نوشته‌ها

, ,

توجه و تمرکز چیست – چطور می توانیم در کارمان متمرکز باشیم!

توجه و تمرکز چیست؟

توجه و تمرکز چیست – چطور می توانیم در کارمان متمرکز باشیم

در این مقاله به تعریف توجه و چگونگی استفاده از توجه و تمرکز در کارهایمان می پردازیم.

ذهن راه هر مسئله در زندگی‌تان بسط و توسعه خواهد یافت و به گونه‌های مختلف خود را نشان خواهد داد. برای مثال اگر ضمن این‌که بدهکارید، از سرمایه قابل‌توجهی نیز برخوردار باشید و تمام ذهن را به سرمایه‌تان معطوف کنید، یقین بدانید که در آینده نه‌چندان دور سرمایه‌ی شما افزایش پیدا خواهد کرد. به بیانی دیگر اگر سرمایه تان فقط پانصد هزار تومان و بدهی شما پنج میلیون تومان است و تمامی اندیشه و احساس خود را متوجه سرمایه تان سازید، به‌طورقطع به سرمایه خودکاری صورت خواهید داد و به‌گونه‌ای در جهت رشد و افزایش آن مؤثر خواهد بود.

به‌عکس، اگر تمام ذهنتان را به بدهکاری‌تان معطوف کنید و همواره به خود خاطرنشان کنید که تا چه اندازه مفلس و بی‌پول هستید و حیات عاطفی و هیجانی خود را در این مسیر هدایت کنید، به‌طور قطع افلاس و نداری در زندگی‌تان گسترش خواهد یافت. این اصل در مور وضعیت جسمانی شما نیز صادق است.. اگر ذهنتان را به سرماخوردگی متمرکز کنید و همواره درباره‌ی آن سخن بگویید و با هر کس که برخورد می‌کنید از احساس سستی و رخوتت خود شکوه و گلایه سر دهید، نیروی شما در جهت توسعه سرماخوردگی هدایت خواهد شد.

اما اگر ذهنتان را به بخش سالم و تندرست وجودتان متمرکز کنید و از نشاط و تندرستی خود با دیگران سخن بگویید، سلامتی و شادکامی در کشتزار باطن شما بارور شده و در وقت مناسب ثمره‌اش را به بار خواهد آورد.

ما بر اساس افکارمان دست به عمل می‌زنیم و همین افکار است که به تجربه‌های روزانه زندگی ما تبدیل می‌شود به همین دلیل اگر شما بخش قابل‌توجهی از نیروی ذهن خود را کمبود و تنگنا متمرکز کنید، کمبود و نداری در آگاهی شما جریان یافته و به‌طورقطع این وضعیت را در زندگی‌تان بسط و توسعه‌خواهید داد. اینک قصد دارم با اشاره به یک مثال واقعی کارکرد این اصل را به شما نشان دهم.

یکی از دوستانم به نام (باب برایج) بسیار سرحال و خوش‌مشرب است. هر کس از معاشرت و مراوده با وی لذت می‌برد. او درگذشته در بیشتر جنبه‌های زندگی‌اش اصل فراوانی را به‌کاربرده و ثمرات ارزشمندی عایدش شده بود. باوجوداین درزمینه فعالیت‌های شغلی ، همواره ذهنش را بر آنچه نداشت متمرکز می‌کرد. باب خواننده و ترانه‌سرای بااستعدادی بود و قصد داشت مجموعه ترانه‌های خود را در سطح وسیع، تولید و در نقاط مختلف کشور توزیع کند. اما برای شروع این کار نیاز به سرمایه داشت و متقاعد شده بود که وضعیت عالی‌اش اجازه چنین کار را به وی نمی‌دهد.

در حقیقت کمبود و نداری بر ذهن و نفسانیات او حاکم بود و وی را از تحصیل سرمایه برای دستیابی به هدفش محروم می‌کرد. وقتی صحبت از اجرای برنامه در برابر حضار به میان می‌آمد، یقین داشت که از عهده انجام این کار بر نخواهد آمد.

در حقیقت معتقد بود که تنها راه تولید و انتشار جُنگ ترانه‌هایش آن است که ناگهان فرشته‌ای در برابرش ظاهرشده و سرمایه لازم را در اختیارش بگذارد. در خلال چند جلسه گفتگو کوشیدم به او تفهیم کنم که ضمیر باطن او از تصاویر منفی آکنده است و شرایط غنا، رفاه و پیشرفت او را سد کرده و به وی اجازه نمی‌دهد که به رؤیایش جامه‌ی عمل بپوشاند. سرانجام در جلسات سخنرانیم، چند بار از باب دعوت کردم که قبل از سخنرانی ترانه‌های زیبایش را اجرا کرد و با استقبال عموم مواجه شد.

سرانجام موفق شد عرصه‌ی تخیلات خود را جولانگاه توانایی‌ها و هدف‌های خود بسازد و بر انگاره‌های کمبود و نداری که سالها ی سال به دنبال می‌کنید فایق آید. این جوان مدت‌ها و به آنکه احساس خستگی کند به این تمرین روحی پرداخت.

و دیگر حاضر نشد که به ناتوانایی‌های خود بیندیشد و افکار منفی را به سر راه دهد. او حدود یک سال به دورترین نقاط کشور سفر کرد و به اجرای کنسرت پرداخت و در تمام این مدت موفقیت و شادکام را کانون توجه قرارداد. او در یک گفتگوی تلفنی به من گفت که سرانجام جسارت لازم را در خود پدید آورده و هزینه‌ی تولید آلبوم ترانه‌هایش را استعلام کرده است. سرمایه ای که او برای انجام این کار بدان نیاز داشت بیشتر از تمام اندوخته‌اش در طول عمرش بود.

به او توصیه کردم که فکر خود را یکسره به سعادت وتوان گری متمرکز کند و هرگز اجازه ندهد که اندیشه‌ای ناشی از کمبود و تنگنا به جریان آگاهیش نفوذ کند.

او این پیام را دریافت کرد و بر این اساس کارش را آغاز کرد. یک روز بعدازظهر آب از طریق تلفن راه دور به من گفت که: (در تمام این مدت تنها به پول و سرمایه‌ای فکر می‌کردم که قرار است در اختیارم قرار گیرد). هرگز اجازه ندادم که اندیش فقر و نداری و کمبود به ذهنم خطور کند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید:تمرکز چیست؟ قابلیت ذهنی تمرکز برای قانون جذب

او در ادامه مطلب افزوده که به‌اتفاق یکی از دوستانش درباره‌ی راه‌های تحقق هدفش بررسی‌های فراوانی کرده است، تا این‌که روزی باب به دوستش گفت: (چه طور است از پانزده تن از آشنایانم تقاضا کنم که هر یک هزار دلار در کار من سرمایه‌گذاری کنند؛ منظورم افرادی است که واقعاً به هنرمندی من اعتقاددارند؟) و دوستش پاسخ داد: من باکمال میل نخستین فردی هستم که در این کار سرمایه‌گذاری می‌کنم. و به‌این‌ترتیب باب پیشاپیش یک پانزدهم سرمایه‌ی موردنیاز را در اختیار داشت.

او ظرف سه روز اوراق سرمایه‌گذاری را آماده کرد و به امضای سرمایه‌گذاران رساند. باب از آن‌که می‌دید سرانجام بر ذهنیت کمبود و نداری غلبه کرده است از خوشحالی در پوستش نمی‌گنجید؛ از وقتی‌که او ذهنیت فراوانی را کانون توجه قرارداد، به‌طور کامل این موهبت در زندگش توسعه یافت و بر مقدرات او حاکم شد. دو ماه بعد، او جُنگ ترانه‌هایش را تولید کرد. چندی نگذشت که او حسن شهرتی به هم زد و از اطراف و اکناف به سراغش آمدند و در شرکت او سرمایه گذاری کردند. او به‌جای کمبود، ذهنش را به فراوانی معطوف کرد و از این رهگذر سود فراوانی عایدش شد.

دیری نپایید که او سود و سرمایه تمام سرمایه گذاران را پرداخت و اکنون سرگرم دومین مرحله تولید آلبوم ترانه‌هایش می‌باشد. درروی جلد آلبوم او این عبارت به چشم می‌خورد:

(تقدیم به دوست عزیزم وین دایر، از تلاش تو در اینجا جرأت و جسارت در من قدردانی می‌کنم.)

این اصل در مورد هر یک از ما نیز مصداق دارد. برا دستیابی به ثروت، تنعم و موهبت‌های جهان هستی تنها کافی است که سخاوت و گشاده‌دستی طبیعت را باور کرده و ذهن خود را به کانون وفور و فراوانی متمرکز کنید. وقتی با اعتقاد به رفاه، آسایش و خوشبختی، زندگی و تنفس و توجه می‌کنید و بر این باورید که هر چیزی به میزان عظیم و کلان در دنیا وجود دارد و از این شایستگی بهره‌مندید که هر آنچه را که می‌توانید داشته باشید به دست آورید، بر اساس این نگرش که چگونه با خود و دیگران رفتار کنید کار را آغاز می‌کند.

این اصل در مورد کسب مال ثروت می‌کنید و بر این باورید که هر چیزی به میزان عظیم و کلان در دنیا وجود دارد و از این شایستگی بهره‌مندید که هر آنچه را که می‌توانید داشته باشید به دست آورید، بر اساس این نگرش که چگونه با خود و دیگران رفتار کنید کار را آغاز می‌کند.

این اصل در مورد کسب مال و ثروت می‌کنید و بر این باورید که هر چیزی به میزان عظیم و کلان در دنیا وجود دارد و از این شایستگی بهره‌مندید که هر آنچه را که می‌توانید داشته باشید به دست آورید، بر اساس این نگرش که چگونه با خود و دیگران رفتار کنید کار را آغاز می‌کند.

این اصل در مورد کسب مال ثروت می‌کنید و بر این باورید که هر چیزی به میزان عظیم و کلان در دنیا وجود دارد و از این شایستگی بهره‌مندید که هر آنچه را که می‌توانید داشته باشید به دست آورید، بر اساس این نگرش که چگونه با خود و دیگران رفتار کنید کار را آغاز میکند. این اصل در مورد کسب مال ثروت، شادمانی، تندرستی، موفقیت های تحصیلی وچیزهای دیگر هم صدق می کند.

,

تمرکز چیست؟ قابلیت ذهنی تمرکز برای قانون جذب

نقش تمرکز حواس در قانون جذب

تمرکز چیست؟ قابلیت ذهنی تمرکز برای قانون جذب

با یک داستان واقعی از یک فرد آمریکایی به توضیح نقش تمرکز  در قانون جذب می پردازیم

جان برگر نوعی کارآگاه است که در فروشگاه آپرایست ساید شهر منهتن کار می‌کند و دائم در لابه‌لای خریداران و مشتری‌هایی که در طبقه‌ی اول فروشگاه به دنبال خرید کالاهای خود هستند حرکت می‌کند و مراقب آن‌هاست.

جان باکت و شلوار مشکی، پیراهن سفید، کراوات قرمز و بی‌سیم به دست، توجه خودش را از این خریدار به آن خریدار متمرکز می‌کند و به معنای واقعی استاد توجه است.

چالش دشواری است. در هرلحظه بیش از پنجاه خریدار در این طبقه هستند و بعضی در حال امتحان کردن جواهرات درجلوی پیشخان جواهرفروشی هستند، بعضی در حال پوشیدن شال و روسری و عده‌ای دارند کیف یا کفش می‌بینند و همان‌طور که آن‌ها دارند کالاها را برای خرید ارزیابی می‌کنند، جان نیز تک‌تک آن‌ها را زیر نظر دارد.

جان انگار در میان خریدها والس می‌رقصد و حرکات رفت و برگشتی موزونی انجام می‌دهد. برای لحظه‌ای پشت پیشخان کیف‌های چرمی می‌ایستد و چشم‌هایش را به یک خریدار احتمالی می‌دوزد؛ سپس سریع به نقطه‌ای در نزدیکی در می‌رود، بعد از آنجا به گوشه‌ی دیگری حرکت می‌کند که به او دید بهتری می‌دهد تا سه نفر را که مظنون به نظر می‌رسند زیر نظر بگیرد.

درحالی‌که مشتری‌ها فقط به کالاها و اجناس نگاه می‌کنند، جان با چشمان عقاب وار خود آن‌ها را زیر نظر دارد.

در هندوستان، ضرب‌المثل معروفی هست که می‌گوید: ((وقتی‌که یک جیب‌بر به فردی مقدس و روحانی می‌نگرد همه‌ی چیزی که می‌بیند جیب‌های اوست!)) جان نیز در میان هر جمعیت فقط جیب‌برها را می‌بیند. پیکان نگاه او مثل یک چراغ‌قوه است. چهره‌اش آدم را یاد غول یک‌چشم افسانه‌ها می‌اندازد. جان برگر سراپا تمرکز است.

من از جان پرسیدم: ((با نگاه خود چه چیزی را جست‌وجو می‌کنی؟))

جان برگر جواب داد: ((کسی که به فروشگاه آمده تا دزدی کند چشم‌هایش به طرز خاصی حرکت می‌کند،‌ یا بدنش به شیوه‌ی خاصی تکان می‌خورد و خلاصه نشان می‌دهد که می‌خواهد چیزی بردارد. این‌جور اشخاص گاهی اوقات دورهم جمع می‌شوند، یا یک‌جور دزدکی به اطراف نگاه کنند.

من آن‌قدر با این‌جور دزدها سروکار داشته‌ام که حالا دیگر با نشانه‌های رفتاری آن‌ها آشنا هستم.))

وقتی‌که جان یکی از مشتری‌ها را از میان پنجاه مشتری حاضر در فروشگاه نشان می‌کند، آنگاه ۴۹ نفر بقیه و هر چیز دیگر را نادیده می‌گیرد. درواقع او با کنار زدن همه‌ی موضوعاتی که حواس او پرت می‌کنند، قدرت عالی تمرکز خود را به نمایش می‌گذارد. و این یعنی که آن یک نفر بر اساس قانون جذب و تمرکز به سمت این فرد کشیده شده است.

این نوع آگاهی و بیداری همه‌جانبه، که در آن فرد دائم در پی علائم و نشانه‌های کمیاب است، چندین نوع مختلف از توجه را طلب می‌کند- ازجمله توجه پایدار، گوش‌به‌زنگ بودن،‌ موقعیت چیزی را تعیین کردن، و مدیریت کردن همه‌ی این موارد- که هرکدام از آن‌ها در مدار پیچیده‌ی منحصربه‌فردی از مغز شکل می‌گیرند و یک ابزار ذهنی اساسی محسوب می‌شوند.

این حالت جست‌وجوگری و پاییدن افراد توسط جان برای پیدا کردن دزد احتمالی،‌ یکی از نخستین جنبه‌های توجه بود که ازلحاظ علمی مورد مطالعه قرار گرفت.

تحقیق و بررسی در مورد عواملی که به ما کمک می‌کند تا گوش‌به‌زنگ و مراقب باشیم در طی جنگ جهانی دوم آغاز شد؛‌ زیرا ارتش به تعدادی متصدی رادار نیاز داشت که بتوانند برای ساعت‌ها کاملاً هشیار و گوش‌به‌زنگ باقی بمانند.

تحقیقات نشان می‌داد بسیاری از این افراد در دقایق پایانی شیفت مراقبت خود، سیگنال‌های هواپیماهای دشمن را براثر عدم توجه نمی‌توانند ردیابی کنند.

در اوج جنگ سرد، به خاطر دارم با محققی ملاقات کردم که از طرف پنتاگون مأموریت یافته بود که سطح هشیاری و گوش‌به‌زنگی افرادی را که سه تا پنج روز نخوابیده بودند اندازه‌گیری کند.

می‌خواستند بررسی کنند ببینند افسران نظامی که در اعماق انبارهای سوخت کار می‌کنند در طی جنگ جهانی سوم چقدر لازم است که بیدار و هشیار بمانند. خوشبختانه آزمایش آن‌ها هرگز به مرحله‌ی عمل نرسید و پروژه‌ی مزبور ادامه پیدا نکرد، ولی یافته‌های حاصل از این تحقیق نشان داد حتی اگر افراد به‌اندازه‌ی سه تا چهار شب بی‌خوابی کشیده باشند بازهم اگر نسبتاً تحریک و برانگیخته شوند، قادر خواهند بود همچنان گوش‌به‌زنگ و هشیار باقی بمانند (اما اگر تحریک و برانگیخته نشوند به‌زودی خوابشان برد.)

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: چرا نمی توانیم تمرکز کنیم ؟ چطور متمرکز باشیم

تمرکز چیست؟ قابلیت ذهنی تمرکز برای قانون جذب را با این مطلب ادامه میدهیم ، در سالهای اخیر، علم مربوط به توجه به مرزهایی بسیار فراتر از گوش‌به‌زنگی و مراقبت گام نهاده است. این علم به ما می‌گوید مهارت توجه تعیین می‌کند که ما کاری را تا چه حد خوب انجام دهیم. اگر قوه‌ی توجه ما به‌خوبی بر وظیفه‌ای که پیش روی ماست تمرکز نکند، آنگاه کار مزبور را خوب انجام نخواهیم داد. همه‌ی چالاکی و زیرکی ما در عرصه‌های مختلف زندگی به همین قدرت توجه و تمرکز ما بستگی دارد.

اگرچه ارتباط تنگاتنگ میان توجه و تمرکز ذهن باکیفیت عملکرد ما، در اکثر اوقات مخفی باقی می‌ماند،‌ ولی درهر کاری که می‌خواهیم انجام دهیم اثرگذار است.

توجه ابزار رام و مطیعی است که حاصل عملیات ذهنی بی‌شماری است فهرست کوتاهی از برخی از آن‌ها عبارت است از: ادراک، حافظه، یادگیری، درک چگونگی احساس و دلیل آن، تشخیص احساسات دیگران و تعامل با آن‌ها.

به تعریف تمرکز و اینکه تمرکز حواس و تمرکز ذهن چیست میپردازیم!

هدف من در اینجا آن است که نقش این مهارت ذهنی مهم را در عملیات ذهنی آشکار کنم و همچنین نقش برجسته‌ی آن را درکی زندگی متعالی نشان دهم. سفر ما با کشف زیربنا و پایه‌های توجه آغاز می‌شود. گوش‌به‌زنگی و هشیاری تندوتیز جان برگر فقط یکی از انواع توجه را نشان می‌دهد.

علم شناخت در حال مطالعه و بررسی حیطه‌ی وسیعی است، ازجمله: تمرکز، توجه گزینشی و بیداری گسترده. همچنین به پژوهش در مورد این می‌پردازد که ذهن چگونه توجه را به خدمت می‌گیرد تا عملیات ذهنی را تحت نظارت خود درآورد.

قابلیت‌ها و استعدادهای حیاتی انسان بر همین مکانسیم های اساسی حیات ذهنی بنا می‌شوند. ازجمله خودآگاهی که می‌تواند مدیریت بر خویشتن را در ما تقویت کند؛ یا همدلی که پایه و اساسی برای مهارت ارتباط‌گیری با دیگران محسوب می‌شود.

این قابلیت‌ها پایه و اساس هوش باطنی به شمار می‌روند. همان‌طور که خواهیم دید ضعف و کاستی درزمینه ی این قابلیت‌ها می‌تواند زندگی یا شغل ما را تضعیف کند، درحالی‌که تقویت این قابلیت‌ها و استعدادها باعث افزایش موفقیتمان می‌شود.

ورای قابلیت‌هایی همچون خودآگاهی، همدلی و غیره‌، همگی ما با نظام و سیستم‌هایی روبه‌رو هستیم که جهان کنونی اطراف ما را می‌سازند و همگی ما چالشی پنهانی برای سازگاری با این سیستم‌های حیاتی داریم. البته مغز ما برای این کار طراحی نشده است و در این سیستم‌ها گیر میکنیم؛ ولی شناخت این سیستم‌ها به ما کمک می‌کند تا بتوانیم بر عملکرد یک سازمان، یک اقتصاد، یا فرآیندهای جهانی که زندگی روی سیاره‌ی ما را حمایت می‌کنند آگاهی پیدا کنیم.

سرانجام همه‌ی آن‌ها به یک مهارت سه‌شاخه منتهی می‌شود: تمرکز بر خود، تمرکز بر دیگری و تمرکز بر دنیای بیرونی. اگر به دنبال یک زندگی خوب و موفقیت‌آمیز هستیم باید در هر سه زمینه چالاک و قوی باشیم.

خبرهای خوب در مورد توجه، از آزمایشگاه های علم اعصاب و کلاس‌های مدرسه می‌آید، مکان‌هایی که یافته‌ها به کار گرفته‌شده ونشان داده‌اند می‌توانیم این عضله‌ی ذهنی حیاتی را تقویت کنم.

توجه دقیقاً مثل یک عضله عمل می‌کند، اگر آن را کم به کار ببریم ضعیف می‌شود و اگر زیاد مورداستفاده قرار دهیم کارآمد و قوی می‌شود در ادامه خواهیم دید که چگونه یک تمرین هوشمندانه می‌تواند باعث رشد و تقویت توجه شود.

مدیرانی که می‌خواهند در کار خود نتیجه بگیرند و موفق باشند باید در هر سه نوع تمرکز مهارت کافی داشته باشند. تمرکز درونی به ما قدرت می‌دهد تا ادراک شهودی خود را وسعت ببخشیم، ارزش‌های خود را مشخص کنیم و بهتر تصمیم بگیریم.

تمرکز بر دیگری، ارتباطات ما با دیگران را در زندگی روزمره تسهیل می‌بخشد. و تمرکز بیرونی به ما امکان می‌دهد تا در دنیای وسیع بیرونی مسیر خود را پیدا کنیم و به بیراهه نرویم. فردی که از دنیای درونی خود بی‌خبر باشد مثل کشتی بدون سکان خواهد بود، کسی که از وجود دیگران بی‌خبر باشد تنها و سرگردان خواهد بود، و بالاخره آن‌هایی که از نظام و جامعه‌ی خود و دنیا غافل باشند گمراه و ناآگاه باقی خواهند ماند و در تصمیم گیری‌های درازمدت خود شکست خواهند خورد.

و در این فقط مدیران نیستند که از تعادل در تمرکز سه‌گانه‌ی خود سود می‌برند، همه‌ی ما در دنیایی دلهره‌انگیز و هولناک زندگی می‌کنیم که مملو از تنش و رقابت و مبارزه است. هرکدام از این سه تمرکزمی متواند به ما کمک کند تا در زندگی خود به تعادل و توازن برسیم و شاد و سازنده باشیم.

توجه از کلمه‌ی لاتین attendere به معنای ((رسیدن به، ارتباط برقرار کردن با)) گرفته‌شده است و ما را به جهان مرتبط می‌کند و تجربه‌ی ما را شکل داده و تعریف می‌کند. دانشمندان عصب‌شناس، میخائیل پوسنر و ماری روت بارت، می نویسند: ((قوه‌ی توجه انسان مکانیسمی را ارائه می‌دهد که موجب آگاهی ما از جهان می‌شود و به کمک آن می‌توانیم به‌گونه‌ای آزادانه افکار و احساسات خود را تنظیم کنیم.)) آن‌ها تریسمان، مدیر تحقیقاتی که در همین زمینه انجام‌گرفته، اظهار می‌دارد:

آنچه می‌بینیم به شیوه‌ی توجه ما بستگی دارد. یا آن‌طور که بودا می‌گوید: ((توجه و تمرکز ماست که واقعیت را برای ما خلق می‌کند.))

,

قدرت تمرکز – به هر آنچه تمرکز کنیم، تبدیل به ایده‌ی واقعیت می‌شود

چطور تمرکز بیشتری داشته باشیم؟

قدرت تمرکز – به هر آنچه تمرکز کنیم، تبدیل به ایده‌ی واقعیت می‌شود

اگر بخواهید، نمی‌توانید در هرلحظه‌ای افسرده شوید؟ بدون شک، می‌توانید فقط بر مسائل وحشتناک گذشته‌تان تمرکز کنید. همه ما تجارب بدی درگذشته‌مان داریم. این‌طور نیست؟ اگر بر آن‌ها تمرکز کنید، آن‌ها را مجسم نمایید و به آن‌ها بیندیشید، خیلی زود آن را احساس خواهید کرد.

تاکنون فیلم وحشتناک دیده‌اید؟ صدها بار به تماشای آن فیلم وحشتناک ننشسته‌اید؟ البته که نه! چرا؟ چون از مرور آن فیلم احساس خوبی ندارید! پس چرا دائماً آن فیلم را در ذهنتان مرور می‌کنید؟ چرا خودتان را در کمترین نقش‌های دلخواهتان می‌بینید که در مقابل کمترین نقش‌های مقابل بازی می‌کنید؟ چرا بارها و بارها فاجعه‌های تجاری یا تصمیم‌های شغلی بد را تکرار می‌کنید؟

البته فیلم‌های درجه ((ب))، فقط محدود به تجربه‌ی گذشته‌تان نمی‌شوند. همین‌الان می‌توانید هرچیزی که در حال حاضر موجب بروز احساس بدی در شما می‌شود، تمرکز کنید؛

حتی می‌توانید به چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده است، بیندیشید و پیشاپیش حس بدی نسبت به آن پیدا کنید! هرچند ممکن است الآن به چنین چیزی بخندید، اما متأسفانه بسیاری از ما هرروز چنین کاری می‌کنیم.

آیا می‌خواستید همین الآن احساس هیجان و شادی داشته باشید؟ آیا زمانی که بسیار هیجان‌زده بودید را به یاد می‌آورید؟ می‌توانید روی آ ن تمرکز کنید؟ آیا می‌توانید آن را با همان جزئیات دقیقی که در مورد آن احساسات داشتید، به یادآورید؟ شرط می‌بندیم که می‌توانید.

آیا می‌توانید همین الآن روی مسائل هیجان‌انگیز زندگی‌تان یا آنچه حس می‌کنید در زندگی‌تان فوق‌العاده است، تمرکز کنید؟ دوباره می‌گویم، شما می‌توانید روی مسائلی که هنوز اتفاق نیفتاده‌اند، تمرکز کنید و پیشاپیش حس خوبی نسبت به آن‌ها داشته باشید این قدرت اهداف است. به خاطر در بخش دوازدهم به این مباحث خواهیم پرداخت.

به هر آنچه تمرکز کنیم، تبدیل به ایده‌ی واقعیت می‌شود

واقعیت این است که چند چیز مطلق هستند. معمولاً احساستان نسبت به مسائل و مفهوم یک تجربه‌ی خاص، بستگی به توجه و تمرکز شما دارد. ((الیزابت))، همان زنی که بی‌نظمی چند شخصیتی داشت،‌دچار رنج و عذاب بود. راه گریز او، خلق یک شخصیت جدید برای هر حادثه‌ای بود که باید به‌صورت احساسی حل‌ و فصل می‌شد.

با این کار، او می‌توانست با مشاهده‌ی مشکل از دید فرد دیگری، توجهش را تغییر دهد او می‌توانست با مشاهده‌ی مشکل از دید فرد دیگری، توجهش را تغییر دهد؛

اما او حتی پس از یکی شدن شخصیت‌هایش بازهم رنج می‌کشید. او آموخت که چگونه با تغییر آگاهانه جسم و توجهش، حالت خود زا تغییر دهد و بدین‌ وسیله کنترل زندگی‌اش را در دست گیرد.

تمرکز، واقعیت نیست، فقط یک دیدگاه است. تمرکز، فقط دیدگاهی از واقعیت مسائل است. این دیدگاه (قدرت تمرکزمان) را به‌عنوان عدسی‌های یک دوربین تصور کنید. لنزهای دوربین، فقط تصویر و زاویه‌ی آنچه بر آن تمرکز و توجه کرده‌ایم را نشان می‌دهند.

به این خاطر، تصاویر شما می‌توانند به‌آسانی واقعیت را تغییر دهند و فقط بخش کوچکی از یک تصویر بزرگ را به نمایش بگذارند.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید: هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

تصور کنید با دوربین به یک مهمانی رفته‌اید، در گوشه‌ای نشسته‌اید و به گروهی از افراد که مشغول بحث با یکدیگر هستند،‌توجه دارید. آن مهمانی چه گونه است؟ ممکن است ناخوشایند و بی‌نتیجه باشد و هیچ‌یک از آن افراد لذت نبردند.

آنچه باید به یاد داشته باشیم این است که نحوه‌ی نشان دادن و ارائه‌ی مسائل در ذهنتان، احساسمان را مشخص می‌کند. اما چه اتفاقی می‌افتاد اگر دوربینتان را روی گوشه‌ی دیگر اتاق زوم می‌کردید که افراد در اینجا می‌خندیدند، شوخی می‌کردند و لحظات خوبی داشتند؟

این تصویر، مهم‌ترین بخش مهمانی را نشان می‌داد که در آن‌همه رفتاری مسالمت‌آمیز داشتند!

به این خاطرات که در مورد زندگینامه‌های غیر معتبر، جنجال‌های زیادی وجود دارد: این زندگینامه‌ها، فقط دیدگاه یک فرد از زندگی فرد دیگری است. اغلب، افراد حسودی که به خراب کردن افراد و مسائل علاقه‌منداند، چنین دیدگاه‌هایی ارائه می‌دهند. مشکل این است، دیدگاه زندگی‌نامه فقط به زاویه‌ی دوربین نویسنده محدود است و همه ما میدانیم که دوربین‌ها واقعیت را تحریف می‌کنند و به شکل دیگری نشان می‌دهند. یک نمای نزدیک می‌تواند همه‌چیز را بزرگ‌تر از واقعیت نشان دهد.

با استفاده‌ی ماهرانه از دوربین، می‌توانید بخش‌های مهم واقعیت را کوچک کنید یا به‌صورت مبهم نشان دهید.

دانلود کتاب قانون جذب

 

 

 

, ,

نقش برنامه ریزی در قانون جذب و رسیدن به خواسته ها

تاثیر برنامه ریزی در قانون جذب

نقش برنامه ریزی در قانون جذب و رسیدن به خواسته ها

برنامه‌ریزی راهبردی در زمان و هزینه صرفه جویی می‌کنددلیل مفید بودن برنامه‌ریزی راهبردی این است که در زمان و هزینه بسیار صرفه جویی می‌کند.

با فکر کردن در مورد سؤالات و مفاهیم کلیدی، خیلی زود خود را در موقعیتی می یابید که وظایف مهم بیشتری را در جهت هدف‌های اصلی تان به انجام می رسانید و هم‌زمان نیز کمتر فعالیت‌هایی را که چندان مفید نیستند انجام می‌دهید.

شما کارهای درست بیشترو کارهای غلط کمتری انجام خواهید داد و هدف‌های مشخصی برای شرکت و افراد آن تعیین خواهید کرد. همچنین توانایی خود را برای سنجش و پی گیری نتایج بهبود می‌بخشید و به این ترتیب به تمام امور زندگی شخصی و حرفه‌ای‌تان سرعت می‌دهید.

هدف از برنامه‌ریزی راهبردی گروهی افزایش سود سهام است. منظور از سهام میزان سرمایه سهام دار و فعالیت‌های شرکت است. هدف از برنامه‌ریزی راهبردی در تجارت، تجدید نظر در سازمان‌دهی فعالیت‌های گروه یا شرکت است تا کیفیت و کمیت خروجی نسبت به ورودی بالاتر برود و سود اوری بیشتر شود.

به طور کلی هدف از برنامه‌ریزی راهبردی این است که شرکت نیروی انسانی و منابع موجود بهره برداری موثرتری بکند.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید: انتخاب هدف – هدفگذاری براساس قانون جذب

در این صورت عملکرد شرکت بهتر از قبل می‌شود و از رقبای خود جلو می‌افتد. میزان ارتقا عملکرد از طریق میزان افزایش فروش، مشارکت در بازار، سودآوری، سود سهام و نیز موقعیتی مناسب تر برای آینده شرکت قابل سنجش خواهد بود.

طراحی زندگی شخصی و شغلی‌تان

برنامه‌ریزی راهبردی فردی بسیار مشابه برنامه‌ریزی راهبردی گروهی است با این تفاوت که در برنامه‌ریزی راهبردی فردی به جای افزایش سود سهام، هدف افزایش بازده انرژی شماست. به عبارت دیگر این برنامه‌ریزی بازده زندگی‌تان را بیشتر می‌کند.

در تجارت مبنا سرمایه است، درصورتی‌که در مورد فرد، معیار صفات و ویژگی‌های انسانی است. سرمایه شخصی شما عبارت است از انرژی ذهنی، احساسی و فیزیکی که باید آن‌ها را در زندگی شغلی‌تان سرمایه‌گذاری کنید.

هدفتان باید این باشد که در هر کاری که انجام می‌دهید بالاترین بازده ممکن را از سرمایه های فردیتان به دست آورید. اینکه چگونه روی وجود خودتان سرمایه‌گذاری کرده‌اید درآمد شما را تعیین می‌کند‌‌‌‌‌. این نکته اصلی برنامه‌ریزی راهبردی فردی است.

اگر می بینید در زندگی شخصی و حرفه‌ای نتیجه دلخواهتان حاصل نمی‌شود، باید بدانید که زمان بررسی مجدد برنامه‌ریزی راهبردی فرا رسیده است. موقعی که احساس یاس و نارضایتی به شما دست می دهد، علامت این است که باید بنشینید و مواضع خود را زیر سؤال ببرید.

اگر کارتان را با تنش و عصبانیت انجام می‌دهید و متوجه شده‌اید که سخت کوشی شما پاداش مناسبی در بر ندارد، باید کنار بکشید و مجددا برنامه‌ریزی خود را بررسی کنید.

 

تمرکز خود را بیشتر کنید

در اینجا چند سؤال اضافی به‌عنوان بخشی از برنامه‌ریزی راهبردی فردی که باید مدام از خود بپرسید و به آن‌ها جواب بدهید مطرح می‌شود:

_اگر می‌توانستید با یک حرکت عصای جادویی آنچه را که در زندگی‌تان آرزو دارید به دست آورید، آرزویتان چه بود؟

_اگر می‌توانستید شیوه زندگی‌تان را تمام و کمال در اختیار داشته باشید، چگونه زندگی می‌کردید؟

_اگر می‌توانستید تقویم ایده الی برای خودتان درست کنید، چگونه هرروز، هر هفته، هرماه و هرسال را می‌گذراندید؟

_اگر همین امروز یک‌میلیون دلار پول نقد دریافت کنید، چه تغییراتی در زندگی‌تان می‌دهید؟ اولین کاری که می‌کنید چیست؟

_کدام بخش از کارتان را بهتر انجام می‌دهید و از آن بیشتر لذت می‌برید؟ بهترین عملکرد شما در چه بخشی است؟ به چه فعالیت‌هایی بیشتر علاقه دارید؟

_اگر همین امروز اطلاع پیدا کنید که فقط شش ماه از زندگی‌تان باقی‌مانده، چه می‌کنید و چگونه وقت باقی‌مانده را سپری می‌کنید؟

_ درصورتی‌که دست‌یابی شما به بزرگ‌ترین چیزی که در ذهنتان دارید کاملاً تضمین‌شده باشد، این ایده آل چه خواهد بود؟

اگر به این سؤالات صادقانه پاسخ دهید، آگاهی‌تان نسبت به خودتان که چه می‌خواهید و که هستید فوق‌العاده بیشتر می‌شود. با این کار همیشه به کارهایی برمی‌خورید که باید هر چه سریع‌تر آن‌ها را متوقف کنید. به‌علاوه متوجه خواهید شد که برخی کارها را باید بیشتر انجام بدهید و فعالیت‌های جدیدی را نیز آغاز کنید.

برنامه‌ریزی راهبردی فردی زندگی شمارا به هفت بخش تقسیم می‌کند. با این تقسیمات می‌توانید تشخیص دهید در هر بخش چه می‌خواهید و برای دست‌یابی به آنچه باید بکنید. هفت بخش زندگی شما به شرح زیر است:

حرفه و آینده کاری:

چگونه می‌توانید به موفقیت و رضایت کامل برسید و در حوزه خود بهترین بشوید؟

زندگی خانوادگی و شخصی:

چگونه می‌توانید بین موفقیت بیرونی و روابط شخصی توازن برقرار می‌کنید؟

پول و سرمایه‌گذاری:

چگونه می‌توانید فعالیت‌های مالی خود را تحت کنترل درآوردید و استقلال مالی به دست آورید؟

سلامتی و تناسب‌اندام:

چگونه می‌توانید به سطوح بالایی از انرژی، سلامت عمومی و تناسب‌اندام دست‌یابید و آن را حفظ کنید؟

پرورش و رشد فردی:

چگونه می‌توانید دانش و مهارت‌های کلیدی را تشخیص دهید و آن‌ها را کسب کنید تا بتوانید زندگی فوق‌العاده‌ای داشته باشید؟

فعالیت‌های اجتماعی و گروهی:

ساختار زندگی خود را چگونه پایه‌ریزی می‌کنید تا بتوانید برجهان تأثیری واقعی و پایدار از خود باقی می‌گذارید.

رشد معنوی و آرامش درونی:

چگونه می‌توانید زندگی درونی و تفکر خود را ساماندهی می‌کنید تا تمام توان بالقوه خو را به‌عنوان یک انسان به فعل درآورید؟

در هر بخش به خود نمره بدهید، از ۱ تا ۱۰. سپس درمی‌یابید که بیشترین تنش و ناراحتی شما به دلیل ضعف در بخش‌هایی است که پایین‌ترین نمره را گرفته‌اید. پس از تشخیص این قسمت‌ها می‌توانید اقدامات لازم برای کنترل آن‌ها را تعیین و کار را شروع کنید.

دانلود کتاب قانون جذب

,

چرا نمی توانیم تمرکز کنیم ؟ چطور متمرکز باشیم

تمرکز داشتن

چرا نمی توانیم تمرکز کنیم ؟ چطور متمرکز باشیم و چرا نمی توانیم بر روی اهداف داشته باشیم ؟

 

سوالی که شاید در طول ماه چند بار از خودمان می‌پرسیم و جواب قطعی برای آن پیدا نمی‌کنیم.
تمرکز، یکی از مهمترین دلایل موفقیت است.

وقتی شما روی نکته‌ای متمرکز می‌شوید قدرتتان در به دست‌ آوردن آن بیشتر می‌شود و چون تمام جزییات آن را می‌بینید سریعتر به نتیجه می‌رسید. اما متاسفانه بیشتر ما به جای تمرکز روی هدف، ذهنمان را درگیر مسائل و مشکلات حاشیه‌ای می‌کنیم.

به همین دلیل است که بسیاری از ما با اینکه می‌دانیم دقیقا به چه هدفی می‌خواهیم برسیم اما به دلیل عدم تمرکز کافی و توجه به مسائل بی‌اهمیت آنقدر مسیر رسیدن به هدفمان طولانی می‌شود که دیگر آن را فراموش می‌کنیم. اما حقیقت این است که هدف بخشی از وجود ماست و با کنار گذاشتن آن انگار بخشی از خودمان را کنار می‌گذاریم و شاید به همین خاطر است که هرکاری می‌کنیم از خودمان احساس رضایت نداریم!

 

اما با یافتن پاسخ اینکه چرا نمی توانیم تمرکز کنیم ؟ چطور متمرکزباشیم ، قدم‌های بزرگی به سمت اهدافمان برمی‌داریم. با ما همراه باشید تا برخی از عواملی که نمی توانیم تمرکز کنیم را بررسی کنیم:

عوامل فیزیکی

یکی از متداول‌ترین عوامل عدم تمرکز، نوع تغذیه است. شاید جالب باشد که بدانید مغز برای اینکه تنها از ۲٪ ظرفیت خود استفاده کند. بیشتر از ۲۰٪ از انرژی بدن را دریافت می‌کند. حالا فرض کنید شما چند کار ساده در طول روز انجام می‌دهید؟ بابت آن چقدر از انرژی شما صرف می‌شود؟

اگر انرژی کافی به بدنتان نرسانده باشید خیلی زود احساس خستگی و بی‌حوصلگی خواهید داشت.
پس اگر دائم از خودتان می‌پرسید که چرا نمی توانیم تمرکز کنیم قبل از هرچیز به تغذیه‌تان توجه کنید. تغذیه پرانرژی و کم‌کالری داشته باشید تا بتوانید کارکرد مغزتان را بالا ببرید.

گوارش

شاید فکر می‌کنید که به اندازه کافی غذا می‌خورید اما همچنان نمی توانید تمرکز کنید. اما نوع غذایی که می‌خورید هم مهم است. ممکن است چیزی که می‌خورید مواد مغذی به قدر کافی نداشته باشد و به همین خاطر مشکل بزرگی مثل هضم غذا را به وجود آورد چون بدن با از دست دادن آب، موجب تحریک روده و کاهش باکتری‌های مفید آن می‌شود. و در نتیجه غذا به خوبی هضم نمی‌شود و همچنان نمی‌توانیم تمرکز کنیم.

چند راهکار ساده که برای هضم بهتر غذا و در نتیجه افزایش تمرکز می‌توان استفاده کرد:

آب بنوشید: اسید معده مهمترین عامل هضم غذاست و بیش از ۹۰٪ آن از آب تشکیل شده است. با نوشیدن بیشتر آب به بهبود کارآیی آن کمک زیادی می‌کنید.

سرکه سیب: اگر احساس می‌کنید که واقعا در هضم غذا دچار مشکل هستید و با وجود خوردن غذاهای سبک بعد از خوردن غذا احساس سنگینی دارید، می‌توانید پیش از خوردن غذا یک قاشق سرکه سیب را با یک فنجان آب مخلوط کنید و بنوشید. با این کار اسید معده تحریک شده و در هضم غذا فعالیت بیشتری خواهد داشت.

پروبیوتیک بخورید: پروبیوتیک‌ها باکتری‌های مفیدی در معده هستند که به هضم درست غذا کمک می‌کنند. مصرف مواد غذایی که حاوی این باکتری مفید هستند می‌توانند علاوه بر احساس سبکی بعد از خوردن غذا، انرژی شما را افزایش دهند و در نتیجه تمرکز بیشتری در طول روز داشته باشید.

ویتامین  B

ویتامین B یکی از پرجمعیت ترین ویتامین‌ها و همینطور یکی از مهمترین آنهاست. این ویتامین با سوزاندن شکر و چربی و تبدیل آن به انرژی علاوه بر اینکه انرژی کل روز شما را تامین می‌کند، به هضم درست غذا و ایجاد تمرکز کافی در طول روز کمک بسیاری می‌کند.

ویتامین B اولین چیزی است که با بروز استرس یا ناراحتی به سرعت از بین می‌رود. اگر نمی توانیم تمرکز کنیم باید با تجویز پزشک مصرف این ویتامین را شروع کنیم تا علاوه بر تبدیل شدن به فردی پرانرژی، با تمرکز کافی به تمام اهدافمان هم برسیم.

 

اما بحثی که خیلی بیشتر من به آن تاکید دارم  و اینکه که مهمترین عامل، ذهنی و درونی است.

 

چگونه تمرکز کنم ؟

عوامل ذهنی

عوامل ذهنی در عدم تمرکز یکی از دلایلی است که بیشتر از هر چیز برای همه مشخص است. همه ما می‌دانیم که اگر نمی توانیم تمرکز کنیم دلیلش فکر کردن به مسئله‌ای خاص است. اما برای اینکه بتوانیم به اهدافمان برسیم باید در ابتدا تمام عواملی که باعث حواس‌پرتی هستند را حذف کنیم و به جای آن تمرکز را جایگزین کنیم. برخی از حواس پرتی‌ها را نمی‌توان به راحتی حذف کرد مثل فرزندان، خانواده، مسائل مالی و… اما برخی دیگر را به راحتی می‌توان کم یا حذف کرد. آنها شاید به نظر نیایند اما تاثیر زیادی در حواس‌پرتی دارند.

حواس‌پرتی‌های قابل حذف شدن

* تلویزیون
* چک کردن شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام و تلگرام
* وبگردی‌های بدون دلیل
* چک کردن دائم ایمیل بدون هدف خاصی

برای اینکه دیگر نگوییم نمی‌توانیم تمرکز کنیم باید با خودمان روراست باشیم. همه ما در طول روز و هنگام کار برخی از رفتارهای بالا را انجام می‌دهیم و گاهی زمان زیادی هم برای آن صرف می‌کنیم و زمانی را می‌سوازنیم که می‌توانستیم از آن برای رسیدن به اهدافمان استفاده کنیم . شاید در ابتدا کم کردن و حتی ترک کردن این عادت‌ها به نظر سخت برسد اما حقیقت آن است که برای رسیدن به موفقیت باید سختی هایی را هم تحمل کرد.

کافی است یک برنامه ریزی داشته باشیم و تنها یک زمان مشخص برای شبکه‌های اجتماعی یا تلویزیون در نظر بگیریم. خیلی سریع ذهن به رفتار جدید عادت می‌کند. در نتیجه این کار محتویاتی که در شبکه‌های اجتماعی یا وبگردی‌ها خوانده‌اید بخشی از ذهن شما را درگیر نمی‌کند و انرژی بیشتری برای تمرکز روی کارتان باقی می‌ماند.
در کنار این موضوع که چه چیزهایی عوامل حواس پرتی هستند. کارهایی است که می‌توان با انجام آن قدرت تمرکزمان را افزایش دهیم و دیگر از جمله نمی توانیم تمرکز کنیم استفاده نکنیم.

برنامه ریزی برای موفقیت و تمرکز

 

* مدیتیشن
* مطالعه
* تمرین ورزشی منظم
* برنامه‌ریزی
* خاطره نویسی

مدیتیشن یا مراقبه یکی از بهترین راهکارهای افزایش تمرکز و داشتن یک روز فوق‌العاده است. سعی کنید هر روزتان را با یک مراقبه شروع کنید در قدم بعدی یک برنامه روزانه داشته باشید که در آن یک زمان کوتاه و مشخص برای شبکه‌های اجتماعی وجود داشته باشد.

رسیدن به تمرکز روی هر کاری می‌‌تواند نشان دهنده موفقیت باشد. نداشتن تمرکز امروزه چیز عجیبی نیست اما آدم‌های موفق برای این با دیگران فرق دارند که راه متفاوتی را انتخاب کرده‌اند. با کمی تلاش و افزایش تمرکز می‌توانید تبدیل به فردی متفاوت شوید که خودتان بیشتر از هر کسی از شخصیت جدیدتان لذت ببرید.