نوشته‌ها

, , ,

کارگاهی به وسعت ذهن – قوانینی که منجر به موفقیت میشود

قدرت ذهن وتجسم خلاق

کارگاهی به وسعت ذهن – قوانینی که منجر به موفقیت میشود

خیال کارگاهی است که در آن تمام برنامه‌های ناشی از انسان شکل می‌گیرد. عمل به کمک قوه‌ی تخیل ذهن جاری می‌شود.

گفته‌اند که انسان می‌تواند هر چه را که در ذهن تصور کند و در خیال ببینید ایجاد نماید.

انسان به کمک خیال در ۵۰ سال گذشته بیش از تمام طول تاریخ زندگی بشری قبل از آن نیروهای طبیعت را کشف و از آن به سود خود استفاده کرده است. انسان چنان فضا را در تسخیر خود درآورده که پرندگان را به احساس ضعف و حقارت مجبور کرده است.

انسان توانسته از فاصله میلیون‌ها کیلومتری خورشید را بررسی نماید، به‌سرعت سفر خود افزوده آن‌گونه که می‌تواند با سرعتی بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر در ساعت سفر کند. تنها محدودیت انسان محدوده‌ی منطق استدلال و استفاده و پرورش قوه‌ی تخیل است.

اما این انسان هنوز در استفاده از قوه‌ی خیال خود راهی دراز در پیش دارد. انسان به‌تازگی این را دریافته که تصوری دارد و استفاده از آن را به‌تازگی شروع کرده است.

 دو شکل تصور

ذهن خیالی انسان به دو شکل تصور خلاق و تصور مصنوعی عمل می‌کند. تصور مصنوعی. به کمک این ذهنیت انسان مفاهیم، نظر‌گاه‌ها و یا برنامه‌های گذشته را با ترکیبی جدید اراده می‌دهد. درواقع این ذهنیت چیزی را خلق نمی‌کند بلکه صرفاً به استناد تجربه، آموزش و مشاهدات دریافتی گذشته کار می‌کند. این ذهنیتی است که اغلب مخترعین از آن استفاده می‌کنند.

تصور خلاق. به کمک ذهن خلاق انسان بافراست لایتناهی در ارتباط می‌شود. انسان به کمک این ذهنیت الهامات را دریافت می‌کند. به‌وسیله این ذهنیت است که نظرگاه‌های جدید به انسان منتقل می‌شود به کمک این ذهنیت است که شخص می‌تواند با ذهن نیمه هوشیار سایرین ارتباط برقرار سازد.

تصور خلاق حالت خود به خودی دارد. موضوعی است که آن را در فصل‌های بعد به‌طور کامل توضیح داده‌ام. این ذهنیت تنها زمانی عمل می‌کند که ذهن هوشیار به‌سرعت در حال فعالیت است.

گوش‌به‌زنگی ذهن خلاق در صورت استفاده از آن افزایش می‌باید. رهبران بزرگ صنعت،‌ اقتصاد و امور مالی،‌هنرمندان،موسیقی‌دان‌ها، شعرا و غیره ازآن‌جهت کبیر شده‌اند که از تصور خلاق خود استفاده کرده‌اند.

درست به همان شکل که وقتی از عضله‌ای بیشتر استفاده می‌کنیم قوی‌تر،‌ می‌شود، استفاده از ذهنیت خلاق و مصنوعی نیز آن را قوی‌تر می‌کند.

میل تنها یک انگیزه است، موضوعی مجرد است و به‌خودی‌خود ارزش ندارد مگر آنکه آن را به معادل فیزیکی خود تبدیل کنیم.

درحالی‌که تصور مصنوعی در جریان تبدیل انگیزه و میل به پول اغلب مورداستفاده قرار می‌گیرد. باید به این حقیقت توجه داشت که ممکن است مجبور شوید که با شرایط و موقعیت‌هایی روبرو گردید که به تصور خلاق نیز نیاز داشته باشید.

پیشنهاد میکنم این مقاله راهم از دست ندهید: با قدرت شگفت انگیز مغزتان آشنا هستید؟ شگفتی مغز انسان

تصور خود را تمرین دهید

ممکن است تصور شما اگر از آن استفاده نکنید ضعیف شود. اما می‌توانید با استفاده از آن، آن را قوی کنید. این ذهنیت از بین نمی‌رود هرچند که ممکن است در صورت استفاده نکردن مرتب از آن ضعیف شود.

در حال حاضر توجه خود را به رشد تصور مصنوعی محدود کنید زیرا این ذهنیتی است که از آن در جریان تبدیل میل به پول استفاده بیشتری خواهید کرد.

تبدیل انگیزه ناملموس میل به یک واقعیت ملموس یعنی پول مستلزم داشتن برنامه‌یا چند برنامه است. این برنامه را باید به کمک تصور و بیشتر با قوه‌ی ذهنی مصنوعی ایجاد کنید. تمام مقاله را یک‌بار بخوانید و دوباره به این فصل رجوع کنید و بی‌رنگ برای تبدیل میل خود به پول برنامه‌یا برنامه‌هایی تدارک ببینید.

دستورالعمل‌های دقیق برای تهیه‌ی برنامه تقریباً در همه مقاله توضیح داده‌شده‌اند. دستورالعملی را که بیش از دیگران نیاز شمارا برآورده می‌سازد انتخاب کنید.

بعد، برنامه خود را روی برگ کاغذی بنویسید. به‌محض اینکه این کار را انجام می‌دهید به میل ناملموس خود شکلی حقیقی می‌دهید. بار دیگر جمله قبلی را به صدای بلند و شمرده بخوانید.

به خاطر داشته باشید به‌محض آنکه میل خود را خلاصه می‌کنید و طرحی برای تحقق آن می‌ریزید، به‌محض آنکه خواسته خود را روی کاغذ می‌آورید و طرحی برای تحقق آن می‌ریزید، قدم‌های نخست را برداشته‌اید. همین اندازه برای تبدیل اندیشه شما به معادل فیزیکی آن کافی است.

قوانینی که به موفقیت منجر می‌شوند

زمینی که روی آن زندگی می‌کنید، خود شما و سایرین حاصل تغییرات تکاملی هستید که از نظم و ترتیبی بدیع برخوردار است. از آن گذشته زمین، هر یک از میلیاردها سلول بدن شما و هریک از اتم‌های ماده ابتدا شکلی از انرژی ناملموس داشته‌اند.

میل به انگیزه فکری است. انگیزه‌های فکری اشکالی از انرژی هستند. وقتی باانگیزه فکری میل به انباشت پول شروع می‌کنید از همان قوانینی که طبیعت برای ایجاد این جهان از آن استفاده کرد سود می‌جویید. می‌توانید از قوانین خدشه‌ناپذیر استفاده کنید.

اما ابتدا باید با این قوانین آشنا شوید و طرز استفاده از آن‌ها را بیاموزید. امیدوارم بتوانم شمارا در موقعیتی قرار دهم تا از سر همه موفقیت‌هایی که تاکنون به‌دست‌آمده باخبر شوید. شاید این گفته من عجیب به نظر برسد اما ((سّر)) به مفهوم ((سّر)) وجود خارجی ندارد. طبیعت آن را در زمینی که روی آن زندگی می‌کنیم، در ستاره‌ها و سیاره‌ها و در هر تیغه علف و در هر شکلی از زندگی که آن را می‌بینیم تبلیغ کرده است.

اصولی که هم‌اکنون می‌خوانید شمارا به درک تصور و تخیل کمک می‌کند. وقتی مطلب را دوباره و چندباره بخوانید می‌بینید که آن را به‌خوبی درک می‌کنید. تصور شما وسیع‌تر می‌شود. از همه این‌ها مهم‌تر تا زمانی که سه بار این مقاله را نخوانده‌اید به اصول مطرح‌شده تردید نکنید.

استفاده عملی از تصور

نقطه شروع هر موفقیت،‌ وجود یک نظری یا نظر‌گاه است که این نیز ناشی از تصور می‌باشد. اگر موافقید برخی از این نظر‌گاه‌ها را بررسی کنیم به این امید که بامطالعه این نمونه‌ها اطلاعاتی قطعی درباره نقش تصور در انباشت ثروت به دست آورید.

 

 

 

 

, ,

توانایی ذهن و ارتباط فیزیکی و رشته‌ های عصبی در مغز

از قدرت ذهن و مغز چطور میشود استفاده کرد؟

توانایی ذهن و ارتباط فیزیکی و رشته‌ های عصبی در مغز

وقتی کاری را برای اولین بار انجام می‌دهیم، یک ارتباط فیزیکی و یک‌رشته‌ی عصبی نازک ایجاد می‌کنیم که به ما امکان می‌دهد در آینده مجدداً به آن احساس یا رفتار دسترسی داشته باشیم.

این‌گونه تصور کنید:

هر بار که رفتاری را تکرار می‌کنیم، این ارتباط تقویت می‌شود و ما یک‌رشته‌ی دیگر به رابطه‌ی عصبی‌مان اضافه می‌کنیم.

با تکرار احساسات مناسب، می‌توانیم هم‌زمان رشته‌های زیادی را اضافه کنیم، قدرت کشش این الگوی احساسی یا رفتاری را ارتقا دهیم تا آنکه درنهایت، برای این رفتار یا احساس یک‌رشته‌ی اصلی داشته باشیم.

در اینجاست که دائماً خود را مجبور به بروز این احساسات یا رفتارها می‌کنیم. به عبارت دیگر، این ارتباط به چیزی مبدل می‌شود که ما آن را ((سوپر اتوبان)) می‌نامیم، همچنین این ارتباط، موجب می‌شود که یک رفتار را پیوسته نشان دهیم.

این پیوند عصبی، یک واقعیت بیولوژیکی و کاملاً فیزیکی است. به این خاطر است که فکر می‌کنیم بروز تغییر، معمولاً بی‌تأثیر است. پیوندهای عصبی ما ابزاری برای بقا است و در سیستم‌های عصبی‌مان، به‌صورت ارتباطات فیزیکی هستند، نه خاطرات نامحسوس!

مایکل مرزنیخ از دانشگاه کالیفرنیای سان فرانسیسکو، به‌صورت علمی ثابت کرده که هر چه بیشتر یک رفتار را تکرار کنیم، آن الگو قوی‌تر خواهد شد. مرزنیخ، اعصاب مربوط به یکی از انگشتان میمون را در مغز او مشخص کرد. سپس میمون را آموزش داد که برای گرفتن غذایش فقط از آن انگشت استفاده کند.

مرزنیخ برای بار دیگر اعصاب مربوط به لمس دست را در مغز میمون آزمایش کرد و متوجه شد بخش پاسخ‌دهنده با سیگنال انگشت در اثر استفاده‌ی زیاد، حدود شش‌صد درصد رشد کرده بود. بدین ترتیب، میمون هنوز هم این رفتار را ادامه می‌داد، حتی درحالی‌که دیگر به خاطر این رفتار به او جایزه‌ای داده نمی‌شد، چون دیگر مسیر فیزیکی این پاسخ به‌صورت قدرتمندی شکل‌گرفته بود.

نمونه‌ی این امر در رفتار انسانی، افرادی هستند که سیگار را ترک کرده‌اند، اما هنوز فشار و ناراحتی را احساس می‌کنند. چرا این امر مهم است؟ این فرد به‌صورت فیزیکی به سیگار کشیدن مرتبط می‌شود. این نکته توضیح می‌دهد که چرا درگذشته به‌سختی می‌توانستید در الگوهای احساسی یا رفتاری‌تان تغییر ایجاد کنید.

شما صرفاً یک عادت نداشتید، بلکه درون سیستم عصبی‌تان شبکه‌ای از پیوندهای عصبی قوی داشته‌اید. ما با بروز مداوم احساسات یا رفتارها، به‌صورت ناخودآگاه چنین پیوندهای عصبی را به وجود می‌آوریم. اگر مدت‌ها است که یک احساس یا رفتار خاص را نشان نمی‌دهید، اگر مدت زیادی است که از روش قدیمی‌تان بهره نمی‌برید، ارتباطات عصبی تضعیف می‌شوند و نابود می‌گردند.

بنابراین، رفتارها یا الگوهای احساس تضعیف‌کننده از بین خواهند رفت. معنای دیگر این نکته آن است که اگر از احساس و شور و حرارتتان استفاده نکنید، آن‌ها کاهش خواهند یافت. به یاد داشته باشید شجاعت، اگر به کار گرفته نشود، کم می‌شود. تعهد، اگر اعمال نشود، ضعیف می‌گردد. عشق، اگر تقسیم نشود، هدر می‌رود.

داشتن یک ذهن خوب کافی نیست، مهم آن است که آن را خوب به کار ببرید. (رنه دیسکاتس)

علم پیوند عصبی، شش مرحله را نشان می‌دهد که به‌صورت خاص برای تغییر یک رفتار از طریق شکستن الگوهایی تضعیف‌کننده طراحی‌شده است؛ اما در ابتدا باید بدانیم که مغز چگونه یک پیوند عصبی ایجاد می‌کند. هر بار که درد یا لذتی را تجربه می‌کنید، مغز به‌سرعت به دنبال دلیل آن می‌گردد و از سه معیار زیر استفاده می‌کند:

۱-مغزتان به دنبال چیزی بی‌نظیر است. برای آنکه مغز گزینه‌های موجود را غربال کند، می‌کوشد تا به کشف عامل غیرمعمول بپردازد. منطقی است که اگر احساسی غیرعادی داشته باشید، چون یک دلیل غیرعادی نیز وجود دارد.

۲-مغرتان به دنبال چیزی است که هم‌زمان صورت می‌گیرد. این نکته در چرخه‌ی روان‌شناسی به‌عنوان ((قانون ساحر)) خوانده می‌شود. آیا این امر بدان معنا نیست که آنچه در لحظه‌ی درد یا لذت شدید یا نزدیکان رخ می‌دهد، احتمالاً علت آن احساس می‌باشد؟

۳-مغزتان به دنبال رابطه‌ای منطقی است. اگر درد یا لذتی را احساس می‌کنید، مغزتان به‌سرعت به موارد بی‌نظیری که در اطرافتان به‌صورت هم‌زمان روی می‌دهند، توجه می‌کند. اگر عاملی که این دو معیار را برآورده می‌سازد، پیوسته در هنگام احساس درد یا لذت روی دهد، می‌توانید مطمئن شوید که مغرتان آن را به‌عنوان دلیل خواهد شناخت. البته در اینجا این چالش وجود دارد که وقتی درد یا لذتی را تجربه می‌کنیم، می‌کوشیم انسجام آن را تعمیم دهیم.

پیشنهاد میکنم این مقاله را هم از دست ندهید : ۵ راز امواج ذهنی (سابلیمینال) در زندگی و جذب

البته این امر مهم نیست، بلکه نفوذ و تأثیر آن بسیار اهمیت دارد. شما می‌توانید نسبت به پول، پیوندهای لذت‌بخش‌تر یا دردناک‌تر داشته باشید؛ اما اگر فقط یکی از این پیوندها قوی‌تر باشد، آن پیوند عصبی غلط می‌تواند توانایی شمارا برای کسب موفقیت مالی از بین ببرد.

وقتی به نقطه‌ای می‌رسید که رنجی را احساس می‌کنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ من این نکته را ((مانع درد)) می‌نامم. اغلب وقتی چنین شرایطی ایجاد می‌گردد، ما می‌ایستیم و نمی‌دانیم چه‌کاری باید انجام دهیم. معمولاً ما آنچه کمتر ناراحتمان می‌کند را انتخاب می‌کنیم. به‌هرحال برخی افراد اجازه می‌دهند این درد تمام وجود آن‌ها را در برگیرد و آن‌ها را آشفته کند و در این حالت، آن‌ها ناتوانی را تجربه می‌کنند.

شما با استفاده از شش مرحله NAC، می‌دانید این الگوهای تضعیف‌کننده را از بین ببرید. بدین ترتیب، شما مسیرهایی را ایجاد خواهید کرد و دیگر فقط آرزوی ترک یک رفتار نامطلوب یا غلبه بر آن را در کوتاه‌مدت ندارید، بلکه درواقع خودتان را مجهز می‌کنید تا با هماهنگی با انتخاب‌های جدید و تقویت کنندتان رفتار نمایید بدون تغییر رنج‌ها و لذت‌ها تان در سیستم عصبی، هیچ تغییری پایدار نخواهد بود.

پس‌ازآنکه این شش مرحله را خواندید و درک کردید، من شمارا دچار چالش می‌کنم تا آنچه می‌خواهید اکنون در زندگی‌تان تغییر دهید را برگزینید. دست‌به‌کار شوید و هر یک از مراحلی را که می‌خواهید بیاموزید، دنبال کنید. بدین ترتیب، نه‌ فقط یک بخش کتاب را مطالعه کرده‌اید، بلکه درنتیجه‌ی خواندن این بخش، تغییراتی را به وجود آورده‌اید. پس بیایید شروع کنیم.

هر بار که خشم خودتان را نشان می‌دهید یا بر سر فرد موردعلاقه‌تان فریاد می‌زنید، این ارتباط عصبی را تقویت می‌کنید و احتمال انجام این کار را افزایش می‌دهید. خبر خوب این است که تحقیقات نشان داده‌اند وقتی میمون را مجبور کردیم دیگر از انگشت خود استفاده نکند، بخشی از مغز که این ارتباطات عصبی را به وجود می‌آورد، کوچک و بنابراین، پیوندهای عصبی‌اش تضعیف شدند. این نکته برای کسانی که می‌خواهند عادتی را ترک کنند، خبر بسیار خوبی است!

 

دانلود کتاب قانون جذب

, ,

ذهنیت زندگی ساز بر اساس قانون جذب

ذهنیت زندگی ساز در قانون جذب؟

ذهنیت زندگی ساز بر اساس قانون جذب

در مقاله شناخت قدرت ذهن در قانون جذب خوندیم که ماهیت افکار و احساسات به گونه ای است که از خاصیت سرایت کنندگی برخوردار بوده و هم فکر کردن دیگران با خود بدین معنی است که فرد میتوتند از امکانات دیگران جهت محقق ساختن رویاهایش استفاده کند.

بنابراین ذهنیت زندگی ساز است.

فرد به وسیله خوش بینی اصلیش هم میتواند دیگران رو به سوی خودجذب کند و هم از امکانات دیگیران در راستای اهداف خودش استفاده کند.

همینطور بر اساس واقعیات از همین مدل که فرد جهت استفاده از این اهرم ، از هیچ کوششی نباید فروگزار باشه وچون بهره مندی از این امتیاز در گرو درک مکانیسم عمل  این قدرت جادویی است بدین علت فرد باید جهت فهم این مهم به اندازه کافی سرمایه گذاری نمایند.

من تا قبل از اینکه به این قدرت جادویی (فکر) ایمان بیارم هر باری که با مفهوم قدرت مغناطیسی و جذب فکر مواجه می‌شدم فورا این ذهنیت را به باد تمسخر میگیرفتم.

اما الان نه تنها به این مفهوم ایمان دارم بلکه اندیشمندان زیادی را نیز می‌شناسم با این باور من موافق هستند.

بله ، فکر از قدرت مغناطیسی برخوردار بوده و به واسطه این ویژگی در راستای هر هدفی قرار به گیره در نهایت اون هدف و رویا را مححقق می‌سازد.

همونطور که گفتم افکار و اندیشه‌ها به کونه ای است که از خاصیت سرایت کندگی  برخوردار است.

به زبان ساده تر فرد در طول عمرش هم در معرض خودالقایی( تلقین به نفس) است و هم در معرض دگر القایی.

از مثال‌های بارز دگر القایی میشه به بمباران ذهنی و شتسشوی مغزی توسط وسایل ارتباط جمعی مثل رادیو و تلویزیون و مطبوعاتو غیر ه و القائات مردم اشاره کرد و همینطور شبکه های اجتماعی و ازآنجا که خودشکوفایی تابع خودخودشناسی است.

هدف گذاری باید بر این اساس شکل بگیرد و چون خواسته ریشه دار و سوزان فرد در نهایت رنگ واقعیت به خود میگیرد، بنابراین تنها در صورتی القائات دیگران میتواند به نفع اهداف شخص باشد که این تزریقات سازگار با باور شخصی فرد همراه باشد.

در غیر این صورت تزریقات ذهنی دیگران میتونه برای ذهن فرد مسموم کننده باشد.

 

 

ذهنیت زندگی ساز برای قانون جذب.

 

 

از  آنجا که مکانیسم عمل ذهن انسان مبتنی بر اصل علت و معلول است و چون بهره مندی از این اهرم جادویی در گرو درک مکانیسم عمل آن است.

نه تنها مردم درک درستی از این اصل ندارند بلکه با مفاهیمی چون سرچشمه همه چیز درونی است نه بیرونی، و یا فکر بنیان قدرت است ناآشنا هستند.

خوشبختانه این مفاهیم ظاهرا پیچیده در سال ۱۹۳۲ در یک نشریه مالی با نقاله ای با عنوان سرزمین زرخیز برای خوانندگان تشریح شد که محتواش به صورت زیر است:

درست است که حاصل فکر و ایده عمل بوده و عمل نیز محتاج تحرک و اقدام است.

متاسفانه ملموس تر بودن عمل در قاس با ایده اولیه عمل، بسیار از مردم را درگیر اشتباه کرده و این کج فهمی سبب میشه که مردم به جای اینکه الدورادو (سرزمین زرخیز) را در درون ودرست در زیر پای خودد بیابند جهت یافتن این گنج بی پایان بدون طی کردن مراحل اصلی این فرایند توش وتوان خودرا بیهوده به تاراج داده و بدین وسیله اسباب فرسودگی جسمی و روحی خود را فراهم می‌کنند و این در حالی است که مکان جغرافیایی الدورادو (سرزمین زرخیز) همانطور که گفته شد درست در ذهن فرد است.

جون ایده تسخیر گنج و طلا در ابتدا در ذهن طراحی می‌سود و این واقعیت مسلمی است که در طول تاریخ بشر نه تنها پیامبران الهی و آسمانی و برخی از ایین های عرفانی آن را مورد تایید قرار بدهند ،بلکه نتایج حاصله از بررسی‌های علمی نیز این واقعیت را نورد تایید قرار داده‌اند.

چکیده این اعتقاد زمینی(علمی) و آسمانی(الهی) چیزی جز زانزد خواستن ، توانستن است نیست.

با این همه گنج طلبان و زندگی باوران در این رابطه هرگز نبایداز مفهوم ضرب المثل و زبانزد، هر چقدر پول بدهی، به همان اندازه هم آش می‌خوری، غافل شوند.

به عبارت دیگه هر چقدرخواسته فرد بزرگ‌تر باشد به همان اندازه نیز باید تلاش‌های هدف محورانه اش بیشتر باشد.

الان ممکنه این پرسش برای خواننده پیش به یاد کلید تسخیر این گنج چگونه قابل حصول است؟

همانطور که گفتم از انجا که این طرز فکر فرد است که در نهایت سرنوشت فرد را شکل می‌دهد، پس پیش از هر چیزی ذهنیات فرد باید اصیل خودپذیری می باشد.

پرسش اینه که  چگونه خودپذیری و خودشناسی فرد را از قید بندگی (دگر القایی) نجات داده و به این وسیله موهبت آزادی اراده و اختیار را برای فرد به ارمغان می‌آورد؟

ازادگی و آزاد اندیشی چیزی جز احساس  بی نیازی  و وارستگی نبوده و خود احساس وارستگی هم یعنی به دور بودن از افکار سمی دیگران و رهایی از این بلا نیز یعنی آرامش رووانی و روحی و برخورداری از این ویژگی نیز یعهنی مححقق کردن همه اهداف معقول و مشروع.

بله ، کلید گنج در ذهنیات  وافکار این چنین نهفته است.

پیشنهاد می‌کنم این مقاله را از دست ندهید: قانون جذب ، قانون جذب عشق و قانون جذب ثروت

نمونه بارز الدورادو (سرزمین زرخیز) کشور امریکااست که از زمان تاسیسش تا کنون به مثال گنج بی پایان برای مردان و زنان خلاق، خوش فکر،معتمد به نفس،،شوریده و وارسته ، انسان دوستو بلند نظر بوده است.

از جمله این گنج یابان  و گنج گستران می‌توان به کار آفرینان برتر معاصر و مدرن مثل اقای بابک بختیاری (موسس برند آیس پک و توت طلایی چوبیک و….) و همینطور خانم نازنین دانشور (موسس سایت تخفیفان) و همینطور در زمینه‌های صنعت فرش آقای احد عظیم زاده و بسیار از دیگر افراد موفق  اشاره کرد که این اشخاص پیش از آنکه در کشور ایران به طلای واقعی برسند

با قدرت باور خود به این رویا جان بخشیده و بدین وسیله هم سعادت خود را تضمین کرده و هم از قبل این خوان گشترده ،مردمتان شماری را در سراسر ایران و جهان بهره مند کرده‌اند.

این مسئله در مورد اقای عباس برزگر یک  فرد روستایی  هم صدق می‌کند چون این مرد وارسته به وسیله قدرت اراده‌اش در یک روستای دور افتاده اقدام به تاسیس بزرگ‌ترین دهکده گردشگری ایران کرده است و به این وسیله این منطقه را تبدیل به شهری پر رونق برای مسافران توری است سراسر جهان تبدیل کرده است.

بله همان طور که موارد مثال‌های بالا نشان می‌دهد دستیابی به گنج تنها محصور به خیال‌پردازی صرف نشده و این رویا باوری همیشه باید همه باهمت و عمل باشد تا آن رویا رنگ واقعیت به خودش بگیرد.

خیلی ممنونم که این مقاله را هم مطالعه کردید ، بهنام جعفری