نوشته‌ها

, , ,

کارگاهی به وسعت ذهن – قوانینی که منجر به موفقیت میشود

قدرت ذهن وتجسم خلاق

کارگاهی به وسعت ذهن – قوانینی که منجر به موفقیت میشود

خیال کارگاهی است که در آن تمام برنامه‌های ناشی از انسان شکل می‌گیرد. عمل به کمک قوه‌ی تخیل ذهن جاری می‌شود.

گفته‌اند که انسان می‌تواند هر چه را که در ذهن تصور کند و در خیال ببینید ایجاد نماید.

انسان به کمک خیال در ۵۰ سال گذشته بیش از تمام طول تاریخ زندگی بشری قبل از آن نیروهای طبیعت را کشف و از آن به سود خود استفاده کرده است. انسان چنان فضا را در تسخیر خود درآورده که پرندگان را به احساس ضعف و حقارت مجبور کرده است.

انسان توانسته از فاصله میلیون‌ها کیلومتری خورشید را بررسی نماید، به‌سرعت سفر خود افزوده آن‌گونه که می‌تواند با سرعتی بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر در ساعت سفر کند. تنها محدودیت انسان محدوده‌ی منطق استدلال و استفاده و پرورش قوه‌ی تخیل است.

اما این انسان هنوز در استفاده از قوه‌ی خیال خود راهی دراز در پیش دارد. انسان به‌تازگی این را دریافته که تصوری دارد و استفاده از آن را به‌تازگی شروع کرده است.

 دو شکل تصور

ذهن خیالی انسان به دو شکل تصور خلاق و تصور مصنوعی عمل می‌کند. تصور مصنوعی. به کمک این ذهنیت انسان مفاهیم، نظر‌گاه‌ها و یا برنامه‌های گذشته را با ترکیبی جدید اراده می‌دهد. درواقع این ذهنیت چیزی را خلق نمی‌کند بلکه صرفاً به استناد تجربه، آموزش و مشاهدات دریافتی گذشته کار می‌کند. این ذهنیتی است که اغلب مخترعین از آن استفاده می‌کنند.

تصور خلاق. به کمک ذهن خلاق انسان بافراست لایتناهی در ارتباط می‌شود. انسان به کمک این ذهنیت الهامات را دریافت می‌کند. به‌وسیله این ذهنیت است که نظرگاه‌های جدید به انسان منتقل می‌شود به کمک این ذهنیت است که شخص می‌تواند با ذهن نیمه هوشیار سایرین ارتباط برقرار سازد.

تصور خلاق حالت خود به خودی دارد. موضوعی است که آن را در فصل‌های بعد به‌طور کامل توضیح داده‌ام. این ذهنیت تنها زمانی عمل می‌کند که ذهن هوشیار به‌سرعت در حال فعالیت است.

گوش‌به‌زنگی ذهن خلاق در صورت استفاده از آن افزایش می‌باید. رهبران بزرگ صنعت،‌ اقتصاد و امور مالی،‌هنرمندان،موسیقی‌دان‌ها، شعرا و غیره ازآن‌جهت کبیر شده‌اند که از تصور خلاق خود استفاده کرده‌اند.

درست به همان شکل که وقتی از عضله‌ای بیشتر استفاده می‌کنیم قوی‌تر،‌ می‌شود، استفاده از ذهنیت خلاق و مصنوعی نیز آن را قوی‌تر می‌کند.

میل تنها یک انگیزه است، موضوعی مجرد است و به‌خودی‌خود ارزش ندارد مگر آنکه آن را به معادل فیزیکی خود تبدیل کنیم.

درحالی‌که تصور مصنوعی در جریان تبدیل انگیزه و میل به پول اغلب مورداستفاده قرار می‌گیرد. باید به این حقیقت توجه داشت که ممکن است مجبور شوید که با شرایط و موقعیت‌هایی روبرو گردید که به تصور خلاق نیز نیاز داشته باشید.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید: با قدرت شگفت انگیز مغزتان آشنا هستید؟ شگفتی مغز انسان

تصور خود را تمرین دهید

ممکن است تصور شما اگر از آن استفاده نکنید ضعیف شود. اما می‌توانید با استفاده از آن، آن را قوی کنید. این ذهنیت از بین نمی‌رود هرچند که ممکن است در صورت استفاده نکردن مرتب از آن ضعیف شود.

در حال حاضر توجه خود را به رشد تصور مصنوعی محدود کنید زیرا این ذهنیتی است که از آن در جریان تبدیل میل به پول استفاده بیشتری خواهید کرد.

تبدیل انگیزه ناملموس میل به یک واقعیت ملموس یعنی پول مستلزم داشتن برنامه‌یا چند برنامه است. این برنامه را باید به کمک تصور و بیشتر با قوه‌ی ذهنی مصنوعی ایجاد کنید. تمام مقاله را یک‌بار بخوانید و دوباره به این فصل رجوع کنید و بی‌رنگ برای تبدیل میل خود به پول برنامه‌یا برنامه‌هایی تدارک ببینید.

دستورالعمل‌های دقیق برای تهیه‌ی برنامه تقریباً در همه مقاله توضیح داده‌شده‌اند. دستورالعملی را که بیش از دیگران نیاز شمارا برآورده می‌سازد انتخاب کنید.

بعد، برنامه خود را روی برگ کاغذی بنویسید. به‌محض اینکه این کار را انجام می‌دهید به میل ناملموس خود شکلی حقیقی می‌دهید. بار دیگر جمله قبلی را به صدای بلند و شمرده بخوانید.

به خاطر داشته باشید به‌محض آنکه میل خود را خلاصه می‌کنید و طرحی برای تحقق آن می‌ریزید، به‌محض آنکه خواسته خود را روی کاغذ می‌آورید و طرحی برای تحقق آن می‌ریزید، قدم‌های نخست را برداشته‌اید. همین اندازه برای تبدیل اندیشه شما به معادل فیزیکی آن کافی است.

قوانینی که به موفقیت منجر می‌شوند

زمینی که روی آن زندگی می‌کنید، خود شما و سایرین حاصل تغییرات تکاملی هستید که از نظم و ترتیبی بدیع برخوردار است. از آن گذشته زمین، هر یک از میلیاردها سلول بدن شما و هریک از اتم‌های ماده ابتدا شکلی از انرژی ناملموس داشته‌اند.

میل به انگیزه فکری است. انگیزه‌های فکری اشکالی از انرژی هستند. وقتی باانگیزه فکری میل به انباشت پول شروع می‌کنید از همان قوانینی که طبیعت برای ایجاد این جهان از آن استفاده کرد سود می‌جویید. می‌توانید از قوانین خدشه‌ناپذیر استفاده کنید.

اما ابتدا باید با این قوانین آشنا شوید و طرز استفاده از آن‌ها را بیاموزید. امیدوارم بتوانم شمارا در موقعیتی قرار دهم تا از سر همه موفقیت‌هایی که تاکنون به‌دست‌آمده باخبر شوید. شاید این گفته من عجیب به نظر برسد اما ((سّر)) به مفهوم ((سّر)) وجود خارجی ندارد. طبیعت آن را در زمینی که روی آن زندگی می‌کنیم، در ستاره‌ها و سیاره‌ها و در هر تیغه علف و در هر شکلی از زندگی که آن را می‌بینیم تبلیغ کرده است.

اصولی که هم‌اکنون می‌خوانید شمارا به درک تصور و تخیل کمک می‌کند. وقتی مطلب را دوباره و چندباره بخوانید می‌بینید که آن را به‌خوبی درک می‌کنید. تصور شما وسیع‌تر می‌شود. از همه این‌ها مهم‌تر تا زمانی که سه بار این مقاله را نخوانده‌اید به اصول مطرح‌شده تردید نکنید.

استفاده عملی از تصور

نقطه شروع هر موفقیت،‌ وجود یک نظری یا نظر‌گاه است که این نیز ناشی از تصور می‌باشد. اگر موافقید برخی از این نظر‌گاه‌ها را بررسی کنیم به این امید که بامطالعه این نمونه‌ها اطلاعاتی قطعی درباره نقش تصور در انباشت ثروت به دست آورید.

 

 

 

 

, , ,

استفاده از تصویرسازی ذهنی برای وارسی نشانه‌ها در قانون جذب

چطور با تصویر سازی ذهنی به موفقیت برسیم؟

استفاده از تصویرسازی ذهنی برای وارسی نشانه‌ها در قانون جذب

چگونه تصویر ذهنی بسازیم؟

تصویرسازی ذهنی دو مرحله دارد.

مرحله اول : یافتن یک شباهت یا ارتباط بین مفهومی که قرار است آموخته شود و ارتباط دادن آن با یک مفهوم، واژه یا کد آشنا به ذهن

کمتر کسی پیدا می شود که در این مرحله مشکلی داشته باشد. حتی بجرات می توان گفت که تمام افراد در این زمینه دارای تجاربی هم هستند.

مشکل ، در اجرای مرحله دوم است.( برای رفع این مشکل، فعالیتهایی پیشنهاد خواهد شد.)

مرحله دوم : ایجاد یک تصویر کاملا صاف و شفاف در ذهن و دیدن چنین تصویری با چشم ذهن به مدت فقط چند ثانیه.

مثال : می خواهیم کلمه انگلیسی ( bud ) به معنی غنچه را یاد بگیریم. در زبان فارسی این کلمه مانند( باد ) تلفظ می شود .} مرحله اول ‍‍{

}مرحله دوم{ تصویری از این رابطه در ذهن می سازیم. مثلا می توانیم تصور کنیم که باد می وزد و میلیونها غنچه به سمت ما حرکت می کنند. باید بوی خوش غنچه را استشمام کنیم . باید زیباترین غنچه ممکن را با چشم ذهن بطور کاملا شفاف ببینیم. حتی می توانیم طعم گوارای غنچه را مزمزه کنیم و برای هر گلبرگ آن طعمی متنوع بیافرینیم. می توانیم رقص موجی آن را که همراه باد بالا و پایین می رود با چشم ذهن ببینیم. تماس گلبرگ های لطیف و ابریشمی غنچه را بر پوست خود احساس کنیم. اگر دوستدار موسیقی باشیم، می توانیم آهنگ ملایمی را هم با غنچه همراه کنیم.

نکاتی که باید در جریان تصویرسازی رعایت کنیم:

۱- خودتان در تصویر ذهنی حضور داشته باشید.

۲- تصویر خنده دار و مسخره باشد.

۳- تصویر غیر طبیعی باشد.

۴- تصویر حرکت داشته باشد.

۵- از رنگهای غیر طبیعی استفاده کنید)مثلا : خون آبی راه راه – خورشید سبز – برف سیاه(

۶- از اصل جابجایی استفاده کنید)مثلا: غذاخوردن با مداد به جای قاشق (این تکنیک برای اسامی معنی بسیار خوب است.

۷- در ساختن تصویر مبالغه کنید.( خیلی زیاد – خیلی بزرگ…)

۸- تصویر ذهنی را با چشم ذهن واضح و فقط برای چند ثانیه ببینید.(تصویر را به مدت طولانی نگه ندارید.)

۹- برای یک مفهوم، فقط از یک تصویر استفاده کنید ( تصویر را عوض نکنید )

۱۰- پشت سر هم تصویر نسازید.(بین هر دو تصویر کمی تامل کنید)

۱۱- ابتدا با کلماتی تصویر بسازید که قابل تجسم است (مانند: درخت – ماه.. و سپس با کلماتی مانند درد، عقل…)

۱۲- تصویر ذهنی را خودتان بسازید.

 در این روش، حتی مفاهیم را بدون دیدن آنها می توان آموخت. مثلا اگر بخواهیم برای یادگیری لغات زبان خارجی از این روش استفاده کنیم، می توانیم بدون دیدن، آنها را یاد بگیریم( نکته جالب این که دانشمندان اسکاتلندی معتقدند هر لغت دارای طعم بخصوصی است و فکر کردن به لغت بدون دیدن آن حس چشایی را تحریک می کند!)

درحالی‌که ممکن است به این نتیجه رسیده باشید که فهرستی که قبلاً به آن اشاره کردم بسیار مفید است، اما این‌ها روش‌های نشأت گرفته از مغز سمت چپ هستند که می‌خواهند بیماری شمارا تحلیل و معنا کنند.

اما راه ساده‌تری برای آشنایی و درک نشانه‌ها این است که در آرامش قرار بگیرید، توجه خودتان را به آن بدهید، بگذارید تصویری به ذهنتان خطور کند که بتواند مبین نشانه بیماری باشد و بعد با آن به شکلی تصوری صحبت کنید. از او بپرسید که چرا صورت خارجی گرفته است، از شما چه می‌خواهد، از شما چه انتظاری دارد و می‌خواهد برای شما چه کند.

وقتی بدین گونه با تصویرسازی ذهنی کار می‌کنید باید به چند نکته توجه داشته باشید. یکی از این نکات تفاوت میان تشخیص و معنای شخصی شما از بیماری‌تان است. من قبلاً درباره‌ی ضرورت اینکه باید از شرایط پزشکی خود و از راه چاره‌های درمانی‌تان اطلاع موثقی داشته باشید بحث کرده‌ام.

درحالی‌که هیچ‌کس نباید به‌ اجبار تحت درمان پزشکی قرار بگیرد، معتقدم که باید به ارزیابی پزشکی متعارف اقدام کنید. اما وقتی درباره‌ی شرایط خود علم و اطلاع لازم را به دست آورید باید به برداشت شخصی خود از این نشانه‌ها توجه کنید. برای رسیدن به این مهم باید موقتاً تشخیصی را که به شما داده‌اند کنار بگذارید.

اغلب اشخاص و ازجمله آن‌ها پزشکان، متوجه نیستند که تشخیص، یک موضوع حقیقی نیست.

تشخیص وسیله‌ای است که بر اساس آن در یک نظام پزشکی معین یافته‌های خود را توضیح می‌دهیم. ممکن است بیمارانی با بیماری واحد و نشانه‌های مشابه وقتی به پزشکان مختلف مراجعه می‌کنند، به آن‌ها تشخیص‌های متفاوتی ارائه شود.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: استفاده از قدرت تجسم و تصویرسازی

اشخاص در برخورد با انواع بیماری‌ها و انواع روش‌های درمانی واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند. همیشه استثنائات مهمی وجود دارد که باید لحاظ شود. باید درباره بیماری خود اطلاعات مفصلی داشته باشید و بااین‌حال از پزشک خود درباره بیماران استثنایی که داشته است سؤال کنید.

آیا بعضی از بیماران در مقایسه با سایرین بهتر ظاهر می‌شوند؟ چه عاملی است که این تفاوت را ایجاد می‌کند؟ اگر بیماری مهلکی دارید بپرسید آیا تاکنون کسی توانسته این بیماری را به‌ سلامت پشت سر بگذارد؟ آیا پزشک به تلاش‌های شما برای رسیدن به التیام توجه می‌کند یا آن را غیرواقع بینانه ارزیابی می‌کند؟

 

نکته‌ای که در اینجا می‌خواهم به آن اشاره‌کنم این است که تشخیص مهم است زیرابه شما امکان می‌دهد تا گزینه‌های درمان پزشکی خود را ارزیابی کنید.

اما وقتی از تصویرسازی برای وارسی نشانه‌هایتان استفاده می‌کنید، به نشانه‌های خود به شکلی که آن‌ها را می‌بینید دقیق شوید و موقتاً آنچه را که در این خصوص به شما گفته‌اند کنار بگذارید.

اگر پشت‌درد و ساق درد دارید و به شما گفته‌ اند که ناشی از دیسک کمر شماست، از درد و نه از دیسک برای توجه کردن استفاده کید. اگر دارای بیماری بدون نشانه هستید، به آن بخشی از بدنتان که بیمار است توجه کنید.

دانلود کتاب قانون جذب

, , ,

خود گویی مثبت یا تلقین به نفس چطور باعث قدرت انسان میشود؟

خودالقایی و تلقین به نفس قدرت است

خود گویی مثبت یا تلقین به نفس چطور باعث قدرت انسان میشود؟

همه ما در مقاطعى از زندگى مان کارکرد و کارآیى این باور و زبانزد را که خواستن، توانستن است را تجربه کرده ایم. چون این باور صادقانه قدرت اراده فرد را تقویت کرده و موتور هدف جویانه فرد را روشن کرده و زمانى که فرد پا به میدان عمل میگذارد در بسیارى از موارد به‌طور خودکار لازمه هاى تحقق هدف فراهم می‌شود .

و علت این مسئله این است که اولاً عوامل روانشناختى در پاى کار نقش آفرین است و در ثانى این ناخودآگاهى است که به‌طور غیر مستقیم جریان کار را هدایت مى کند و چون تحقق هر هدفى در گروى برداشتن گامهاى اولیه است نیروى باور این انگیزه را در اختیار شخص قرار مى دهد.

در یک کلام براساس آنچه از شواهد بر مى آید این باور راستین است که شکست را تبدیل به پیروزى مى کند و این قدرتى است که به کرات در میدان هاى ورزشى و جنگ مورد استفاده مربیات و فرماندهان قرار مى گیرد. در این راستا می‌توان از یک ناخداى طوفان زده اى مثال آورد که به علت طوفان سهمگین به یکباره همه چیز را بر باد رفته مى انگارد اما از آنجا که میل به زنده ماندن در هر فردى پرقدرت است .

در این موقعیت نیز ناخدا به یکباره به این احساس مى رسد که میل به زنده ماندن در هر فردی پر قدرت است در این موقعیت نیز ناخدا به یکباره به این احساس می رسد که می‌تواند کشتی طوفان زده اش را به ساحل نجات برساند. همین احساس کافی است که این ناخدای مثالی را به این باور قلبی برساند که می‌تواند بر این طوفان غلبه کند که حاصل این باور نیز قدرت لازمه است.

این واقعیت در موقعیت‌هایی چون اتش سوزی و گاز گرفتگی آنی خانه ها نیز صدق می‌کند که در بسیاری از این موقعیت ها فرد جان سالم از این خطرات مرگبار بدر می برد. اکنون پرسشی مطرح می‌شود که این کدام قدرت و ابزار است که فرد را از این موقعیت‌های مرگبار نجات می‌دهد؟ به زبان ساده تر آیا فرد به‌طور آگاهانه از این باتلاق مرگ نجات می یابد یا به‌طور غریزی و ناخودآگاهانه؟

پیشنهاد مینکم این مقاله را هم از دست ندهدید: هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

پاسخ به این سؤال کاملاً روشن بوده و نیاز به توضیح بیشتر ندارد چون کارکردهای خودآگاهانه و ناخودآگاهانه کاملاً مشخص است. پیشتر به خوانندگان یادآور شدیم که خودآگاهی معروف هوش و عقل زمینی، رشدی و بزرگسالانه فرد است و این در حالی است که ماهیت غریزی و تجربی ناخودآگاهی این ذهن را وا می دارد که معمولاً در مواقع بحرانی جهت نجات جان فرد به‌طور احساسی و آنی از خود واکنش نشان دهد.

به زبان ساده تر در موقعیت‌های خطرناکی از نوع فوق ذهن منطقی و عقلانی فرد کاملاً تعطیل بوده و سکان هدایت کشتی زندگی در دست پرتوان نا خودآگاهی است و علت سر خوردگی و ناکامی هدف محور فرد در بسیاری از موارد، منطقی نگری فرد به مسائل بود و عقلانی نگری سبب می‌شود که فرد به‌طور خوکار از قدرت پا به رکاب نا خودآگاهیش استفاده نکند.

بله، علت کارساز بودن باور در این است که فرد بدین‌وسیله به منبع قدرت بی پایان یعنی ناخوداگاهی متصل شده و دارای مؤلفه های قدرت گفته شد، این قدرت به معنی واقعی کلمه اسمانی، ماورایی و روحانی است و این در حالی است که قدرت ذهن خود اگاه زمینی و محدود است.

به خوبی می دانیم که دستگاه ذهن آدمی متشکل از دو بخش به نامهای ناهوشیاری و هوشیاری است که قدمت ناهوشیاری بیشتر از خوداگاهی است. در واقع خوداگاهی بخش تکامل یافته و متجدد و امروزی هوش بدوی و اولیه است.

لذا بدین علت است که استدلال و تعقل در این بخش انجام می‌شود. اما چون ناخوداگاهی به هوش جهانی دسترسی داشته و در دنیای روحانی نیز فعال است بدین علت است که قدرت آن به مراتب بیشتر از هوش زمینی (قوه استدلال) است و راز کارآمدی این در ذهن همین مسئله نهفته است.

اکنون پرسشی که مطرح می‌شود این است که چگونه می‌توان از این قدرت برتر جهت پیشتبرد اهداف زندگی استفاده کرد؟ متأسفانه بسیاری از مردم از این قدرت بیکران استفاده نمی‌کنند و علت این مسئله این است که راه استفاده از ان را نمى دانند.

برای مثال مردم نمى دانند که توصل به این قدرت باید پیوسته و دایمى باشد تا بدین‌وسیله نیروى معجزه گرش ازاد شود. اکنون پرسشى که مطرح می‌شود این است که چرا فرد باید از طریق خودالقایى (تزریقات ذهنى مثبت) به این قدرت بى کران چنگ زده و دراویزد؟

مطالب قانون باور و جذب را دانلود میکنم

, , , , ,

راه های دست یابی به ضمیر ناخودآگاه از طریق قانون جذب

تصویر سازی ذهنی

راه های دست یابی به ضمیر ناخودآگاه از طریق قانون جذب

از راه های متعددی می توان به ضمیر نا خودآگاه دست پیدا کرد. بعضی آدم ها دوست دارند ببینند و بعضی دوست دارند لمس کنند.

هر پیام نوشتاری، شنیداری  یا لمسی، یک اتصال داخل مغز را تقویت می کند. برای اصلاح برنامه باید با وارد کردن اطلاعات مثبت جدید، ناخودآگاه را بمباران کرد. با وارد کردن مکرر اطلاعات نوشتاری، دیداری و شنیداری تا رمانی که مثبت فکر کردن حالت خودکار پیدا کند،بمباران انجام می شود.

وقتی افکار مثبت خلق و تثبیت شدند، به طور مداوم حاضر به خدمت خواهند بود تا به اهداف خو برسید. هنگام بازسازی اعتقادات باید تا حد امکان اعتقادات جدید را محکم کرد. برای این کار می شود جملات مثبت را مثل مشق شب نوشت.

به عنوان مثال، وقتی من با ورزشکارها کار می کنم هرگز نمی گویم«این کار را نکن » یا « فلان کار را انجام بده »، چون ذهن آنان روی انجام ندادن متمرکز می شود.

فعل جملات مثبت باید به زمان حال باشد. ذهن آدم ها فرقی بین گذشته و آینده قایل نیست. اگر بگوییم«من تاجر برجسته ای خواهم شد»، ضمیر نا خوداگاه ما انجام کاری را در آ ینده ثبت می کند. باید زمان فعل جمله حال باشد: «من تاجر موفقی هستم.»

من سال ها قبل یاد گرفتم که نوشتن، ابزاری قدرتمند برای تغییر است. اول اعتقادات منفی ام را کشف کردم. به شما هم این کار را یاد می دهم. خیال می کردم باهوش نیستم. می بایست این اعتقاد را می ساختم: «من خیلی باهوشم. در یاد گرفتن و پیشرفت کردن بسیار با استعداد هستم. همه ابزار ها را برای بهترین بودن دارم.»

بعد بارها این اعتقادات را نوشتم، شاید مدت دو هفته روزی بیست بار می نوشتم و چندین بار می خواندم.

این نوع نوشتن نوعی آموزش به ضمیر ناخودآگاه است. این کار تلقین نیست، ارسال اطلاعات جدید است. با تکرار اعتقادات جدید وارد ناخودآگاه می شود و تک تک سلول ها را با خود هماهنگ می کند. بعد رفتار و جذب خود به خود رخ می دهند.

یک راه دیگر برای تکرار، ضبط کردن است.یعنی از اعتقادات جدیدتان حرف بزنید، آن ها را ضبط کنید و هر روز حداقل دوبار به آن گوش بدهید.

این روش برای هر نوع اعتقادی، از موفقیت تجاری گرفته تا روابط موفق یا خلاقیت، جواب می دهد. این نوار می تواند ساده یا همراه با آهنگ، کوتاه یا طولانی باشد.

وقتی تکمیل شد، می شود هنگام رانندگی، قبل از خواب یا به محض بیدارشدن در صبح، به آن گوش داد. ابتکار دست خودتان است!

به عنوان مثال، اگر می خواهید اعتقادات شما در مورد سلامت تان عوض شود، نوار به راستی جواب می دهد. برای نوشتن متن تصور کنید زندگی در چنان حالی چطور است و همه اش را با فعل زمان حال توضیح بدهید.

این کار فقط یک قانون دارد: همه چیز را طوری توضیح بدهید که انگار از قبل وجود داشته است. شاید آن متن این طوری باشد:

دوست دارم بدوم، چون بدن آماده ای دارم. ضربان قلبم را حس می کنم. نفس های عمیق می کشم. عضلات ران و ساقم قوی هستند. من آدم سالمی هستم و به جسمم چون جایگاه مناسبی برای روحم است، احترام می گذارم. من آماده ام و بهتر از همیشه می دوم. هرروز سرعت و قدرتم بیشتر می شود…

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قدرت ضمیر خودآگاه و ذهن ناخودآگاه – اسرار مغز

 

وقتی با نوار مشغول برنامه ریزی مجدد هستید، می توانید تصویرسازی کنید چون می دانند بهتر از تمرین جسمی قوای نهفته را آزاد می کند.

 

با تصور مکرر نتیجه مطلوب، فضای شناخت در ناخودآگاه ایجاد می شود. از این راه، بدن به رفتار عادت می کند و انتظار آن را دارد.

 

مسیرها و شبکه های جدید هم  در مغز ساخته می شوند تا مغز به طور خودکار دنبال لوازم دستیابی به هدف بگردد. شبکه های جدید هم رفتار را به مسیر دیدگاه نو هدایت می کنند.

برای اینکه با گوش دادن به نوار تصویر بسازید، چشم ها را ببیدید و تصویر آنچه را می شنوید، به ذهن بیاورید. البته هنگام رانندگی یا دویدن این کار را نکنید! این طور یک فیلم ذهنی می سازید که می توانید چندین بارآن را تماشا کنید.

البته برای تصویرسازی، نوار ضرورتی ندارد. تصویرسازی به سادگی خلق اعتقادات جدید است، انگار که به یک نمایش نامه رنگ، صدا، بو یا… اضافه کنیم.

تاجران دفتر کاری زیبا، کارمندانی پرکار، فهرست های سنگین دریافتی و سیل سفارش را می بینند.

می شود با تصور رفتارهای قدیم و حذف آن ها با رفتار جدید، روش هایی تازه ساخت. آنتونی رابینز به این روش «ویژه» می گوید.

چون وقتی الگوی جدید را در ذهن تان می آورید که الگوی قدیم را کنار می زند و جایش را می گیرد، صدای «ویژه» درمی آورید.

بعضی آدم ها تصویرساز خوبی نیستند و با کمک نوار بهتر تصویرسازی می کنند. اما تصویرسازی سخت نیست. یک بار امتحان کنید. چشم ها را ببندید و فرض کنید در یک روز گرم بهاری که نسیم می ورزد، به دامن طبیعت رفته اید.

چه شد؟ تصویر را دیدید؟ اگر نه، صدای گنجشک ها را شنیدید، بوی علف را به مشام کشیدید یا نسیم را روی صورت تان حس کردید؟ اگر تصویر را ندیدید، نگران نباشید.

شنیدن، احساس کردن و بو کردن هم مثل تصویرسازی موثر هستند. اصل این است که فضا را هرچه بهتر احساس کنید. این کار میزان انرژی ما و پیام های ارسالی به کائنات را افزایش می دهد.