نوشته‌ها

, , , ,

آهنگ زندگی -رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب(قسمت دوم)

چطور آهنگ زندگی خود را تنظیم کنیم؟

آهنگ زندگی
رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب(قسمت دوم)بینشی درباره ی رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب

قسمت دوم
این عجیب نیست که زندگی با وجود تصمیم های درست، کلیتی نادرست داشته باشد..
وقتی در یک غار بی نور گم شده باشی، تلاش می کنی راه خود را به سوی فضای باز و روشن بیابی، در این شرایط لازم است دقت کنی که هر گام خود را بدرستی و با دقت برداری و همه ی اصول غارنوردی را رعایت کنی، اما آیا برداشتن بی شمار گام درست و اصولی تو را به مقصد خواهد رساند؟
در اینجا چیزی بیشتر ازهر”گام درست” نیاز است و آن گام برداشتن در “مسیر درست” است.
زمانی زندگی برایت دلنشین و رضایت بخش خواهد بود که گام های درستت را در مسیر این رضایت خاطر برداشته باشی. چون رضایت خاطر داشتن از سفر، حاصل راضی بودن از نحوه ی برداشتن هر گام نیست ، بلکه حاصل راضی بودن از آب و هوا، طبیعت و زیبایی های جاده است.
چه زمانی از عملکرد خویش راضی خواهی بود؟
این درست مثل نقاشی می ماند.
نقاش زمانی از نقاشی خود رضایت خواهد داشت که از نحوه ی کشیدن هر قلم راضی باشد، نه
بلکه زمانی راضی خواهد بود که کل نقاشی به دلش بنشیند.
عملکردت باید به دلت بنشیند.
و اکنون این سوال:

چگونه ممکن است وقتی همه قسمت های تشکیل دهنده چیزی مطلوب باشد کلیت آن مطلوب نباشد؟!

موجود طبیعی

شاید باید پرسید چرا انتظار داریم اگر همه اجزای موجودیتی درست باشد و درست کار کند، آن موجودیت باید مطلوب و رضایت بخش باشد؟
این انتظار ناشی از عادتی است که از مشاهده مصنوعات اطراف خود بدست آورده ایم.

مثلا وقتی ماشین ما درست کار نمی کند، بدون معطلی به بررسی قطعات تشکیل دهنده آن می پردازیم. بدون شک یک یا چند قطعه باید وجود داشته باشد که درست کار نمی کنند……..
یا اگر یکی از قطعات ساعت، عملکرد درستی نداشته باشد هیچ شکی باقی نمی ماند که ساعت خوبی نخواهیم داشت..
اما این موضوع درباره خیلی از چیزها هم صدق نمی کند. مثل هنر و همه شاخه های آن.
اگر همه بیت های یک شعر درست و بر اساس قاعده های ادبی سروده شده باشد نمی توان نتیجه گرفت آن شعر، حتماً شعر خوبی است.
آیا سخنی که تک تک جملات آن درست است، حتماً پیامی خوب خواهد داشت؟
آیا این جمله ها درست هستند:
“جنگ های بزرگ که در آنها کشتار جمعی شکل می گیرد سبب کاهش جمعیت جهان می شود ”

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : آهنگ زندگی چیست؟ رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب

جمله درستی است.

“جمعیت روی زمین زیاد است”
این هم درست است.

” با کنترل جمعیت می توان زندگی بهتری برای بشریت فراهم آورد”
بله این هم جمله ای درست است.

و در نتیجه آیا این یک سخنرانی خوب است؟

جمعیت روی زمین زیاد است، با کنترل جمعیت می توان زندگی بهتری برای بشریت فراهم آورد،
جنگ هایی که در آنها کشتار جمعی شکل می گیرد سبب کاهش جمعیت جهان می شود.
نوه گم شده آدولف هیتلر

بعضی از موجودیت ها اگر همه اجزای آنها درست باشند، درست خواهند بود و اما در مورد برخی دیگر این کافی نیست. این دو دسته از موجودات تفاوتشان در مصنوعی یا طبیعی بودن است.
یعنی اینکه درست بودن جزء شرط کافی برای درست بودت کل است فقط در مورد موجودات مصنوعی صدق می کند. موجودات طبیعی ممکن است با وجود درستی اعضاء خود در کل، خوب نباشند.
اما اینکه چه موجودیتی مصنوعی است و چه موجودیتی طبیعی، درکی که من دارم مربوط به متفاوت بودن ماهیت شکل گیری و به وجود آمدن آن ها است.

فرق میان موجودات طبیعی وموجودات مصنوعی:

موجودات طبیعی آفرینشی خلاقانه دارند. آفرینشی که هرگز تکرار پذیر نیست یعنی دو موجود طبیعی حتی از یک نوع هم که باشند هرگز یکدیکر را تکرار نخواهند کرد و هیچ موجود طبیعی از روی دیگری ساخته نمی شود. این می تواند درخت، کوه، پرنده، شعر یا موسیقی و نقاشی خلاقه یا هر چیز خلاقه دیگری باشد.
اما موجودات مصنوعی از روی یک الگوی از پیش تعیین شده ساخته می شوند، آنها قابلیت تکرار و کپی شدن را دارند.
خلقت موجود طبیعی دارای خلاقیت است اما خلقت موجود مصنوعی الگوپذیر و فاقد خلاقیت است.
از نگاه من خود الگوی طراحی شده اولیه برای تولید محصولات مصنوعی هم می تواند موجود طبیعی است و هنر خلاقه طراحی باشد.
اما آنچه که از روی این طرح ساخته می شود حتی اگر یک مورد بیشتر هم نباشد باز هم
محصول مصنوعی و تکرار پذیر است.

دانلود کتاب قانون جذب

, , ,

آهنگ زندگی چیست؟ رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب

رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب

آهنگ زندگی چیست؟ رابطه میان عملکرد درست و زندگی خوب

قسمت اول

چگونه می توانم بدانم که کاری که می خواهم انجام دهم زندگی مرا خوب تر خواهد کرد یا نه؟
تلاش برای پاسخ به این سوال، مبنای بسیاری از دانستنی های امروز بشر را تشکیل داده است.
هر یک شاخه های گوناگون دانش بشری درباره انسان تلاش می کنند که مجموعه ای از قواعد را کشف کنند که براساس آنها عملکرد درست از غلط یا مفید از مضر برای زندگی انسانی قابل تشخیص باشد .
در طول زندگی بسیاری از قواعد زندگی را خود به تجربه در می یابیم، بسیاری را به ما آموخته اند و بسیاری دیگر را نیز میتوانیم از این پس بیاموزیم.

چه یک دانشجوی سخت کوش مدرسه زندگی باشیم و چه فردی بازیگوش که تنها به فکر سپری کردن زمان زندگی است، همواره درحال یادگرفتنیم، چه بخواهیم چه نخواهیم یاد میگیریم چه چیزی سازنده است و چه چیزی مخرب، چه چیزی کار می کند و چه چیزی کار نمی کند و چه می تواند موثرتر واقع شود.

همه و همه ی این ها مجموعه ای از قواعد و اصول را برای هرکس ترسیم می کند که انتظار دارد با رعایت آنها زندگی موفق تری داشته باشد.

دانش بازی شناسی زندگی نیز، یکی از همین تلاش هاست که بدنبال درک زندگی از طریق همسان پنداری آن با بازی های گروهی است و نحوه ی عملکرد و قوانین حاکم بر زندگی را قواعد این بازی بزرگ می داند .
خود من به عنوان یک دانش آموز و همچنین معلم این دانش، در طی سالیان گذشته زمان زیادی را به بررسی و تحقیق درباره قواعد زندگی اختصاص داده ام.

چه از طریق این دانش و چه از طریق هر دانش یا تجربه ای دیگر هرچه بیشتر درباره ی بازی زندگی و قواعد آن بدانیم بیشتر درباره عملکردهای درست و غلط در موقعیت های مختلف خواهیم دانست و انتظار می رود با بازی کردن بر اساس قواعد بازی، زندگی بهتری را تجربه کنیم.
اما آیا عملکرد درست به زندگی خوب منجر می شود؟ همیشه اینگونه نیست!

هیچ قطعیتی وجود ندارد که مجموعه عملکردهای درست در هر نقطه از زندگی، یک زندگی خوب را بیافرینند.
شاید عجیب بنظر برسد اما هیچ هم عجیب نیست.
خوب شاید کمی عجیب باشد اما اگر فرصت دهید می توانیم آن را ببینیم…..

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : قدرت احساس و نقش آن در قانون جذب

وقتی از زندگی و از نتیجه عملکرد خویش رضایت خاطر نداریم، به گذشته برمی گردیم و سعی می کنیم درستی و نادرستی هریک از تصمیم های خود را مورد بازبینی قرار دهیم.
البته اگر بخواهیم از گذشته درس بگیریم…….
معمولاً در بیشتر موارد، موفق می شویم که تصمیم هایی را کشف کنیم که براساس قواعد بازی گرفته نشده اند. این خوب است ما با کشف هر اشتباه چیزی درباره زندگی می آموزیم. اینکه چگونه می توان قواعد بازی را نادیده گرفت و یا حتی شاید، قاعده ی ندانسته ای بر ما آشکار شود……

گاهی با یک نگاه می توانیم دریابیم که قواعد ساده ای را زیر پا گذاشته ایم،
مثلاً در آن مورد خاص “برد – برد” تصمیم نگرفته ایم، یا
در مورد دیگر به اندازه کافی شفاف نبوده ایم،
یا اینکه بر سرکلام خود باقی نمانده بودیم،
جای دیگری بازی را شخصی کرده بودیم،
یا بجای تلاش کردن برای رسیدن به قراری مشترک، تلاش کرده بودیم که به درک مشترکی برسیم و یا . . .

در این مواقع بخودمان می گوییم اگر بجای فلان کار، کاری دیگر می کردم، الان در این موقعیت ناخوشایند نبودم. البته این تا حدودی درست است یعنی
آنقدر درست است که، می توانم بگویم اگر برخلاف قواعد بازی زندگی بازی کنی، بی تردید نتیجه قشنگی از بازی نخواهی گرفت.
و اما آنقدر درست نیست که بتوانم بگویم با فرض اینکه همه قواعد لازم را هم می دانستی،
اگر همه تصمیم ها و اقدام هایت براساس قواعد بازی و درست باشد، آنگاه نتیجه بازی برایت دلپذیر و خوشایند خواهد بود……

ممکن است مقاطعی باشد که هرچه به گذشته نگاه کنی می بینی تصمیم ها و انتخاب هایت درست بوده اند اما اکنون از نتیجه کار و وضع موجود رضایت نداری. البته اگر دچار خودستایی مزمن نباشی چنین حالتی بسیار نادر است. چون بطور معمول آنقدر اشتباه داریم که مشکلی برای گفتن جمله ی ” این بار پشت دستم را داغ می کنم تا دیگر مرتکب آن اشتباه نشوم” نداشته باشیم……..

اگر هیچ یک از تصمیم ها و عملکرد ها غلط نبوده باشند پس چطور ممکن است که نتیجه غلط شده باشد؟!!!!!!!!!!!

,

با قانون جذب چگونه انرژی مثبت پخش کنیم؟

انرژی کلمات و انرژی مثبت

با قانون جذب چگونه انرژی مثبت پخش کنیم؟ در این مقاله شگفت انگیز به این بحث مهم میپردازیم  که آن چه می گوییم در حقیقت فکری است که بیان می شود. کلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند که به زندگی و امورمان شکل می دهند.

من و تو، ما و شما به طور حتم می توانیم با استفاده از کلمه ها و اصطلاح های مثبت در سطی وسیع انرژی مثبت را بین همه پخش کنیم.

امروزه ثابت شده که کلمات منفی نیروی منفی به سمت شخص می فرستند و او را به سمت منفی و بیماری سوق می دهند!

به طور مثال وقتی به ما می گویند خسته نباشی دراصل خستگی را به یادمان می آورند و ناخودآگاه احساس خستگی می کنیم (با خودتان امتحان کنید) اما اگر به جای آن از یک عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نیروی ازدست رفته، ترمیم و خستگی جسم را از بین می برد بلکه نیروی مثبت و سازنده ای را به افراد هدیه می دهیم.

برای مثال:

به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت

به جای دستت درد نکنه ؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی

به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟

به جای لعنت بر پدر کسی که اینجا آشغال بریزد ؛ بگوییم: رحمت بر پدر کسی که اینجا آشغال نمی ریزد.

به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده

به جای فقیر هستم؛‌ بگوییم : ثروت کمی دارم

به جای بد نیستم؛ بگوییم : خوب هستم

به جای فراموش نکنی؛ بگوییم : یادت باشه

به جای داد نزن؛ ‌بگوییم : آرام باش

به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌ بگوییم : من سالم و با نشاط هستم

به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود

به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود

به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم : از این که وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم

به جای گرفتارم؛ بگوییم : ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود

به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما

به جای شکست خورده؛ بگوییم : با تجربه

به جای مگه مشکل داری ؛ بگوییم : مگه مسئله ای داری؟

به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست

به جای مشکل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم

شما هم می‌توانید به این لیست مواردی رو اضافه کرده و برای دیگران بفرستید…

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید: استفاده از قدرت تجسم و تصویرسازی در قانون جذب

اما نکته مهم تری که میخوام بهش اشاره کنم احساس در این کلمات هست مثلا وقتی شما میگید خسته نباشی و احساس خستگی رو به فرد منتقل کنید خیلی تاثیرش بیشتر خواهد شد ،‌اما اگر به جای آن جایگزینی انتخاب کنیم مثل خدا قوت و یا شاد باشید در این دو حالت هم باید احساس وجود داشته باشد و اگر نه صرفا یک واژه هست که تاثیر چندانی نخواهد داشت.

وقتی بعد از مدتی همدیگر را می‌بینیم، به جای توجه کردن به نقاط ضعف همدیگر و نام بردن از آن ها مثل:

چقدر چاق شدی؟”، “چقدر لاغر شدی؟”، “چقدر خسته به نظر می‌آیی؟” ، “چرا موهات را این قدر کوتاه کردی؟”، “چرا ریشت را بلند کردی؟” ، “چرا گرفته ای ؟”، “چرا رنگت پریده؟”، “چرا تلفن نکردی؟”، “چرا حال مرا نپرسیدی؟” و …

 

بهتر است بگوییم :

“سلام به روی ماهت”، “چقدر خوشحال شدم تو را دیدم” و عبارات دیگری که نه تنها بیانگر نقاط ضعف طرف مقابل ما نیست بلکه نوعی اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء می کند. البته اگر اصراری نداشته باشیم که حتماً درباره ی همدیگر اظهار نظر کنیم، وگرنه می‌شود که درباره ی موضوعات مشترک، البته در محوریت مثبت با هم صحبت کنیم.

دانلود کتاب قانون جذب