نوشته‌ها

, ,

خلاصه کتاب راز به زبان ساده _ تأثیر راز در قانون جذب

خلاصه کتاب راز

خلاصه کتاب راز به زبان ساده _ تأثیر راز در قانون جذب

در این مقاله به تعریف راز می پردازیم و همینطور تأثیر قانون راز در زندگی چیست؟

مایکل بنارد بک ویت: ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که علاوه بر قانون جاذبه قوانین دیگری هم وجود دارند. اگر از ساختمانی پرت بشوی اهمیتی ندارد که انسان خوبی هستی یا اینکه انسان بدی هستی درهرصورت به زمین برخورد خواهی کرد.

قانون جذب یک قانون طبیعی است و مانند قانون جاذبه زمین بی‌طرف است. این قانون دقیق و بی‌عیب است.

 

اغلب وقتی مردم برای اولین بار این قسمت از راز را می‌شنوند، آن دسته از وقایع تاریخی را به یاد می‌آورند که در آن‌ها انسان‌های بی‌شماری نابودشده‌اند. برای آن‌ها قابل‌درک نیست که این‌همه انسان این حادثه را به‌طرف خودشان جذب کرده باشند.

طبق قانون جذب افکار آن‌ها طوری بوده روی فرکانس آن حادثه تنظیم‌شده بوده. اما نه به این معنا که آن‌ها به آن حادثه به‌خصوص فکر می‌کرده‌اند بلکه به این معنی که فرکانس افکارشان با فرکانس آن حادثه به‌خصوص فکر کرده‌اند بلکه به این معنی که فرکانس افکارشان با فرکانس آن حادثه مطابقت داشته است.

اگر  باور داشته باشند که می‌توانند در زمان و مکان نامناسب گرفتار شوند و هیچ کنترلی روی شرایط خارجی ندارند، اگر مدام در مورد ترس،‌جدایی و ناتوانی فکر کنند این نوع افکار می‌توانند آن‌ها را به سمت گرفتار شدن در موقعیت نامناسب بکشانند.

هیچ‌چیز نمی‌تواند وارد زندگی تو شود مگر اینکه خودتو بافکر کردن مداوم آن را طلب کنی.

دکتر جو ویتالی: اگر اولین بار است که این موضوع را می‌شنوی،‌ممکن است بگویی: وای پس باید فکرهایم را کنترل کنم! کار زیادی باید انجام دهم، ولی این‌طور نیست و این کار خیلی لذت‌بخش است.

لذت کار در این است که برای رسیدن به راز، راه‌های میانبر زیادی وجود دارد و تو باید میانبرهایی را انتخاب کنی که بهتر جواب می‌دهند.

 

قانون جذب واقعاً بی‌عیب و نقص است.

بگذار یک گام به جلوتر برویم. اگر احساسات تو درواقع پیامی از طرف دنیا باشند تا به کمک آن‌ها بدانی که داری به چه فکرمی‌کنی، چه؟

همه ما روزهایی را تجربه کرده‌ایم که کارها یکی بعد از دیگری خراب می‌شوند. این واکنش زنجیر ای، چه از آن آگاه باشیم یا نباشیم، با یک فکر شروع می‌شود. این‌یک فکرمنفی افکار منفی بیشتری را جذب می‌کند، فرکانس تو در این افکار منفی زندانی می‌شد درنهایت،‌اولین کار خراب می‌شود.

بعد وقتی نسبت به این کاری که خراب‌شده واکنش نشان می‌دهیم کارهای بیشتری خراب می‌شوند. واکنش های ما تنها کارهای خراب و کارهای منفی بیشتر را جذب می‌کنند.

 

و این واکنش زنجیره‌ای همچنان ادامه پیدا م کند تا زمانی که با عوض کردن آگاهانه افکارمان، خود را از فرکانس آن خلاص کنیم. می‌توانی افکارت را به سمت افکاری که می‌خواهی هدایت کنی و از طریق احساسات متوجه شوی که فرکانست را عوض کرده‌ای. قانون جذب این فرکانس جدید را دریافت می‌کند و با نشان دادن شکل جدیدی از زندگی به افکارت پاسخ می‌دهد.

برای اطلاعات بیشتر در مورد خلاصه کتاب راز به زبان ساده _ تأثیر راز در قانون جذب پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید: چه زمانی راز آشکار می‌شود و قانون جذب کار میکند؟

حالا دیگر وقتش رسیده که احساسات خودت را مهار کنی و از آن‌ها برای سریع‌تر رسیدن به چیزی که در زندگی می‌خواهی استفاده کنی.

خب حالا چه احساسی داری؟ چند دقیقه وقت گذار و به احساس فکر کن. اگر آن‌طور که می‌خواهی احساس خوبی نداری، وی درک احساس درونی‌ات تمرکز کن و قاطعانه آن‌ها را بهتر کن. وقتی باهدف بهتر کردن روحیه خودت، به‌شدت روی احساساتت تمرکز کنی، می‌توانی هر چه قدرتمندتر احساساتت را بهتر کنی. یک‌راه این است که چشم‌هایت را ببندی تا حواست پرت نشود، کاملاً روی احساساتت تمرکز کن و مدت یک دقیقه لبخند بزن.

مایکل برنارد بک ویت: باور کردن قانون جذب آسان نیست اما وقتی آن را قبول کنیم، نتایج حیرت‌انگیزی برای ما به بار می‌آورد. این قانون می‌گوید می‌توانی هر چیز بدی را که افکارت در زندگی‌ات به وجود آورده‌اند آگاهانه با تغییر دادن افکارت خنثی کنی.

 

در دنیا نیروی قوی‌تر از نیروی عشق نیست. احساس عشق بالاترین دامنه فرکانسی است که می‌توانی از خود منتشر کنی. اگر بتوانی تمام افکارت را در لفافی از عشق بپیچی، اگر بتوانی همه‌چیز و همه‌کس را دوست داشته باشی، زندگی‌ات متحول خواهد شد.

درواقع بعضی از بزرگ‌ترین متفکران دوران‌های گذشته از قانون جذب به‌عنوان قانون عشق نام‌برده‌اند. اگر دراین‌باره فکر کنی، دلیل این کار آن‌ها را می فهمی. اگر نسبت به انسان دیگری افکار خصمانه داشته باشی،‌این خودتو هستی که نتیجه افکار را خواهی دید. تو با نتیجه افکارت نمی‌توانی به او صدمه بزنی بلکه تنها به خودت صدمه خواهی زد.

اما وقتی نسبت به کسی افکار محبت‌آمیز داشته باشی فکرمیکنی چه کسی سود می‌برد؟ خود تو! بنابراین هر چه عشق و محبت بیشتری احساس کنی، قدرت بیشتری را تحت کنترل خودت درخواهی آورد.

«قانونی که به فکر آسان قدرت محرکه لازم را می‌دهد تا به موضوع موردنظر در دنیای مادی مرتبط شود و بنابراین اجازه نمی‌دهد آنان صاحب آن فکر هیچ نوع تجربه‌ای ناسازگار و ضد آن فکر را داشته باشد قانون جذب است که درواقع اسم دیگر آن قانون عشق است. این قانون و بنیادی به‌طور ذاتی در همه‌چیز، در تمام نام‌های فلسفی، در تمام مذاهب و علوم وجود دارد.

از قانون عشق نمی‌شود فرار کرد. این احساس است که به فکر نیروی حیات می‌دهد. احساس اشتیاق است و اشتیاق همان عشق است. فکری که سرشار از عشق باشد شکست‌ناپذیر می‌شود» چارلز هانل مارسی شیموف: وقتی شروع کدی به فهمیدن و حقیقتاً تسلط پیدا کردی روی افکار و احساساتت، آن‌وقت است که می‌فهمی چطور واقعیت خودت را خلق می‌کنی. آن‌وقت است که به آزادی می‌رسی و آن‌وقت است که تمام قدرت تو خودش را نشان می‌دهد.

, ,

راز چیست؟ خلاصه ای از راز قانون جذب در زندگی

راز چیست؟

راز چیست؟ خلاصه ای از راز قانون جذب در زندگی

آیا از درآمد کافی بهره‌مند هستید؟ آیا با دیگران ارتباط مطلوبی برقرار می‌کنید؟ آیا از لحظه‌لحظه زندگی‌تان لذت می‌برید؟

آیا در زندگی احساس خوشبختی می‌کنید؟

امیدواریم که این‌گونه باشد! ولی اگر پاسختان به سؤالت بالا منفی است پیشنهاد می‌کنیم که حداقل متن زیر را یک‌بار بخوانید، اگر هم جوابتان مثبت است علت آن را بدانید!

اگر انسان دقیقی باشید حتماً باشخصیت‌هایی مواجه شده‌اید که از همه‌چیز می‌نالند، ناامیدانه فکر می‌کنند، این افراد از زندگی خود لذتی نمی‌برند و مدام در زندگی دچار بدبیاری می‌شوند. نقطه مقابل این افراد، انسان‌هایی هستند که امیدوارانه سخن می‌گویند، هیچ‌گاه به موانع و مشکلات زندگی نمی‌اندیشند، ترسی از آینده ندارند، معمولاً روحیه‌ای بسیار شاد دارند و از لحظه‌لحظه‌های زندگی لذت می‌برند.

شاید شما بگویید این افراد خوش‌شانس هستند، ولی واقعیت امر این‌گونه نیست! به‌طورکلی پدیده‌ی شانس وجود خارجی ندارد و زائده‌ی تخیل شماست!

پروردگار متعال قوانین بسیار دقیقی در عالم هستی وضع نموده است، تنها تفاوت گروه اول و گروه دوم در این است که گروه دوم خودآگاه یا ناخودآگاه این قوانین را رعایت می‌کنند ولی گروه اول علاوه بر اینکه این قانونمندی‌ها را رعایت نمی‌کنند در خلاف جهت آن‌ها نیز حرکت می‌کند.

یکی از این بزرگ‌ترین قوانین که تابه‌حال شناخته‌شده است، موضوع راز است.

احتمالاً می‌پرسید راز چیست؟

آری، راز همان قانون جذب است، هر چیزی که وارد زندگی شما می‌شود خودتان آن را به درون زندگی‌تان جذب می‌کنید و آن چیز به خاطر تصورهای ذهنی شما به طرفتان جذب می‌شود. این تصاویر همان افکار شما هستند. به چیزی که فکر کنی به‌طرف جذب می‌شود.

قانون جذب را می‌توان در ۳ عبارت خلاصه کرد: افکار، تبدیل می‌شوند به اجسام

 با توجه به این قانون می‌توان به ثروت، سلامتی، روابط مطلوب، احساس خوب و هر هدفی که در زندگی دارید، دست‌یافت.

راز همیشه عمل می‌کند چه آن را بدانید یا ندانید. هر دستاوردی که امروز در زندگی‌تان دارید خود شما به زندگی‌تان جذب کرده‌اید، در ابتدا ممکن است این موضوع را نپذیرید (در ادامه پاسخ خود را خواهید یافت)

آیا با این اوصاف کار تمام‌شده است؟ و وظیفه ما کنترل افکارمان است؟

جواب منفی است! کارشناسان می‌گویند که مغز انسان به‌طور متوسط، روزانه ۶۰۰۰۰(شصت هزار) رشته فکری تولید می‌کند؛ کنترل این‌همه افکار اگر هم ممکن باشد، دیوانه کننده است. ازاین‌رو به‌کارگیری قانون جذب نیاز به مطالعه دارد.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: تحلیل کتاب و مستند راز نوشته راندا برن

دوستی تعریف میکرد سال گذشته زندگی‌ام حسابی به هم‌ریخت. از شدت کار از پا افتادم، پدرم ناگهان از دنیا رفت و روابطم با همکارانم و کسانی که دوستشان داشتم دچار بحران شد. در آن موقع اصلاً نمی‌دانستم که قرار است از دل این‌همه ناامیدی بزرگ‌ترین هدیه زندگی‌ام بیرون بیاید.

همان سال گذشته بود که به گوشه‌هایی از یک راز بزرگ که درواقع همان راز زندگی بود پی بردم. با خواندن کتابی که صدسال پیش چاپ‌شده بود و معلمم آن را به من هدیه داد به این راز بزرگ رسیدم.

سپس شروع به مطالعه بیشتر در این زمینه کردم و در طول تاریخ به تعقیب رازی پرداختم که در این مقاله آمده بود. از اینکه فهمیدم تعداد زیادی مثل من این راز را کشف کرده بودند شگفت‌زده شدم. بزرگ‌ترین مردان تاریخ در شمار کاشفان این راز بودند:

افلاطون، شکسپیر، نیوتون، ویکتورهوگو، بتهوون، لینکلن، امرسون، ادیسون و انیشتن.

با ناباوری از خودم پرسیدم: ((چطور است که همه این راز را می‌دانند؟))

از آتش در میان گذاشتن این راز با مردم دنیا می‌سوختم بنابراین شروع کردم به پیدا کردن کسانی که زنده بودند و این راز را می‌دانستند.

رویای ارائه کردن این راز به مردم دنیا در قالب یک فیلم از ذهنم بیرون نمی‌رفت و در طی دو هفته گروه تولید تلویزیونی من هم از این راز باخبر شدند. لازم بود که تمام اعضای گروه راز بدانند چون بدون دانستن آن دست زدن به کاری که قصد انجامش را داشتیم غیرممکن بود.

مطمئن نبودیم که حتی یکی از این استادها هم حاضر باشد از او فیلم بگیریم اما راز را می‌دانستیم پس باایمان کامل از استرالیا به آمریکا، کشوری که بیشتر آن‌ها در آنجا زندگی می‌کنند، پرواز کردیم.

هشت ماه بعد فیلم راز به نمایش درآمد، همین‌طور که فیلم راز دنیا را تسخیر می‌کرد، داستان‌هایی از معجزه‌هایی که راز کرده بود به‌طرف ما سر زیر شد. مردم برای ما نامه می‌نوشتند و می‌گفتند که چطور با به کار بردن راز از دردهای مزمن، افسردگی و بیماری ره شده‌اند. می‌نوشتند و می‌گفتند که چطور بعد از تصادف رانندگی برای اولین بار راه‌رفته‌اند و حتی از بستر مرگ سالم و سرحال بلند شده‌اند.

هزاران سرگذشت به دست ما رسید که حکایت می‌کرد چطور افراد به پول زیاد رسیده‌اند و چک‌ها پول‌هایی دریافت کرده‌اند که انتظارش را نداشته‌اند. کسانی از راز استفاده کرده بودند تا به خانه رؤیایی، شریک زندگی، ماشین، شغل و ترفیع برسند. کسانی هم حکایت کردند که چطور ظرف چند روز پس از به کار بستن راز کسب‌وکارشان متحول شده بود. داستان‌های دلگرم‌کننده‌ای هم از خانواده‌های پر تنشی که فرزند داشتند و دوباره به آرامش رسیده بودند به دست ما رسید.

بعضی از عالی‌ترین داستان‌هایی که دریافت کردیم بچه‌هایی نوشته بودند که از راز استفاده کرده بودند تا چیزهایی را که می‌خواستند به‌طرف خودشان جذب کنند، چیزهایی مثل نمره‌های بالا و دوست‌های خوب. این راز به دکترها انگیزه داده است که دانش راز را با بیماری‌هایشان درمان بگذارند.

اساتید دانشگاه‌ها و دبیران مدارس هم با دانشجوها و دانش‌آموزانشان این راز را مطرح کرده‌اند.

سالن‌های ورزشی با مشتری‌هایشان و کلیساهای متعلق به تمام فرقه‌ها و مراکز معنوی با پیروانشان از این راز سخن گفته‌اند. همین‌طور که راز را یادمی‌گیری،‌ تشخیص می‌دهی که چطور می‌توانی هر چیزی را که بخواهی داشته باشی و هرکسی که بخواهی بشوی. شکوه و جلالی را که در انتظارت است را خواهی شناخت.