نوشته‌ها

, ,

نقش برنامه ریزی در رسیدن به هدف و جذب خواسته ها

نقش برنامه ریزی در رسیدن به اهداف

نقش برنامه ریزی در رسیدن به هدف و جذب خواسته ها

تنها از طریق طرحی می‌توانیم به اهدافمان برسیم که به آن ایمان داشته و دقیقاً بر اساس آن عمل کنیم. هیچ راه دیگری برای رسیدن به موفقیت وجود ندارد.

(استفن ای برنن)

در این قسمت به تعریف برنامه ریزی و همینطور به اینکه چطور باید از برنامه ریزی در زندگی استفاده کرد،می پردازیم.

بسیاری از مردم فکر می‌کنند که داشتن یک هدف مشخص، مثبت اندیشی و خوش‌بینی نسبت به این هدف،‌تنها لازمه موفقیت و خوشبخت بودن است. اگرچه انتخاب مقصد خیلی اهمیت دارد، اما تنها نقطه آغاز کار به‌حساب می‌آید. حالا کار اصلی شروع می‌شود.

حال زمان آن است که به خود و دیگران نشان دهید در مورد هدفتان جدی و مصمم هستید.

واقعیت این است که تنها ۳ درصد مردم اهداف مشخص و مکتوب و طرح‌هایی برای رسیدن به آن دارند. تنها ۳ درصد از مردم هرروز روی مهم‌ترین اهدافشان کار می‌کنند. تنها افراد برتر هستند که بیشتر اوقات به اهداف خود فکر می‌کنند.

اکثر مردم به‌جای هدف، آرزو دارند. آن‌ها امید، رؤیا و خیال‌هایی دارند. من به این رؤیاها، ((دود سیگار)) میگویم. آن‌ها خیلی زود از شور و شوق می‌افتند و شفافیت و مسیر خاصی ندارند.

خانه رؤیاها، کسب‌وکار، رابطه و کار رؤیاهای شما تنها یک رؤیاست مگر این‌که به آن ((گوشت و استخوان)) اضافه کنید. تنها زمانی که برنامه‌ریزی کنید و جزئیات سفرتان را تهیه نمایید، می‌توانید از رسیدن به مقصد بر اساس برنامه خود اطمینان داشته باشید.

چطور برنامه ریزی زندگی ما را به خواسته ها می رساند و نقش برنامه ریزی در رسیدن به هدف چیست؟

هم به یک معیار و هم به یک روش نیاز دارید.

اهداف خود را ازنظر کمی و کیفی تعریف کنید. وقتی هدفی را به‌صورت کیفی تعریف می‌کنید، مشخص می‌نمایید که پس از رسیدن به آن، چه فکر و احساسی خواهید داشت. در زمان تعریف بهترین هدف خود، غرور، رضایت، سرور، شادی، عشق، صلح و لذتی را که از رسیدن به آن خواهید داشت، احساس می‌کنید. با تصور اینکه به هدفتان رسیده‌اید، این احساسات را در خود ایجاد می‌نمایید.

شما اهدافتان را از طریق افزودن ارقامی خاص به‌صورت کمی تعریف می‌کنید. این کار هدفی را در اختیار شما قرار می‌دهد که می‌توانید آن را دنبال کرده و پیشرفت نمایید. اگر نتوانید آن را اندازه بگیرید، توان اداره کردنش را نیز نخواهید داشت.

برای مثال، تمام مردم می‌خواهند ازنظر مالی مستقل باشند. اما وقتی از آن‌ها بپرسید این استقلال یعنی چه، بهترین جوابی که به شما خواهند داد این است: ((می‌خواهم میلیونر شوم.))

اما این هدف، بسیار مبهم است. ((استقلال مالی)) یعنی اینکه شما به‌قدری ثروت داشته باشید که دیگر هرگز نگران پول نباشید. بنابراین سؤال این است، چه رقمی؟ واقعاً چقدر پول‌دارید؟

پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید:نقش برنامه ریزی در قانون جذب و رسیدن به خواسته ها

تعیین هدف به روشی ساده

قبل از اینکه به‌سوی مقصدتان پرواز کنید، می‌توانید مجموعه‌ای از مراحل برنامه‌ریزی را برای افزایش احتمال موفقیت سفرتان دنبال کنید.

  1. دقیقاً تصمیم بگیرید که در هر حوزه‌ای از زندگی، چه می‌خواهید. هدفتان را به‌قدری واضح و مشخص تعریف کنید که یک کودک بتواند آن را درک کند و به کودکی دیگر توضیح دهد.

برای مثال به‌جای اینکه بگویید ((می‌خواهم کلی پول درآوردم.))

باید دقیقاً مشخص کنید که ((کلی)) یعنی چقدر نمی‌توانید برای هدفی نامشخص و مبهم، انگیزه داشته و مصمم باشید.

  1. هدف خود را بنویسید و آن را قابل‌اندازه‌گیری کنید. هدفی که نوشته‌نشده باشد، تنها یک آرزوست. یعنی ((هدفی بدون انرژی در ورای آن)). وقتی آن را قابل‌اندازه‌گیری می‌کنید، هدفی مشخص برای دستیابی می‌سازید.
  2. یک‌ضرب الاجل تعیین کنید. زمان دقیق دستیابی به هدفتان را مشخص نمایید. ضمیر ناخودآگاه، ضرب‌الاجل‌ها را دوست دارد زیرا توانایی‌های ذهنیتان را برانگیخته و شمارا به جلو هدایت می‌کنند.
  3. تمام موانعی را که باید برای رسیدن به هدف، از سر راه بردارید، شناسایی کنید. ممکن است چه مشکلاتی پیش بیاید؟ چه چیزهایی بین شما و هدفتان قرارگرفته است؟ چرا تاکنون به هدفتان نرسیده‌اید؟ چه چیز شمارا عقب نگه‌داشته و یا می‌تواند عقب نگه دارد؟

افکارتان را روی کاغذ بیاورید! هرچه بیشتر مشکلات و دشواری‌هایی که ممکن است سر راهتان قرار بگیرید، مشخص کنید.

آمادگی بهتری برای حل‌وفصل ‌آنها خواهید داشت.

  1. دانش و مهارت‌هایی را که برای دستیابی به هدف بدان نیاز خواهید داشت تعیین کنید. به خاطر داشته باشید برای انجام کاری که تاکنون هرگز به آن دست نیافته‌اید، باید چیزهایی را یاد بگیرید که قبل از این نیاموخته و انجام نداده‌اید. دستاوردهای شما تا بدن جا برای رسیدن به آینده کافی نیست. هر هدفی جدید نیازمند کسب و به‌کارگیری بخش جدیدی از دانش یا مهارت است. در مورد شما، این دانش یا مهارت چه چیز می‌تواند باشد؟ در پاسخ‌های خود شفافیت داشته باشید.
  2. افرادی را مشخص کنید که برای رسیدن به هدفتان به کمک و همکاری آن‌ها نیاز دارید. برای دستیابی به اهداف بزرگ، نیازمند کمک افراد بسیاری هستید. هرچه این افراد را بهتر تعیین کنید،‌ احتمال استفاده بهتر و بیشتر از کمک و حمات آن‌ها افزایش می‌یابد.
  3. فهرستی از پاسخ‌های خود به شش سؤال فوق تهیه کنید و بر اساس اولویت آن‌ها را مرتب سازید. ابتدا باید چه‌کاری کنید؟

مهم‌ترین نکته چیست؟ فهرستی از فعالیت‌هایی که به ترتیب اولویت تهیه‌شده، یک طرح است، مجموعه‌ای گام‌به‌گام از کارهایی که سرانجام شمارا به هدف و مقصدتان می‌رساند.

با استفاده از هفت مرحله مذکور،‌ می‌توانید به هر هدفی که برای خود تعیین کرده‌اید، برسید.

 

 

, ,

چقدر طول میکشه که به جذب دلخواهمون برسیم؟‌‌زمان بندی کائنات

چقدر طول میکشه که به جذب دلخواهمون برسیم؟

چقدر طول میکشه که به جذب دلخواهمون برسیم؟‌‌زمان بندی کائنات

این جواب رو فقط خود کائنات میدونه وهیچ کس نمیتونه زمان رسیدن به خواسته های یه نفر دیگه رو یا خودشو تخمین بزنه

اما یک نکته وجود داره دوستان:

یکی از مراحل قانون جذب اینه که هرقدر احساستون عالیتر باشه وباورتون قویتر زودتر به ارتعاشتون جواب داده میشه واین در اشخاص متفاوته!

برای یک نفر ممکنه چند ماه و برا یه نفر دیگه بیش از چند ماه واین به خود فرد بستگی داره.

شما کار خودتونو که داشتن احساس عالی وموندن در اون هست رو خوب انجام بدین و مدام برای دریافتش بی تابی نکنین و بقیه کار رو به جهان هستی بسپرین به زمان بندی خداوند ایمان داشته باشین.

عالم هستی کارشو خوب بلده ودر بهترین زمان شما رو سورپرایز میکنه

‌‌براى درست کردن دنیای خودت اول باید ذهنتو درست کنی!

اگه میخوای در دنیاى بیرونى آرامش داشته باشی،باید اول اون آرامشو تو ذهنت پیداش کنی.

اگه میخوای دنیا از طمع ، نفرت و حسادت رها باشه باید اول،ذهن خودتو از این کیفیت هاى منفى رها کنی.

تا وقتیکه یه سری موانع تو ذهنت باشه،همونا رو تو دنیای بیرونت جذبش میکنی.

دوستان برای بهتر شدن استفاده از قانون جذب کائنات لطفاً بیایین همه از همین الان از خودمون شروع کنیم به تغییر دنیای درونمون برای زیبا کردن دنیای بیرونمون و بدونیم اینجوری کمکى کردیم تا دنیای انسان های دیگه هم زیباتر بشه.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید: قانون جذب چیست؟ چگونه از قانون جذب استفاده کنم؟

‌‌‌تو به همانی تبدیل می شوی که فکر می کنی فکار تو فوق العاده قدرتمند است.

آنها مثل ویروسی هستند که سریع روی هر چیزی در زندگیت تاثیر می گذارند.

طرز فکر تو نه تنها روی وقایع زندگی ات تاثیر می گذارد، بلکه چگونگی تجربه ی آن وقایع و هر آنچه را جذب و نصیب خودت می کنی، تعیین می کند.

پس حالا که طرز تفکر تو مساله ی مهم است، لازم است که افکاری مناسب در سر بپرورانی اگر تو مثبت فکر کنی، می توانی فعالانه از این امکان کاینات به نفع خود استفاده کنی.

 

دوستان ‌‌اگه میخواین  آموزش قانون جذب رو ادامه بدید و رویدادهای دیگران در زندگیتون نقشی نداشته باشه خودتونو در مدار اونا قرار ندین !

یعنی : ارتعاش آرامش بفرستین وقتی اینو باخودتون میگین وخواهانش هستین جهان هستی شما رو به طرفی میکشونه که آرامش دارین و سر راه شما کسی که آرامش ذهن و روحتون رو بهم بریزه نیست.

این حرف به این معنی نیست که دیگه دوست شما از زندگیتون میره بیرون یا به شما زنگ نمیزنه.

این یعنی دوستتون به شما زنگ میزنه ولی دیگه از زندگیش شکایت نمیکنه نه اینکه در زندگیش تغییری به وجود اومده باشه حتمنا نه!

بلکه اون با کسی صحبت میکنه که ارتعاشی غیر از آرامش میفرسته وشما دیگه چیز بدی ازش نخواهید شنید اگر هم بگه خیلی کمه و تاثیری روی شما نمیذاره.

 

خوشبختی درون توست هیچ جای دیگر دنبالش نگرد آرامشت را به هیچ‌کس و  هیچ‌چیز وابسته نکن خوشبختی در وجود تو توسط خداوند به ودیعه گذاشته شده .

فقط باید پیدایش کنی ودر آرامش قراربگیری وقتی ایمان داشته باشی که خداوند همیشه پشتیبان توست وهرمشکلی که پیش بیاید برایش راه حلی وجود دارد و وقتی کسی یا چیزی  میرود جایش را به چیز وکس بهتری می دهد آنوقت در آرامش معنوی قرارمی گیری وخوشبختی تو نمایان می شود..

 

امروز روز بسیار عالی است باخودتان عهد ببندید که سال نو را با افکار واندیشه ها وباورهای تازه خواهید ساخت وبه جلو خواهید شتافت اهدافتان را واضح کنید همین امروز روی کاغذ بیاورید ومتعهد شوید که در راه درست قدم بر خواهید داشت شما باید امسال پیشرفت کنید شما باید رفتارتان را مطابق با خواسته تان پیش ببرید قرار نیست کسی باشید که دیروز بودید شما لایق پیشرفت وبهترین موهبت هاهستید شما باید مزه آرامش وآسایش را بچشید…

 

“پس امروز را نقطه شروع قرار بده

امروز روز شماست روز تحول بیرون ودرون شماست”

 

, , ,

نقش ذهن نیمه هوشیار و ضمیرناخودآگاه در موفقیت

نقش ذهن نیمه هوشیار و ضمیر ناخودآگاه در قانون جذب

نقش ذهن نیمه هوشیار و ضمیرناخودآگاه در موفقیت

ذهن نیمه هوشیار شامل آن هوش و شهودی است که در آن هر انگیزه فکری که به کمک حواس پنج‌گانه به ذهن هوشیار می‌رسد طبقه‌بندی و ضبط می‌شود. از ذهن نیمه هوشیار است که افکار را می‌توان به یاد آورد درست به همان شکل که می‌توان با بیرون کشیدن نامه‌ها از پرونده به متون آن‌ها توجه نمود.

ذهن نیمه هوشیار افکار یا احساسات را بدون توجه به ماهیت آن‌ها در خود نگهدارید. می‌توانید داوطلبانه در ذهن نیمه هوشیار خود، برنامه‌ی اندیشه و یا هدفی را که می‌خواهید آن را به معادل فیزیکی یا پولی آن تبدیل کنید بسپارید.

می‌توانید از شش مرحله‌ای که در آنجا به‌طور اختصار مطرح کردیم استفاده کنید. شش مرحله‌ی خلاصه‌شده در این فصل را رعایت کنید و دستورالعمل‌های رعایت کنید و دستورالعمل‌های رعایت شده در مورد اجرای برنامه‌ها را در نظر بگیرید. با این کار اهمیت انتقال اندیشه را درک می‌کنید.

ذهن نیمه هوشیار انسان شب و روز فعال است. ذهن نیمه هوشیار با استفاده از هوش بی‌انتها می‌تواند امیال شخصی را به معادل فیزیکی آن تبدیل کند.

امکان کنترل صد در صد ذهن نیمه هوشیار وجود ندارد اما می‌توانید به‌راحتی برنامه، میل و هدف خود را به آن منتقل کنید. بار دیگر به شما توصیه می‌کنیم دستورالعمل‌های مربوط به تلقین به خود توضیح دادیم استفاده کنید.

به دلایل و شواهد مختلف می‌توان گفت که ذهن نیمه هوشیار میان ذهن محدود انسان و فراست بی‌انتها ارتباط برقرار می‌سازد.این رابطه‌ای است که به کمک آن می‌توان از فراست بی‌انتها به سود خود استفاده کرد.

چگونه می‌توان از ذهن نیمه هوشیار برای تلاش خلاق استفاده نمود؟

اطلاعات انسان درزمینه‌ی ذهن نیمه هوشیار بسیار محدود است. وقتی ذهن نیمه هوشیار را قبول می‌کنید و می‌پذیرید که می‌تواند امیال شمارا به معادل‌های فیزیکی و مالی تبدیل کند، اهمیت کامل راهنمایی‌های ارائه‌شده در فصل مربوط به میل و اشتیاق را درک می‌کنید و درمی‌یابید که چرا به شما اصرار کرده‌ایم که امیال خود را به‌روشنی بیان کنید و آن‌ها را جایی بنویسید درعین‌حال به‌ضرورت مداومت در اجرای این برنامه‌ها پی می‌برید.

۱۳ اصلی که قبلاً درباره‌ی آن بحث کردیم و محرک‌هایی هستند که می‌توانید به کمک آن روی ذهن نیمه هوشیار خود تأثیر بگذارید. اگر در نخستین اقدام خود به این مهم موفق نشوید ناراحت نشوید.

بدانید که ذهن نیمه هوشیار می‌تواند خودبه‌خود و تنها به کمک عادت،‌ تحت تأثیر راهنمایی‌هایی که در فصل ایمان از آن حرف زدیم هدایت شود. شما هنوز فرصت آن را که به ایمان و باور احاطه پیدا کنید نداشته‌اید. صبر و شکیبایی را از دست ندهید؛ مداومت و پشتکار را فراموش نکنید.

بسیاری از عبارات مندرج در فصل‌های مربوطه به ایمان و تلقین به خود در اینجا تکرار می‌شود تا ذهن نیمه هوشیار شما بتواند از آن استفاده کند. به خاطر داشته باشید که ذهن نیمه هوشیار شما داوطلبانه عمل می‌کند.

در اینجا طبیعتاً به این نتیجه می‌رسید که اندیشیدن به هراس و فقر و سایر افکار منفی محرکی برای ذهن نیمه هوشیار شما هستند، مگر آنکه بتوانید این تکانشها را در کنترل بگیرید و آن را به‌گونه‌ای مطلوب‌تر تغذیه کنید.

ذهن نیمه هوشیار بیکار باقی نمی‌ماند اگر در ذهن نیمه هوشیار خود میلی نکارید تحت تأثیر هر اندیشه‌ای که به آن برسد واکنش نشان می‌دهید. قبلاً گفتیم که انگیزه‌های فکری، از منفی گرفته تا مثبت، پیوسته به ذهن نیمه هوشیار ما می‌رسند.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید: قدرت ضمیر خودآگاه و ذهن ناخودآگاه – اسرار مغز

در حال حاضر کافی است به خاطر داشته باشید که با توجه به آنچه بدون علم و اطلاع شما به ذهنتان می‌رسند زندگی می‌کنید. برخی از این افکار منفی و گرهی دیگر مثبت هستند. در این مرحله باید ذهن نیمه هوشیار خود را به روی انگیزه‌های منفی ببندید. باید به‌جای آن افکار مثبت را به ذهن نیمه هوشیار خود هدایت کنید.

وقتی به این مهم می‌رسید کلید گشودن ذهن نیمه هوشیار خود را در اختیاردارید. می‌توانید آن را چنان کنترل کنید که هیچ اندیشه نامطلوبی نتواند بر ذهن نیمه هوشیار شما اثر بگذارد.

بدانید هر چه را انسان خلق می‌کند، به شکل یک انگیزهِ فکری است. انسان تا چیزی را در اندیشه خود نبیند نمی‌تواند آن را خلق کند. انگیزه فکری به کمک نیروی تصور و تخیل می‌تواند به برنامه تبدیل شود. وقتی تخیل و تصور انسان تحت کنترل درآید می‌توان از آن برای ایجاد برنامه‌ی هدف‌هایی که منجر به موفقیت در حرفه اشخاص می‌شوند استفاده کرد.

انگیزه‌های فکری برای آنکه تبدیل به معادل‌های فیزیکی خود شوند باید ابتدا از مسیر تخیل و تصور عبور کرده باایمان و اعتقاد همراه شود.

درهم آمیختن ایمان با برنامه‌ی هدف تنها به کمک تصور و تخیل امکان‌پذیر است.

با توجه به این گفتار به‌روشنی مشخص است که استفاده داوطلبانه از ذهن نیمه هوشیار مستلزم هماهنگی و استفاده از همه‌ی اصول است.

احساس مثبت را در خدمت خود بگیرید

با توجه به دلایل موجود تنها افکار آمیخته به احساس می‌توانند روی ذهن نیمه هوشیار تأثیر بگذارند. حقیقت کاملاً شناخته‌شده‌ای است که احساس یا هیجان بر اغلب مردم حکومت می‌کند. اگر درست باشد که ذهن نیمه هوشیار به‌سرعت بیشتری تحت تأثیر تکانشهای فکری آمیخته با احساس و هیجان قرار می‌گیرد لازم است که بااحساست و هیجانات مهم‌تر آشنا شوید.

هفت احساس مثبت عمده و هفت احساس منفی عمده وجود دارد. احساس منفی بی‌آنکه دخالتی داشته باشیم بر تکانشهای فکری ما جای می‌گیرند و به ذهن نیمه هوشیار ما می‌رسند اما جنبه‌های مثبت را باید به افکار تزریق کرد و راه انجام این کار تلقین به خویشتن است. راهنمایی‌های مربوطه به تلقین به خود در فصلی که با همین عنوان درمقاله آمده درج‌شده است.

این تکانشهای هیجانی به وجود مایه‌ی خمیرترش در نان شباهت دارند. زیرا تکانشهای فکری را از حالت انفعالی به حال فعال در می‌آورند. با این حساب می‌فهمیم که چرا تکانشهای فکری که به‌خوبی با احساسات درآمیخته باشند، بهتر از تکانشهای فکری که از استدلال مرد سرچشمه می‌گیرند مهم هستند.

 

, , ,

فقط تمرکز مهم نیست ! عامل مهم در جذب خواسته ها

نقش عوامل غیر از تمرکز در قانون جذب

فقط تمرکز مهم نیست ! عامل مهم در جذب خواسته ها

ما با جمع‌آوری اطلاعات از طریق پنج حسمان، دنیا را تجربه می‌نماییم. به‌هرحال، هرکدام از ما به شکل خاصی تمرکز می‌کنیم یا درک حسی داریم. به‌عنوان‌مثال: برخی افراد تحت تأثیر چیزهایی که می‌بینند قرار می‌گیرند. یعنی سیستم بینایی آن‌ها بر وجودشان حاکم است.

در برخی دیگر از افراد، صداها، بزرگ‌ترین تجارب زندگی‌شان را موجب می‌شود، درحالی‌که برای بقیه‌ی افراد، احساسات پایه‌ی تجربیاتشان است.

این عوامل بنیادی و مهم، عناصر درک حسی خوانده می‌شوند. به‌عنوان‌مثال: می‌توانید تصویر را در ذهنتان بسازید و بعد برای تغییر احساستان نسبت به آن، بعضی از جوانب آن را تغییر دهید. می‌توانید آن تصویر را روشن و درخشان کنید و به این شکل به‌سرعت شدت احساستان را نسبت به آن تجربه تغییر دهید.

این نکته به‌عنوان تغییر عناصر درک حسی معروف است. شاید بتوان ریچارد بندلر ر بزرگ‌ترین متخصص درزمینه‌ی عناصر درک حس خواند. او یکی از پایه‌گذاران برنامه‌ی زبان‌شناسی- عصبی بود.

پایه‌ی متخصصان امروزه، کارهای بنیادی ارسطو درزمینه‌ی پنج حس می‌باشد که به‌عنوان الگوهای ادراک تقسیم‌بندی می‌شوند. شما می‌توانید با ایجاد عناصر درک حسی، شدت احساستان را نسبت به مسائل، کمتر یا بیشتر کنید. آن‌ها براحساستتان (لذت، سرخوردگی، شگفتی یا ناامیدی)‌ نسبت به همه‌چیز، تأثیر می‌گذارند. شما با درک آن‌ها، نه‌فقط قادر خواهید بود احساستان را نسبت به تجربیات زندگی تغییر دهید، بلکه می‌توانید مفاهیم آن‌ها و درنتیجه کاری که در مورد آن‌ها انجام می‌دهید را عوض کنید.

می‌توانید این عناصر درک حسی را مثل بارکد روی محصولات در نظر بگیرید که امروزه جایگزین برچسب قیمت محصولات شده‌اند. به نظر نمی‌رسد این خطوط سیاه مفهومی داشته باشند، اما وقتی دستگاه اسکنر روی آن‌ها قرار می‌گیرد، این کدها، نوع جنس، بهای آن و تأثیر آن محصول در لیست خرید را بیان می‌کنند. عناصر درک حسی هم این‌گونه عمل می‌کنند.

وقتی دستگاه اسکنر را روسی این کدها می‌کشیم، مغز را تحریک می‌کنیم و ماهیت این لوازم، احساسمان نسبت به آن‌ها و کاری که باید انجام دهیم را به مغز میگوییم. شما بارکدهای خاص خودتان رادارید و وقتی می‌پرسید که از کدام‌یک از آن‌ها استفاده کنید، فهرستی از آن‌ها به شما ارائه می‌گردد.

به‌عنوان‌مثال: اگر بخواهید روی درک حسی تصوری‌تان تمرکز کنید، لذتی که از یک خاطره‌ی خاص می‌برید، احتمالاً به‌طور مستقیم از عناصر درک حسی: اندازه، روشنی،‌وضوح، فاصله و مقدار حرکت تصویری که از آن خاطره دارید، ناشی می‌شود؛ ولی اگر آن را با عناصر درک حسی شنیداری احساس می‌کنید،‌ احساستان به بلندی، تن و ضرب‌آهنگ زیروبم صدا و دیگر ویژگی‌هایی گه به آن نسبت می‌دهید، بستگی خواهد داشت.

به‌عنوان‌مثال: برای تشویق برخی افراد، ابتدا آن‌ها باید روی یک کانال خاص تنظیم شوند. اگر کانال موردعلاقه‌شان تصویری است، پس تمرکز بر ویژگی‌های تصویری شرایط، احساس شدیدتری به آن‌ها می‌دهد. کانال‌های افراد دیگر، شنیداری یا حرکتی است. بهترین استراتژی برای برخی افراد، مثل یک قفل رمزی است.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : سه روش ساده برای جذب خواسته ها در زندگی

ابتدا قفل تصوری، بعد شنیداری و سپس حرکتی،‌ باید به ترتیب و به شکلی درست از این قفل‌ها استفاده کنید.

با درک این نکته، متوجه می‌شوید که افراد در گفتار روزمره‌شان، سیستم‌ها و احساسی را که دارند به شما می‌گویند. به نحوه‌ی تشریح تجربیاتشان گوش دهید. به‌عنوان‌مثال: در دو مجله‌ی قبل، من از واژه‌های ((تنظیم و گوش دادن)) استفاده کرده‌ام، این‌ها نمونه‌های شنیداری هستند.

چند بار شنیده‌اید که فردی بگوید: ((انجام این کار را نمی‌توانم تصور کنم؟)) آیا آن‌ها مشکل را به شما می‌گویند؟ اگر آن‌ها انجام آن کار را تصور کنند، این احساس را پیدا می‌کنند که گویی آن کار را انجام داده‌اند.

شاید کسی به شما گفته: ((شما کارهای نامتناسبی انجام می‌دهید.)) شاید درست می‌گویند! شاید تصاویر درون ذهنتان را بزرگ‌تر از واقعیت می‌کنید و بدین‌صورت، تجربه‌تان را تشدید می‌نمایید. اگر کسی بگوید ((احساس عدم هماهنگی دارم))، شما باید به او کمک کنید تا مجدداً هماهنگ شود.

بدین ترتیب، می‌تواند حالت خود را تغییر دهد. توانایی ما برای تغییر احساسمان، به توانایی‌مان برای تغییر عناصر درک حسی‌مان بستگی دارد. باید بیاموزیم تا عناصر ویژگی‌های متفاوتی که به‌وسیله‌ی آن‌ها تجربیاتمان را ارائه می‌دهیم، تحت کنترل داشته باشیم و آن‌ها را به‌گونه‌ای تغییر دهیم که نتایجمان را حمایت کنند. به‌عنوان‌مثال: تاکنون احساس کرده‌اید که نیاز داشته باشید از یک مشکل فاصله بگیری؟

می‌خواهم کار انجام دهید. به شرایطی که اخیراً شمارا دچار مشکل کرده، بیندیشید. تصویری از آن در ذهنتان به وجود آورید، سپس آن تصویر را از خود دور سازید، ماورای آن بایستید و بادید جدیدی از بالا به آن مشکل بنگرید. شدت احساسی‌تان چگونه می‌شود؟ شدت احساس بیشتر افراد افت می‌کند.

اگر تصویر تاریک‌تر یا کوچک‌تر شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ اکنون تصویر شکل را بزرگ‌تر، روشن‌تر و نزدیک‌تر کنید. در بیشتر افراد، این امر موجب تشدید احساسشان می‌شود. مشکل را عقب بزنید و ببینید که نور خورشید آن را ذوب می‌کند. ایجاد تغییری ساده در هر یک از این ویژگی‌ها، مثل تغییر مواد غذایی یک دستور آشپزی است. آن‌ها درنهایت آنچه در جسمتان تجربه می‌کنید را اصلاح می‌کنند، من در کتاب ((قدرت نامحدود)) در مورد عناصر درک حسی صحبت کرده‌ام.

چون می‌خواهم این شناخت را کاملاً به دست آورید، این مطالب را در اینجا جمع آوردی کرده‌ام. درک این نکته برای فهمیدن بقیه‌ی مباحث این مقاله، در قانون جذب بسیار مهم است. به یاد داشته باشید با تغییر عناصر درک حسی، به‌سرعت احساس شما نسبت به مسائل تغییر می‌کند. به‌عنوان‌مثال: به اتفاقی که دیروز برایتان افتاده، بیندیشید. در یک‌لحظه، آن تجربه را به تصویر بکشید.

تصویری از این خاطره بسازید و ان را پشت سرتان قرار دهید. به‌تدریج آن را عقب‌تر ببرید. تا آنکه به فاصله‌ی چندین مایل، پشت سرتان قرار گیرد و تبدیل به یک نقطه‌ی کوچک و تیره در دوردست شود. آیا احساس می‌کنید که این اتفاق دیروز رخ‌داده است یا مدت‌ها پیش؟ اگر این خاطره مهم است، آن را برگردانید. در غیر این صورت، درهمان جا می‌ماند! چه کسی باید روی این خاطره تمرکز کند؟ به این شکل شما تجربیات فوق‌العاده و باورنکردنی در زندگی‌تان خواهید داشت.

حالات معمولی بر اساس موارد زیر هستند:

*عناصر درک حسی تصویری

واقعاً روزم را روشن و پرنور می‌سازد.

دیدگاه بهتری در مورد مسائل به من می‌دهد.

اولین اولویت است.

این فرد گذشته‌ی پرماجرایی دارد.

بیایید به تصویر بزرگ، نگاهی بیندازیم.

این مشکل به من خیره شده است.

*عناصر درک حسی شنیداری

او دائماً مرا نسبت به آن مسئله ، راکد و بی‌حرکت می‌کند.

مشکل آن است که او سر من فریاد می‌زند.

بلند و واضح صدای تو را شنیدم.

این امر موجب توقف کارهامان شد.

این مرد واقعاً عجیب و غیرمعمولی است.

عالی است.

*عناصر حسی حرکتی

این مرد ریاکار است.

فشار وجود ندارد/ فشار وجود دارد.

این امر برای من اهمیت دارد.

حس می‌کنم همه‌چیز را بر پشتم حمل می‌کنم.

این کنسرت واقعاً داغ بود.

من کاملاً در این پروژه غرق‌شده‌ام.

به یکی از این موارد که خیلی وقت پیش برایتان رخ‌داده بیندیشید. آن تجربه را به یاد آورید. آن را جلو بیاورید. جلو خودتان قرار دهید. آن را رنگی و سه‌بعدی کنید. اکنون آن تجربه را به‌گونه‌ای حس کنید که انگار آنجا بوده‌اید. آیا حس می‌کنید که این اتفاق مدت‌ها پیش رخ‌داده یا همین حالا؟ می‌بینید حتی تجربه‌تان از زمان، با تغییر عناصر درک حسی تغییر می‌کند.

 

دانلود کتاب قانون جذب

, , ,

هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

خواستن برای رسیدن

هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت

افکار و اندیشه‌ها قدرتی دارند که می‌توانند اشیاء و پدیده‌های جهان واقعی را بسازند و جذب کنند.

«تو همه چیز را به طرف خودت جذب می‌کنی. مردم، شغل، شرایط زندگی، وضع سلامتی، ثروت، قرض، شادی، ماشینی که سوار می‌شوی و اجتماعی که در آن زندگی می‌کنی. مثل آهن‌ربا همه اینها را به طرف خودت جذب می‌کنی. به هر چه فکر کنی همان اتفاق می‌افتد. کل زندگی تو تجلی افکاری است که در ذهنت جریان دارند.»

آرزوها در سه گام به دست می‌آیند :

نخست : خواستن – «به دنیا فرمان بده»

دوم : باور – «باور داشته باش که به خواسته‌ات خواهی رسید »

سوم: تجسم – «احساس کن که به خواسته‌ات رسیده‌ای» احساس به فکر نیرو می‌بخشد.

دنیا حسی است و تنها با تصور نمی‌توانی خواسته‌ات را به دست آوری.

«پس از همین حالا احساس خوبی داشته باش.»

تحقق آرزوها به نیرویی که به آنها می‌دهی بستگی دارد، پس هرگاه به اندازه کافی به افکار خود انرژی بدهی تحقق خواهد یافت .

 

ما در خلق زندگی خودمون و دنیایی که در اون زندگی می کنیم مسئولیم

تو نمیتونی رها شی و نمیتونی به خواسته هات برسی
مگر اینکه به قدرتی بالاتر از خودت اعتماد کنی

اگه زندگیتو در پناه الهی و همراه با شکرگزاری و لذت سپری کنی در واقع تونستی از قانون جذب به بهترین شکل استفاده کنی و معجزات زیادی رو وارد زندگیت کنی.

تو تنها کسی هستی که میتونی زندگی مورد علاقتو اونجور که میخوای تغییر بدی

امروز بررسی کن و ببین کدوم قسمت از زندگیت باب میلت نیست و دوست داری تغییری در روند بهتر شدن کیفیتش انجام بدی

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : ﻫﺮ ﮐﻼﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ،ﺑﺎﻭﺭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ

 نکته: همشو یادداشت کن و بعد اقدام به جذب خواسته های قلبیت کن

قانون جذب رو جدی بگیر بهش ایمان بیار و اطمینان کسب کن که میتونی اون چیزی که واقعاً میل قلبیته رو تو زندگیت جذبش کنی!

وقتی برای هدفی شوق و ذوق شدیدی وجود داشته باشه صد در صد به اون خواسته میرسی!

چرا که وقتی احساس عالی و هماهنگ با زندگی در جریانه
ترس و تردید کنار میره
و موانع به نوعی میشن کمک و راهنما در مسیر رسیدن به اون هدفت

خیلی ها میگن ما انرژی مثبت که میدیم هیچ جذبی اتفاق نمیوفته برا همین دوباره منفی میشیم

خب اون موقع که مثبتی مسلماً برای یه هدفی مثبت میشی و این برات وابستگی میاره.

ولی وقتی بعدش منفی میشی بدون هیچ توقعی از رسیدن به هدفی وارد این حالت میشی و همچنان در اون غرق میمونی.

خیلی هاتون میگین قانون جذب میگه احساس کن باور کن دریافت کن پس چرا نمیشه..

خب دوست عزیز وقتی یک ساعت مثبتی؛ بعد فقط داری فکر میکنی پس چرا نشد و میری دوباره تو فاز منفی معلومه که نمیشه.

راه حل اینه تلاشتو بیشتر کنی
یعنی؛در طول روز دو برابرِ فکرهای منفیت مثبت باش اوایل برات خسته کنندس ولی وای به اون روز که پر انرژی مثبت بودن برات تبدیل به یه عادت بشه.

پس دوبرابر پرانرژی باش تا تغییر برخورد اطرافیانت رو ببینی

پرانرژی باش تا تغییر برخورد طبیعت و دنیا رو با خودت ببینی.

 

دانلود کتاب قانون جذب

, , ,

چطور یک فرد خاص را در زندگی جذب کنیم؟جذب عشق

مراحل جذب یک فرد خاص

چطور یک فرد خاص را در زندگی جذب کنیم؟جذب عشق در قانون جذب

همگی ما انسان ها برای رسیدن به اهدافمان روی فرکانس هایی قرار داریم که با افکارمان سازگاری دارند.

اگر شما در حال حاضر مشغول خواندن این موضوع در اینترنت هستید و همراه با شما افراد دیگری نیز همزمان در حال خواندن همین موضوع هستند نشان دهنده ی این است که فرکانس و ارتعاشاتتان مشابه است و بعد از خواندن این موضوع شما را به فکر فرو میبرد که چه کسی اکنون همراه با من هم فرکانس است؟
و چه چیزی سبب این هم ارتعاشی شده است..

جمعیت حاضر در این بحث مسلماً باهم؛ هم فرکانس بوده و به همین دلیل شاهد این متن از بین تمامی متون دیگر هستند.

و همچنین افراد زیادی در همین لحظه مشغول مطالعه و یا دیدن موضوع دیگری شده اند این موضوع همان هم فرکانس بودن است ..

تمامی افراد یا اجسام هم فرکانس یکدیگر را جذب خود می کنند و سپس با هم برخورد کرده و موضوعی را حادث می نمایند.

به عنوان مثال شما از طریق اینترنت با سایر افراد در ارتباطید درحالی که فرکانس اینترنت را نمیبینید اما می دانید که این موضوع کاملا حقیقت دارد و از این فرضیه به درستیِ موضوع فرکانس دست می یابید.

برای دست یابی به هر خواسته ای باید بدون هیچ گونه نگرانی و یا ترس و وابستگی ای خود را هم فرکانس با آن خواسته در نظر بگیریم..

اما سوال اینجاست که ما انسان ها به طور جداگانه دارای افکار و احساساتی متفاوت و همچنین ارتعاشی متفاوت هستیم و اجازه ی دخالت در فرکانس های خود را به هیچ احدی نمی دهیم.

حال تصور کنید فردی برای جذب شما به سمت خود با قانون جذب سعی در تغییر فرکانس شما داشته باشد درحالی که شما خواهان فردی دیگر هستید آیا این موضوع برای شما خوشایند است که فردی را که لایق خود افکار و احساساتتان نمی دانید شما را به خود جذب کند؟
آیا مایلید قانون جذب اینگونه عمل کند؟

برای مثال فردی یک شخص خاص یک بازیگر خاص و یا فردی که هیچ ابراز محبتی به او نکرده را دوست دارد و سعی در جذب او دارد ولی هیچ از احساس آن فردبه خود خبر ندارد تا جایی که می شود امکان این را داد که آن فردِ خاص ؛ خود فردی دیگر را دوست دارد حال باید چگونه اقدام کرد؟

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: عشق باشید تا عشق جذب کنید!-جذب عشق و محبت

عشق جذب می کند همه چیزهایی را که از جنس و حس خودش باشد! هرچقدر زیباتر شوی کسی زیباتر را پیدا می کنی …و هرچقدر مهربانتر شوی وعاشق تر مهربانترین وعاشق ترین را جذب خواهی کرد!!!

هرچقدر آرامتر باشی این آرامشت را به عشقت نیز منتقل خواهی کرد …

آن چه از جنس افکارِ توست به سمت تو درحال حرکت است.همانطور که تو به سمت آن درحرکتی پس آرام وآسوده باش  وبگذار هستی کار خودش را در زمان خودش بکند… کافیست انسان باشیم و عاشق…مهر ورزیم و دستی بگیریم.

آنگاه میبینی که دنیا برایت میشود بهشت هر چه در زندگی بیشتر شاد باشی؛درهای موفقیت بیشتری به رویت باز می شود… و موهبت های بیشتری نصیبت می شود…

فقط خودت مسئول زندگی ات هستی، وقتی فرکانس ذهن خود را بر شادی و امید تنظیم کنی؛ نیرومندترین انرژی کائنات هم قادر نیست آن را از تو پس بگیرد…

دانلود کتاب قانون جذب

, , , ,

سه روش ساده برای جذب خواسته ها در زندگی

قانون باور و جذب

سه روش ساده برای جذب خواسته ها در زندگی

جذب خواسته ها در زندگی

وقتی فرصت‌ های موجود در زندگی یمان را جذب نکرده و خودمان را ارتقا ندهیم، به تدریچ دچار نوعی رکود خواهیم شد. حالا سوالی که به وجود می آید این است که چطور فرصت‌ های بیشتری در زندگی به دست آوریم؟ انتخاب فرصت‌ های جدید به ما کمک خواهند کرد تا در مسیر پیشرفت فردی و شغلی قرار بگیریم.
بسیاری از مردم تصور می‌ کنند که در جذب فرصت‌ های زندگی توانایی کافی را ندارند و صرفاً منتظر معجزه‌ ای می باشند که اوضاع را تغییر دهد. در حالی که این ذهنیت، حقیقت ندارد.

خواهان پیشرفت هستید؟ کاری جدید انجام دهید.

برای رسیدن به آنچه که تا به حال به آن نرسیده‌ ایم، باید کاری انجام دهیم که تا کنون انجام نداده‌ باشیم.
وقتی افراد در محدوده‌ ی امن زندگی خود پناه می‌ گیرند و حاضر به گسترش افق دید خود نیستند، طبیعی است که با شکست مواجه می شوند. نتیجه این می‌ شود که از تک تک آرزوها و اهداف خود استعفأ دهند و به یک زندگی بی‌ دغدغه رضایت دهند.

جالب این است که خیلی از این افراد همان کارمندان منظمی می باشند که سخت کار می کنند و جزو افراد محترم جامعه محسوب می‌ شوند.
عنصر دوم و نه چندان آشکار این واقعیت است که زندگی بیرون ما بازتابی از زندگی درون است.

پس برای جذب فرصت‌ ها باید رفتار و طرز فکر خودمان را تغییر دهیم. افرادی که تلاش می‌ کنند اوضاع درونی خودشان را بهبود دهند اغلب با اشخاص جدید آشنا می‌ شوند و روابط جدید ایجاد می‌ کنند که همین امر فرصت‌ ها و شرایط مطلوبی برای آن‌ ها فراهم می‌ سازد.

از این رو رشد و توسعه‌ ی شخصی و شخصیتی از اهمیت زیادی برخوردار می باشد.

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید: قانون جذب به صورت کوتاه،خلاصه و کارآمد

 

۳ روش جدید برای جذب خواسته ها (قانون جذب)

 

۱- اطرافیان خود را از میان افراد موفق انتخاب کنیم.

بنا به یک نقل قول: “درآمد فعلی شما میانگین درآمد ۵ نفری است که بیشتر وقت خود را با آن ها سپری می‌ کنید.” محیط پیرامون سهم زیادی در شاد بودن ما دارد.

افراد موفق، برنده‌ی عادات، استراتژی‌ ها و شخصیت های “جذاب” خود هستند.

وقتی که وقت خود را با آن‌ ها بگذرانیم، مدل رفتاری آن‌ ها به ما هم سرایت می کند. در مقابل، وقتی پیرامون ما با افراد منفی‌ نگر پر شده است سطح آرزوهای ما هم پایین می‌ آید و افکار بدبینانه در ما هم شکل می‌ گیرد.

۲- از محدوده‌ ی امن خود خارج شویم

ماندن در محدوه‌‌ ی امن راحت می باشد چرا که حدوداً از نتیجه‌ ی همه چیز خبر داریم. خارج شدن از این محدوده شروع اتفاقات تازه است. در غیر این صورت زندگی فقط یک تکرار ساده و ملال‌ آور است.

وقتی از محدوده‌ ی‌ امن خود خارج می‌ شویم می‌ توانیم با افراد جدید آشنا شده و به موقعیت‌ های جدید دست پیدا کنیم.

۳- کارهای روزمره را به شکلی هدفمند انجام دهیم

یک شخصیت قوی و جذاب در نتیجه‌ ی تمرین اصولی ساخته می‌ شود. تجربه ثابت کرده است روی هر چه تمرکز کنیم انرژی آن به سمت ما جذب می‌ شود. کارهای درست و سازنده نتیجه‌ ی رفتارها و عادت‌ های ما هستند.

از این رو می‌ توان گفت که فرصت‌ های زندگی دستاورد نوع رفتارهای روزمره‌ ی ما محسوب می‌ شود. افزودن عادت‌ هایی مثل مطالعه‌‌، ورزش و یا هر عادت مفید دیگری که در راستای هدف ما باشد می‌ تواند فرصت‌ های تازه‌ تری برای ما خلق کند.

برنامه‌ ی موفقیت در بلند مدت

معمولاً افراد بیشتر از کارهایی که انجام نداده‌ اند متأسف می باشند و حسرت می‌ خورند. جذب فرصت های جدید همیشه به شانس بستگی ندارد. گاهی باید از محدوده‌ ی امن زندگی خود خارج شویم و به دنبال علاقه‌ مندی های خود برویم.

به عنوان یک تمرین در این رابطه عملکرد ۳ ماهه‌ ی خود را در نظر بگیریم و بازتاب آن را در زندگی خود بررسی کنیم. دقت در عادات رفتاری و بررسی نتایج آن‌ ها کمک می‌ کند که مصمم‌ تر به تغییر آن‌ ها اقدام کنیم.