نوشته‌ها

, ,

قانون جذب چیست؟ آموزش قانون جذب به صورت کامل

قانون جذب

قانون جذب چیست؟ آموزش قانون جذب به صورت کامل

قانون جذب نظریه ای بر این اساس است که شما هرگز نبیاد روی جنبه های منفی زندگی توقف و درنگ کنید. این قانون میگوید افکار شما روی سرنوشت تان تأثیر می گذارند. در حقیقت، قانون جذب چیز تازه ای نیست. تنها مورد جدید این است که این اواخر، در اولویت قرار داده شده است و بسیاری ازمردم امروزه آن را پیگیری می کنند.

برای فهم قانون جذب، ابتدا باید اصول این قانون گرانش، قوانین آیرودینامیک و قانون جذب قوانینی هستند که جهان محل سکونت ما را اداره می کنند. در میان این ها، قانون جذب، قانونی است که موجب گردش زندگی شما می شود. احتمال دارد شما متوجه این واقعیت نشوید. به هر حال، چه آن را بپذیرید و چه نپذیرید، این قانون نقش مهمی در زندگی هر فردی دارد.

هر چیزی مشابه خود را جذب می کند. افرادی که به سمت تان جذب می شوند، در گفتار و پندار و کردار خیلی شبیه شما هستند. این قضیه درباره شرایط و مواردی که برایتان پیش می آیند نیز صدق می کند. این قانون و نیرو موجب ارتباط افرادی با منافع و علایق مشابه به سمت ما می شود.

در اینجا ۱۰ نکته را ذکر میکنیم که هنگام تمرین قانون جذب، باید در ذهن خود داشته باشید. این ۱۰ نکته طلایی عبارت اند از:

  1. بدانید چه می خواهید.
  2. فقط روی چیزهایی که در زندگی می خواهید، تمرکز کنید.
  3. تصور کنید اکنون خواسته حقیقی تان را دارید.
  4. احساس کنید که در حال حاضر خواسته خود را دارید و آن حس عالی و شعف انگیز را تجسم کنید.
  5. هرگز نتیجه را به مورد خاصی محدود نکنید.
  6. هنگامی که فرصتی به شما رو می کند، بدون تردید از ان استفاده کنید.
  7. ایمان داشته باشید که آنچه در خواست می کنید، در راه است.
  8. طوری عمل کنید که گویی خواسته حقیقی تان را اکنون دارید.
  9. کارهایی را که موجب خوشحالی تان می شوند ، انجام دهید.
  10. بابت چیزهایی که در حال حاضر در زندگی خود دارید، سپاسگزار و قدردان باشید.

به محض دستیابی به خواسته تان، باید قدردانی خود را از این بابت نشان دهید. اگر در قبال هر چه در زندگی به دست می آورید سپاسگزار باشید، قانون جذب به راستی باعث شگفتی تان خواهد شد؛ زیرا هرچه قدردان تر باشید، چیزهای بیشتری دریافت می کنید.

این راز طبیعی قانون جذب است؛ بنابراین اگر میخواهید قانون جذب کارهای شگفت انگیزی برایتان انجام دهد، در ذهن خود برای داشته های کنونی تان شکرگزاری کنید و همیشه در زندگی خود دورنمای مثبتی داشته باشید.

چگونه از قانون جذب استفاده کنم؟

همه می خواهند موفق شوند و تمام چیزهای خوب زندگی را به دست آورند، اما فقط تمایل و تفکر راه به جایی نمی برد. شما باید هنر جذب کردن را به کار بگیرید. باید چیزهایی را که می خواهید به سمت خود جذب کنید.

قانون جذب هیچ گاه تغییر نمی کند و همواره ثابت است. عامل متغیر در این قانون هیچ فرد دیگری جز خود شما نیست؛ بنابراین باید خودتان را تغییر دهید تا قانون جذب برایتان کار کند. هر چه بیشتر خود را تغییر دهید، قانون جذب نیرومندتر می شود و چیزهایی که می خواهید به سمت تان سرازیر می شوند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قانون جذب چطور تبدیل به قانون شده‌ است !

شاید این سخن را شنیده باشید که به محض کشف قانون جذب، همه چیز فورا در زندگی شما تغییر خواهد کرد؛ ولی من به شما اطمینان می دهم که این افسانه ای بیش نیست. تنها چیزی که موجب می شود این قانون برای شما کار کند، تغییری است که در خودتان به وجود می آورید.

فقط به یاد داشته باشید که اگر بهترین ها را از زندگی می خواهید، سبک زندگی رؤیایی خود را در پیش بگیرید و هنگامی که زندگی می خواهید، سبک زندگی رؤیایی خود را پیش بگیرید و هنگامی که زندگی کردن به نحوه دلخواه خود را شروع کردید، می توانید به خود اطمینان دهید که قانون جذب برای شما شروع به کار کرده است. پس نگرش و رفتار خود را تغییر دهید. کلامتان را تغییر دهید. باورهایتان را تغییر دهید. عادت هایتان را تغییر دهید…

نگذارید این قانون به صورت یک راز بماند

شما باید درباره قانون جذب برای دیگران صحبت کنید و به آنان آموزش دهید. هرچه بیشتر برای آموزش آن تلاش کنید، توانایی شما در فهم و درک پیچیدگی های آن بالاتر می رود.

آموزش فقط برای آموختن نیست، بلکه برای یادگرفتن است. بنابراین سعی کنید تا حد ممکن به افراد بیشتری این علم را بیاموزید. هنگامی که این قانون را به ارفراد دیگر توضیح می دهید می توانید مفاهیم این قانون را بهتر درک کنید.

, , ,

قانون جذب در روابط چیست؟ آیا با قانون جذب میتوان روابط را جذب کرد؟

قانون جذب در روابط

قانون جذب در روابط چیست؟ آیا با قانون جذب میتوان روابط را جذب کرد؟

آقای مایکل لوسیر میگوید :

واکنش قانون جذب درست مثل واکنش ذهن توست. قانون جذب آنچه را تو نمی‌خواهی می‌شنود. وقتی به ندای درونت گوش می‌دهی که افعال و عبارات منفی به کار می‌برد؛ در واقع توجه و انرژی خودت را به چیزهایی می‌دهی که آنها را نمی‌خواهی

اگر کنجکاوی بدانی که در هر زمینه‌ای از زندگی‌ات امواج مثبت می‌فرستی یا منفی کافی‌ست به آن زمینه نگاهی بیندازی و ببینی چه چیزی دریافت می‌کنی. این جورشدن و تطابقی بی‌نقص است

توجه به تضاد و شناسایی آن به عنوان چیزی که دلت آن را نمی‌خواهد؛ تو را در قبال آنچه می‌خواهی روشن‌تر می‌کند. با تضاد، خواسته‌های خود را مشخص کن. در یک برگه آنچه را نمی‌خواهی بنویس و در روبروی آن آنچه را که می‌خواهی . بعد بر روی آنچه نخواسته‌ای خط بکش

تمام چیزهایی را که باعث می‌شود احساسی خوب به تو بدهد؛ شناسایی کن و بیشتر به آن بپرداز. یادت باشد هر ارتعاشی که از خودت ساطع کنی، آینده‌ات را خلق می‌کند.

شما میتوانید بطور کامل همه روابطتان را تغییر دهید. بی توجه به اینکه این روابط در حال حاضر به چه شکلی هستند

تک تک رابطه هایی که دارید بازتاب آن چیزی است که در درونتان احساس میکنید. شما مغناطیسی هستید که همه چیز را به سمت خود جذب میکنید ، از طریق سیگنالهایی که از راه افکار و احساساتتان منتشر میکنید

هر رابطه ای که دارید و هر تعاملی که با افراد دارید بازتاب افکار و احساسات درونی شما در آن لحظه است. برای تغییر تک تک روابطی که در زندگیتان دارید :

۱)عاشق خودتان شوید خودتان را در هر لحظه دوست داشته باشید، به خودتان احترام بگذارید، بدانید که اکنون یک انسان کاملید و از خودتان تشکر کنید.
۲)لیستی از صدها مورد شگفت انگیز در مورد خودتان تهیه کنید و هر روز چیزی به آن بیفزایید.
۳)بدانید که شما کاملید و هیچ فکر منفی در مورد خودتان نکنید. بدانید که شما با ارزشید و لیاقت هر چیز عالی را دارید.
۴)فقط روی موارد مثبت دیگران تمرکز کنید و فقط این موارد را ببینید.
۵)هیچ وقت کسی را مورد قضاوت قرار ندهید و سرزنش نکنید.
۶)نیت کنید که فقط بهترینها را در همه چیز و همه کس ببینید.
۷)شادی را در درجه اول اهمیت زندگیتان قرار دهید. شادی یک احساس درونی است.
۸)از اینکه مسئولیت شاد کردن دیگران را داشته باشید خود را رها کنید. به آنها احترام بگذارید و دوستشان داشته باشید اما اجازه دهید خودشان به فکر شاد کردن خودشان باشند.
۹)توجه تان را از مواردی که در دیگران باعث آزار شما میشوند دور کنید
۱۰)انتظار نداشته باشید مردم به آن طریقی که شما میخواهید رفتار کنند در این صورت خوشحالتر خواهید بود. خودتان را آزاد بگذارید و بدانید که شما تنها کسی هستید که میتوانید شادیتان را کنترل کنید و خودتان انتخابش کنید. مهم نیست دیگران چکار میکنند.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید : چگونه یک فرد خاص را جذب کنم – جذب عشق

اما نکته ای که باید در جذب روابط رعایت کنید این است که زندگی همانند دوچرخه است.

برای به حرکت درآوردن آن نیاز به رعایت تمرکز و و تعادل داریم.

و همچنین باید فشار حاصل بر رکاب جهت حرکت؛ به سمت جلو (آینده) باشد و هرچقدر هم رکاب را به عقب (گذشته)سوق دهید، حرکتی حاصل نمی شود.

در ضمن اگر پاهایمان را روی هر دو رکاب بگذاریم و همزمان به هردو فشار وارد کنیم باز هم دوچرخه ی زندگیِ مان هرگز به حرکت درنمی آید. مسلماً تنها آن رکابی سبب حرکت ما است که جلوتر از آن یکی قرار دارد و این یعنی حتی رکاب عقبی که گذشته زندگی ما را شامل می شود هیچ ارتباطی به حرکت ما ندارد اما به محض حرکت با رکاب جلویی، آن رکاب عقبی هم شروع به فعالیت می کند و نقشش را به خوبی در جهت سودمندی ایفا می کند. که در واقع آن رکاب عقبی همان تجربیات مثبت و منفی گذشته است که با بهره گیری مثبت از آن می توان بهتر در مسیر زندگی راه رفت.بعد از حرکت به سمت جلو حالا می توانی حتی بدون رکاب زدن هم به حرکت ادامه دهی و این یعنی در لحظه ی اکنونِ حال زندگی کردن.

نکته حائز اهمیت نیز این است که اگر فردی بتواند در این مسیر بدون نگه داشتن فرمانِ دوچرخه آن را هدایت کند، ما او را دوچرخه سوار “حرفه ای” می نامیم. پس برای حرفه ای زندگی کردن هم فرمان دوچرخه ی زندگی ات را رها کن و بگذار “عشق” وارد عمل شود. و تو با خیالی آسوده تنها از دوچرخه سواری(زندگی کردن) لذت ببر.

, ,

تأثیر افکار مثبت در زندگی – ما حاصل افکارمان هستیم

تأثیر افکار در زندگی

تأثیر افکار مثبت در زندگی – ما حاصل افکارمان هستیم

در این مقاله به توضیح اینکه ما حاصل افکار خودمان هستیم می پردازیم.
کتاب جیمز آلن بر یک حقیقت انکارناپذیر استوارشده است: افکار خوب، یک انسان خوب را شکل می‌دهند و افکار منفی، یک انسان تیره‌بخت را می‌سازد.
آلن معتقد است انسانی که گرفتار افکار منفی باش فکر می‌کند دنیا محیطی پر از ترس و اضطراب است. اما در مقابل برای کسی که بتواند افکار منفی و مضر را کنترل کند دنیا مهربان می‌شود و همیشه هستی آماده کمک به او برای رسیدن به اهداف و خواسته‌هایش هستند.

انسان فقط آرزوهایش را جذب نمی‌کند بلکه آنچه باعث ترس می‌شود نیز به سمت او می‌آید. توضیح جیمز آلن در این مورد بسیار ساده است: افکاری که توجه انسان را جلب می‌کنند، چه مثبت و چه منفی، به ذهن ناخودآگاه می‌روند تا وارد دنیای واقعی شوند. همان‌طور که امرسون می‌گوید: انسان همان چیزی می‌شود که در طول روز به آن فکرمیکنند.

خودمان شرایطمان را می‌سازیم
بخشی از شهرت کتاب آلن به خاطر این است که درجایی از کتابش می‌گوید: شرایط انسان او را نمی‌سازند، بلکه شرایط باعث می‌شوند توانایی‌های انسان آشکار می‌شوند.
این‌یک اظهارنظر ناراحت‌کننده به نظر می‌رسد، توجیهی برای نادیده گرفتن کسانی که فقیر هستند. شاید هم توجیهی برای سوءاستفاده و تائید کسانی که در شرایط ایدئال زندگی هستند در مقابل کسانی که موفقیتی کسب نمی‌کنند.

البته این اظهارنظرها در برابر گفته معروف آلن، سطحی و بدون تفکر هستند زیرا واقعاً هر پیشامدی که برای ما رخ دهد، حتی اتفاقات بد و ناگوار، فرصتی برای رشد و اعتلای ما هستند. اگر حوادث زندگی فقط موفقیت و شانس را برای انسان‌ها رقم می‌زند انسان هیچ‌وقت رشد نمی‌کرد. درواقع به نظر می‌رسد پیشامدهای زندگی برای این هستند که بهترین توانایی‌های ما را به ظهور برسانند. اگر ما به این نتیجه برسیم که در حقمان ظلم شده غیرممکن است بتوانیم آگاهانه برای رهایی از یک وضعیت نامساعد تلاش کنیم.

به‌هرحال همان‌طور که هر زندگینامه نویسی می‌داند ،سال‌های ابتدایی زندگی انسان و شرایطی که او در این سال‌ها دارد، صرف‌نظر از خوب یا بد این شرایط، اغلب بهترین موهبتی هستند که به یک فرد داده می‌شوند.
جنبه تفکر برانگیز کتاب جیمز آلن این است که می‌گوید خودمان مسئول شرایط زندگی‌مان هستیم و نمی‌توانیم دیگران را سرزنش کنیم. مهم‌ترین نکته این است که همه‌چیز در زندگی به خودمان بستگی دارد. درحالی‌که قبلاً فقط به محدودیت‌ها و ترس‌هایمان فکر می‌کردم، حالا به توانایی‌هایمان پی می‌بریم.

پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید:موفقیت چیست؟ نقش تفکر در موفقیت فردی

با تغییر ذهنتان، دنیایتان را تغییر دهید
البته جیمز آلن انکار نمی‌کند که ممکن است فقر و تنگدستی برای هر انسانی اتفاق بیفتد اما معتقد است واکنش‌های پرخاش جویانه و غیرمنطقی مثل متهم کردن دیگران فقط باعث افزایش مشکلات موجود می‌شوند. آنچه توانایی انسان را نشان می‌دهد این است که وقتی در شرایط سخت قرار می‌گیرد، چطور انگیزه‌ای برای پیشرفت پیدا می‌کند. به‌طور خلاصه ، یک انسان یا جامعه زمانی موفق شناخته می‌شود که بتواند برخورد درستی با شکست‌هایش داشته باشد و دوباره در مسیر پیشرفت و موفقیت قرار بگیرد.

جیمز آلن معتقد است (انسان همیشه بی‌صبرانه می‌خواهد شرایط زندگی‌اش را بهتر کند اما اصلاً به فکر این نیست که خودش را اصلاح کند. به همین دلیل همیشه در یک نقطه می‌ماند)

اگر همچنان در مسیر در اشتباه گام برداریم، خوش‌شانسی و موفقیت برایمان پیش نمی‌آید. انسان همیشه خودش به شکل ناخودآگاه، بخت و موفقیت خودش را رقم می‌زند.

آرامش لازمه موفقیت

تأثیر بودائیسم در افکار جیمز آلن علی‌الخصوص درجایی که به تفکر درست اشاره می‌کند یا می‌گوید که بهترین راه برای کسب موفقیت، داشتن ذهنی آرام است کاملاً مشخص می‌شود. انسان آرام و هدفمند در زندگی طوری رفتار می‌کند که گویی این ویژگی‌های او ذاتی هستند. اما درواقع این حالت‌ها نتیجه خویشتن‌داری یک انسان هستند.
این افراد اطلاعات پیشرفته‌ای درباره کارکرد فکر دارند که ناشی از سال‌ها تفکرشان درباره فکر است. به نظر آلن این انسان‌ها جذاب‌اند چون با تندباد حوادث متلاطم نمی‌شوند و به همین دلیل به آن‌ها توجه زیادی می‌شود چون خودشان سرنوشتشان را می‌سازند. افراد باری به هر جهت هم برای موفقیت می‌جنگند اما موفقیت از انسان‌های ناپایدار درو می‌شود.

, , ,

قانون جذب و سه نظریه درباره پدیده فراحسی

پدیده فراحسی

قانون جذب و سه نظریه درباره پدیده فراحسی

فرا روانشناسان با دو مسئله اساسی روبه‌رو هستند: اول این‌که ثابت کنند نیروهای ذهنی وجود دارند و دوم درصورتی‌که وجود دارند، توضیح دهند که آن‌ها چطور عمل می‌کنند.
اغلب محققان فراوانی انرژی و وقت خود را به‌طور کامل صرف مشکل اول کرده‌اند، اما به علت به دست نیامدن یک نظریه به منطق در ارتباط با پدیده‌ی فراحسی در کل مسئله شک و تردید به وجود آمده است.

منتقدان به این نکته اشاره می‌کنند که از دیدگاه علمی قدرت‌های ذهنی آن‌قدر بعید به نظر می‌رسند که سایر اطلاعات به‌دست‌آمده در خصوص مثبت بودن نتایج آزمایشگاهی بتا باید ازنظر صحت و عدم تقلب در آن‌ها موردبررسی قرار گیرند.
اما درواقع این‌طور به نظر می‌رسد که، تله‌پاتی، نهان بینی و حس پیش‌بینی وقوع وقایع در این با قوانین اولیه فیزیکی که بر زندگی ما حاکم هستند،‌ تناقض دارند. چگونه ممکن است که اطلاعات از شخص به شخص دیگر انتقال یابد؟ و یا وقوع حادثه‌ای بدون تماس با کانال‌های حسی به فرد الهام شود؟

چون ازنظر معیارهای علم فیزیک هیچ نوع علائم و یا نشانه‌ای نمی‌تواند سریع‌تر از نور حرکت کند و چنانچه چنین عاملی وجود داشته باشد، طی این روند نیروی خود را از دست خواهد داد. پس چگونه فرا روانشناسان قادر خواهند بود به‌طور منطقی استدلال کنند در ادراک وقوع حوادث در آینده، اطلاعات مربوط به یک حادثه قبل از اینکه آن حادثه رخ دهد، به شخص می‌رسد؟

آن‌ها چطور می‌توانند چگونگی حالتی را توضیح دهند که در آن پیام به‌صورت تله‌پاتی به هدف موردنظر می‌رسد و باوجود مسافت‌های طولانی کم‌وکاستی در آن حاصل نمی‌شود؟
برخی از محققان پدیده‌های ذهنی با عنوان کردن تئوری‌هایی به این قبیل نظریه‌ها پاسخ می‌دهند یا دست‌کم با تغییر و توضیح آن نظریه‌ها، این‌گونه پرسش‌ها را تفسیر می‌کنند. آن‌ها این طرز استدلال می‌کنند که عملیات ذهنی با افکار علمی مدرن سازگاری ندارند به عقیده این محققان برخی از توصیف‌های فیزیکی جهان نیز ممکن است مثل مدل‌های رفتاری در پدیده‌های ذهنی عمل کنند و یا شباهت‌هایی با آن داشته باشند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : قانون ارتعاش چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب

در میان این مدل‌ها می‌توان از الکترومغناطیس هندسه چندبعدی و مکانیک کوانتومی نام برد.
امواج نامرئی
کش الکترومغناطیس در قرن نوزدهم نشانگر این بود که چگونه علائم به‌صورت امواج از یک منبع فرستنده به‌طرف منبع دریافت‌کننده حرکت می‌کند و این کشف یکی از مدل‌های اولیه برای توضیح پدیده فراحسی بود.
فیزیکدانان کشف کردند که نور، یعنی انرژی گرمایی و سایر پدیده‌های مشابه، در یک طیف الکترومغناطیسی طوری قرار می‌گیرند که در یکسر آن امواجی با فرکانس بی‌نهایت کوتاه بلندمدت مانند اشعه ایکس و در انتهای دیگران امواج بی‌نهایت بلند کوتاه‌مدت مانند امواج رادیویی راه دور تولید می‌شود.
به‌غیراز یکی دو مورد استثنای نظیر نور و گرما احساس کردن دیگر پرتوهای الکترومغناطیس از قدرت انسان خارج است. شاید همان‌طور که نخستین محققان این پدیده اذعان کردند اطلاعات ذهنی نیز به‌طور نامرئی و مانند امواج رادیویی سفر می‌کنند و تنها آن دسته از افراد که بتوانند گیرنده‌های ذهنی خودشان را روی آن طول‌موج میزان کنند، قادر به دریافت آن خواهند شد.

به‌هرحال امواج فراروانی با فرکانس پایین و در انتهای طیف الکترومغناطیس قرار می‌گیرند.
بااین‌حال وجود امواج فراروانی هنوز کشف نشده و این مدل ارائه‌شده هنوز برای بیان خصوصیاتی چون سریع‌تر از سرعت نور حرکت کردن و نیروی غیرقابل کاهش داشتن که به ادراک وقوع حوادث در آینده و تله‌پاتی منجر شود کافی نبود و با شکست روبه‌رو شده است.
ابعاد فراروانی
در یک مدل جدید که درباره وجود تأثیرات ذهنی ارائه‌شده ، آن اثرات را در بعدی خارج از چهار بعد فضا و زمان اما در ارتباط با آن‌ها طوری قرار می‌دهد که ما قادر به درک آن هستیم. به این صورت که اگر خطی با داشتن تنها یک بعد ارتفاع به‌طرف فضا حرکت کند، شکل آن در طول زمان به‌صورت یک هواپیما یعنی شکلی با دو بعد ارتفاع و عرض درخواهد آمد. این هواپیما وقتی از ابعاد فضا و زمان عبور کند دارای عمق نیز می‌شود و همچنان که حرکت می‌کند شکل یک مکعب سه‌بعدی را به وجود می‌آورد.

این سه بعد، تنها ابعادی هستند که ما می‌توانیم آن‌ها را ببینیم، ولی تجربه ما از بعد زمان آن‌چنان واضح نیست. وجود این مکعب در طول زمان نوعی تناسب و هماهنگی چهارمی را به شکل افزوده و شکل جدیدی به وجود آورده که به‌عنوان ماوراء مکعب شناخته‌شده که از چشم انسان نامرئی، ولی از دیدگاه قوانین ریاضی قابل‌رؤیت است.
برخی از ریاضیدان‌ها این نظریه‌ها را مطرح کردند که ممکن است جهان دارای بیش از چهار بعد باشد. درواقع شاید یازده بعد و یا حتی بیست‌وشش بد دارد. تعدادی از نظریه‌پردازان امور ذهنی این تئوری را به‌گونه‌ای مطرح می‌کنند که ضمیر خودآگاه انسان متعلق به یکی از این ابعاد اضافی دیگر است که از دنیای چهاربعدی ما عبور می‌کند. اگر چنین باشد، چهار بعد (سخت) و هماهنگ فضا و زمان با بعد پنجم (نرم) به فراوانی ادغام خواهند شد.
اگر ذهن ما بتواند به نحوی وارد این فرا بعد فوق‌العاده شود، آنگاه خواهیم توانست روشی را که در آن اطلاعات خارج از آن قوانین طبیعی که تبادل پیدا می‌کند و همان محدوده فهم ما هستند، را شرح دهیم.

هرچند چون هیچ مدرک قابل قبولی از این فرا ابعاد فوق‌العاده حمایت نمی‌کند، بنابراین فکر یک هواپیمای خودآگاه نیز چیزی بیش از یک تصور خیالی نیست.
ارتباط کوانتومی
در حال حاضر یکی از معروف‌ترین استعارات ارتباط فرا ذهنی، دیدگاه مکانیک کوانتومی است که بر پایه دیدگاه‌های متضاد جهانی قرار دارد. این علم وضعیت ماده را در سطح زیر اتمی آن شرح می‌دهد. این سطح مکانی‌ است که مواد اصلی نه به‌صورت ذرات هستند و نه به شکل امواج، بلکه به هر دو حالت عمل می‌کنند و سطحی است که درباره‌ی آن به‌طور قاطع نمی‌توان گفت که ماده در آن وجود دارد. شاید بهتر است با نهادن آن در قالب احتمالات ریاضی گفته شود که ماده تمایل به بودن دارد.
دنیای کوچک سطوح زیر اتمی از قوانین متفاوتی جدا و از دنیای بزرگی که ما می‌شناسیم پیروی می‌کند. که جهان متصل به روشی پنهان است که این روش می‌تواند یک سطح نیمه کوانتوم که ضمیر خودآگاه ما را نیز شامل می‌شود فرض شود. اگر چنین باشد آنگاه پدیده نهان بینی که گمان می‌رود فرد را قادر می‌سازد از حادثه‌ای که مایل‌ها دور از او قرار دارد مطلع شود، قابل‌درک می‌سازد.

,

قانون ارتعاش – همه‌چیز در کائنات دائم در حال ارتعاش و حرکت است

ارتعاش در کائنات چیست؟

قانون ارتعاش – همه‌چیز در کائنات دائم در حال ارتعاش و حرکت است

هم جنبه‌ی مادی و هم جنبه‌ی غیرمادی عالم ما از انرژی و هوش ساخته‌شده‌اند که به نحوی می‌جنبند. هیچ‌چیزی در استراحت مطلق نیست. تفاوت بین مادی و غیرمادی در سرعت ارتعاش آن است. به‌عنوان مال، امواج رادیویی وجود دارد ولی ما آن را حس نمی‌کنیم.

میز، جامد و ساکن به نظرمی آید. اما اگر با میکروسکوپی قوی به آن نگاه کنید، می‌بینید که مولکول‌ها فاصله و حرکت‌دارند. با میکروسکوپ، ارتعاشات بسیار آهسته‌ی مولکول‌های میز دیده می‌شوند. این مسئله درباره‌ی بدن انسان هم صدق می‌کند. همان‌طور که گفتم ، گرچه بدن انسان ثابت به نظرمی آید، اما بدن امروز او بدن دیروزش نیست. هر ثانیه ده میلیون سلول از دست می‌دهیم و می‌سازیم، گرچه این مطلب قابل‌دیدن نیست.

افکار و احساسات هم انرژی هستند.

وقتی نسبت به احساسات کسی حساس می‌شوید یا از احساسات خودتان آگاه می‌شوید، متوجه ارتعاش شده‌اید. وقتی می‌گوید (احساس خوبی دارم)، برداشت مثبت یا منفی ذهن خود را از این ارتعاش بیان می‌کنید. حتی می‌توانید خوبی و بدی ارتعاش را خودتان تعیین کنید، یعنی فکر کنید بد است یا خوب است.

انتخاب فکر دست خودتان است. شما تعیین می‌کنید چه نوع انرژی‌ای دریافت کنید یا بفرستید. اگر منفی را انتخاب کنید، فرکانس منفی ارسال می‌کنید و با آن هماهنگ می‌شوید. وقتی مثبت را انتخاب کنید، قضیه برعکس می‌شود و با فرکانس مثبت هماهنگ می‌شوید. اینکه کدام بد است و کدام خوب، دست شماست. مغز هم در این میان ابزار شماست و به‌عنوان مرکز کنترلی عمل می‌کند که کنترلش هم‌دست شماست.

مغز قوی‌ترین پردازشگر الکترومغناطیسی است. اگر از آن برای افکار مثبت استفاده کنید، همه‌چیز به سمت عینیت یافتن آن فکر مثبت حرکت می‌کند. هرقدر بیشتر تمرکز کنید، فرکانس قوی‌تر می‌شود. درست مثل‌اینکه با ذره‌بین آتش روشن کنید.

بیان متفاوتی از این قانون می‌گوید که (هر چیزی، شبیه خود را جذب می‌کند) یعنی آدم‌ها آن نوع انرژی را که شبیه انرژی خودشان است، جذب می‌کنند. آدم‌هایی که افکار مشابه دارند، جلب یکدیگر می‌شوند. در کار و ازدواج هم همین مطلب صادق است.

در زیر یک مثال از قانون ارتعاش در زندگی آقای جان آساراف یکی از کسانی که در فیلم راز در مورد قانون ارتعاش و قانون جذب صحبت میکرد را برایتان آورده ام.
تجربه‌ی من در babmboo.com یکی از بهترین مثال‌ها در مورد جذب است که در زندگی‌ام دیده‌ام. این شرکت، ده فناوری جدید را درزمینه ی گشت‌های مجازی ارائه کرد. برای اولین بار کاری کرد که مردم در اینترنت بتوانند ویدیو تماشا کنند و جایی را که تابه‌حال ندیده‌اند، بدون مسافرت به آنجا ببینند. Babmboo.com در حقیقت یک بنگاه املاک بود و به‌راستی موفق شد. من خوش‌اقبال بودم که در این گروه خلاق عضو شدم.

من عضویت در babmboo.com را مدیون لن مک کوردی هستم که او را چند سال قبل از آن هنگام به هم زدن یک شراکت دیده بودم. لن کارهای فسخ شراکت ما را حل‌وفصل می‌کرد و به من گفت که تحت تأثیر رفتارم قرارگرفته است.

چون من کاملاً کنترل خودم را در دست داشتم و آرام، محکم و سخاوتمندانه از کاری که دیگر مناسبم نبود فاصله می‌گرفتم و این در حالی بود که داشتم سیصد هزار دلار ضرر می‌کردم. برای همین او وقتی دنبال کسی برای راه‌اندازی کسب‌وکار پسرانش می‌گشت، من را انتخاب کرد.

کارش درست بود. این شرکت ضمن خلاقیت بسیار جذاب بود. همیشه جذاب بود و فکرهای نو داشت. ما کاری می‌کردیم که مردم خود و توانمندی‌های خود را باور کنند. نحوه‌ی فروش ما بر اساس رشد فردی بود و از شیوه‌های فروش استفاده نمی‌کردیم. ما به مردم همین چیزها را یاد می‌دادیم که (شما می‌توانید هر چه را بخواهید داشته باشید) در عرض نه ماه، صدها هزار مشتری داشتیم و ماهیانه چندین میلیون دلار درمی‌آوردیم.

پیشنهاد میکنم این مقاله مهم را هم از دست ندهید : قانون ارتعاش چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب

اسم خودمان را (تیم یک مایل در چهار دقیقه) گذاشته بودیم. بعد از موفقیت افسانه‌ای (راجر بنیستر) – رکوردشکنی که برای اولین بار یک مایل را در کمتر از چهار دقیقه دوید – خیلی‌ها توانستند این کار را بکنند؛ چون یک نفر توانسته بود. یعنی همه فهمیدند این کار شدنی است. ما عهده کرده بودیم کاری را که غیرممکن به نظر میاید، انجام بدهیم. ما می‌خواستیم رکورد خودمان را بشکنیم. به مردم آموزش می‌دادیم و بعد امتحان می‌گرفتیم که بعد از قبولی در امتحان، عضو تیم می‌شدند.

این نوع انرژی خیلی جذاب است. بسیاری از اعضای babmboo.com باکسانی که پیش از آن با ما همکاری می‌کردند، دوست بودند. انگار همه دوست داشتند بخشی از این انرژی خلاق باشند.

در سال ۲۰۰۰ که شرکت با (آیپیکس) شریک شد، فرهنگ سازمان چنان به سمت منفی سیر کرد که دیگر دوستش نداشتم، جدایی از آن آدم‌ها برایم تلخ بود ولی چاره‌ای نداشتم. شم و شهودم این‌طور حکم می‌کرد.

ازلحاظ منطقی اگر هر چیزی شبیه خودش را جذب کند، دو چیز مخالف هم باید یکدیگر را دفع کنند. این مسئله سبب شد از بامبو روم و همین را هنگام جدایی از همسرم نیز دیده بودم. اما تا همسر فعلی‌ام را ندیده بودم، به قانون جذب در روابط عاشقانه توجه نکرده بودم. شبیه جنون نیست؟ نباید به جذب در عشق توجه کنیم؟ منظورم آن نیست که قبل از‌ آن توجهم به کسی جلب نشده بود؛ چون شده بود. آن‌قدر شده بود که دوباره ازدواج‌کرده بودم!

این ربطی به قانون جذب ندارد. پس از دومین طلاق، متوجه شدم که باید رادار روابطم را درست کنم. از اشتباهات گذشته عبرت گرفتم. ازدواج‌هایم انفجاری و به دلایلی غیر از عشق بودند. به صداقت در رابطه بی‌توجهی کرده بودم به‌خصوص که به پدر و مادرم نیز در مورد احساساتم راست نگفته بودم. تصمیم گرفتم از قانون جذب استفاده کنم.

جزییات همسر مطلوبم را تصور کردم. آن‌ها را روی ورق کاغذی نوشتم و ورقه را پنهان کردم. آنچه را در درونم بود، بیرون ریخته بودم. همان کسی باشد که دلم می‌خواست، خانواده‌دوست باشد و … همه را نوشتم.

بعد تصمیم گرفتم در برخوردها عجله به خرج ندهم. یعنی سعی کردم زیاد در اوضاع دخالت نکنم. به عهده‌ی خدا گذاشتم تا هر وقت زنی مناسب من پیدا شد، خودبه‌خود بفهمم. دلیلی برای عجله وجود نداشت.

ماریا را در سالن ورزش دیدم و قرار ملاقات گذاشتیم. روزهای خوبی داشتیم و سعی می‌کردیم یکدیگر را بشناسیم. دو سال نامزد بودیم. بعد تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم. بعدها نوشته‌هایم را در مورد همسر مطلوبم به ماریا نشان دادم. از شباهت خارق‌العاده‌اش با نوشته‌ی من شگفت‌زده شد. حالا زنی داشتم که مطلوبم بود. قانون جذب کار خودش را کرده بود.

ضرب‌المثلی هست که می‌گوید (کبوتر با کبوتر باز با باز-کند همجنس با همجنس پرواز.) این هم یک را برای شرح قانون جذب است.

یک‌بار از سخنرانی به اسم رابرت آلن که درباره‌ی پول و ثروت کتاب می‌نویسد و میگفت درآمد هر شخص، میانگین درآمد ده دوست صمیمی‌اش است. یعنی محدوده‌ی شما انعکاس و فرکانس ادراک تان از واقعیت است. شما قبول دارید دوستان، تفریحات و جاهایی که برای غذا خوردن می‌روید را در نظر بیاورید. آدم‌هایی شبیه به خودتان را می‌بینید. درباره‌ی شغلتان فکر کنید: چه کسانی جذب انجام‌شده‌اند؟ تصور می‌کنید چطور جذب‌شده‌اند؟ رئیس خود را در نظر بیاورید. همه‌ی مجموعه به نحوی شبیه او هستند، حتی اگر عین او نباشند. نکته‌ای برای مدیران: اگر از رفتار زیرمجموعه‌تان راضی نیستید، اول رفتار خودتان را بررسی کنید.

, , , ,

ضمیرناخودآگاه چیست؟ – چگونگی کارکرد ضمیر ناخودآگاه

ضمیرناخودآگاه چیست؟

ضمیرناخودآگاه چیست؟ – چگونگی کارکرد ضمیر ناخودآگاه

در این مقاله به تعریف ضمیرناخودآگاه و اینکه ضمیر ناخودآگاه چیست ؟ و همینطور کار کرد ضمیر ناخودآگاه می پردازیم.

ضمیرناخودآگاه دارای قدرت بیکرانی است که اگر بدانیم چطور از آن اسفاده کنیم و  به رفتار و فکرهایی که به آن عادت می‌کنیم پاسخ می‌دهد. این بخش از ذهن، کاملاً خنثی است و خوشحال است که هر عادتی را «چه خوب و چه بد» نرمال و طبیعی می‌داند. ما با بی‌خیالی در هر دقیقه از زندگی‌مان به افکار منفی اجازه می‌دهیم که وارد ضمیر ناخودآگاهمان شوند و بعد وقتی همین افکار در تجربیات و روابط روزانه‌مان بروز پیدا می‌کنند تعجب می‌کنیم.

وقتی ضمیر ناخودآگاه شاهد یک اتفاق باشد از آن عکس می‌گیرد و آن را به یاد می‌آورد و ضمیر ناخودآگاه برعکس عمل می‌کند یعنی قبل از اینکه یک اتفاق بیفتد آن را می‌بینند (به همین دلیل است که نیروی شهود اشتباه نمی‌کند.)

 

البته بعضی چیزها برایمان اتفاق می‌افتند که ما هیچ نقشی در ایجاد کردنشان نداشته‌ایم و چنین مواردی نادر هستند. اما اکثر مواقع اتفاقات بدی که برایمان می‌افتند از قبل در ضمیر ناخودآگاهمان وجود داشتند و منتظر فرصتی بودند تا بروز پیدا کنند.

این‌یک واقعیت تلخ است اما اینکه بدانیم ضمیرناخودآگاه چیست و  آشنایی با ضمیر ناخودآگاه باعث پیشرفتمان می‌شود: به این معنی که ما فقط با کنترل کردن تصاویری که وارد ضمیر ناخودآگاهمان می‌کنیم می‌توانیم زندگی‌مان را از نو بسازم.

این نکته به‌علاوه دستورالعمل‌ها و جملات تلفیقی مثبت که بهترین تأثیر را روی ضمیرناخوداگاهتان خواهند داشت کتاب مورفی را به ابزاری برای آزادی تبدل کرده‌اند.

درک ضمیر ناخودآگاه به‌عنوان یک مکانیسم عکس‌برداری، دغدغه و تلاش سخت را برای تغییر دادن زندگی‌تان از بین می‌برد زیرا فقط کافی است تصاویر قبلی را با تصاویر جدید جایگزین کنید سپس خواهید دید که به چه سادگی زندگی‌تان تغییر می‌کند.

ایمان همراه با آرامش = نتایج مثبت

ضمیر ناخودآگاه با ضمیرخوداگاه تفاوت زیادی دارد. یکی اینکه نمی‌توان به هیچ کاری مجبورش کرد. اگر با آرامش به این مسئله ایمان داشته باشید که می‌تواند به‌آسانی کاری را که به او محول کرده‌اید انجام بدهد به بهترین شکل پاسخ می‌دهد.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: راه های دست یابی به ضمیر ناخودآگاه از طریق قانون جذب

سخت تلاش کردن که ممکن است برای انجام کاری که به ضمیر ناخودآگاهتان این‌طور القاء می‌کند که مشکلات زیادی درراه رسیدن به هدفتان وجود دارد.

علاوه بر ایمان همراه با آرامش، احساساتت نیز باعث افزایش سادگی کار ضمیر ناخودآگاه می‌شوند. یک ایده یا فکر به‌تنهایی ممکن است ضمیر خودآگاه را تحریک کند اما ضمیر ناخودآگاه دوست دارد همه‌چیز با احساسات همراه شود.

وقتی یک فکر به احساس و یک تصویر به اشتیاق تبدیل می‌شود ضمیرناخوداگاه باسرعت و فراوانی، چیزی را که می‌خواهید به شما تحویل می‌دهد.

مورفی می‌گوید ایمان به عملکرد ضمیر ناخودآگاه از دانستن شیوه کارکرد آن مهم‌تر است. ویلیام جیمز، پدر روانشناسی امریکا، معتقد بود که بزرگ‌ترین کشف قرن نوزدهم کشف قدرت ضمیر ناخودآگاه بود که به قدرت ایمان اضافه شد.

ضمیرناخودآگاه چیست؟ -چگونگی کارکرد ضمیر ناخودآگاه شاید این مسئله که شما می‌توانید با تغییر دادن فضای ذهنتان زندگی‌تان را تغییر بدهید در کنار کشف قاره‌های جدید، الکتریسیته یا نیروی بخار در کتاب‌های تاریخ نیامده باشد اما همه افراد بزرگ از آن باخبر هستند.

باور به اینکه دانستن اینکه ضمیرناخودآگاه چیست باعث موفقیت میشود

مورفی می‌گوید: قانون ذهن شما همان قانون باور است. اعتقادات ما زندگی‌مان را می‌سازند. ویلیام جیمز متوجه شده بود هر چه که مردم انتظارش را داشته باشند اتفاق می‌افتد و اصلاً مهم نیست درزمانی که به چیز مورد نظرشان فکرمیکنند آن چیز وجود دارد یا خیر.

ما در غرب به حقیقت بیشترین بها را می‌دهیم اما با اینکه حقیقت، مهم است در مقایسه باقدرت حقیقی باور، ضعیف است. هر چیزی که به ضمیر ناخودآگاهتان بدهید، راست یا دروغ، خوب یا بد، به‌عنوان حقیقت می‌پذیرد. حواستان باشد که در مورد بدبختی شوخی نکنید زیرا ضمیر ناخودآگاه اصلاً شوخ‌طبع نیست.

انسانی که ازنظر روانی آشفته است با فردی که ازنظر روانی سالم است ازنظر قدرت باور، برابری می‌کند.

وقتی یک دیوانه در آسایشگاه روانی می‌گوید که الویس پرسلی است «دروغ نمی‌گوید» زیرا واقعاً فکر می‌کند که پرسلی است. ما باید از همین قدرت برای اهداف سازنده استفاده کنیم. آرزو نکنیم بلکه مطمئن باشیم همسر  ایده آل یا نابغه دنیای تجارت هستیم.

راهش فقط این است که هدفی را که تقریباً احمقانه و غیرممکن به نظر می‌رسد انتخاب کنیم و به آن باور و ایمان داشته باشیم؛ مثلاً چیزی که یک سال پیش ازنظرمان غیرممکن بود و درعین‌حال آرزوی قلبی ماست.

, ,

خلاصه کتاب راز به زبان ساده _ تأثیر راز در قانون جذب

خلاصه کتاب راز

خلاصه کتاب راز به زبان ساده _ تأثیر راز در قانون جذب

در این مقاله به تعریف راز می پردازیم و همینطور تأثیر قانون راز در زندگی چیست؟

مایکل بنارد بک ویت: ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که علاوه بر قانون جاذبه قوانین دیگری هم وجود دارند. اگر از ساختمانی پرت بشوی اهمیتی ندارد که انسان خوبی هستی یا اینکه انسان بدی هستی درهرصورت به زمین برخورد خواهی کرد.

قانون جذب یک قانون طبیعی است و مانند قانون جاذبه زمین بی‌طرف است. این قانون دقیق و بی‌عیب است.

 

اغلب وقتی مردم برای اولین بار این قسمت از راز را می‌شنوند، آن دسته از وقایع تاریخی را به یاد می‌آورند که در آن‌ها انسان‌های بی‌شماری نابودشده‌اند. برای آن‌ها قابل‌درک نیست که این‌همه انسان این حادثه را به‌طرف خودشان جذب کرده باشند.

طبق قانون جذب افکار آن‌ها طوری بوده روی فرکانس آن حادثه تنظیم‌شده بوده. اما نه به این معنا که آن‌ها به آن حادثه به‌خصوص فکر می‌کرده‌اند بلکه به این معنی که فرکانس افکارشان با فرکانس آن حادثه به‌خصوص فکر کرده‌اند بلکه به این معنی که فرکانس افکارشان با فرکانس آن حادثه مطابقت داشته است.

اگر  باور داشته باشند که می‌توانند در زمان و مکان نامناسب گرفتار شوند و هیچ کنترلی روی شرایط خارجی ندارند، اگر مدام در مورد ترس،‌جدایی و ناتوانی فکر کنند این نوع افکار می‌توانند آن‌ها را به سمت گرفتار شدن در موقعیت نامناسب بکشانند.

هیچ‌چیز نمی‌تواند وارد زندگی تو شود مگر اینکه خودتو بافکر کردن مداوم آن را طلب کنی.

دکتر جو ویتالی: اگر اولین بار است که این موضوع را می‌شنوی،‌ممکن است بگویی: وای پس باید فکرهایم را کنترل کنم! کار زیادی باید انجام دهم، ولی این‌طور نیست و این کار خیلی لذت‌بخش است.

لذت کار در این است که برای رسیدن به راز، راه‌های میانبر زیادی وجود دارد و تو باید میانبرهایی را انتخاب کنی که بهتر جواب می‌دهند.

 

قانون جذب واقعاً بی‌عیب و نقص است.

بگذار یک گام به جلوتر برویم. اگر احساسات تو درواقع پیامی از طرف دنیا باشند تا به کمک آن‌ها بدانی که داری به چه فکرمی‌کنی، چه؟

همه ما روزهایی را تجربه کرده‌ایم که کارها یکی بعد از دیگری خراب می‌شوند. این واکنش زنجیر ای، چه از آن آگاه باشیم یا نباشیم، با یک فکر شروع می‌شود. این‌یک فکرمنفی افکار منفی بیشتری را جذب می‌کند، فرکانس تو در این افکار منفی زندانی می‌شد درنهایت،‌اولین کار خراب می‌شود.

بعد وقتی نسبت به این کاری که خراب‌شده واکنش نشان می‌دهیم کارهای بیشتری خراب می‌شوند. واکنش های ما تنها کارهای خراب و کارهای منفی بیشتر را جذب می‌کنند.

 

و این واکنش زنجیره‌ای همچنان ادامه پیدا م کند تا زمانی که با عوض کردن آگاهانه افکارمان، خود را از فرکانس آن خلاص کنیم. می‌توانی افکارت را به سمت افکاری که می‌خواهی هدایت کنی و از طریق احساسات متوجه شوی که فرکانست را عوض کرده‌ای. قانون جذب این فرکانس جدید را دریافت می‌کند و با نشان دادن شکل جدیدی از زندگی به افکارت پاسخ می‌دهد.

برای اطلاعات بیشتر در مورد خلاصه کتاب راز به زبان ساده _ تأثیر راز در قانون جذب پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید: چه زمانی راز آشکار می‌شود و قانون جذب کار میکند؟

حالا دیگر وقتش رسیده که احساسات خودت را مهار کنی و از آن‌ها برای سریع‌تر رسیدن به چیزی که در زندگی می‌خواهی استفاده کنی.

خب حالا چه احساسی داری؟ چند دقیقه وقت گذار و به احساس فکر کن. اگر آن‌طور که می‌خواهی احساس خوبی نداری، وی درک احساس درونی‌ات تمرکز کن و قاطعانه آن‌ها را بهتر کن. وقتی باهدف بهتر کردن روحیه خودت، به‌شدت روی احساساتت تمرکز کنی، می‌توانی هر چه قدرتمندتر احساساتت را بهتر کنی. یک‌راه این است که چشم‌هایت را ببندی تا حواست پرت نشود، کاملاً روی احساساتت تمرکز کن و مدت یک دقیقه لبخند بزن.

مایکل برنارد بک ویت: باور کردن قانون جذب آسان نیست اما وقتی آن را قبول کنیم، نتایج حیرت‌انگیزی برای ما به بار می‌آورد. این قانون می‌گوید می‌توانی هر چیز بدی را که افکارت در زندگی‌ات به وجود آورده‌اند آگاهانه با تغییر دادن افکارت خنثی کنی.

 

در دنیا نیروی قوی‌تر از نیروی عشق نیست. احساس عشق بالاترین دامنه فرکانسی است که می‌توانی از خود منتشر کنی. اگر بتوانی تمام افکارت را در لفافی از عشق بپیچی، اگر بتوانی همه‌چیز و همه‌کس را دوست داشته باشی، زندگی‌ات متحول خواهد شد.

درواقع بعضی از بزرگ‌ترین متفکران دوران‌های گذشته از قانون جذب به‌عنوان قانون عشق نام‌برده‌اند. اگر دراین‌باره فکر کنی، دلیل این کار آن‌ها را می فهمی. اگر نسبت به انسان دیگری افکار خصمانه داشته باشی،‌این خودتو هستی که نتیجه افکار را خواهی دید. تو با نتیجه افکارت نمی‌توانی به او صدمه بزنی بلکه تنها به خودت صدمه خواهی زد.

اما وقتی نسبت به کسی افکار محبت‌آمیز داشته باشی فکرمیکنی چه کسی سود می‌برد؟ خود تو! بنابراین هر چه عشق و محبت بیشتری احساس کنی، قدرت بیشتری را تحت کنترل خودت درخواهی آورد.

«قانونی که به فکر آسان قدرت محرکه لازم را می‌دهد تا به موضوع موردنظر در دنیای مادی مرتبط شود و بنابراین اجازه نمی‌دهد آنان صاحب آن فکر هیچ نوع تجربه‌ای ناسازگار و ضد آن فکر را داشته باشد قانون جذب است که درواقع اسم دیگر آن قانون عشق است. این قانون و بنیادی به‌طور ذاتی در همه‌چیز، در تمام نام‌های فلسفی، در تمام مذاهب و علوم وجود دارد.

از قانون عشق نمی‌شود فرار کرد. این احساس است که به فکر نیروی حیات می‌دهد. احساس اشتیاق است و اشتیاق همان عشق است. فکری که سرشار از عشق باشد شکست‌ناپذیر می‌شود» چارلز هانل مارسی شیموف: وقتی شروع کدی به فهمیدن و حقیقتاً تسلط پیدا کردی روی افکار و احساساتت، آن‌وقت است که می‌فهمی چطور واقعیت خودت را خلق می‌کنی. آن‌وقت است که به آزادی می‌رسی و آن‌وقت است که تمام قدرت تو خودش را نشان می‌دهد.

, , ,

چه زمانی راز آشکار می‌شود و قانون جذب کار میکند؟

چطور از قانون جذب استفاده کنم؟

چه زمانی راز آشکار می‌شود و قانون جذب کار میکند؟

هر چیزی که وارد زندگی‌ات می‌شود خودت آن را به درون زندگی‌ات جذب می‌کنی و آن چیز به خاطر تصویرهای ذهنی‌ات به طرفت جذب می‌شود. این تصاویر همان افکار تو هستند. به هر چیزی که فکر می‌کنی به‌طرف جذب می‌شود.”

شاعرهایی مانند ویلیام شکسپیر، رابرت براونینگ، ویلیام بلیک این قانون را در اشعارشان سروده‌اند.

متفکران بزرگی مانند سقراط، افلاطون، رالف والدو امرسون،‌ فیثاقورث، سر فرانسیسن بیکن،‌ سر ایزاک نیوتون، یوهان ولفگانگ فون گوته، ویکتور هوگو با نوشته‌ها و تعالیمشان آن را با مردم در میان گذاشته‌اند. نام آن‌ها جاودان شده و به‌صورت افسانه، قرن‌ها باقی‌مانده است.

مذاهبی مانند هندوییسم، سنت هرمسی، بودایی، یهود، مسیحیت و اسلام و تمدن‌هایی مانند بابل و مصر باستان این قانون را از طریق نوشته‌ها و داستان‌هایشان در اختیار مردم گذاشته‌اند. در تمام دوران‌ها این قانون به شکل‌های مختلف در نوشته‌های قدیمی ثبت‌شده است. در ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح این راز را بر روی سنگ حک کرده‌اند.

 این قانون از آغاز زندگی وجود داشته است.

باب پراکتور:

“فکر می‌کنی چرا درآمدد ۱ درصد از جمعیت حدود ۹۶ درصد از تمام پولی است که همه مردم به دست می‌آوردند؟ آیا فکر می‌کنی این مسئله تصادفی است؟ نه، برنامه‌ریزی‌شده است. این افراد چیزی را می‌داند. آن‌ها این راز را می‌دانند و حالا تو هم با راز آشنا می‌شوی.”

افرادی که ثروت را به زندگی‌شان جذب کرده‌اند به‌صورت خودآگاه یا ناخودآگاه از راز استفاده کرده‌اند. آن‌ها به فراوانی و ثروت فکر می‌کنند و اجازه نمی‌دهند هیچ فکری که با فراوانی و ثروت در تضاد باشد در ذهنشان ریشه بدواند. افکار حاکم بر ذهن آن‌ها همه در ارتباط با ثروت است. آن‌ها ثروت را می‌شناسند و جز این، فکر دیگری در ذهنشان وجود ندارد. چه از این موضوع آگاه باشند یا نباشند افکار غالب ذهنشان که مربوط به ثروت است ثروت را به طرفشان جذب می‌کند.

دلیل ثروتمند شدن آن‌ها فعال شدن قانون جذب است.

هر چیزی شبیه خودش را جذب می‌کند

جان آساراف: ” ساده‌ترین شکلی که قانون جذب را برای خودم تجسم می‌کنم این است که خودم را یک آهن‌ربا تصور می‌کنم: همان‌طور که آهن‌ربا آهن را جذب می‌کند، من هم شبیه افکار خودم را به‌طرف خودم جذب می‌کنم.”

تو قوی‌ترین آهنربا در این دنیا هستی. تو یک قدرت مغناطیسی درونی داری که از هر چیز دیگری در این دنیا (دنیای جسمانی) قوی‌تر است و این نیروی بی‌انتهای مغناطیسی از افکار تو منتشر می‌شود. قانون جذب می‌گوید هر چیزی مثل خودش را جذب می‌کند. همین‌طور وقتی تو فکر می‌کنی، افکاری شبیه خودت را جذب می‌کنی.

زندگی تو در حال حاضر انعکاس افکار گذشته توست این افکار مواردی را که خیلی مهم می‌دانسته‌ای و نیز چیزهایی که آن‌ها را زیاد هم مهم به‌حساب نمی‌آوری شامل می‌شود. از زندگیت به‌راحتی می‌شود دید که افکار غالب تو در هر جنبه‌ای چه بوده‌اند، چون این همان افکاری که آن‌ها را تجربه کرده‌ای.

تابه‌حال که این‌طور بوده است! حالا که داری راز را یادم بگیری می‌توانی همه‌چیز را (به اذن خدا) عوض کنی.

افکار مانند فرکانس عمل می‌کنند وقتی روی یک فکر متمرکز هستی، تمام چیزهایی را که روی آن فرکانس قرار دارند جذب خواهی نمود.

باب پراکتور:”خودت را تجسم کن که در وفور نعمت زندگی می‌کنی، درنتیجه وفور نعمت را به‌طرف خود جذب می‌کنی. این روش همیشه و در مورد هر شخصی جواب می‌دهد. وقتی خودت را ببینی که در وفور نعمت زندگی می‌کنی، از طریق قانون جذب باقدرت و آگاهانه شکل زندگیت را تعیین می‌کنی.

به همین راحتی است. در این صورت با این سؤال بدیهی مواجه می‌شویم:” پس چرا همه مردم آن‌طور که دلشان می‌خواهند و آرزو می‌کنند، نمی‌توانند زندگی کنند؟”

جان آساراف:

“مسئله‌اینجاست که بیشتر مردم به چیزهایی فکر می‌کنند که نمی‌خواهند و تعجب می‌کنند که چرا این چیزها مدام در زندگی‌شان پیدا می‌شوند.”

تنها دلیل اینکه مردم به چیزهایی که می‌خواهند نمی‌رسند این است که بیشتر به چیزهایی فکر می‌کنند که نمی‌خواهند تا چیزهایی که می‌خواهند. به افکارت توجه کن و به جمله‌هایی که می‌گویی گوش کن، قانون جذب همیشه افکار تو را عملی می‌کند، خواه مثبت و خواه منفی. قانون جذب مسلم است و اشتباه نمی‌کند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قدرت شکرگزاری- توضیح شکرگزاری از کتاب راز

وقتی افکارت را روی چیزهایی که می‌خواهی متمرکز می‌کنی و با تمام ارادهِ روی آن‌ها تمرکز می‌کنی و در حالت تمرکز باقی می‌مانی، در این لحظه با قوی‌ترین نیروی دنیا آن‌ها را جذب می‌کنی. قانون جذب کلمه‌هایی مثل نمی‌خواهم، نه، یا هیچ یا هر کلمه منفی دیگر را به‌حساب نمی‌آورد. بنابراین وقتی این کلمات منفی را به زبان می‌آوری، قانون جذب معادل داخل دابل کوتیشن آن‌ها را می‌فهمد و انجام می‌دهد.

نمی‌خواهم چیزی روی لباسم بریزم و کثیفش کنم.

“می‌خواهم روی لباسم چیز بریزم و کثیفش کنم”

نمی‌خواهم موی سرم بد کوتاه شود.

” می‌خواهم موی سرم بد کوتاه شود”

نمی‌خواهم دیر برسم.

“می‌خواهم دیر برسم”

نمی‌خواهم رفتار اون با من بی‌ادبانه باشه.

“می‌خواهم رفتار اون و آدمای دیگه با من بی‌ادبانه باشه ”

نمی‌خواهم در رستوران جای ما رو به مشتری دیگه بده.

“می‌خواهم همیشه رستوران‌ها جای ما رو به بقیه بدن”

نمی‌خواهم آنفولانزا بگیرم.

“می‌خواهم آنفولانزا و بیماری‌های دیگه بگیرم”

با من این‌طور حرف نزن.

“دوست دارم با من همین‌طوری حرف بزنی ”

قانون جذب به تو همان چیزی را می‌دهد که به آن فکر می‌کنی. همین و بس.

باب پراکتور:” قانون جذب همیشه عمل می‌کند، چه آن را باور داشته باشی یا نداشته باشی، چه آن را بفهمی یا نمی‌فهمی.”

تنها دانستن این قانون آن را فعال نمی‌کند. قانون جذب همیشه در زندگی تو و هر کس دیگری در سرتاسر تاریخ مؤثر بوده است. وقتی از این قانون بزرگ باخبر می‌شوی، متوجه می‌شوی که به طور باورنکردنی قوی هستی و می‌توانی بافکر کردن،‌آن زندگی که می‌خواهی برای خودت بسازی.

چه این را تشخیص بدهیم یا ندهیم بیشتر اوقات مشغول فکر کردن هستیم. وقتی باکسی صحبت می‌کنی یا گوش می‌دهی، داری فکر می‌کنی. وقتی روزنامه می‌خوانی یا تلویزیون تماشا می‌کنی، داری فکر می‌کنی، وقتی خاطرات گذشته را مرور می‌کنی، داری فکر می‌کنی، وقتی به مسئله‌ای که به آینده‌ات مربوط می‌شود، می‌پردازی داری فکر می‌کنی. وقتی رانندگی می‌کنی داری فکر می‌کنی.

وقتی صبح برای رفتن سرکار آماده می‌شوی داری فکر می‌کنی. برای بسیاری از ما تنها موقعی که فکر نمی‌کنیم، زمانی است که خواب هستیم. اما نیروی جذب روی آخرین افکاری که قبل از خوابیدن داشته‌ایم عمل می‌کنند.

کاری کن که آخرین افکارت قبل از خوابیدن افکار خوبی باشند. زندگی تو در دست خودت است. بدون در نظر گرفتن اینکه الآن کجا هستی و تابه‌حال چه اتفاقاتی در زندگی‌ات اتفاق افتاده است می‌توانی آگاهانه فکرهایت را انتخاب کنی وزندگی‌ات را تغییر بدهی.

چیزی به اسم موقعیت غیرقابل تغییر وجود ندارد. تو می‌توانی تک‌تک شرایط زندگی‌ات را تغییر بدهی! چه درگذشته نسبت به افکارت آگاه بوده‌ای یا نبوده‌ای، حالا داری از آن‌ها آگاه می‌شوی. درست همین‌الان با دانستن راز از خواب عمیق بیدار و متوجه افکارت شو. حالا که راز را می‌دانی از دانش، قانون و قدرتی که به‌واسطه افکارت داری باخبر می‌شوی.

چیزی نیست که قانون جذب شامل ‌آن نشود. زندگی تو آیینهِ افکاری است کهِ دائم در ذهن داری. تمام موجودات زنده روی کره زمین از طریق قانون جذب عمل می‌کنند. تفاوت انسان با سایر موجودات در این است که او ذهنی دارد که دارای قدرت تشخیص است.

انسان می‌تواند از اراده‌اش برای انتخاب فکرهایش استفاده کند. انسان دارای قدرت تفکر با قصد قبلی و ساختن تمام زندگی به فکرش است.

 

, ,

چقدر طول میکشه که به جذب دلخواهمون برسیم؟‌‌زمان بندی کائنات

چقدر طول میکشه که به جذب دلخواهمون برسیم؟

چقدر طول میکشه که به جذب دلخواهمون برسیم؟‌‌زمان بندی کائنات

این جواب رو فقط خود کائنات میدونه وهیچ کس نمیتونه زمان رسیدن به خواسته های یه نفر دیگه رو یا خودشو تخمین بزنه

اما یک نکته وجود داره دوستان:

یکی از مراحل قانون جذب اینه که هرقدر احساستون عالیتر باشه وباورتون قویتر زودتر به ارتعاشتون جواب داده میشه واین در اشخاص متفاوته!

برای یک نفر ممکنه چند ماه و برا یه نفر دیگه بیش از چند ماه واین به خود فرد بستگی داره.

شما کار خودتونو که داشتن احساس عالی وموندن در اون هست رو خوب انجام بدین و مدام برای دریافتش بی تابی نکنین و بقیه کار رو به جهان هستی بسپرین به زمان بندی خداوند ایمان داشته باشین.

عالم هستی کارشو خوب بلده ودر بهترین زمان شما رو سورپرایز میکنه

‌‌براى درست کردن دنیای خودت اول باید ذهنتو درست کنی!

اگه میخوای در دنیاى بیرونى آرامش داشته باشی،باید اول اون آرامشو تو ذهنت پیداش کنی.

اگه میخوای دنیا از طمع ، نفرت و حسادت رها باشه باید اول،ذهن خودتو از این کیفیت هاى منفى رها کنی.

تا وقتیکه یه سری موانع تو ذهنت باشه،همونا رو تو دنیای بیرونت جذبش میکنی.

دوستان برای بهتر شدن استفاده از قانون جذب کائنات لطفاً بیایین همه از همین الان از خودمون شروع کنیم به تغییر دنیای درونمون برای زیبا کردن دنیای بیرونمون و بدونیم اینجوری کمکى کردیم تا دنیای انسان های دیگه هم زیباتر بشه.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید: قانون جذب چیست؟ چگونه از قانون جذب استفاده کنم؟

‌‌‌تو به همانی تبدیل می شوی که فکر می کنی فکار تو فوق العاده قدرتمند است.

آنها مثل ویروسی هستند که سریع روی هر چیزی در زندگیت تاثیر می گذارند.

طرز فکر تو نه تنها روی وقایع زندگی ات تاثیر می گذارد، بلکه چگونگی تجربه ی آن وقایع و هر آنچه را جذب و نصیب خودت می کنی، تعیین می کند.

پس حالا که طرز تفکر تو مساله ی مهم است، لازم است که افکاری مناسب در سر بپرورانی اگر تو مثبت فکر کنی، می توانی فعالانه از این امکان کاینات به نفع خود استفاده کنی.

 

دوستان ‌‌اگه میخواین  آموزش قانون جذب رو ادامه بدید و رویدادهای دیگران در زندگیتون نقشی نداشته باشه خودتونو در مدار اونا قرار ندین !

یعنی : ارتعاش آرامش بفرستین وقتی اینو باخودتون میگین وخواهانش هستین جهان هستی شما رو به طرفی میکشونه که آرامش دارین و سر راه شما کسی که آرامش ذهن و روحتون رو بهم بریزه نیست.

این حرف به این معنی نیست که دیگه دوست شما از زندگیتون میره بیرون یا به شما زنگ نمیزنه.

این یعنی دوستتون به شما زنگ میزنه ولی دیگه از زندگیش شکایت نمیکنه نه اینکه در زندگیش تغییری به وجود اومده باشه حتمنا نه!

بلکه اون با کسی صحبت میکنه که ارتعاشی غیر از آرامش میفرسته وشما دیگه چیز بدی ازش نخواهید شنید اگر هم بگه خیلی کمه و تاثیری روی شما نمیذاره.

 

خوشبختی درون توست هیچ جای دیگر دنبالش نگرد آرامشت را به هیچ‌کس و  هیچ‌چیز وابسته نکن خوشبختی در وجود تو توسط خداوند به ودیعه گذاشته شده .

فقط باید پیدایش کنی ودر آرامش قراربگیری وقتی ایمان داشته باشی که خداوند همیشه پشتیبان توست وهرمشکلی که پیش بیاید برایش راه حلی وجود دارد و وقتی کسی یا چیزی  میرود جایش را به چیز وکس بهتری می دهد آنوقت در آرامش معنوی قرارمی گیری وخوشبختی تو نمایان می شود..

 

امروز روز بسیار عالی است باخودتان عهد ببندید که سال نو را با افکار واندیشه ها وباورهای تازه خواهید ساخت وبه جلو خواهید شتافت اهدافتان را واضح کنید همین امروز روی کاغذ بیاورید ومتعهد شوید که در راه درست قدم بر خواهید داشت شما باید امسال پیشرفت کنید شما باید رفتارتان را مطابق با خواسته تان پیش ببرید قرار نیست کسی باشید که دیروز بودید شما لایق پیشرفت وبهترین موهبت هاهستید شما باید مزه آرامش وآسایش را بچشید…

 

“پس امروز را نقطه شروع قرار بده

امروز روز شماست روز تحول بیرون ودرون شماست”

 

, ,

راز چیست؟ خلاصه ای از راز قانون جذب در زندگی

راز چیست؟

راز چیست؟ خلاصه ای از راز قانون جذب در زندگی

آیا از درآمد کافی بهره‌مند هستید؟ آیا با دیگران ارتباط مطلوبی برقرار می‌کنید؟ آیا از لحظه‌لحظه زندگی‌تان لذت می‌برید؟

آیا در زندگی احساس خوشبختی می‌کنید؟

امیدواریم که این‌گونه باشد! ولی اگر پاسختان به سؤالت بالا منفی است پیشنهاد می‌کنیم که حداقل متن زیر را یک‌بار بخوانید، اگر هم جوابتان مثبت است علت آن را بدانید!

اگر انسان دقیقی باشید حتماً باشخصیت‌هایی مواجه شده‌اید که از همه‌چیز می‌نالند، ناامیدانه فکر می‌کنند، این افراد از زندگی خود لذتی نمی‌برند و مدام در زندگی دچار بدبیاری می‌شوند. نقطه مقابل این افراد، انسان‌هایی هستند که امیدوارانه سخن می‌گویند، هیچ‌گاه به موانع و مشکلات زندگی نمی‌اندیشند، ترسی از آینده ندارند، معمولاً روحیه‌ای بسیار شاد دارند و از لحظه‌لحظه‌های زندگی لذت می‌برند.

شاید شما بگویید این افراد خوش‌شانس هستند، ولی واقعیت امر این‌گونه نیست! به‌طورکلی پدیده‌ی شانس وجود خارجی ندارد و زائده‌ی تخیل شماست!

پروردگار متعال قوانین بسیار دقیقی در عالم هستی وضع نموده است، تنها تفاوت گروه اول و گروه دوم در این است که گروه دوم خودآگاه یا ناخودآگاه این قوانین را رعایت می‌کنند ولی گروه اول علاوه بر اینکه این قانونمندی‌ها را رعایت نمی‌کنند در خلاف جهت آن‌ها نیز حرکت می‌کند.

یکی از این بزرگ‌ترین قوانین که تابه‌حال شناخته‌شده است، موضوع راز است.

احتمالاً می‌پرسید راز چیست؟

آری، راز همان قانون جذب است، هر چیزی که وارد زندگی شما می‌شود خودتان آن را به درون زندگی‌تان جذب می‌کنید و آن چیز به خاطر تصورهای ذهنی شما به طرفتان جذب می‌شود. این تصاویر همان افکار شما هستند. به چیزی که فکر کنی به‌طرف جذب می‌شود.

قانون جذب را می‌توان در ۳ عبارت خلاصه کرد: افکار، تبدیل می‌شوند به اجسام

 با توجه به این قانون می‌توان به ثروت، سلامتی، روابط مطلوب، احساس خوب و هر هدفی که در زندگی دارید، دست‌یافت.

راز همیشه عمل می‌کند چه آن را بدانید یا ندانید. هر دستاوردی که امروز در زندگی‌تان دارید خود شما به زندگی‌تان جذب کرده‌اید، در ابتدا ممکن است این موضوع را نپذیرید (در ادامه پاسخ خود را خواهید یافت)

آیا با این اوصاف کار تمام‌شده است؟ و وظیفه ما کنترل افکارمان است؟

جواب منفی است! کارشناسان می‌گویند که مغز انسان به‌طور متوسط، روزانه ۶۰۰۰۰(شصت هزار) رشته فکری تولید می‌کند؛ کنترل این‌همه افکار اگر هم ممکن باشد، دیوانه کننده است. ازاین‌رو به‌کارگیری قانون جذب نیاز به مطالعه دارد.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: تحلیل کتاب و مستند راز نوشته راندا برن

دوستی تعریف میکرد سال گذشته زندگی‌ام حسابی به هم‌ریخت. از شدت کار از پا افتادم، پدرم ناگهان از دنیا رفت و روابطم با همکارانم و کسانی که دوستشان داشتم دچار بحران شد. در آن موقع اصلاً نمی‌دانستم که قرار است از دل این‌همه ناامیدی بزرگ‌ترین هدیه زندگی‌ام بیرون بیاید.

همان سال گذشته بود که به گوشه‌هایی از یک راز بزرگ که درواقع همان راز زندگی بود پی بردم. با خواندن کتابی که صدسال پیش چاپ‌شده بود و معلمم آن را به من هدیه داد به این راز بزرگ رسیدم.

سپس شروع به مطالعه بیشتر در این زمینه کردم و در طول تاریخ به تعقیب رازی پرداختم که در این مقاله آمده بود. از اینکه فهمیدم تعداد زیادی مثل من این راز را کشف کرده بودند شگفت‌زده شدم. بزرگ‌ترین مردان تاریخ در شمار کاشفان این راز بودند:

افلاطون، شکسپیر، نیوتون، ویکتورهوگو، بتهوون، لینکلن، امرسون، ادیسون و انیشتن.

با ناباوری از خودم پرسیدم: ((چطور است که همه این راز را می‌دانند؟))

از آتش در میان گذاشتن این راز با مردم دنیا می‌سوختم بنابراین شروع کردم به پیدا کردن کسانی که زنده بودند و این راز را می‌دانستند.

رویای ارائه کردن این راز به مردم دنیا در قالب یک فیلم از ذهنم بیرون نمی‌رفت و در طی دو هفته گروه تولید تلویزیونی من هم از این راز باخبر شدند. لازم بود که تمام اعضای گروه راز بدانند چون بدون دانستن آن دست زدن به کاری که قصد انجامش را داشتیم غیرممکن بود.

مطمئن نبودیم که حتی یکی از این استادها هم حاضر باشد از او فیلم بگیریم اما راز را می‌دانستیم پس باایمان کامل از استرالیا به آمریکا، کشوری که بیشتر آن‌ها در آنجا زندگی می‌کنند، پرواز کردیم.

هشت ماه بعد فیلم راز به نمایش درآمد، همین‌طور که فیلم راز دنیا را تسخیر می‌کرد، داستان‌هایی از معجزه‌هایی که راز کرده بود به‌طرف ما سر زیر شد. مردم برای ما نامه می‌نوشتند و می‌گفتند که چطور با به کار بردن راز از دردهای مزمن، افسردگی و بیماری ره شده‌اند. می‌نوشتند و می‌گفتند که چطور بعد از تصادف رانندگی برای اولین بار راه‌رفته‌اند و حتی از بستر مرگ سالم و سرحال بلند شده‌اند.

هزاران سرگذشت به دست ما رسید که حکایت می‌کرد چطور افراد به پول زیاد رسیده‌اند و چک‌ها پول‌هایی دریافت کرده‌اند که انتظارش را نداشته‌اند. کسانی از راز استفاده کرده بودند تا به خانه رؤیایی، شریک زندگی، ماشین، شغل و ترفیع برسند. کسانی هم حکایت کردند که چطور ظرف چند روز پس از به کار بستن راز کسب‌وکارشان متحول شده بود. داستان‌های دلگرم‌کننده‌ای هم از خانواده‌های پر تنشی که فرزند داشتند و دوباره به آرامش رسیده بودند به دست ما رسید.

بعضی از عالی‌ترین داستان‌هایی که دریافت کردیم بچه‌هایی نوشته بودند که از راز استفاده کرده بودند تا چیزهایی را که می‌خواستند به‌طرف خودشان جذب کنند، چیزهایی مثل نمره‌های بالا و دوست‌های خوب. این راز به دکترها انگیزه داده است که دانش راز را با بیماری‌هایشان درمان بگذارند.

اساتید دانشگاه‌ها و دبیران مدارس هم با دانشجوها و دانش‌آموزانشان این راز را مطرح کرده‌اند.

سالن‌های ورزشی با مشتری‌هایشان و کلیساهای متعلق به تمام فرقه‌ها و مراکز معنوی با پیروانشان از این راز سخن گفته‌اند. همین‌طور که راز را یادمی‌گیری،‌ تشخیص می‌دهی که چطور می‌توانی هر چیزی را که بخواهی داشته باشی و هرکسی که بخواهی بشوی. شکوه و جلالی را که در انتظارت است را خواهی شناخت.