نوشته‌ها

, ,

کائنات چطور جواب سوالات ما را خواهد داد؟

کائنات و نقش آن در قانون جذب

کائنات چطور جواب سوالات ما را خواهد داد؟

چیکار باید بکنم تا بهترین جواب را در سریعترین زمان ممکن بهم بده؟

چیکار کنم کائنات زود به سوالام جواب بده؟

فرمول بدست آوردن جواب درست و دقیق سوالات چگونه هست؟
وقتی این سوالات رو نوشتید خوب روشون تمرکز کنید و سعی کنید به جوابشون فکر کنید بعد برید دنبال کارهاتون یه چند ساعت بعد برگردید و دوباره روی سوالها تمرکز کنید و تلاش کنید جواب رو بدست بیارید و در این حین بنویسید خداوندا جواب درست این سوالات پیش توست برام بفرست

همینجوری ادامه بدید تا فرمول بدست آوردن جواب هر سوالی رو کشف کنید

اگر موفق شدید این فرمول رو کشف کنید نود درصد راه موفقیت رو بدست آورده اید

چون تمام راز همینه
که بپرسی و جواب بگیری و بعد بری جلو و دوباره بپرسی جواب بگیری بری جلو تشخیص تفکرات درست و خوب خیلی مهمه و باید بخوبی بتونید افکار خوب رو تشخیص بدید

برای اینکه افکار درست و خوب رو از افکار نادرست و غلط تشخیص بدید بشینید سوال طرح کنید و همون سوالی رو که نوشتم رو بنویسید

چه عواملی باعث شدند در چند سال گذشته به خواسته هام نرسم؟
چه عواملی باعث شدند بیمار بشم؟
چه عواملی باعث شدند ناامید بشم؟
جوابهایی که برای این سوالات می نویسید همون باورها و تفکرات نادرست هستند
اون جوابها را یادداشت کنید و براشون نقد بنویسید و بعد جملات تاکیدی را بنویسید و اون جملات تاکیدی را تا می تونید مرور کنید تا وارد ذهنتون بشه و بعد هر بار که شروع می کنید به نوشتن اون تفکرات درست رو بنویسید

 مثلا به این شکل

من برای فعال کردن ایده کاری خود نیاز به هیچ سرمایه ای ندارم و براحتی می توانم آن ایده را بخوبی فعال کنم و به سودهای میلیاردی برسم
من ایده ای را می خواهم که نیاز به سرمایه اولیه نداشته باشه
من ایده ای را میخواهم که علاوه بر نیاز نداشتن به سرمایه اولیه دقیقا منطبق با استعدادذاتی و علاقه ام باشه و برایم سودهای میلیاردی بیاره
من ایده ای را می خواهم که بحال مردم بسیار مفید باشه و گرههای زندگی اونا رو باز کنه و براشون بسیار مفید باشه

ببینید دوستان باید شکل و فرم خواسته خود را از ابعاد مختلف دقیق بیان کنید و هر چقدر ایده ای که می خواهید را دقیق وصف و توصیف کنید خداوند جواب دقیقتری را بهتون خواهد داد و ایده ای دقیقا منطبق با هر آنچه که خواسته اید را براتون خلق خواهد کرد تعداد ایده هایی که سودهای میلیاردی دارند چند صدهزار میلیارد تاست
پس نگران این نباشید که ممکنه خدا ایده ای برای من نداشته باشه تا من بتونم میلیاردر بشم

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قانون ارتعاش – همه‌چیز در کائنات دائم در حال ارتعاش و حرکت است

همه شماها صددرصد می تونید میلیاردر بشید بشرطی که دقیق بدانید چه می خواهیدحالا هر کدامتان شرایطی را دارید که ممکنه موانعی در تحقق خواسته هاتون ایجاد بشه مثلا یکی همون نداشتن سرمایه اولیه برای رفع اون موانع بخداوند بنویسید که ایده ای را با این شکل فرم براتون بده که نیاز به سرمایه اولیه نداشته باشه
یا مثلا دوست و رفیقی ندارید که کمک کارتون باشه بنویسید ایده ای را میخوام که به تنهایی بتونم عملی اش بکنم و نیاز به کمک دیگران نداشته باشم
هر گونه بنویسید ایده رو همون شکلی تحویل میگیرید

حالا برای دست یابی به هر جوابی باید سوال رو طوری طرح کنید که جوابش دقیقا قلب هدف و خواستتون رو نشانه بگیره و دقیقا جواب مد نظر شما را براتون بده

فقط یاد بگیرید چگونه بهترین سوال را طرح کنید

برای اینم سوال طرح کنید خداوندا چگونه می تونم بهترین سوالات را طرح کنم تا بهترین و دقیق ترین جوابها رو بگیرم؟
سوالات و مطالب بالا رو با دقت مطالعه کنید سوالات رو یادداشت کنید و شروع کنید به تمرین کردن ، همین که بیکار شدید شروع کنید مطالب رو مطالعه کردن

تمرین سوال طرح کردن را بکنید
برای این هم تکنیک #سناریو_نویسی رو هم در کتاب و هم در کانال فراسوی راز توضیح دادم
میتونید انجام بدید فوق العاده کاربردیه

و مهمتر از همه راهکارهای تشخیص افکار درست و خوب رو کشف کنید
اگر شروع نکنید به طرح سوال
اگر شروع نکنید به نوشتن
اگر شروع نکنید به تمرین کردن
موفقیتی براتون در کار نخواهد بود

پس همین الان شروع کنید در تک تک جمله های بالا کلی مطلب برای آموختن هست  اونا رو بخوبی تحلیل کنید
هر کجا ابهامی وجود داشت سوال کنید
خواهشمندم همه کانالها و گروههایی را که ذهنتون رو مشغول می کنند رو همین الان پاک کنید و تمام توجهتون رو بذارید روی هر آنچه که می خواهید

,

انرژی چیست؟ پتانسیل حرکتی در قانون جذب

انرژی چیست ؟ پتانسیل حرکتی

انرژی چیست؟ پتانسیل حرکتی در قانون جذب

سحر خیز باش تا کامروا باشی

سه نوبت در روز انرژی کیهانی رو در زمین پخش میکنن و بالاترین میزان انرژی همون زمان نماز صبحه یا قبل از طلوع آفتاب که اندام داخلی آماده ی ترشح انواع هورمون و پروتیئن و ویتامین و …. میشن و آماده برای یک فعالیت پرکار روزانه، که هر کسی صبح زود از خواب بیدار بشه چند تا حُسن داره ،غلظت خون نداره یعنی انرژی در نادی ها و مریدین ها بخوبی جریان داره در تمام بدن پوستشون شفافه  قلبشون مهربونه و بزرگه و خداوند “به اندازه ی دل آدمها به اونها روزی میده” روزیه مادی و معنوی

پس هر چقدر دل بزرگتری داشته باشید انرژی و قدرت های بیشتری دارید و یکسری فرکانس های پایین تر اجازه ی ورود در شما رو پیدا نمیکنن مثل ترس نگرانی کینه و ….

الان بریم سراغ اصل مطلب انرژی رو هر روز صبح پخش میکنن
و قبل از طلوع بحد بالاترین سطح خودش میرسه و آرام آرام تا ظهر از میزان قدرت اون کم میشه

یعنی آگاهی و فکر اون روز بصورت انرژی میاد میدونید تمام دنیای ماده از حرکت و ارتعاش ساخته شده و تماما فرکانس و وایبرشنه، پس تمامی افکار و احساسات هم وایبرشن یا فرکانس هستن، این ماییم که یکی از اونها رو بخودمون جذب میکنیم و بهش مالکیت و زمان و مفهوم میدیم

ما صبح که از خواب بیدار میشیم اگر هوشیار باشیم با فکر روز همسو و همتراز باشیم یا شب قبل از خواب به کائنات برنامه و هدف داده باشیم انرژی رو صبح دریافت میکنیم ،میشه قدرت و پتانسیل حرکتیِ ما برای رسیدن به هدف،یا اینکه با سه راه مواجه میشیم برای واکنش

دنبال اون فکر بریم بهش عمل کنیم روز و بسازیم به بقیه کمک کنیم و رشد کنیم، بهش توجه نکنیم و مخالفش عمل کنیم بیتفاوت باشیم
( مثبت خنثی منفی )

انرژی بصورت فکر و احساس در فضا پراکنده است و وقتی ما باهاش همفرکانس میشیم
دریافتش میکنیم
و بعد در ما رفتار شکل میگیره

به اذان دقت کنید⁉️

من انرژیه فکر و هدفم رو صبح دریافت کردم و میگه قانونی هست بنام “توجه “که برای شما تصاعد میاره ،هر چه بیشتر به هدفتون فکر کنید و کار فیزیکی کنید زودتر خلقش میکنید، خوشا آنانکه دائم در نمازنو به اون قدرت یا انرژی خودشون متصل شدن و باهاش دارن زندگی میسازن🔅

•اشهد ان لا اله الا الله
•الله اکبر
✔️اول یگانگی خدا و بعد اعتراف و باور به قدرت انرژی
بعد

حی علی فلاح
چه دونه ای کاشتی امروز ⁉️

حی علی صلوه

بخودت و درونت وصل شو تا انرژی رو با قدرت دریافت کنی 😉

حی علی خیر العمل

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: انرژی مثبت و قانون جذب – چطور همیشه پرانرژی باشم؟

اقدام ذهنی و فیزیکیت چیه⁉️
برو دنبال بهترین اعمال که هدفت رو خلق میکنه، چقد انرژی داری برای رسیدن به هدفت و روز از نو و روزی از نو تا تو خودت و قدرتهاتو پیدا کنی ،شب سیاهی ها و پلیدی ها تسویه میشه و دوباره روزی سر شار از انرژی مثبت، مثل درختی که شب دی اکسید کربن جمع میکنه و به شما اکسیژن تازه میده تا با تنفس آگاهانه ذهن و قلب و روحت تمیز بشه

بسیار عالی👌

همین الان چشمتون رو ببندید، یک‌نفس عمیق بکشید

به هر میزان نور و روشنایی که پشت پلک هاتون میبیند اون انرژی یا قدرت درونی شماست

چقد روشنایی دیدید یا در دلتون قدرت حس کردید؟!انسان دو بخشه روح و جسم ،روح رو مذهب و فرقه به تسخیر میگیره جسم رو مافیای قدرت و در اصل وقتی فکر و آزادی انسان روازش بگیری هیچی نیست جز یه برده گوسفند لبیک گو و بع بع کن چون هیچ اراده و اختیاری نداره

روح شما قدرت حرکت شما بسمت اهدافتون وقتی اختیار نباشه هدفی خلق نمیشه و افکار پراکنده و توهم زا میاد سراغتون چون خودتون انتخاب نکردین

“اندیشه ات هر سو رود
وانگه تورا هر جا کشد ”

“زین اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پشانه شو
دیوانه شو دیوانه شو”
فکرت رها کن عاقلا دیوانه شو دیوانه شو…

عقل گوید شش جهت حد است و بیرون راه نیست
عشق گوید راه هست و من رفته ام بارها
عقل گوید پا منه اندر میان خارها
عشق گوید در تو است آن خارها
هان خموش شو خار هستی را زپای دل فکن
تا ببینی در درون خویش گلزارها

در کل روح یا انرژی شما با سحر خیزی و تصاعد یعنی فکر و احساس و گفته و عمل مطابق با هدف شما رو پیروز میکنه پس باید خودتون و قدرت هاتون رو بشناسید

جسم رو هم گفتم کنترل میکنن
چطور ؟🤔
با انواع داروهای شیمیایی، روغن پالم، فست فود، شکر و هزاران موارد مختلف و مواد افزودنی که قدرت تفکر و تخیل رو از شما میگیره

و اینجوریه که همه اش خوابید و لمسید و از شرایط مینالید

بلند شو تغذیه اتو درست کن، سحر خیز باش، به هدف هات فکر کن، احساسش رو در خودت ایجاد کنخلقش کن👌

ای انسان تو همه اندیشه ای تو با افکار درستت خالق لحظاتت هستی

شما صبح یه میزانی از انرژی رو کالبد اختری تون دریافت کرده و تا شب داره باتری تون خالی میشه، از لحظه ای که چشمتون رو باز میکنید از منبع انرژی نگیرید و سیمتون وصل نباشه باتری درونی تون خالی میشه ،از صبح تاشب وارد هر جریانی میشید و انرژی تون هدر میره

هر ذره از افکار شما هر کلام و جر و بحث شما هر رفتار شما داره ازتون انرژی هدر میده اما به چه سمتی⁉️برای چه کاری یا هدفی⁉️

مثال ۱۰۰ واحد انرژی داری ، ۸۰ واحد با افکار پوچ خالی میشه ، یعنی سر و گوشت میجنبه😉

🔘جنبیدن یعنی :
دنبال هر موجی رفتن و از هدف یا فکر اولیه دور شدن هر چیزی را شنیدن ،دیدن ،لمس و احساس کردن و ذهن شب زمانی که خوابی خودش را پاکسازی میکنه ذهن ذخایر بیهوده رو دور میریزه برای فردا و یک روز جدید ولی شما بیدار و هوشیار نیستین معمولا.

زندگی شبیه یک صفحه گرامافونه دنیا گرده و میچرخه، هر چیزی توی این صفحه ریختی داری گوش میکنی هر جا گیر داری ببین کجا ورودی بیهوده دادی و داری بیهوده میری جلو اون گیر رو پیدا کن چاکراهات انرژی میگیرن زندگیتو میسازن و تو خالقی ناب میشی .

مثال هر چیزی بیرونت میبینی داره از درونت بهت آگاهی میده یه خبر باز میکنی تو تلگرام با هیجان، دعوای فردوسی پور با شخص X و وارد اون موج از انرژی میشی دریافتش میکنی ،چرا⁉️

انرژی از بین نمیره فقط از حالتی به حالت دیگه تبدیل میشه انرژی همیشه در جَو و اتمسفر هست اون لحظه ضمیر ناخودآگاه اون دونفر انرژی شون خشمه و جرقه زدن وبازیه شما واردش میشی و کالبد اثیریت اون رو ذخیره کرده بهش مالکیت دادی و بالقوه است منتظره یه واکنشه تا به طبیعت برگرده ،آگاه نیستی مراقبه نکردی انرژی خشم اومده درونت بیرون اول یه دعوا میبینی یعنی داره بهت خبر میده که توجه کن من درونت هستما، توجه نمیکنی و ازش میگذری، اون هی داره قدرت میگیره جون میگیره با تکرار تا تقویت بشه الان ویروسی درونته بنام خشم، حالا واکنشی رو برات طراحی میکنه، دعوا میکنی کتک میخوری یا میزنی یا کار به جاهای باریکتر میکشه
و زمین و زمان رو فحش و لعنت میفرستی غافل از اینکه خودت ساختیش، خودت خواستیش، خودت دعوتش کردی به زندگیت، چون از درونت آگاه نبودی

در کل،هر لحظه باید از خودتون تراز بگیرید برید تو عمق وجودتون مرکز چاکرای ناف ببینید چه خبره ⁉️ درون و پیرامونتون چه فضایی یا موجی از انرژی در حال گردشه⁉️

دونه دونه اینا تسویه بشه هیچی نیست هیچ کاری نیست میشی بودا میری زیر درخت میشینی و میخندی ، چون فقط بازیه انرژی بوده و تو بامنیت بهشون چسبیده بودیو مالکیت داده بودی ، پاک بشید و پالایش کنید ذهن و قلب و جسمتون رو پروانه میشید

نه مَنی هست و نه مایی، میشه انرژیه روان و سیال …

پس خودتون رو بشناسید و با قدرت های کیهانی خداوند که به عنوان ذات و صفات پاکش از اونها نام میبره همتراز و همفرکانس بشین

, ,

قانون ارتعاش و جذب چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب(قسمت دوم)

قانون ارتعاش چیست؟

قانون ارتعاش و جذب چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب(قسمت دوم)

شخصیت های مثبت و منفی

انسان های به طور کلی از نظر شخصیتی به دو دسته مثبت (خوش بین) یا منفی (بدبین) تقسیم می شوند.

آن نوع افراد که افکار مثبت دارند، همیشه به جوانب خوب زندگی نگاه می کنند بدی را به چشم خوبی بنگرند. افکارشان همیشه مثبت است و دنیا از وجودشان بهره مند می شود. از آنجایی که ارتعاش این افراد مثبت است، سایر شخصیت های مثبت را هم به خود جذب می کنند.

از طرف دیگر، شخصیت های منفی همواره به جوانب تیره و اندوه بار زندگی نگاه می کنند. حتی خوبی در نظرشان بدی جلوه می کند. زندگی آنها بر مبنای بدبینی و منفی بافی استوار است و از این رو همواره مصیبت و بدبختی گریبانگیرشان می شود. به دلیل ارتعاش منفی ای که این اشخاص از خود ساطع می کنند، افراد تیره روز و مصیبت زده به سوی شان جذب می شوند.

طرزفکر این افرد مانند شصی است که اگر از او احوالش را جویا شوید، جواب می دهد:

امروز حالم خوب است، اما شاید فردا حالم بدباشد!

شخصیت های منفی، اطرافیان خود را افسروده و دلتنگ می کنند. چهره های آنان نماد افکار منفی درون ذهن شان است. هر روز می توان این افراد را درحال گذر از خیابان ها مشاهده کرد: صورت های مغموم و اخم آلودی که هیچ اثری از لبخند یا نشاط درآنها دیده نمی شود. به نظر می رسد که ایشان از غوطه خوردن دردوزخی که برای خود ساخته اند، لذت می برند!

قانون تضاد و قانون نسبیت گویای این است که در برابر هر مثبت، یک منفی وجود دارد. بنابراین وجود هر دوی این شخصیت ها لازم هستند تا شما بتوانید میان آنها تمایز قائل شده و شخصیتی را که دوست دارید، انتخاب کنید.

شما مختارید که هر یک از این دو شخصیت را برای خود برگزینید. از این رو اگر شخصی از شخصیت منفی خود به تنگ بیاید، با آگاهی و تلاش می تواند شخصیت مثبتی را در خود ایجادکند.

قانون ارتعاش با رایه ی آگاهی لازم به مردم، به‌آنها کمک می کند تا شخصیتی را که آرزو دارند، برای خود برگزینند.

ذهن در درون خود می تواند بهشت را به دوزخ، و دوزخ را به بهشت تبدیل کند. (جان میلتن)

 

پیشنهاد میکنم قسمت اول این مقاله را هم مطالعه کنید : قانون ارتعاش و جذب چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب(قسمت اول)

مغز… بدن

شاید باورتان نشود، اما بدن انسان یکی از کارآمدترین وسایل الکتریکی در کل هستی است. همینطور مغز انسان کارآمدترین وسیله ی الکتریکی ای است  که تاکنون آفریده شده است.

درمغز، همه ی فرکانس ها از یک سطح به سطح دیگر تبدیل می شوند. برای مثال، احساسات در مغز به فعالیت عضلانی تبدیل میشوند.صدا ،دما ، نور و فکر نیزبه نوبه ی خود به فرکانس های دیگر تبدیل می شوند و روی بدن تاثیر می گذارند.

داخل مغز ، مراکزی وجود دارند که عملکرد همه ی اعضا و بخش های بدن را کنترل و تنظیم می کنند . با تحریک صحیح این مراکز می توان عملکرد اعضای بدن را کنترل کرد.ما در سمینارهای خود این پدیده ی خارق العاده را کنترل ارتعاشی بدن می نامیم.

در نهایت، مغز یک دستگاه ارتعاشی است. پس برای شناخت عملکرد آن باید قانون ارتعاش را بشناسید.

ما از اوایل دهه ی۱۹۴۰ با دستگاه های EEG یا نوار مغزی و ECG  یا نوار قلبی آشنا شده ایم.EEG فعالیت الکتریکی مغز، و ECG تغییرات الکتریکی قلب را در زمان تپش نشان می دهد.

بنابراین ارتعاشات قطعا مقوله ی تازه ای برای ما نیستند.در واقع همه ی ما از انها اگاهی داریم. اما مشکلی که با ان مواجهیم این است که اکثریت  مردم از نقشی که ارتعاشات انها در زندگی شان ایفا می کند، اگه نیستند.

متاسفانه افراد زیادی را در ارتعاشات بد و نابسامان می بینیم که سعی دارند به زور نتایج خوبی را از ان خود کنند. اما این اشخاص به دلیل ارتعاش منفی شان، دایما حوادث ناگوار و انسان های منفی را به سمت خود جذب می کنند و تلاش انها برای کسب خوشبختی و نتایج مطلوب، هیچ ثمری ندارد.

این قبیل افراد را می توان به شخصی تشبیه کرد که از بالای یک ساختمان خود را به پایین می اندازد، اما توقع دارد به بالا صعود کند.

نتیجه کاملا قابل پیش بینی و اسف بار است!

همه چیز انرژی است،همه چیز در ارتعاش است

برای درک بهتر این که چگونه می توانید وقایع زندگی خود را تحت کنترل درآورید ، باید به فرض اولیه ای رجوع کنید که با ان شروع کردیم:یعنی همه چیز در ارتعاش است و هیچ چیز ساکن نیست. امروزه دانشمندان از این اصل حمایت می کنند و هر کشف تازه ی علمی به اعتبار ان می افزاید.

همانطور که گفته شد،شما به لطف اراده ی ازاد و سایر ویژگی های مغز شگفت انگیزتان می توانید در زندگی،ارتعاش را تحت امر خود در آورید.تنها عاملی که نمی گذارد از این نیروی عظیم به نفع خود استفاده کنیم، غفلت و بی خبری ما نسبت به قانون ارتعاش است.

, ,

قانون ارتعاش و جذب چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب(قسمت اول)

چطور با ارتعاش به جذب خواسته برسیم؟

قانون ارتعاش و جذب چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب(قسمت اول)

دکتر ورنر فون بر اون در مصاحبه ای که در فوریه ی ۱۹۷۶ با او انجام گرفت، چنین گفت: پس از سال ها تحقیق درباره ی اسرار شگفت انگیز عالم، به خداوند ایمان راسخ آورده ام. عظمت و شکوه جهان باعث شده تا به خالق آن ایمان بیاوریم.

اصلا نمی توانم تصور کنم که این دنیا بدون اراده ی الهی خلق شده باشد. قوانین طبیعی جهان به قدری دقیق هستند که می توانیم بدون اشکال  سفینه ای بسازیم که به ماه سفر کند و زمان دقیق این سفر را با دقت کسری از ثانیه بسنجیم.

کسی باید این قوانین را وضع کرده باشد . دکتر فون براون در ادامه گفن که اگر  شناخت  درستی نسبت به دانش و دین داشته باشیم ، متوجه می شویم که این دو نه تنها با یکدیگر دارند.

به واسطه ای دانش، اگاهی ها ما درباره ی خلقت بیشتر می شود ؛ در حالی که با مطالعه ی دین شناخت بیشتری نسبت به خالق حاصل می کنیم. انسان با استفاده از ابزار دانش سعی در مهار کردن نیروهای طبیعی اطراف خود را دارد، در حالی که از طریق دین در جهت کنترل نیروهای طبیعی درون تلاش می کند. او سپس اضافه کرد: بدون ایمان حتی ممکن نبود یک دستاورد بزرگ هم در تاریخ بشر روی دهد…

هر فردی که تلاش می کند کاری را به انجام برساند، باید تا اندازه ای به خود ایمان داشته باشد. در به ثمر رساندن اموری که فراتر از توان اوست هم باید به خدا ایمان داشته باشد.

سال ها پیش از ان که کسی بتواند تصور سفر انسان به ماه را در ذهن جای دهد، از دکتر فون براون سؤال شد:چطور می شود یک موشک را روی ماه نشاند؟ او به سادگی جواب داد با اراده.

بی شک فون براون مردی برجسته و هوشمند بود و درک بالایی از زندگی و قوانین کائنات داشت. در واقع بسیاری از کارشناسان خبره، او را پدر برنامه های فضایی ایالات متحده می دانند. او مانند همه ی انسان های بزرگ، شناخت عمیقی نسبت به قوانین معنوی زندگی داشت که یکی از آن قوانین ، قانون جذب است.اکنون می خواهم که توضیح این قانون بپردازم.

 

در حقیقت، درک این قانون استثنایی ، کلید درک کل این کتاب است . زیرا قانون جذب ،‌اساس موفقیت فردی شماست . اما برای این که به خوبی این قانون را درک کنید ابتدا لازم است به اختصار قانون دیگری به نام قانون ارتعاش را برایتان شرح دهم.

قانون ارتعاش به توضیح  تفاوت میان ذهن و ماده، یا جهان مادی و معنوی می پردازیم.

براساس قانون ارتعاش ، هر چیزی در لرزش یا حرکت است و هیچ چیز ساکن نیست؛ از متراکم ترین ماده تا رقیق ترین آن، همه چیز دایماً در حال اتعاش است.

از پایین ترین سطح ارتعاش تا بالاترین سطح آن ، میلیون ها میلیون سطح وجود دارد؛ از الکترون گرفته تا کل جهان هستی، همه چیز در ارتعاش است.انرژی در همه ی سطوح ارتعاش بروز می کند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قانون ارتعاش چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب

شدت ارتعاش، فرکانس نامیده می شود و هر چه این فرکانس شدیدتر باشد، نیروی آن بیشتر است. از آنجایی که فکر ، یکی از شدیدترین انواع ارتعاش است، از نیروی بالایی در سطح طبیعت برخوردار است و بنابراین همه ی ما باید آن را دریابیم.

البته بسته به این که چه منظوری از شرح نیروی ارتعاش داشته باشیم، می توانیم آن را به طرق مختلفی تشریح کنیم و از آنجایی که در این فصل تنها قصد داریم به موضوع افکار بپردازیم، از طریق آن به شرح قانون ارتعاش خواهیم پرداخت.

ارتعاش

ارتعاش یعنی:

حرکت به جلو و عقب، نوسان،لرزش،جنبش،تکان،چرخش،به لرزش واداشتن.

برای این که تصویر بهتری از مفهوم ارتعاش داشته باشید، یکی از دستهایتان را به سمت صورت تان آورده در جلوی خود ثابت نگه دارید. با وجود این که دست تان ثابت است و هیچ حرکتی در آن مشاهده نمی شود، اما الکترون هایی که آن را تشکیل می دهند با  سرعت۳۰۰۰۰۰ کیلومتر در ثانیه ، جنبش، حرکت و ارتعاش دارند.

دستی که ساکن به نظر می رسد، درحقیقت دایما در حال حرکت است . البته ، این حرکت با چشم غیر مسلح قابل رؤیت نیست، اما با یک میکروسکوپ قوی می توان به وضوح حرکت را در آن مشاهده کرد.

حالا دست تان را تکان بدهید. اگرچه دست شما تاکنون هم طبق قانون ارتعاش در حال جنبش بود، اما اکنون شما شدت ارتعاش آن را افزایش داده اید.

, ,

قانون جذب چیست؟ آموزش قانون جذب به صورت کامل

قانون جذب

قانون جذب چیست؟ آموزش قانون جذب به صورت کامل

قانون جذب نظریه ای بر این اساس است که شما هرگز نبیاد روی جنبه های منفی زندگی توقف و درنگ کنید. این قانون میگوید افکار شما روی سرنوشت تان تأثیر می گذارند. در حقیقت، قانون جذب چیز تازه ای نیست. تنها مورد جدید این است که این اواخر، در اولویت قرار داده شده است و بسیاری ازمردم امروزه آن را پیگیری می کنند.

برای فهم قانون جذب، ابتدا باید اصول این قانون گرانش، قوانین آیرودینامیک و قانون جذب قوانینی هستند که جهان محل سکونت ما را اداره می کنند. در میان این ها، قانون جذب، قانونی است که موجب گردش زندگی شما می شود. احتمال دارد شما متوجه این واقعیت نشوید. به هر حال، چه آن را بپذیرید و چه نپذیرید، این قانون نقش مهمی در زندگی هر فردی دارد.

هر چیزی مشابه خود را جذب می کند. افرادی که به سمت تان جذب می شوند، در گفتار و پندار و کردار خیلی شبیه شما هستند. این قضیه درباره شرایط و مواردی که برایتان پیش می آیند نیز صدق می کند. این قانون و نیرو موجب ارتباط افرادی با منافع و علایق مشابه به سمت ما می شود.

در اینجا ۱۰ نکته را ذکر میکنیم که هنگام تمرین قانون جذب، باید در ذهن خود داشته باشید. این ۱۰ نکته طلایی عبارت اند از:

  1. بدانید چه می خواهید.
  2. فقط روی چیزهایی که در زندگی می خواهید، تمرکز کنید.
  3. تصور کنید اکنون خواسته حقیقی تان را دارید.
  4. احساس کنید که در حال حاضر خواسته خود را دارید و آن حس عالی و شعف انگیز را تجسم کنید.
  5. هرگز نتیجه را به مورد خاصی محدود نکنید.
  6. هنگامی که فرصتی به شما رو می کند، بدون تردید از ان استفاده کنید.
  7. ایمان داشته باشید که آنچه در خواست می کنید، در راه است.
  8. طوری عمل کنید که گویی خواسته حقیقی تان را اکنون دارید.
  9. کارهایی را که موجب خوشحالی تان می شوند ، انجام دهید.
  10. بابت چیزهایی که در حال حاضر در زندگی خود دارید، سپاسگزار و قدردان باشید.

به محض دستیابی به خواسته تان، باید قدردانی خود را از این بابت نشان دهید. اگر در قبال هر چه در زندگی به دست می آورید سپاسگزار باشید، قانون جذب به راستی باعث شگفتی تان خواهد شد؛ زیرا هرچه قدردان تر باشید، چیزهای بیشتری دریافت می کنید.

این راز طبیعی قانون جذب است؛ بنابراین اگر میخواهید قانون جذب کارهای شگفت انگیزی برایتان انجام دهد، در ذهن خود برای داشته های کنونی تان شکرگزاری کنید و همیشه در زندگی خود دورنمای مثبتی داشته باشید.

چگونه از قانون جذب استفاده کنم؟

همه می خواهند موفق شوند و تمام چیزهای خوب زندگی را به دست آورند، اما فقط تمایل و تفکر راه به جایی نمی برد. شما باید هنر جذب کردن را به کار بگیرید. باید چیزهایی را که می خواهید به سمت خود جذب کنید.

قانون جذب هیچ گاه تغییر نمی کند و همواره ثابت است. عامل متغیر در این قانون هیچ فرد دیگری جز خود شما نیست؛ بنابراین باید خودتان را تغییر دهید تا قانون جذب برایتان کار کند. هر چه بیشتر خود را تغییر دهید، قانون جذب نیرومندتر می شود و چیزهایی که می خواهید به سمت تان سرازیر می شوند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: قانون جذب چطور تبدیل به قانون شده‌ است !

شاید این سخن را شنیده باشید که به محض کشف قانون جذب، همه چیز فورا در زندگی شما تغییر خواهد کرد؛ ولی من به شما اطمینان می دهم که این افسانه ای بیش نیست. تنها چیزی که موجب می شود این قانون برای شما کار کند، تغییری است که در خودتان به وجود می آورید.

فقط به یاد داشته باشید که اگر بهترین ها را از زندگی می خواهید، سبک زندگی رؤیایی خود را در پیش بگیرید و هنگامی که زندگی می خواهید، سبک زندگی رؤیایی خود را پیش بگیرید و هنگامی که زندگی کردن به نحوه دلخواه خود را شروع کردید، می توانید به خود اطمینان دهید که قانون جذب برای شما شروع به کار کرده است. پس نگرش و رفتار خود را تغییر دهید. کلامتان را تغییر دهید. باورهایتان را تغییر دهید. عادت هایتان را تغییر دهید…

نگذارید این قانون به صورت یک راز بماند

شما باید درباره قانون جذب برای دیگران صحبت کنید و به آنان آموزش دهید. هرچه بیشتر برای آموزش آن تلاش کنید، توانایی شما در فهم و درک پیچیدگی های آن بالاتر می رود.

آموزش فقط برای آموختن نیست، بلکه برای یادگرفتن است. بنابراین سعی کنید تا حد ممکن به افراد بیشتری این علم را بیاموزید. هنگامی که این قانون را به ارفراد دیگر توضیح می دهید می توانید مفاهیم این قانون را بهتر درک کنید.

, , ,

قانون جذب در روابط چیست؟ آیا با قانون جذب میتوان روابط را جذب کرد؟

قانون جذب در روابط

قانون جذب در روابط چیست؟ آیا با قانون جذب میتوان روابط را جذب کرد؟

آقای مایکل لوسیر میگوید :

واکنش قانون جذب درست مثل واکنش ذهن توست. قانون جذب آنچه را تو نمی‌خواهی می‌شنود. وقتی به ندای درونت گوش می‌دهی که افعال و عبارات منفی به کار می‌برد؛ در واقع توجه و انرژی خودت را به چیزهایی می‌دهی که آنها را نمی‌خواهی

اگر کنجکاوی بدانی که در هر زمینه‌ای از زندگی‌ات امواج مثبت می‌فرستی یا منفی کافی‌ست به آن زمینه نگاهی بیندازی و ببینی چه چیزی دریافت می‌کنی. این جورشدن و تطابقی بی‌نقص است

توجه به تضاد و شناسایی آن به عنوان چیزی که دلت آن را نمی‌خواهد؛ تو را در قبال آنچه می‌خواهی روشن‌تر می‌کند. با تضاد، خواسته‌های خود را مشخص کن. در یک برگه آنچه را نمی‌خواهی بنویس و در روبروی آن آنچه را که می‌خواهی . بعد بر روی آنچه نخواسته‌ای خط بکش

تمام چیزهایی را که باعث می‌شود احساسی خوب به تو بدهد؛ شناسایی کن و بیشتر به آن بپرداز. یادت باشد هر ارتعاشی که از خودت ساطع کنی، آینده‌ات را خلق می‌کند.

شما میتوانید بطور کامل همه روابطتان را تغییر دهید. بی توجه به اینکه این روابط در حال حاضر به چه شکلی هستند

تک تک رابطه هایی که دارید بازتاب آن چیزی است که در درونتان احساس میکنید. شما مغناطیسی هستید که همه چیز را به سمت خود جذب میکنید ، از طریق سیگنالهایی که از راه افکار و احساساتتان منتشر میکنید

هر رابطه ای که دارید و هر تعاملی که با افراد دارید بازتاب افکار و احساسات درونی شما در آن لحظه است. برای تغییر تک تک روابطی که در زندگیتان دارید :

۱)عاشق خودتان شوید خودتان را در هر لحظه دوست داشته باشید، به خودتان احترام بگذارید، بدانید که اکنون یک انسان کاملید و از خودتان تشکر کنید.
۲)لیستی از صدها مورد شگفت انگیز در مورد خودتان تهیه کنید و هر روز چیزی به آن بیفزایید.
۳)بدانید که شما کاملید و هیچ فکر منفی در مورد خودتان نکنید. بدانید که شما با ارزشید و لیاقت هر چیز عالی را دارید.
۴)فقط روی موارد مثبت دیگران تمرکز کنید و فقط این موارد را ببینید.
۵)هیچ وقت کسی را مورد قضاوت قرار ندهید و سرزنش نکنید.
۶)نیت کنید که فقط بهترینها را در همه چیز و همه کس ببینید.
۷)شادی را در درجه اول اهمیت زندگیتان قرار دهید. شادی یک احساس درونی است.
۸)از اینکه مسئولیت شاد کردن دیگران را داشته باشید خود را رها کنید. به آنها احترام بگذارید و دوستشان داشته باشید اما اجازه دهید خودشان به فکر شاد کردن خودشان باشند.
۹)توجه تان را از مواردی که در دیگران باعث آزار شما میشوند دور کنید
۱۰)انتظار نداشته باشید مردم به آن طریقی که شما میخواهید رفتار کنند در این صورت خوشحالتر خواهید بود. خودتان را آزاد بگذارید و بدانید که شما تنها کسی هستید که میتوانید شادیتان را کنترل کنید و خودتان انتخابش کنید. مهم نیست دیگران چکار میکنند.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید : چگونه یک فرد خاص را جذب کنم – جذب عشق

اما نکته ای که باید در جذب روابط رعایت کنید این است که زندگی همانند دوچرخه است.

برای به حرکت درآوردن آن نیاز به رعایت تمرکز و و تعادل داریم.

و همچنین باید فشار حاصل بر رکاب جهت حرکت؛ به سمت جلو (آینده) باشد و هرچقدر هم رکاب را به عقب (گذشته)سوق دهید، حرکتی حاصل نمی شود.

در ضمن اگر پاهایمان را روی هر دو رکاب بگذاریم و همزمان به هردو فشار وارد کنیم باز هم دوچرخه ی زندگیِ مان هرگز به حرکت درنمی آید. مسلماً تنها آن رکابی سبب حرکت ما است که جلوتر از آن یکی قرار دارد و این یعنی حتی رکاب عقبی که گذشته زندگی ما را شامل می شود هیچ ارتباطی به حرکت ما ندارد اما به محض حرکت با رکاب جلویی، آن رکاب عقبی هم شروع به فعالیت می کند و نقشش را به خوبی در جهت سودمندی ایفا می کند. که در واقع آن رکاب عقبی همان تجربیات مثبت و منفی گذشته است که با بهره گیری مثبت از آن می توان بهتر در مسیر زندگی راه رفت.بعد از حرکت به سمت جلو حالا می توانی حتی بدون رکاب زدن هم به حرکت ادامه دهی و این یعنی در لحظه ی اکنونِ حال زندگی کردن.

نکته حائز اهمیت نیز این است که اگر فردی بتواند در این مسیر بدون نگه داشتن فرمانِ دوچرخه آن را هدایت کند، ما او را دوچرخه سوار “حرفه ای” می نامیم. پس برای حرفه ای زندگی کردن هم فرمان دوچرخه ی زندگی ات را رها کن و بگذار “عشق” وارد عمل شود. و تو با خیالی آسوده تنها از دوچرخه سواری(زندگی کردن) لذت ببر.

, ,

تأثیر افکار مثبت در زندگی – ما حاصل افکارمان هستیم

تأثیر افکار در زندگی

تأثیر افکار مثبت در زندگی – ما حاصل افکارمان هستیم

در این مقاله به توضیح اینکه ما حاصل افکار خودمان هستیم می پردازیم.
کتاب جیمز آلن بر یک حقیقت انکارناپذیر استوارشده است: افکار خوب، یک انسان خوب را شکل می‌دهند و افکار منفی، یک انسان تیره‌بخت را می‌سازد.
آلن معتقد است انسانی که گرفتار افکار منفی باش فکر می‌کند دنیا محیطی پر از ترس و اضطراب است. اما در مقابل برای کسی که بتواند افکار منفی و مضر را کنترل کند دنیا مهربان می‌شود و همیشه هستی آماده کمک به او برای رسیدن به اهداف و خواسته‌هایش هستند.

انسان فقط آرزوهایش را جذب نمی‌کند بلکه آنچه باعث ترس می‌شود نیز به سمت او می‌آید. توضیح جیمز آلن در این مورد بسیار ساده است: افکاری که توجه انسان را جلب می‌کنند، چه مثبت و چه منفی، به ذهن ناخودآگاه می‌روند تا وارد دنیای واقعی شوند. همان‌طور که امرسون می‌گوید: انسان همان چیزی می‌شود که در طول روز به آن فکرمیکنند.

خودمان شرایطمان را می‌سازیم
بخشی از شهرت کتاب آلن به خاطر این است که درجایی از کتابش می‌گوید: شرایط انسان او را نمی‌سازند، بلکه شرایط باعث می‌شوند توانایی‌های انسان آشکار می‌شوند.
این‌یک اظهارنظر ناراحت‌کننده به نظر می‌رسد، توجیهی برای نادیده گرفتن کسانی که فقیر هستند. شاید هم توجیهی برای سوءاستفاده و تائید کسانی که در شرایط ایدئال زندگی هستند در مقابل کسانی که موفقیتی کسب نمی‌کنند.

البته این اظهارنظرها در برابر گفته معروف آلن، سطحی و بدون تفکر هستند زیرا واقعاً هر پیشامدی که برای ما رخ دهد، حتی اتفاقات بد و ناگوار، فرصتی برای رشد و اعتلای ما هستند. اگر حوادث زندگی فقط موفقیت و شانس را برای انسان‌ها رقم می‌زند انسان هیچ‌وقت رشد نمی‌کرد. درواقع به نظر می‌رسد پیشامدهای زندگی برای این هستند که بهترین توانایی‌های ما را به ظهور برسانند. اگر ما به این نتیجه برسیم که در حقمان ظلم شده غیرممکن است بتوانیم آگاهانه برای رهایی از یک وضعیت نامساعد تلاش کنیم.

به‌هرحال همان‌طور که هر زندگینامه نویسی می‌داند ،سال‌های ابتدایی زندگی انسان و شرایطی که او در این سال‌ها دارد، صرف‌نظر از خوب یا بد این شرایط، اغلب بهترین موهبتی هستند که به یک فرد داده می‌شوند.
جنبه تفکر برانگیز کتاب جیمز آلن این است که می‌گوید خودمان مسئول شرایط زندگی‌مان هستیم و نمی‌توانیم دیگران را سرزنش کنیم. مهم‌ترین نکته این است که همه‌چیز در زندگی به خودمان بستگی دارد. درحالی‌که قبلاً فقط به محدودیت‌ها و ترس‌هایمان فکر می‌کردم، حالا به توانایی‌هایمان پی می‌بریم.

پیشنهاد میکنم این مقاله را از دست ندهید:موفقیت چیست؟ نقش تفکر در موفقیت فردی

با تغییر ذهنتان، دنیایتان را تغییر دهید
البته جیمز آلن انکار نمی‌کند که ممکن است فقر و تنگدستی برای هر انسانی اتفاق بیفتد اما معتقد است واکنش‌های پرخاش جویانه و غیرمنطقی مثل متهم کردن دیگران فقط باعث افزایش مشکلات موجود می‌شوند. آنچه توانایی انسان را نشان می‌دهد این است که وقتی در شرایط سخت قرار می‌گیرد، چطور انگیزه‌ای برای پیشرفت پیدا می‌کند. به‌طور خلاصه ، یک انسان یا جامعه زمانی موفق شناخته می‌شود که بتواند برخورد درستی با شکست‌هایش داشته باشد و دوباره در مسیر پیشرفت و موفقیت قرار بگیرد.

جیمز آلن معتقد است (انسان همیشه بی‌صبرانه می‌خواهد شرایط زندگی‌اش را بهتر کند اما اصلاً به فکر این نیست که خودش را اصلاح کند. به همین دلیل همیشه در یک نقطه می‌ماند)

اگر همچنان در مسیر در اشتباه گام برداریم، خوش‌شانسی و موفقیت برایمان پیش نمی‌آید. انسان همیشه خودش به شکل ناخودآگاه، بخت و موفقیت خودش را رقم می‌زند.

آرامش لازمه موفقیت

تأثیر بودائیسم در افکار جیمز آلن علی‌الخصوص درجایی که به تفکر درست اشاره می‌کند یا می‌گوید که بهترین راه برای کسب موفقیت، داشتن ذهنی آرام است کاملاً مشخص می‌شود. انسان آرام و هدفمند در زندگی طوری رفتار می‌کند که گویی این ویژگی‌های او ذاتی هستند. اما درواقع این حالت‌ها نتیجه خویشتن‌داری یک انسان هستند.
این افراد اطلاعات پیشرفته‌ای درباره کارکرد فکر دارند که ناشی از سال‌ها تفکرشان درباره فکر است. به نظر آلن این انسان‌ها جذاب‌اند چون با تندباد حوادث متلاطم نمی‌شوند و به همین دلیل به آن‌ها توجه زیادی می‌شود چون خودشان سرنوشتشان را می‌سازند. افراد باری به هر جهت هم برای موفقیت می‌جنگند اما موفقیت از انسان‌های ناپایدار درو می‌شود.

, , ,

قانون جذب و سه نظریه درباره پدیده فراحسی

پدیده فراحسی

قانون جذب و سه نظریه درباره پدیده فراحسی

فرا روانشناسان با دو مسئله اساسی روبه‌رو هستند: اول این‌که ثابت کنند نیروهای ذهنی وجود دارند و دوم درصورتی‌که وجود دارند، توضیح دهند که آن‌ها چطور عمل می‌کنند.
اغلب محققان فراوانی انرژی و وقت خود را به‌طور کامل صرف مشکل اول کرده‌اند، اما به علت به دست نیامدن یک نظریه به منطق در ارتباط با پدیده‌ی فراحسی در کل مسئله شک و تردید به وجود آمده است.

منتقدان به این نکته اشاره می‌کنند که از دیدگاه علمی قدرت‌های ذهنی آن‌قدر بعید به نظر می‌رسند که سایر اطلاعات به‌دست‌آمده در خصوص مثبت بودن نتایج آزمایشگاهی بتا باید ازنظر صحت و عدم تقلب در آن‌ها موردبررسی قرار گیرند.
اما درواقع این‌طور به نظر می‌رسد که، تله‌پاتی، نهان بینی و حس پیش‌بینی وقوع وقایع در این با قوانین اولیه فیزیکی که بر زندگی ما حاکم هستند،‌ تناقض دارند. چگونه ممکن است که اطلاعات از شخص به شخص دیگر انتقال یابد؟ و یا وقوع حادثه‌ای بدون تماس با کانال‌های حسی به فرد الهام شود؟

چون ازنظر معیارهای علم فیزیک هیچ نوع علائم و یا نشانه‌ای نمی‌تواند سریع‌تر از نور حرکت کند و چنانچه چنین عاملی وجود داشته باشد، طی این روند نیروی خود را از دست خواهد داد. پس چگونه فرا روانشناسان قادر خواهند بود به‌طور منطقی استدلال کنند در ادراک وقوع حوادث در آینده، اطلاعات مربوط به یک حادثه قبل از اینکه آن حادثه رخ دهد، به شخص می‌رسد؟

آن‌ها چطور می‌توانند چگونگی حالتی را توضیح دهند که در آن پیام به‌صورت تله‌پاتی به هدف موردنظر می‌رسد و باوجود مسافت‌های طولانی کم‌وکاستی در آن حاصل نمی‌شود؟
برخی از محققان پدیده‌های ذهنی با عنوان کردن تئوری‌هایی به این قبیل نظریه‌ها پاسخ می‌دهند یا دست‌کم با تغییر و توضیح آن نظریه‌ها، این‌گونه پرسش‌ها را تفسیر می‌کنند. آن‌ها این طرز استدلال می‌کنند که عملیات ذهنی با افکار علمی مدرن سازگاری ندارند به عقیده این محققان برخی از توصیف‌های فیزیکی جهان نیز ممکن است مثل مدل‌های رفتاری در پدیده‌های ذهنی عمل کنند و یا شباهت‌هایی با آن داشته باشند.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : قانون ارتعاش چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب

در میان این مدل‌ها می‌توان از الکترومغناطیس هندسه چندبعدی و مکانیک کوانتومی نام برد.
امواج نامرئی
کش الکترومغناطیس در قرن نوزدهم نشانگر این بود که چگونه علائم به‌صورت امواج از یک منبع فرستنده به‌طرف منبع دریافت‌کننده حرکت می‌کند و این کشف یکی از مدل‌های اولیه برای توضیح پدیده فراحسی بود.
فیزیکدانان کشف کردند که نور، یعنی انرژی گرمایی و سایر پدیده‌های مشابه، در یک طیف الکترومغناطیسی طوری قرار می‌گیرند که در یکسر آن امواجی با فرکانس بی‌نهایت کوتاه بلندمدت مانند اشعه ایکس و در انتهای دیگران امواج بی‌نهایت بلند کوتاه‌مدت مانند امواج رادیویی راه دور تولید می‌شود.
به‌غیراز یکی دو مورد استثنای نظیر نور و گرما احساس کردن دیگر پرتوهای الکترومغناطیس از قدرت انسان خارج است. شاید همان‌طور که نخستین محققان این پدیده اذعان کردند اطلاعات ذهنی نیز به‌طور نامرئی و مانند امواج رادیویی سفر می‌کنند و تنها آن دسته از افراد که بتوانند گیرنده‌های ذهنی خودشان را روی آن طول‌موج میزان کنند، قادر به دریافت آن خواهند شد.

به‌هرحال امواج فراروانی با فرکانس پایین و در انتهای طیف الکترومغناطیس قرار می‌گیرند.
بااین‌حال وجود امواج فراروانی هنوز کشف نشده و این مدل ارائه‌شده هنوز برای بیان خصوصیاتی چون سریع‌تر از سرعت نور حرکت کردن و نیروی غیرقابل کاهش داشتن که به ادراک وقوع حوادث در آینده و تله‌پاتی منجر شود کافی نبود و با شکست روبه‌رو شده است.
ابعاد فراروانی
در یک مدل جدید که درباره وجود تأثیرات ذهنی ارائه‌شده ، آن اثرات را در بعدی خارج از چهار بعد فضا و زمان اما در ارتباط با آن‌ها طوری قرار می‌دهد که ما قادر به درک آن هستیم. به این صورت که اگر خطی با داشتن تنها یک بعد ارتفاع به‌طرف فضا حرکت کند، شکل آن در طول زمان به‌صورت یک هواپیما یعنی شکلی با دو بعد ارتفاع و عرض درخواهد آمد. این هواپیما وقتی از ابعاد فضا و زمان عبور کند دارای عمق نیز می‌شود و همچنان که حرکت می‌کند شکل یک مکعب سه‌بعدی را به وجود می‌آورد.

این سه بعد، تنها ابعادی هستند که ما می‌توانیم آن‌ها را ببینیم، ولی تجربه ما از بعد زمان آن‌چنان واضح نیست. وجود این مکعب در طول زمان نوعی تناسب و هماهنگی چهارمی را به شکل افزوده و شکل جدیدی به وجود آورده که به‌عنوان ماوراء مکعب شناخته‌شده که از چشم انسان نامرئی، ولی از دیدگاه قوانین ریاضی قابل‌رؤیت است.
برخی از ریاضیدان‌ها این نظریه‌ها را مطرح کردند که ممکن است جهان دارای بیش از چهار بعد باشد. درواقع شاید یازده بعد و یا حتی بیست‌وشش بد دارد. تعدادی از نظریه‌پردازان امور ذهنی این تئوری را به‌گونه‌ای مطرح می‌کنند که ضمیر خودآگاه انسان متعلق به یکی از این ابعاد اضافی دیگر است که از دنیای چهاربعدی ما عبور می‌کند. اگر چنین باشد، چهار بعد (سخت) و هماهنگ فضا و زمان با بعد پنجم (نرم) به فراوانی ادغام خواهند شد.
اگر ذهن ما بتواند به نحوی وارد این فرا بعد فوق‌العاده شود، آنگاه خواهیم توانست روشی را که در آن اطلاعات خارج از آن قوانین طبیعی که تبادل پیدا می‌کند و همان محدوده فهم ما هستند، را شرح دهیم.

هرچند چون هیچ مدرک قابل قبولی از این فرا ابعاد فوق‌العاده حمایت نمی‌کند، بنابراین فکر یک هواپیمای خودآگاه نیز چیزی بیش از یک تصور خیالی نیست.
ارتباط کوانتومی
در حال حاضر یکی از معروف‌ترین استعارات ارتباط فرا ذهنی، دیدگاه مکانیک کوانتومی است که بر پایه دیدگاه‌های متضاد جهانی قرار دارد. این علم وضعیت ماده را در سطح زیر اتمی آن شرح می‌دهد. این سطح مکانی‌ است که مواد اصلی نه به‌صورت ذرات هستند و نه به شکل امواج، بلکه به هر دو حالت عمل می‌کنند و سطحی است که درباره‌ی آن به‌طور قاطع نمی‌توان گفت که ماده در آن وجود دارد. شاید بهتر است با نهادن آن در قالب احتمالات ریاضی گفته شود که ماده تمایل به بودن دارد.
دنیای کوچک سطوح زیر اتمی از قوانین متفاوتی جدا و از دنیای بزرگی که ما می‌شناسیم پیروی می‌کند. که جهان متصل به روشی پنهان است که این روش می‌تواند یک سطح نیمه کوانتوم که ضمیر خودآگاه ما را نیز شامل می‌شود فرض شود. اگر چنین باشد آنگاه پدیده نهان بینی که گمان می‌رود فرد را قادر می‌سازد از حادثه‌ای که مایل‌ها دور از او قرار دارد مطلع شود، قابل‌درک می‌سازد.

,

قانون ارتعاش – همه‌چیز در کائنات دائم در حال ارتعاش و حرکت است

ارتعاش در کائنات چیست؟

قانون ارتعاش – همه‌چیز در کائنات دائم در حال ارتعاش و حرکت است

هم جنبه‌ی مادی و هم جنبه‌ی غیرمادی عالم ما از انرژی و هوش ساخته‌شده‌اند که به نحوی می‌جنبند. هیچ‌چیزی در استراحت مطلق نیست. تفاوت بین مادی و غیرمادی در سرعت ارتعاش آن است. به‌عنوان مال، امواج رادیویی وجود دارد ولی ما آن را حس نمی‌کنیم.

میز، جامد و ساکن به نظرمی آید. اما اگر با میکروسکوپی قوی به آن نگاه کنید، می‌بینید که مولکول‌ها فاصله و حرکت‌دارند. با میکروسکوپ، ارتعاشات بسیار آهسته‌ی مولکول‌های میز دیده می‌شوند. این مسئله درباره‌ی بدن انسان هم صدق می‌کند. همان‌طور که گفتم ، گرچه بدن انسان ثابت به نظرمی آید، اما بدن امروز او بدن دیروزش نیست. هر ثانیه ده میلیون سلول از دست می‌دهیم و می‌سازیم، گرچه این مطلب قابل‌دیدن نیست.

افکار و احساسات هم انرژی هستند.

وقتی نسبت به احساسات کسی حساس می‌شوید یا از احساسات خودتان آگاه می‌شوید، متوجه ارتعاش شده‌اید. وقتی می‌گوید (احساس خوبی دارم)، برداشت مثبت یا منفی ذهن خود را از این ارتعاش بیان می‌کنید. حتی می‌توانید خوبی و بدی ارتعاش را خودتان تعیین کنید، یعنی فکر کنید بد است یا خوب است.

انتخاب فکر دست خودتان است. شما تعیین می‌کنید چه نوع انرژی‌ای دریافت کنید یا بفرستید. اگر منفی را انتخاب کنید، فرکانس منفی ارسال می‌کنید و با آن هماهنگ می‌شوید. وقتی مثبت را انتخاب کنید، قضیه برعکس می‌شود و با فرکانس مثبت هماهنگ می‌شوید. اینکه کدام بد است و کدام خوب، دست شماست. مغز هم در این میان ابزار شماست و به‌عنوان مرکز کنترلی عمل می‌کند که کنترلش هم‌دست شماست.

مغز قوی‌ترین پردازشگر الکترومغناطیسی است. اگر از آن برای افکار مثبت استفاده کنید، همه‌چیز به سمت عینیت یافتن آن فکر مثبت حرکت می‌کند. هرقدر بیشتر تمرکز کنید، فرکانس قوی‌تر می‌شود. درست مثل‌اینکه با ذره‌بین آتش روشن کنید.

بیان متفاوتی از این قانون می‌گوید که (هر چیزی، شبیه خود را جذب می‌کند) یعنی آدم‌ها آن نوع انرژی را که شبیه انرژی خودشان است، جذب می‌کنند. آدم‌هایی که افکار مشابه دارند، جلب یکدیگر می‌شوند. در کار و ازدواج هم همین مطلب صادق است.

در زیر یک مثال از قانون ارتعاش در زندگی آقای جان آساراف یکی از کسانی که در فیلم راز در مورد قانون ارتعاش و قانون جذب صحبت میکرد را برایتان آورده ام.
تجربه‌ی من در babmboo.com یکی از بهترین مثال‌ها در مورد جذب است که در زندگی‌ام دیده‌ام. این شرکت، ده فناوری جدید را درزمینه ی گشت‌های مجازی ارائه کرد. برای اولین بار کاری کرد که مردم در اینترنت بتوانند ویدیو تماشا کنند و جایی را که تابه‌حال ندیده‌اند، بدون مسافرت به آنجا ببینند. Babmboo.com در حقیقت یک بنگاه املاک بود و به‌راستی موفق شد. من خوش‌اقبال بودم که در این گروه خلاق عضو شدم.

من عضویت در babmboo.com را مدیون لن مک کوردی هستم که او را چند سال قبل از آن هنگام به هم زدن یک شراکت دیده بودم. لن کارهای فسخ شراکت ما را حل‌وفصل می‌کرد و به من گفت که تحت تأثیر رفتارم قرارگرفته است.

چون من کاملاً کنترل خودم را در دست داشتم و آرام، محکم و سخاوتمندانه از کاری که دیگر مناسبم نبود فاصله می‌گرفتم و این در حالی بود که داشتم سیصد هزار دلار ضرر می‌کردم. برای همین او وقتی دنبال کسی برای راه‌اندازی کسب‌وکار پسرانش می‌گشت، من را انتخاب کرد.

کارش درست بود. این شرکت ضمن خلاقیت بسیار جذاب بود. همیشه جذاب بود و فکرهای نو داشت. ما کاری می‌کردیم که مردم خود و توانمندی‌های خود را باور کنند. نحوه‌ی فروش ما بر اساس رشد فردی بود و از شیوه‌های فروش استفاده نمی‌کردیم. ما به مردم همین چیزها را یاد می‌دادیم که (شما می‌توانید هر چه را بخواهید داشته باشید) در عرض نه ماه، صدها هزار مشتری داشتیم و ماهیانه چندین میلیون دلار درمی‌آوردیم.

پیشنهاد میکنم این مقاله مهم را هم از دست ندهید : قانون ارتعاش چیست؟ نقش ارتعاش در قانون جذب

اسم خودمان را (تیم یک مایل در چهار دقیقه) گذاشته بودیم. بعد از موفقیت افسانه‌ای (راجر بنیستر) – رکوردشکنی که برای اولین بار یک مایل را در کمتر از چهار دقیقه دوید – خیلی‌ها توانستند این کار را بکنند؛ چون یک نفر توانسته بود. یعنی همه فهمیدند این کار شدنی است. ما عهده کرده بودیم کاری را که غیرممکن به نظر میاید، انجام بدهیم. ما می‌خواستیم رکورد خودمان را بشکنیم. به مردم آموزش می‌دادیم و بعد امتحان می‌گرفتیم که بعد از قبولی در امتحان، عضو تیم می‌شدند.

این نوع انرژی خیلی جذاب است. بسیاری از اعضای babmboo.com باکسانی که پیش از آن با ما همکاری می‌کردند، دوست بودند. انگار همه دوست داشتند بخشی از این انرژی خلاق باشند.

در سال ۲۰۰۰ که شرکت با (آیپیکس) شریک شد، فرهنگ سازمان چنان به سمت منفی سیر کرد که دیگر دوستش نداشتم، جدایی از آن آدم‌ها برایم تلخ بود ولی چاره‌ای نداشتم. شم و شهودم این‌طور حکم می‌کرد.

ازلحاظ منطقی اگر هر چیزی شبیه خودش را جذب کند، دو چیز مخالف هم باید یکدیگر را دفع کنند. این مسئله سبب شد از بامبو روم و همین را هنگام جدایی از همسرم نیز دیده بودم. اما تا همسر فعلی‌ام را ندیده بودم، به قانون جذب در روابط عاشقانه توجه نکرده بودم. شبیه جنون نیست؟ نباید به جذب در عشق توجه کنیم؟ منظورم آن نیست که قبل از‌ آن توجهم به کسی جلب نشده بود؛ چون شده بود. آن‌قدر شده بود که دوباره ازدواج‌کرده بودم!

این ربطی به قانون جذب ندارد. پس از دومین طلاق، متوجه شدم که باید رادار روابطم را درست کنم. از اشتباهات گذشته عبرت گرفتم. ازدواج‌هایم انفجاری و به دلایلی غیر از عشق بودند. به صداقت در رابطه بی‌توجهی کرده بودم به‌خصوص که به پدر و مادرم نیز در مورد احساساتم راست نگفته بودم. تصمیم گرفتم از قانون جذب استفاده کنم.

جزییات همسر مطلوبم را تصور کردم. آن‌ها را روی ورق کاغذی نوشتم و ورقه را پنهان کردم. آنچه را در درونم بود، بیرون ریخته بودم. همان کسی باشد که دلم می‌خواست، خانواده‌دوست باشد و … همه را نوشتم.

بعد تصمیم گرفتم در برخوردها عجله به خرج ندهم. یعنی سعی کردم زیاد در اوضاع دخالت نکنم. به عهده‌ی خدا گذاشتم تا هر وقت زنی مناسب من پیدا شد، خودبه‌خود بفهمم. دلیلی برای عجله وجود نداشت.

ماریا را در سالن ورزش دیدم و قرار ملاقات گذاشتیم. روزهای خوبی داشتیم و سعی می‌کردیم یکدیگر را بشناسیم. دو سال نامزد بودیم. بعد تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم. بعدها نوشته‌هایم را در مورد همسر مطلوبم به ماریا نشان دادم. از شباهت خارق‌العاده‌اش با نوشته‌ی من شگفت‌زده شد. حالا زنی داشتم که مطلوبم بود. قانون جذب کار خودش را کرده بود.

ضرب‌المثلی هست که می‌گوید (کبوتر با کبوتر باز با باز-کند همجنس با همجنس پرواز.) این هم یک را برای شرح قانون جذب است.

یک‌بار از سخنرانی به اسم رابرت آلن که درباره‌ی پول و ثروت کتاب می‌نویسد و میگفت درآمد هر شخص، میانگین درآمد ده دوست صمیمی‌اش است. یعنی محدوده‌ی شما انعکاس و فرکانس ادراک تان از واقعیت است. شما قبول دارید دوستان، تفریحات و جاهایی که برای غذا خوردن می‌روید را در نظر بیاورید. آدم‌هایی شبیه به خودتان را می‌بینید. درباره‌ی شغلتان فکر کنید: چه کسانی جذب انجام‌شده‌اند؟ تصور می‌کنید چطور جذب‌شده‌اند؟ رئیس خود را در نظر بیاورید. همه‌ی مجموعه به نحوی شبیه او هستند، حتی اگر عین او نباشند. نکته‌ای برای مدیران: اگر از رفتار زیرمجموعه‌تان راضی نیستید، اول رفتار خودتان را بررسی کنید.

, , , ,

ضمیرناخودآگاه چیست؟ – چگونگی کارکرد ضمیر ناخودآگاه

ضمیرناخودآگاه چیست؟

ضمیرناخودآگاه چیست؟ – چگونگی کارکرد ضمیر ناخودآگاه

در این مقاله به تعریف ضمیرناخودآگاه و اینکه ضمیر ناخودآگاه چیست ؟ و همینطور کار کرد ضمیر ناخودآگاه می پردازیم.

ضمیرناخودآگاه دارای قدرت بیکرانی است که اگر بدانیم چطور از آن اسفاده کنیم و  به رفتار و فکرهایی که به آن عادت می‌کنیم پاسخ می‌دهد. این بخش از ذهن، کاملاً خنثی است و خوشحال است که هر عادتی را «چه خوب و چه بد» نرمال و طبیعی می‌داند. ما با بی‌خیالی در هر دقیقه از زندگی‌مان به افکار منفی اجازه می‌دهیم که وارد ضمیر ناخودآگاهمان شوند و بعد وقتی همین افکار در تجربیات و روابط روزانه‌مان بروز پیدا می‌کنند تعجب می‌کنیم.

وقتی ضمیر ناخودآگاه شاهد یک اتفاق باشد از آن عکس می‌گیرد و آن را به یاد می‌آورد و ضمیر ناخودآگاه برعکس عمل می‌کند یعنی قبل از اینکه یک اتفاق بیفتد آن را می‌بینند (به همین دلیل است که نیروی شهود اشتباه نمی‌کند.)

 

البته بعضی چیزها برایمان اتفاق می‌افتند که ما هیچ نقشی در ایجاد کردنشان نداشته‌ایم و چنین مواردی نادر هستند. اما اکثر مواقع اتفاقات بدی که برایمان می‌افتند از قبل در ضمیر ناخودآگاهمان وجود داشتند و منتظر فرصتی بودند تا بروز پیدا کنند.

این‌یک واقعیت تلخ است اما اینکه بدانیم ضمیرناخودآگاه چیست و  آشنایی با ضمیر ناخودآگاه باعث پیشرفتمان می‌شود: به این معنی که ما فقط با کنترل کردن تصاویری که وارد ضمیر ناخودآگاهمان می‌کنیم می‌توانیم زندگی‌مان را از نو بسازم.

این نکته به‌علاوه دستورالعمل‌ها و جملات تلفیقی مثبت که بهترین تأثیر را روی ضمیرناخوداگاهتان خواهند داشت کتاب مورفی را به ابزاری برای آزادی تبدل کرده‌اند.

درک ضمیر ناخودآگاه به‌عنوان یک مکانیسم عکس‌برداری، دغدغه و تلاش سخت را برای تغییر دادن زندگی‌تان از بین می‌برد زیرا فقط کافی است تصاویر قبلی را با تصاویر جدید جایگزین کنید سپس خواهید دید که به چه سادگی زندگی‌تان تغییر می‌کند.

ایمان همراه با آرامش = نتایج مثبت

ضمیر ناخودآگاه با ضمیرخوداگاه تفاوت زیادی دارد. یکی اینکه نمی‌توان به هیچ کاری مجبورش کرد. اگر با آرامش به این مسئله ایمان داشته باشید که می‌تواند به‌آسانی کاری را که به او محول کرده‌اید انجام بدهد به بهترین شکل پاسخ می‌دهد.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید: راه های دست یابی به ضمیر ناخودآگاه از طریق قانون جذب

سخت تلاش کردن که ممکن است برای انجام کاری که به ضمیر ناخودآگاهتان این‌طور القاء می‌کند که مشکلات زیادی درراه رسیدن به هدفتان وجود دارد.

علاوه بر ایمان همراه با آرامش، احساساتت نیز باعث افزایش سادگی کار ضمیر ناخودآگاه می‌شوند. یک ایده یا فکر به‌تنهایی ممکن است ضمیر خودآگاه را تحریک کند اما ضمیر ناخودآگاه دوست دارد همه‌چیز با احساسات همراه شود.

وقتی یک فکر به احساس و یک تصویر به اشتیاق تبدیل می‌شود ضمیرناخوداگاه باسرعت و فراوانی، چیزی را که می‌خواهید به شما تحویل می‌دهد.

مورفی می‌گوید ایمان به عملکرد ضمیر ناخودآگاه از دانستن شیوه کارکرد آن مهم‌تر است. ویلیام جیمز، پدر روانشناسی امریکا، معتقد بود که بزرگ‌ترین کشف قرن نوزدهم کشف قدرت ضمیر ناخودآگاه بود که به قدرت ایمان اضافه شد.

ضمیرناخودآگاه چیست؟ -چگونگی کارکرد ضمیر ناخودآگاه شاید این مسئله که شما می‌توانید با تغییر دادن فضای ذهنتان زندگی‌تان را تغییر بدهید در کنار کشف قاره‌های جدید، الکتریسیته یا نیروی بخار در کتاب‌های تاریخ نیامده باشد اما همه افراد بزرگ از آن باخبر هستند.

باور به اینکه دانستن اینکه ضمیرناخودآگاه چیست باعث موفقیت میشود

مورفی می‌گوید: قانون ذهن شما همان قانون باور است. اعتقادات ما زندگی‌مان را می‌سازند. ویلیام جیمز متوجه شده بود هر چه که مردم انتظارش را داشته باشند اتفاق می‌افتد و اصلاً مهم نیست درزمانی که به چیز مورد نظرشان فکرمیکنند آن چیز وجود دارد یا خیر.

ما در غرب به حقیقت بیشترین بها را می‌دهیم اما با اینکه حقیقت، مهم است در مقایسه باقدرت حقیقی باور، ضعیف است. هر چیزی که به ضمیر ناخودآگاهتان بدهید، راست یا دروغ، خوب یا بد، به‌عنوان حقیقت می‌پذیرد. حواستان باشد که در مورد بدبختی شوخی نکنید زیرا ضمیر ناخودآگاه اصلاً شوخ‌طبع نیست.

انسانی که ازنظر روانی آشفته است با فردی که ازنظر روانی سالم است ازنظر قدرت باور، برابری می‌کند.

وقتی یک دیوانه در آسایشگاه روانی می‌گوید که الویس پرسلی است «دروغ نمی‌گوید» زیرا واقعاً فکر می‌کند که پرسلی است. ما باید از همین قدرت برای اهداف سازنده استفاده کنیم. آرزو نکنیم بلکه مطمئن باشیم همسر  ایده آل یا نابغه دنیای تجارت هستیم.

راهش فقط این است که هدفی را که تقریباً احمقانه و غیرممکن به نظر می‌رسد انتخاب کنیم و به آن باور و ایمان داشته باشیم؛ مثلاً چیزی که یک سال پیش ازنظرمان غیرممکن بود و درعین‌حال آرزوی قلبی ماست.