قانون جذب

به قسمت مقالات تخصصی قانون جذب سایت قانون باور و جذب خوش آمدید.

من معتقد هستم  قانون جذب مهمترین قانون کائنات هست که اگر کسی این قانون را درست و از منابع معتبر یاد گرفته باشه اولا سپاسگذار و شکر گذار یادگیری علم قانون جذب هست  و دوما حسرت میخوره که ای کاش زودتر با این موضوع به صورت درست و علمی آشنا میشد.

زندگی همه چیز را به ما عرضه می‌کند تا بتوانیم آنچه دوست داریم را برگزینیم. قانون جذب و باور هم همیشه روی زندگی ما تأثیر می‌ گذارد که با آن می توانیم هر  آنچه را که مورد تمرکزمان واقع شود، جذب کنیم و بدست بیاریم .

بعد از قانون جاذبه یکی از بزرگترین و حساس ترین قوانین جهان است که هر روز همه ما انسانها خواسته و یا نا خواسته با آن سرو کار دارند و از خاصیت ها و انرژی آن استفاده میکنند.

با مطالعه مقالات این بخش یادمیگیرید همه چیز در این دنیا حاصل انرژی هست . ما می تونیم با داشتن افکار مثبت و سازنده و البته جذاب که از راه تکرار و تمرین حاصل می شود همه جا این انرژی را پخش وساطع  کنیم. پس بیایید به یکدیگر انرژی مثبت بدهیم و انرژی بگیریم .

سعی کردیم مقالات مفید، کاربردی و به روز را در این قسمت از سایت قانون باور و جذب به صورت رایگان در اختیار شما قرار دهیم. در بخش مقالات، عناوینی بسیار پرطرفدار همچون قانون جذب چیست، قانون جذب عشق و قانون جذب ثروت وجود داره که روزانه هزاران بازدید از نقاط مختلف جهان دارد. تمام تلاش تیم توانمند قانونه باور و جذب جمع آوری کامل ترین بانک مقالات برای شما دوستداران علوم ذهنی  و قوانین کیهانی و جذب است.

در قانون جذب عشق می آموزیم از این موهبت زندگی که همه جور آدمی در دور و بر خود می یابیم می توانیم بهره ببریم و در میان این آدم ها آنچه دوست داریم برگزینیم و از آنچه دوست نداریم روی برگردانیم.

از موهبت زندگی این است که همه جور آدمی را دور و برتان قرار داده، بنابراین می‌توانید در آن آدم‌ها آنچه دوست دارید را انتخاب کنید و از آنچه دوست ندارید روی برگردانید. قرار نیست برای خصوصیاتی که در شخصی نمی‌پسندید، در خودتان عشق ایجاد کنید، بلکه کافی است بدون نشان دادن احساس خاصی از آن روی برگردانید.

قانون جذب ثروت نیز بر این اساس است که اگر احساس خوب نسبت به پول داشته باشیم آن را جذب می کنیم و با نگرانی آن را از خود دور می کنیم و رسیدن به آن ثروت را از بین می بریم.

من قدم به قدم و آگاهانه امروزم را خلق کردم و ایمان‌ دارم اگر شما دقیقا همان کارها را انجام دهید به موفقیت‌های بزرگی در زندگی خود خواهد رسید. من با افتخار همه شما را به ساخت زندگی آگاهانه دعوت می‌کنم.

آرزوی محمد پور بزرگ و بهنام جعفری درخشش ایران و ایرانیان است و سایت قانون باور و جذب وسیله ما برای رسیدن به این هدف …

نقش شکرگزاری و سپاسگزاری در قانون جذب

قانون شکرگزاری یا سپاسگزاری – نقش شکرگزاری در قانون جذب

هرکه بیشتر دارد به‌وفور و نعمت بیشتری خواهد رسید، هر که ندارد حتی آنچه دارد نیز از او گرفته می‌شود.
به‌عبارتی‌دیگر: هر کس بیشتر قدردانی کند و شاکر باشد، بیشتر به او عطا خواهد شد و هر کس شکرگزار نباشد، هر آنچه دارد از او دریغ خواهد شد. (انجیل)
و به خاطر داشته باشید که خداوند گفته است: اگر قدردان باشید به شما خواهم داد؛ اما اگر شکر نکنید، عذاب الهی محقق خواهد شد. (قرآن کریم)
مهم نیست از چه دینی پیروی می‌کنید، یا اینکه اصلاً مذهبی هستید یا نه، این کلمات از انجیل مقدس و قران کریم در شما وزندگی شما کاربرد دارد. آن‌ها قانون اساسی و زیر بنایی علم و جهان پیرامون شمارا شرح می‌دهند.
در این بخش به تعریف شکرگزاری می پردازیم
شکرگزاری و قدردانی قانون جهانی است که به تمام زندگی شما احاطه دارد.
طبق قانون جذب،‌ که تمام انرژی موجود در جهان، از تشکیل یک اتم تا حرکت سیارات را اداره می‌کند، همانندها همدیگر را جذب می‌کنند. قانون جذب به همان صورت که آهنربا می‌شود عمل می‌کند. یعنی قدرشناسی شما آهنربا است و هرچه بیشتر شاکر باشید، نعمت بیشتری جذب خواهید کرد. این‌ یک قانون جهانی است.
وقتی صبح بیدار می‌شوید، برای روشنایی روز شکر کنید، برای اینکه زنده و قوی هستید، برای غذاهایتان و لذتی که از زندگی می‌برید.

اگر هیچ دلیلی برای شکرگزاری و تشکر نداشته باشید، مشکل از شما خواهد بود.
تاریخ سرشار از چهره‌های سرشناس و مشهوری است که همواره شاکر بوده‌اند و تشکر کرده‌اند، کسانی که موفقیت‌ها و دستاوردهایشان آن‌ها را در ردیف بزرگ‌ترین انسان‌های که تا زمان خود زیسته بودند، قرار داده است.
مهم نیست چه کسی هستید، یا در حال حاضر در چه شرایطی هستید، معجزه‌ی شکرگزاری و قدردانی کل زندگی شمارا تغییر خواهد داد!
همان‌طور که قدرانی خود را بیان می‌کنیم، باید توجه داشته باشیم که بزرگ‌ترین قدردانی این نیست که کلمات را بگوییم. بلکه بهتر است که با این قدردانی زندگی کنیم.
وقتی شروع به شمردن موهبت‌های خود کنید، تمام زندگی‌تان تغییر خواهد کرد. بهتر است هنگام نام بردن موهبت‌ها، شمارش آن‌ها از دستتان خارج شود تا اینکه به خاطر شمردن مشکلات، موهبت‌ها از ذهنتان خارج شوند.
به‌دقت به موهبت‌ها که داری و دیگران هم به مقدار زیادی از آن‌ها رادارند، فکر کن و هرگز درباره‌ی بدشانسی‌هایی که در زندگی همه هست، فکر نکن. قدرشناسی و شکرگزاری بر تمامی ابعاد زندگی‌تان اثرگذار است و به شکل معجزه‌آسایی تمامی آن ابعاد را به بهترین شکل تغییر می‌دهد.
وقتی عمیقاً به‌ قدرشناسی فکر می‌کنید متوجه می‌شوید که بهترین دوستتان است. او همیشه در کنار شماست، همیشه آماده است تا به شما کمک کند، هرگز شمارا تنها نمی‌گذارد و به شما خیانت نمی‌کند و هر چه محکم‌تر به او تکیه کنید، بیشتر به شما کمک خواهد کرد و زندگی‌تان را پربارتر می‌سازد.

هرروز در زندگی شما مشکلات کوچکی پدیدار می‌شود و باید آن‌ها را حل کنید. گاهی اوقات اگر ندانیم چگونه مشکل را حل کنیم ممکن است احساس درماندگی کنیم.
به یاد داشته باشید که بر اساس قانون جذب هر چیزی مشابه خود را جذب می‌کند. و این یعنی آنکه وقتی شما برای یافتن راه‌حل‌ها شکرگزاری کنید، آنچه برای حل مشکلات لازم است به‌طرف شما جذب می‌شود. تمرکز بر مشکلات و کمبودها باعث تشدید آن‌ها می‌شود.

پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید: مراحل شکرگزاری،قانون شکرگزاری !

شما باید جذب‌کننده‌ی راه‌حل‌ها باشید، نه جاذب مشکلات.

خوشحال بودن و شادمانی برای به دست آوردن راه‌حل باعث می‌شود که به‌راستی راه‌حل را پیدا کنید.
سعی کنید روزانه صد گام جادویی به نام سپاسگزارم برای خود بردارید. همه ما روزانه مقداری پیاده‌روی داریم، بعضی‌ها در منزل، بعضی‌ها در محل کار، بعضی‌ها اطراف منزل، بعضی‌ها وقت خرید و…
چه خوب بود اگر این پیاده‌روی‌ها و گام‌های که برمی‌داریم با کلمه سپاسگزارم آمیخته می‌شد و بر زبان جاری می‌شد. اگر فقط صد گام ما این‌گونه با سپاسگزارم همراه شود؛ خودتان تفاوت حالتان را پس از انجام این تمرین روزانه متوجه خواهید شد.

هرروز صدها بار به خودم متذکر می‌شوم که زندگی درونی و بیرونی‌ام به تلاش افراد بسیاری، چه مرده و چه زنده بستگی دارد. پس من هم باید نهایت سعی‌ام را بکنم تا بتوانم به همان اندازه‌ای که از دیگران دریافت کرده‌ام و هنوز در حال دریافتش هستم، از جانم مایه بگذارم.(آلبرت انیشتین)

انیشتین به این عبارات به ما هدیه‌ای بخشیده است که با اکتشافات علمی او برابری می‌کند. او یکی از رازهای مهم موفقیتش را به ما معرفی کرده است.
شکرگزاری روزانه.
خداوند امروز ۸۶۴۰۰ ثانیه به شما بخشیده است. آیا از هیچ‌کدام از این ثانیه‌ها برای شکرگزاری استفاده کرده‌اید؟

سپاسگزاری در حافظه‌ی قلب است.

تحقیقات علمی نشان می‌دهد که وقتی شما قدرشناسی می‌کنید، با تمرکز بر قلبتان، ضربان تپش قلبتان به‌گونه‌ای یکنواخت می‌شود که سبب بهبود سیستم ایمنی بدن و سلامتی‌تان خواهد بود.
قدرشناسی به عمق احساسات بستگی دارد، چون هر چه احساس شما عمیق‌تر باشد موهبت‌های بیشتری را دریافت می‌کنید. اولین نشانه‌های فیزیکی افزایش عمق احساسات شما آن است که احساس خاصی در قلب خودخواهید داشت یا اینکه موجی از شادی و هیجان از بدنتان عبور خواهد کرد. چشمانتان پر از اشک می‌شوند موهای بدنتان راست می‌شوند. ولی بدون استثنا شما آرامش و شادی عمیقی را حس خواهید کرد که قبلاً هرگز آن را تجربه نکرده‌اید.

تو بدون شکرگزاری نمی‌توانی خیلی از قدرت درونی‌ات استفاده کنی؛ چون شکرگزاری است که تو را به‌قدرت متصل می‌کند. تک‌تک منجیان عالم از شکرگزاری استفاده کردند چون همه‌ی آن‌ها خبر داشتند که شکرگزاری بالاترین ابزار عشق است. آن‌ها می‌دانستند که وقتی شاکر باشند، در هماهنگی دقیق با قانون جذب زندگی می‌کنند.
هر زمان که احساس شکرگزاری کنی، عشق نثار می‌کنی و هر آنچه اهدا کنی، همان را می‌گیری. خواه تو از فردی تشکر کنی و خواه بابت داشتن خودرو، تعطیلات، غروب خورشید و… و یا رویدادی پرهیجان احساس شکرگزاری کنی، تولدت، سلامت، پول، تجارتی معرکه و فرصت‌هایی بیشتر را نصیب خودت می‌کنی.

نقش تمرکز حواس در قانون جذب

تمرکز چیست؟ قابلیت ذهنی تمرکز برای قانون جذب

با یک داستان واقعی از یک فرد آمریکایی به توضیح نقش تمرکز  در قانون جذب می پردازیم

جان برگر نوعی کارآگاه است که در فروشگاه آپرایست ساید شهر منهتن کار می‌کند و دائم در لابه‌لای خریداران و مشتری‌هایی که در طبقه‌ی اول فروشگاه به دنبال خرید کالاهای خود هستند حرکت می‌کند و مراقب آن‌هاست.

جان باکت و شلوار مشکی، پیراهن سفید، کراوات قرمز و بی‌سیم به دست، توجه خودش را از این خریدار به آن خریدار متمرکز می‌کند و به معنای واقعی استاد توجه است.

چالش دشواری است. در هرلحظه بیش از پنجاه خریدار در این طبقه هستند و بعضی در حال امتحان کردن جواهرات درجلوی پیشخان جواهرفروشی هستند، بعضی در حال پوشیدن شال و روسری و عده‌ای دارند کیف یا کفش می‌بینند و همان‌طور که آن‌ها دارند کالاها را برای خرید ارزیابی می‌کنند، جان نیز تک‌تک آن‌ها را زیر نظر دارد.

جان انگار در میان خریدها والس می‌رقصد و حرکات رفت و برگشتی موزونی انجام می‌دهد. برای لحظه‌ای پشت پیشخان کیف‌های چرمی می‌ایستد و چشم‌هایش را به یک خریدار احتمالی می‌دوزد؛ سپس سریع به نقطه‌ای در نزدیکی در می‌رود، بعد از آنجا به گوشه‌ی دیگری حرکت می‌کند که به او دید بهتری می‌دهد تا سه نفر را که مظنون به نظر می‌رسند زیر نظر بگیرد.

درحالی‌که مشتری‌ها فقط به کالاها و اجناس نگاه می‌کنند، جان با چشمان عقاب وار خود آن‌ها را زیر نظر دارد.

در هندوستان، ضرب‌المثل معروفی هست که می‌گوید: ((وقتی‌که یک جیب‌بر به فردی مقدس و روحانی می‌نگرد همه‌ی چیزی که می‌بیند جیب‌های اوست!)) جان نیز در میان هر جمعیت فقط جیب‌برها را می‌بیند. پیکان نگاه او مثل یک چراغ‌قوه است. چهره‌اش آدم را یاد غول یک‌چشم افسانه‌ها می‌اندازد. جان برگر سراپا تمرکز است.

من از جان پرسیدم: ((با نگاه خود چه چیزی را جست‌وجو می‌کنی؟))

جان برگر جواب داد: ((کسی که به فروشگاه آمده تا دزدی کند چشم‌هایش به طرز خاصی حرکت می‌کند،‌ یا بدنش به شیوه‌ی خاصی تکان می‌خورد و خلاصه نشان می‌دهد که می‌خواهد چیزی بردارد. این‌جور اشخاص گاهی اوقات دورهم جمع می‌شوند، یا یک‌جور دزدکی به اطراف نگاه کنند.

من آن‌قدر با این‌جور دزدها سروکار داشته‌ام که حالا دیگر با نشانه‌های رفتاری آن‌ها آشنا هستم.))

وقتی‌که جان یکی از مشتری‌ها را از میان پنجاه مشتری حاضر در فروشگاه نشان می‌کند، آنگاه ۴۹ نفر بقیه و هر چیز دیگر را نادیده می‌گیرد. درواقع او با کنار زدن همه‌ی موضوعاتی که حواس او پرت می‌کنند، قدرت عالی تمرکز خود را به نمایش می‌گذارد. و این یعنی که آن یک نفر بر اساس قانون جذب و تمرکز به سمت این فرد کشیده شده است.

این نوع آگاهی و بیداری همه‌جانبه، که در آن فرد دائم در پی علائم و نشانه‌های کمیاب است، چندین نوع مختلف از توجه را طلب می‌کند- ازجمله توجه پایدار، گوش‌به‌زنگ بودن،‌ موقعیت چیزی را تعیین کردن، و مدیریت کردن همه‌ی این موارد- که هرکدام از آن‌ها در مدار پیچیده‌ی منحصربه‌فردی از مغز شکل می‌گیرند و یک ابزار ذهنی اساسی محسوب می‌شوند.

این حالت جست‌وجوگری و پاییدن افراد توسط جان برای پیدا کردن دزد احتمالی،‌ یکی از نخستین جنبه‌های توجه بود که ازلحاظ علمی مورد مطالعه قرار گرفت.

تحقیق و بررسی در مورد عواملی که به ما کمک می‌کند تا گوش‌به‌زنگ و مراقب باشیم در طی جنگ جهانی دوم آغاز شد؛‌ زیرا ارتش به تعدادی متصدی رادار نیاز داشت که بتوانند برای ساعت‌ها کاملاً هشیار و گوش‌به‌زنگ باقی بمانند.

تحقیقات نشان می‌داد بسیاری از این افراد در دقایق پایانی شیفت مراقبت خود، سیگنال‌های هواپیماهای دشمن را براثر عدم توجه نمی‌توانند ردیابی کنند.

در اوج جنگ سرد، به خاطر دارم با محققی ملاقات کردم که از طرف پنتاگون مأموریت یافته بود که سطح هشیاری و گوش‌به‌زنگی افرادی را که سه تا پنج روز نخوابیده بودند اندازه‌گیری کند.

می‌خواستند بررسی کنند ببینند افسران نظامی که در اعماق انبارهای سوخت کار می‌کنند در طی جنگ جهانی سوم چقدر لازم است که بیدار و هشیار بمانند. خوشبختانه آزمایش آن‌ها هرگز به مرحله‌ی عمل نرسید و پروژه‌ی مزبور ادامه پیدا نکرد، ولی یافته‌های حاصل از این تحقیق نشان داد حتی اگر افراد به‌اندازه‌ی سه تا چهار شب بی‌خوابی کشیده باشند بازهم اگر نسبتاً تحریک و برانگیخته شوند، قادر خواهند بود همچنان گوش‌به‌زنگ و هشیار باقی بمانند (اما اگر تحریک و برانگیخته نشوند به‌زودی خوابشان برد.)

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: چرا نمی توانیم تمرکز کنیم ؟ چطور متمرکز باشیم

تمرکز چیست؟ قابلیت ذهنی تمرکز برای قانون جذب را با این مطلب ادامه میدهیم ، در سالهای اخیر، علم مربوط به توجه به مرزهایی بسیار فراتر از گوش‌به‌زنگی و مراقبت گام نهاده است. این علم به ما می‌گوید مهارت توجه تعیین می‌کند که ما کاری را تا چه حد خوب انجام دهیم. اگر قوه‌ی توجه ما به‌خوبی بر وظیفه‌ای که پیش روی ماست تمرکز نکند، آنگاه کار مزبور را خوب انجام نخواهیم داد. همه‌ی چالاکی و زیرکی ما در عرصه‌های مختلف زندگی به همین قدرت توجه و تمرکز ما بستگی دارد.

اگرچه ارتباط تنگاتنگ میان توجه و تمرکز ذهن باکیفیت عملکرد ما، در اکثر اوقات مخفی باقی می‌ماند،‌ ولی درهر کاری که می‌خواهیم انجام دهیم اثرگذار است.

توجه ابزار رام و مطیعی است که حاصل عملیات ذهنی بی‌شماری است فهرست کوتاهی از برخی از آن‌ها عبارت است از: ادراک، حافظه، یادگیری، درک چگونگی احساس و دلیل آن، تشخیص احساسات دیگران و تعامل با آن‌ها.

به تعریف تمرکز و اینکه تمرکز حواس و تمرکز ذهن چیست میپردازیم!

هدف من در اینجا آن است که نقش این مهارت ذهنی مهم را در عملیات ذهنی آشکار کنم و همچنین نقش برجسته‌ی آن را درکی زندگی متعالی نشان دهم. سفر ما با کشف زیربنا و پایه‌های توجه آغاز می‌شود. گوش‌به‌زنگی و هشیاری تندوتیز جان برگر فقط یکی از انواع توجه را نشان می‌دهد.

علم شناخت در حال مطالعه و بررسی حیطه‌ی وسیعی است، ازجمله: تمرکز، توجه گزینشی و بیداری گسترده. همچنین به پژوهش در مورد این می‌پردازد که ذهن چگونه توجه را به خدمت می‌گیرد تا عملیات ذهنی را تحت نظارت خود درآورد.

قابلیت‌ها و استعدادهای حیاتی انسان بر همین مکانسیم های اساسی حیات ذهنی بنا می‌شوند. ازجمله خودآگاهی که می‌تواند مدیریت بر خویشتن را در ما تقویت کند؛ یا همدلی که پایه و اساسی برای مهارت ارتباط‌گیری با دیگران محسوب می‌شود.

این قابلیت‌ها پایه و اساس هوش باطنی به شمار می‌روند. همان‌طور که خواهیم دید ضعف و کاستی درزمینه ی این قابلیت‌ها می‌تواند زندگی یا شغل ما را تضعیف کند، درحالی‌که تقویت این قابلیت‌ها و استعدادها باعث افزایش موفقیتمان می‌شود.

ورای قابلیت‌هایی همچون خودآگاهی، همدلی و غیره‌، همگی ما با نظام و سیستم‌هایی روبه‌رو هستیم که جهان کنونی اطراف ما را می‌سازند و همگی ما چالشی پنهانی برای سازگاری با این سیستم‌های حیاتی داریم. البته مغز ما برای این کار طراحی نشده است و در این سیستم‌ها گیر میکنیم؛ ولی شناخت این سیستم‌ها به ما کمک می‌کند تا بتوانیم بر عملکرد یک سازمان، یک اقتصاد، یا فرآیندهای جهانی که زندگی روی سیاره‌ی ما را حمایت می‌کنند آگاهی پیدا کنیم.

سرانجام همه‌ی آن‌ها به یک مهارت سه‌شاخه منتهی می‌شود: تمرکز بر خود، تمرکز بر دیگری و تمرکز بر دنیای بیرونی. اگر به دنبال یک زندگی خوب و موفقیت‌آمیز هستیم باید در هر سه زمینه چالاک و قوی باشیم.

خبرهای خوب در مورد توجه، از آزمایشگاه های علم اعصاب و کلاس‌های مدرسه می‌آید، مکان‌هایی که یافته‌ها به کار گرفته‌شده ونشان داده‌اند می‌توانیم این عضله‌ی ذهنی حیاتی را تقویت کنم.

توجه دقیقاً مثل یک عضله عمل می‌کند، اگر آن را کم به کار ببریم ضعیف می‌شود و اگر زیاد مورداستفاده قرار دهیم کارآمد و قوی می‌شود در ادامه خواهیم دید که چگونه یک تمرین هوشمندانه می‌تواند باعث رشد و تقویت توجه شود.

مدیرانی که می‌خواهند در کار خود نتیجه بگیرند و موفق باشند باید در هر سه نوع تمرکز مهارت کافی داشته باشند. تمرکز درونی به ما قدرت می‌دهد تا ادراک شهودی خود را وسعت ببخشیم، ارزش‌های خود را مشخص کنیم و بهتر تصمیم بگیریم.

تمرکز بر دیگری، ارتباطات ما با دیگران را در زندگی روزمره تسهیل می‌بخشد. و تمرکز بیرونی به ما امکان می‌دهد تا در دنیای وسیع بیرونی مسیر خود را پیدا کنیم و به بیراهه نرویم. فردی که از دنیای درونی خود بی‌خبر باشد مثل کشتی بدون سکان خواهد بود، کسی که از وجود دیگران بی‌خبر باشد تنها و سرگردان خواهد بود، و بالاخره آن‌هایی که از نظام و جامعه‌ی خود و دنیا غافل باشند گمراه و ناآگاه باقی خواهند ماند و در تصمیم گیری‌های درازمدت خود شکست خواهند خورد.

و در این فقط مدیران نیستند که از تعادل در تمرکز سه‌گانه‌ی خود سود می‌برند، همه‌ی ما در دنیایی دلهره‌انگیز و هولناک زندگی می‌کنیم که مملو از تنش و رقابت و مبارزه است. هرکدام از این سه تمرکزمی متواند به ما کمک کند تا در زندگی خود به تعادل و توازن برسیم و شاد و سازنده باشیم.

توجه از کلمه‌ی لاتین attendere به معنای ((رسیدن به، ارتباط برقرار کردن با)) گرفته‌شده است و ما را به جهان مرتبط می‌کند و تجربه‌ی ما را شکل داده و تعریف می‌کند. دانشمندان عصب‌شناس، میخائیل پوسنر و ماری روت بارت، می نویسند: ((قوه‌ی توجه انسان مکانیسمی را ارائه می‌دهد که موجب آگاهی ما از جهان می‌شود و به کمک آن می‌توانیم به‌گونه‌ای آزادانه افکار و احساسات خود را تنظیم کنیم.)) آن‌ها تریسمان، مدیر تحقیقاتی که در همین زمینه انجام‌گرفته، اظهار می‌دارد:

آنچه می‌بینیم به شیوه‌ی توجه ما بستگی دارد. یا آن‌طور که بودا می‌گوید: ((توجه و تمرکز ماست که واقعیت را برای ما خلق می‌کند.))

چطور از قانون جذب استفاده کنم؟

چه زمانی راز آشکار می‌شود و قانون جذب کار میکند؟

هر چیزی که وارد زندگی‌ات می‌شود خودت آن را به درون زندگی‌ات جذب می‌کنی و آن چیز به خاطر تصویرهای ذهنی‌ات به طرفت جذب می‌شود. این تصاویر همان افکار تو هستند. به هر چیزی که فکر می‌کنی به‌طرف جذب می‌شود.”

شاعرهایی مانند ویلیام شکسپیر، رابرت براونینگ، ویلیام بلیک این قانون را در اشعارشان سروده‌اند.

متفکران بزرگی مانند سقراط، افلاطون، رالف والدو امرسون،‌ فیثاقورث، سر فرانسیسن بیکن،‌ سر ایزاک نیوتون، یوهان ولفگانگ فون گوته، ویکتور هوگو با نوشته‌ها و تعالیمشان آن را با مردم در میان گذاشته‌اند. نام آن‌ها جاودان شده و به‌صورت افسانه، قرن‌ها باقی‌مانده است.

مذاهبی مانند هندوییسم، سنت هرمسی، بودایی، یهود، مسیحیت و اسلام و تمدن‌هایی مانند بابل و مصر باستان این قانون را از طریق نوشته‌ها و داستان‌هایشان در اختیار مردم گذاشته‌اند. در تمام دوران‌ها این قانون به شکل‌های مختلف در نوشته‌های قدیمی ثبت‌شده است. در ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح این راز را بر روی سنگ حک کرده‌اند.

 این قانون از آغاز زندگی وجود داشته است.

باب پراکتور:

“فکر می‌کنی چرا درآمدد ۱ درصد از جمعیت حدود ۹۶ درصد از تمام پولی است که همه مردم به دست می‌آوردند؟ آیا فکر می‌کنی این مسئله تصادفی است؟ نه، برنامه‌ریزی‌شده است. این افراد چیزی را می‌داند. آن‌ها این راز را می‌دانند و حالا تو هم با راز آشنا می‌شوی.”

افرادی که ثروت را به زندگی‌شان جذب کرده‌اند به‌صورت خودآگاه یا ناخودآگاه از راز استفاده کرده‌اند. آن‌ها به فراوانی و ثروت فکر می‌کنند و اجازه نمی‌دهند هیچ فکری که با فراوانی و ثروت در تضاد باشد در ذهنشان ریشه بدواند. افکار حاکم بر ذهن آن‌ها همه در ارتباط با ثروت است. آن‌ها ثروت را می‌شناسند و جز این، فکر دیگری در ذهنشان وجود ندارد. چه از این موضوع آگاه باشند یا نباشند افکار غالب ذهنشان که مربوط به ثروت است ثروت را به طرفشان جذب می‌کند.

دلیل ثروتمند شدن آن‌ها فعال شدن قانون جذب است.

هر چیزی شبیه خودش را جذب می‌کند

جان آساراف: ” ساده‌ترین شکلی که قانون جذب را برای خودم تجسم می‌کنم این است که خودم را یک آهن‌ربا تصور می‌کنم: همان‌طور که آهن‌ربا آهن را جذب می‌کند، من هم شبیه افکار خودم را به‌طرف خودم جذب می‌کنم.”

تو قوی‌ترین آهنربا در این دنیا هستی. تو یک قدرت مغناطیسی درونی داری که از هر چیز دیگری در این دنیا (دنیای جسمانی) قوی‌تر است و این نیروی بی‌انتهای مغناطیسی از افکار تو منتشر می‌شود. قانون جذب می‌گوید هر چیزی مثل خودش را جذب می‌کند. همین‌طور وقتی تو فکر می‌کنی، افکاری شبیه خودت را جذب می‌کنی.

زندگی تو در حال حاضر انعکاس افکار گذشته توست این افکار مواردی را که خیلی مهم می‌دانسته‌ای و نیز چیزهایی که آن‌ها را زیاد هم مهم به‌حساب نمی‌آوری شامل می‌شود. از زندگیت به‌راحتی می‌شود دید که افکار غالب تو در هر جنبه‌ای چه بوده‌اند، چون این همان افکاری که آن‌ها را تجربه کرده‌ای.

تابه‌حال که این‌طور بوده است! حالا که داری راز را یادم بگیری می‌توانی همه‌چیز را (به اذن خدا) عوض کنی.

افکار مانند فرکانس عمل می‌کنند وقتی روی یک فکر متمرکز هستی، تمام چیزهایی را که روی آن فرکانس قرار دارند جذب خواهی نمود.

باب پراکتور:”خودت را تجسم کن که در وفور نعمت زندگی می‌کنی، درنتیجه وفور نعمت را به‌طرف خود جذب می‌کنی. این روش همیشه و در مورد هر شخصی جواب می‌دهد. وقتی خودت را ببینی که در وفور نعمت زندگی می‌کنی، از طریق قانون جذب باقدرت و آگاهانه شکل زندگیت را تعیین می‌کنی.

به همین راحتی است. در این صورت با این سؤال بدیهی مواجه می‌شویم:” پس چرا همه مردم آن‌طور که دلشان می‌خواهند و آرزو می‌کنند، نمی‌توانند زندگی کنند؟”

جان آساراف:

“مسئله‌اینجاست که بیشتر مردم به چیزهایی فکر می‌کنند که نمی‌خواهند و تعجب می‌کنند که چرا این چیزها مدام در زندگی‌شان پیدا می‌شوند.”

تنها دلیل اینکه مردم به چیزهایی که می‌خواهند نمی‌رسند این است که بیشتر به چیزهایی فکر می‌کنند که نمی‌خواهند تا چیزهایی که می‌خواهند. به افکارت توجه کن و به جمله‌هایی که می‌گویی گوش کن، قانون جذب همیشه افکار تو را عملی می‌کند، خواه مثبت و خواه منفی. قانون جذب مسلم است و اشتباه نمی‌کند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قدرت شکرگزاری- توضیح شکرگزاری از کتاب راز

وقتی افکارت را روی چیزهایی که می‌خواهی متمرکز می‌کنی و با تمام ارادهِ روی آن‌ها تمرکز می‌کنی و در حالت تمرکز باقی می‌مانی، در این لحظه با قوی‌ترین نیروی دنیا آن‌ها را جذب می‌کنی. قانون جذب کلمه‌هایی مثل نمی‌خواهم، نه، یا هیچ یا هر کلمه منفی دیگر را به‌حساب نمی‌آورد. بنابراین وقتی این کلمات منفی را به زبان می‌آوری، قانون جذب معادل داخل دابل کوتیشن آن‌ها را می‌فهمد و انجام می‌دهد.

نمی‌خواهم چیزی روی لباسم بریزم و کثیفش کنم.

“می‌خواهم روی لباسم چیز بریزم و کثیفش کنم”

نمی‌خواهم موی سرم بد کوتاه شود.

” می‌خواهم موی سرم بد کوتاه شود”

نمی‌خواهم دیر برسم.

“می‌خواهم دیر برسم”

نمی‌خواهم رفتار اون با من بی‌ادبانه باشه.

“می‌خواهم رفتار اون و آدمای دیگه با من بی‌ادبانه باشه ”

نمی‌خواهم در رستوران جای ما رو به مشتری دیگه بده.

“می‌خواهم همیشه رستوران‌ها جای ما رو به بقیه بدن”

نمی‌خواهم آنفولانزا بگیرم.

“می‌خواهم آنفولانزا و بیماری‌های دیگه بگیرم”

با من این‌طور حرف نزن.

“دوست دارم با من همین‌طوری حرف بزنی ”

قانون جذب به تو همان چیزی را می‌دهد که به آن فکر می‌کنی. همین و بس.

باب پراکتور:” قانون جذب همیشه عمل می‌کند، چه آن را باور داشته باشی یا نداشته باشی، چه آن را بفهمی یا نمی‌فهمی.”

تنها دانستن این قانون آن را فعال نمی‌کند. قانون جذب همیشه در زندگی تو و هر کس دیگری در سرتاسر تاریخ مؤثر بوده است. وقتی از این قانون بزرگ باخبر می‌شوی، متوجه می‌شوی که به طور باورنکردنی قوی هستی و می‌توانی بافکر کردن،‌آن زندگی که می‌خواهی برای خودت بسازی.

چه این را تشخیص بدهیم یا ندهیم بیشتر اوقات مشغول فکر کردن هستیم. وقتی باکسی صحبت می‌کنی یا گوش می‌دهی، داری فکر می‌کنی. وقتی روزنامه می‌خوانی یا تلویزیون تماشا می‌کنی، داری فکر می‌کنی، وقتی خاطرات گذشته را مرور می‌کنی، داری فکر می‌کنی، وقتی به مسئله‌ای که به آینده‌ات مربوط می‌شود، می‌پردازی داری فکر می‌کنی. وقتی رانندگی می‌کنی داری فکر می‌کنی.

وقتی صبح برای رفتن سرکار آماده می‌شوی داری فکر می‌کنی. برای بسیاری از ما تنها موقعی که فکر نمی‌کنیم، زمانی است که خواب هستیم. اما نیروی جذب روی آخرین افکاری که قبل از خوابیدن داشته‌ایم عمل می‌کنند.

کاری کن که آخرین افکارت قبل از خوابیدن افکار خوبی باشند. زندگی تو در دست خودت است. بدون در نظر گرفتن اینکه الآن کجا هستی و تابه‌حال چه اتفاقاتی در زندگی‌ات اتفاق افتاده است می‌توانی آگاهانه فکرهایت را انتخاب کنی وزندگی‌ات را تغییر بدهی.

چیزی به اسم موقعیت غیرقابل تغییر وجود ندارد. تو می‌توانی تک‌تک شرایط زندگی‌ات را تغییر بدهی! چه درگذشته نسبت به افکارت آگاه بوده‌ای یا نبوده‌ای، حالا داری از آن‌ها آگاه می‌شوی. درست همین‌الان با دانستن راز از خواب عمیق بیدار و متوجه افکارت شو. حالا که راز را می‌دانی از دانش، قانون و قدرتی که به‌واسطه افکارت داری باخبر می‌شوی.

چیزی نیست که قانون جذب شامل ‌آن نشود. زندگی تو آیینهِ افکاری است کهِ دائم در ذهن داری. تمام موجودات زنده روی کره زمین از طریق قانون جذب عمل می‌کنند. تفاوت انسان با سایر موجودات در این است که او ذهنی دارد که دارای قدرت تشخیص است.

انسان می‌تواند از اراده‌اش برای انتخاب فکرهایش استفاده کند. انسان دارای قدرت تفکر با قصد قبلی و ساختن تمام زندگی به فکرش است.

 

چقدر طول میکشه که به جذب دلخواهمون برسیم؟

چقدر طول میکشه که به جذب دلخواهمون برسیم؟‌‌زمان بندی کائنات

این جواب رو فقط خود کائنات میدونه وهیچ کس نمیتونه زمان رسیدن به خواسته های یه نفر دیگه رو یا خودشو تخمین بزنه

اما یک نکته وجود داره دوستان:

یکی از مراحل قانون جذب اینه که هرقدر احساستون عالیتر باشه وباورتون قویتر زودتر به ارتعاشتون جواب داده میشه واین در اشخاص متفاوته!

برای یک نفر ممکنه چند ماه و برا یه نفر دیگه بیش از چند ماه واین به خود فرد بستگی داره.

شما کار خودتونو که داشتن احساس عالی وموندن در اون هست رو خوب انجام بدین و مدام برای دریافتش بی تابی نکنین و بقیه کار رو به جهان هستی بسپرین به زمان بندی خداوند ایمان داشته باشین.

عالم هستی کارشو خوب بلده ودر بهترین زمان شما رو سورپرایز میکنه

‌‌براى درست کردن دنیای خودت اول باید ذهنتو درست کنی!

اگه میخوای در دنیاى بیرونى آرامش داشته باشی،باید اول اون آرامشو تو ذهنت پیداش کنی.

اگه میخوای دنیا از طمع ، نفرت و حسادت رها باشه باید اول،ذهن خودتو از این کیفیت هاى منفى رها کنی.

تا وقتیکه یه سری موانع تو ذهنت باشه،همونا رو تو دنیای بیرونت جذبش میکنی.

دوستان برای بهتر شدن استفاده از قانون جذب کائنات لطفاً بیایین همه از همین الان از خودمون شروع کنیم به تغییر دنیای درونمون برای زیبا کردن دنیای بیرونمون و بدونیم اینجوری کمکى کردیم تا دنیای انسان های دیگه هم زیباتر بشه.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید: قانون جذب چیست؟ چگونه از قانون جذب استفاده کنم؟

‌‌‌تو به همانی تبدیل می شوی که فکر می کنی فکار تو فوق العاده قدرتمند است.

آنها مثل ویروسی هستند که سریع روی هر چیزی در زندگیت تاثیر می گذارند.

طرز فکر تو نه تنها روی وقایع زندگی ات تاثیر می گذارد، بلکه چگونگی تجربه ی آن وقایع و هر آنچه را جذب و نصیب خودت می کنی، تعیین می کند.

پس حالا که طرز تفکر تو مساله ی مهم است، لازم است که افکاری مناسب در سر بپرورانی اگر تو مثبت فکر کنی، می توانی فعالانه از این امکان کاینات به نفع خود استفاده کنی.

 

دوستان ‌‌اگه میخواین  آموزش قانون جذب رو ادامه بدید و رویدادهای دیگران در زندگیتون نقشی نداشته باشه خودتونو در مدار اونا قرار ندین !

یعنی : ارتعاش آرامش بفرستین وقتی اینو باخودتون میگین وخواهانش هستین جهان هستی شما رو به طرفی میکشونه که آرامش دارین و سر راه شما کسی که آرامش ذهن و روحتون رو بهم بریزه نیست.

این حرف به این معنی نیست که دیگه دوست شما از زندگیتون میره بیرون یا به شما زنگ نمیزنه.

این یعنی دوستتون به شما زنگ میزنه ولی دیگه از زندگیش شکایت نمیکنه نه اینکه در زندگیش تغییری به وجود اومده باشه حتمنا نه!

بلکه اون با کسی صحبت میکنه که ارتعاشی غیر از آرامش میفرسته وشما دیگه چیز بدی ازش نخواهید شنید اگر هم بگه خیلی کمه و تاثیری روی شما نمیذاره.

 

خوشبختی درون توست هیچ جای دیگر دنبالش نگرد آرامشت را به هیچ‌کس و  هیچ‌چیز وابسته نکن خوشبختی در وجود تو توسط خداوند به ودیعه گذاشته شده .

فقط باید پیدایش کنی ودر آرامش قراربگیری وقتی ایمان داشته باشی که خداوند همیشه پشتیبان توست وهرمشکلی که پیش بیاید برایش راه حلی وجود دارد و وقتی کسی یا چیزی  میرود جایش را به چیز وکس بهتری می دهد آنوقت در آرامش معنوی قرارمی گیری وخوشبختی تو نمایان می شود..

 

امروز روز بسیار عالی است باخودتان عهد ببندید که سال نو را با افکار واندیشه ها وباورهای تازه خواهید ساخت وبه جلو خواهید شتافت اهدافتان را واضح کنید همین امروز روی کاغذ بیاورید ومتعهد شوید که در راه درست قدم بر خواهید داشت شما باید امسال پیشرفت کنید شما باید رفتارتان را مطابق با خواسته تان پیش ببرید قرار نیست کسی باشید که دیروز بودید شما لایق پیشرفت وبهترین موهبت هاهستید شما باید مزه آرامش وآسایش را بچشید…

 

“پس امروز را نقطه شروع قرار بده

امروز روز شماست روز تحول بیرون ودرون شماست”

 

راز چیست؟

راز چیست؟ خلاصه ای از راز قانون جذب در زندگی

آیا از درآمد کافی بهره‌مند هستید؟ آیا با دیگران ارتباط مطلوبی برقرار می‌کنید؟ آیا از لحظه‌لحظه زندگی‌تان لذت می‌برید؟

آیا در زندگی احساس خوشبختی می‌کنید؟

امیدواریم که این‌گونه باشد! ولی اگر پاسختان به سؤالت بالا منفی است پیشنهاد می‌کنیم که حداقل متن زیر را یک‌بار بخوانید، اگر هم جوابتان مثبت است علت آن را بدانید!

اگر انسان دقیقی باشید حتماً باشخصیت‌هایی مواجه شده‌اید که از همه‌چیز می‌نالند، ناامیدانه فکر می‌کنند، این افراد از زندگی خود لذتی نمی‌برند و مدام در زندگی دچار بدبیاری می‌شوند. نقطه مقابل این افراد، انسان‌هایی هستند که امیدوارانه سخن می‌گویند، هیچ‌گاه به موانع و مشکلات زندگی نمی‌اندیشند، ترسی از آینده ندارند، معمولاً روحیه‌ای بسیار شاد دارند و از لحظه‌لحظه‌های زندگی لذت می‌برند.

شاید شما بگویید این افراد خوش‌شانس هستند، ولی واقعیت امر این‌گونه نیست! به‌طورکلی پدیده‌ی شانس وجود خارجی ندارد و زائده‌ی تخیل شماست!

پروردگار متعال قوانین بسیار دقیقی در عالم هستی وضع نموده است، تنها تفاوت گروه اول و گروه دوم در این است که گروه دوم خودآگاه یا ناخودآگاه این قوانین را رعایت می‌کنند ولی گروه اول علاوه بر اینکه این قانونمندی‌ها را رعایت نمی‌کنند در خلاف جهت آن‌ها نیز حرکت می‌کند.

یکی از این بزرگ‌ترین قوانین که تابه‌حال شناخته‌شده است، موضوع راز است.

احتمالاً می‌پرسید راز چیست؟

آری، راز همان قانون جذب است، هر چیزی که وارد زندگی شما می‌شود خودتان آن را به درون زندگی‌تان جذب می‌کنید و آن چیز به خاطر تصورهای ذهنی شما به طرفتان جذب می‌شود. این تصاویر همان افکار شما هستند. به چیزی که فکر کنی به‌طرف جذب می‌شود.

قانون جذب را می‌توان در ۳ عبارت خلاصه کرد: افکار، تبدیل می‌شوند به اجسام

 با توجه به این قانون می‌توان به ثروت، سلامتی، روابط مطلوب، احساس خوب و هر هدفی که در زندگی دارید، دست‌یافت.

راز همیشه عمل می‌کند چه آن را بدانید یا ندانید. هر دستاوردی که امروز در زندگی‌تان دارید خود شما به زندگی‌تان جذب کرده‌اید، در ابتدا ممکن است این موضوع را نپذیرید (در ادامه پاسخ خود را خواهید یافت)

آیا با این اوصاف کار تمام‌شده است؟ و وظیفه ما کنترل افکارمان است؟

جواب منفی است! کارشناسان می‌گویند که مغز انسان به‌طور متوسط، روزانه ۶۰۰۰۰(شصت هزار) رشته فکری تولید می‌کند؛ کنترل این‌همه افکار اگر هم ممکن باشد، دیوانه کننده است. ازاین‌رو به‌کارگیری قانون جذب نیاز به مطالعه دارد.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: تحلیل کتاب و مستند راز نوشته راندا برن

دوستی تعریف میکرد سال گذشته زندگی‌ام حسابی به هم‌ریخت. از شدت کار از پا افتادم، پدرم ناگهان از دنیا رفت و روابطم با همکارانم و کسانی که دوستشان داشتم دچار بحران شد. در آن موقع اصلاً نمی‌دانستم که قرار است از دل این‌همه ناامیدی بزرگ‌ترین هدیه زندگی‌ام بیرون بیاید.

همان سال گذشته بود که به گوشه‌هایی از یک راز بزرگ که درواقع همان راز زندگی بود پی بردم. با خواندن کتابی که صدسال پیش چاپ‌شده بود و معلمم آن را به من هدیه داد به این راز بزرگ رسیدم.

سپس شروع به مطالعه بیشتر در این زمینه کردم و در طول تاریخ به تعقیب رازی پرداختم که در این مقاله آمده بود. از اینکه فهمیدم تعداد زیادی مثل من این راز را کشف کرده بودند شگفت‌زده شدم. بزرگ‌ترین مردان تاریخ در شمار کاشفان این راز بودند:

افلاطون، شکسپیر، نیوتون، ویکتورهوگو، بتهوون، لینکلن، امرسون، ادیسون و انیشتن.

با ناباوری از خودم پرسیدم: ((چطور است که همه این راز را می‌دانند؟))

از آتش در میان گذاشتن این راز با مردم دنیا می‌سوختم بنابراین شروع کردم به پیدا کردن کسانی که زنده بودند و این راز را می‌دانستند.

رویای ارائه کردن این راز به مردم دنیا در قالب یک فیلم از ذهنم بیرون نمی‌رفت و در طی دو هفته گروه تولید تلویزیونی من هم از این راز باخبر شدند. لازم بود که تمام اعضای گروه راز بدانند چون بدون دانستن آن دست زدن به کاری که قصد انجامش را داشتیم غیرممکن بود.

مطمئن نبودیم که حتی یکی از این استادها هم حاضر باشد از او فیلم بگیریم اما راز را می‌دانستیم پس باایمان کامل از استرالیا به آمریکا، کشوری که بیشتر آن‌ها در آنجا زندگی می‌کنند، پرواز کردیم.

هشت ماه بعد فیلم راز به نمایش درآمد، همین‌طور که فیلم راز دنیا را تسخیر می‌کرد، داستان‌هایی از معجزه‌هایی که راز کرده بود به‌طرف ما سر زیر شد. مردم برای ما نامه می‌نوشتند و می‌گفتند که چطور با به کار بردن راز از دردهای مزمن، افسردگی و بیماری ره شده‌اند. می‌نوشتند و می‌گفتند که چطور بعد از تصادف رانندگی برای اولین بار راه‌رفته‌اند و حتی از بستر مرگ سالم و سرحال بلند شده‌اند.

هزاران سرگذشت به دست ما رسید که حکایت می‌کرد چطور افراد به پول زیاد رسیده‌اند و چک‌ها پول‌هایی دریافت کرده‌اند که انتظارش را نداشته‌اند. کسانی از راز استفاده کرده بودند تا به خانه رؤیایی، شریک زندگی، ماشین، شغل و ترفیع برسند. کسانی هم حکایت کردند که چطور ظرف چند روز پس از به کار بستن راز کسب‌وکارشان متحول شده بود. داستان‌های دلگرم‌کننده‌ای هم از خانواده‌های پر تنشی که فرزند داشتند و دوباره به آرامش رسیده بودند به دست ما رسید.

بعضی از عالی‌ترین داستان‌هایی که دریافت کردیم بچه‌هایی نوشته بودند که از راز استفاده کرده بودند تا چیزهایی را که می‌خواستند به‌طرف خودشان جذب کنند، چیزهایی مثل نمره‌های بالا و دوست‌های خوب. این راز به دکترها انگیزه داده است که دانش راز را با بیماری‌هایشان درمان بگذارند.

اساتید دانشگاه‌ها و دبیران مدارس هم با دانشجوها و دانش‌آموزانشان این راز را مطرح کرده‌اند.

سالن‌های ورزشی با مشتری‌هایشان و کلیساهای متعلق به تمام فرقه‌ها و مراکز معنوی با پیروانشان از این راز سخن گفته‌اند. همین‌طور که راز را یادمی‌گیری،‌ تشخیص می‌دهی که چطور می‌توانی هر چیزی را که بخواهی داشته باشی و هرکسی که بخواهی بشوی. شکوه و جلالی را که در انتظارت است را خواهی شناخت.

 

 

نقش عوامل غیر از تمرکز در قانون جذب

فقط تمرکز مهم نیست ! عامل مهم در جذب خواسته ها

ما با جمع‌آوری اطلاعات از طریق پنج حسمان، دنیا را تجربه می‌نماییم. به‌هرحال، هرکدام از ما به شکل خاصی تمرکز می‌کنیم یا درک حسی داریم. به‌عنوان‌مثال: برخی افراد تحت تأثیر چیزهایی که می‌بینند قرار می‌گیرند. یعنی سیستم بینایی آن‌ها بر وجودشان حاکم است.

در برخی دیگر از افراد، صداها، بزرگ‌ترین تجارب زندگی‌شان را موجب می‌شود، درحالی‌که برای بقیه‌ی افراد، احساسات پایه‌ی تجربیاتشان است.

این عوامل بنیادی و مهم، عناصر درک حسی خوانده می‌شوند. به‌عنوان‌مثال: می‌توانید تصویر را در ذهنتان بسازید و بعد برای تغییر احساستان نسبت به آن، بعضی از جوانب آن را تغییر دهید. می‌توانید آن تصویر را روشن و درخشان کنید و به این شکل به‌سرعت شدت احساستان را نسبت به آن تجربه تغییر دهید.

این نکته به‌عنوان تغییر عناصر درک حسی معروف است. شاید بتوان ریچارد بندلر ر بزرگ‌ترین متخصص درزمینه‌ی عناصر درک حس خواند. او یکی از پایه‌گذاران برنامه‌ی زبان‌شناسی- عصبی بود.

پایه‌ی متخصصان امروزه، کارهای بنیادی ارسطو درزمینه‌ی پنج حس می‌باشد که به‌عنوان الگوهای ادراک تقسیم‌بندی می‌شوند. شما می‌توانید با ایجاد عناصر درک حسی، شدت احساستان را نسبت به مسائل، کمتر یا بیشتر کنید. آن‌ها براحساستتان (لذت، سرخوردگی، شگفتی یا ناامیدی)‌ نسبت به همه‌چیز، تأثیر می‌گذارند. شما با درک آن‌ها، نه‌فقط قادر خواهید بود احساستان را نسبت به تجربیات زندگی تغییر دهید، بلکه می‌توانید مفاهیم آن‌ها و درنتیجه کاری که در مورد آن‌ها انجام می‌دهید را عوض کنید.

می‌توانید این عناصر درک حسی را مثل بارکد روی محصولات در نظر بگیرید که امروزه جایگزین برچسب قیمت محصولات شده‌اند. به نظر نمی‌رسد این خطوط سیاه مفهومی داشته باشند، اما وقتی دستگاه اسکنر روی آن‌ها قرار می‌گیرد، این کدها، نوع جنس، بهای آن و تأثیر آن محصول در لیست خرید را بیان می‌کنند. عناصر درک حسی هم این‌گونه عمل می‌کنند.

وقتی دستگاه اسکنر را روسی این کدها می‌کشیم، مغز را تحریک می‌کنیم و ماهیت این لوازم، احساسمان نسبت به آن‌ها و کاری که باید انجام دهیم را به مغز میگوییم. شما بارکدهای خاص خودتان رادارید و وقتی می‌پرسید که از کدام‌یک از آن‌ها استفاده کنید، فهرستی از آن‌ها به شما ارائه می‌گردد.

به‌عنوان‌مثال: اگر بخواهید روی درک حسی تصوری‌تان تمرکز کنید، لذتی که از یک خاطره‌ی خاص می‌برید، احتمالاً به‌طور مستقیم از عناصر درک حسی: اندازه، روشنی،‌وضوح، فاصله و مقدار حرکت تصویری که از آن خاطره دارید، ناشی می‌شود؛ ولی اگر آن را با عناصر درک حسی شنیداری احساس می‌کنید،‌ احساستان به بلندی، تن و ضرب‌آهنگ زیروبم صدا و دیگر ویژگی‌هایی گه به آن نسبت می‌دهید، بستگی خواهد داشت.

به‌عنوان‌مثال: برای تشویق برخی افراد، ابتدا آن‌ها باید روی یک کانال خاص تنظیم شوند. اگر کانال موردعلاقه‌شان تصویری است، پس تمرکز بر ویژگی‌های تصویری شرایط، احساس شدیدتری به آن‌ها می‌دهد. کانال‌های افراد دیگر، شنیداری یا حرکتی است. بهترین استراتژی برای برخی افراد، مثل یک قفل رمزی است.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : سه روش ساده برای جذب خواسته ها در زندگی

ابتدا قفل تصوری، بعد شنیداری و سپس حرکتی،‌ باید به ترتیب و به شکلی درست از این قفل‌ها استفاده کنید.

با درک این نکته، متوجه می‌شوید که افراد در گفتار روزمره‌شان، سیستم‌ها و احساسی را که دارند به شما می‌گویند. به نحوه‌ی تشریح تجربیاتشان گوش دهید. به‌عنوان‌مثال: در دو مجله‌ی قبل، من از واژه‌های ((تنظیم و گوش دادن)) استفاده کرده‌ام، این‌ها نمونه‌های شنیداری هستند.

چند بار شنیده‌اید که فردی بگوید: ((انجام این کار را نمی‌توانم تصور کنم؟)) آیا آن‌ها مشکل را به شما می‌گویند؟ اگر آن‌ها انجام آن کار را تصور کنند، این احساس را پیدا می‌کنند که گویی آن کار را انجام داده‌اند.

شاید کسی به شما گفته: ((شما کارهای نامتناسبی انجام می‌دهید.)) شاید درست می‌گویند! شاید تصاویر درون ذهنتان را بزرگ‌تر از واقعیت می‌کنید و بدین‌صورت، تجربه‌تان را تشدید می‌نمایید. اگر کسی بگوید ((احساس عدم هماهنگی دارم))، شما باید به او کمک کنید تا مجدداً هماهنگ شود.

بدین ترتیب، می‌تواند حالت خود را تغییر دهد. توانایی ما برای تغییر احساسمان، به توانایی‌مان برای تغییر عناصر درک حسی‌مان بستگی دارد. باید بیاموزیم تا عناصر ویژگی‌های متفاوتی که به‌وسیله‌ی آن‌ها تجربیاتمان را ارائه می‌دهیم، تحت کنترل داشته باشیم و آن‌ها را به‌گونه‌ای تغییر دهیم که نتایجمان را حمایت کنند. به‌عنوان‌مثال: تاکنون احساس کرده‌اید که نیاز داشته باشید از یک مشکل فاصله بگیری؟

می‌خواهم کار انجام دهید. به شرایطی که اخیراً شمارا دچار مشکل کرده، بیندیشید. تصویری از آن در ذهنتان به وجود آورید، سپس آن تصویر را از خود دور سازید، ماورای آن بایستید و بادید جدیدی از بالا به آن مشکل بنگرید. شدت احساسی‌تان چگونه می‌شود؟ شدت احساس بیشتر افراد افت می‌کند.

اگر تصویر تاریک‌تر یا کوچک‌تر شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ اکنون تصویر شکل را بزرگ‌تر، روشن‌تر و نزدیک‌تر کنید. در بیشتر افراد، این امر موجب تشدید احساسشان می‌شود. مشکل را عقب بزنید و ببینید که نور خورشید آن را ذوب می‌کند. ایجاد تغییری ساده در هر یک از این ویژگی‌ها، مثل تغییر مواد غذایی یک دستور آشپزی است. آن‌ها درنهایت آنچه در جسمتان تجربه می‌کنید را اصلاح می‌کنند، من در کتاب ((قدرت نامحدود)) در مورد عناصر درک حسی صحبت کرده‌ام.

چون می‌خواهم این شناخت را کاملاً به دست آورید، این مطالب را در اینجا جمع آوردی کرده‌ام. درک این نکته برای فهمیدن بقیه‌ی مباحث این مقاله، در قانون جذب بسیار مهم است. به یاد داشته باشید با تغییر عناصر درک حسی، به‌سرعت احساس شما نسبت به مسائل تغییر می‌کند. به‌عنوان‌مثال: به اتفاقی که دیروز برایتان افتاده، بیندیشید. در یک‌لحظه، آن تجربه را به تصویر بکشید.

تصویری از این خاطره بسازید و ان را پشت سرتان قرار دهید. به‌تدریج آن را عقب‌تر ببرید. تا آنکه به فاصله‌ی چندین مایل، پشت سرتان قرار گیرد و تبدیل به یک نقطه‌ی کوچک و تیره در دوردست شود. آیا احساس می‌کنید که این اتفاق دیروز رخ‌داده است یا مدت‌ها پیش؟ اگر این خاطره مهم است، آن را برگردانید. در غیر این صورت، درهمان جا می‌ماند! چه کسی باید روی این خاطره تمرکز کند؟ به این شکل شما تجربیات فوق‌العاده و باورنکردنی در زندگی‌تان خواهید داشت.

حالات معمولی بر اساس موارد زیر هستند:

*عناصر درک حسی تصویری

واقعاً روزم را روشن و پرنور می‌سازد.

دیدگاه بهتری در مورد مسائل به من می‌دهد.

اولین اولویت است.

این فرد گذشته‌ی پرماجرایی دارد.

بیایید به تصویر بزرگ، نگاهی بیندازیم.

این مشکل به من خیره شده است.

*عناصر درک حسی شنیداری

او دائماً مرا نسبت به آن مسئله ، راکد و بی‌حرکت می‌کند.

مشکل آن است که او سر من فریاد می‌زند.

بلند و واضح صدای تو را شنیدم.

این امر موجب توقف کارهامان شد.

این مرد واقعاً عجیب و غیرمعمولی است.

عالی است.

*عناصر حسی حرکتی

این مرد ریاکار است.

فشار وجود ندارد/ فشار وجود دارد.

این امر برای من اهمیت دارد.

حس می‌کنم همه‌چیز را بر پشتم حمل می‌کنم.

این کنسرت واقعاً داغ بود.

من کاملاً در این پروژه غرق‌شده‌ام.

به یکی از این موارد که خیلی وقت پیش برایتان رخ‌داده بیندیشید. آن تجربه را به یاد آورید. آن را جلو بیاورید. جلو خودتان قرار دهید. آن را رنگی و سه‌بعدی کنید. اکنون آن تجربه را به‌گونه‌ای حس کنید که انگار آنجا بوده‌اید. آیا حس می‌کنید که این اتفاق مدت‌ها پیش رخ‌داده یا همین حالا؟ می‌بینید حتی تجربه‌تان از زمان، با تغییر عناصر درک حسی تغییر می‌کند.

 

دانلود کتاب قانون جذب

از قدرت ذهن و مغز چطور میشود استفاده کرد؟

توانایی ذهن و ارتباط فیزیکی و رشته‌ های عصبی در مغز

وقتی کاری را برای اولین بار انجام می‌دهیم، یک ارتباط فیزیکی و یک‌رشته‌ی عصبی نازک ایجاد می‌کنیم که به ما امکان می‌دهد در آینده مجدداً به آن احساس یا رفتار دسترسی داشته باشیم.

این‌گونه تصور کنید:

هر بار که رفتاری را تکرار می‌کنیم، این ارتباط تقویت می‌شود و ما یک‌رشته‌ی دیگر به رابطه‌ی عصبی‌مان اضافه می‌کنیم.

با تکرار احساسات مناسب، می‌توانیم هم‌زمان رشته‌های زیادی را اضافه کنیم، قدرت کشش این الگوی احساسی یا رفتاری را ارتقا دهیم تا آنکه درنهایت، برای این رفتار یا احساس یک‌رشته‌ی اصلی داشته باشیم.

در اینجاست که دائماً خود را مجبور به بروز این احساسات یا رفتارها می‌کنیم. به عبارت دیگر، این ارتباط به چیزی مبدل می‌شود که ما آن را ((سوپر اتوبان)) می‌نامیم، همچنین این ارتباط، موجب می‌شود که یک رفتار را پیوسته نشان دهیم.

این پیوند عصبی، یک واقعیت بیولوژیکی و کاملاً فیزیکی است. به این خاطر است که فکر می‌کنیم بروز تغییر، معمولاً بی‌تأثیر است. پیوندهای عصبی ما ابزاری برای بقا است و در سیستم‌های عصبی‌مان، به‌صورت ارتباطات فیزیکی هستند، نه خاطرات نامحسوس!

مایکل مرزنیخ از دانشگاه کالیفرنیای سان فرانسیسکو، به‌صورت علمی ثابت کرده که هر چه بیشتر یک رفتار را تکرار کنیم، آن الگو قوی‌تر خواهد شد. مرزنیخ، اعصاب مربوط به یکی از انگشتان میمون را در مغز او مشخص کرد. سپس میمون را آموزش داد که برای گرفتن غذایش فقط از آن انگشت استفاده کند.

مرزنیخ برای بار دیگر اعصاب مربوط به لمس دست را در مغز میمون آزمایش کرد و متوجه شد بخش پاسخ‌دهنده با سیگنال انگشت در اثر استفاده‌ی زیاد، حدود شش‌صد درصد رشد کرده بود. بدین ترتیب، میمون هنوز هم این رفتار را ادامه می‌داد، حتی درحالی‌که دیگر به خاطر این رفتار به او جایزه‌ای داده نمی‌شد، چون دیگر مسیر فیزیکی این پاسخ به‌صورت قدرتمندی شکل‌گرفته بود.

نمونه‌ی این امر در رفتار انسانی، افرادی هستند که سیگار را ترک کرده‌اند، اما هنوز فشار و ناراحتی را احساس می‌کنند. چرا این امر مهم است؟ این فرد به‌صورت فیزیکی به سیگار کشیدن مرتبط می‌شود. این نکته توضیح می‌دهد که چرا درگذشته به‌سختی می‌توانستید در الگوهای احساسی یا رفتاری‌تان تغییر ایجاد کنید.

شما صرفاً یک عادت نداشتید، بلکه درون سیستم عصبی‌تان شبکه‌ای از پیوندهای عصبی قوی داشته‌اید. ما با بروز مداوم احساسات یا رفتارها، به‌صورت ناخودآگاه چنین پیوندهای عصبی را به وجود می‌آوریم. اگر مدت‌ها است که یک احساس یا رفتار خاص را نشان نمی‌دهید، اگر مدت زیادی است که از روش قدیمی‌تان بهره نمی‌برید، ارتباطات عصبی تضعیف می‌شوند و نابود می‌گردند.

بنابراین، رفتارها یا الگوهای احساس تضعیف‌کننده از بین خواهند رفت. معنای دیگر این نکته آن است که اگر از احساس و شور و حرارتتان استفاده نکنید، آن‌ها کاهش خواهند یافت. به یاد داشته باشید شجاعت، اگر به کار گرفته نشود، کم می‌شود. تعهد، اگر اعمال نشود، ضعیف می‌گردد. عشق، اگر تقسیم نشود، هدر می‌رود.

داشتن یک ذهن خوب کافی نیست، مهم آن است که آن را خوب به کار ببرید. (رنه دیسکاتس)

علم پیوند عصبی، شش مرحله را نشان می‌دهد که به‌صورت خاص برای تغییر یک رفتار از طریق شکستن الگوهایی تضعیف‌کننده طراحی‌شده است؛ اما در ابتدا باید بدانیم که مغز چگونه یک پیوند عصبی ایجاد می‌کند. هر بار که درد یا لذتی را تجربه می‌کنید، مغز به‌سرعت به دنبال دلیل آن می‌گردد و از سه معیار زیر استفاده می‌کند:

۱-مغزتان به دنبال چیزی بی‌نظیر است. برای آنکه مغز گزینه‌های موجود را غربال کند، می‌کوشد تا به کشف عامل غیرمعمول بپردازد. منطقی است که اگر احساسی غیرعادی داشته باشید، چون یک دلیل غیرعادی نیز وجود دارد.

۲-مغرتان به دنبال چیزی است که هم‌زمان صورت می‌گیرد. این نکته در چرخه‌ی روان‌شناسی به‌عنوان ((قانون ساحر)) خوانده می‌شود. آیا این امر بدان معنا نیست که آنچه در لحظه‌ی درد یا لذت شدید یا نزدیکان رخ می‌دهد، احتمالاً علت آن احساس می‌باشد؟

۳-مغزتان به دنبال رابطه‌ای منطقی است. اگر درد یا لذتی را احساس می‌کنید، مغزتان به‌سرعت به موارد بی‌نظیری که در اطرافتان به‌صورت هم‌زمان روی می‌دهند، توجه می‌کند. اگر عاملی که این دو معیار را برآورده می‌سازد، پیوسته در هنگام احساس درد یا لذت روی دهد، می‌توانید مطمئن شوید که مغرتان آن را به‌عنوان دلیل خواهد شناخت. البته در اینجا این چالش وجود دارد که وقتی درد یا لذتی را تجربه می‌کنیم، می‌کوشیم انسجام آن را تعمیم دهیم.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : ۵ راز امواج ذهنی (سابلیمینال) در زندگی و جذب

البته این امر مهم نیست، بلکه نفوذ و تأثیر آن بسیار اهمیت دارد. شما می‌توانید نسبت به پول، پیوندهای لذت‌بخش‌تر یا دردناک‌تر داشته باشید؛ اما اگر فقط یکی از این پیوندها قوی‌تر باشد، آن پیوند عصبی غلط می‌تواند توانایی شمارا برای کسب موفقیت مالی از بین ببرد.

وقتی به نقطه‌ای می‌رسید که رنجی را احساس می‌کنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ من این نکته را ((مانع درد)) می‌نامم. اغلب وقتی چنین شرایطی ایجاد می‌گردد، ما می‌ایستیم و نمی‌دانیم چه‌کاری باید انجام دهیم. معمولاً ما آنچه کمتر ناراحتمان می‌کند را انتخاب می‌کنیم. به‌هرحال برخی افراد اجازه می‌دهند این درد تمام وجود آن‌ها را در برگیرد و آن‌ها را آشفته کند و در این حالت، آن‌ها ناتوانی را تجربه می‌کنند.

شما با استفاده از شش مرحله NAC، می‌دانید این الگوهای تضعیف‌کننده را از بین ببرید. بدین ترتیب، شما مسیرهایی را ایجاد خواهید کرد و دیگر فقط آرزوی ترک یک رفتار نامطلوب یا غلبه بر آن را در کوتاه‌مدت ندارید، بلکه درواقع خودتان را مجهز می‌کنید تا با هماهنگی با انتخاب‌های جدید و تقویت کنندتان رفتار نمایید بدون تغییر رنج‌ها و لذت‌ها تان در سیستم عصبی، هیچ تغییری پایدار نخواهد بود.

پس‌ازآنکه این شش مرحله را خواندید و درک کردید، من شمارا دچار چالش می‌کنم تا آنچه می‌خواهید اکنون در زندگی‌تان تغییر دهید را برگزینید. دست‌به‌کار شوید و هر یک از مراحلی را که می‌خواهید بیاموزید، دنبال کنید. بدین ترتیب، نه‌ فقط یک بخش کتاب را مطالعه کرده‌اید، بلکه درنتیجه‌ی خواندن این بخش، تغییراتی را به وجود آورده‌اید. پس بیایید شروع کنیم.

هر بار که خشم خودتان را نشان می‌دهید یا بر سر فرد موردعلاقه‌تان فریاد می‌زنید، این ارتباط عصبی را تقویت می‌کنید و احتمال انجام این کار را افزایش می‌دهید. خبر خوب این است که تحقیقات نشان داده‌اند وقتی میمون را مجبور کردیم دیگر از انگشت خود استفاده نکند، بخشی از مغز که این ارتباطات عصبی را به وجود می‌آورد، کوچک و بنابراین، پیوندهای عصبی‌اش تضعیف شدند. این نکته برای کسانی که می‌خواهند عادتی را ترک کنند، خبر بسیار خوبی است!

 

دانلود کتاب قانون جذب

چطور با تصویر سازی ذهنی به موفقیت برسیم؟

استفاده از تصویرسازی ذهنی برای وارسی نشانه‌ها در قانون جذب

چگونه تصویر ذهنی بسازیم؟

تصویرسازی ذهنی دو مرحله دارد.

مرحله اول : یافتن یک شباهت یا ارتباط بین مفهومی که قرار است آموخته شود و ارتباط دادن آن با یک مفهوم، واژه یا کد آشنا به ذهن

کمتر کسی پیدا می شود که در این مرحله مشکلی داشته باشد. حتی بجرات می توان گفت که تمام افراد در این زمینه دارای تجاربی هم هستند.

مشکل ، در اجرای مرحله دوم است.( برای رفع این مشکل، فعالیتهایی پیشنهاد خواهد شد.)

مرحله دوم : ایجاد یک تصویر کاملا صاف و شفاف در ذهن و دیدن چنین تصویری با چشم ذهن به مدت فقط چند ثانیه.

مثال : می خواهیم کلمه انگلیسی ( bud ) به معنی غنچه را یاد بگیریم. در زبان فارسی این کلمه مانند( باد ) تلفظ می شود .} مرحله اول ‍‍{

}مرحله دوم{ تصویری از این رابطه در ذهن می سازیم. مثلا می توانیم تصور کنیم که باد می وزد و میلیونها غنچه به سمت ما حرکت می کنند. باید بوی خوش غنچه را استشمام کنیم . باید زیباترین غنچه ممکن را با چشم ذهن بطور کاملا شفاف ببینیم. حتی می توانیم طعم گوارای غنچه را مزمزه کنیم و برای هر گلبرگ آن طعمی متنوع بیافرینیم. می توانیم رقص موجی آن را که همراه باد بالا و پایین می رود با چشم ذهن ببینیم. تماس گلبرگ های لطیف و ابریشمی غنچه را بر پوست خود احساس کنیم. اگر دوستدار موسیقی باشیم، می توانیم آهنگ ملایمی را هم با غنچه همراه کنیم.

نکاتی که باید در جریان تصویرسازی رعایت کنیم:

۱- خودتان در تصویر ذهنی حضور داشته باشید.

۲- تصویر خنده دار و مسخره باشد.

۳- تصویر غیر طبیعی باشد.

۴- تصویر حرکت داشته باشد.

۵- از رنگهای غیر طبیعی استفاده کنید)مثلا : خون آبی راه راه – خورشید سبز – برف سیاه(

۶- از اصل جابجایی استفاده کنید)مثلا: غذاخوردن با مداد به جای قاشق (این تکنیک برای اسامی معنی بسیار خوب است.

۷- در ساختن تصویر مبالغه کنید.( خیلی زیاد – خیلی بزرگ…)

۸- تصویر ذهنی را با چشم ذهن واضح و فقط برای چند ثانیه ببینید.(تصویر را به مدت طولانی نگه ندارید.)

۹- برای یک مفهوم، فقط از یک تصویر استفاده کنید ( تصویر را عوض نکنید )

۱۰- پشت سر هم تصویر نسازید.(بین هر دو تصویر کمی تامل کنید)

۱۱- ابتدا با کلماتی تصویر بسازید که قابل تجسم است (مانند: درخت – ماه.. و سپس با کلماتی مانند درد، عقل…)

۱۲- تصویر ذهنی را خودتان بسازید.

 در این روش، حتی مفاهیم را بدون دیدن آنها می توان آموخت. مثلا اگر بخواهیم برای یادگیری لغات زبان خارجی از این روش استفاده کنیم، می توانیم بدون دیدن، آنها را یاد بگیریم( نکته جالب این که دانشمندان اسکاتلندی معتقدند هر لغت دارای طعم بخصوصی است و فکر کردن به لغت بدون دیدن آن حس چشایی را تحریک می کند!)

درحالی‌که ممکن است به این نتیجه رسیده باشید که فهرستی که قبلاً به آن اشاره کردم بسیار مفید است، اما این‌ها روش‌های نشأت گرفته از مغز سمت چپ هستند که می‌خواهند بیماری شمارا تحلیل و معنا کنند.

اما راه ساده‌تری برای آشنایی و درک نشانه‌ها این است که در آرامش قرار بگیرید، توجه خودتان را به آن بدهید، بگذارید تصویری به ذهنتان خطور کند که بتواند مبین نشانه بیماری باشد و بعد با آن به شکلی تصوری صحبت کنید. از او بپرسید که چرا صورت خارجی گرفته است، از شما چه می‌خواهد، از شما چه انتظاری دارد و می‌خواهد برای شما چه کند.

وقتی بدین گونه با تصویرسازی ذهنی کار می‌کنید باید به چند نکته توجه داشته باشید. یکی از این نکات تفاوت میان تشخیص و معنای شخصی شما از بیماری‌تان است. من قبلاً درباره‌ی ضرورت اینکه باید از شرایط پزشکی خود و از راه چاره‌های درمانی‌تان اطلاع موثقی داشته باشید بحث کرده‌ام.

درحالی‌که هیچ‌کس نباید به‌ اجبار تحت درمان پزشکی قرار بگیرد، معتقدم که باید به ارزیابی پزشکی متعارف اقدام کنید. اما وقتی درباره‌ی شرایط خود علم و اطلاع لازم را به دست آورید باید به برداشت شخصی خود از این نشانه‌ها توجه کنید. برای رسیدن به این مهم باید موقتاً تشخیصی را که به شما داده‌اند کنار بگذارید.

اغلب اشخاص و ازجمله آن‌ها پزشکان، متوجه نیستند که تشخیص، یک موضوع حقیقی نیست.

تشخیص وسیله‌ای است که بر اساس آن در یک نظام پزشکی معین یافته‌های خود را توضیح می‌دهیم. ممکن است بیمارانی با بیماری واحد و نشانه‌های مشابه وقتی به پزشکان مختلف مراجعه می‌کنند، به آن‌ها تشخیص‌های متفاوتی ارائه شود.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: استفاده از قدرت تجسم و تصویرسازی

اشخاص در برخورد با انواع بیماری‌ها و انواع روش‌های درمانی واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند. همیشه استثنائات مهمی وجود دارد که باید لحاظ شود. باید درباره بیماری خود اطلاعات مفصلی داشته باشید و بااین‌حال از پزشک خود درباره بیماران استثنایی که داشته است سؤال کنید.

آیا بعضی از بیماران در مقایسه با سایرین بهتر ظاهر می‌شوند؟ چه عاملی است که این تفاوت را ایجاد می‌کند؟ اگر بیماری مهلکی دارید بپرسید آیا تاکنون کسی توانسته این بیماری را به‌ سلامت پشت سر بگذارد؟ آیا پزشک به تلاش‌های شما برای رسیدن به التیام توجه می‌کند یا آن را غیرواقع بینانه ارزیابی می‌کند؟

 

نکته‌ای که در اینجا می‌خواهم به آن اشاره‌کنم این است که تشخیص مهم است زیرابه شما امکان می‌دهد تا گزینه‌های درمان پزشکی خود را ارزیابی کنید.

اما وقتی از تصویرسازی برای وارسی نشانه‌هایتان استفاده می‌کنید، به نشانه‌های خود به شکلی که آن‌ها را می‌بینید دقیق شوید و موقتاً آنچه را که در این خصوص به شما گفته‌اند کنار بگذارید.

اگر پشت‌درد و ساق درد دارید و به شما گفته‌ اند که ناشی از دیسک کمر شماست، از درد و نه از دیسک برای توجه کردن استفاده کید. اگر دارای بیماری بدون نشانه هستید، به آن بخشی از بدنتان که بیمار است توجه کنید.

دانلود کتاب قانون جذب

نقش احساس در بوجود آمدن احساس خوب در قانو نجذب

دیدن نشانه های قانون جذب و داشتن حس خوب در زندگی چطور بدست می آیند؟

وقتی از ته دل خواسته ای رو طلب میکنید ، نشانه ها همه جا دور و بر شما هستند. به مفهوم واقعی کلمه وقتی انرژی خواسته شما به گیتی ارسال میشود ، یک نوع هدایت مستقیم در طبیعت سرراه شما قرار میگیرد که اغلب آن را نمیبینند و نمیشنوند و یا اگر پیام را درک کنند :

عوام” آنرا بصورت تصادف یا شانس می نامند.
مذهبیون” آنرا ” دست غیب ” مینامند
و “دانشمندان” فیزک و کوانتوم معتقدند این ها همان “ارتباطات کیهانی” و یا “پیام های عالم هستی ” در اثر ارسال امواج انرژی ما هستند که به سوی ما می آیند و ما را برای رسیدن به سوی هدفمان راهنمایی میکنند.

فصل مشترک همه ی این اعتقادات نشان دهنده این است که :
وقتی خواسته ای را طلب میکنیم و بخصوص آن را مینویسیم، پیامی برای عالم ارسال میکنیم که : “من آماده دریافت خواسته ام هستم

خدا ، دنیا یا جهان هستی نیز

همگی با فرستادن نشانه ها به ما پاسخ میدهند که 

“پیامِ آمادگی ات را دریافت کردیم و در حال کار کردن روی آن هستیم پس در زمانبندی مناسب آن را به تو می دهیم وظیفه تو این است که آسوده خاطر و پر از عشق باشی همیشه”

باید دقت کنیم! چشم و گوش و هوش خود را بکار بیاندازیم و
نشانه ها را از اتفاقات عادی تشخیص دهیم، دنبال آن ها برویم که در انتهای راهِ نشانه ها حتماً بهشت آرزوهای ما خواهد بود.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید:قانون جذب چیست؟ چگونه از قانون جذب استفاده کنم؟

 

ﺣﺲ ﺧﻮﺏ ﻭ ﻋﺎﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﻤﻮﻥ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺍﯾﻪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﺗﻮﻥ ﺑﺮﺳﻮﻧﻪ

ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﯼ ﺧﺎﻟﻖ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﮐﻪ بی نیاز ﻣﻄﻠﻘﻪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﺗﻮﻥ ﺑﺮﺳﻮﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺰﯾﻨﺶ ﺍﺯﺷﻤﺎ ﻣﺜﻞ ﻫﺮ ﻋﺎﺷﻖ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺷﺎﺩﯼ ﺩﻝ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﻭ ﺍﺯﺗﻮﻥ ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺩﺍﺭﻩ ﻧﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮ‏!

ﭘﺲ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﻌﻒ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﻤﻠﯽ ﺷﺪﻥ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﺗﻮﻥ به ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﯽ ﺍﯾﻦ ﺣﺲ ﺧﻮﺏ ﺭﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺷﻤﺎ ﺣﺎﺿﺮ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭﺗﻮﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ.

ﯾﺎﺩﺗﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﮔﻪ ﺣﺲ ﻣﻨﻔﯽ( ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻋﺼﺒﯿﺖ ﻭ …‏) ﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﮐﻨﯿﺪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﺍﺯ ﭘﻮﻝ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﯿﺘﻮﻥ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﯾﺪ ﭘﺲ ﮔﺮﻓﺘﯿﺪ.

ﻣﺜﻼً ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺭﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺩﺍﺩﯾﺪ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﺍ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺷﺐ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﺪ ﯾﻌﻨﯽ ﮐﻠﯽ ﺍﺯ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﺮﺩﯾﺪ ﻭ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ ﺍﮔﻪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺎﻟﺘﻮﻥ ﺑﺪ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ ﺣﺲ ﻣﻨﻔﯽ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺣﺴﺎﺏ و ﮐﺘﺎﺏ، ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭ ﺷﺪﯾﺪ ﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﻭﺭ ﺑﺸﯿﺪ.
ﺳﺮﯾﻊﺗﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ فرکانسِ ﺍﺣﺴﺎﺱِ ﺧﻮﺏ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﯽ :

” ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺁﻥ ﻫﺴﺘﻢ”

دانلود کتاب قانون جذب

مشاور درون در تصویرسازی ذهنی

نقش مشاور درون در تصویر سازی ذهنی

در این مقاله در مورد نقش یک انسان دیگری که در ناخودآگاه ما وجود دارد و گاهی اوقات مشاوره دهنده ما هست و سازنده تصویرسازی ما و درنهایت رسیدن به خواسته های ما میشود را بررسی میکنیم.

صحبت کردن با یک مشاور یا راهنمای درونی موضوع جدیدی نیست. اغلب سنت‌های فلسفی، دینی و روانی، به شکلی به موضوع راهنمای درون اشاره‌کرده‌اند.

در بسیاری از فرهنگ‌ها از آیین‌هایی استفاده می‌کنند که شامل موسیقی، آواز خواندن، روزه گرفتن، رقصیدن و قربانی کردن می‌شود. در آیین‌ها از این عوامل برای رسیدن به پندارهایی استفاده می‌شود که اشخاص را در وقت نیاز راهنمایی کند.

بومیان آمریکایی بدون اسلحه و بدون آب و غذا به جنگل و مناطق وحشی می‌رفتند تا درانجا باروح هادی و راهنما در تماس شوند.

آن‌ها این‌گونه نیرو می‌گرفتند و می‌فهمیدند که در زندگی باید از کدام جهت حرکت کنند. جادوگر قبیله هم برای درمان یکی از افراد بیمار قبیله به این شکل راهنمایی می‌گرفت.

به کودکان کاتولیک می‌گویند که فرشته‌ی مقدس راهنمایی دارد که از آن‌ها حمایت می‌کند و در وقت نیاز می‌تواند از او استفاده کند.

در بسیاری از ادیان و مذاهب دیگر هم به این موضوع اشاره‌شده است.

بچه‌ها یا زمینه‌های دینی مختلف اغلب هم‌بازی‌های خیالی که ساخته‌وپرداخته ذهنشان است، دارند. با این هم‌بازی‌های خیالی بازی می‌کنند، حرف می‌زنند و در حال بازی از آن‌ها حمایت می‌کنند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

شماره قابل‌ملاحظه‌ای از اشخاص مختلف به من گفته‌اند که با همسر و یا سایر عزیزان ازدست‌رفته‌شان صحبت می‌کنند. در جریان این صحبت از آن‌ها راهنمایی می‌گیرند و این همان کاری است که اشخاص وقتی با مشاور درون خود در تماس می‌شوند انجام می‌دهند.

تمامی این تجربه‌ها به یک باور شایع و رایج اشاره دارند: هر وقت بخواهیم و پذیرای آن باشیم راهنمایی در اختیار ما است. ملاقات با یک مشاور درونی به شکلی که توضیح دادیم، این مهم را امکان‌پذیر می‌سازد.

شم و شهود را قدرت دانستن بدون توسل به دلیل تعریف کرده‌اند که با دیدن درون، شنیدن و احساس کردن از درون رابطه دارد. این می‌تواند یکی از وظایف و عملکردهای مغز نیم‌کره‌ی راست سر باشد.

به کمک مغز سمت راست به سرنخ‌های احساسی و ارتباطی دست پیدا می‌کنیم، تحت تأثیر آنچه غریزه نامیده می‌شود راهنمایی می‌شویم.

با سکوت کردن و با توجه نمودن به اندیشه‌های درونی می‌توانیم از استعدادهای این بخش فراموش‌شده‌ی ذهن به مؤثرترین شکل ممکن استفاده کنیم.

لازم نیست باور خاصی درباره‌ی مشاور درون داشته باشید تا از آن استفاده کنید، اما بهتر است کاری که می‌کنید و شیوه‌ای که از آن استفاده می‌نمایید به شکلی برایتان معنی‌دار باشد.

اما شما هر باوری که داشته باشید – اینکه این مشاور روح است یا فرشته راهنما،‌یا یک خیال و توهم، رابط میان‌مغز سمت راست و سمت چپ و یا نمادی به نشانه درایت درون – اشکالی تولید نمی‌کند. حقیقت این است که کسی به‌درستی نمی‌داند این مشاور درون به‌واقع چیست و از چه ماهیتی برخوردار است. هرکدام از ما می‌توانیم در این خصوص برای خود تصمیم بگیریم. اما برای من همین اندازه کافی است که می‌دانم مشاور درون می‌تواند اشخاص را راهنمایی کند نا به علل بیماری خود پی ببرند.

منتظر ادامه این مقاله جذاب در مورد نقش مشاور درون در تصوی رسازی ذهنی و جذب خواسته ها باشید.

مطالب قانون باور و جذب را دانلود میکنم