نوشته‌ها

, ,

نقش تصویرسازی ذهنی و تجسم خلاق در قانون جذب – تکنیک تجسم خلاق

چطور تصویرسازی کنم؟

نقش تصویرسازی ذهنی و تجسم خلاق در قانون جذب – تکنیک تجسم خلاق

به چیزهایی فکر کنید که دوست دارید در زندگی‌تان داشته باشید شغل جدی، شروع کردن یک کسب‌وکار تازه، یک رابطه خوب، احساس آرامش، بهبود مهارت‌های ذهنی یا کسب یک مهارت ورزشی؟

کلید استفاده موفقت آمیز از تجسم خلاقان است که ذهنتان را ساکت کنید تا امواج مغزی‌تان به سطح آلفا برسند. اغلب اوقات قبل از اینکه به خواب فروبروید، در حال مدیتیشن یا شاید زمان که در کنار رودخانه‌ای نشسته‌اید این حالت را تجربه می‌کنید. شاید فکر کنید وقتی از تجسم خلاق استفاده می‌کنید باید شروع کنید به خیال‌بافی و به همه‌چیزهای خوبی که دوست دارید، فکر کنید اما هدف اصلی از تجسم خلاق این است که اجازه بدهید همه افکار مخفی‌تان نمایان شوند. در این حالت به‌احتمال‌زیاد به چیزهایی فکر می‌کنید که برایتان خوب هستند و واقعاً موجب خوشحالی‌تان می‌شوند.

مثلاً اگر در محل کار باکسی دعوایتان شده است به‌جای احساسات همیشگی بدخواهی و تنفر نسبت به فرد موردنظر، خودتان را در حالی تجسم کنید که با آرامش کامل با او گفتگو می‌کنید. هر حرف بدی را که تابه‌حال میانتان ردوبدل شده است به فراموشی بسپارد و در ذهنتان برای آن فرد طلب خیروبرکت کنید. به‌این‌ترتیب احتمالاً دفعه بعدی که با آن فرد ملاقات می‌کنید سد ذهنی که قبلاً میان شما دو نفر وجود داشت از بین می‌رود و تعجب می‌کنید که به چه سرعتی تغییرات مثبت ایجاد می‌شوند.

گاوین تذکر می‌دهد که هدف از تجسم خلاق این نیست که دیگران را با ذهنتان کنترل کنید. و اصلاً این قانون برای مقاصد منفی یا سود جویانه کار نمی‌کند. بلکه این قانون برای از بین بردن موانع درونی‌مان است تا به هماهنگی طبیعی برسیم.

علم تجسم خلاق

تجسم خلاق چطور کار می‌کند؟

دنیا از انرژی تشکیل‌شده است. اگر هر ماده‌ای را به بخش‌های کوچک و کوچک‌تر تقسیم کنید خواهید دید که همه از انرژی تشکیل‌شده‌اند و وقتی این انرژی‌ها را به شکل خاصی در کنار هم قرار می‌دهیم دچار این توهم می‌شویم که مواد، ثابت هستند.

هر ماده‌ای از میزان خاصی از ارتعاش برخوردار است. یک‌تخته سنگ، یک گل و یک انسان هرکدام انرژی‌هایی هستند که ارتعاش مخصوص به خودشان رادارند. انرژی هر چیزی چیزهایی را که به همان اندازه ارتعاش داشته باشند به خودش جذب می‌کند. مثلاً یک فکر نوعی انرژی متحرک است که به دنبال نمونه فیزیکی‌اش می‌گردد.

وقتی ما اتفاقات و حالت‌های مثبت را خلاقانه تجسم می‌کنیم یا دو موردشان از عبارات تأکیدی مثبت استفاده می‌کنیم انرژی فکری خاصی را به هستی ارسال می‌کنیم. و هستی به شکل اتفاقی که در راستای انرژی فکری‌مان قرار دارند به افکار ما پاسخ می‌دهد. تجسم خلاق درواقع کاشتن ذر زندگی موردعلاقه است.

نکته‌های دیگری هم در این کتاب ذکرشده‌اند که بعضی از آن‌ها را در اینجا آورده‌ام.

پیشنهاد میکنم این مقاله راه هم از دست ندهید : هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

عبارت تأکیدی مثبت: لازم نیست حتماً تصویرهایی را در ذهنتان ببینید تا بتوانید از تجسم خلاق استفاده کنید. بعضی از مردم نمی‌توانند این کار را کنند و در عوض به چیزهایی که دوست دارند فقط فکر می‌کنند یا یک عبارت تأکیدی مثبت را در مورد چیزی که می‌خواهند به کار می‌برند (مثلاً: من لایق بهترین‌ها هستم و بهترین‌ها به‌سوی من می‌آیند). گاوین می‌گوید عبارات تأکیدی به چیزی که تجسم می‌کنید استحکام می‌بخشد. این عبارت‌ها باید به زمان حال بوده و فعل داشته باشند. و اگر از خدا، شعور بی‌نهایت کیهانی یا هستی هم کمک بخواهید انرژی فکر تان بیشتر خواهد شد.

پذیرفتن لیاقت خودتان: شاید احساس کنید که لیاقت برآورده شدن همه آرزوهایتان را ندارید. قبل از اینک چیزی را تجسم کنید باید آن را بپذیرید. و اول‌ازهمه خودتان را دوست داشته باشید.

باور: لازم نیست باورهای معنوی یا متافیزیکی داشته باشید تا تجسم خلاق مفید واقع شود. همه قدرتی که برای موفقیت در این کار لازم دارید در وجود خودتان هست.

سلامت و ثروت: شما می‌توانید از طریق تجسم سلامتی،‌ بیماری‌ها خودتان و دیگران را شفا بدهید و با تجسم کردن چیزهایی که مرتباً در این دنیا در حال خلق و تجدید شدن هستند می‌توانید از فراوانی نعمت در این دنیا آگاه شوید.

 

, , ,

استفاده از تصویرسازی ذهنی برای وارسی نشانه‌ها در قانون جذب

چطور با تصویر سازی ذهنی به موفقیت برسیم؟

استفاده از تصویرسازی ذهنی برای وارسی نشانه‌ها در قانون جذب

چگونه تصویر ذهنی بسازیم؟

تصویرسازی ذهنی دو مرحله دارد.

مرحله اول : یافتن یک شباهت یا ارتباط بین مفهومی که قرار است آموخته شود و ارتباط دادن آن با یک مفهوم، واژه یا کد آشنا به ذهن

کمتر کسی پیدا می شود که در این مرحله مشکلی داشته باشد. حتی بجرات می توان گفت که تمام افراد در این زمینه دارای تجاربی هم هستند.

مشکل ، در اجرای مرحله دوم است.( برای رفع این مشکل، فعالیتهایی پیشنهاد خواهد شد.)

مرحله دوم : ایجاد یک تصویر کاملا صاف و شفاف در ذهن و دیدن چنین تصویری با چشم ذهن به مدت فقط چند ثانیه.

مثال : می خواهیم کلمه انگلیسی ( bud ) به معنی غنچه را یاد بگیریم. در زبان فارسی این کلمه مانند( باد ) تلفظ می شود .} مرحله اول ‍‍{

}مرحله دوم{ تصویری از این رابطه در ذهن می سازیم. مثلا می توانیم تصور کنیم که باد می وزد و میلیونها غنچه به سمت ما حرکت می کنند. باید بوی خوش غنچه را استشمام کنیم . باید زیباترین غنچه ممکن را با چشم ذهن بطور کاملا شفاف ببینیم. حتی می توانیم طعم گوارای غنچه را مزمزه کنیم و برای هر گلبرگ آن طعمی متنوع بیافرینیم. می توانیم رقص موجی آن را که همراه باد بالا و پایین می رود با چشم ذهن ببینیم. تماس گلبرگ های لطیف و ابریشمی غنچه را بر پوست خود احساس کنیم. اگر دوستدار موسیقی باشیم، می توانیم آهنگ ملایمی را هم با غنچه همراه کنیم.

نکاتی که باید در جریان تصویرسازی رعایت کنیم:

۱- خودتان در تصویر ذهنی حضور داشته باشید.

۲- تصویر خنده دار و مسخره باشد.

۳- تصویر غیر طبیعی باشد.

۴- تصویر حرکت داشته باشد.

۵- از رنگهای غیر طبیعی استفاده کنید)مثلا : خون آبی راه راه – خورشید سبز – برف سیاه(

۶- از اصل جابجایی استفاده کنید)مثلا: غذاخوردن با مداد به جای قاشق (این تکنیک برای اسامی معنی بسیار خوب است.

۷- در ساختن تصویر مبالغه کنید.( خیلی زیاد – خیلی بزرگ…)

۸- تصویر ذهنی را با چشم ذهن واضح و فقط برای چند ثانیه ببینید.(تصویر را به مدت طولانی نگه ندارید.)

۹- برای یک مفهوم، فقط از یک تصویر استفاده کنید ( تصویر را عوض نکنید )

۱۰- پشت سر هم تصویر نسازید.(بین هر دو تصویر کمی تامل کنید)

۱۱- ابتدا با کلماتی تصویر بسازید که قابل تجسم است (مانند: درخت – ماه.. و سپس با کلماتی مانند درد، عقل…)

۱۲- تصویر ذهنی را خودتان بسازید.

 در این روش، حتی مفاهیم را بدون دیدن آنها می توان آموخت. مثلا اگر بخواهیم برای یادگیری لغات زبان خارجی از این روش استفاده کنیم، می توانیم بدون دیدن، آنها را یاد بگیریم( نکته جالب این که دانشمندان اسکاتلندی معتقدند هر لغت دارای طعم بخصوصی است و فکر کردن به لغت بدون دیدن آن حس چشایی را تحریک می کند!)

درحالی‌که ممکن است به این نتیجه رسیده باشید که فهرستی که قبلاً به آن اشاره کردم بسیار مفید است، اما این‌ها روش‌های نشأت گرفته از مغز سمت چپ هستند که می‌خواهند بیماری شمارا تحلیل و معنا کنند.

اما راه ساده‌تری برای آشنایی و درک نشانه‌ها این است که در آرامش قرار بگیرید، توجه خودتان را به آن بدهید، بگذارید تصویری به ذهنتان خطور کند که بتواند مبین نشانه بیماری باشد و بعد با آن به شکلی تصوری صحبت کنید. از او بپرسید که چرا صورت خارجی گرفته است، از شما چه می‌خواهد، از شما چه انتظاری دارد و می‌خواهد برای شما چه کند.

وقتی بدین گونه با تصویرسازی ذهنی کار می‌کنید باید به چند نکته توجه داشته باشید. یکی از این نکات تفاوت میان تشخیص و معنای شخصی شما از بیماری‌تان است. من قبلاً درباره‌ی ضرورت اینکه باید از شرایط پزشکی خود و از راه چاره‌های درمانی‌تان اطلاع موثقی داشته باشید بحث کرده‌ام.

درحالی‌که هیچ‌کس نباید به‌ اجبار تحت درمان پزشکی قرار بگیرد، معتقدم که باید به ارزیابی پزشکی متعارف اقدام کنید. اما وقتی درباره‌ی شرایط خود علم و اطلاع لازم را به دست آورید باید به برداشت شخصی خود از این نشانه‌ها توجه کنید. برای رسیدن به این مهم باید موقتاً تشخیصی را که به شما داده‌اند کنار بگذارید.

اغلب اشخاص و ازجمله آن‌ها پزشکان، متوجه نیستند که تشخیص، یک موضوع حقیقی نیست.

تشخیص وسیله‌ای است که بر اساس آن در یک نظام پزشکی معین یافته‌های خود را توضیح می‌دهیم. ممکن است بیمارانی با بیماری واحد و نشانه‌های مشابه وقتی به پزشکان مختلف مراجعه می‌کنند، به آن‌ها تشخیص‌های متفاوتی ارائه شود.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: استفاده از قدرت تجسم و تصویرسازی

اشخاص در برخورد با انواع بیماری‌ها و انواع روش‌های درمانی واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند. همیشه استثنائات مهمی وجود دارد که باید لحاظ شود. باید درباره بیماری خود اطلاعات مفصلی داشته باشید و بااین‌حال از پزشک خود درباره بیماران استثنایی که داشته است سؤال کنید.

آیا بعضی از بیماران در مقایسه با سایرین بهتر ظاهر می‌شوند؟ چه عاملی است که این تفاوت را ایجاد می‌کند؟ اگر بیماری مهلکی دارید بپرسید آیا تاکنون کسی توانسته این بیماری را به‌ سلامت پشت سر بگذارد؟ آیا پزشک به تلاش‌های شما برای رسیدن به التیام توجه می‌کند یا آن را غیرواقع بینانه ارزیابی می‌کند؟

 

نکته‌ای که در اینجا می‌خواهم به آن اشاره‌کنم این است که تشخیص مهم است زیرابه شما امکان می‌دهد تا گزینه‌های درمان پزشکی خود را ارزیابی کنید.

اما وقتی از تصویرسازی برای وارسی نشانه‌هایتان استفاده می‌کنید، به نشانه‌های خود به شکلی که آن‌ها را می‌بینید دقیق شوید و موقتاً آنچه را که در این خصوص به شما گفته‌اند کنار بگذارید.

اگر پشت‌درد و ساق درد دارید و به شما گفته‌ اند که ناشی از دیسک کمر شماست، از درد و نه از دیسک برای توجه کردن استفاده کید. اگر دارای بیماری بدون نشانه هستید، به آن بخشی از بدنتان که بیمار است توجه کنید.

دانلود کتاب قانون جذب

, , ,

هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

خواستن برای رسیدن

هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

افکار و اندیشه‌ها قدرتی دارند که می‌توانند اشیاء و پدیده‌های جهان واقعی را بسازند و جذب کنند.

«تو همه چیز را به طرف خودت جذب می‌کنی. مردم، شغل، شرایط زندگی، وضع سلامتی، ثروت، قرض، شادی، ماشینی که سوار می‌شوی و اجتماعی که در آن زندگی می‌کنی. مثل آهن‌ربا همه اینها را به طرف خودت جذب می‌کنی. به هر چه فکر کنی همان اتفاق می‌افتد. کل زندگی تو تجلی افکاری است که در ذهنت جریان دارند.»

آرزوها در سه گام به دست می‌آیند :

نخست : خواستن – «به دنیا فرمان بده»

دوم : باور – «باور داشته باش که به خواسته‌ات خواهی رسید »

سوم: تجسم – «احساس کن که به خواسته‌ات رسیده‌ای» احساس به فکر نیرو می‌بخشد.

دنیا حسی است و تنها با تصور نمی‌توانی خواسته‌ات را به دست آوری.

«پس از همین حالا احساس خوبی داشته باش.»

تحقق آرزوها به نیرویی که به آنها می‌دهی بستگی دارد، پس هرگاه به اندازه کافی به افکار خود انرژی بدهی تحقق خواهد یافت .

 

ما در خلق زندگی خودمون و دنیایی که در اون زندگی می کنیم مسئولیم

تو نمیتونی رها شی و نمیتونی به خواسته هات برسی
مگر اینکه به قدرتی بالاتر از خودت اعتماد کنی

اگه زندگیتو در پناه الهی و همراه با شکرگزاری و لذت سپری کنی در واقع تونستی از قانون جذب به بهترین شکل استفاده کنی و معجزات زیادی رو وارد زندگیت کنی.

تو تنها کسی هستی که میتونی زندگی مورد علاقتو اونجور که میخوای تغییر بدی

امروز بررسی کن و ببین کدوم قسمت از زندگیت باب میلت نیست و دوست داری تغییری در روند بهتر شدن کیفیتش انجام بدی

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : ﻫﺮ ﮐﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ،ﺑﺎﻭﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ

 نکته: همشو یادداشت کن و بعد اقدام به جذب خواسته های قلبیت کن

قانون جذب رو جدی بگیر بهش ایمان بیار و اطمینان کسب کن که میتونی اون چیزی که واقعاً میل قلبیته رو تو زندگیت جذبش کنی!

وقتی برای هدفی شوق و ذوق شدیدی وجود داشته باشه صد در صد به اون خواسته میرسی!

چرا که وقتی احساس عالی و هماهنگ با زندگی در جریانه
ترس و تردید کنار میره
و موانع به نوعی میشن کمک و راهنما در مسیر رسیدن به اون هدفت

خیلی ها میگن ما انرژی مثبت که میدیم هیچ جذبی اتفاق نمیوفته برا همین دوباره منفی میشیم

خب اون موقع که مثبتی مسلماً برای یه هدفی مثبت میشی و این برات وابستگی میاره.

ولی وقتی بعدش منفی میشی بدون هیچ توقعی از رسیدن به هدفی وارد این حالت میشی و همچنان در اون غرق میمونی.

خیلی هاتون میگین قانون جذب میگه احساس کن باور کن دریافت کن پس چرا نمیشه..

خب دوست عزیز وقتی یک ساعت مثبتی؛ بعد فقط داری فکر میکنی پس چرا نشد و میری دوباره تو فاز منفی معلومه که نمیشه.

راه حل اینه تلاشتو بیشتر کنی
یعنی؛در طول روز دو برابرِ فکرهای منفیت مثبت باش اوایل برات خسته کنندس ولی وای به اون روز که پر انرژی مثبت بودن برات تبدیل به یه عادت بشه.

پس دوبرابر پرانرژی باش تا تغییر برخورد اطرافیانت رو ببینی

پرانرژی باش تا تغییر برخورد طبیعت و دنیا رو با خودت ببینی.

 

دانلود کتاب قانون جذب

,

استفاده از قدرت تجسم و تصویرسازی در قانون جذب

چطور تجسم و تصویرسازی ذهنی کنم؟

چطور از قدرت تجسم و تصویرسازی در قانون جذب استفاده کنم؟

دلیل قدرتمند بودن تجسم این است که وقتی تو تصویری ذهنی از آنچه میخواهی خلق کنی،افکار و احساسات داشتن آن را در زمان حال در خود ایجاد میکنی.
تجسم صرفا تفکر متمرکز قدرتمند در غالب تصاویری است که به همان نسبت هم احساس ایجاد میکند. تو با قدرت تجسم فرکانسی قوی به کائنات میفرستی قانون جذب این علائم مهم را میگیرد و تصاویر را به همان نحوی که در ذهنت دیده ای به تو برمیگرداند، از طریق تجسم تو در واقع به مسایل تحقق میبخشی.

مثالی درباره ذهن

محمققان ورزشکاران المپیک را آوردیم و آنها را مجبور کردیم که در ذهن خودشان تمرین دویدن را مجسم کنند سپس به انان دستگاه پیشرفته بیوفیدبک وصل کردیم.در کمال تعجب دقیقا همان ماهیچه هایی که در موقع دویدن در زمین مسابقه تحریک میشد،در حالت تجسم هم تحریک شد.
چطور ممکن است اینطور شده باشد؟
چون ذهن نمیتواند بین کاری که تو واقعا انجام میدهییا صرفا جنبه تمرینی دارد،فرقی بگذارد، اگر تو در ذهنت حضور داشته باشی،در جسمت هم حضور خواهی داشت

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : تو چگونه می توانی زندگیت را تغییر دهی؟

راجع به مخترعان و اختراع آنان فکر کن.برادران رایت و هواپیما،جرج ایستمن و فیلم کداک،توماس ادیسون و لامپ،الکساندر گراهام بل و تلفن،تنها دلیل اختراع یا خلق هر چیزی این بوده که فردی تصویر آن را در ذهنش دیده بوده است.
او آن را به وضوح دید و با نگه داشتن تصویر و نتیجه ی نهایی آن در ذهنش تمام نیروهای کاینات اختراع وی را از طریق او به دنیا ارایه دادند.

تو باید بدانی که نه تنها ذهنی همچون ذهن مخترعان و انسانهای بزرگ داری بلکه حتی بیشترش را هم داری، وقتی تصویری ذهنی داشتی و آن تصویر را مجسم کردی،همیشه و منحصرا روی نتیجه نهایی انگشت بگذار

مثال:
همین حالا به پشت دستانت نگاه کن.رنگ پوست،خال،رگهای خونی،انگشتر،ناخن تمام جزییات را به خاطر بسپار دقیقا قبل از اینکه چشمانت را ببندی،ببین که دستها،انگشتان تو،فرمان اتومبیلی نو را گرفته است

وقتی چشمانت را در دنیای فیزیکی باز میکنی و احساست طوری است که تو را از جا می پراند،تجسم تو واقعی بوده است.
این حوزه ای است که همه چیز در آن خلق میشود،به این دلیل است که تو احساس میکنی انگار دیگر به آن نیاز نداری،چون از طریق تجسم با حوزه ی اصلی خلقت همنوا شده ای.

در واقع احساس است که موجب جذب میشود نه صرفا تصور یا فکر
عده زیادی چنین میپندارند که:
اگر فکر مثبت داشته باشیم،یا داشتن هر آنچه را میخواهیم مجسم کنیم کافی است.اما اگر تو این کار را بکنی ولی احساس وفور نعمت،لذت و عشق نکنی. قدرت جذب برای خلق شکل نمیگیرد

حالا با تمام وجود احساس کن که در آن اتومبیل نشسته ای نه اینکه بگویی:
ای کاش آن اتومبیل را داشتم یا روزی آن اتومبیل نصیبم میشود. چون این احساس کاملا مشخص است که با آن مربوط نیست، ربطی به حال ندارد مربوط به آینده است. اگر تو در آن حالت بمانی همیشه در آینده نیز چنین خواهد بود

من نمیتوانم بگویم این چه قدرتی است فقط میدانم که وجود دارد
(الکساندر گراهام بل)

همه به نحوی مجسم میکنند،چه بدانند و چه ندانند تجسم بزرگترین راه موفقیت است
(جنیو یو برند)

مثالی جهت آموزش تجسم خلاق و متحرک:

اگر تو تصویری غیر متحرک را در ذهن خود خلق کنی،حفظ آن تصویر مشکل است. بنابراین تا میتوانی تصویرهایت را متحرک کن.
برای به تصویر کشیدن این نظریه آشپزخانه را مجسم کن. مجسم کن وارد آشپزخانه شده ای، به سمت یخچال می روی،درش را باز میکنی، به داخل آن نگاهی می اندازی و یک بطری آب خنک پیدا میکنی، وقتی بطری را در دست گرفتی سردی آن را حس میکنی

 

دانلود کتاب قانون جذب

, , , , ,

راه های دست یابی به ضمیر ناخودآگاه از طریق قانون جذب

تصویر سازی ذهنی

راه های دست یابی به ضمیر ناخودآگاه از طریق قانون جذب

از راه های متعددی می توان به ضمیر نا خودآگاه دست پیدا کرد. بعضی آدم ها دوست دارند ببینند و بعضی دوست دارند لمس کنند.

هر پیام نوشتاری، شنیداری  یا لمسی، یک اتصال داخل مغز را تقویت می کند. برای اصلاح برنامه باید با وارد کردن اطلاعات مثبت جدید، ناخودآگاه را بمباران کرد. با وارد کردن مکرر اطلاعات نوشتاری، دیداری و شنیداری تا رمانی که مثبت فکر کردن حالت خودکار پیدا کند،بمباران انجام می شود.

وقتی افکار مثبت خلق و تثبیت شدند، به طور مداوم حاضر به خدمت خواهند بود تا به اهداف خو برسید. هنگام بازسازی اعتقادات باید تا حد امکان اعتقادات جدید را محکم کرد. برای این کار می شود جملات مثبت را مثل مشق شب نوشت.

به عنوان مثال، وقتی من با ورزشکارها کار می کنم هرگز نمی گویم«این کار را نکن » یا « فلان کار را انجام بده »، چون ذهن آنان روی انجام ندادن متمرکز می شود.

فعل جملات مثبت باید به زمان حال باشد. ذهن آدم ها فرقی بین گذشته و آینده قایل نیست. اگر بگوییم«من تاجر برجسته ای خواهم شد»، ضمیر نا خوداگاه ما انجام کاری را در آ ینده ثبت می کند. باید زمان فعل جمله حال باشد: «من تاجر موفقی هستم.»

من سال ها قبل یاد گرفتم که نوشتن، ابزاری قدرتمند برای تغییر است. اول اعتقادات منفی ام را کشف کردم. به شما هم این کار را یاد می دهم. خیال می کردم باهوش نیستم. می بایست این اعتقاد را می ساختم: «من خیلی باهوشم. در یاد گرفتن و پیشرفت کردن بسیار با استعداد هستم. همه ابزار ها را برای بهترین بودن دارم.»

بعد بارها این اعتقادات را نوشتم، شاید مدت دو هفته روزی بیست بار می نوشتم و چندین بار می خواندم.

این نوع نوشتن نوعی آموزش به ضمیر ناخودآگاه است. این کار تلقین نیست، ارسال اطلاعات جدید است. با تکرار اعتقادات جدید وارد ناخودآگاه می شود و تک تک سلول ها را با خود هماهنگ می کند. بعد رفتار و جذب خود به خود رخ می دهند.

یک راه دیگر برای تکرار، ضبط کردن است.یعنی از اعتقادات جدیدتان حرف بزنید، آن ها را ضبط کنید و هر روز حداقل دوبار به آن گوش بدهید.

این روش برای هر نوع اعتقادی، از موفقیت تجاری گرفته تا روابط موفق یا خلاقیت، جواب می دهد. این نوار می تواند ساده یا همراه با آهنگ، کوتاه یا طولانی باشد.

وقتی تکمیل شد، می شود هنگام رانندگی، قبل از خواب یا به محض بیدارشدن در صبح، به آن گوش داد. ابتکار دست خودتان است!

به عنوان مثال، اگر می خواهید اعتقادات شما در مورد سلامت تان عوض شود، نوار به راستی جواب می دهد. برای نوشتن متن تصور کنید زندگی در چنان حالی چطور است و همه اش را با فعل زمان حال توضیح بدهید.

این کار فقط یک قانون دارد: همه چیز را طوری توضیح بدهید که انگار از قبل وجود داشته است. شاید آن متن این طوری باشد:

دوست دارم بدوم، چون بدن آماده ای دارم. ضربان قلبم را حس می کنم. نفس های عمیق می کشم. عضلات ران و ساقم قوی هستند. من آدم سالمی هستم و به جسمم چون جایگاه مناسبی برای روحم است، احترام می گذارم. من آماده ام و بهتر از همیشه می دوم. هرروز سرعت و قدرتم بیشتر می شود…

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قدرت ضمیر خودآگاه و ذهن ناخودآگاه – اسرار مغز

 

وقتی با نوار مشغول برنامه ریزی مجدد هستید، می توانید تصویرسازی کنید چون می دانند بهتر از تمرین جسمی قوای نهفته را آزاد می کند.

 

با تصور مکرر نتیجه مطلوب، فضای شناخت در ناخودآگاه ایجاد می شود. از این راه، بدن به رفتار عادت می کند و انتظار آن را دارد.

 

مسیرها و شبکه های جدید هم  در مغز ساخته می شوند تا مغز به طور خودکار دنبال لوازم دستیابی به هدف بگردد. شبکه های جدید هم رفتار را به مسیر دیدگاه نو هدایت می کنند.

برای اینکه با گوش دادن به نوار تصویر بسازید، چشم ها را ببیدید و تصویر آنچه را می شنوید، به ذهن بیاورید. البته هنگام رانندگی یا دویدن این کار را نکنید! این طور یک فیلم ذهنی می سازید که می توانید چندین بارآن را تماشا کنید.

البته برای تصویرسازی، نوار ضرورتی ندارد. تصویرسازی به سادگی خلق اعتقادات جدید است، انگار که به یک نمایش نامه رنگ، صدا، بو یا… اضافه کنیم.

تاجران دفتر کاری زیبا، کارمندانی پرکار، فهرست های سنگین دریافتی و سیل سفارش را می بینند.

می شود با تصور رفتارهای قدیم و حذف آن ها با رفتار جدید، روش هایی تازه ساخت. آنتونی رابینز به این روش «ویژه» می گوید.

چون وقتی الگوی جدید را در ذهن تان می آورید که الگوی قدیم را کنار می زند و جایش را می گیرد، صدای «ویژه» درمی آورید.

بعضی آدم ها تصویرساز خوبی نیستند و با کمک نوار بهتر تصویرسازی می کنند. اما تصویرسازی سخت نیست. یک بار امتحان کنید. چشم ها را ببندید و فرض کنید در یک روز گرم بهاری که نسیم می ورزد، به دامن طبیعت رفته اید.

چه شد؟ تصویر را دیدید؟ اگر نه، صدای گنجشک ها را شنیدید، بوی علف را به مشام کشیدید یا نسیم را روی صورت تان حس کردید؟ اگر تصویر را ندیدید، نگران نباشید.

شنیدن، احساس کردن و بو کردن هم مثل تصویرسازی موثر هستند. اصل این است که فضا را هرچه بهتر احساس کنید. این کار میزان انرژی ما و پیام های ارسالی به کائنات را افزایش می دهد.