ضمیر ناخودآگاه و ضمیر خودآگاه چیست؟ قدرت ضمیرناخودآگاه

ضمیر ناخودآگاه و ضمیر خودآگاه چیست؟ قدرت ضمیرناخودآگاه

ناخودآگاه مغز برنامه پذیر ماست قفل های ذهنی که داریم بخاطر نوع برنامه ریزی ناخودآگاه هست.

مثلا یک بچه میلیاردر بی ارزش ترین چیز که به راحتی براش بدست میاد پوله و میگه پول ؛ پول میاره لازم نیست حتی کاری انجام بده؛ سختی بکشه ؛ ۳ شیفت کار کنه.
اما یکی ممکنه بگه برای پول دراوردن باید عرق ریخت خب این دو نفر در زمان بچگیشون برنامه ریزی شدن.

یکی دارای قفل ذهنی نیست و میگه اینطور نیست که پول به سختی بدست بیاد.

یکی دیگه هی بهش گفتن مگه پول علف خرسه؟میدونی باید جون بکنی تا یک ریال در بیاری خب مسلماً در زمان بزرگیشم بر این باوره که باید دنبال پول بِدوعه و عرق بریزه خودآگاه تحت کنترل هست که میتونید تجسم کنید چرا که مغز در اختیار ما همون خودآگاهه برای رسیدن به ناخوداگاه و قبولوندن بهش ما تجسم میکنیم که ناخوداگاه قبول کنه چون در کنار قدرت بسیار زیادی که ناخوداگاه داره خیلی هم بچه و سادست.

کافیه یک اهنگ گوش بدین ازش خیلی خوشتون بیاد و ماه ها گوش کنین یا حتی ۱ هفته و تصور کنین خودتون دارین میخونیدش؛ اینجا ناخوداگاه تمام اون آهنگ رو به عنوان خواسته بهتون بر میگردونه کافیه فقط یک آ هنگ بد باشه در مورد جدایی یا بدبختی همون به عینه براتون اتفاق میفته.

دوستان نکته ی مهم اینه که همه ی پردازش های زندگی ما به نوع ایمان ما ربط داره به باورامون ربط داره “اما” یجاهایی هم هست که واقعا نمیخوایم اتفاق بدی بیفته نه باورشو داشتیم نه ایمانشو پس چرا اون اتفاقه افتاده؟

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : نقش ذهن نیمه هوشیار و ضمیرناخودآگاه در موفقیت

ضمیرناخودآگاه بخش مخفی و قدرتمند و تاثیرگذار در روان انسان است که تا حدود زیادی شخصیت او را فرماندهی می کند.
در اینجا باید به این نکته کلیدی و بدیهی اشاره کرد که، ما با ساختارِ شعورِ آگاه خویش آشنا هستیم و بخوبی می دانیم چگونه معادلات منطقی را در ذهن مرتب کرده، حساب و کتاب می کند و به نتیجه می رسد. و چگونه نتیجه پردازشهایش را به شکل فرمانهای رفتاری به ما ابلاغ می کند.
اما با ضمیر ناخودآگاه خویش آشنا نیستیم، حضورش را احساس نمی کنیم و بدرستی نمی دانیم چه می خواهد، چگونه می خواهد، و به چه نحوی خواسته هایش را به ما تحمیل می کند.
واقعیت ضمیر ناخودآگاه بسیار متفاوت از ذهن آگاه است و فعالیتهای ان به شدت متفاوت و متمایز از ضمیر ناخودآگاه می باشد

 

اینجاست که واقعا باید توجه کرد که حتی به چه اهنگی گوش میدیدم چون تأثیرگزاره و به صورت ناخوداگاه برامون اتفاق میوفته..

توجه کنین ناخوداگاه سادست مثل یک بچه و غول چراغ جادوعه برا همین بهش میگن بچه غول بیشعور😄
یعنی هم نمیدونه اون چیزی ک درخواست شد برات خوبه یادنه و هم برآوردش میکنه.
بچس اونقدری که نمیدونه چی خوبه چی بد
میگه خب میخواد بهش میدم فرق بین “ترس و اشتیاق” رو نمیدونه
فرق بین “عشق و تنفر” رو هم نمیدونه
حالا مثال بیشعوریشم اینه که همیشه میگه :”چشم قربات” و “فرمانبردارم سرورم” و اگه بگی من نمیخوام با فلانی ازدواج کنم اون میگه چشم قربان سفارشتون آمادس بیاین ازدواج کنین..
ولی اگه بگید من دلم میخواد فلانی هم جفت روحی خودشو پیدا کنه و من هم همینطور باز هم میگه فرمانبردارم سرورم

پس ؛
✔️#عبارت_تأکیدی ای که میگین
✔️نجواهای درونیتون
✔️فیلم ها و اهنگ ها
✔️تجسم
✔️مراقبه ها
همشون میتونه ضمیر ناخودآگاهتون رو در جهت مثبت یا منفی تقویت کنه

 

ضمیرناخودآگاه چیست؟

ضمیرناخودآگاه چیست؟ – چگونگی کارکرد ضمیر ناخودآگاه

ضمیرناخودآگاه چیست؟ – چگونگی کارکرد ضمیر ناخودآگاه

در این مقاله به تعریف ضمیرناخودآگاه و اینکه ضمیر ناخودآگاه چیست ؟ و همینطور کار کرد ضمیر ناخودآگاه می پردازیم.

ضمیرناخودآگاه دارای قدرت بیکرانی است که اگر بدانیم چطور از آن اسفاده کنیم و  به رفتار و فکرهایی که به آن عادت می‌کنیم پاسخ می‌دهد. این بخش از ذهن، کاملاً خنثی است و خوشحال است که هر عادتی را «چه خوب و چه بد» نرمال و طبیعی می‌داند. ما با بی‌خیالی در هر دقیقه از زندگی‌مان به افکار منفی اجازه می‌دهیم که وارد ضمیر ناخودآگاهمان شوند و بعد وقتی همین افکار در تجربیات و روابط روزانه‌مان بروز پیدا می‌کنند تعجب می‌کنیم.

وقتی ضمیر ناخودآگاه شاهد یک اتفاق باشد از آن عکس می‌گیرد و آن را به یاد می‌آورد و ضمیر ناخودآگاه برعکس عمل می‌کند یعنی قبل از اینکه یک اتفاق بیفتد آن را می‌بینند (به همین دلیل است که نیروی شهود اشتباه نمی‌کند.)

 

البته بعضی چیزها برایمان اتفاق می‌افتند که ما هیچ نقشی در ایجاد کردنشان نداشته‌ایم و چنین مواردی نادر هستند. اما اکثر مواقع اتفاقات بدی که برایمان می‌افتند از قبل در ضمیر ناخودآگاهمان وجود داشتند و منتظر فرصتی بودند تا بروز پیدا کنند.

این‌یک واقعیت تلخ است اما اینکه بدانیم ضمیرناخودآگاه چیست و  آشنایی با ضمیر ناخودآگاه باعث پیشرفتمان می‌شود: به این معنی که ما فقط با کنترل کردن تصاویری که وارد ضمیر ناخودآگاهمان می‌کنیم می‌توانیم زندگی‌مان را از نو بسازم.

این نکته به‌علاوه دستورالعمل‌ها و جملات تلفیقی مثبت که بهترین تأثیر را روی ضمیرناخوداگاهتان خواهند داشت کتاب مورفی را به ابزاری برای آزادی تبدل کرده‌اند.

درک ضمیر ناخودآگاه به‌عنوان یک مکانیسم عکس‌برداری، دغدغه و تلاش سخت را برای تغییر دادن زندگی‌تان از بین می‌برد زیرا فقط کافی است تصاویر قبلی را با تصاویر جدید جایگزین کنید سپس خواهید دید که به چه سادگی زندگی‌تان تغییر می‌کند.

ایمان همراه با آرامش = نتایج مثبت

ضمیر ناخودآگاه با ضمیرخوداگاه تفاوت زیادی دارد. یکی اینکه نمی‌توان به هیچ کاری مجبورش کرد. اگر با آرامش به این مسئله ایمان داشته باشید که می‌تواند به‌آسانی کاری را که به او محول کرده‌اید انجام بدهد به بهترین شکل پاسخ می‌دهد.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: راه های دست یابی به ضمیر ناخودآگاه از طریق قانون جذب

سخت تلاش کردن که ممکن است برای انجام کاری که به ضمیر ناخودآگاهتان این‌طور القاء می‌کند که مشکلات زیادی درراه رسیدن به هدفتان وجود دارد.

علاوه بر ایمان همراه با آرامش، احساساتت نیز باعث افزایش سادگی کار ضمیر ناخودآگاه می‌شوند. یک ایده یا فکر به‌تنهایی ممکن است ضمیر خودآگاه را تحریک کند اما ضمیر ناخودآگاه دوست دارد همه‌چیز با احساسات همراه شود.

وقتی یک فکر به احساس و یک تصویر به اشتیاق تبدیل می‌شود ضمیرناخوداگاه باسرعت و فراوانی، چیزی را که می‌خواهید به شما تحویل می‌دهد.

مورفی می‌گوید ایمان به عملکرد ضمیر ناخودآگاه از دانستن شیوه کارکرد آن مهم‌تر است. ویلیام جیمز، پدر روانشناسی امریکا، معتقد بود که بزرگ‌ترین کشف قرن نوزدهم کشف قدرت ضمیر ناخودآگاه بود که به قدرت ایمان اضافه شد.

ضمیرناخودآگاه چیست؟ -چگونگی کارکرد ضمیر ناخودآگاه شاید این مسئله که شما می‌توانید با تغییر دادن فضای ذهنتان زندگی‌تان را تغییر بدهید در کنار کشف قاره‌های جدید، الکتریسیته یا نیروی بخار در کتاب‌های تاریخ نیامده باشد اما همه افراد بزرگ از آن باخبر هستند.

باور به اینکه دانستن اینکه ضمیرناخودآگاه چیست باعث موفقیت میشود

مورفی می‌گوید: قانون ذهن شما همان قانون باور است. اعتقادات ما زندگی‌مان را می‌سازند. ویلیام جیمز متوجه شده بود هر چه که مردم انتظارش را داشته باشند اتفاق می‌افتد و اصلاً مهم نیست درزمانی که به چیز مورد نظرشان فکرمیکنند آن چیز وجود دارد یا خیر.

ما در غرب به حقیقت بیشترین بها را می‌دهیم اما با اینکه حقیقت، مهم است در مقایسه باقدرت حقیقی باور، ضعیف است. هر چیزی که به ضمیر ناخودآگاهتان بدهید، راست یا دروغ، خوب یا بد، به‌عنوان حقیقت می‌پذیرد. حواستان باشد که در مورد بدبختی شوخی نکنید زیرا ضمیر ناخودآگاه اصلاً شوخ‌طبع نیست.

انسانی که ازنظر روانی آشفته است با فردی که ازنظر روانی سالم است ازنظر قدرت باور، برابری می‌کند.

وقتی یک دیوانه در آسایشگاه روانی می‌گوید که الویس پرسلی است «دروغ نمی‌گوید» زیرا واقعاً فکر می‌کند که پرسلی است. ما باید از همین قدرت برای اهداف سازنده استفاده کنیم. آرزو نکنیم بلکه مطمئن باشیم همسر  ایده آل یا نابغه دنیای تجارت هستیم.

راهش فقط این است که هدفی را که تقریباً احمقانه و غیرممکن به نظر می‌رسد انتخاب کنیم و به آن باور و ایمان داشته باشیم؛ مثلاً چیزی که یک سال پیش ازنظرمان غیرممکن بود و درعین‌حال آرزوی قلبی ماست.