مثلا : خون آبی راه راه – خورشید سبز – برف سیاه(

۶- از اصل جابجایی استفاده کنید)مثلا: غذاخوردن با مداد به جای قاشق (این تکنیک برای اسامی معنی بسیار خوب است.

۷- در ساختن تصویر مبالغه کنید.( خیلی زیاد – خیلی بزرگ…)

۸- تصویر ذهنی را با چشم ذهن واضح و فقط برای چند ثانیه ببینید.(تصویر را به مدت طولانی نگه ندارید.)

۹- برای یک مفهوم، فقط از یک تصویر استفاده کنید ( تصویر را عوض نکنید )

۱۰- پشت سر هم تصویر نسازید.(بین هر دو تصویر کمی تامل کنید)

۱۱- ابتدا با کلماتی تصویر بسازید که قابل تجسم است (مانند: درخت – ماه.. و سپس با کلماتی مانند درد، عقل…)

۱۲- تصویر ذهنی را خودتان بسازید.

 در این روش، حتی مفاهیم را بدون دیدن آنها می توان آموخت. مثلا اگر بخواهیم برای یادگیری لغات زبان خارجی از این روش استفاده کنیم، می توانیم بدون دیدن، آنها را یاد بگیریم( نکته جالب این که دانشمندان اسکاتلندی معتقدند هر لغت دارای طعم بخصوصی است و فکر کردن به لغت بدون دیدن آن حس چشایی را تحریک می کند!)

درحالی‌که ممکن است به این نتیجه رسیده باشید که فهرستی که قبلاً به آن اشاره کردم بسیار مفید است، اما این‌ها روش‌های نشأت گرفته از مغز سمت چپ هستند که می‌خواهند بیماری شمارا تحلیل و معنا کنند.

اما راه ساده‌تری برای آشنایی و درک نشانه‌ها این است که در آرامش قرار بگیرید، توجه خودتان را به آن بدهید، بگذارید تصویری به ذهنتان خطور کند که بتواند مبین نشانه بیماری باشد و بعد با آن به شکلی تصوری صحبت کنید. از او بپرسید که چرا صورت خارجی گرفته است، از شما چه می‌خواهد، از شما چه انتظاری دارد و می‌خواهد برای شما چه کند.

وقتی بدین گونه با تصویرسازی ذهنی کار می‌کنید باید به چند نکته توجه داشته باشید. یکی از این نکات تفاوت میان تشخیص و معنای شخصی شما از بیماری‌تان است. من قبلاً درباره‌ی ضرورت اینکه باید از شرایط پزشکی خود و از راه چاره‌های درمانی‌تان اطلاع موثقی داشته باشید بحث کرده‌ام.

درحالی‌که هیچ‌کس نباید به‌ اجبار تحت درمان پزشکی قرار بگیرد، معتقدم که باید به ارزیابی پزشکی متعارف اقدام کنید. اما وقتی درباره‌ی شرایط خود علم و اطلاع لازم را به دست آورید باید به برداشت شخصی خود از این نشانه‌ها توجه کنید. برای رسیدن به این مهم باید موقتاً تشخیصی را که به شما داده‌اند کنار بگذارید.

اغلب اشخاص و ازجمله آن‌ها پزشکان، متوجه نیستند که تشخیص، یک موضوع حقیقی نیست.

تشخیص وسیله‌ای است که بر اساس آن در یک نظام پزشکی معین یافته‌های خود را توضیح می‌دهیم. ممکن است بیمارانی با بیماری واحد و نشانه‌های مشابه وقتی به پزشکان مختلف مراجعه می‌کنند، به آن‌ها تشخیص‌های متفاوتی ارائه شود.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: استفاده از قدرت تجسم و تصویرسازی

اشخاص در برخورد با انواع بیماری‌ها و انواع روش‌های درمانی واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند. همیشه استثنائات مهمی وجود دارد که باید لحاظ شود. باید درباره بیماری خود اطلاعات مفصلی داشته باشید و بااین‌حال از پزشک خود درباره بیماران استثنایی که داشته است سؤال کنید.

آیا بعضی از بیماران در مقایسه با سایرین بهتر ظاهر می‌شوند؟ چه عاملی است که این تفاوت را ایجاد می‌کند؟ اگر بیماری مهلکی دارید بپرسید آیا تاکنون کسی توانسته این بیماری را به‌ سلامت پشت سر بگذارد؟ آیا پزشک به تلاش‌های شما برای رسیدن به التیام توجه می‌کند یا آن را غیرواقع بینانه ارزیابی می‌کند؟

 

نکته‌ای که در اینجا می‌خواهم به آن اشاره‌کنم این است که تشخیص مهم است زیرابه شما امکان می‌دهد تا گزینه‌های درمان پزشکی خود را ارزیابی کنید.

اما وقتی از تصویرسازی برای وارسی نشانه‌هایتان استفاده می‌کنید، به نشانه‌های خود به شکلی که آن‌ها را می‌بینید دقیق شوید و موقتاً آنچه را که در این خصوص به شما گفته‌اند کنار بگذارید.

اگر پشت‌درد و ساق درد دارید و به شما گفته‌ اند که ناشی از دیسک کمر شماست، از درد و نه از دیسک برای توجه کردن استفاده کید. اگر دارای بیماری بدون نشانه هستید، به آن بخشی از بدنتان که بیمار است توجه کنید.

دانلود کتاب قانون جذب

,

قدرت تمرکز – به هر آنچه تمرکز کنیم، تبدیل به ایده‌ی واقعیت می‌شود

چطور تمرکز بیشتری داشته باشیم؟

قدرت تمرکز – به هر آنچه تمرکز کنیم، تبدیل به ایده‌ی واقعیت می‌شود

اگر بخواهید، نمی‌توانید در هرلحظه‌ای افسرده شوید؟ بدون شک، می‌توانید فقط بر مسائل وحشتناک گذشته‌تان تمرکز کنید. همه ما تجارب بدی درگذشته‌مان داریم. این‌طور نیست؟ اگر بر آن‌ها تمرکز کنید، آن‌ها را مجسم نمایید و به آن‌ها بیندیشید، خیلی زود آن را احساس خواهید کرد.

تاکنون فیلم وحشتناک دیده‌اید؟ صدها بار به تماشای آن فیلم وحشتناک ننشسته‌اید؟ البته که نه! چرا؟ چون از مرور آن فیلم احساس خوبی ندارید! پس چرا دائماً آن فیلم را در ذهنتان مرور می‌کنید؟ چرا خودتان را در کمترین نقش‌های دلخواهتان می‌بینید که در مقابل کمترین نقش‌های مقابل بازی می‌کنید؟ چرا بارها و بارها فاجعه‌های تجاری یا تصمیم‌های شغلی بد را تکرار می‌کنید؟

البته فیلم‌های درجه ((ب))، فقط محدود به تجربه‌ی گذشته‌تان نمی‌شوند. همین‌الان می‌توانید هرچیزی که در حال حاضر موجب بروز احساس بدی در شما می‌شود، تمرکز کنید؛

حتی می‌توانید به چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده است، بیندیشید و پیشاپیش حس بدی نسبت به آن پیدا کنید! هرچند ممکن است الآن به چنین چیزی بخندید، اما متأسفانه بسیاری از ما هرروز چنین کاری می‌کنیم.

آیا می‌خواستید همین الآن احساس هیجان و شادی داشته باشید؟ آیا زمانی که بسیار هیجان‌زده بودید را به یاد می‌آورید؟ می‌توانید روی آ ن تمرکز کنید؟ آیا می‌توانید آن را با همان جزئیات دقیقی که در مورد آن احساسات داشتید، به یادآورید؟ شرط می‌بندیم که می‌توانید.

آیا می‌توانید همین الآن روی مسائل هیجان‌انگیز زندگی‌تان یا آنچه حس می‌کنید در زندگی‌تان فوق‌العاده است، تمرکز کنید؟ دوباره می‌گویم، شما می‌توانید روی مسائلی که هنوز اتفاق نیفتاده‌اند، تمرکز کنید و پیشاپیش حس خوبی نسبت به آن‌ها داشته باشید این قدرت اهداف است. به خاطر در بخش دوازدهم به این مباحث خواهیم پرداخت.

به هر آنچه تمرکز کنیم، تبدیل به ایده‌ی واقعیت می‌شود

واقعیت این است که چند چیز مطلق هستند. معمولاً احساستان نسبت به مسائل و مفهوم یک تجربه‌ی خاص، بستگی به توجه و تمرکز شما دارد. ((الیزابت))، همان زنی که بی‌نظمی چند شخصیتی داشت،‌دچار رنج و عذاب بود. راه گریز او، خلق یک شخصیت جدید برای هر حادثه‌ای بود که باید به‌صورت احساسی حل‌ و فصل می‌شد.

با این کار، او می‌توانست با مشاهده‌ی مشکل از دید فرد دیگری، توجهش را تغییر دهد او می‌توانست با مشاهده‌ی مشکل از دید فرد دیگری، توجهش را تغییر دهد؛

اما او حتی پس از یکی شدن شخصیت‌هایش بازهم رنج می‌کشید. او آموخت که چگونه با تغییر آگاهانه جسم و توجهش، حالت خود زا تغییر دهد و بدین‌ وسیله کنترل زندگی‌اش را در دست گیرد.

تمرکز، واقعیت نیست، فقط یک دیدگاه است. تمرکز، فقط دیدگاهی از واقعیت مسائل است. این دیدگاه (قدرت تمرکزمان) را به‌عنوان عدسی‌های یک دوربین تصور کنید. لنزهای دوربین، فقط تصویر و زاویه‌ی آنچه بر آن تمرکز و توجه کرده‌ایم را نشان می‌دهند.

به این خاطر، تصاویر شما می‌توانند به‌آسانی واقعیت را تغییر دهند و فقط بخش کوچکی از یک تصویر بزرگ را به نمایش بگذارند.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید: هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

تصور کنید با دوربین به یک مهمانی رفته‌اید، در گوشه‌ای نشسته‌اید و به گروهی از افراد که مشغول بحث با یکدیگر هستند،‌توجه دارید. آن مهمانی چه گونه است؟ ممکن است ناخوشایند و بی‌نتیجه باشد و هیچ‌یک از آن افراد لذت نبردند.

آنچه باید به یاد داشته باشیم این است که نحوه‌ی نشان دادن و ارائه‌ی مسائل در ذهنتان، احساسمان را مشخص می‌کند. اما چه اتفاقی می‌افتاد اگر دوربینتان را روی گوشه‌ی دیگر اتاق زوم می‌کردید که افراد در اینجا می‌خندیدند، شوخی می‌کردند و لحظات خوبی داشتند؟

این تصویر، مهم‌ترین بخش مهمانی را نشان می‌داد که در آن‌همه رفتاری مسالمت‌آمیز داشتند!

به این خاطرات که در مورد زندگینامه‌های غیر معتبر، جنجال‌های زیادی وجود دارد: این زندگینامه‌ها، فقط دیدگاه یک فرد از زندگی فرد دیگری است. اغلب، افراد حسودی که به خراب کردن افراد و مسائل علاقه‌منداند، چنین دیدگاه‌هایی ارائه می‌دهند. مشکل این است، دیدگاه زندگی‌نامه فقط به زاویه‌ی دوربین نویسنده محدود است و همه ما میدانیم که دوربین‌ها واقعیت را تحریف می‌کنند و به شکل دیگری نشان می‌دهند. یک نمای نزدیک می‌تواند همه‌چیز را بزرگ‌تر از واقعیت نشان دهد.

با استفاده‌ی ماهرانه از دوربین، می‌توانید بخش‌های مهم واقعیت را کوچک کنید یا به‌صورت مبهم نشان دهید.

دانلود کتاب قانون جذب

 

 

 

, , ,

نقش مشاور درون در تصویر سازی ذهنی

مشاور درون در تصویرسازی ذهنی

نقش مشاور درون در تصویر سازی ذهنی

در این مقاله در مورد نقش یک انسان دیگری که در ناخودآگاه ما وجود دارد و گاهی اوقات مشاوره دهنده ما هست و سازنده تصویرسازی ما و درنهایت رسیدن به خواسته های ما میشود را بررسی میکنیم.

صحبت کردن با یک مشاور یا راهنمای درونی موضوع جدیدی نیست. اغلب سنت‌های فلسفی، دینی و روانی، به شکلی به موضوع راهنمای درون اشاره‌کرده‌اند.

در بسیاری از فرهنگ‌ها از آیین‌هایی استفاده می‌کنند که شامل موسیقی، آواز خواندن، روزه گرفتن، رقصیدن و قربانی کردن می‌شود. در آیین‌ها از این عوامل برای رسیدن به پندارهایی استفاده می‌شود که اشخاص را در وقت نیاز راهنمایی کند.

بومیان آمریکایی بدون اسلحه و بدون آب و غذا به جنگل و مناطق وحشی می‌رفتند تا درانجا باروح هادی و راهنما در تماس شوند.

آن‌ها این‌گونه نیرو می‌گرفتند و می‌فهمیدند که در زندگی باید از کدام جهت حرکت کنند. جادوگر قبیله هم برای درمان یکی از افراد بیمار قبیله به این شکل راهنمایی می‌گرفت.

به کودکان کاتولیک می‌گویند که فرشته‌ی مقدس راهنمایی دارد که از آن‌ها حمایت می‌کند و در وقت نیاز می‌تواند از او استفاده کند.

در بسیاری از ادیان و مذاهب دیگر هم به این موضوع اشاره‌شده است.

بچه‌ها یا زمینه‌های دینی مختلف اغلب هم‌بازی‌های خیالی که ساخته‌وپرداخته ذهنشان است، دارند. با این هم‌بازی‌های خیالی بازی می‌کنند، حرف می‌زنند و در حال بازی از آن‌ها حمایت می‌کنند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

شماره قابل‌ملاحظه‌ای از اشخاص مختلف به من گفته‌اند که با همسر و یا سایر عزیزان ازدست‌رفته‌شان صحبت می‌کنند. در جریان این صحبت از آن‌ها راهنمایی می‌گیرند و این همان کاری است که اشخاص وقتی با مشاور درون خود در تماس می‌شوند انجام می‌دهند.

تمامی این تجربه‌ها به یک باور شایع و رایج اشاره دارند: هر وقت بخواهیم و پذیرای آن باشیم راهنمایی در اختیار ما است. ملاقات با یک مشاور درونی به شکلی که توضیح دادیم، این مهم را امکان‌پذیر می‌سازد.

شم و شهود را قدرت دانستن بدون توسل به دلیل تعریف کرده‌اند که با دیدن درون، شنیدن و احساس کردن از درون رابطه دارد. این می‌تواند یکی از وظایف و عملکردهای مغز نیم‌کره‌ی راست سر باشد.

به کمک مغز سمت راست به سرنخ‌های احساسی و ارتباطی دست پیدا می‌کنیم، تحت تأثیر آنچه غریزه نامیده می‌شود راهنمایی می‌شویم.

با سکوت کردن و با توجه نمودن به اندیشه‌های درونی می‌توانیم از استعدادهای این بخش فراموش‌شده‌ی ذهن به مؤثرترین شکل ممکن استفاده کنیم.

لازم نیست باور خاصی درباره‌ی مشاور درون داشته باشید تا از آن استفاده کنید، اما بهتر است کاری که می‌کنید و شیوه‌ای که از آن استفاده می‌نمایید به شکلی برایتان معنی‌دار باشد.

اما شما هر باوری که داشته باشید – اینکه این مشاور روح است یا فرشته راهنما،‌یا یک خیال و توهم، رابط میان‌مغز سمت راست و سمت چپ و یا نمادی به نشانه درایت درون – اشکالی تولید نمی‌کند. حقیقت این است که کسی به‌درستی نمی‌داند این مشاور درون به‌واقع چیست و از چه ماهیتی برخوردار است. هرکدام از ما می‌توانیم در این خصوص برای خود تصمیم بگیریم. اما برای من همین اندازه کافی است که می‌دانم مشاور درون می‌تواند اشخاص را راهنمایی کند نا به علل بیماری خود پی ببرند.

منتظر ادامه این مقاله جذاب در مورد نقش مشاور درون در تصوی رسازی ذهنی و جذب خواسته ها باشید.

مطالب قانون باور و جذب را دانلود میکنم

, , ,

هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

خواستن برای رسیدن

هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

افکار و اندیشه‌ها قدرتی دارند که می‌توانند اشیاء و پدیده‌های جهان واقعی را بسازند و جذب کنند.

«تو همه چیز را به طرف خودت جذب می‌کنی. مردم، شغل، شرایط زندگی، وضع سلامتی، ثروت، قرض، شادی، ماشینی که سوار می‌شوی و اجتماعی که در آن زندگی می‌کنی. مثل آهن‌ربا همه اینها را به طرف خودت جذب می‌کنی. به هر چه فکر کنی همان اتفاق می‌افتد. کل زندگی تو تجلی افکاری است که در ذهنت جریان دارند.»

آرزوها در سه گام به دست می‌آیند :

نخست : خواستن – «به دنیا فرمان بده»

دوم : باور – «باور داشته باش که به خواسته‌ات خواهی رسید »

سوم: تجسم – «احساس کن که به خواسته‌ات رسیده‌ای» احساس به فکر نیرو می‌بخشد.

دنیا حسی است و تنها با تصور نمی‌توانی خواسته‌ات را به دست آوری.

«پس از همین حالا احساس خوبی داشته باش.»

تحقق آرزوها به نیرویی که به آنها می‌دهی بستگی دارد، پس هرگاه به اندازه کافی به افکار خود انرژی بدهی تحقق خواهد یافت .

 

ما در خلق زندگی خودمون و دنیایی که در اون زندگی می کنیم مسئولیم

تو نمیتونی رها شی و نمیتونی به خواسته هات برسی
مگر اینکه به قدرتی بالاتر از خودت اعتماد کنی

اگه زندگیتو در پناه الهی و همراه با شکرگزاری و لذت سپری کنی در واقع تونستی از قانون جذب به بهترین شکل استفاده کنی و معجزات زیادی رو وارد زندگیت کنی.

تو تنها کسی هستی که میتونی زندگی مورد علاقتو اونجور که میخوای تغییر بدی

امروز بررسی کن و ببین کدوم قسمت از زندگیت باب میلت نیست و دوست داری تغییری در روند بهتر شدن کیفیتش انجام بدی

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : ﻫﺮ ﮐﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ،ﺑﺎﻭﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ

 نکته: همشو یادداشت کن و بعد اقدام به جذب خواسته های قلبیت کن

قانون جذب رو جدی بگیر بهش ایمان بیار و اطمینان کسب کن که میتونی اون چیزی که واقعاً میل قلبیته رو تو زندگیت جذبش کنی!

وقتی برای هدفی شوق و ذوق شدیدی وجود داشته باشه صد در صد به اون خواسته میرسی!

چرا که وقتی احساس عالی و هماهنگ با زندگی در جریانه
ترس و تردید کنار میره
و موانع به نوعی میشن کمک و راهنما در مسیر رسیدن به اون هدفت

خیلی ها میگن ما انرژی مثبت که میدیم هیچ جذبی اتفاق نمیوفته برا همین دوباره منفی میشیم

خب اون موقع که مثبتی مسلماً برای یه هدفی مثبت میشی و این برات وابستگی میاره.

ولی وقتی بعدش منفی میشی بدون هیچ توقعی از رسیدن به هدفی وارد این حالت میشی و همچنان در اون غرق میمونی.

خیلی هاتون میگین قانون جذب میگه احساس کن باور کن دریافت کن پس چرا نمیشه..

خب دوست عزیز وقتی یک ساعت مثبتی؛ بعد فقط داری فکر میکنی پس چرا نشد و میری دوباره تو فاز منفی معلومه که نمیشه.

راه حل اینه تلاشتو بیشتر کنی
یعنی؛در طول روز دو برابرِ فکرهای منفیت مثبت باش اوایل برات خسته کنندس ولی وای به اون روز که پر انرژی مثبت بودن برات تبدیل به یه عادت بشه.

پس دوبرابر پرانرژی باش تا تغییر برخورد اطرافیانت رو ببینی

پرانرژی باش تا تغییر برخورد طبیعت و دنیا رو با خودت ببینی.

 

دانلود کتاب قانون جذب