چطور جذاب و دوست داشتنی باشیم ؟شخصیت کاریزماتیک

چطور جذاب و دوست داشتنی باشیم ؟شخصیت کاریزماتیک

اگر میخواهیم فردی دوست داشتنی باشیم باید به نکات زیر توجه کنیم.

استفاده از کلماتی مثل لطفا و متشکرم ممکن است همه جا مورد استفاده نباشد، اما اگر می خواهیم شخصیت کاریزماتیک داشته باشیم استفاده از آنها بسیار به نفعمان خواهد بود.

وقتی کسی به خاطر چیزی از شما تشکر می کند گفتن دو کلمه ی «خواهش می‌کنم» خیلی بیشتر از «حرفشم نزن» یا مثلا «باشه» اثر دارد.

آدم ‌های دوست داشتنی از تشکر کردن خوشحال می شوند و با کلام خود به آن پاسخ می دهند. در اینجا «واقعی» کلمه ی کلیدی است. افراد کاریزماتیک تعریف های واقعی به زبان می آورند. نه بیهوده تعریف می کنند نه چاپلوس اند، اگر کسی شایسته ی تعریف باشد از گفتنش دریغ نمی کنند.

آنها از عباراتی مانند «حتما خیلی احساس غرور کردی» یا «می تونم تصور کنم چقدر عصبانی شدی» استفاده می کنند بنابراین هم با احساسات افراد دیگر همراهی می کنند و هم به آنها بها می دهند (بد نیست این راز را بدانیم که آدمها دوست دارند دیگران درکشان کنند!)

شخصیت کاریزماتیک یعنی چی؟ به کاراکتری گفته می شود که به سبب داشتن برخی ویژگی ها الگوی سایرین محسوب می شود و حتی می تواند برای آنها الهام بخش نیز باشد.

شخصیت های کاریزماتیک که در دنیای امروزی زیاد پیدا نمی شوند، افرادی هستند که قادرند با قدرت خود جمعیت زیادی را تحت تاثیر قرار دهند و آنها را به سمت و سوی خود جذب کنند.

بعضی ها اطلاعات را فقط برای خودشان می خواهند چون فکر می‌کنند که این کار باعث قدرت آنها می شود.

چنین آدمی نباشید. البته توجه کنید که: آدم های واقعا دوست داشتنی متوجه هستند که «اطلاعات» با «شایعات» تفاوت دارد. خیلی از ما دلمان می خواهد به جامعه کمک کنیم اما نمی ‌دانیم از کجا باید شروع کرد.

کاریزماتیک ‌ترین آدم ‌ها خیلی ساده در جستجوی فرصتی برای کمک، فقط به اطراف شان نگاه می کنند در خانواده، در جامعه و در هر لحظه از زندگی روزمره (این کار می تواند در حد باز نگه داشتن در برای کسی باشد که پشت سر شما دارد وارد می‌شود).

احساس خوب رفاقت می تواند موقعیت ‌های سخت را قابل تحمل کند. شوخ ‌طبعی حتی می‌تواند باعث لذت بخش شدن چنین موقعیت هایی بشود. آدم ‌های خیلی کاریزماتیک در موقعیت های سخت جملاتی مثل این به زبان می‌آورند: «عیب نداره، برای همه مون همینطوره» و بعد در کنار بقیه برای رسیدن به اهداف تیم تلاش می کنند.

آدم های کاریزماتیک اسامی دیگران را به خاطر می سپارند و در موقعیت هایی که استفاده از عناوین، افراد را خوشحال می‌کند آنها را به کار می‌برند.

کسب عناوینی مثل «دکتر» یا «سرهنگ» زمان می‌برد؛ پس چرا از آنها استفاده نکنیم؟ لاف نمی زنند اما در مواجهه با موقعیت های چالش برانگیز به خصوص چیزهایی که روی زندگی دیگران اثر دارند با آرامش، کنجکاوی و اعتماد به نفس به مسئله نزدیک می‌شوند.

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: چطور روابط عالی جذب کنیم

 

جملاتی که معمولا از زبانشان شنیده میشود: «خب، ببینیم چطور این مشکلو باید حل کرد».

آیا می دانید بهترین چیزی که فرد می‌تواند همزمان به دو نفر بگوید چیست؟ «اجازه بدید تا… را به شما معرفی کنم.»

البته ظاهرا این روزها همه به دنبال برقراری ارتباط هستیم اما آدم های کاریزماتیک کسانی هستند که علاوه بر ساختن شبکه ی ارتباطی خودشان به دیگران هم کمک می کنند تا با افراد بیشتری آشنا بشوند.

آدم‌های واقعا کاریزماتیک به نظر خود اعتماد دارند اما در عین حال متوجه هستند که دیگران ممکن است دیدگاه متفاوتی داشته باشند و باید بتوانند مسیر زندگی خودشان را انتخاب کنند.

به علاوه، یکی از ویژگی افراد کاریزماتیک این است که رهبرانشان از دادن اختیار و سپس اعتماد به دیگران برای دستیابی به چیزی که از آنها خواسته شده ترسی ندارند.

فقط سه کلمه :«بهت ایمان دارم».

همین کلمات ساده می‌توانند الهام ‌بخش موفقیت باشند. همه ‌ی افراد به تصدیق شدن نیاز دارند. در عین حال این تصدیق باعث ایجاد محبت نسبت به فرد گوینده می‌شود.

آدم های دوست‌ داشتنی وقتیکه برای انجام کاری چه مفرح و شاد و چه دشوار و ناراحت کننده نوبت آنها باشد نمی ترسند و قدم پیش می گذارند.

به عبارت دیگر، آنها اگرچه از دیگران تعریف می کنند یا بخشنده هستند اما در عین حال به یاد دارن که این دفعه مثلا پرداخت صورتحساب شام نوبت آنهاست.

آدم های خیلی دوست ‌داشتنی شنونده های فعال و صادقی هستند.

می توانید با آنها درباره نظرات یا ماجراهایتان صحبت کنید یا از آنها راهنمایی بخواهید و آنها با پرسیدن سئوال و دادن نشانه های کلامی نشان می دهند .

که در لحظه حاضر و حتی به موضوع علاقه مند هستند. زمان برای همه با ارزش ترین منبع است اما افراد کاریزماتیک حاضرند وقت شان را در اختیار شما بگذارند.

افراد کاریزماتیک با اعتماد به نفسی که دارند مسئولیت کار یا خطاهایشان را می پذیرند و کنترل اموری را که باید تحت نظارت شان باشد به دست می گیرند.

نتیجه میگیریم که بگوییم آدمهای قابل اعتماد بسیار دوست داشتنی ‌اند. ما آدم هایی را که کنارمان می ‌مانند و کاری می کنند احساس کنیم ما را حمایت می کنند دوست داریم.

کسی را به یاد بیاورید که در موقع نیاز از شما حمایت زیادی کرده است و به من بگویید که در آن لحظه چقدر برایتان دوست داشتنی می‌نمود؟

آدم های دوست داشتنی اغلب آدم هایی رویاپرداز، مثبت نگر و عمل گرا هستند. رابرت اف کندی این آدم ها را به بهترین وجه توصیف کرده است:

«بعضی ها عادت دارند چیزها را همانطور که هستند نگاه کنند و بپرسند چرا؟ من رویای چیزهایی را می بینم که هرگز وجود نداشته ‌اند و می پرسم چرا که نه؟»

قانون باور و جذب

سه روش ساده برای جذب خواسته ها در زندگی

سه روش ساده برای جذب خواسته ها در زندگی

جذب خواسته ها در زندگی

وقتی فرصت‌ های موجود در زندگی یمان را جذب نکرده و خودمان را ارتقا ندهیم، به تدریچ دچار نوعی رکود خواهیم شد. حالا سوالی که به وجود می آید این است که چطور فرصت‌ های بیشتری در زندگی به دست آوریم؟ انتخاب فرصت‌ های جدید به ما کمک خواهند کرد تا در مسیر پیشرفت فردی و شغلی قرار بگیریم.
بسیاری از مردم تصور می‌ کنند که در جذب فرصت‌ های زندگی توانایی کافی را ندارند و صرفاً منتظر معجزه‌ ای می باشند که اوضاع را تغییر دهد. در حالی که این ذهنیت، حقیقت ندارد.

خواهان پیشرفت هستید؟ کاری جدید انجام دهید.

برای رسیدن به آنچه که تا به حال به آن نرسیده‌ ایم، باید کاری انجام دهیم که تا کنون انجام نداده‌ باشیم.
وقتی افراد در محدوده‌ ی امن زندگی خود پناه می‌ گیرند و حاضر به گسترش افق دید خود نیستند، طبیعی است که با شکست مواجه می شوند. نتیجه این می‌ شود که از تک تک آرزوها و اهداف خود استعفأ دهند و به یک زندگی بی‌ دغدغه رضایت دهند.

جالب این است که خیلی از این افراد همان کارمندان منظمی می باشند که سخت کار می کنند و جزو افراد محترم جامعه محسوب می‌ شوند.
عنصر دوم و نه چندان آشکار این واقعیت است که زندگی بیرون ما بازتابی از زندگی درون است.

پس برای جذب فرصت‌ ها باید رفتار و طرز فکر خودمان را تغییر دهیم. افرادی که تلاش می‌ کنند اوضاع درونی خودشان را بهبود دهند اغلب با اشخاص جدید آشنا می‌ شوند و روابط جدید ایجاد می‌ کنند که همین امر فرصت‌ ها و شرایط مطلوبی برای آن‌ ها فراهم می‌ سازد.

از این رو رشد و توسعه‌ ی شخصی و شخصیتی از اهمیت زیادی برخوردار می باشد.

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید: قانون جذب به صورت کوتاه،خلاصه و کارآمد

 

۳ روش جدید برای جذب خواسته ها (قانون جذب)

 

۱- اطرافیان خود را از میان افراد موفق انتخاب کنیم.

بنا به یک نقل قول: “درآمد فعلی شما میانگین درآمد ۵ نفری است که بیشتر وقت خود را با آن ها سپری می‌ کنید.” محیط پیرامون سهم زیادی در شاد بودن ما دارد.

افراد موفق، برنده‌ی عادات، استراتژی‌ ها و شخصیت های “جذاب” خود هستند.

وقتی که وقت خود را با آن‌ ها بگذرانیم، مدل رفتاری آن‌ ها به ما هم سرایت می کند. در مقابل، وقتی پیرامون ما با افراد منفی‌ نگر پر شده است سطح آرزوهای ما هم پایین می‌ آید و افکار بدبینانه در ما هم شکل می‌ گیرد.

۲- از محدوده‌ ی امن خود خارج شویم

ماندن در محدوه‌‌ ی امن راحت می باشد چرا که حدوداً از نتیجه‌ ی همه چیز خبر داریم. خارج شدن از این محدوده شروع اتفاقات تازه است. در غیر این صورت زندگی فقط یک تکرار ساده و ملال‌ آور است.

وقتی از محدوده‌ ی‌ امن خود خارج می‌ شویم می‌ توانیم با افراد جدید آشنا شده و به موقعیت‌ های جدید دست پیدا کنیم.

۳- کارهای روزمره را به شکلی هدفمند انجام دهیم

یک شخصیت قوی و جذاب در نتیجه‌ ی تمرین اصولی ساخته می‌ شود. تجربه ثابت کرده است روی هر چه تمرکز کنیم انرژی آن به سمت ما جذب می‌ شود. کارهای درست و سازنده نتیجه‌ ی رفتارها و عادت‌ های ما هستند.

از این رو می‌ توان گفت که فرصت‌ های زندگی دستاورد نوع رفتارهای روزمره‌ ی ما محسوب می‌ شود. افزودن عادت‌ هایی مثل مطالعه‌‌، ورزش و یا هر عادت مفید دیگری که در راستای هدف ما باشد می‌ تواند فرصت‌ های تازه‌ تری برای ما خلق کند.

برنامه‌ ی موفقیت در بلند مدت

معمولاً افراد بیشتر از کارهایی که انجام نداده‌ اند متأسف می باشند و حسرت می‌ خورند. جذب فرصت های جدید همیشه به شانس بستگی ندارد. گاهی باید از محدوده‌ ی امن زندگی خود خارج شویم و به دنبال علاقه‌ مندی های خود برویم.

به عنوان یک تمرین در این رابطه عملکرد ۳ ماهه‌ ی خود را در نظر بگیریم و بازتاب آن را در زندگی خود بررسی کنیم. دقت در عادات رفتاری و بررسی نتایج آن‌ ها کمک می‌ کند که مصمم‌ تر به تغییر آن‌ ها اقدام کنیم.

چطور عشقم رو جذب کنم؟،چطور همسرم رو عاشق خودم کنم؟

چگونه یک فرد خاص را جذب کنم – جذب عشق

 چگونه یک فرد خاص را جذب کنم – جذب عشق

شما می توانید شخص خاصی را با قانون جاذبه جذب کنید.

یکی از افرادی که شما  دوستش دارید و مهمترین فرد برای شماست، دلیلی است برای اینکه شما امید خود را از دست ندهید. با قانون جاذبه، شما هر جنبه ای از واقعیت خود را ایجاد می کنید … از جمله جذب یک فرد خاص، بهبود رابطه زمانی که چیزی غیر ممکن است، و چیزی که حتما در زندگی شما اتفاق افتاده است.

مهم نیست که وضعیت شما چطور است این می تواند بهتر شود.

این مقاله  برای هر کسی که در مورد استفاده از قانون جاذبه برای عشق یک فرد خاص سوالی دارد، اما می ترسد بپرسد است. خواندن این متن برای پیدا کردن چگونگی آشکار کردن عشق که می خواهید ادامه دهید است.

چگونگی جذب یک فرد خاص برای عشق با استفاده از قانون جاذبه

برای آشکار کردن عشق به یک فرد خاص، قانون جاذبه با تمرکز شما بر روی عشق به آن فرد کار می کند. این مربوط به شخص دیگری نیست. این در مورد شماست

گاهی اوقات این می تواند سخت ترین بخش قانون جاذبه باشد، زیرا زمانی که فردی را ما دوست داریم یا جذب می کنیم، او همه چیز است که می توانیم در مورد آن فکر کنیم.

ما فکر می کنیم راه حل این است که از قانون جاذبه استفاده کنیم تا شخص را دوست داشته باشیم یا متوجه ما شود. اما قانون جاذبه در مورد شماست. افکار، احساسات و ارتعاشات شما.

پس چگونه روی خود تمرکز کنید تا قانون جاذبه بتواند یک فرد خاص را به ارمغان بیاورد؟

 

در اینجا ۷ راه عالی برای جذب یک فرد خاص وجود دارد:

۱٫ در خودتان مطمئن باشید. خداوند است که هستی را تحقق بخشید و مهم نیست که دیگران چه چیزی در مورد شما فکر می کنند. شما مجبور نیستید شخص دیگری مانند خود را دوست داشته باشید زیرا قبلا خود را دوست داشته اید و دارید. اعتماد به نفس غیر قابل مقاومت است و مردم را به شما جذب می کند.

۲٫ مثیت اندیشی … توجه کردن به افکار منفی مانند “پیدا کردن هر کسی سخت است” “چرا آنها نمیفهمند چقدر من خوب هستم” و “هیچکس من را دوست نخواهد داشت” درست نیست. شما دارای ویژگیهای بسیار زیادی هستید که شما را از عشق و توجه هر کس ارزشمند می سازد. دیگران متوجه شما می شوند و از شما قدردانی می کنند. عشق در اطراف شما وجود دارد.

ارتعاش خود را تغییر دهید و درب برای قانون جاذبه عشق به شما را برای شخص خاص خود به ارمغان بیاورد.

۳٫ عشق بدون ترس از صدمه دیدن. بدترین چیز در مورد عشق این است که خود را به آن باز می گرداند. هنگامی که عشق خود را نشان می دهید، فرصتی برای صدمه دیدن وجود دارد. اگر از آسیب دیدن می ترسیدید،

ممکن است ناخودآگاه کسی را از رسیدن به آن منع کنید. مایل باشید که ریسک کنید و کاملا عشق خود را نشان دهید. شما عشقی را که می خواهید آشکار کنید.

۴٫ از آن لذت ببرید مردم بیشتر به لبخند و خنده علاقه دارند. زمانی که شما حس خوبی داشته باشید، دیگران متوجه می شوند و می خواهند با شما باشند. بنابراین چیزهایی را که خوشحال میشوید، انجام دهید … با تماشای یک فیلم خنده دار یا رفتن به پارک مورد علاقه خود برای خوردن ناهار. از زندگیت لذت ببر. هر چه سرگرم کننده تر و شادتر باشد، سریعتر می توانید شخص خاصی را جذب کنید.

۵٫ مثبت ها را ببینید تمرکز بر روی چیزهای خوب در مورد شخص خاصی که قانون جذب را می خواهید به ارمغان بیاورید. به دنبال چیزی برای قدردانی باشید.اگر احساسات منفی بین دو نفر شما وجود داشته باشد این می تواند دشوار باشد و تنها در ابتدا می توانید یک چیز را پیدا کنید، اما اگر کار خود را ادامه دهید، راحت تر می شود.

اگر شما در حال حاضر در رابطه با شخصی هستید، باید تغییر رفتار خود را شروع کنید و همه چیز بین دو نفر شروع به بهبود می کند.

۶٫ عملکردتان را ارزیابی کنید. برای آنچه که دارید خوشحال باشید چیزهایی را که میخواهید ببخشید. هنگامی که در لحظه ای ناراحت هستید، چیزهایی که می خواهید شروع به سقوط می کنند، از جمله زندگی عاشقانه .

۷٫ با این دیدگاه جلو بروید که درخواستتان مورد قبول میباشد. این یکی از سخت ترین قسمت های قانون جاذبه برای جذب یک فرد خاص است. شما می دانید که می خواهید با او باشید، اما در حال حاضر به ندایی به شما گفته می شود که م که آن را از دست میدهید. دیوانه، درست است؟ این موضوع را نادیده بگیرید و تمرکزتان را به همان خواسته خود یعنی جذب عشق معطوف کنید.

شاید تنها زمانی که شما با آن نبودید را تصور و تجسم میکنید، مسیر قانون جذب را برای جذب فرد خاص زمانی باز خواهد شد که شما به وضوح خود را با عشق خاص و مد نظر خود ببینید و حس و ارتعاشتان با او یکی شود. تا زمانی که با او نباشید، بخشی از شما مقاومت می کند و غیر ممکن است که شما بتوانید آنچه را که می خواهید انجام دهید.

این به این معنی است که طبق قانون جذب، تا زمانی که شما احتمالا تصور از دست دادن او را داشته باشید، برای شما ارتباطی که با او دارید، دشوار خواهد بود. شما باید هر روز با او زندگی کنید.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از  دست ندهید: عشق باشید تا عشق جذب کنید!

می دانم این آسان نیست و باید زمان بیشتر و تمرین های بیشتری انجام دهید به همین دلیل، هنگام کار با قانون جذب اغلب بهتر است بگویم: “من X یا چیزی بهتر را می خواهم” یا “من یک رابطه با فرد موردعلاقه ام  یا کسی بهتر می خواهم”.

از آنجا که اگر کسی می تواند کسی را بهتر کند، بهتر است؟ چه می شود اگر شما با کسی بودید که نمی خواست روزی را بدون شما صرف کند، بجز اینکه قادر به دیدار با شما در هر چند روز نبودید؟

اما آنچه شما تصمیم به انجام آن دارید، تمرکز بر انجام آنچه را که شما را خوشحال و حس شما را خوب  می کند است.

نگران نباشید در مورد چگونگی همه چیز با بدست آوردن فرد خاص نیاز نیست به این فکر کنید که چطور اتفاق میفتد و یا به چه صورت خواهد بود شما فقط به چیزی که میخواهید فکر کنید. مراقب خودت باش خودت را ببخش مشکر گزار باش و حس  خوب داشته باش، قانون جذب به شما عشق می بخشد.

 

چگونه با قانون جذب و باور ثروتمند شویم.

قانون جذب – ۴ روش دستیابی به سلامت با قانون جذب!

قانون جذب – ۴ روش دستیابی به سلامت با قانون جذب!

 

سلامتی یکی از ارکان مهم موفقیت و یک نعمت بزرگ برای همه هست

که خیلی از مردم به این نعمت با ارزش توجه ندارند .

میشه گفت قدر این سرمایه بزرگ رو نمیدونن، و از قدرت سلامتی جسم و روح بی خبر هستند !

اما بدون مقدمه بریم سراغ اینکه چطور میشه سلامتی جذب کرد؟

خیلی ها از من سوال میپرسن که آقای جعفری مگه میشه سلامتی هم جذب کرد؟ جواب من اینه که مگه شما هر روز به این فکر نمیکنید که چرا از لحاظ فیزیکی به عنوان مثال چاق هستم و یا لاغر هستم؟ و یا به این فکر نمیکنید که میخواید به فرم دلخواه و وزن دلخواهتون برسید؟

تو جواب به من میگن بله و میگم که وقتی شما در طی روز بیشتر تمرکزتون به این موضوع میپردازه پس حتما قانون جذب در درون اون وجود داره و با تمرین هایی که ارائه میدم برای شما میتونید خیلی خیلی نتایج بزرگی در سلامتی خودتون بگیرید.

حالا چطور میشه به سلامتی جسمانی رسید ؟ سلامت جسمانی به این نیاز داره که ما ابتدا یک ذهن سالم داشته باشیم ، یعنی چی یعنی در قدم اول ما نیاز داریم که ذهنمون رو سالم کنیم تا جسممون رو.

برای روشن شدن بیشتر این موضوع یک تمرین میدم که حتما این تمرین رو انجام بدید.

یک لیست تهیه کنید از وضعیت جسمانی الانتون و تمام مشخصات رو توش بنویسید مثل قد ، وزن ، رنگ پوست، میزان قدرت و توان جسمانی ( چاق ، لاغر ، متوسط) ، میزان تحرک در روز و …. و تماما کاملش کنید.

حالا بیاید بررسی کنید ببینید که تو کدوم زمینه ضعف دارید و تو کدوم زمینه قدرت ، این مورد رو تماما از نظر خودتون و اون چیزی که حستون بهتون میگه بنویسید.

حالا یک فردی رو که ظاهر و فیزیک مناسبی از نظر شما داره رو پیدا کنید، یعنی اون کسی که از نظر جسمانی میخواید به شکل اون باشید

تمام خصوصیاتی که برای خودتون نوشتید رو برای فرد مورد نظر هم بنویسید

خب حالا بیاید بررسی کنید تمام موارد رو ، ببینید چه تفاوتی بین شما و اون فرد مورد نظر وجود داره.

چندتا نکته هست که برای این تمرین باید رعایت کنید اونهم اینه که یک جنسیت متفاوت انتخاب نکنید دوم اینکه در نظر داشته باشید که شما فقط میخواید به اون فیزیک و اندام و سلامتی فرد برسید و میزان قد و شرایط دیگه خیلی مهم نیست.

خب این تمرین رو تا هفته آینده انجام بدید ،لطفا نتایج رو برای من ارسال کنید تا بتونم بررسی کنم، مسائلی که ممکنه براتون پیش بیاد .

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قانون جذب ،‌جذب عشق و جذب ثروت و فراوانی

لطفا در قسمت نظرات موارد خواسته شده رو وارد کنید.

ممنون بهنام جعفری

قانون جذب

چطور یک همکار خوب باشیم و شریک و همکار عالی جذب کنیم؟

چطور یک همکار خوب باشیم و شریک و همکار عالی جذب کنیم؟

در این مقاله قصد داریم تا آموزش بدیم چطور مدیران کارکنان، همکاران ، و شریک های مناسبی برای همکاری خودشان پیدا کنند!

این یکی از معضلات برای هر کسی این است که بتونه یک همکار همراه و همدل پیدا کتد .

چطور یک همکار خوب باشم؟

محل کار افراد مهم نیست. ممکن است اداره، شرکت، کارخانه وحتی یک پروژه در حال ساخت باشد. آن وقت جای کلمه همکار را یک مهندس خوب، پرستار خوب، مدیر خوب یا یک سرپرست خوب می گیرد.

تا این تاریخ دانشمندان هنوز خط کش مشخصی برای اندازه گیری میزان خوب بودن کشف یا اختراع نکرده اند! چون به تعداد آدم های شاغل خط کش های مختلف برای اندازه گیری خوب بودن وجود دارد.

بین افراد مختلف در یک اداره، تعریف از خوب بودن فرق می کند. بعلاوه، با توجه به شرایط کاری و مشکلات خاص در محیط کاری، خوب بودن از دید کارکنان یک کارخانه، با نفرات کارخانه ای دیگر کاملا متفاوت است.

 

آیا دوست دارم یک همکار خوب باشم که به دنبال آن پیشرفت و موفقیت در کار نصیبم شود؟ خوب همین موارد را رعایت کنم. این ها را که همه می دانند؟ این موارد که کاملا پیش پا افتاده و ابتدایی است؟ دنبال یک روش عالی و خوب می گردم که غوغا کند!

بله همه مواردی که به ذهن می رسد، ظاهرا بدیهی و تکراری است. همه هم می دانند. اما تفاوت آدم های موفق با گروه عظیم آدم های عادی فقط در به کار بردن همین موارد ظاهرا بدیهی است. درست است که ساده و ابتدایی به نظر می رسند، اما واقعا به کار بردن آن ها آسان نیست.

همین یک مورد که غرغر نکنم، ممکن است مدت ها وقت و تمرین نیاز داشته باشد. همین که در برخورد با دیگران و همکاران شاد و با روحیه باشم، به تلاش نیاز دارد. قبل از این که دنبال چگونه یک همکار خوب باشیم، بگردیم، باید یک تصمیم مهم و جدی بگیریم: می خواهم یک همکار خوب باشم.

این خواستن و اراده مهم است. پیدا کردن چگونگی و راه های انجام خیلی ساده هستند. اما پشتکار و جدیت برای تغییر و انجام دادن خیلی مهم است که بسیاری آن را ندارند. حتما در محیط کارمان افرادی را به خاطر می آوریم که با دیگران متفاوت بودند و خیلی خوب و سریع رشد کردند.

علم، تجربه، مدرک، سابقه کار و حتی مهارت ممکن است در خیلی از افراد وجود داشته باشد.

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: چطور جذاب و دوست داشتنی باشیم ؟شخصیت کاریزماتیک

 

اما عامل موثر دیگری که آن دسته از افراد را متفاوت می کند، توجه و اجرای همین موارد به ظاهر ساده و ابتدایی است.  مثلا روحیه پذیرفتن شرایط کاری و غر نزدن. اگر من به هر دلیل پذیرفته ام که در ازای حقوقی مشخص کار خاصی را انجام بدهم، پس وظیفه ام این است که آن کار را به بهترین نحو و بدون غرغر زدن انجام بدهم.

اگر آن کار، ظاهرا کار سطح بالایی نباشد و من آنرا کسر شان خود می دانم، اصلا نباید آن را بپذیرم و شروع کنم. اما اگر آن شغل را پذیرفته ام، در قبال انجام وظایف آن مسئول هستم.

تا به حال کسی دیده است که یک همکار غرغرو که کارش صبح تا شب نق زدن و از زیر کار در رفتن است، پیشرفت کند یا موفق باشد؟ چه کسی تمایل دارد همکار فردی باشد که بی مسئولیت و بی نظم است؟ چه کسی دوست دارد صبح تا عصر را با فردی که شلخته و کثیف است، به عنوان همکار سپری کند؟

شاید خیلی از ما تصور منو اینطور باشد که همچین موردی وجود ندارد اما یاد بگیریم که با قانون جذب هیچ چیزی غیر ممکن نیست.

شما قوی ترین آهنربا در تمام کائنات هستید. بنابراین هر احساسی که امروز شما در درون خود دارید ، مقدار بیشتری از همان ها را به زندگی آینده خود جذب می کنید:

احساس نگرانی، نگرانی بیشتری را جذب می کند

اضطراب، اضطراب بیشتری را جذب می کند

شاد نبودن، غمگینی بیشتری را جذب می کند

نارضایتی، نارضایتی بیشتری را جذب می کند

و …

بر طبق همین اصل ما هرچیز رو که بهش فکر کنیم و تمرکز انجام بدیم رو میشه جذب کرد حتی یک کارمند ، همکار و یک شریک خوب رو!

شاید سوال پیش بیاید چطور این کار رو انجام بدهم، ما در جواب میگوییم که خیلی ساده است.

 

 

تصویر سازی ذهنی

راه های دست یابی به ضمیر ناخودآگاه از طریق قانون جذب

راه های دست یابی به ضمیر ناخودآگاه از طریق قانون جذب

از راه های متعددی می توان به ضمیر نا خودآگاه دست پیدا کرد. بعضی آدم ها دوست دارند ببینند و بعضی دوست دارند لمس کنند.

هر پیام نوشتاری، شنیداری  یا لمسی، یک اتصال داخل مغز را تقویت می کند. برای اصلاح برنامه باید با وارد کردن اطلاعات مثبت جدید، ناخودآگاه را بمباران کرد. با وارد کردن مکرر اطلاعات نوشتاری، دیداری و شنیداری تا رمانی که مثبت فکر کردن حالت خودکار پیدا کند،بمباران انجام می شود.

وقتی افکار مثبت خلق و تثبیت شدند، به طور مداوم حاضر به خدمت خواهند بود تا به اهداف خو برسید. هنگام بازسازی اعتقادات باید تا حد امکان اعتقادات جدید را محکم کرد. برای این کار می شود جملات مثبت را مثل مشق شب نوشت.

به عنوان مثال، وقتی من با ورزشکارها کار می کنم هرگز نمی گویم«این کار را نکن » یا « فلان کار را انجام بده »، چون ذهن آنان روی انجام ندادن متمرکز می شود.

فعل جملات مثبت باید به زمان حال باشد. ذهن آدم ها فرقی بین گذشته و آینده قایل نیست. اگر بگوییم«من تاجر برجسته ای خواهم شد»، ضمیر نا خوداگاه ما انجام کاری را در آ ینده ثبت می کند. باید زمان فعل جمله حال باشد: «من تاجر موفقی هستم.»

من سال ها قبل یاد گرفتم که نوشتن، ابزاری قدرتمند برای تغییر است. اول اعتقادات منفی ام را کشف کردم. به شما هم این کار را یاد می دهم. خیال می کردم باهوش نیستم. می بایست این اعتقاد را می ساختم: «من خیلی باهوشم. در یاد گرفتن و پیشرفت کردن بسیار با استعداد هستم. همه ابزار ها را برای بهترین بودن دارم.»

بعد بارها این اعتقادات را نوشتم، شاید مدت دو هفته روزی بیست بار می نوشتم و چندین بار می خواندم.

این نوع نوشتن نوعی آموزش به ضمیر ناخودآگاه است. این کار تلقین نیست، ارسال اطلاعات جدید است. با تکرار اعتقادات جدید وارد ناخودآگاه می شود و تک تک سلول ها را با خود هماهنگ می کند. بعد رفتار و جذب خود به خود رخ می دهند.

یک راه دیگر برای تکرار، ضبط کردن است.یعنی از اعتقادات جدیدتان حرف بزنید، آن ها را ضبط کنید و هر روز حداقل دوبار به آن گوش بدهید.

این روش برای هر نوع اعتقادی، از موفقیت تجاری گرفته تا روابط موفق یا خلاقیت، جواب می دهد. این نوار می تواند ساده یا همراه با آهنگ، کوتاه یا طولانی باشد.

وقتی تکمیل شد، می شود هنگام رانندگی، قبل از خواب یا به محض بیدارشدن در صبح، به آن گوش داد. ابتکار دست خودتان است!

به عنوان مثال، اگر می خواهید اعتقادات شما در مورد سلامت تان عوض شود، نوار به راستی جواب می دهد. برای نوشتن متن تصور کنید زندگی در چنان حالی چطور است و همه اش را با فعل زمان حال توضیح بدهید.

این کار فقط یک قانون دارد: همه چیز را طوری توضیح بدهید که انگار از قبل وجود داشته است. شاید آن متن این طوری باشد:

دوست دارم بدوم، چون بدن آماده ای دارم. ضربان قلبم را حس می کنم. نفس های عمیق می کشم. عضلات ران و ساقم قوی هستند. من آدم سالمی هستم و به جسمم چون جایگاه مناسبی برای روحم است، احترام می گذارم. من آماده ام و بهتر از همیشه می دوم. هرروز سرعت و قدرتم بیشتر می شود…

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قدرت ضمیر خودآگاه و ذهن ناخودآگاه – اسرار مغز

 

وقتی با نوار مشغول برنامه ریزی مجدد هستید، می توانید تصویرسازی کنید چون می دانند بهتر از تمرین جسمی قوای نهفته را آزاد می کند.

 

با تصور مکرر نتیجه مطلوب، فضای شناخت در ناخودآگاه ایجاد می شود. از این راه، بدن به رفتار عادت می کند و انتظار آن را دارد.

 

مسیرها و شبکه های جدید هم  در مغز ساخته می شوند تا مغز به طور خودکار دنبال لوازم دستیابی به هدف بگردد. شبکه های جدید هم رفتار را به مسیر دیدگاه نو هدایت می کنند.

برای اینکه با گوش دادن به نوار تصویر بسازید، چشم ها را ببیدید و تصویر آنچه را می شنوید، به ذهن بیاورید. البته هنگام رانندگی یا دویدن این کار را نکنید! این طور یک فیلم ذهنی می سازید که می توانید چندین بارآن را تماشا کنید.

البته برای تصویرسازی، نوار ضرورتی ندارد. تصویرسازی به سادگی خلق اعتقادات جدید است، انگار که به یک نمایش نامه رنگ، صدا، بو یا… اضافه کنیم.

تاجران دفتر کاری زیبا، کارمندانی پرکار، فهرست های سنگین دریافتی و سیل سفارش را می بینند.

می شود با تصور رفتارهای قدیم و حذف آن ها با رفتار جدید، روش هایی تازه ساخت. آنتونی رابینز به این روش «ویژه» می گوید.

چون وقتی الگوی جدید را در ذهن تان می آورید که الگوی قدیم را کنار می زند و جایش را می گیرد، صدای «ویژه» درمی آورید.

بعضی آدم ها تصویرساز خوبی نیستند و با کمک نوار بهتر تصویرسازی می کنند. اما تصویرسازی سخت نیست. یک بار امتحان کنید. چشم ها را ببندید و فرض کنید در یک روز گرم بهاری که نسیم می ورزد، به دامن طبیعت رفته اید.

چه شد؟ تصویر را دیدید؟ اگر نه، صدای گنجشک ها را شنیدید، بوی علف را به مشام کشیدید یا نسیم را روی صورت تان حس کردید؟ اگر تصویر را ندیدید، نگران نباشید.

شنیدن، احساس کردن و بو کردن هم مثل تصویرسازی موثر هستند. اصل این است که فضا را هرچه بهتر احساس کنید. این کار میزان انرژی ما و پیام های ارسالی به کائنات را افزایش می دهد.