نوشته‌ها

, ,

نقش برنامه ریزی در رسیدن به هدف و جذب خواسته ها

نقش برنامه ریزی در رسیدن به اهداف

نقش برنامه ریزی در رسیدن به هدف و جذب خواسته ها

تنها از طریق طرحی می‌توانیم به اهدافمان برسیم که به آن ایمان داشته و دقیقاً بر اساس آن عمل کنیم. هیچ راه دیگری برای رسیدن به موفقیت وجود ندارد.

(استفن ای برنن)

در این قسمت به تعریف برنامه ریزی و همینطور به اینکه چطور باید از برنامه ریزی در زندگی استفاده کرد،می پردازیم.

بسیاری از مردم فکر می‌کنند که داشتن یک هدف مشخص، مثبت اندیشی و خوش‌بینی نسبت به این هدف،‌تنها لازمه موفقیت و خوشبخت بودن است. اگرچه انتخاب مقصد خیلی اهمیت دارد، اما تنها نقطه آغاز کار به‌حساب می‌آید. حالا کار اصلی شروع می‌شود.

حال زمان آن است که به خود و دیگران نشان دهید در مورد هدفتان جدی و مصمم هستید.

واقعیت این است که تنها ۳ درصد مردم اهداف مشخص و مکتوب و طرح‌هایی برای رسیدن به آن دارند. تنها ۳ درصد از مردم هرروز روی مهم‌ترین اهدافشان کار می‌کنند. تنها افراد برتر هستند که بیشتر اوقات به اهداف خود فکر می‌کنند.

اکثر مردم به‌جای هدف، آرزو دارند. آن‌ها امید، رؤیا و خیال‌هایی دارند. من به این رؤیاها، ((دود سیگار)) میگویم. آن‌ها خیلی زود از شور و شوق می‌افتند و شفافیت و مسیر خاصی ندارند.

خانه رؤیاها، کسب‌وکار، رابطه و کار رؤیاهای شما تنها یک رؤیاست مگر این‌که به آن ((گوشت و استخوان)) اضافه کنید. تنها زمانی که برنامه‌ریزی کنید و جزئیات سفرتان را تهیه نمایید، می‌توانید از رسیدن به مقصد بر اساس برنامه خود اطمینان داشته باشید.

چطور برنامه ریزی زندگی ما را به خواسته ها می رساند و نقش برنامه ریزی در رسیدن به هدف چیست؟

هم به یک معیار و هم به یک روش نیاز دارید.

اهداف خود را ازنظر کمی و کیفی تعریف کنید. وقتی هدفی را به‌صورت کیفی تعریف می‌کنید، مشخص می‌نمایید که پس از رسیدن به آن، چه فکر و احساسی خواهید داشت. در زمان تعریف بهترین هدف خود، غرور، رضایت، سرور، شادی، عشق، صلح و لذتی را که از رسیدن به آن خواهید داشت، احساس می‌کنید. با تصور اینکه به هدفتان رسیده‌اید، این احساسات را در خود ایجاد می‌نمایید.

شما اهدافتان را از طریق افزودن ارقامی خاص به‌صورت کمی تعریف می‌کنید. این کار هدفی را در اختیار شما قرار می‌دهد که می‌توانید آن را دنبال کرده و پیشرفت نمایید. اگر نتوانید آن را اندازه بگیرید، توان اداره کردنش را نیز نخواهید داشت.

برای مثال، تمام مردم می‌خواهند ازنظر مالی مستقل باشند. اما وقتی از آن‌ها بپرسید این استقلال یعنی چه، بهترین جوابی که به شما خواهند داد این است: ((می‌خواهم میلیونر شوم.))

اما این هدف، بسیار مبهم است. ((استقلال مالی)) یعنی اینکه شما به‌قدری ثروت داشته باشید که دیگر هرگز نگران پول نباشید. بنابراین سؤال این است، چه رقمی؟ واقعاً چقدر پول‌دارید؟

پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید:نقش برنامه ریزی در قانون جذب و رسیدن به خواسته ها

تعیین هدف به روشی ساده

قبل از اینکه به‌سوی مقصدتان پرواز کنید، می‌توانید مجموعه‌ای از مراحل برنامه‌ریزی را برای افزایش احتمال موفقیت سفرتان دنبال کنید.

  1. دقیقاً تصمیم بگیرید که در هر حوزه‌ای از زندگی، چه می‌خواهید. هدفتان را به‌قدری واضح و مشخص تعریف کنید که یک کودک بتواند آن را درک کند و به کودکی دیگر توضیح دهد.

برای مثال به‌جای اینکه بگویید ((می‌خواهم کلی پول درآوردم.))

باید دقیقاً مشخص کنید که ((کلی)) یعنی چقدر نمی‌توانید برای هدفی نامشخص و مبهم، انگیزه داشته و مصمم باشید.

  1. هدف خود را بنویسید و آن را قابل‌اندازه‌گیری کنید. هدفی که نوشته‌نشده باشد، تنها یک آرزوست. یعنی ((هدفی بدون انرژی در ورای آن)). وقتی آن را قابل‌اندازه‌گیری می‌کنید، هدفی مشخص برای دستیابی می‌سازید.
  2. یک‌ضرب الاجل تعیین کنید. زمان دقیق دستیابی به هدفتان را مشخص نمایید. ضمیر ناخودآگاه، ضرب‌الاجل‌ها را دوست دارد زیرا توانایی‌های ذهنیتان را برانگیخته و شمارا به جلو هدایت می‌کنند.
  3. تمام موانعی را که باید برای رسیدن به هدف، از سر راه بردارید، شناسایی کنید. ممکن است چه مشکلاتی پیش بیاید؟ چه چیزهایی بین شما و هدفتان قرارگرفته است؟ چرا تاکنون به هدفتان نرسیده‌اید؟ چه چیز شمارا عقب نگه‌داشته و یا می‌تواند عقب نگه دارد؟

افکارتان را روی کاغذ بیاورید! هرچه بیشتر مشکلات و دشواری‌هایی که ممکن است سر راهتان قرار بگیرید، مشخص کنید.

آمادگی بهتری برای حل‌وفصل ‌آنها خواهید داشت.

  1. دانش و مهارت‌هایی را که برای دستیابی به هدف بدان نیاز خواهید داشت تعیین کنید. به خاطر داشته باشید برای انجام کاری که تاکنون هرگز به آن دست نیافته‌اید، باید چیزهایی را یاد بگیرید که قبل از این نیاموخته و انجام نداده‌اید. دستاوردهای شما تا بدن جا برای رسیدن به آینده کافی نیست. هر هدفی جدید نیازمند کسب و به‌کارگیری بخش جدیدی از دانش یا مهارت است. در مورد شما، این دانش یا مهارت چه چیز می‌تواند باشد؟ در پاسخ‌های خود شفافیت داشته باشید.
  2. افرادی را مشخص کنید که برای رسیدن به هدفتان به کمک و همکاری آن‌ها نیاز دارید. برای دستیابی به اهداف بزرگ، نیازمند کمک افراد بسیاری هستید. هرچه این افراد را بهتر تعیین کنید،‌ احتمال استفاده بهتر و بیشتر از کمک و حمات آن‌ها افزایش می‌یابد.
  3. فهرستی از پاسخ‌های خود به شش سؤال فوق تهیه کنید و بر اساس اولویت آن‌ها را مرتب سازید. ابتدا باید چه‌کاری کنید؟

مهم‌ترین نکته چیست؟ فهرستی از فعالیت‌هایی که به ترتیب اولویت تهیه‌شده، یک طرح است، مجموعه‌ای گام‌به‌گام از کارهایی که سرانجام شمارا به هدف و مقصدتان می‌رساند.

با استفاده از هفت مرحله مذکور،‌ می‌توانید به هر هدفی که برای خود تعیین کرده‌اید، برسید.

 

 

, , ,

موفقیت چیست؟ نقش تفکر در موفقیت فردی

نقش برنامه ریزی در موفقیت

موفقیت چیست؟ نقش تفکر در موفقیت فردی

موانع نمی‌توانند به من صدمه بزنند. هر مانعی محکوم‌به حل شدن قطعی است. آن‌که ستاره‌ای را هدف قرار داده، شکست را نمی‌پذیرد و جهتش را عوض نمی‌کند. (لئوناردو داوینچی)

موفقیت کلمه‌ای است که بیش‌ازحد، از آن استفاده می‌شود. هرکسی نظری و تعریقی از آن دارد. در بیشتر موارد با درآمد و ثروت معادل شناخته می‌شود. البته حسابی پول درآوردن جالب است. ولی آدم‌های پولداری که مشکل جسمی یا روانی دارند، کم نیستند. بیشتر اوقات، پول رابطه با همسر یا با فرزند را به هم می‌زند. خیلی‌ها سلامت خود را فدای پول می‌کنند. هرکس سلامتی‌اش را برای پول درآوردن به خطر بیندازد، تمام پولی که درآورده را برای بازیافتن آن از دست خواهد داد. در مورد رابطه با همسر و فرزند هم همین‌طور است.

بسیاری از مردم همه‌چیزشان را برای پول فدا می‌کنند. خیال می‌کنند وقتی پولدار شدند، وقت برای خانواده، سلامت و خدا خواهند داشت. اما بیشتر آنان چنین فرصتی پیدا نمی‌کنند، یعنی پول نمی‌گذارند که پیدا کنند. وقتی به خودشان می‌آیند که دیگر دیر شده است. باید بین موفقیت در تمامی وجوه زندگی تعادل برقرار باشد.

یکی از دوستان صمیمی من به نام مایکل استفونیک، بیست سال زحمت کشید تا میلیاردر شد، اما رابطه‌اش با زن و فرزندانش به هم خورد. ناگهان هم کاشف به عمل آمد که تومور مغزی دارد و به‌زودی کور می‌شود یا می‌میرد. مجبور بود به عمل جراحی تن بدهد، عملی که پنجاه‌درصد احتمال موفقیت داشت.

ظرف ۷۲ ساعت شرکتش را برای فروش گذاشت و به‌سرعت آماده‌ی مردن شد.

پس از ده ساعت عمل جراحی، یک تومور بزرگ و خوش‌خیم از سرش بیرون آوردند. مایکل سه هفته در بیمارستان بود، بعد مرخص شد و به خانه رفت.

به مدت چند ماه، آدم‌هایی که او فراموششان کرده بود – یعنی اعضای خانواده‌اش – از او پرستاری کردند. حالا مایکل به‌عنوان مشاور صنایعی که خودش پایه‌گذاری کرده بود، خیلی عالی کار می‌کند. حالا خیلی به‌سلامت، فرزندان، همسر و دوستانش توجه دارد.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: نقش برنامه ریزی در قانون جذب و رسیدن به خواسته ها

گاهی وقتی زندگی به دو مرزی خاص می‌رسد، مسائل مهم خودنمای می‌کنند.

زندگی هرروز به مرز می‌رسد و هرکسی کاری می‌کند. زندگی تجارتی است که پول رایج در آن، وقت است. یعنی عمرمان را برای به دست آوردن بعضی چیزها خرج می‌کنیم.

تصور کنید شما به‌جای مایکل بودید، چه احساسی داشتید و چه واکنشی نشان می‌دادید؟ آرزو نمی‌کردید به عقب برگردید و تجدیدنظر کنید؟

برنامه‌ریزی برای موفقیت همه‌جانبه

موفقیت گاهی معجزه‌آسا و گاهی با برنامه‌ریزی و قدم‌به‌قدم کسب می‌شود. کمتر کسی می‌داند که چگونه می‌توان موفق بود. کمتر کسی هم بعد از موفقیت، در مورد علل آن مطالعه کرده است. درنتیجه، بیشتر مردم نمی‌دانند چه توانمندی‌هایی دارند. حتی آدم‌های موفق هم نمی‌دانند. می‌دانند چه کرده‌اند،‌اما نمی‌دانند چرا و چگونه.

شما هم می‌توانید همه‌چیز داشته باشید، که البته فقط محدود به پول نیست. درواقع بیشتر آدم‌ها این حرف را قبول ندارند. محیط تولد و شرایط آن را عامل وضعیت زندگی فعلی خود می‌دانند. ولی حقیقت این است که ما خودمان شرایط و واقعیت را می‌سازیم.

اما چند نفر هستند که بر شرایط غلبه می‌کنند و به آرزوهای خود می‌رسند؟

همه‌ی آدم‌های موفق روزهای سختی داشته‌اند. نکته اینجا است که این سختی‌ها را پایان کار ندانسته‌اند.

اگر من رفاقتم را با ولگردها ادامه می‌دادم، اگر می‌گذاشتم مشکلات سلامتیم، من را عقب نگه دارد، اگر وقتی در کسب‌وکار حس کردم که جواب رد گرفته‌ام جا می‌زدم، اگر بعد از ماجراهای بدی که در ادامه شرح خواهم داد به سراغ باج‌گیری و دله دزدی بر می‌گشتم، اگر بعد از ازدواج دوم قید عشق را می‌زدم، اگر، اگر، … اگر فقط یک نفر بود که برای بدبخت بودن دلیل موجهی داشت، آن‌یک نفر من بودم. ولی من بدبخت نماندم. من یاد گرفتم که دنیا حساب‌وکتاب دارد و هر کاری راهی دارد.

حداقلش این است که مجبور نیستند درجا بزنید. خدا به شما قدرت خلق کردن داده است. هرقدر خودتان را بهتر بشناسید، بیشتر باور می‌کنید که می‌شود همه‌چیز داشت.

هرچه حساب‌وکتاب دنیا بیشتر دستتان بیاید و خودتان را بهتر بشناسید، بیشتر به توانمندی خود در ساختن زندگی شگفت‌آور پی خواهید برد.

این مقاله ادامه دارد ….

, ,

نقش برنامه ریزی در قانون جذب و رسیدن به خواسته ها

تاثیر برنامه ریزی در قانون جذب

نقش برنامه ریزی در قانون جذب و رسیدن به خواسته ها

برنامه‌ریزی راهبردی در زمان و هزینه صرفه جویی می‌کنددلیل مفید بودن برنامه‌ریزی راهبردی این است که در زمان و هزینه بسیار صرفه جویی می‌کند.

با فکر کردن در مورد سؤالات و مفاهیم کلیدی، خیلی زود خود را در موقعیتی می یابید که وظایف مهم بیشتری را در جهت هدف‌های اصلی تان به انجام می رسانید و هم‌زمان نیز کمتر فعالیت‌هایی را که چندان مفید نیستند انجام می‌دهید.

شما کارهای درست بیشترو کارهای غلط کمتری انجام خواهید داد و هدف‌های مشخصی برای شرکت و افراد آن تعیین خواهید کرد. همچنین توانایی خود را برای سنجش و پی گیری نتایج بهبود می‌بخشید و به این ترتیب به تمام امور زندگی شخصی و حرفه‌ای‌تان سرعت می‌دهید.

هدف از برنامه‌ریزی راهبردی گروهی افزایش سود سهام است. منظور از سهام میزان سرمایه سهام دار و فعالیت‌های شرکت است. هدف از برنامه‌ریزی راهبردی در تجارت، تجدید نظر در سازمان‌دهی فعالیت‌های گروه یا شرکت است تا کیفیت و کمیت خروجی نسبت به ورودی بالاتر برود و سود اوری بیشتر شود.

به طور کلی هدف از برنامه‌ریزی راهبردی این است که شرکت نیروی انسانی و منابع موجود بهره برداری موثرتری بکند.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید: انتخاب هدف – هدفگذاری براساس قانون جذب

در این صورت عملکرد شرکت بهتر از قبل می‌شود و از رقبای خود جلو می‌افتد. میزان ارتقا عملکرد از طریق میزان افزایش فروش، مشارکت در بازار، سودآوری، سود سهام و نیز موقعیتی مناسب تر برای آینده شرکت قابل سنجش خواهد بود.

طراحی زندگی شخصی و شغلی‌تان

برنامه‌ریزی راهبردی فردی بسیار مشابه برنامه‌ریزی راهبردی گروهی است با این تفاوت که در برنامه‌ریزی راهبردی فردی به جای افزایش سود سهام، هدف افزایش بازده انرژی شماست. به عبارت دیگر این برنامه‌ریزی بازده زندگی‌تان را بیشتر می‌کند.

در تجارت مبنا سرمایه است، درصورتی‌که در مورد فرد، معیار صفات و ویژگی‌های انسانی است. سرمایه شخصی شما عبارت است از انرژی ذهنی، احساسی و فیزیکی که باید آن‌ها را در زندگی شغلی‌تان سرمایه‌گذاری کنید.

هدفتان باید این باشد که در هر کاری که انجام می‌دهید بالاترین بازده ممکن را از سرمایه های فردیتان به دست آورید. اینکه چگونه روی وجود خودتان سرمایه‌گذاری کرده‌اید درآمد شما را تعیین می‌کند‌‌‌‌‌. این نکته اصلی برنامه‌ریزی راهبردی فردی است.

اگر می بینید در زندگی شخصی و حرفه‌ای نتیجه دلخواهتان حاصل نمی‌شود، باید بدانید که زمان بررسی مجدد برنامه‌ریزی راهبردی فرا رسیده است. موقعی که احساس یاس و نارضایتی به شما دست می دهد، علامت این است که باید بنشینید و مواضع خود را زیر سؤال ببرید.

اگر کارتان را با تنش و عصبانیت انجام می‌دهید و متوجه شده‌اید که سخت کوشی شما پاداش مناسبی در بر ندارد، باید کنار بکشید و مجددا برنامه‌ریزی خود را بررسی کنید.

 

تمرکز خود را بیشتر کنید

در اینجا چند سؤال اضافی به‌عنوان بخشی از برنامه‌ریزی راهبردی فردی که باید مدام از خود بپرسید و به آن‌ها جواب بدهید مطرح می‌شود:

_اگر می‌توانستید با یک حرکت عصای جادویی آنچه را که در زندگی‌تان آرزو دارید به دست آورید، آرزویتان چه بود؟

_اگر می‌توانستید شیوه زندگی‌تان را تمام و کمال در اختیار داشته باشید، چگونه زندگی می‌کردید؟

_اگر می‌توانستید تقویم ایده الی برای خودتان درست کنید، چگونه هرروز، هر هفته، هرماه و هرسال را می‌گذراندید؟

_اگر همین امروز یک‌میلیون دلار پول نقد دریافت کنید، چه تغییراتی در زندگی‌تان می‌دهید؟ اولین کاری که می‌کنید چیست؟

_کدام بخش از کارتان را بهتر انجام می‌دهید و از آن بیشتر لذت می‌برید؟ بهترین عملکرد شما در چه بخشی است؟ به چه فعالیت‌هایی بیشتر علاقه دارید؟

_اگر همین امروز اطلاع پیدا کنید که فقط شش ماه از زندگی‌تان باقی‌مانده، چه می‌کنید و چگونه وقت باقی‌مانده را سپری می‌کنید؟

_ درصورتی‌که دست‌یابی شما به بزرگ‌ترین چیزی که در ذهنتان دارید کاملاً تضمین‌شده باشد، این ایده آل چه خواهد بود؟

اگر به این سؤالات صادقانه پاسخ دهید، آگاهی‌تان نسبت به خودتان که چه می‌خواهید و که هستید فوق‌العاده بیشتر می‌شود. با این کار همیشه به کارهایی برمی‌خورید که باید هر چه سریع‌تر آن‌ها را متوقف کنید. به‌علاوه متوجه خواهید شد که برخی کارها را باید بیشتر انجام بدهید و فعالیت‌های جدیدی را نیز آغاز کنید.

برنامه‌ریزی راهبردی فردی زندگی شمارا به هفت بخش تقسیم می‌کند. با این تقسیمات می‌توانید تشخیص دهید در هر بخش چه می‌خواهید و برای دست‌یابی به آنچه باید بکنید. هفت بخش زندگی شما به شرح زیر است:

حرفه و آینده کاری:

چگونه می‌توانید به موفقیت و رضایت کامل برسید و در حوزه خود بهترین بشوید؟

زندگی خانوادگی و شخصی:

چگونه می‌توانید بین موفقیت بیرونی و روابط شخصی توازن برقرار می‌کنید؟

پول و سرمایه‌گذاری:

چگونه می‌توانید فعالیت‌های مالی خود را تحت کنترل درآوردید و استقلال مالی به دست آورید؟

سلامتی و تناسب‌اندام:

چگونه می‌توانید به سطوح بالایی از انرژی، سلامت عمومی و تناسب‌اندام دست‌یابید و آن را حفظ کنید؟

پرورش و رشد فردی:

چگونه می‌توانید دانش و مهارت‌های کلیدی را تشخیص دهید و آن‌ها را کسب کنید تا بتوانید زندگی فوق‌العاده‌ای داشته باشید؟

فعالیت‌های اجتماعی و گروهی:

ساختار زندگی خود را چگونه پایه‌ریزی می‌کنید تا بتوانید برجهان تأثیری واقعی و پایدار از خود باقی می‌گذارید.

رشد معنوی و آرامش درونی:

چگونه می‌توانید زندگی درونی و تفکر خود را ساماندهی می‌کنید تا تمام توان بالقوه خو را به‌عنوان یک انسان به فعل درآورید؟

در هر بخش به خود نمره بدهید، از ۱ تا ۱۰. سپس درمی‌یابید که بیشترین تنش و ناراحتی شما به دلیل ضعف در بخش‌هایی است که پایین‌ترین نمره را گرفته‌اید. پس از تشخیص این قسمت‌ها می‌توانید اقدامات لازم برای کنترل آن‌ها را تعیین و کار را شروع کنید.

دانلود کتاب قانون جذب