نوشته‌ها

, ,

توجه و تمرکز چیست – چطور می توانیم در کارمان متمرکز باشیم!

توجه و تمرکز چیست؟

توجه و تمرکز چیست – چطور می توانیم در کارمان متمرکز باشیم

در این مقاله به تعریف توجه و چگونگی استفاده از توجه و تمرکز در کارهایمان می پردازیم.

ذهن راه هر مسئله در زندگی‌تان بسط و توسعه خواهد یافت و به گونه‌های مختلف خود را نشان خواهد داد. برای مثال اگر ضمن این‌که بدهکارید، از سرمایه قابل‌توجهی نیز برخوردار باشید و تمام ذهن را به سرمایه‌تان معطوف کنید، یقین بدانید که در آینده نه‌چندان دور سرمایه‌ی شما افزایش پیدا خواهد کرد. به بیانی دیگر اگر سرمایه تان فقط پانصد هزار تومان و بدهی شما پنج میلیون تومان است و تمامی اندیشه و احساس خود را متوجه سرمایه تان سازید، به‌طورقطع به سرمایه خودکاری صورت خواهید داد و به‌گونه‌ای در جهت رشد و افزایش آن مؤثر خواهد بود.

به‌عکس، اگر تمام ذهنتان را به بدهکاری‌تان معطوف کنید و همواره به خود خاطرنشان کنید که تا چه اندازه مفلس و بی‌پول هستید و حیات عاطفی و هیجانی خود را در این مسیر هدایت کنید، به‌طور قطع افلاس و نداری در زندگی‌تان گسترش خواهد یافت. این اصل در مور وضعیت جسمانی شما نیز صادق است.. اگر ذهنتان را به سرماخوردگی متمرکز کنید و همواره درباره‌ی آن سخن بگویید و با هر کس که برخورد می‌کنید از احساس سستی و رخوتت خود شکوه و گلایه سر دهید، نیروی شما در جهت توسعه سرماخوردگی هدایت خواهد شد.

اما اگر ذهنتان را به بخش سالم و تندرست وجودتان متمرکز کنید و از نشاط و تندرستی خود با دیگران سخن بگویید، سلامتی و شادکامی در کشتزار باطن شما بارور شده و در وقت مناسب ثمره‌اش را به بار خواهد آورد.

ما بر اساس افکارمان دست به عمل می‌زنیم و همین افکار است که به تجربه‌های روزانه زندگی ما تبدیل می‌شود به همین دلیل اگر شما بخش قابل‌توجهی از نیروی ذهن خود را کمبود و تنگنا متمرکز کنید، کمبود و نداری در آگاهی شما جریان یافته و به‌طورقطع این وضعیت را در زندگی‌تان بسط و توسعه‌خواهید داد. اینک قصد دارم با اشاره به یک مثال واقعی کارکرد این اصل را به شما نشان دهم.

یکی از دوستانم به نام (باب برایج) بسیار سرحال و خوش‌مشرب است. هر کس از معاشرت و مراوده با وی لذت می‌برد. او درگذشته در بیشتر جنبه‌های زندگی‌اش اصل فراوانی را به‌کاربرده و ثمرات ارزشمندی عایدش شده بود. باوجوداین درزمینه فعالیت‌های شغلی ، همواره ذهنش را بر آنچه نداشت متمرکز می‌کرد. باب خواننده و ترانه‌سرای بااستعدادی بود و قصد داشت مجموعه ترانه‌های خود را در سطح وسیع، تولید و در نقاط مختلف کشور توزیع کند. اما برای شروع این کار نیاز به سرمایه داشت و متقاعد شده بود که وضعیت عالی‌اش اجازه چنین کار را به وی نمی‌دهد.

در حقیقت کمبود و نداری بر ذهن و نفسانیات او حاکم بود و وی را از تحصیل سرمایه برای دستیابی به هدفش محروم می‌کرد. وقتی صحبت از اجرای برنامه در برابر حضار به میان می‌آمد، یقین داشت که از عهده انجام این کار بر نخواهد آمد.

در حقیقت معتقد بود که تنها راه تولید و انتشار جُنگ ترانه‌هایش آن است که ناگهان فرشته‌ای در برابرش ظاهرشده و سرمایه لازم را در اختیارش بگذارد. در خلال چند جلسه گفتگو کوشیدم به او تفهیم کنم که ضمیر باطن او از تصاویر منفی آکنده است و شرایط غنا، رفاه و پیشرفت او را سد کرده و به وی اجازه نمی‌دهد که به رؤیایش جامه‌ی عمل بپوشاند. سرانجام در جلسات سخنرانیم، چند بار از باب دعوت کردم که قبل از سخنرانی ترانه‌های زیبایش را اجرا کرد و با استقبال عموم مواجه شد.

سرانجام موفق شد عرصه‌ی تخیلات خود را جولانگاه توانایی‌ها و هدف‌های خود بسازد و بر انگاره‌های کمبود و نداری که سالها ی سال به دنبال می‌کنید فایق آید. این جوان مدت‌ها و به آنکه احساس خستگی کند به این تمرین روحی پرداخت.

و دیگر حاضر نشد که به ناتوانایی‌های خود بیندیشد و افکار منفی را به سر راه دهد. او حدود یک سال به دورترین نقاط کشور سفر کرد و به اجرای کنسرت پرداخت و در تمام این مدت موفقیت و شادکام را کانون توجه قرارداد. او در یک گفتگوی تلفنی به من گفت که سرانجام جسارت لازم را در خود پدید آورده و هزینه‌ی تولید آلبوم ترانه‌هایش را استعلام کرده است. سرمایه ای که او برای انجام این کار بدان نیاز داشت بیشتر از تمام اندوخته‌اش در طول عمرش بود.

به او توصیه کردم که فکر خود را یکسره به سعادت وتوان گری متمرکز کند و هرگز اجازه ندهد که اندیشه‌ای ناشی از کمبود و تنگنا به جریان آگاهیش نفوذ کند.

او این پیام را دریافت کرد و بر این اساس کارش را آغاز کرد. یک روز بعدازظهر آب از طریق تلفن راه دور به من گفت که: (در تمام این مدت تنها به پول و سرمایه‌ای فکر می‌کردم که قرار است در اختیارم قرار گیرد). هرگز اجازه ندادم که اندیش فقر و نداری و کمبود به ذهنم خطور کند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید:تمرکز چیست؟ قابلیت ذهنی تمرکز برای قانون جذب

او در ادامه مطلب افزوده که به‌اتفاق یکی از دوستانش درباره‌ی راه‌های تحقق هدفش بررسی‌های فراوانی کرده است، تا این‌که روزی باب به دوستش گفت: (چه طور است از پانزده تن از آشنایانم تقاضا کنم که هر یک هزار دلار در کار من سرمایه‌گذاری کنند؛ منظورم افرادی است که واقعاً به هنرمندی من اعتقاددارند؟) و دوستش پاسخ داد: من باکمال میل نخستین فردی هستم که در این کار سرمایه‌گذاری می‌کنم. و به‌این‌ترتیب باب پیشاپیش یک پانزدهم سرمایه‌ی موردنیاز را در اختیار داشت.

او ظرف سه روز اوراق سرمایه‌گذاری را آماده کرد و به امضای سرمایه‌گذاران رساند. باب از آن‌که می‌دید سرانجام بر ذهنیت کمبود و نداری غلبه کرده است از خوشحالی در پوستش نمی‌گنجید؛ از وقتی‌که او ذهنیت فراوانی را کانون توجه قرارداد، به‌طور کامل این موهبت در زندگش توسعه یافت و بر مقدرات او حاکم شد. دو ماه بعد، او جُنگ ترانه‌هایش را تولید کرد. چندی نگذشت که او حسن شهرتی به هم زد و از اطراف و اکناف به سراغش آمدند و در شرکت او سرمایه گذاری کردند. او به‌جای کمبود، ذهنش را به فراوانی معطوف کرد و از این رهگذر سود فراوانی عایدش شد.

دیری نپایید که او سود و سرمایه تمام سرمایه گذاران را پرداخت و اکنون سرگرم دومین مرحله تولید آلبوم ترانه‌هایش می‌باشد. درروی جلد آلبوم او این عبارت به چشم می‌خورد:

(تقدیم به دوست عزیزم وین دایر، از تلاش تو در اینجا جرأت و جسارت در من قدردانی می‌کنم.)

این اصل در مورد هر یک از ما نیز مصداق دارد. برا دستیابی به ثروت، تنعم و موهبت‌های جهان هستی تنها کافی است که سخاوت و گشاده‌دستی طبیعت را باور کرده و ذهن خود را به کانون وفور و فراوانی متمرکز کنید. وقتی با اعتقاد به رفاه، آسایش و خوشبختی، زندگی و تنفس و توجه می‌کنید و بر این باورید که هر چیزی به میزان عظیم و کلان در دنیا وجود دارد و از این شایستگی بهره‌مندید که هر آنچه را که می‌توانید داشته باشید به دست آورید، بر اساس این نگرش که چگونه با خود و دیگران رفتار کنید کار را آغاز می‌کند.

این اصل در مورد کسب مال ثروت می‌کنید و بر این باورید که هر چیزی به میزان عظیم و کلان در دنیا وجود دارد و از این شایستگی بهره‌مندید که هر آنچه را که می‌توانید داشته باشید به دست آورید، بر اساس این نگرش که چگونه با خود و دیگران رفتار کنید کار را آغاز می‌کند.

این اصل در مورد کسب مال و ثروت می‌کنید و بر این باورید که هر چیزی به میزان عظیم و کلان در دنیا وجود دارد و از این شایستگی بهره‌مندید که هر آنچه را که می‌توانید داشته باشید به دست آورید، بر اساس این نگرش که چگونه با خود و دیگران رفتار کنید کار را آغاز می‌کند.

این اصل در مورد کسب مال ثروت می‌کنید و بر این باورید که هر چیزی به میزان عظیم و کلان در دنیا وجود دارد و از این شایستگی بهره‌مندید که هر آنچه را که می‌توانید داشته باشید به دست آورید، بر اساس این نگرش که چگونه با خود و دیگران رفتار کنید کار را آغاز میکند. این اصل در مورد کسب مال ثروت، شادمانی، تندرستی، موفقیت های تحصیلی وچیزهای دیگر هم صدق می کند.

, ,

شناخت قدرت ذهن در قانون جذب – چطور ذهن قدرتمند داشته باشم؟

چگونه از قدرت ذهنم استفاده کنم؟

شناخت قدرت ذهن در قانون جذب – چطور ذهن قدرتمند داشته باشم؟

برای اینکه درک ما از این پدیده (قدرت ذهن) بیشتر بشه لازمه که درباره این موضوع بیشتر فکر و اندیشه کنیم.

این واقعیت است که چیزی که در حال حاضر درباره این قدرت میدانیم این است که این قدرت نوعی عمل ذهنی است که به مثل جریان الکتریسیته تنها جلوه های آن قابل مشاهده است و جلوه های آن در رفتار همه افراد از جمله پیر وجوان قابل مشاهده و رویت است.

واقعیت این است که هرچه بیشتر درباره فکر اندیشه شود به همان نسبت نیز فرد بیشتر متوجه قدرت بیکران آن میشود.

با گرداندن چشم مان در اطراف یک اتاق اشیای بیجان زیادی را مشاهده میکنیم و باور غالب ما این است که این اشیاد تنها اجسامی بیجان هستند و این در حالی لست که در ورای این اشیائ بیجان یک فکر و طرح نهفته است.

به زبان ساده تر در ابتدا فکر تولید آن موجود بوده است که در نهایت موجب ایجاد آن شده است.

بله شیشه اتاق، پرده ها ، مبلمان و غیره یک فکر بوده است و این واقعیت درباره اشیائ بیشمار دیگری چون هواپیما ،کشتی،چرخ خیاطی، اتومبیل و حتی یک سوزن و پین کوچک نیز صدق میکنه.

پیشنهاد می‌کنم این مطالب را هم مطالعه کنید: قانون جذب ، قانون جذب عشق و قانون جذب ثروت

پایه و مایه این اشیائ بیجان را تفکر خلاق تشکیل میدهد، در ضمن برای بدست آوردن در قانون جذب هم این کار انجام شدنی است.

بله همه محصولات حیات حاصل ایده و تفکر خلاق انسانها بوده و این واقعیت مسلم امورد تایید بزرگانی چون بوده و رالف مرسون (RALPH EMERSON) است.

برای مثال بوده در قرن ها پیش گفته است که انسان همانی میشود که آنگونه می اندیشد.

از طرف دیگه اگرچه ۷۰ % وزن اندام ها و عضلات بدنتان را آب تشکیل میدهد اما شخصیت و ماهیت و موقیت شما در هر نقطه از فرایند زندگی تابع مطلق نوع تفکرتون است.

بنابراین پایه و مایه خوسازی و یا خودسوزیتان را نوع تفکرتان تشکیل میدهد بدین معنی که نگرش مثبت و خودباوری اسباب خودسازس و خودشکوفایی فرد را فراهم کرده و افکار منفی مایه شوربختی و فلاکت فرد میشود.

بله این نوع تفکر که یک آدم شیرسان و سلطان منش رو تبدیل به یک آدم بزدل و کوتوله کرده و همین تفکر است که یک آدم کوتوله و گورزاد رو تبدیل به آمدی سرکش و سرفراز وخودپذیر کرده.

هرگز گمان نکنید که شما به طور ارادیو فیزیکی ، تلویزیون رو روشن کرده ، رانندگی کرده، لباس پوشیده و کارهایی از این دست رو انجام میدید.

این ذهنیت از هیچ اساسی برخوردار نیست چون خاستگاه این حرکات یک (تکانه فکری) بوده و بودن این تکانه اولیه شما قادر به برداشتن گامی کوچک در جها های مختلف نیستسد.

اگرچه به نظر میرسه که موجب و عامل این حرکات بازتاب های فیزیکی است.

براساس این واقعیت ، مسلم است که اندیشمندان بر این باورند که فکر از قدرتی بیکران و لایتناهی برخوردار است.

 

چگونه از قدرت ذهن در قانون جذب استفاده کنم؟

 

نکته بسیار مهمی که جهت شناخت قدرت ذهن در قانون جذب و تسخیر قلل کامیابی باید آویزه گوشتون باشه اینه که ظاهر شما به سادگی ، درون و نوع تفکرتان رو نشون میده.

برای مثال اگه شل و وارفته راه برید و یا اینکه شلخته و وار لباس بپوشید این ویترین ، آشکار نشون میده که شما آدمی ناخودپذیر ، بی اراده وامید باخته هستید.

واین نوع روش و منش هرگز شما رو به سوی کامیابی سوق نمیده و اسن در حالیه مه ظاهر آراسته و پاکیزه و قامت کشیده و سینه جلوداده  شده آشکارا نشانگر پویایی ، خودباوری، خوش بینی و اعتنماد به نفس شما میشه و این ویژگی به سادگی همای سعادت رو از آن شما میسازه .

در یک کلام شما همانی هستید وخواهی شد که می اندیشید.

لازم میدونم بگم که زمانی که سخن از خوشبختی و بدبختی فکرمحور ، سخن به میان میاد مقصود ما این نیستکه فرد باید به طور کانل به دور از افکار منفری باشه ، خیر.

چوناین افکار هم در ابعاد طبیعی بستر پویایی و خوذ ابراز گری فرد رو فراهم میکنه.

با این همه فرد حهت تسخی کامیابی چاره ای جز این نداره که خوش بینی رو در ذهنش غالب کنه .

در ادامه با عطش و اشتیاقی وصف نا پذیر بسوی تحقق رویاهاش گام برداره.

جان کلام اینکه ، هیچ عملی فی نفسه خوب و بد نبوده بلکه این نوع تفکره که حاصل کار رو بد یا خوب میکنه و این واقعیت بکرات توسط کتابهای مقدس و بزرگانی چون شکسپیر مورد تایید قرار گرفته.

 

در این رابطه از نظر گذراندن نظرات و آرای بزرگان و دانشمندان زیر ما را به عنوان درک بهتر این پدیده یاری میکند.

براساس دیدگاه سر آرتو تدینگ تن (SIR ARTHUR EDINGTON ) که یک فیزیک دان برجسته انگلیسی است جهانی که در آن زیست میکنیم حاصل خلاقیت و ایده پردازیهمه احاد بشر است و این در حالی است که فیزیک دان دیگری بنام سر جیمز جینز (JAMES JEANS ) بر این باور است که جهان کنونی حاصل اندیشه و تفکر یک ذهن جهانی بزرگ بوده  و این مغز کل و خالق یگانه است که همه ذهن های افکار را با یکدیگر هماهنگ میکند.

نتایج بدست آمده از برخی از پژوهش ها عملی حاکی از این است که شباهت محسوسی بین رفتار ذرات تحت اتمی با آموزه های متافیزیکی (ماورای طبیعت) شرقی وجود دارد.

از طرف دیگه از اونجا که رفتار و عمل حاصل باور است از دیرباز تاکنون و در کل تاریخ بشر پیامبران ، سیاستمداران ،پادشاهان  جنگجویان و قدرت طلبان جهت همراه کردن دیگران با ایده خود از این قدرت جهت تحقق اهداف خود استفاده کرده اند.

چون خوب میدونن که اگر با نفوذ کلام به دل مردم رسوخ کنند در آن صورت طرف مقابل خود را مطیع و همراهشان میسازند.

چون ماهیت افکار و احساسات به گونه ای است که از خاصیت سرایت کنندگی برخوردار بوده و هم فکر کردن دیگران با خود بدین معنی است که فرد میتوتند از امکانات دیگران جهت محقق ساختن رویاهایش استفاده کند.

 

خیلی ممنون از اینکه این مقاله رو مطالعه کردید و ادامه این مقاله هفته آینده در سایت قانون باور و جذب قرار میگیره.

 

, , , , ,

باور چیست؟ چطور میتونم باور قوی داشته باشم؟-قانون باور

چطور باورم رو قوی کنم؟،چطور باورهایم را عوض کنم؟

باور چیست؟ چطور میتونم باور قوی داشته باشم؟-قانون باور

هر انسانی در طی زندگیش با یک سری اصول و قواعدی بزرگ میشود و با توجه به محیطی که در آن بزرگ شده و نوع تفکر خانواده اون فرد محل تحصیل ، نوع دوستان ، محیط جامعه و شهر و روستایی که در اون زندگی میکنه موثر هست.

 

چطور میتونم باورها رو بشناسم و اونها رو تغییر بدم؟

 

باور یعنی اون اعتقادات و اون طرز فکر هایی که غالب شده بر فرد و تمام گفتار و رفتار و کردار یک فرد با توجه به اون شکل گرفته .

باور از سطح های مختلفی شکل گرفته و میزان عمق هر باوری با باورهای دیگر متفاوت هست.

معیارهایی که روی باور یک نفر تاثیر مستقیم داره از موارد زیر میتونه باشه :

  • اگرچه فردی سن بالاتر داشته باشد باور نهادینه تر میشود و تغییر در اون آسان نیست !
  • میزان برخورد فرد با رویداد هایی که براش پیش میاید
  • محیط و افرادی که فرد در درون اون قرار گرفته باعث میشه که یک باور بسیار قوی در اون شکل بگیره ، مثلا کسی که در بازار کار میکنه به عنوان حتی یک پادو و فروشنده به این باور قوی رسیده که باید پول هر روز دخل رو تبدیل به جنس کرد و دوباره جایگزین اجناس فروخته شده در مغارزه یا بانک کرد.
  • رسانه های صوتی و تصویری و همینطور شبکه های اجتماعی ، بسیار موثر هست همینطور که از موارد بسیار دقیقی برای القا یک سری باورها برای عوام مردم در موردی که بخوان میتوانند استفاده کنند
  • فردی که توسط خودآگاهی به تشکیل باور در درون خودش اقدام میکنه و با تمرین و تکرار (همونطور که در دوره بهش اشاره کردم) تمام باورهاش رو دگرگون میکنه .

اما چیزی که خیلی مهم هست اینه که ما تا باورهامون رو تشخیص ندیم و ندونیم که چه باور های مخرب و چه باورهای مثبت و خوبی در خودمون داریم نمیتوینم به کار کردن و ساخت یک بنای مهم روی خودمون بپردازیم.

 

حالا چطور باور های خودمون رو بشناسیم

تو مقاله قبلی به این اشاره کردم که چقدر مهم هست ما به رفتارها و گفتار خودمون توجه کنیم و اونها رو بشناسیم و چه قدر این مورد میتونه مهم باشه.

 

برای شناخت باورها من یک مثال واقعی از یکی از مراجعین که برای مشاوره اومده بود و با اجازه ایشون  میزنم و اون اینه که آقای مرادی (فردی بسیار با اخلاق و دوست داشتنی اهل یزد)در مورد رفتار با مدیرش همیشه مشکل داره هر بار که میخواد با اون صحبت کنه و دقیقا اون روزی که تصمیم داره راجع به اضافه حقوق یا مرخصی و ارتقائ شغلی صحبت کنه مدیر یا حالش خوب نیست و یا اینکه یک قرارداد کاری رو از دست داده و خیلی موارد دیگه !

 

اما مشکل به اینجا ختم نمیشه و آقای مرادی وقتی ادامه صحبت میده متوجه میشم که قبل اینکه به کار کارمندی روی بیارد انواع کارهای مختلف رو هم انجام داده و بدون اینکه اونها رو به پایان بروسونه در نهایت نیمه کاره رها کرده و موفق نشده !

من خیلی تعجب میکردم وقتی ایشون صحبت میکردن معلوم بود که انسانی هستن که بسیار با اراده و با انگیزه هستن اما در برخودر با این یک سری موضوعات این مشکل ها براش پیش اومده بوده!

در صورتی که مدیر محلی که آقای مرادی در اون کار میکرد اصلا به این شکل نبوده و بقیه افراد بسیار  راضی خرسند بودن از رفتار مدیر، و همینطور هیچ مشکلی نداشتند.

 

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قانون باور چطور میشه به قانون جذب 

 

به نظر شما ایراد کار آقای مرادی چی بوده؟

چون این مورد به صورت مثال بیان شده و من تمام زوایای شخصیتی ایشون رو ذکر نکردم فقط به بررسی یا دو باوری که در این فرد شکل گرفته میپردازم.

در مورد باور اولی وقتی بیشتر به این موضوع پرداختیم متوجه شدم که آقای مرادی از مدیرعامل خودش یک چهره خشن و همیشه عصبانی تصویر کرده و وقتی که در ذهن خودش با مدیر صحبت میکنه همیشه این تصویر جلو چشمانش هست و علاوه بر اینم خیلی ناراحت کننده هست تبدیل به واقعیت میشده همیشه براش.

من تو دوره هم ذکر کردم که قانون جذب به این نگاه نمیکنه که ما چی میخوایم ، مثبت میخوایم یا منفی ، بزرگ میخوایم یا کوچیک ! اون همون رو با همون کیفیت که در خواست کردیم برامون میفرسته ( توضیحات بیشتر در مورد قانون جذب رو در مقاله قانون جذب چیست بخوانید)

آقای مرادی با این باور ارتعاشی به کائنات ارسال کرده بود که باعث بوجود آمدن این موارد به زندگی و کارش شده بود .

بنابراین باور آقای مرادی این است که همه مدیر ها افراد عصبانی هستند و کمترین توجه رو به پرسنل خود نمیکنند.

 

در این مثال خیلی دقیق دیدیم که یک باور محدود کننده چقدر میتونه روی کیفیت زندگی و کار افراد تاثیر بگذارد و باعث تغییر در زندگی افراد میشود.

 

خب برای شناسایی دقیق این باورها و مثالهایی بیشتر منتظر مقالات بعدی من باشید.

دوستان عزیز سوالات خودتون رو در پایین همین مقاله و قسمت دیدگاهها بیان کنید تا پاسخ شما رو قرار بدم.

مطالب این سایت توسط بهنام جعفری تهیه و نوشته شده و این مقالات رو شما در جای دیگه مطالعه نخواهید کرد.

در ضمن فایل صوتی این مقاله و همینطور مقالات دیگر در کانال فوق العاده قانون باور و جذب در تلگرام وجود دارد .

, ,

با قانون باور چطور میتونیم به قانون جذب دست یابیم!

با قانون باور چطور میتوانیم به قانون جذب دست یابیم!

نه تنها باور قدرت خارق العاده ای دارد بلکه از همه قدرت های موجود در دنیا نیز قویتر بوده و فقط کسانی که درک درستی از این قدرت ندارن به این قدرت شک دارن.

به طور خلاصه باید بگم که انسان محصول افکارش هست و شهر محصول تفکر شهروندانش بوده و کشور نیز بازتابی از ذهنیت مردمانش هست.

پس برای  بدست آوردن هرآنچه که میخواید باورهای مثبت رو تو ذهن ایجاد کنید.

حالا اینجا این سوال پیش میاد که باور ها مون رو چطور میشه شنلاخت و اینکه چطور میشه تشخیص داد که ما در جهت هدفهامون باورهای صحیحی از خودمون داریم یا اینکه این باور های ما مانع این شدن که به سمت هدف هامون گام برداریم!

آیا تا حالا به این موضوع فکر کردید که شما با وجود اینکه جملات کتابها ویدوئو و سمینار های انگیزشی هم شرکت کنید و استفاده کنید اگر باور مناسبی از خودتون نداشته باشید و اینکه شناخت نداشته باشید میتونه حتی باعث سرخوردگی بعد مدتی برای شما بشه که کلا دیدتون نسبت به قوانین کائنات مثبت نباشه!

البته نباید تاثیر گذاری این جور مطالب در زمینه های موفقیت رو نادیده گرفت ، من خیلی ها رو میشناسم و میدونم که آعاز راه موفثیتشون از همین کلاسها و کتابهایی بوده که خوندن، ام نمیشه این رو برای همه ی افراد بسط داد یعنی اینکه هر فردی یکسری توانایی هایی داره که با بقیه متفاوت هست.

باور های همه ی مردم هم مثل هم نیست همینطور آمادگی افراد برای پذیرش یک موضوع و باورشون نسبت به اون متفاوت هست.

به عنوان مثال یک فرد مدت های بوده که به دنبال راهکاری بوده باری رسیدن به یک آرامش ، اما راهی رو پدا نمیکرده و یا اینکه موفق نشده مطلبی راجع بهش پیدا کنه.

تا اینکه یه کسی بهش کتابی معرفی میکنه و یا مطلبی تو شبکه ها  اجتماعی میبینه که دقیقا موضوعش همون بوده که مدت ها دنبالش بوده ، اول خیلی تعججب میکنه(چون با قوانین آشنا نبوده) که چطور ممکنه این اتفاق بیفته !

اما کمی که جلو میره و مطالعاتش بیشتر و بیشتر میشه به این نتیجه میرسه که هیچ چیز در زندگی ما اتفاقی نیست!

همین که شما هم در حال خوندن این مقاله هستید وبه سایت ما وارد شدی هم اتفاقی نیست ، بنابراین من پیشننهاید میکنم که مقاله های علمی و بسیار کاربردی ما رو هم در زمینه های قانون جذب، جذب عشق و رابطه خوب، جذب فراوانی و ثروت در زندگی و همینطور مقالات دیگر سایت رو مطالعه بفرمایید.

اما یک نفر هم تمامی این منابعی که آقای شماره ۱ دیده و خوانده رو می بینه و میخونه ولی هیچ‌گونه سؤال براش پیش نمیاد و تأثیری بر کار و افکارش ندارد ،  و فقط تنها فایده‌ای که براش داره اینه که اون لحظه حس خوبی داره انگیزه پیدا می کنه و اطلاعاتش بالا میره و چیز دیگه ای براش اتفاق نمیفته !

تفاوت این دو فرد رو متوجه شدید؟ به نظر من هرکسی در زندگی شخصیش از موارد بسیار دیده و برخوردهایی با این موارد داشته و یا حداقل در زندگی بقیه دیده و درکش کرده.

 

اولین قدم برای آنالیز و بررسی روی یک باور شناخت و آشنایی با اون هست.

 

اما چطور میشه باورهای محدود کننده و نا سالم رو شناخت؟

چطور میشه این بائر هایی که مدت هاست با اون سرو کار داریم و کگاهی وقت ها مدام باهشون سروکله میزنیم تغییر داد؟

چطور در یک کشور یک سری بر بودن فراوانی و وفور نعمت باور دارن و تعدادی از افراد همچین باوری ندارن؟

چگونه ۲ نفری کهدر یک خونواده بزرگ شدن و رشد کردن باور های متفاوتی دارن؟

و سوال هایی از این قبیل که  پاسخ اونها سهم خیلی زایدی در موفقیت هر فرد داره.

همه این جواب ها ور راهکار های بسیار تاثیر گزار و عملی رو من در مقاله بعدی به عنوان شناخت باور ها توضیح میدم .

از اینکه تا اینجا با من همراه بودید متشکرم.