نوشته‌ها

, ,

روش تغییر- چطور زندگیمان را تغییر دهیم!

روش تغییر

روش تغییر- چطور زندگیمان را تغییر دهیم!

یکی از ویژگی‌های شگفت‌انگیز تغییر، چگونگی ورود آن به زندگی انسان است. بسیاری از زنان و زوج‌هایی که صاحب بچه می‌شوند، از کمبود وقت و محدود شدن آزادی‌شان پس از تولد بچه گلایه دارند و دچار مشکل می‌شوند. آن‌ها برای این‌که بتوانند شیرینی بچه‌دار شدن را حس کنند، باید بتوانند از زندگی قبلی‌شان که یقیناً آزادی عمل بیشتری در آن داشتند، جدا شوند و آن را به فراموشی بسپارند.

تغییر تنها متغیر ثابت زندگی است

بهتر است با توجه به پیامدهای بلندمدت تغییرات به آن‌ها نگاه کنیم. بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی ۳۰ سالگی را نقطه تغییر انسان و مرحله گذر او از جوانی به بزرگ‌سالی می‌دانند. درگذشته ۲۱ سالگی را زمان بروز چنین تغییری می‌دانستند. مردم به سراغ بریجز می‌آیند و می‌گویند: (من فکر می‌کنم که در حال گذر از سنین جوانی به بزرگ‌سالی و پختی هستم.)

اما واقعیت این است که تغییر در تمام طول زندگی انسان رخ می‌دهد و مختص سن خاصی نیست.

در ادامه ،نظرات  بریجز را درباره  سه مرحله‌ای که  در هر تغییری  وجود دارد  برایتان  آورده‌ام .

پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید:تو چگونه می توانی زندگیت را #تغییر دهی؟

بریجز  این سه   مرحله را از  روی  مراحل   رشد  انسان  گرفته است   که انسان   شناسان   آن  را تعیین  کرده‌اند   و در مراسم   و آیین‌های بعضی   از قبیله‌ها نیز  دیده  می‌شوند.

 

پایان دادن به شرایط قبلی

برای شروع جدید، باید بتوانید به شرایط قبلی‌تان پایان بدهید. این اصل در بین انسان‌هایی که در قبیله‌ها زندگی می‌کنند نیز پذیرفته‌شده است. وقتی قرار باشد یکی از آن‌ها یک تغییر درونی را تجربه کند از زندگی عادی‌اش فاصله می‌گیرد. در زنگی امروزی ممکن است ما به رهایی از تجربه‌های معمولی زندگی نیاز داشته باشیم.

بعدازاین مرحله، دچار عدم هویت می‌شویم. انگیزه‌های قدیمی‌مان از بین می‌روند.

بلافاصله بعدازاین وضعیت وارد مرحله رفع توهم می‌شویم، یعنی متوجه می‌شویم نگاه ما به دنیا انعکاس واقعیت نبود.

این مرحله هم می‌تواند اولین گام برای تغییر باشد و هم آخرین گام چون زمینه را برای یک شروع دوباره و رسیدن به یک درک جدید از جهان فراهم می‌کند.

وقتی لازم باشد به شرایط قبلی‌مان پایان بدهیم، هر یک از ما روشی را در پی می‌گیریم. اما هر بار که می‌خواهیم این کار را انجام بدهیم ممکن است ناراحتی‌ها و احساسات بد دوباره زنده شوند. مثلاً اگر در زمان کودکی طوری با شما رفتار می‌کردند که احساس بی‌لیاقتی می‌کردید، هر شکستی که در بزرگ‌سالی تجربه می‌کنید این احساس را در شما زنده می‌کند.

هرچند که ممکن است پایان دادن به یک وضعیت، خاطرات ناراحت‌کننده را به یادتان بیاورد، باید بدانید که پایان دادن به یک مرحله از زندگی، پایان دادن به خود زندگی نیست.

در فرهنگ‌های قبیله‌ای این تغییرات طی یک مراسم به نمایش درآمده و بازی می‌شنود تا افراد پایان یک مرحله را پایان زندگی ندانند بلکه آن را یک مرحله لازم برای آغاز یک زندگی جدید بدانند.

 دوره خنثی

معمولاً همه ما دوست داریم که هرچه زودتر از آن مرحله سخت که بلافاصله پس از شوک ناشی از پایان دادن به مرحله قبلی است، عبور کنیم. اما از طرفی ممکن است این مرحله، ارزشمندترین مقطع زندگی‌تان باشد.

چون شما در دوره خنثی، بسیار آزاد و پذیرای هر ایده‌ای هستید و می‌توانید به‌تمامی راه‌ها موجود در زندگی فکر کنید. ویلیام بریجز برای این مرحله برزخ مانند، پیشنهاد‌هایی آورد:

سعی کنید مدتی تنها باشید. جایی بروید که در آن بتوانید بدون اینکه کاری انجام دهید، فقط فکر کنید. اما انتظار نداشته باشید که اتفاق خاصی بیفتد. هدف از انجام این کار این است که بتوانید به رؤیاهایتان فکر کنید.

دفتر خاطراتی از این روزهای خنثی تهیه یا حتی سعی کنید زندگی‌نامه خودتان را بنویسید. به خودتان فرصت بدهید تا بتوانید تمامی رویدادهای زندگی‌تان را دوباره به یاد بیاورید.

 هدف و خواسته واقعی‌تان را کشف کنید. ببینید واقعاً هدفتان از زندگی چیست.

اگر قرار باشد همین امروز زندگی‌تان به پایان برسد، چه‌کاری هست که دوست دارید آن را انجام بدهید اما انجام نداده‌اید؟

بسیاری از شخصیت‌های بزرگ تاریخ (مثل سنت پل، حضرت محمد، دانته، بودا) نیاز انسان را به اینکه از محیط همیشگی‌اش خارج‌شده به جنگل یا بیابان رود و با خودش خلوت کند درک کرده بودند.

البته هدف شما این نیست که جهان را نجات بدهید، اما باید بدانید هزاران سال است که انسان نیاز دارد گاهی عقب‌نشینی کرده و خودش را دوباره بشناسد.

شروع دوباره

اما سؤالی که پیش می‌آید این است که چطور می‌توانیم زمان مناسب را برای پایان دادن به دوره خنثی بشناسیم؟ درواقع چه وقت باید دوره جدید زندگی‌مان آغاز کنیم؟

شروع دوباره را می‌توانیم با نگاه به گذشته آغاز کنیم. مثلاً ممکن است همسر ایده آل مان را در میهمانی ببینیم که اصلاً دوست نداشتیم در آن شرکت کنیم. یا وقتی به دیدن دوستمان می‌رویم به شکل اتفاقی مقاله‌ای را ببینیم و با خواندن آن زندگی‌مان تغییر کند.

وقتی برای تغییر و پیشرفت آمادگی داریم، موقعیت‌های مناسب در مسیرتان قرار می‌گیرند. اما یک تذکر ضروری این است که خیلی به خودتان سخت نگیرید و با شرایط قبلی‌تان کمی پیوستگی منطقی داشته باشید.

با دیدگاه‌هایی که در شرایط برزخ یا دوره خنثی به ذهنتان خطور می‌کنند راحت برخورد کنید و اگر سرعت بروز تغییر مطابق میلتان نبود، ناامید نشوید.

 

, , ,

دو قانون معنوی موفقیت دیپاک چوپرا- قانون میل و هدف ، قانون ایمان

دو قانون دیپاک چوپرا

دو قانون معنوی موفقیت دیپاک چوپرا- قانون میل و هدف ، قانون ایمان

در این مقاله به توضیح موفقیت معنوی از دیدگاه چوپرا می پردازیم.

قانون میل و هدف

این قانون پیچیده ترین و جذاب ترین قانون این مقاله است. چوپرا معتقد است برخلاف درخت که فقط یک هدف دارد (اینکه در خاک ریشه بدهد، رشد کند و عمل فتوسنتز را به انجام برساند) هوش و دستگاه عصبی انسان به او امکان می دهند که از طریق شکل دادن به ذهن و قوانین طبیعت به هرچه میخواهد دست پیدا کند.

این کار از طریق توجه و هدفمندی حاصل می‌شود.

همان‌طور که توجه به چیزی باعث انرژی‌دار شدن و وسعت آن می‌شود، هدفمندی، انرژی واکنش را باهم ترکیب کرده و هدف موردنظر را به واقعیت تبدیل می‌کند. اما چطور این اتفاق میافتد؟ نویسنده برای بیان چگونگی این حالت، ذهن انسان را با یک دریاچه مقایسه می‌کند.

چوپرا می‌گوید اگر ذهن انسان آرام باشد می‌توانیم یک هدف را به‌صورت سنگریزه‌ای در آن بیندازیم تا موج‌هایی را در سطح آرام ذهن ایجاد کنند که به‌راحتی قابل‌مشاهده هستند.

 

اما اگر ذهن انسان مثل یک دریای طوفانی، ناآرام باشد حتی اگر یک آسمان‌خراش را هم در آن بیندازیم هیچ اتفاقی نمی‌افتد! اگر در حالت آرامش ذهنی هدفی را در ذهن تصور کنیم می‌توانیم برای رسیدن به هدفمان بر قدرت بی‌پایان هستی تکیه کنیم. درواقع ما فقط هدفمان را تعیین کرده و به هستی اجازه می‌دهیم که به جزئیات کار شکل بدهد.

پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید:کارگاهی به وسعت ذهن – قوانینی که منجر به موفقیت میشود

 

قانون بی‌اعتنایی توأم باایمان

وقتی هدفی دارید باید قبل از اینکه به هدفتان برسید نسبت به آن بی‌اعتنا باشید و نگران نباشید و ممکن است روی رسیدن به هدف خاص تمرکز کنید اما اگر همواره به یک هدف خاص فکر کنید این ترس و عدم اطمینان در وجودتان شکل می‌گیرد که آیا به هدفتان می‌رسید یا خیر.

انسانی که با خود برترش هماهنگ باشد طوری به هدفش فکرمی‌کند که نگران نتیجه نهایی نباشد.

دیپاک چوپرا این اصل را این‌طور توضیح می‌دهد:

فقط از طریق بی‌اعتنایی توأم باایمان است که انسان می‌تواند از زندگی لذت ببرد و بانشاط باشد. در این حالت نشانه‌های موفقیت و ثروت بدون دردسر آشکار می‌شوند. بدون تکیه‌بر قانون بی‌اعتنایی توأم باایمان، انسان ندانی ناامید و ناتوانی است که اسیر خواسته‌های دنیوی می‌شود، همیشه نگران چیزهای کم‌اهمیت است در ناامیدی به سر می‌برد و اسیر روزمرگی می‌شود. ذهن چنین انسانی پر از اندیشه‌های مربوط به فقر است.

اگر از قانون بی‌اعتنایی توأم ایمان پیروی نکنیم تصور خواهیم کرد که باید راه‌حل مشکلاتمان را خودمان پیدا کنیم. اما با تکیه‌بر این اصل، هستی راه‌حل مشکلات را وارد زندگی‌مان می‌کنند.

ممکن است کمی طول بکشد تا معنی آن را درک کنی اما ثابت‌قدم باشید؛ این قوانین حتماً زندگی‌تان را تغییر خواهند داد. اگر این مقاله ر ا چند بار خوانید، هر بار معانی و مفاهیم جدیدی را درک می‌کنید؛ این، نشانه یک اثر برتر است.

نکته‌های نهایی

خصوصیت برتر مقاله هایی که در قرن اخیر درباره موضوع خودیاری نوشته‌شده‌اند این است که پیام‌های معنوی را از طریق دستورالعمل‌های مادی به خوانده منتقل می‌کنند. مثلاً مقاله‌ای را با موضوع موفقیت تهیه می‌کنیم و می‌بینیم که درباره هوش کامل و سودمند هستی صحبت می‌کند و می‌گوید قانون موفقیت این است که سعی کنیم کارمای خوبی داشته باشیم و سپس آن‌قدر به هدف هامان ایمان داشته باشیم که منتظر باشیم تا هستی ما را به خواسته‌مان برساند.

اغلب دیپاک چوپرا را محکوم می‌کنند که ارزش‌های معنوی را برای رسیدن به ثروت تبلیغ می‌کند. این موضوع کاملاً درست است اما جای هیچ شرمندگی نیست. وقتی خود هستی منبع بیکران ثروت و توانگری است زندگی در فقر و نداری، هدر دادن عمر است.

موضوع اصلی این مقاله وحدت همه موجودات جهان است. بااینکه بیشتر از لفظ موفقیت در این مقاله استفاده‌شده است مسئله اصلی، قدرت است. هرچه انسان بیشتر با هستی هماهنگ باشد قدرتمندتر می‌شود. درحالی‌که اگر غیرازاین باشد، انسان در تضاد با هستی قرار می‌گیرد و ضعیف می‌شود.

این مقاله به‌عنوان بهترین اثر درزمینه بهبود شخصیت، به انسان می‌آموزد که برای موفقیت باید به‌جای سروری و حکومت بر هستی،‌با آن هماهنگ و یکی باشد.

, ,

با قانون باور چطور میتونیم به قانون جذب دست یابیم!

با قانون باور چطور میتوانیم به قانون جذب دست یابیم!

نه تنها باور قدرت خارق العاده ای دارد بلکه از همه قدرت های موجود در دنیا نیز قویتر بوده و فقط کسانی که درک درستی از این قدرت ندارن به این قدرت شک دارن.

به طور خلاصه باید بگم که انسان محصول افکارش هست و شهر محصول تفکر شهروندانش بوده و کشور نیز بازتابی از ذهنیت مردمانش هست.

پس برای  بدست آوردن هرآنچه که میخواید باورهای مثبت رو تو ذهن ایجاد کنید.

حالا اینجا این سوال پیش میاد که باور ها مون رو چطور میشه شنلاخت و اینکه چطور میشه تشخیص داد که ما در جهت هدفهامون باورهای صحیحی از خودمون داریم یا اینکه این باور های ما مانع این شدن که به سمت هدف هامون گام برداریم!

آیا تا حالا به این موضوع فکر کردید که شما با وجود اینکه جملات کتابها ویدوئو و سمینار های انگیزشی هم شرکت کنید و استفاده کنید اگر باور مناسبی از خودتون نداشته باشید و اینکه شناخت نداشته باشید میتونه حتی باعث سرخوردگی بعد مدتی برای شما بشه که کلا دیدتون نسبت به قوانین کائنات مثبت نباشه!

البته نباید تاثیر گذاری این جور مطالب در زمینه های موفقیت رو نادیده گرفت ، من خیلی ها رو میشناسم و میدونم که آعاز راه موفثیتشون از همین کلاسها و کتابهایی بوده که خوندن، ام نمیشه این رو برای همه ی افراد بسط داد یعنی اینکه هر فردی یکسری توانایی هایی داره که با بقیه متفاوت هست.

باور های همه ی مردم هم مثل هم نیست همینطور آمادگی افراد برای پذیرش یک موضوع و باورشون نسبت به اون متفاوت هست.

به عنوان مثال یک فرد مدت های بوده که به دنبال راهکاری بوده باری رسیدن به یک آرامش ، اما راهی رو پدا نمیکرده و یا اینکه موفق نشده مطلبی راجع بهش پیدا کنه.

تا اینکه یه کسی بهش کتابی معرفی میکنه و یا مطلبی تو شبکه ها  اجتماعی میبینه که دقیقا موضوعش همون بوده که مدت ها دنبالش بوده ، اول خیلی تعججب میکنه(چون با قوانین آشنا نبوده) که چطور ممکنه این اتفاق بیفته !

اما کمی که جلو میره و مطالعاتش بیشتر و بیشتر میشه به این نتیجه میرسه که هیچ چیز در زندگی ما اتفاقی نیست!

همین که شما هم در حال خوندن این مقاله هستید وبه سایت ما وارد شدی هم اتفاقی نیست ، بنابراین من پیشننهاید میکنم که مقاله های علمی و بسیار کاربردی ما رو هم در زمینه های قانون جذب، جذب عشق و رابطه خوب، جذب فراوانی و ثروت در زندگی و همینطور مقالات دیگر سایت رو مطالعه بفرمایید.

اما یک نفر هم تمامی این منابعی که آقای شماره ۱ دیده و خوانده رو می بینه و میخونه ولی هیچ‌گونه سؤال براش پیش نمیاد و تأثیری بر کار و افکارش ندارد ،  و فقط تنها فایده‌ای که براش داره اینه که اون لحظه حس خوبی داره انگیزه پیدا می کنه و اطلاعاتش بالا میره و چیز دیگه ای براش اتفاق نمیفته !

تفاوت این دو فرد رو متوجه شدید؟ به نظر من هرکسی در زندگی شخصیش از موارد بسیار دیده و برخوردهایی با این موارد داشته و یا حداقل در زندگی بقیه دیده و درکش کرده.

 

اولین قدم برای آنالیز و بررسی روی یک باور شناخت و آشنایی با اون هست.

 

اما چطور میشه باورهای محدود کننده و نا سالم رو شناخت؟

چطور میشه این بائر هایی که مدت هاست با اون سرو کار داریم و کگاهی وقت ها مدام باهشون سروکله میزنیم تغییر داد؟

چطور در یک کشور یک سری بر بودن فراوانی و وفور نعمت باور دارن و تعدادی از افراد همچین باوری ندارن؟

چگونه ۲ نفری کهدر یک خونواده بزرگ شدن و رشد کردن باور های متفاوتی دارن؟

و سوال هایی از این قبیل که  پاسخ اونها سهم خیلی زایدی در موفقیت هر فرد داره.

همه این جواب ها ور راهکار های بسیار تاثیر گزار و عملی رو من در مقاله بعدی به عنوان شناخت باور ها توضیح میدم .

از اینکه تا اینجا با من همراه بودید متشکرم.

, , ,

انرژی مثبت و قانون جذب – چطور همیشه پرانرژی باشم؟

انرژی مثبت و قانون جذب

انرژی مثبت و قانون جذب – چطور همیشه پرانرژی باشم؟

جذب افکار مثبت و جذب آنها و افکار مثبت

هر چه بیشتر قدرت قانون جذب را درک کنی، بیشتر علاقه‌مند می‌شوی که افکارت را عمدا هدایت کنی چون تو دقیقا همان چیزی را به دست می‌آوری که به آن فکر می‌کنی. چه بخواهی چه نخواهی.

بدون استثناء به هرچه فکر کنی همان را به زندگی‌ات می‌کشانی. وقتی کمی به چیزی که می‌خواهی فکر می‌کنی، آن فکر از طریق قانون جذب بزرگ‌تر و بزرگ‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر می‌شود. وقتی به چیزی که نمی‌خواهی فکر می‌کنی، بازهم قانون جذب وارد عمل می‌شود و آن چیز بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شود.

احتمالاً خودتان حس کردید وقتی از رفتار بد کسی تعریف می‌کنید کم‌کم تمام رفتار بد آن شخص یادتان می‌آید و به حدی می‌رسد که گاها کار به بغض و گریه یا عصبانیت غیرقابل‌کنترل می‌کشد.

پیشنهاد می‌کنم این مقاله راهم از دست ندهید: قدرت ضمیر خودآگاه و ذهن ناخودآگاه

صحبت ازاینجا شروع می‌شود: آره! دیدی دیروز چه جوری خودشو می‌گرفت؟ انگار چه خبر شده خونش رفته بالا شهر! اصلاً همیشه خودش رو می‌گیرد (بسط پیدا کرد) تازه دفعه‌ی قبل که بدتر بود یه جوری نگاه می‌کرد انگار (حالا کم‌کم رفتار بد شخص به یاد ما می‌آید) و هرلحظه کنترل سخت‌تر می‌شود.

یادتان باشد یک اژدها را فقط وقتی‌که بچه است می‌شود کشت. نگذارید اژدهای افکار منفی بزرگ شوند. قانون جذب ابتدا افکار مشابه را به سمت شما می‌کشاند و وقتی مجموع آن افکار به‌اندازه کافی قدرتمند شدند شما شروع به جذب رویدادهای مشابه در زندگی خود می‌کنید.

جالب اینجاست که ضمیر ناخودآگاه این‌قدر سریع با توجه به وضعیت احساسی شما خاطره‌های مشابه را یادآوری می‌کند که انگار شما دارید از روی یک لیست تمام رفتار بد آن شخص را می‌خوانید.

همه حاشیه است اصل قانون جذب یکی است

وقتی آن چیزی را که دوست داری می‌بینی و می‌گویی: “می‌خواهم این را داشته باشم” از راه قانون جذب آن را به زندگی‌ات می‌کشانی. اما وقتی چیزی را نمی‌خواهی تجربه کنی و فریاد می‌زنی “نه، نه، این را نمی‌خواهم” چه؟ آری، بازهم آن را به زندگی‌ات می‌کشانی.

تنها راه نخواستن یک‌چیز توجه نکردن به آن است.

قانون جذب است نه قانون حذف

تلاش نکنید توجیه کنید. من ۸ سال بیهوده تلاش کردم. نتیجه‌ای ندارد. به هر دلیلی به چیزی که دوست ندارید توجه کنید نتیجه‌اش مشخص است: دعوت آن چیز به زندگی. خیلی می‌شنوم: اما آخه تو نمی‌دونی! چطور یه آدم می‌تونه این‌جوری باشه.

بله من نمی‌دونم ولی تو هم نمی‌دونی دوست عزیز. نمی‌دونی که در چه وضعیتی بودم. به هر دری می‌زدم برای تغییر. با همه می‌جنگیدم. وضعیت مالی و روابط و حتی سلامتیم هرروز بدتر می‌شد. همیشه فکر می‌کردم مردم من رو نمی‌فهمند و ظاهراً خدای بزرگ و مهربان هم زیاد دوستم نداره.

بله من نمی‌دونم ولی تو هم نمی‌دونی که گفتن این چیزها دردی از تو دوست خوبم دوا نمی‌کنه. توام نمی‌دونی برای من هم سخت بود که به شرایط بیرون اعتراض نکنم.

پیشنهاد می‌کنم این مطلب را هم بخوانید: قانون جذب عشق

توام نمی‌دونی که من خیلی بیشتر از تو شکایت می‌کردم و الان هم نمی‌دونی که دوست دارم برم وسط خیابون داد بزنم خدایا شکرت؛ شکرت که این‌قدر من را در سختی نگه داشتی تا مجبورشم خودم را تغییر دهم نه بقیه را.

 

شکرت که این‌قدر جهان را زیبا آفریدی شکرت که به هم سختی دادی تا برای رسیدن به آسودگی خیلی چیزها را یاد بگیرم.

بله من نمی‌دونم و نمی‌خواهم بدونم چه کسی به چه دلیلی شکایت می‌کند چون تاثیر گوش دادن به شکایات را توی زندگیم نمی‌خواهم. اگر کسی بوده تابه‌حال که با شکایت کردن و درد دل کردن مشکلش حل‌شده، من حاضرم گوش شنوای تمام درد دل‌های دنیا باشم.

 

معمولاً تمام درد دل‌ها از یه ناراحتی کوچیک شروع می‌شود و این‌قدر ما افکار مشابه را جذب می‌کنیم که به شیون و گریه و امثالهم ختم می‌شود.

طناب جذب

قانون جذب مثل ریسمان  است. فقط می‌کشد! شما با طناب نمی‌توانید چیزی را هل بدید و از زندگی خود دور کنید. قانون جذب هم همین‌گونه است. طنابی است بدون استراحت که به هر چیزی فکر کنید سریعاً آن را به‌طرف شما می‌کشد.

این قانون حتی اگر از وجود آن خبر نداشته باشیم کار می‌کند. حتی اگر آن را رد کنیم کار می‌کند. شما لازم نیست استاد فیزیک باشید و یا قانون جاذبه را بشناسید تا وقتی از ساختمان به پایین می‌پرید استخوان‌هاتون بشکنه!

قانون جذب و انرژی مثبت

وقتی به چیزهایی که اینجا خواندی فکر می‌کنی و کم‌کم رابطه‌ی متقابل بین افکار و گفته‌هایت با چیزهایی که در زندگی به دست می‌آوری می‌بینی، از قدرت قانون جذب آگاه می‌شوی و وقتی عمدا افکارت را هدایت می‌کنی و روی چیزهایی که در زندگی می‌خواهی تمرکز می‌کنی، کم‌کم همان زندگی‌ای را که خواهانش هستی می‌آفرینی.

دوست خوبم این را از اعماق وجودت بخوان

تو این‌جایی تا دنیایی را که خودت انتخاب می‌کنی در اطرافت خلق کنی؛ درعین‌حال که به دنیا اجازه می‌دهی آن‌طور که دیگران انتخاب کرده‌اند نیز وجود داشته باشد و هرچند انتخاب آن‌ها خلاف نظر تو باشد.

انتخاب آن‌ها جلوی تو را نمی‌گیرد.

تو بهترینی. خدای بزرگ و مهربان وقتی تو را آفرید خودش را بهترین خالق خواند. این یعنی تو خیلی خوبی؛ خیلی! بهترینی؛ به بهترین‌ها فکر کن و بهترین‌ها را جذب کن