, ,

معمای درون راهی برای شناخت خود و رسیدن به خواسته ها – جلسه اول

شناخت دنیای درون

معمای درون راهی برای شناخت خود و رسیدن به خواسته ها – جلسه اول

جلسه اول کارگاه معمای درون

💟 سلام دوست عزیزم

با شما هستم… با تو، آره خود تو…

دعاهات نمیگیره توام؟ نذرات جواب نمیده؟ فکر میکنی خدا نمیبینه تو رو؟  درد داری؟ دعای همه میگیره و فقط مال تو نمیگیره؟

میخوای بهت بگم چرا؟  چون بلد نیستی چطوری از خدا بخوای  دوست داری یاد بگیری؟

پس متن پایین رو بخون

ببین برادر من ، خواهر من دعا کردن و خواستن راه و چاه داره نمیشه الکی بگی خدایا بده و اون بده بهت، قانون داره منم میخوام قانون هاشو بهت بگم، به زبون خودمونی، پس طوطی واری نخون، لطفا بادقت  بخون…اوکی؟

۱⃣ خوب بابا وقتی میگی (یعنی میشه…)
یعنی احتمال نشدن داری میدی، یعنی قدرت خدا رو نقض میکنی خود خدا میگه بنده ی من جوری بخواه که انگار بهت قبلا دادم… پس باید یاد بگیری دعات به زبون حال باشه مثلا بگو خدایا ممنونم که بهم ماشین میدی آره باباااا….زیر بغل خدا هندونه بذار ، خدا رو بذار تو رودرواسی، بهش بگو دمت گرم تا آخر هفته حال عزیزمو خوب میکنی… جوری بگو که تو رودرواسی بمونه

۲⃣ چرا وقتی دعا میکنی با شک میگی؟ میگی خدایا میشه یه ماشین بدی؟ مگه اینجوری نمیگی؟ هان!!! مثبت بخواه خواستتو، مثلا نگو خدایا فقر رو ازم دور کن ، بگو خدایا ممنون که تا سر برج فلان قدر پول میدی بهم، اصلا کلمه منفی به کار نبر لطفا

۳⃣ واسه خواستت ضرب الاجل بذار، نگو خدایا یه ماشین بده…بگو خدایا دمت گرم تا سر برج فلان ماشینو میدی، زمان بذار

۴⃣ خواستتو شفاف بگو…
هممون میگیم خدایا به من پول برسون تو خیابون میری میبینی یه دویست تومنی افتاده زمین، خدا اونو بهت رسونده فقط، چرا؟!! چون نگفتی چقد برسون… بگو خدایا ممنون که تا دو ماه دیگه یک ملیون و سیصد و بیست و یک هزار تومن بهم میرسونی…. بگو خدایا دمت گرم تا سر برج یه ماشین سراتو آلبالویی با تو دوزی چرم مشکی و فلان و فلان بهم میرسونی

۵⃣ دعاهاتو بنویس
کلمه قدرت داره و کلمه ی مکتوب قدرتش بیشتره… وقتی مینویسی حک میشه رو ضمیر ناخودآگاهت با انرژی بنویس تا هر وقت خوندیش انرژی بگیری دوباره

۶⃣ شک نکن به دادن خدا ایمان داشته باش و مدام نگو چی شد چی شد… به خواستت وابستگی نداشته باش، رهاش کن بذار خدا کاراشو راست و ریس کنه بابا انقد نگو خدایا از یک ماه، بیست و نُه روزِش رفت پس چی شد، شاید روز سی ام بده بهت… اگرم نداد برو ببین کجا ایمانت کم شد کجا اشتباه رفتی قوانین رو که هنوز نداده

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: همه چیز در درون شماست – شما پیشاپیش همه‌چیز هستید

۷⃣ دعاتو طبق قانون قصد انجام بده
یعنی چی؟!! یعنی ماشین میخوای؟ غذایی که میپزی رو به نیت رسیدن به ماشین بپز، جوری بپز که انگار وقتی غذاتو پختی زنگ خونتونو میزنن میگن بیا سوییچو بگیر
میخوابی به نیت خواستت بخواب ، نه که مدام بهش فکر کنی که نگرانی و فکرای منفی پیش بیاد بلکه فقط کاراتو به اون قصد انجام بده یه لحظه تو ذهنت بیار که کارتو به قصد فلان خواستت انجام میدی همین کفایت میکنه…. فقط یادت باشه اون کار رو که براش نیت کردی تا آخر باید بری هر چی سخت تر قصدت قوی تر، نصفه نباید ولش کنی به هیچ وجه من الوجود

۸⃣ یه تایمی میبره تا برآورده شدن خواستت از وقتی که بخوای تا وقتی که کائنات شرایط برآورده کردن خواستت ردیف کنه یه زمانی طول میکشه که بستگی به بزرگی خواستت داره، پس درست بخواه نگو خدایا همین فردا خونه بده بهم تو پنت هاوس یه برج تو نیاوران، ضرب العجلت عاقلانه باشه ولی انقدم دور نباشه که نا امید بشی

۹⃣ برای خواستت تدارک ببین
ماشین میخوای؟ برو دوتا بوگیر ماشین بگیر، برو روکشای ماشینا رو ببین تو خدماتیا برو کارایی که مربوط به ماشین هست رو بکن مثلا یه عطر خوشبو یا یه عروسک قشنگ بگیر تا انرژی خواستت بیشتر بشه، به این میگن قانون تدارک

🔟 یه قانونی هست بهش میگن قانون خلاء، یعنی باید خالی کنی تا پر بشه

یه ضرب المثل هست که میگه مِنار هم میخوای بدزدی اول بفکر جاش باش…

✅ حالا یعنی چی؟!
ببین یه لیوان پر آب رو تصور کن، اوکی؟ هر کار کنی بیشتر توش آب جا نمیشه و به مرور آب توش میگنده مثل مرداب که آبشو به رود نمیبخشه، حالا پول میخوای از پولت یه خوردشو ببخش تا جا خالی کنی اینو یادت باشه همیشه بیشتر از خلائی که ایجاد کردی میگیری، هزار ببخشی صد هزار میگیری، یه لبخند ببخشی صد تا لبخند میگیری

اینا رو خوندی اگر درست انجام دادی و به خواستت رسیدی بیا و یه دعایی برای ما بکن اگرم نرسیدی برو بشین فکر کن کدوم کارو درست انجام ندادی!!!!!!

, ,

راه کنار آمدن با افراد منفی با پاسخ راندا برن

چطور با افراد منفی برخورد کنیم؟

راه کنار آمدن با افراد منفی با پاسخ راندا برن

راندا برن، متولدسال ۱۹۴۵ و نویسنده و تهیه کننده مجموعه راز است. وی را بیشتر برای ساخت مستند راز و چاپ کتابی می شناسد که چندی بعد با همین نام به چاپ رسید. در ادامه راه، وی کتاب قدرت، جادو و قهرمان را نیز به نگارش درآورد. او در سال ۲۰۰۷،‌از سوی مجله تایم به عنوان یکی از صدشخصیت تأثیر گذار در دنیا معرفی شد.

سؤال از پنه لوپه:

دلم می خواهد از راندا بپرسم: چطور می توانم افراد منفی و شرایط سخت دور و برم را نادیده بگیرم و به جایش بر عشق و قدردانی متمرکز شوم؟

پاسخ از راندابرن:

راه کنار آمدن با افراد منفی یا موقعیت های سختی که در زندگی داری، این است که از قضاوت کردن و حکم صادر کردن درباره آن ها دست برداری. چه درباره منفی ها و چه درباره مثبت ها، در هر حال قضاوت کردن را کنار بگذار؛ چون هیچ چیز به خودی خود نه خوب است نه بد. شرایط مختلف فقط به تصمیم گیری های متفاوتی نیاز دارند.

اگر تو میتوانی انتخاب کنی که مثبت باشی، پس باید بپذیری که دیگران هم آزادند انتخاب کنند که منفی باشند. هیچ کس نمی تواند تو را به منفی بودن مجبور کند. همان طور که تو هم نمی توانی دیگران را مجبور به مثبت بودن کنی.

تو آزادی و برای خودت مثبت بودن را انتخاب می کنی و چقدر هم خوب؛ چون این انتخاب زندگی را برایت آسان تر می کند و فرصت های فوق العاده ای را به زندگی ات می کشاند.

این وظیفه تو نیست که دیگران را تغییر دهی. تو تنها در قبال خودت مسئولی و بس! بگذار دیگران هرطور که می خواهند باشند و تو هم جلوه درخشانی از عشق، قدردانی و حس های خوب و مثبت باش. بدین ترتیب شاید توانستی بر دیگران هم تاثیر بگذاری.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : راز چیست؟ خلاصه ای از راز قانون جذب در زندگی

البته در روزهای اول شاید قدرت ایستادگی تو کم باشد و افراد منفی روی تو تاثیر بگذارند. در این شرایط، بهترین راه این است که خودت را بسیار محترمانه و صمیمانه از آن موقعیت ها دور کنی. تا هر زمان که به این رفتار نیاز داری بدون هیچ ناراحتی و عذاب وجدانی آن را انجام بده.

یادت باشد تو فقط در قبال خودت مسئولیت داری.

هرچقدر در شرایط مختلف احساس بهتری داشته باشی،‌دیگران کمتر می توانند روی تو تاثیر بگذارند. هرچه حس مثبت و خوب بیشتری داشته باشی، مشکلات کمتری خواهی داشت. هرچه حست بهتر باشد، با منفی های کمتری رو به رو می شوی، پس هدف نهایی رسیدن به همان حس خوب است و این یادت باشد، حس خوب داشتن، قالب طبیعی ذهن توست.

لازم نیست از یکسری قوانین پیروی کنی و از یک سری تکنیک ها استفاده کنی تا به آنجا برسی. تنها اقدام مورد نیاز این است: به منفی ها توجه نکن. بله، به افکار منفی توجه نکن؛ آنها به تو تعلق ندارند. به حس های بد توجه نکن، آنها فقط احساساتی گذرا هستند.

اگر روی آنها تمرکز نکنی، بی شک به سرعت ذهنت را رها می کنند هیچ چیز و هیچ چیز و هیچکس را قضاوت نکن. به عبارت دیگر، درباره آن نظری نده و آنها را در ذهنت ماندگار نکن.

من صدرصد به تو قول می دهم اگر بتوانی همین شیوه را در زندگی ات پیاده کنی. زندگی ات از این ر به آن رو می شود. فرقی ندارد چه افرادی دور و برت هستند یا در چه شرایطی هستی، عشق و احساسات خوب در وجودت جوانه میزند که تا به حال در زندگی ات ندیده بود.

, , , ,

خلاصه کتاب غول درون تان را بیدار کنید از آنتونی رابینز

غول درون تان را بیدار کنید

خلاصه کتاب غول درون تان را بیدار کنید از آنتونی رابینز

آنتونی رابینز مظهر تغییرات فردی است . حداقل در ایالات متحده آمریکا خیلی معروف است و حتما هر آمریکایی یکی از برنامه‌های تبلیغاتی رابینز را در تلویزیون دیده است . او شخصا مربی رئیس جمهورها، اعضای خانواده سلطنتی، ستاره‌های دنیای فوتبال و روسای شرکت‌های مختلف بوده و از طریق ترکیب انرژی فوق‌العاده زیاد فردی  و مهارت های بازاریابی ،مخاطبین جدیدی نیز پیدا کرده است.

بزرگان دیگر حوزه خودیاری مانند دیپاک چوپرا و وین دایر در مقایسه با رابینز مخاطبان زیادی ندارند. بسیاری از مردم حاضرند بیش از ۱۰۰۰ دلار پرداخت کنند تا در یکی از سمینارهای هفتگی آنتونی رابینز شرکت کنند که از ویژگی های برجسته این سمینار ها راه رفتن روی ذغال داغ و هیجان فوق‌العاده زیادی است که معمولا در کنسرت های پاپ دیده می شود.

کتاب غول درون تان را بیدار کنید این طور آغاز  می شود که آنتونی رابینز در یک هلیکوپتر جت نشسته وبرای اجرای سمیناری می رود  که همه بلیت هایش فروخته شده و دیگر هیچ بلیتی برایش پیدا نمی شود. وقتی از هلیکوپتر به پایین نگاه می کند ساختمانی را می بیند که ده سال پیش از این به عنوان سرایدار  در ان  کار می کرد و وضعیت خودش را در آن زمان به یاد می آورد : دارای اضافه وزن ،ورشکسته و تنها .حالا خوش اندام ،خوشبخت ،میلیونر و صاحب یک خانه مجلل درکنار دریا است . این لحظه ای است که رابینز می فهمد به آرزویش رسیده است.

وجود این جزئیات در کتاب بخشی از دلیل لذت بردن از خواندنش را تامین می کنند.

رابینز می داند  که بهترین نوع تبلیغ برای محصولاتش این است که از زندگی خودش تعریف کند.

رابینز و ان ال پی

اولین کتاب رابینز که آن را در اواسط دهه دوم عمرش  نوشت قدرت بیکران نام داشت. این کتاب که خود کتاب پرفروشی بور زمینه  را برای کتاب پر فروش بعدی رابینز مهیا کرد زیرا  منبع بسیاری از روش های رابینز را افشائ کرده بود: برنامه ریزی  عصبی –کلامی یا همان ان ال پی.

این علم از مطالعه چگونگی تاثیر زبان ها،کلامی و غیر کلامی ،روی دستگاه عصبی نشئت گرفته است .فرضیه این علم این است که ما می توانیم دستگاه عصبی مان را به  گونه ای کنترل کنیم که پاسخ ها و اعمال مان با اینکه طبیعی به نظر می رسند برنامه ریزی شوند.فرضیه دیگری که در این علم وجود دارد این است که اگر ما اعمال و رفتار افراد موفق را تقلید کنیم می توانیم حداقل به همان نتایجی برسیم که آنها به آن رسیده اند.

زیرکی رابینز در این بود که تغییراتی در ان ال پی ایجاد کرد تا برای مخاطبان عام مفهوم داشته باشد. مثلا تکیه کلام او : تغییر در یک لحظه اتفاق می افتد و همچنین نظراتش در مورد ربط دادن انگیزه هایمان به احساسا درد یا لذت  از ان ال پی گرفته شده اند.

نکته هایی از کتاب غول درون تان را بیدار کنید

این کتاب با پرسیدن شان در ذهن خواننده ایجاد می کند قوه تجسم خواننده را به کار می اندازد.رابینز استاد نامحدودیت ها است ولی با این حال برای مهیا کردن مراحل عملی و جزئیات برای رسیدن به هدف،دقت به خرج می دهد.این کتاب ۵۰۰ صفحه دارد. فهرستی که در ادامه می آید بعضی از موضوعات کتاب را پوشش می دهد که برای پشتیبانی از همه این موضوعات،مراجع،داستان ها و اطلاعات بیشماری وجود دارد‌.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: همه چیز در درون شماست – شما پیشاپیش همه‌چیز هستید

درد و لذت

این دو،نیروهای اصلی شکل دهنده به زندگی هستند. یا می توانیم به آنها اجازه بدهیم تا ما را کنترل کنند یا اینکه آنها را درک کنیم تا مناسب اوضاع و احوال ما باشند. مراقب چیزهایی که لذت را به آنها مربوط می کنید باشید: بعضی از مردم لذت بردن را به استفاده از هروئین و بعضی دیگر آن را به کمک کردن به دیگران ربط می دهند.آیا می خواهید مثل جیمی هنریکس (یک گیتاریست معروف آمریکایی) ،بدون در نظر گرفتن استعدادش،شوید یا مثل مادر ترزا؟ ما با ربط دادن درد یا لذت فراوان به یک فعالیت یا یک فکر،شخصیت مان را تغییر می دهیم.

قدرت باور

دو مرد در یک زندان به دیواری زنجیر شده اند. یکی از آنها خودکشی می کند و دیگری به زندگی ادامه می دهد تا با مردم از قدرت روح انسان صحبت کند.اتفاقات زندگی ما به شخصیت مان شکل نمی دهد بلکه باورهایمان در مورد معنای آن اتفاقات ،ما را می سازند.

اگر باورهای جهانی (اینکه چطور به دنیا و مردم به طور عام نگاه می کنیم)تغییر کنند می توانند تقریبا هر چیز دیگری را در مورد زندگی مان تغییر بدهند.همه رهبران بزرگ مطمئن هستندکه مشکلات شان همیشگی نیستند و روزی به پایان می رسند.

سازمان سیا تکنیکی دارد که می تواند با استفاده از آن در عرض مدت بسیار کوتاهی عقاید یک فرد را تغییر بدهد.شما می توانید از همین تکنیک ها برای تغییر دادن باورهای محدودکننده ای که دارید استفاده کنید.

قدرت سوالات

همه پیشرفت های بشری زمانی اتفاق می افتد که انسان ها در مورد محدوویت های موجود از خودشان سوال می پرسند. لازم نیست پاسخ حاضر و آماده ای برای این سوال داشته باشیم. پاسخ پیدا خواهد شد. مثلا اگر سوالی در مورد کیفیت یک مسئله داشته باشیم می توانیم یک سوال کیفی بپرسیم تا یک پاسخ کیفی دریافت  کنیم.

قدرت کلمات

از قدرت کلمات و واژه های بزرگ برای تغییر دادن افکار و اعمال تان استفاده کنید. این مسئله را هم درک کنید که رهبرها کتابخوان هستند. کتاب خواندن به ما کمک می کند تا براساس تجربه های دیگران تفاوتی در ما ایجاد شود.

شفافیت به شما قدرت می بخشد

دقیقا تعیین کنید که چه چیزی می خواهید و آن را یادداشت کنید؛ با این کار برای خودتان آینده ای خلق می کنید که آن  قدر شگفت انگیز است که مجبور می شوید آن را به واقعیت تبدیل کنید.

باید روی هدفی که می خواهید به آن برسید تمرکز کنید نه چیزهایی که از آنها وحشت دارید.یک برنامه ده ساله برای خودتان بسازید و از آخر آن  را شروع کنید . بسیاری از مردم کارهایی را که می توانند در طول  یک سال انجام بدهند دست بالا گرفته و کارهایی را که می توانند در طول ده سال  به انجام برسانند دست کم می گیرند.

, ,

چطور مثبت اندیش باشیم؟ مثبت اندیشی یا واقع گرایی ؟

واقع گرایی یا مثبت اندیشی

چطور مثبت اندیش باشیم؟ مثبت اندیشی یا واقع گرایی ؟

اگر شما هم به دنبال کسب موفقیت و آغاز راه هستید شاید درگیر این چالش باشید که من باید خوشبین و مثبت اندیش باشم و یا واقع گرا باشم و واقعیت های جامعه و بازار را ببینم؟

به نظر شما برای موفقیت کدامیک از این دیدگاه ها درست است؟

سالها پیش در اثر اعتماد به یکی از دوستان نزدیکم دچار ورشکستگی وحشتناکی شدم. وضعیت مالی ام بسیار به هم ریخت. در اثر چکهای برگشتی و پیگیری طلبکارها، بازداشت شدم. واقعیت تلخی بود.

به نظر شما چه چیز باعث شد بتوانم از آن وضعیت خارج شوم و دوباره در مسیر موفقیت با سرعت حرکت کنم؟

شاید باورش سخت باشد اما اگر شما نتوانید درست فکر کنید، نتوانید افکارتان را مدیریت کنید و نتوانید ذهنیت مثبت را در خود تقویت کنید، هیچگاه نمی توانید در دنیای واقعی، موفقیت بزرگی برای خود رقم بزنید.

 

مثبت اندیشی به معنای خود را گول زدن نیست، مثبت اندیشی به معنای ندیدن مشکلات نیست.

بلکه مثبت اندیشی یعنی: باور داشته باشید برای هر مشکلی راهی هست، باور داشته باشید راه رسیدن به خواسته های تان عزم و اراده خودتان است.

باور داشته باشید زندگی را خودمان خلق می کنیم. باور داشته باشید که تنها خودتان مسول تمام اتفاقات زندگیتان هستید.

باور داشته باشید که در هر سن و در هر موقعیتی میتوانید از نو شروع کنید.

باور داشته باشید که انسان ها قصد آزار شما را ندارند بلکه آن ها هم مشکلات خودشان را دارند.

و از همه مهمتر: باور داشته باشید که همه چیز در دست قدرت لایزال خداوند است.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: ضمیر ناخودآگاه و ضمیر خودآگاه چیست؟ قدرت ضمیرناخودآگاه

موفقیت قبل از اینکه در دنیای واقعی شکل گیرد باید در درون شما، پذیرفته شده باشد و شما به آن ایمان داشته باشید. ایمان به موفقیت فقط با مثبت اندیشی به دست می آید‌. اما آیا فقط با مثبت اندیشی چیزی بدست می آید؟

به نظر شما اگر فقط به افکار مثبت بسنده کنید به چیزی که می خواهید می رسید؟

یقینا تا اقدامی نکنید افکار مثبت شما، چیزی نصیبتان نمی کند. اینجاست که پای واقعیت ها به میان می آید و چالش اصلی شروع می شود. بسیاری از انسانها در این مرحله سردرگم می شوند و دست از تلاش بر می دارند. چرا که واقعیت ها از افکار و خواسته هایشان بسیار فاصله دارد.

من بعنوان کسی که دوبار تجربه ورود به دنیای موفقیت و خروج از بحران و ورشکستگی را داشته ام به شما می گویم هرچقدر هم که اندیشه شما بزرگ و رویایی باشد و واقعیت زندگی تان بر خلاف آن باشد، اگر به خواسته هایتان ایمان داشته باشید و در شرایط سخت برای تحقق آن تلاش کنید و هرگز خسته نشوید، مطمئن باشید رویاهایتان محقق می شود.

همیشه انسانهایی موفق هستند که مثبت اندیشی را توام با واقعیت گرایی دارند. در عین اینکه همواره مثبت فکر می کنند و رویاهایشان را برای خود مجسم‌می سازند، واقعیت ها را می پذیرند و تلاش می کنند واقعیتها را به گونه ای تغییر دهند که آنها را حتی در حد یک گام به رویاهایشان نزدیکتر کند.

رمز موفقیت آنها در این است که آنقدر پشتکار به خرج می دهند که آن گامهای کوچک به تدریج واقعیتهای بیرونی را با اندیشه های مثبت درونی شان همراستا کند و بالاخره به خواسته شان دست یابند. شاید این فرایند سالها به طول بینجامد اما افرادی که عاشق موفقیت هستند هرگز تسلیم نمی شوند و دست از تلاش برنمی دارند.

پس یادتان باشد برای دستیابی به موفقیتهای واقعی و بزرگ باید مثبت اندیشی را توام با واقع گرایی داشت.

,

مهمترین عامل کسب قدرت – عواملی که قدرت را تقویت کنید

چطور به قدرت بیشتری دست پیدا کنیم؟

مهمترین عامل کسب قدرت – عواملی که قدرت را تقویت کنید

قدرت به تظاهر نیاز ندارد. قدرت به خودش اعتماد دارد، خوداتکا، خود آغاز و خود پایان ، خودجوش و خود اصلاح است. وقتی قدرت داشته باشید، خودتان می‌فهمید.

رالف الیسون

هر آدم یا مجموعه‌ی موفقی، چند شاخص اصلی دارد که من به آن‌ها عوامل قدرت میگویم و برای موفقیت واجب هستند. بعضی آدم‌ها بعضی شاخص‌هایشان از بقیه بهتر است و هیچ اشکالی ندارد. هرکسی باید بداند چه دارد و کدام را باید تقویت کند (نقاط قوت) و کدام را باید اصلاح کند (نقاط ضعف).

عوامل قدرت عبارت‌اند از: استقامت، نگرش،‌ نظم،‌ تصویر ذهنی، مقصود، تمرکز، اقدام

حالا باید معنی هرکدام را بدانیم و بعد مهارت‌های ذهنی انسان ابر موفق را پیدا کنیم.

استقامت

بی‌شک نام مجموعه کتاب‌های سوپ مرغ برای روح را شنیده‌اید. وقتی اولین مجموعه‌ی داستان‌ها چاپ شد، موفقیتی فوری کسب کرد. اما در پشت این موفقیت، داستان یک استقامت شگفت‌انگیز پنهان بود.

خالقان این مجموعه، یعنی مارک ویکتور هنسن و جک کنفیلد، ابتدا به ۱۴۱ ناشر مراجعه کردند و پذیرفته نشدند؛ یعنی ۱۴۱ نفر اعلام کردند که کتاب آنان به درد نمی‌خورد. البته آن ۱۴۱ ناشر با این کار ضرر هنگفتی کردند. بیشتر از هفتادوپنج میلیون جلد از این کتاب به فروش رسید و ناشر را صاحب سودی افسانه‌ای کرد.

چه موقع باید تسلیم شد؟ چه موقع باید سفر به دیار آرزوها را آغاز کرد؟ چه موقع باید آموزش راه رفتن به کودک را رها کرد؟ بچه‌های نوپا خوب راه نمی‌روند و مجبورند دستشان را جایی بند کنند و مدام زمین می‌خورند. اما آیا اس باید آدم را ناامید کند؟

در مورد تجارت چطور؟ عاشق شدن؟ عزیز ازدست‌رفته؟ آیا یک اشتباه باید کل آرزوها را تباه کند؟

بعضی چیزها حتی به مردن می‌ارزند ولی بقیه را باید محتاطانه دنبال کرد و حتی گاهی تغیر جهت داد. به‌عنوان‌مثال، اصرار بیش‌ازحد همه را علیه ما تحریک می‌کند. گاهی هم قراردادی مطرح است که شرکت شمارا به سطح بالاتر پرتاب می‌کند. باید با رعایت صداقت، هر کاری که از دستتان برمی‌آید بکنید تا قرارداد انجام شود.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : همه چیز در درون شماست – شما پیشاپیش همه‌چیز هستید

پیدا کردن راه‌های مختل برای موفقیت واجب است. خرکاری از دستتان برمی‌آید بکنید و تا تمام را ها رانرفته اید از پا ننشینید ف که این تفاوت موفق‌ها ا آدم‌های معمولی است. وینستن چرچیل، نخست وزر اسبق انگلستان، با تسلیم نشدن در برابر قوای به‌ظاهر شکست‌ناپذیر هیتلر، اسوه ی استقامت شد. شیوه ی او آینده ی کل دنیا را تحت تأثیر قرارداد و مردم انگستان را با هرگز، هرگز، هرگز، منقلب کرد.

 منظور او کله شقی نبود. منظورش وفاداری به اصول بود.

استقامت هم مثل دشمنان اشکال متعددی دارد. در تجارت، حریف ممکن است یک شرکت باشد که برای کسب سهم بیشتری در بازار فروش رقابت می‌کند و ممکن است این رقابت خیلی آشکار نباشد. به‌عنوان‌مثال،‌ خود را در زمینه ی مدیریت یا روش ها ارتقا ممی دهند یا همبستگی گروهی افراد زیر مجموعه را تقویت می‌کنند. در زمینه ی روابط، ترس، خشم یا غفلت است که دشمن به حساب می‌آید. در زمینه ی مالی، بدهی و نداشتن جریان نقدینگی مشکل ساز هستند. چرچیل می گفت که زیر بار هیچ فشاری خم نشوید.

خواسته زیادی است؟ باید از مرحوم کلنل ساندرز که مبدع مرغ سوخاری کنتاکی بود درس بگیریم.

او در ۶۵ سالگی شروع کرد وشهر به شهر رفت تا بتواند امتیاز فرمول محرمانه اش را به یک رستوران بفروشد. چه شب ها که در ماشینش خوابید و برای اینکه زنده بماند، از مرغ سوخاری خودش خورد. به ۱۰۰۹ رستوران سر زد و جواب منفی گرفت. هزار و دهمین رستوران دار گفت مرغ سوخاری سرهنگ ان قدر خوشمزه است که ممکن است آدم انگشت هایش را هم بخورد. بقیه ی قصه را هم که همه می دانند.

تامس ادیسن ۹۰۰۰ بار لامپ برق ر آزمایش کرد تا موفق شد. (از تعداد ناکامی ها نگران شد؟ خودش می گفت: حوشحالم که ۸۹۹۹ راه درست نشدن لامپ برق را یاد گرفتم.) او ۱۰۹۳ اختراع به ثبت رساند که در تاریخ ایالات متحده ار هرکسی بیشتر است.

مایکل جردن چه کرد؟ بار اول که خواست در تیم دبیرستان انتخاب شود، موفق نشد. این سب شد بیشتر تمرین کند و تا سال بعد هر روز تمرین می کرد. سر انجام یکی از نامداران دنیای ورزش شد. او هیچ وقت از پا ننشست. ار این داستان‌ها به اندازه ی یک کتابخانه هست.

 به احتمال زیاد شما هم در زندگی با چنین کسی که تسلیم نشده و به موفقیت رسیده است. برخورد داشته اید. من برای موفقیت، شاخصی مهم تر از استقامت سراغ ندارم.

البته اهمیت استقامت، فقط در چیزهایی که می‌توانیم با آن به دست بیاوریم نیست. وقتی کار می‌کنیم، تجربه به دست می‌آوریم که خود موهبت بزرگی است. جوان‌ها خیال می‌کنند هدف همان آرزوست، در صورت یکه تغییرات شخصیتی و تجربیات هستند که زندگی را زیبا می‌کنند. کدام بهتر است: یک نفر یک‌میلیون دلار به شما بدهد یا خودتان آن را بیاورید؟ یک‌میلیون دلار بی‌زحمت عالی است، ولی شخصیتی که در طی درآوردن این یک‌میلیون پیدا می‌کنید، چیزی دیگری است. پدر و مادر از داتن فرزندی بزرگ‌سال لذت نمی‌برند، بلکه از بزرگ کردن بچه، کمک به انسانی دیگر، شکل دادن به ارزش‌های یک جوان و با او بودن لذت می‌برند.. خوشی این خاطرات است که جاودانه می‌شود.

, ,

همه چیز در درون شماست – شما پیشاپیش همه‌چیز هستید

قدرت درون

همه چیز در درون شماست – شما پیشاپیش همه‌چیز هستید

شما پیشاپیش موجود کامل و تمام ‌عیارید. قرار نیست که به همه‌چیز برسید؛ پیشاپیش همه‌چیز هستید. این نکته را باکمال دقت و جدیت بررسی کنید.

اگر اکنون، با آنچه تابه‌حال اندوخته‌اید و یا وضعیت کنونی خود ازنظر تندرستی، شغلی و روابط با دیگران از زندگی لذت نمی‌برید یقین بدانید که با تغییر این شرایط نیز از زندگی‌تان لذت نخواهید برد.

شما بسته به اینکه از پشت چه عینکی به همه‌چیز می‌نگرید و چه تفکر و تصوری از خود و جایگاهتان در عالم هستی دارید، سهم خود را از توانگری، شادمانی و رضایت خاطر تعیین می‌کنید. هیچ‌چیز خارج از وجودتان نمی‌تواند این موهبت‌ها را به شما ارزانی دارد.

فراوانی و کمبود، محصول روح آدمی است و آنچه از این حیث بهره می‌بری، بستگی به ایمان و اعتقادتان دارد. ازاین‌رو اگر ازنظر عاطفی دل‌بسته به اشیاء و اشخاص برون از خود ستید و می‌پندارید که برای این‌که خود را کامل و تمام‌عیار حس کنید، به آن‌ها نیازمندید، تردید نکنید که پس از دست‌یابی به این چیزها، همچنان خود را نیازمند حس خواهید کرد و این جای خالی هر گز پرنخواهد شد.

به‌مجرد این‌که بر اساس اصل فراوانی بیندیشید، این گفتگوی درونی در آگاهی شما جریان خواهد یافت: من به خود- هر کس که هستم – و به دستاوردهای خود -هر آنچه هست- عشق می‌ورزم.

زندگی‌ام از سلامت و ثروت و سعادت سرشار است، قرار نیست چیزی به دست آورم. زیرا هر آنچه نیاز دارم پیشاپیش در درون من است؛ من در خود کامل و تمام‌عیارم. اکنون برای به انجام رساندن همه آرزوهایم، پول، وقت،انرژی و فرزانگی کافی در اختیاردارم.

می‌گویند روزی جوانی از استادی فرزانه تقاضا کرد که هر چه را برای کامروایی در بقیه عمرش به آن نیاز دارد به او عطا کند،  استاد بدون ذکر کلمه‌ای جوان را ترک کرد.

منظور استاد این بود که این جوان پیشاپیش همه ابزار و وسایل موفقیت و شادکامی را در اختیار دارد. شادمانی و کامیابی فرآیندهای باطنی است که ما به زندگی‌مان فرامی‌خوانیم. و نه چیزی که از دنیای برون آن را طلب کنیم، تمام افراد کامیاب ثروت عظیم و موفقیت خود را با اعتقاد به اصل فراوانی تحصیل‌کرده‌اند. در حقیقت اعتقاد به‌وفور نعمت مجوز ورود به قلمروی توانگری است.

پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید :چه عادت ها و مهارتهایی که باعث رشد تاثیر قانون جذب میشوند؟

وقتی بر اساس اصل کمبود و تنگنا دست به عمل می زنیم، بیشتر بر این باور هستیم که:

اگر فلان چیز را داشتم، موفقیت و شادمانیم قطعی بود. نگاهی دقیق به این گفته نشان می‌دهد که ما درواقع میگوییم: من در حال حاضر کامل نیستم؛ آنچه را که محتاجش هستم، ندارم، تنها وقتی همه‌ی این چیزها را به دست آورم، کامل و بی‌نیاز خواهم شد. اگر شما نیز چنین اعتقادی دارید، ارباب باطنی شما ترس و نداری و کمبود است.

این نگرش منفی حکایت از آن دارد که ما شادمان و خشنود و کامروا نیستیم و فقدان چیزهایی در زندگی‌مان مانع از آن است که به‌وفور و فراوانی برسیم. درنتیجه از چارچوب ذهنی کاستی و نقصان،‌زندگی را فرآیند می‌کنیم. گویی ندایی خاموش در اعماق دلمان زبان به شکوه می‌گشاید که: من قبل از اینکه بتوانم خوشحال و شادمان شوم، باید بیشتر داشته باشم. این نخستین باوری است که ما را ازا اتصال به‌وفور و فراوانی که در همه‌ی قلمروی هستی گسترده شده بازمی‌دارد.

شما پیشاپیش از همه‌چیز بهره‌مندید. از پیش آنچه را که مولد شادمانی، موفقیت، خشنودی و همه‌چیزهای نیکوست در اختیاردارید؛ چنانچه نیازهای عمده و اساس شما از قبیل: غذا، آب‌وهوا تأمین شود، می‌توانید از کاری عالی و رضایت‌بخش، درآمدی بی‌نظیر،‌روابطی مؤثر،‌ خلاقیت‌ها،ثروت‌ها و پاداش‌های مادی بهره‌مند شوید.

ماهاتما گاندی یک‌بار گفت: خدا، به شکل غذا نزد گرسنگان می‌آید.

ما باید وجودمان را که معجزه‌ای باشکوه است ارزشمند شمردیم و از آن تحلیل کنیم؛ می‌توانیم درباره هر چیزی و هر کسی پس از گذرندان آن از صافی ویژه فراوانی فکرکنیم و هر چیزی را که فرا راهمان قرار میگیرید، بدون قضاوت پذیریم.

جهان ما غنی و بیکرانه است و ما در انتخاب شیوه ی نگرشمان نسبت به افراد و رویدادها کاملاً مختاریم. حتی با تفکر درست که به اختیار ما در آگاهی‌مان جریان می‌یابد، می‌توانیم در گوشه‌ی زندان آزاد و رها باشیم. هیچ‌کس نمی‌تواند این توانایی را از ما سلب کند؛ هرگز! به‌هرحال شما آنچه را که برای دستیابی به فراوانی موردنیاز است، پیشاپیش در اختیاردارید، تنها کافی است که ذهن خود را به‌سوی کانون وفور و توانگری معطوف کنید و آنچه را که از گنجینه پرنعمت کائنات می‌خواهید به‌سوی خود بکشید.

در انتها باید دوباره یادآور شویم که همه چیز در درون شماست – شما پیشاپیش همه‌چیز هستید و هرآنچه شما به دنبال آن هستید ابتدا باید در درون خودتان پیدا کنید و دنیای بیرون فقط میتواند به صورت راهنما و کاتالیزور (سرعت دهنده) در کار شما باشد به نوان مثال یک کتاب یک دوره آموزشی و یا هر چیز دیگر باعث روشن شدن بیشتر در درونتان میشود در صورتی که اصل موضوع در درون خودمان است و باید ان را پیدا کنیم.